مرجعیت علمی اهل بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۵: خط ۲۵:


با [[تأمل]] در این [[آیات]] درمی‌یابیم که [[امامت]] [[جاهل]] بر عالِم و عالم بر عالم‌تر، امری مردود و غیر قابل قبول است. در [[احادیث]] نیز تأکید فراوانی بر شرط [[علم]] در قبول مسئولیت‌های [[اجتماعی]]، دیده می‌شود که [[دلیل]] بر اولویت اشتراط [[علم]] در [[امامت]] است. [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: "هیچگاه طایفه و امتی، امور خود را به دست مردی نسپرده است که در آن طایفه و گروه داناتر و [[اعلم]] از او بوده‌اند، مگر آنکه پیوسته امور آن [[امت]] رو به خرابی و [[تباهی]] می‌گذارد، تا زمانی که از این کردار برگردند و زمام امور خود را به دست اعلم امت بدهند"<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۵۶۰ و ۵۶۶.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۶۴- ۱۶۶.</ref>
با [[تأمل]] در این [[آیات]] درمی‌یابیم که [[امامت]] [[جاهل]] بر عالِم و عالم بر عالم‌تر، امری مردود و غیر قابل قبول است. در [[احادیث]] نیز تأکید فراوانی بر شرط [[علم]] در قبول مسئولیت‌های [[اجتماعی]]، دیده می‌شود که [[دلیل]] بر اولویت اشتراط [[علم]] در [[امامت]] است. [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: "هیچگاه طایفه و امتی، امور خود را به دست مردی نسپرده است که در آن طایفه و گروه داناتر و [[اعلم]] از او بوده‌اند، مگر آنکه پیوسته امور آن [[امت]] رو به خرابی و [[تباهی]] می‌گذارد، تا زمانی که از این کردار برگردند و زمام امور خود را به دست اعلم امت بدهند"<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۵۶۰ و ۵۶۶.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۶۴- ۱۶۶.</ref>
==[[مرجعیت علمی اهل‌بیت==
ازجمله برجسته‌ترین مسائل بنیادین و درازدامن - از [[زمان رسول خدا]]{{صل}} تاکنون - در میان بسیاری از [[متکلمان]]، [[فقیهان]]، [[محدثان]] و [[مفسران]] بوده است. از آنجا که [[اثبات]] [[مرجعیت علمی]]، منوط به اثبات [[حجیت سنت]] است، رویکرد اصلی این مقاله بر [[حجیت سنت اهل‌بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} بر اساس [[منابع روایی]] و [[تفسیری]] [[اهل‌سنت]] است.
[[سنت رسول خدا]]{{صل}} نزد [[مسلمانان]]، پذیرفته و [[حجت]] است و [[مشاجره]] در حجیت سنت اهل‌بیت اوست که [[پیروان مکتب اهل‌بیت]]{{عم}} به آن [[باور]] دارند؛ ولی سایر [[مذاهب اسلامی]] در باور یا [[التزام]] به آن یکسان نیستند‌. این موضوع - به دور از برخی کشمکش‌های [[تاریخی]] در میان مسلمانان - امری مهم و مؤثر است؛ زیرا اگر بر اساس [[قرآن]] و سنت رسول خدا{{صل}} ثابت شود که [[سنت]] [[پیشوایان]] پس از او نیز حجت است، دریچه‌ای نو برای مسلمانان و هم‌گرایی‌هایی بیشتر درباره مرجعیت علمی گشوده می‌گردد و گنجینه‌ای گران‌بها به منابع [[دین‌شناسی]] مذاهب اسلامی افزوده خواهد شد.
اساسی‌ترین مسئله در این [[پژوهش]]، اثبات حجیت سنت اهل‌بیت با تأکید بر منابع روایی و تفسیری اهل‌سنت است. دستیابی به اهداف این پژوهش در گرو پاسخ به این پرسش‌هاست: چه [[دلایل قرآنی]] بر حجیت سنت اهل‌بیت{{عم}} در منابع اهل‌سنت وجود دارد؟ [[دلایل روایی]] حجیت سنت اهل‌بیت{{عم}} در منابع اهل‌سنت کدام است؟<ref>[[محسن رفیعی|رفیعی]]، [[معصومه شریفی|شریفی]]، [[مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان (مقاله)|مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان]] ص ۱۵۵</ref>
==[[دلایل]] حجیت سنت اهل‌بیت رسول خدا{{صل}}==
===دلایل قرآنی===
====[[آیه تطهیر]]====
{{متن قرآن|...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.
از بررسی [[کتاب‌های تفسیری]] و [[روایی]]<ref>ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸؛ قرطبی، ابوعبدالله محمد بن أحمد أنصاری، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج۹، ص۷۰ و ۱۴ و ص۱۸۳ - ۱۸۲؛ ابن‌راهویه، إسحاق بن إبراهیم، مسند ابن راهویه، ج۴، ص۱۶ - ۱۵؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۱۹۳ - ۱۹۱؛ محلّی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ص۵۵۴‌؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۱۹۹ - ۱۹۷؛ ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد‌، تفسیر الثعالبی، ج۴، ص۳۴۷ – ۳۴۶.</ref> به دست می‌آید که درباره مراد از «[[اهل‌بیت]]» در [[آیه]] «[[تطهیر]]» چند دیدگاه وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
# [[همسران]]، دختر، دو پسر و [[داماد رسول خدا]]{{صل}}: طرف‌داران این دیدگاه معتقدند مراد از اهل‌بیت، [[همسران رسول خدا]]{{صل}} و دخترش [[فاطمه زهرا]]، دامادش [[امام علی]] و پسرانش [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} هستند. به [[باور]] ایشان، به دلیل اینکه همسران رسول خدا{{صل}} [[سبب نزول]] این آیه‌اند، پس آیه بر دخول آنان در اهل‌بیت تصریح دارد<ref>ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد‌، تفسیر الثعالبی، ج۴، ص۳۴۷ – ۳۴۶.</ref>.
#تنها [[زنان]] [[رسول خدا]]{{صل}}: [[استدلال]] ایشان آن است که قبل و بعد این آیه درباره زنان رسول خدا{{صل}} است. به این دیدگاه [[اعتراض]] شده که [[زنان پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} در آن [[آیات]] با لفظ جمع مؤنث خطاب شده‌اند‌؛ درحالی‌که در [[آیه تطهیر]]، خطاب با جمع [[مذکر]] است. آنها پاسخ داده‌اند که به دلیل وجود رسول خدا{{صل}} در میان زنان، از باب «تغلیب» صیغه مذکر آورده شده است<ref>ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸‌.</ref>. یا اینکه این صیغه به‌اعتبار لفظ «[[اهل]]» است<ref>شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۴، ص۱۹۸.</ref>.
این دیدگاه را به [[عکرمه]]، [[ابن‌عباس]]، ابن‌سائب و [[مقاتل]] نسبت داده‌اند<ref>ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸.</ref>. از عکرمه و ابن‌عباس نقل می‌شده که گفته‌اند‌: {{عربی|نزلت في نساء النبي خاصّة}}<ref>ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۴۹۲ - ۴۹۱؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۱۹۷.</ref>. نیز از عکرمه نقل شده است که گفته: {{عربی|من شاء بأهلته أنّها نزلت في أزواج النبي}}<ref>ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸؛ ابن‌راهویه، إسحاق بن إبراهیم، مسند ابن راهویه، ج۴، ص۱۶ - ۱۵؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۴۹۳ - ۴۹۱‌؛ شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۴، ص۲۸۰ - ۲۷۸؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۱۹۷‌.</ref>.
برخی به‌زعم خویش، درباره [[شأن نزول آیه]] [[تطهیر]]، راه میانه را [[اختیار]] کرده‌اند: «هرکس این [[آیه]] را بر یکی از [[فریقین]] [تنها [[همسران]]، یا تنها علی و [[فاطمه]] و حسن و حسین{{عم}}] تطبیق دهد، تمام سخن را نگفته است»<ref>مبارکفوری، تحفة الأحوذی فی شرح الترمذی، ج۹، ص۴۹.</ref>. وی همچنین «سباق در خطاب و سیاق‌» را درباره همسران می‌داند و بر این [[باور]] است که [[اخراج]] [[زنان]]، [[کلام]] را از اتّساق و [[انتظام]] خارج می‌کند؛ سپس این‌گونه به [[سخن امام]] رازی استناد می‌جوید: {{عربی|أنّها شاملة لنسائه صلى الله عليه و سلّم لأنّ سياق الآية ينادي على ذلك فإخراجهنّ عن ذلك و تخصيصه بغيرهنّ غيرصحيح}}<ref>مبارکفوری، تحفة الأحوذی فی شرح الترمذی، ج۱، ص۱۹۵‌.</ref>.
دلالت [[آیه تطهیر]] بر [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} از جهت قرینه<ref>برای آگاهی بیشتر از چیستیِ «قرینه» و کاربرد آن در تفسیر، بنگرید به: رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص۱۶۱ - ۱۱۸.</ref> را این‌گونه می‌توان بررسی نمود‌:
====قرینه متصل====
'''قرینه متصل بیرونی‌''': آیه تطهیر - بدون در نظر گرفتن قراین منفصل - [[زنان پیامبر]] را دربر نمی‌گیرد؛ بلکه به افراد ویژه‌ای اشاره دارد که به‌اختصار بررسی می‌کنیم<ref>گرچه قبل و بعد آیه تطهیر درباره زنان پیامبر{{صل}} نازل شده، روایاتی که زنان پیامبر{{صل}} را جزء آیه تطهیر می‌شمارند، از جهت سند، راویانی مجهول و ضعیف دارد که محدثان و رجالیان اهل‌سنت آنها را قدح کرده‌اند. این روایات از جهت متن نیز دارای خلل و اضطراب هستند. افزون بر اینها، این قسمت از آیه ۳۳ سوره احزاب به طور جداگانه نازل شده و هیچ‌کس ادعا نکرده است که این آیه همراه آیات {{متن قرآن|نِسَاءَ النَّبِيِّ}} نازل شده باشد‌. (برای آگاهی بیشتر از ضعف متن و سند این‌گونه روایات، بنگرید به: عاملی، سیدجعفر مرتضی، اهل البیت فی آیة التطهیر، ص۲۵۵؛ آصفی، محمدمهدی، آیة التطهیر، ص۱۰۴؛ برای آگاهی بیشتر درباره آیه تطهیر، بنگرید به: رفیعی، محسن، «مرجعیت علمی اهل‌بیت{{عم}} نزد غیر شیعه‌»، پایان‌نامه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده اصول‌الدین قم (۱۳۹۰ش)، ص۷۴ - ۵۳ و ۱۵۰ - ۱۴۷‌؛ خاکپور، حسین، «نقش، جایگاه و میراث اهل‌بیت{{عم}} در روایات تفسیری اهل‌سنت»، پایان‌نامه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده اصول‌الدین قم (۱۳۸۷ش)، ص۱۱۳ - ۱۸‌.</ref>.
در [[آیات]] ۲۸ و ۲۹ سورة [[احزاب]]، [[خداوند]] از [[پیامبر]] می‌خواهد به همسرانش دستوراتی بفرماید. در این دو [[آیه]]، [[زنان]] با الفاظ جمع مؤنّث خطاب شده‌اند: {{متن قرآن|كُنْتُنَّ}} (۲ بار)، {{متن قرآن|تُرِدْنَ}} (۲ بار)، {{متن قرآن|فَتَعَالَيْنَ}}، {{متن قرآن|أُمَتِّعْكُنَّ}}، {{متن قرآن|وَأُسَرِّحْكُنَّ}}، {{متن قرآن|كُنْتُنَّ}}. سپس دوباره، [[زنان پیامبر]] را این‌گونه خطاب می‌کند‌: {{متن قرآن|مِنْكُنَّ}} (۲ بار)، سپس دوباره، زنان پیامبر{{صل}} را این‎گونه خطاب می‌کند:{{متن قرآن|لَسْتُنَّ}}، {{متن قرآن|اتَّقَيْتُنَّ}}، {{متن قرآن|فَلَا تَخْضَعْنَ}}، {{متن قرآن|قُلْنَ}}، {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ}}، {{متن قرآن|ولَا تَبَرَّجْنَ}}، {{متن قرآن|أَقِمْنَ}}، {{متن قرآن|آتِينَ}}، {{متن قرآن|أَطِعْنَ}}.
پس از این همه خطاب با جمع مؤنث، یک مرتبه نوعی «التفات»<ref>«التفات‌» در لغت به‌معنای توجه به چپ و راست و در اصطلاح عبارت است از «انتقال کلام از یک اسلوب به اسلوب دیگر». این انتقال می‌تواند از حاضر به غایب، مذکر به مؤنث، مفرد به مثنا یا جمع و بالعکس باشد. (سیوطی، جلال‌الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۲۶۹؛ هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغة، ص۲۳۹؛ امین شیرازی، احمد، البلیغ فی المعانی و البیان و البدیع، ص۸۶ - ۸۴؛ فاکر میبدی، محمد، قواعد التفسیر لدی الشیعة و السنّة، ص۱۷۲ - ۱۶۸).</ref> و چرخش به سوی جمع [[مذکر]] مخاطب صورت می‌گیرد: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. در اینجا خبری از جمع مؤنث نیست؛ بلکه {{متن قرآن|عَنْكُم}} و {{متن قرآن|يُطَهِّرَكُم}} به‌صورت جمع مذکر مخاطب آمده‌اند‌. از این چرخش لفظی فهمیده می‌شود که منظور زنان پیامبر{{صل}} نیست‌؛ بلکه مقصود گروهی است که همه یا بیشتر آنها مرد هستند، وگرنه مانند [[سیاق]] قبلی می‌فرمود: {{عربی|عنكنّ}} و {{عربی|يطهّركنّ}}.
بعد از این [[آیه]]، دوباره «التفات» صورت گرفته و [[سیاق]]<ref>برای آگاهی بیشتر از چیستی «سیاق» و کاربردهای آن در تفسیر، بنگرید به: فاکر میبدی، محمد، قواعد التفسیر لدی الشیعة و السنّة، ص۲۹۹-۲۷۷؛ رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، ج۱، ص۴۳۷-۴۱۷؛ رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص۱۱۵-۱۰۰.</ref> چرخش پیدا کرده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرْنَ}}، {{متن قرآن|بُيُوتِكُنَّ}}.
آیاتی که [[زنان پیامبر]]{{صل}} را با ضمیر جمع مؤنث خطاب می‌کند، در [[مقام]] [[توبیخ]] است؛ در حالی که [[آیه تطهیر]] - که [[اهل بیت]]{{عم}} را با ضمیر جمع [[مذکر]] خطاب می‌کند - در مقام [[تکریم]] است. به دیگر سخن، [[خداوند متعال]] با این شاهکارها، در پی نشان دادن [[تقابل]] و مقایسه میان [[معصوم]] ([[اهل‌بیت]]) با غیرمعصوم (زنان پیامبر) است.
توبیخ و تکریم همزمان برای افرادی خاص معنا ندارد. به‌علاوه اینکه، قرینه متصل درونی، [[حاکم]] بر قرینه متصل بیرونی است.
'''قرینه متصل درونی''': بنابر دلالت مطابقی (قرینه متصل درونی) اهل‌بیت - بدون در نظر گرفتن مصادیق آن به‌سبب [[اراده تکوینی]] [[خداوند]] از هرگونه [[پلیدی]] و [[آلودگی]] زدوده شده و به [[پاکی]] و [[پاکیزگی]] آراسته گشته‌اند؛ از همین رو معصوم هستند.
میان [[اراده خداوند]] بر [[منزه بودن]] از پلیدی و [[آراستگی]] به پاکی با [[عصمت]] آنان، ارتباط مستقیمی وجود دارد.<ref>[[محسن رفیعی|رفیعی]]، [[معصومه شریفی|شریفی]]، [[مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان (مقاله)|مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان]] ص ۱۵۶</ref>
====قرینه منفصل====
[[مسلمانان]] اتفاق دارند که [[آیه مباهله]]<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> درباره [[مسیحیان نجران]] نازل شده است و بنا به [[گواهی]] [[منابع تاریخی]]، [[روایی]] و [[تفسیری]]، از میان [[فرزندان]]، تنها حسن و حسین{{عم}}، از میان [[زنان]]، تنها [[فاطمه زهرا]]{{س}} و از میان مردان، تنها [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}، [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[جریان مباهله]] [[همراهی]] کرده‌اند. پس مراد از {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} در این [[آیه]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}}، از {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} فاطمه زهرا{{س}} و از {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} امیرمؤمنان علی{{ع}} است.
[[خداوند]] بر اساس منطوق آیه، «أبناء»، «[[نساء]]» و «أنفس» را به رسول خدا{{صل}} نسبت داده که نشان از [[تکریم]] آنان نزد [[خدا]] و رسولش دارد.
آیه «مباهله‌» به همراه «[[حدیث کساء]]» دلالت بر [[عصمت]] این چهار نفر و رسول خدا{{صل}} دارد. به دلیل [[آیات]] [[سوره تحریم]] - که قرینه منفصلی دیگر برای [[آیه تطهیر]] است - دو نفر از [[زنان پیامبر]]{{صل}}<ref>خلیفه دوم تصریح می‌کند آن دو زنی که پشت‌به‌پشت یکدیگر داده، رسول خدا{{صل}} را اذیت کرده‌اند، عایشه و حفصه بوده‌اند. بخاری با ذکر سند نقل می‌کند که ابن‌عباس می‌گوید: {{متن حدیث|أردت أن أسأل عمر فقلت يا أمير المؤمنين من المرأتان اللتان تظاهرتا على رسول الله - فما أتممت كلامي حتى قال‌: عائشة و حفصة‌}}. (بنگرید به: بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۶، ص۷۰؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۲، ص۵۲۸ - ۵۲۵، ش۴۶۷۴ - ۴۶۶۳؛ نووی، محیی‌الدین ابوزکریا یحیی بن شرف، صحیح مسلم بشرح النووی، ج۱۰، ص۷۷‌؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۵، ص۹ - ۸؛ ج۸، ص۵۰۵؛ ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۲۲۸ و ۳۰۹؛ ج۱۲، ص۳۰۳؛ عظیم‌آبادی، محمد شمس الحق، عون المعبود شرح سنن أبی داود، ج۱۰، ص۱۲۷؛ ابن‌راهویه، إسحاق بن إبراهیم، مسند ابن راهویه، ج۴، ص۲۱‌؛ نسائی، ابوعبدالرحمن أحمد بن شعیب، السنن الکبری، ج۶، ص۴۹۵؛ ابویعلی، مسند أبی یعلی الموصلی، ج۱، ص۱۵۲؛ ابن‌حبّان، محمد بن حبّان، صحیح ابن حبّان بترتیب ابن بلبان، ج۹، ص۴۹۸؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۳، ص۱۳؛ ج۸، ص۳۲۵ - ۳۲۴‌؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۴، ص۶۶؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۲۸، ص۲۰۸ - ۲۰۶؛ ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۸، ص۵۲ - ۴۸؛ قرطبی، ابوعبدالله محمد بن أحمد‌، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج۱۸، ص۱۸۹ و ۱۹۱؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۴، ص۴۱۷ - ۴۱۲؛ مُحلّی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ص۷۵۲؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۶، ص۲۴۱‌؛ ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد‌، تفسیر الثعالبی، ج۵، ص۴۵۲ - ۴۵۱؛ شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۵، ص۲۵۱ - ۲۵۰؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸۵؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۲۲۹؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۹، ص۶۱ - ۵۹؛ بکری، عبدالرحمن أحمد، من حیاة الخلیفة عمر بن الخطّاب، ص۲۱۵ - ۲۱۳؛ حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۵۱).</ref> [[مرتکب گناه]] شده‌اند<ref>برخی از مفسران، لحن آیه را بیانگر معصیت و گناه می‌دانند. (بنگرید به: قرطبی، ابوعبدالله محمد بن أحمد أنصاری، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج۱۸، ص۱۸۹).</ref> و از [[عصمت]] خارج هستند. پس بنابر [[آیه]] «[[مباهله]]» و [[حدیث]] «[[کساء]]»، [[حضرت زهرا]]{{س}} [[برترین]] [[زنان]] و داخل در [[اهل‌بیت]] است و بنابر «[[سوره تحریم]]» [[زنان پیامبر]]، خارج از اهل‌بیت هستند.<ref>[[محسن رفیعی|رفیعی]]، [[معصومه شریفی|شریفی]]، [[مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان (مقاله)|مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان]] ص ۱۵۸</ref>
'''جمع‌بندی''':
#با توجه به آنچه درباره قرینه متصل و منفصل (شواهد درونی و بیرونی) و [[روایات]] [[شأن]] و [[اسباب نزول]] این آیه ذکر شد، درمی‌یابیم که «اهل‌البیت‌» کسانی هستند که با [[اراده تکوینی]] [[خداوند]]، از هرگونه [[پلیدی]] در [[افکار]]، گفتار و [[رفتار]] [[منزه]] هستند.
#میان [[اراده خداوند]] بر [[منزه بودن]] از [[پلیدی‌ها]] و [[طهارت]] اهل‌بیت با عصمت ایشان ارتباط وجود دارد.
#با توجه به حصری که «إنّما» بر آن دلالت دارد، «التفات لفظی‌» در ضمیر جمع مؤنث (کنّ‌) به ضمیر جمع [[مذکر]] (کم‌) و «التفات [[معنوی]]» از [[مقام]] [[توبیخ]] به مقام [[تکریم]] و همچنین با توجه به حصری که در [[احادیث]] وجود دارد که این آیه در شأن [[رسول خدا]]{{صل}}، [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، [[حضرت فاطمه]]{{س}}، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} نازل شده و رسول خدا{{صل}} با ورود [[أمّ‌سلمه]] در آن جمع موافقت نکرده است<ref>احمد بن حنبل، در مسند، به سند خود، از شهر بن حوشب، از أمّ‌سلمه نقل می‌کند که گفت: {{متن حدیث|إِنَّ النَّبِيَّ{{صل}} جَلَّلَ عَلَى عَلِيٍّ وَ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ وَ فَاطِمَةَ كِسَاءً- ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ خَاصَّتِي اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرَهُمْ تَطْهِيراً. فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: یَا رَسُولَ اللهِ{{صل}}، أَنَا مِنْهُمْ‌؟ قَالَ: إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ}}. (بنگرید به: ابن‌حنبل، مسند أحمد، ج۶، ص۳۰۴؛ أبو یعلی، مسند أبی یعلی الموصلی، ج۱۲، ص۴۵۱؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۳۴؛ همو، المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۳۳۴ - ۳۳۳ و ۳۳۷؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۴۹۲؛ حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۰۹ - ۱۰۷).</ref>، [[انحصار]] «[[اهل‌البیت]]» روشن می‌شود.
#وقتی [[اهل‌بیت]] دارای معنای عام نشد، [[اراده]] در {{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ}} نمی‌تواند به‌معنای [[اراده تشریعی]] باشد؛ زیرا [[خداوند]] با اراده تشریعی از همه بندگانش خواسته تا [[پاک]] شوند و از [[گناهان]] به دور باشند‌. پس اراده در این [[آیه]] باید [[اراده تکوینی]] باشد. همچنین با استناد به آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> اراده تکوینی خداوند، با تحققِ مراد همراه است؛ یعنی همزمان با تحققِ اراده، [[طهارت]] از [[رجس]] نیز حاصل می‌شود‌.
#واژه «رجس» اسم جنس است و همراه با «ال» معنای اطلاق می‌دهد و بر عموم و شمول دلالت دارد؛ یعنی اهل‌بیت از «هرگونه» [[پلیدی]] منزه‌اند، نه فقط از گونه‌ای خاص‌.
به دلیل پاک بودن ایشان از رجس معلوم می‌شود آنها [[معصوم]] هستند و [[سنت]] ایشان [[حجت]] است. از آن‎جا که میان مراتب بالای [[تطهیر]] و [[عصمت]] با مراتب بالای [[علم]]، ملازمه وجود دارد؛ پس [[اهل بیت]]، بهترین و بالاترین [[مرجع علمی]] در میان [[مردم]] هستند.
افزون بر دلایلی که از «[[آیه تطهیر]]» بر عصمت و [[حجیت]] ایشان بیان شد‌؛ از [[سنت رسول خدا]]{{صل}} نیز می‌توان دلایلی بر این امر ارائه کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِي مُطَهَّرُونَ مِنَ الذُّنُوبِ‌}}<ref>حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۸؛ ج۲، ص۵۰؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۹۹؛ شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۴، ص۲۸۰؛ ابن‌کثیر، السیرة النبویّة، ج۱، ص۱۹۳؛ همو، البدایة و النهایة، ج۲، ص۳۱۶‌؛ قندوزی حنفی، ینابیع المودّة لذوی القربی، ج۱، ص۵۹.</ref> و {{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ‌}}<ref>قندوزی حنفی، ینابیع المودّة لذوی القربی، ج۲، ص۳۱۶؛ ج۳، ص۲۹۱ و ۳۸۴.</ref>.
پس با [[قرین]] قرار گرفتن این دو گوهر گران‌بها در [[طهارت]] می‌توان نتیجه گرفت‌: همان‌گونه که [[کتاب خدا]]، [[حجت]] بر [[مردم]] و [[مرجع]] برای آنان است و [[پیروی]] از آن بر همگان [[واجب]] می‌باشد، [[عترت]] و [[اهل‌بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} نیز حجت بر مردم و مرجعی برای آنان است و پیروی از آن بر همگان واجب خواهد بود. [[تمسک به قرآن]] و عترت را می‌توان در کتاب [[مبارکفوری]] یافت‌<ref>مبارکفوری، تحفة الأحوذی فی شرح الترمذی، ج۱۰، ص۱۹۵.</ref>.<ref>[[محسن رفیعی|رفیعی]]، [[معصومه شریفی|شریفی]]، [[مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان (مقاله)|مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان]] ص ۱۵۹</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۹

مرجعیت علمی اهل بیت (ع) به عنوان یکی از حکمت‌های امامت، عبارت است از اینکه ائمه (ع) به عنوان خلفای راستین پیامبر اسلام (ص)، مفسر و مبیّن دین و بیان‌کنندۀ معارف و احکام الهی و حافظان و شارحان دین هستند. ادله قرآنی و روایی دال بر چنین مرجعیتی بوده و بیانگر گستره علم ایشان نیز هست.

مقدمه

مرجعیت دینی اهل بیت برای مسلمانان و حجّیت قول و فعل ایشان امری ثابت شده است که احادیث بسیاری از زبان پیامبر خدا (ص)، آنان را مرجع شناخت دین معرّفی کرده است. حکومت حق و ولایت بر مسلمین و امامت امّت نیز با آنان است و واقعۀ غدیر، تأکیدی بر این نکته بود، هرچند مغرضان دنیاطلب، مسیر حرکت دینی و ولایت و خلافت را تغییر دادند و اهل بیت را منزوی و خانه‌نشین کردند. پیامبر اکرم (ص) پیوسته اهل بیت را در کنار قرآن مطرح می‌کرد و مسلمانان را به تمسّک به این دو سفارش می‌فرمود و توصیه می‌کرد از این دو ریسمان محکم و حجّت الهی جدا نشوند. آن حضرت، اهل بیت را همچون کشتی نوح، مثل باب حطّۀ بنی اسرائیل، مانند خانۀ خدا، همچون ستارگان آسمان معرفی کرده و از فضایل و جایگاه آنان در دنیا و قیامت و آخرت، نزد خدا و فرشتگان و پیامبران، بسیار ستایش کرده و به ولایت و محبت و اطاعت و مودت و یادکردن و زیارت ایشان سفارش فرموده است، شناخت آنان و حق اهل بیت و مراعات آن را لازم شمرده و آن را مایۀ قبولی اعمال و وسیلۀ نجات و سعادت در آخرت معرفی کرده است[۱].

در نگاه شیعه، جمیع کمالات روحی و علمی انبیاء (ع) به حضرت رسول (ص) و از ایشان به اهل بیت (ع) رسیده است. همۀ معجزات انبیا و حتی بیشتر از آنها، برای پیامبر (ص) است. تمام این مراتب، درجات، کمالات، اسماء الهیه و اسم اعظم برای جانشین برحق و اوصیای آن حضرت است[۲].

علم اهل بیت

علم، لازمه امامت

اصولاً امامت به مفهوم صحیح و مسئولیت‌های آن، چه از دیدگاه عقل و چه از نظر نقلی، بدون علم، نه امکان‌پذیر است و نه قابل قبول و شایستۀ جامعه اسلامی. در جایی که قرآن و احادیث، احراز مسئولیت‌های اجتماعی و هر نوع ارتقاء را مشروط به علم می‌داند و به برخورداری از علم تأکید می‌کند و جهل و جاهل را مورد نکوهش قرار می‌دهد، چگونه می‌توان در لزوم داشتن علم و برتری علم امام در مقایسه با دیگران شک کرد و امامت بدون علم را قابل قبول دانست؟

در این زمینه آیات فراوانی هست که ما به چند مورد آن بسنده می‌کنیم:

  1. علم، موجب فضیلت و برتری و تقدم است: ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ[۳] و اعلمیت از بارزترین و واضح‌ترین مصادیق افضلیت است[۴].
  2. ارتقاء و رفعت مقام، مشروط به علم است: ﴿يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ[۵].
  3. مِلاک ارجاع امور به پیامبر (ص) و اولوالامر، عالم بودن آنها است: ﴿وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ[۶].
  4. امام بدون علم ناگزیر باید به عالم رجوع کند: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۷] که در این صورت بر امام، امامی دیگر خواهد بود.
  5. گزینش و اصطفاء الهی بر اساس علم است: ﴿إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ[۸].

با تأمل در این آیات درمی‌یابیم که امامت جاهل بر عالِم و عالم بر عالم‌تر، امری مردود و غیر قابل قبول است. در احادیث نیز تأکید فراوانی بر شرط علم در قبول مسئولیت‌های اجتماعی، دیده می‌شود که دلیل بر اولویت اشتراط علم در امامت است. رسول خدا (ص) فرمود: "هیچگاه طایفه و امتی، امور خود را به دست مردی نسپرده است که در آن طایفه و گروه داناتر و اعلم از او بوده‌اند، مگر آنکه پیوسته امور آن امت رو به خرابی و تباهی می‌گذارد، تا زمانی که از این کردار برگردند و زمام امور خود را به دست اعلم امت بدهند"[۹].[۱۰]

[[مرجعیت علمی اهل‌بیت

ازجمله برجسته‌ترین مسائل بنیادین و درازدامن - از زمان رسول خدا(ص) تاکنون - در میان بسیاری از متکلمان، فقیهان، محدثان و مفسران بوده است. از آنجا که اثبات مرجعیت علمی، منوط به اثبات حجیت سنت است، رویکرد اصلی این مقاله بر حجیت سنت اهل‌بیت رسول خدا(ص) بر اساس منابع روایی و تفسیری اهل‌سنت است. سنت رسول خدا(ص) نزد مسلمانان، پذیرفته و حجت است و مشاجره در حجیت سنت اهل‌بیت اوست که پیروان مکتب اهل‌بیت(ع) به آن باور دارند؛ ولی سایر مذاهب اسلامی در باور یا التزام به آن یکسان نیستند‌. این موضوع - به دور از برخی کشمکش‌های تاریخی در میان مسلمانان - امری مهم و مؤثر است؛ زیرا اگر بر اساس قرآن و سنت رسول خدا(ص) ثابت شود که سنت پیشوایان پس از او نیز حجت است، دریچه‌ای نو برای مسلمانان و هم‌گرایی‌هایی بیشتر درباره مرجعیت علمی گشوده می‌گردد و گنجینه‌ای گران‌بها به منابع دین‌شناسی مذاهب اسلامی افزوده خواهد شد. اساسی‌ترین مسئله در این پژوهش، اثبات حجیت سنت اهل‌بیت با تأکید بر منابع روایی و تفسیری اهل‌سنت است. دستیابی به اهداف این پژوهش در گرو پاسخ به این پرسش‌هاست: چه دلایل قرآنی بر حجیت سنت اهل‌بیت(ع) در منابع اهل‌سنت وجود دارد؟ دلایل روایی حجیت سنت اهل‌بیت(ع) در منابع اهل‌سنت کدام است؟[۱۱]

دلایل حجیت سنت اهل‌بیت رسول خدا(ص)

دلایل قرآنی

آیه تطهیر

﴿...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۱۲]. از بررسی کتاب‌های تفسیری و روایی[۱۳] به دست می‌آید که درباره مراد از «اهل‌بیت» در آیه «تطهیر» چند دیدگاه وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

  1. همسران، دختر، دو پسر و داماد رسول خدا(ص): طرف‌داران این دیدگاه معتقدند مراد از اهل‌بیت، همسران رسول خدا(ص) و دخترش فاطمه زهرا، دامادش امام علی و پسرانش امام حسن و امام حسین(ع) هستند. به باور ایشان، به دلیل اینکه همسران رسول خدا(ص) سبب نزول این آیه‌اند، پس آیه بر دخول آنان در اهل‌بیت تصریح دارد[۱۴].
  2. تنها زنان رسول خدا(ص): استدلال ایشان آن است که قبل و بعد این آیه درباره زنان رسول خدا(ص) است. به این دیدگاه اعتراض شده که زنان پیامبر اکرم(ص) در آن آیات با لفظ جمع مؤنث خطاب شده‌اند‌؛ درحالی‌که در آیه تطهیر، خطاب با جمع مذکر است. آنها پاسخ داده‌اند که به دلیل وجود رسول خدا(ص) در میان زنان، از باب «تغلیب» صیغه مذکر آورده شده است[۱۵]. یا اینکه این صیغه به‌اعتبار لفظ «اهل» است[۱۶].

این دیدگاه را به عکرمه، ابن‌عباس، ابن‌سائب و مقاتل نسبت داده‌اند[۱۷]. از عکرمه و ابن‌عباس نقل می‌شده که گفته‌اند‌: نزلت في نساء النبي خاصّة[۱۸]. نیز از عکرمه نقل شده است که گفته: من شاء بأهلته أنّها نزلت في أزواج النبي[۱۹].

برخی به‌زعم خویش، درباره شأن نزول آیه تطهیر، راه میانه را اختیار کرده‌اند: «هرکس این آیه را بر یکی از فریقین [تنها همسران، یا تنها علی و فاطمه و حسن و حسین(ع)] تطبیق دهد، تمام سخن را نگفته است»[۲۰]. وی همچنین «سباق در خطاب و سیاق‌» را درباره همسران می‌داند و بر این باور است که اخراج زنان، کلام را از اتّساق و انتظام خارج می‌کند؛ سپس این‌گونه به سخن امام رازی استناد می‌جوید: أنّها شاملة لنسائه صلى الله عليه و سلّم لأنّ سياق الآية ينادي على ذلك فإخراجهنّ عن ذلك و تخصيصه بغيرهنّ غيرصحيح[۲۱]. دلالت آیه تطهیر بر اهل بیت رسول خدا(ص) از جهت قرینه[۲۲] را این‌گونه می‌توان بررسی نمود‌:

قرینه متصل

قرینه متصل بیرونی‌: آیه تطهیر - بدون در نظر گرفتن قراین منفصل - زنان پیامبر را دربر نمی‌گیرد؛ بلکه به افراد ویژه‌ای اشاره دارد که به‌اختصار بررسی می‌کنیم[۲۳].

در آیات ۲۸ و ۲۹ سورة احزاب، خداوند از پیامبر می‌خواهد به همسرانش دستوراتی بفرماید. در این دو آیه، زنان با الفاظ جمع مؤنّث خطاب شده‌اند: ﴿كُنْتُنَّ (۲ بار)، ﴿تُرِدْنَ (۲ بار)، ﴿فَتَعَالَيْنَ، ﴿أُمَتِّعْكُنَّ، ﴿وَأُسَرِّحْكُنَّ، ﴿كُنْتُنَّ. سپس دوباره، زنان پیامبر را این‌گونه خطاب می‌کند‌: ﴿مِنْكُنَّ (۲ بار)، سپس دوباره، زنان پیامبر(ص) را این‎گونه خطاب می‌کند:﴿لَسْتُنَّ، ﴿اتَّقَيْتُنَّ، ﴿فَلَا تَخْضَعْنَ، ﴿قُلْنَ، ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ، ﴿ولَا تَبَرَّجْنَ، ﴿أَقِمْنَ، ﴿آتِينَ، ﴿أَطِعْنَ.

پس از این همه خطاب با جمع مؤنث، یک مرتبه نوعی «التفات»[۲۴] و چرخش به سوی جمع مذکر مخاطب صورت می‌گیرد: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا[۲۵]. در اینجا خبری از جمع مؤنث نیست؛ بلکه ﴿عَنْكُم و ﴿يُطَهِّرَكُم به‌صورت جمع مذکر مخاطب آمده‌اند‌. از این چرخش لفظی فهمیده می‌شود که منظور زنان پیامبر(ص) نیست‌؛ بلکه مقصود گروهی است که همه یا بیشتر آنها مرد هستند، وگرنه مانند سیاق قبلی می‌فرمود: عنكنّ و يطهّركنّ. بعد از این آیه، دوباره «التفات» صورت گرفته و سیاق[۲۶] چرخش پیدا کرده است: ﴿وَاذْكُرْنَ، ﴿بُيُوتِكُنَّ. آیاتی که زنان پیامبر(ص) را با ضمیر جمع مؤنث خطاب می‌کند، در مقام توبیخ است؛ در حالی که آیه تطهیر - که اهل بیت(ع) را با ضمیر جمع مذکر خطاب می‌کند - در مقام تکریم است. به دیگر سخن، خداوند متعال با این شاهکارها، در پی نشان دادن تقابل و مقایسه میان معصوم (اهل‌بیت) با غیرمعصوم (زنان پیامبر) است. توبیخ و تکریم همزمان برای افرادی خاص معنا ندارد. به‌علاوه اینکه، قرینه متصل درونی، حاکم بر قرینه متصل بیرونی است.

قرینه متصل درونی: بنابر دلالت مطابقی (قرینه متصل درونی) اهل‌بیت - بدون در نظر گرفتن مصادیق آن به‌سبب اراده تکوینی خداوند از هرگونه پلیدی و آلودگی زدوده شده و به پاکی و پاکیزگی آراسته گشته‌اند؛ از همین رو معصوم هستند. میان اراده خداوند بر منزه بودن از پلیدی و آراستگی به پاکی با عصمت آنان، ارتباط مستقیمی وجود دارد.[۲۷]

قرینه منفصل

مسلمانان اتفاق دارند که آیه مباهله[۲۸] درباره مسیحیان نجران نازل شده است و بنا به گواهی منابع تاریخی، روایی و تفسیری، از میان فرزندان، تنها حسن و حسین(ع)، از میان زنان، تنها فاطمه زهرا(س) و از میان مردان، تنها امیرمؤمنان علی(ع)، رسول خدا(ص) را در جریان مباهله همراهی کرده‌اند. پس مراد از ﴿أَبْنَاءَنَا در این آیه، امام حسن و امام حسین(ع)، از ﴿نِسَاءَنَا فاطمه زهرا(س) و از ﴿أَنْفُسَنَا امیرمؤمنان علی(ع) است.

خداوند بر اساس منطوق آیه، «أبناء»، «نساء» و «أنفس» را به رسول خدا(ص) نسبت داده که نشان از تکریم آنان نزد خدا و رسولش دارد. آیه «مباهله‌» به همراه «حدیث کساء» دلالت بر عصمت این چهار نفر و رسول خدا(ص) دارد. به دلیل آیات سوره تحریم - که قرینه منفصلی دیگر برای آیه تطهیر است - دو نفر از زنان پیامبر(ص)[۲۹] مرتکب گناه شده‌اند[۳۰] و از عصمت خارج هستند. پس بنابر آیه «مباهله» و حدیث «کساء»، حضرت زهرا(س) برترین زنان و داخل در اهل‌بیت است و بنابر «سوره تحریم» زنان پیامبر، خارج از اهل‌بیت هستند.[۳۱]

جمع‌بندی:

  1. با توجه به آنچه درباره قرینه متصل و منفصل (شواهد درونی و بیرونی) و روایات شأن و اسباب نزول این آیه ذکر شد، درمی‌یابیم که «اهل‌البیت‌» کسانی هستند که با اراده تکوینی خداوند، از هرگونه پلیدی در افکار، گفتار و رفتار منزه هستند.
  2. میان اراده خداوند بر منزه بودن از پلیدی‌ها و طهارت اهل‌بیت با عصمت ایشان ارتباط وجود دارد.
  3. با توجه به حصری که «إنّما» بر آن دلالت دارد، «التفات لفظی‌» در ضمیر جمع مؤنث (کنّ‌) به ضمیر جمع مذکر (کم‌) و «التفات معنوی» از مقام توبیخ به مقام تکریم و همچنین با توجه به حصری که در احادیث وجود دارد که این آیه در شأن رسول خدا(ص)، امیرمؤمنان(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن و امام حسین(ع) نازل شده و رسول خدا(ص) با ورود أمّ‌سلمه در آن جمع موافقت نکرده است[۳۲]، انحصار «اهل‌البیت» روشن می‌شود.
  4. وقتی اهل‌بیت دارای معنای عام نشد، اراده در ﴿يُرِيدُ اللَّهُ نمی‌تواند به‌معنای اراده تشریعی باشد؛ زیرا خداوند با اراده تشریعی از همه بندگانش خواسته تا پاک شوند و از گناهان به دور باشند‌. پس اراده در این آیه باید اراده تکوینی باشد. همچنین با استناد به آیه ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[۳۳] اراده تکوینی خداوند، با تحققِ مراد همراه است؛ یعنی همزمان با تحققِ اراده، طهارت از رجس نیز حاصل می‌شود‌.
  5. واژه «رجس» اسم جنس است و همراه با «ال» معنای اطلاق می‌دهد و بر عموم و شمول دلالت دارد؛ یعنی اهل‌بیت از «هرگونه» پلیدی منزه‌اند، نه فقط از گونه‌ای خاص‌.

به دلیل پاک بودن ایشان از رجس معلوم می‌شود آنها معصوم هستند و سنت ایشان حجت است. از آن‎جا که میان مراتب بالای تطهیر و عصمت با مراتب بالای علم، ملازمه وجود دارد؛ پس اهل بیت، بهترین و بالاترین مرجع علمی در میان مردم هستند. افزون بر دلایلی که از «آیه تطهیر» بر عصمت و حجیت ایشان بیان شد‌؛ از سنت رسول خدا(ص) نیز می‌توان دلایلی بر این امر ارائه کرد. رسول خدا(ص) می‌فرماید: «أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِي مُطَهَّرُونَ مِنَ الذُّنُوبِ‌»[۳۴] و «أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ‌»[۳۵]. پس با قرین قرار گرفتن این دو گوهر گران‌بها در طهارت می‌توان نتیجه گرفت‌: همان‌گونه که کتاب خدا، حجت بر مردم و مرجع برای آنان است و پیروی از آن بر همگان واجب می‌باشد، عترت و اهل‌بیت رسول خدا(ص) نیز حجت بر مردم و مرجعی برای آنان است و پیروی از آن بر همگان واجب خواهد بود. تمسک به قرآن و عترت را می‌توان در کتاب مبارکفوری یافت‌[۳۶].[۳۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: محدثی، رجواد، فرهنگ غدیر، ص۱۱۰.
  2. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۱۶۴- ۱۶۶.
  3. «آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.
  4. سید کمال جزایری، علم الإمام، ص۱۴۱.
  5. «خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد» سوره مجادله، آیه ۱۱.
  6. «و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند» سوره نساء، آیه ۸۳.
  7. «اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
  8. «خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است» سوره بقره، آیه ۲۴۷.
  9. شیخ طوسی، الأمالی، ص۵۶۰ و ۵۶۶.
  10. شکری، آرزو، حقوق اهل بیت، ص۱۶۴- ۱۶۶.
  11. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۵۵
  12. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  13. ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸؛ قرطبی، ابوعبدالله محمد بن أحمد أنصاری، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج۹، ص۷۰ و ۱۴ و ص۱۸۳ - ۱۸۲؛ ابن‌راهویه، إسحاق بن إبراهیم، مسند ابن راهویه، ج۴، ص۱۶ - ۱۵؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۱۹۳ - ۱۹۱؛ محلّی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ص۵۵۴‌؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۱۹۹ - ۱۹۷؛ ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد‌، تفسیر الثعالبی، ج۴، ص۳۴۷ – ۳۴۶.
  14. ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد‌، تفسیر الثعالبی، ج۴، ص۳۴۷ – ۳۴۶.
  15. ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸‌.
  16. شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۴، ص۱۹۸.
  17. ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸.
  18. ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۴۹۲ - ۴۹۱؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۱۹۷.
  19. ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۶، ص۱۹۸؛ ابن‌راهویه، إسحاق بن إبراهیم، مسند ابن راهویه، ج۴، ص۱۶ - ۱۵؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۴۹۳ - ۴۹۱‌؛ شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۴، ص۲۸۰ - ۲۷۸؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۱۹۷‌.
  20. مبارکفوری، تحفة الأحوذی فی شرح الترمذی، ج۹، ص۴۹.
  21. مبارکفوری، تحفة الأحوذی فی شرح الترمذی، ج۱، ص۱۹۵‌.
  22. برای آگاهی بیشتر از چیستیِ «قرینه» و کاربرد آن در تفسیر، بنگرید به: رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص۱۶۱ - ۱۱۸.
  23. گرچه قبل و بعد آیه تطهیر درباره زنان پیامبر(ص) نازل شده، روایاتی که زنان پیامبر(ص) را جزء آیه تطهیر می‌شمارند، از جهت سند، راویانی مجهول و ضعیف دارد که محدثان و رجالیان اهل‌سنت آنها را قدح کرده‌اند. این روایات از جهت متن نیز دارای خلل و اضطراب هستند. افزون بر اینها، این قسمت از آیه ۳۳ سوره احزاب به طور جداگانه نازل شده و هیچ‌کس ادعا نکرده است که این آیه همراه آیات ﴿نِسَاءَ النَّبِيِّ نازل شده باشد‌. (برای آگاهی بیشتر از ضعف متن و سند این‌گونه روایات، بنگرید به: عاملی، سیدجعفر مرتضی، اهل البیت فی آیة التطهیر، ص۲۵۵؛ آصفی، محمدمهدی، آیة التطهیر، ص۱۰۴؛ برای آگاهی بیشتر درباره آیه تطهیر، بنگرید به: رفیعی، محسن، «مرجعیت علمی اهل‌بیت(ع) نزد غیر شیعه‌»، پایان‌نامه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده اصول‌الدین قم (۱۳۹۰ش)، ص۷۴ - ۵۳ و ۱۵۰ - ۱۴۷‌؛ خاکپور، حسین، «نقش، جایگاه و میراث اهل‌بیت(ع) در روایات تفسیری اهل‌سنت»، پایان‌نامه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده اصول‌الدین قم (۱۳۸۷ش)، ص۱۱۳ - ۱۸‌.
  24. «التفات‌» در لغت به‌معنای توجه به چپ و راست و در اصطلاح عبارت است از «انتقال کلام از یک اسلوب به اسلوب دیگر». این انتقال می‌تواند از حاضر به غایب، مذکر به مؤنث، مفرد به مثنا یا جمع و بالعکس باشد. (سیوطی، جلال‌الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۲۶۹؛ هاشمی، سیداحمد، جواهر البلاغة، ص۲۳۹؛ امین شیرازی، احمد، البلیغ فی المعانی و البیان و البدیع، ص۸۶ - ۸۴؛ فاکر میبدی، محمد، قواعد التفسیر لدی الشیعة و السنّة، ص۱۷۲ - ۱۶۸).
  25. «جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  26. برای آگاهی بیشتر از چیستی «سیاق» و کاربردهای آن در تفسیر، بنگرید به: فاکر میبدی، محمد، قواعد التفسیر لدی الشیعة و السنّة، ص۲۹۹-۲۷۷؛ رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، ج۱، ص۴۳۷-۴۱۷؛ رجبی، محمود، روش تفسیر قرآن، ص۱۱۵-۱۰۰.
  27. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۵۶
  28. ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.
  29. خلیفه دوم تصریح می‌کند آن دو زنی که پشت‌به‌پشت یکدیگر داده، رسول خدا(ص) را اذیت کرده‌اند، عایشه و حفصه بوده‌اند. بخاری با ذکر سند نقل می‌کند که ابن‌عباس می‌گوید: «أردت أن أسأل عمر فقلت يا أمير المؤمنين من المرأتان اللتان تظاهرتا على رسول الله - فما أتممت كلامي حتى قال‌: عائشة و حفصة‌». (بنگرید به: بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ج۶، ص۷۰؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۲، ص۵۲۸ - ۵۲۵، ش۴۶۷۴ - ۴۶۶۳؛ نووی، محیی‌الدین ابوزکریا یحیی بن شرف، صحیح مسلم بشرح النووی، ج۱۰، ص۷۷‌؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۵، ص۹ - ۸؛ ج۸، ص۵۰۵؛ ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۹، ص۲۲۸ و ۳۰۹؛ ج۱۲، ص۳۰۳؛ عظیم‌آبادی، محمد شمس الحق، عون المعبود شرح سنن أبی داود، ج۱۰، ص۱۲۷؛ ابن‌راهویه، إسحاق بن إبراهیم، مسند ابن راهویه، ج۴، ص۲۱‌؛ نسائی، ابوعبدالرحمن أحمد بن شعیب، السنن الکبری، ج۶، ص۴۹۵؛ ابویعلی، مسند أبی یعلی الموصلی، ج۱، ص۱۵۲؛ ابن‌حبّان، محمد بن حبّان، صحیح ابن حبّان بترتیب ابن بلبان، ج۹، ص۴۹۸؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۳، ص۱۳؛ ج۸، ص۳۲۵ - ۳۲۴‌؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۴، ص۶۶؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۲۸، ص۲۰۸ - ۲۰۶؛ ابن‌جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ج۸، ص۵۲ - ۴۸؛ قرطبی، ابوعبدالله محمد بن أحمد‌، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج۱۸، ص۱۸۹ و ۱۹۱؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۴، ص۴۱۷ - ۴۱۲؛ مُحلّی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ص۷۵۲؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۶، ص۲۴۱‌؛ ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد‌، تفسیر الثعالبی، ج۵، ص۴۵۲ - ۴۵۱؛ شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۵، ص۲۵۱ - ۲۵۰؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸۵؛ ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۲۲۹؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۹، ص۶۱ - ۵۹؛ بکری، عبدالرحمن أحمد، من حیاة الخلیفة عمر بن الخطّاب، ص۲۱۵ - ۲۱۳؛ حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۵۱).
  30. برخی از مفسران، لحن آیه را بیانگر معصیت و گناه می‌دانند. (بنگرید به: قرطبی، ابوعبدالله محمد بن أحمد أنصاری، الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج۱۸، ص۱۸۹).
  31. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۵۸
  32. احمد بن حنبل، در مسند، به سند خود، از شهر بن حوشب، از أمّ‌سلمه نقل می‌کند که گفت: «إِنَّ النَّبِيَّ(ص) جَلَّلَ عَلَى عَلِيٍّ وَ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ وَ فَاطِمَةَ كِسَاءً- ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ خَاصَّتِي اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرَهُمْ تَطْهِيراً. فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: یَا رَسُولَ اللهِ(ص)، أَنَا مِنْهُمْ‌؟ قَالَ: إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ». (بنگرید به: ابن‌حنبل، مسند أحمد، ج۶، ص۳۰۴؛ أبو یعلی، مسند أبی یعلی الموصلی، ج۱۲، ص۴۵۱؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۳۴؛ همو، المعجم الکبیر، ج۲۳، ص۳۳۴ - ۳۳۳ و ۳۳۷؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر‌)، ج۳، ص۴۹۲؛ حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۰۹ - ۱۰۷).
  33. «فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.
  34. حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۸؛ ج۲، ص۵۰؛ سیوطی، جلال‌الدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۵، ص۹۹؛ شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر، ج۴، ص۲۸۰؛ ابن‌کثیر، السیرة النبویّة، ج۱، ص۱۹۳؛ همو، البدایة و النهایة، ج۲، ص۳۱۶‌؛ قندوزی حنفی، ینابیع المودّة لذوی القربی، ج۱، ص۵۹.
  35. قندوزی حنفی، ینابیع المودّة لذوی القربی، ج۲، ص۳۱۶؛ ج۳، ص۲۹۱ و ۳۸۴.
  36. مبارکفوری، تحفة الأحوذی فی شرح الترمذی، ج۱۰، ص۱۹۵.
  37. رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان ص ۱۵۹