←رابطه توحید با حکومت دینی
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
در [[نظام]] [[عقیدتی]] [[اسلام]]، حکومت دینی، [[حکومتی]] است که تمامی ارکان آن بر [[اساس دین]] شکل گرفته و [[قوانین]] و مقررات اجرایی آن برگرفته از [[احکام دینی]] باشد<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵؛ کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۴؛ نهج البلاغة، حکمت، ۲۴۴.</ref> و نیز آرا و منویات شخص [[حاکم]] در امر [[حکومت]] دخالت نداشته، بلکه [[شخصیت حقوقی]] اوست که در چارچوب [[قوانین الهی]] و در راستای [[مصالح عمومی]] [[حکومت]] میکند<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}} «ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. در حکومت دینی تمرکز [[قدرت]] [[دست]] هیچ کس نبوده و [[حاکم]]، تنها مجری [[قوانین الهی]] است<ref>کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۱؛ تنبیه الامة وتنزیه المله، ص۴۳-۴۵؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۱۰-۸.</ref>؛ زیرا در [[جهانبینی اسلامی]]، این فقط [[خدای متعال]] است که صلاحیت [[قانونگذاری]] دارد<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ}} «بگو: بیگمان من از پروردگارم برهانی (روشن) دارم و شما آن را دروغ شمردهاید؛ آنچه آن را شتابناک میجویید نزد من نیست؛ داوری جز با خداوند نیست (که) حق را پی میگیرد و او بهترین جداکنندگان (حق از باطل) است» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>. [[حاکم]]، در [[قوانین]] موضوعه و [[احکام ثانوی]] نیز در چارچوب [[قوانین الهی]] [[حکم]] صادر میکند. در برخی از تعابیر، حکومت دینی به معنای [[حکومت]] [[دینداران]] آمده است. بنابراین دیدگاه، رعایت [[قوانین اسلامی]] از مشخصههای حکومت دینی نخواهد بود؛ بلکه تنها وجود [[شهروندان]] [[متدین]] در [[صدق]] حکومت دینی، کافی است<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۸۵.</ref>. | در [[نظام]] [[عقیدتی]] [[اسلام]]، حکومت دینی، [[حکومتی]] است که تمامی ارکان آن بر [[اساس دین]] شکل گرفته و [[قوانین]] و مقررات اجرایی آن برگرفته از [[احکام دینی]] باشد<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری میکند؛ بیگمان خداوند توانمندی پیروزمند است» سوره حدید، آیه ۲۵؛ کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۴؛ نهج البلاغة، حکمت، ۲۴۴.</ref> و نیز آرا و منویات شخص [[حاکم]] در امر [[حکومت]] دخالت نداشته، بلکه [[شخصیت حقوقی]] اوست که در چارچوب [[قوانین الهی]] و در راستای [[مصالح عمومی]] [[حکومت]] میکند<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}} «ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. در حکومت دینی تمرکز [[قدرت]] [[دست]] هیچ کس نبوده و [[حاکم]]، تنها مجری [[قوانین الهی]] است<ref>کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۱؛ تنبیه الامة وتنزیه المله، ص۴۳-۴۵؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۱۰-۸.</ref>؛ زیرا در [[جهانبینی اسلامی]]، این فقط [[خدای متعال]] است که صلاحیت [[قانونگذاری]] دارد<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ}} «بگو: بیگمان من از پروردگارم برهانی (روشن) دارم و شما آن را دروغ شمردهاید؛ آنچه آن را شتابناک میجویید نزد من نیست؛ داوری جز با خداوند نیست (که) حق را پی میگیرد و او بهترین جداکنندگان (حق از باطل) است» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>. [[حاکم]]، در [[قوانین]] موضوعه و [[احکام ثانوی]] نیز در چارچوب [[قوانین الهی]] [[حکم]] صادر میکند. در برخی از تعابیر، حکومت دینی به معنای [[حکومت]] [[دینداران]] آمده است. بنابراین دیدگاه، رعایت [[قوانین اسلامی]] از مشخصههای حکومت دینی نخواهد بود؛ بلکه تنها وجود [[شهروندان]] [[متدین]] در [[صدق]] حکومت دینی، کافی است<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۸۵.</ref>. | ||
== رابطه | == رابطه توحید با حکومت دینی == | ||
{{همچنین|توحید}} | |||
«توحید»، به معنای [[یگانهدانستن خداوند]]، دارای مراتبی است که مهمترین مراتب آن شامل [[توحید ذاتی]]، صفاتی و افعالی است. آنچه که در این تحقیق به مناسبت موضوع آن مورد توجه قرار گرفته است، [[توحید افعالی]] است که به معنای فاعلیت تام و مستقل [[خداوند]] در اثرگذاری بر عالم است. | |||
[[توحید افعالی]]، با توجه به اقسام کلی [[افعال خداوند]]، به شاخههای مختلف تقسیم میگردد که مهمترین آن، [[توحید در ربوبیت]] است. [[ربوبیت]] نیز دارای [[شؤون]] و مراتب مختلفی است که مهمترین آن، [[توحید در تشریع]] و [[توحید در ولایت]] و [[حاکمیت]] و [[توحید در اطاعت]] است. | [[توحید افعالی]]، با توجه به اقسام کلی [[افعال خداوند]]، به شاخههای مختلف تقسیم میگردد که مهمترین آن، [[توحید در ربوبیت]] است. [[ربوبیت]] نیز دارای [[شؤون]] و مراتب مختلفی است که مهمترین آن، [[توحید در تشریع]] و [[توحید در ولایت]] و [[توحید در حاکمیت|حاکمیت]] و [[توحید در اطاعت]] است. | ||
[[ربوبیت تشریعی]] که همان [[توحید در تشریع]] است، مربوط به [[افعال]] اختیاری و [[اراده انسان]] میشود به این معنا که تنها [[خداوند]] است که [[حق]] قانونگذاری برای [[انسانها]] را دارد؛ چون تنها اوست که به [[مصالح]] و [[مفاسد]] واقعی [[انسانها]] احاطه و [[آگاهی]] کامل دارد. | [[ربوبیت تشریعی]] که همان [[توحید در تشریع]] است، مربوط به [[افعال]] اختیاری و [[اراده انسان]] میشود به این معنا که تنها [[خداوند]] است که [[حق]] قانونگذاری برای [[انسانها]] را دارد؛ چون تنها اوست که به [[مصالح]] و [[مفاسد]] واقعی [[انسانها]] احاطه و [[آگاهی]] کامل دارد. | ||