مرجعیت علمی اهل بیت در حدیث
مقدمه
ازجمله برجستهترین مسائل بنیادین ـ از زمان رسول خدا(ص) تاکنون ـ در میان بسیاری از متکلمان، فقیهان، محدثان و مفسران بوده است. از آنجا که اثبات مرجعیت علمی، منوط به اثبات حجیت سنت است، رویکرد اصلی این مقاله بر حجیت سنت اهلبیت رسول خدا(ص) بر اساس منابع روایی و تفسیری اهلسنت است.
سنت رسول خدا(ص) نزد مسلمانان، پذیرفته و حجت است و مشاجره در حجیت سنت اهلبیت اوست که پیروان مکتب اهلبیت(ع) به آن باور دارند؛ ولی سایر مذاهب اسلامی در باور یا التزام به آن یکسان نیستند. این موضوع ـ به دور از برخی کشمکشهای تاریخی در میان مسلمانان ـ امری مهم و مؤثر است؛ زیرا اگر بر اساس قرآن و سنت رسول خدا(ص) ثابت شود که سنت پیشوایان پس از او نیز حجت است، دریچهای نو برای مسلمانان و همگراییهایی بیشتر درباره مرجعیت علمی گشوده میگردد و گنجینهای گرانبها به منابع دینشناسی مذاهب اسلامی افزوده خواهد شد[۱].
دلایل روایی حجیت سنت اهلبیت رسول خدا(ص)
حدیث ثقلین
کتابهای روایی و سیره، انباشته از سخنی ارزشمند از رسول خدا(ص) است که «حدیث ثقلین» نامیده میشود. مسلمانان با هر مذهب و گرایش فقهی و سیاسی، این حدیث را به تواتر لفظی و معنوی نقل کردهاند[۲].
این راویان و محدثان، از رسول خدا(ص) نقل کردهاند که فرمود: «إِنِّي أَوْشَكَ أَنْ أُدْعَى فَأُجِيبَ وَ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِي كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ أَخْبَرَنِي أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا بِمَا ذَا تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا»[۳]. «بهزودی ازسوی حق دعوت خواهم شد و اجابت میکنم. من در میان شما دو گوهر گرانبها بر جای میگذارم؛ کتاب خدا و عترت خویش. کتاب خدا ریسمانی کشیده از آسمان به زمین است و عترتم اهلبیت من است. خدای لطیف و دانا به من خبر داد که این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا کنار حوض بر من وارد شوند؛ بنگرید چگونه با آنان رفتار میکنید».
عمرو بن ماثلة، از زید بن أرقم نقل میکند که گفت: لما رجع رسول الله(ص) من حجّة الوداع و نزل غدير خم أمر بدوحات فقمت ثمَّ قام فقال «كأنّی قد دُعيت فأجبت، إني تارك فيكم الثقلين، أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله و عترتي اهل بيتي فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنّهما لن يتفرّقا حتّى يردا عليّ الحوض». ثم قال: «إنّ الله مولايَ و أنَا وليُّ كلِّ مؤمن ثم أخذ بيديْ عليّ فقال من كنت وليّه فهذا وليّه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». فقلت لزيد: أنت سمعته من رسول الله(ص)؟ فقال: ما كان فی الدوحات أحد إلاّ قد رآه بعينه و سمعه بأذنه[۴].
در برخی از نقلها، بهجای «عترتی اهل بیتی»، واژههای «سنتی»[۵] و «سنّة نبیّه»[۶] آمده است. همچنانکه در برخی از نقلها، بهجای «ثقلین»، واژه «الخلیفتین»[۷] و «أمرین»[۸] و «شیئین»[۹] آمده است.
یکی از دانشمندان معاصر، سند احادیث ثقلین با اصطلاحات «عترتی اهل بیتی» و «سنتی» و «سنّة نبیّه» را براساس منابع اهلسنت بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که احادیث با اصطلاح «عترتی اهلبیتی» در کمال اتقان است؛ زیرا ناقلان آن از صاحبان صحاح و سنن هستند؛ ولی احادیث با اصطلاح «سنتی» و «سنّة نبیّه»، اسنادی ضعیف و مجعول دارند و گاهی هم بدون سند هستند. پس حدیث صحیح و ثابت از پیامبر اکرم(ص) همان لفظ «عترتی اهلبیتی» است که بهجای آن، «سنتی» و «سنّة نبیّه» جای داده شده، از نظر سند باطل است[۱۰].[۱۱]
دلالت حدیث
حدیث ثقلین بیانگر مرجعیت علمی اهل بیت است، زیرا پیامبر (ص) از مسلمانان خواسته است که به قرآن و عترت او تمسک جویند تا گمراه نشوند. نخستین و اساسیترین منبع و مرجع علمی مسلمانان قرآن کریم است و پس از آن سنّت پیامبر (ص) قرار دارد و نقش اهل بیت در این باره این است که ترجمان قرآن و حافظان و ناقلان سنّت پیامبرند، پیامبر گرامی مأموریت داشت تا حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کنند، اما او به مقتضای حکمت و مصلحت، این کار را به صورت تدریجی انجام داد. بدون شک آن حضرت بخش عظیمی از حقایق و معارف قرآن را برای مردم بیان کرد، ولی بخش دیگری را که شرایط بیان آنها فراهم نبود، یا مصلحت این بود که در زمانهای بعد بیان شود را به عترت معصوم خود سپرد تا آنان آن را بیان کنند[۱۲]؛ حاصل آنکه حفظ کامل آنچه توسط پیامبر (ص) بیان شده بود و تبیین آنچه بیان نشده بود به اهل بیت پیامبر سپرده شد.
راه شناخت درست قرآن و سنت پیامبر (ص) تمسک به اهل بیت پیامبر (ص) است و بدین صورت آنان مرجع علمی مسلمانان در شناخت معارف و احکام دین هستند. ملا علی قاری گفته است: اهل بیت غالباً به صاحب بیت و احوال او از دیگران آگاه ترند، بنابراین، مراد از اهل بیت دانشمندان آنان و آگاهان به سیره پیامبر (ص) و واقفان بر راه و روش او و دانایان به حکم و حکمت اوست، به این جهت است که شایستگی آن را دارند که دوشادوش کتاب خدای سبحان قرار گیرند[۱۳]. ابن حجر نیز گفته است: پیامبر (ص) بدان جهت قرآن و عترت را ثِقل نامیده است که ثِقل به چیزی که گرانبها و دارای اهمیت است گفته میشود و قرآن و عترت این گونهاند، زیرا هر دو معدن علوم لدنی و اسرار و حکمتهای عالی و احکام شرعیاند، بدین جهت بر تمسک به آن دو و فراگیری معرفت از آن دو تحریض و تأکید شده است. این تشویق و تأکید در مورد عترت مخصوص کسانی است که کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) را میشناسند و آنها هستند که تا قیامت از قرآن جدا نخواهند شد[۱۴].
قرآن کریم اهل بیت پیامبر (ص) را به عنوان کسانی که خداوند آنان را از هرگونه پلیدی پاک کرده است، معرفی نموده است[۱۵] و از سوی دیگر یادآور شده است که حقایق متعالی و معارف مکنون قرآن را جز انسانهای مطهّر از پلیدیها درک نمیکنند: ﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ﴾[۱۶] همان گونه که طهارت شرعی، شرط تماس بدن انسان با ظاهر قرآن است، طهارت روح و جان از رذایل نیز شرط فهم معارف و حقایق قرآن است و هر چه معارف و حقایق لطیفتر و عمیقتر باشد، فهم آن به طهارت روحی بالاتر و عمیقتری نیاز دارد، و عالیترین آن ملازم با عصمت است[۱۷]. بنابراین، معارف و حقایق قرآن را به طور کامل و عمیق جز پیامبر (ص) و اهل بیت معصوم او کسی نمیداند و برای درک این حقایق باید به آنان رجوع کرد. امام صادق (ع) فرموده است: حقایق مربوط به گذشته و آینده و احکامی که حق و باطل را در مورد زندگی بشر از هم جدا میسازد، در قرآن وجود دارد و ما آن را میدانیم[۱۸]. همچنین فرموده است: ما راسخان در علم هستیم و تأویل قرآن را میدانیم[۱۹]، احادیثی که از امامان اهل بیت (ع) در این باره روایت شده، فراوان است[۲۰].
جمعبندی: با نگاهی گذرا به حدیث شریف ثقلین، نکاتی چند را میتوان دریافت:
- مراد از «عترت»، همان «اهلبیت» است؛ زیرا رسول خدا(ص) در حدیث ثقلین فرمود: «عترتی اهلبیتی»[۲۱] بیتردید، یکی از برجستهترین مصادیق اهلبیت رسول خدا(ص)، امام علی(ع) است. اگر حجیت سنت یکی از آنان ثابت شود، حجیت سایر اهلبیت(ع) نیز ثابت میشود؛ زیرا تأیید هریک از این ایشان نسبت به سایر اهلبیت، پشتوانهای از تأییدات قرآنی و سیره پیامبر اکرم(ص) را بههمراه دارد. اگر در کنار روایت «عترتی اهل بیتی»، روایات «سنتی» و «سنّة نبیه» را نیز بپذیریم؛ باز هم یکی از مصادیق سنت پیامبر اکرم(ص) عترت آن حضرت خواهد بود که براساس حدیث متواتر «ثقلین» باید به آن اعتصام کرد.
- رسول خدا(ص) به دستور خداوند قرآن و سنت را مرجع فکری و تشریعی برای جامعه اسلامی قرار داده است و ازآنجاکه این مرجعیت نیاز به ضمانت اجرایی داشت، اهلبیت خویش را حافظ و امین قرآن و سنت خویش و مرجعی برای هدایت امت قرار داد.
- از پیشبینی رسول خدا(ص) که فرمود «قرآن و عترت، هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند» دو نکته اساسی میتوان فهمید:
- از سفارش رسول خدا(ص) درباره تمسک مردم به دو گوهر گرانبها و اینکه سفارش کرده است در صورت تمسّک به این دو هرگز گمراه نمیشوید، دو نکته اساسی فهمیده میشود:
- کتاب خدا و اهلبیت رسول خدا(ص)، همسنگ و عِدل یکدیگرند؛
- همانگونه که کتاب خدا دارای اوصافی مانند: نور، شفا، رحمت، تبیان، بیان، فصلالخطاب، موعظه و هدایت است، اهلبیت نیز باید اینگونه باشند. اگر همتا و قرینِ قرآن، دارای این ویژگیها نباشند، چگونه معقول است که عِدل و همتای قرآن و راه نجات قرار گیرند؟ مگر نور با ظلمت و هادی با مُضلّ میتوانند صراط حق شوند و هدایتگری کنند؟[۲۳]
حدیث سفینه
حنش معتمر کنانی نقل میکند که شنیدم ابوذر درحالیکه درِ کعبه را گرفته بود و میگفت: «ای مردم! هرکه مرا میشناسد، من همان کسی هستم که شناختهاید و هرکه مرا نمیشناسد، [بداند که] من ابوذر هستم» اعلام میداشت: شنیدم رسول خدا(ص) میگوید: «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا- وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ»[۲۴]. مَثَلِ اهلبیت من، مثَلِ کشتی نوح است؛ هرکه بر آن سوار شود، نجات یابد؛ و هرکه از آن بازمانَد، غرق شود.
طبرانی نیز با ذکر سند از حنش معتمر کنانی نقل میکند که از ابوذر شنیدم میگوید: شنیدم رسول خدا(ص) میگوید: «مثَلُ اهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلّف عنها هلك و مَثَلُ باب حطّة بني إسرائيل»[۲۵].
همچنین با ذکر سند از ابوسعید خدری نقل کرده است که گفت: شنیدم رسول خدا(ص) میفرماید: «إنّما مثل اهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح، من ركبها نجا و مَن تخلّف عنها غرق و إنما مثل اهل بيتي فيكم مثل باب حطّة في بني إسرائيل مَن دخله غفر له»[۲۶]. ابن ابیشیبه نیز با ذکر سند نقل میکند که امام علی(ع) فرمود: «إنّما مثلنا في هذه الأمة كسفينة نوح و كباب حطّة[۲۷] في بني إسرائيل»[۲۸].
از رسول خدا(ص) نیز نقل شده است که فرمود: «من أحبّ أن يركب سفينة النجاة و يتمسّك بالعروة الوثقى و يعتصم بحبل الله المتين فليوال عليّاً و ليأتّم بالهداة مِن وُلده»[۲۹].[۳۰]
جمعبندی: در این روایات، رسول خدا، اهلبیت خویش را به کشتی نوح تشبیه کرده است و خواسته به امت بنمایاند همانگونه که کشتیِ نوح، سوارانش را از غرق شدن نجات داد، اهلبیت نیز پیروان خود را از گمراهی و هلاکت نجات میدهند. هرآنکه سوار کشتی اهلبیت نگردد نیز هلاک خواهد شد.
ازآنجاکه رسول خدا همه امت را بهطور مطلق به پیروی از اهلبیت فرمان داده، برمیآید که:
- اهلبیت(ع) مصون از خطا هستند؛ وگرنه کسی که مصون از خطا نباشد، نمیتواند مرجعیت و هدایت دیگران را به عهده بگیرد.
- سیره و سنت اهلبیت(ع) بر همگان حجت است.
پس: پیروی علمی از آنان بر همگان واجب است[۳۱].[۳۲]
حدیث امان
ابنعباس از رسول خدا(ص) نقل میکند که فرمود: «النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق، و اهل بيتي أمان لأمّتي من الإختلاف؛ فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس»[۳۳]. رسول خدا(ص) در این حدیث شریف، اهلبیت خویش را به ستارگان تشبیه کرده است و همانگونه که ستارگان باعث جلوگیری از غرق شدن زمینیان میشوند، اهلبیت نیز از اختلاف در میان امت جلوگیری میکنند.
نیز از رسول خدا(ص) روایت کردهاند که فرمود: «النجوم جُعلت أمانًا لأهل السماء، و إنّ اهل بيتي أمانٌ لأمّتي»[۳۴].[۳۵]
جمعبندی:
- رسول خدا(ص) در احادیث «امان»، اهلبیت خویش را به ستارگان آسمان تشبیه کرده و در پی آن است تا بفهماند همانگونه که ستارگان، باعث امنیت و هدایت آسمانیان و زمینیان هستند؛ اهلبیت نیز باعث امنیت و هدایت امت میشوند. از ویژگیهای ستارگان این است که در دل تاریک شب، با نورافشانی خویش، راه را بر گمراهان مینمایانند. اهلبیت(ع) نیز با نور هدایت خویش، راه را به گمراهانِ رهجو نشان میدهند.
- خداوند متعال درباره پیامبر اکرم(ص) میفرماید: ﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ﴾[۳۶] از این آیه برمیآید که آن حضرت، امان برای امت است. بهاستناد احادیث «امان»، اهلبیت رسول خدا(ص) هم امان برای امت هستند. ازآنجاکه رسول خدا(ص) - به دستور خداوند -امان برای امت است، سیره و سنت ایشان، برای همگان حجت بوده، پیروی از او واجب خواهد بود. اهلبیت رسول خدا(ص) نیز - بهاستناد دستور وی -امان برای امت از هرگونه اختلاف است؛ پس سیره و سنت ایشان برای همگان حجت و پیروی از آن واجب خواهد بود.
- اختلاف، بدترین و خطرناکترین عاملی است که به امت آسیب میرساند. رسول خدا(ص) که از این فتنه بر امتش بیم داشت، آنان را به همگرایی و وحدت رهنمون گشت؛ از همینرو امت را به التزام و تمسک به اهلبیتش ارجاع داد تا از چندگانگی در امان بمانند.
کسی و چیزی میتواند مایه هدایت و امان و وحدت برای دیگران باشد که خود، بهدور از هرگونه انحراف، تیرگی، اختلاف و پراکندگی باشد.
افزون بر دلایل نقلی (قرآنی و روایی)، دلایل عقلی و سیره عقلا نیز بیانگر حجیت سنت اهلبیت است. یکی از استدلالهای عقلی دراینباره چنین است: همزمان با آفرینش انسان، خداوند متعال، رسولانی را از آدم تا به خاتم(ص) برای هدایت بشر فرستاده است. خدای لطیف و حکیمی که در فکر هدایت بشر از آغاز آفرینش تا زمان پیامبر اکرم(ص) بوده، دلیلی ندارد که لطف و حکمتش دگرگون شده، از هدایت جامعه پس از آخرین پیامبرش دست بردارد و مردم را بدون راهنما و حجّت، به خودشان وانهد.
بنابراین از لطف و مهر گسترده خداوند و حکمت پایانناپذیر وی چنین برمیآید که پس از پیامبر خاتم(ص) نیز مسیر هدایت ادامه داشته باشد و مردم بدون راهبر و مرجع نمانند. به دیگر سخن، هیچ جامعهای نمیتواند بدون سازمان و رهبری به اهداف مورد نظر و کمال خود برسد؛ جامعه اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. همان فلسفهای که بعثت پیامبر(ص) را برای مرجعیت امت ایجاب کرده است، مرجعیت پس از آن حضرت را نیز ایجاب میکند.
پس بعد از رسول خدا(ص) نیاز به یک سازمان و رهبری هست تا جامعه اسلامی را به کمال برساند[۳۷].
سیره عقلا[۳۸] نیز از دیرباز بر این بوده که برای یافتن پاسخ پرسشهای خویش، همواره به متخصّصان و خبرگان در همان دانش و حرفه مراجعه میکردهاند. شرع اسلام نیز مردم را از پیروی این سیره بازنداشته است.
خداوند در آیه ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾[۳۹] بشر را در مسائلی که نمیدانند، به مراجعه به اهل علم و خبرگان دستور داده است. هرچند این آیه در شأن مشرکان و پُرسوجوی آنان از اهل کتاب نازل شده، با القای خصوصیت از آیه میتوان یک حکم کلی موافق با شرع و عقل صادر کرد که عبارت است از: «هر جاهلی در هر مسئلهای باید به عالم در همان مسئله رجوع کند». این نگرشی مشروع و معقول است که تا روز قیامت بهعنوان قاعدهای کلی و فراگیر بر مصادیق جدید منطبق میگردد[۴۰].
با نگاهی به سیره عقلا درمییابیم که آنان، کسی را که مصون از خطاست و کمترین اشتباه را دارد، شایسته و بایسته مرجعیت علمی در جامعه میدانند. دلایل عقلی و نقلی بههمراه شواهد و مستندات تاریخی، تردیدی باقی نمیگذارد که اهلبیت(ع) ـ که تربیتیافته مکتب رسالت و از خاندان وحی هستند ـ صلاحیت مرجعیت علمی امت پس از رسول خدا(ص) را دارند[۴۱].
منابع
پانویس
- ↑ رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص ۱۵۵.
- ↑ ازجمله اصحابی که حدیث را شنیده و نقل کردهاند عبارتاند از:
- امیرمؤمنان امام علی(ع)،
- عبدالله بن عباس،
- ابوذر غفاری،
- جابر بن عبدالله انصاری،
- عبدالله بن عمر،
- حذیفة بن أُسید،
- زید بن أرقم،
- عبدالرحمن بن عوف،
- ضمرة أسلمی،
- امر بن لیلی،
- أبورافع،
- أبوهریره،
- عبدالله بن حنطب،
- زید بن ثابت،
- أمّ سلمه،
- أمّ هانی خواهر امام علی(ع)،
- خزیمة بن ثابت،
- ابولیلی،
- سهل بن سعد،
- عدیّ بن حاتم،
- عقبة بن عامر،
- ابو ایوب انصاری،
- ابوسعید خُدری،
- ابوشُریح خزاعی،
- ابوقدامه انصاری،
- ابوهیتم بن تیهان،
- انس بن مالک،
- خزیمة ذوالشهادتین،
- سعد بن ابیوقّاص،
- سلمان فارسی،
- عمر بن خطّاب،
- عمرو بن عاص.
- ↑ ابنجعد، مسند ابن جعد، ص۳۹۷؛ ابویعلی، مسند أبی یعلی الموصلی، ج۲، ص۲۹۷ و ۳۰۳؛ طبرانی، المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۳۱ و ۱۳۵؛ همو، المعجم الأوسط، ج۳، ص۳۷۴؛ ج۴، ص۳۳؛ همو، المعجم الکبیر، ج۳، ص۶۵؛ ضحّاک، عمرو بن ابیعاصم، کتاب السنّة، ص۶۳۰؛ ابن أبیشیبه، المصنّف، ج۷، ص۱۷۶؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۶-۱۸۵، ش۹۴۳ و ۹۴۴؛ ج۱، ص۱۸۷، ش۹۴۹ و ۹۵۲؛ ج۱، ص۱۸۸، ش۹۵۶؛ ج۱، ص۳۸۱، ش۱۶۵۷؛ ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر)، ج۴، ص۱۲۲.
- ↑ ابن حنبل، فضائل الصحابه، ص۱۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۶۶، ۱۷۰-۱۶۹، ۱۸۲ و ۱۸۶؛ زرندی حنفی، نظم دُرر السمطین، ص۲۳۱؛ ابنجوزی، دفع شبه التشبیه بأکفّ التنزیه، ص۱۰۳؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۷، ش۹۵۰ و ۹۵۳؛ ج۱، ص۱۸۸، ش۹۵۷؛ ج۱، ص۱۸۹، ش۹۵۹؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۶۴.
- ↑ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۷۳، ش۸۷۶-۸۷۵.
- ↑ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۱۸۷، ش۹۵۴.
- ↑ افزون بر اینکه از زید بن ثابت اینگونه نقل شده است: «إنی تارك فيكم الثقلين من بعدي، كتاب الله عزّوجلّ و عترتي أهل بيتي، و إنّهما لن يتفرّقا حتى يردا عليّ الحوض». بنگرید به: (طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۱۵۴) نیز اینگونه نقل شده است: «إني تارك فيكم خليفتين كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء و الأرض أو ما بين السماء و إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و إنهما لن يتفرّقا حتى يردا عليّ الحوض». بنگرید به: (ابنحنبل، مسند أحمد، ج۵، ص۱۸۲-۱۸۱ و ۱۸۹) همچنین اینگونه نقل شده است: إني تارك فيكم الخليفتين من بعدي، كتاب الله و عترتي أهل بيتي، و إنّهما لن يتفرّقا حتى يردا عليّ الحوض. بنگرید به: (ابنبشکوال، الذیل علی جزء بقی بن مخلد فی الحوض و الکوثر، ص۱۳۷؛ ضحّاک، عمرو بن ابیعاصم، کتاب السنّة، ص۳۳۷ و ۶۲۹؛ ابن ابیشیبه، المصنّف، ج۷، ص۴۱۸؛ سیوطی، جلالالدین، الجامع الصغیر، ج۱، ص۴۰۲). نیز اینگونه نقل شده است: إنّي تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتي أهل بيتي فإنهما لن يفترقا حتى يردا علي الحوض. بنگرید به: (عبد بن حمید، المنتخب من مسند عبد بن حمید، ص۱۰۸).
- ↑ طبرانی، المعجم الکبیر، ص۱۸۷، ش۹۵۰.
- ↑ طبرانی، المعجم الکبیر، ص۱۷۳، ش۸۷۶؛ ج۱، ص۱۸۷، ش۹۵۵.
- ↑ سبحانی، جعفر، راهنمای حقیقت (پرسش و پاسخ پیرامون عقاید شیعه)، ص۴۱۸-۴۱۰.
- ↑ رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص ۱۶۴.
- ↑ اصل الشیعة واصولها، ص۱۶۲.
- ↑ المرقاة، ج۵، ص۶۰۰.
- ↑ الصواعق المحرقة، ص ۱۸۹.
- ↑ سوره احزاب، آیه۳۳.
- ↑ که این قرآنی ارجمند است، در نوشتهای فرو پوشیده، که جز پاکان را به آن دسترس نیست؛ سوره واقعه، آیه ۷۷- ۷۹.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۳۷
- ↑ اصول کافی، ج۱، باب الرد إلی الکتاب والسنّة، حدیث۹.
- ↑ اصول کافی، ج۱، باب الراسخین فی العلم، حدیث۱.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، مقاله «اهل بیت»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص ۵۳۹-۵۴۹.
- ↑ یکی از پژوهشگران میگوید که ۱۸۵ مرجع از مراجع اهلسنت را گردآوری کرده که نشان میدهد مراد از «عترت»، همان «اهلبیت» هستند که رسول خدا(ص) بارها در دلالت حدیث ثقلین و حدیث کساء از آنان نام برده است. (بنگرید به: یعقوب، أحمد حسین، الخطط السیاسیّة لتوحید الأمة الإسلامیّة، ص۳۵۱؛ تسخیری، محمدعلی، «الوحدة الإسلامیّة حول محور المرجعیّة العلمیّة لأهل البیت(ع)»، در چهاردهمین همایش بینالمللی وحدت اسلامی، ص۸۰).
- ↑ اشاره به آیه: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
- ↑ رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص ۱۶۶.
- ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۳۴۳؛ ج۳، ص۱۵۱-۱۵۰؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۶۸؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۵، ص۳۰۶؛ ج۵، ص۳۰۶ و ۳۵۵ - ۳۵۴؛ همو، المعجم الکبیر، ج۳، ص۴۶-۴۵؛ ج۱۲، ص۲۷؛ ابنسلامة، مسند ابن الشهاب، ج۲، ص۲۷۲؛ سیوطی، جلالالدین، الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۷۳؛ ج۲، ص۵۳۳؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۲، ص۹۵-۹۴؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم (تفسیر ابن کثیر)، ج۴، ص۱۲۳؛ سیوطی، جلالالدین، الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۳، ص۳۳۴؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۲۱۸؛ ابن الآبار، درر السمط فی خبر السبط، ص۱۱۶.
- ↑ طبرانی، المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۴۰-۱۳۹؛ همو، المعجم الأوسط، ج۴، ص۱۰-۹؛ همو، المعجم الکبیر، ج۳، ص۴۷-۴۶؛ زرندی، نظم دُرر السمطین، ص۲۳۵؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۲، ص۹۸.
- ↑ طبرانی، المعجم الصغیر، ج۲، ص۲۲؛ همو، المعجم الأوسط، ج۶، ص۸۵؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۹، ص۱۶۸.
- ↑ درباره «باب حطّة» گفتهاند: همان باب أریحا یا بیتالمقدس است که خداوند هرکه را با تواضع و استغفار وارد آن شود، آن را سبب مغفرتش قرار داده است. نیز مودت اهلبیت را سبب مغفرت قرار داده است. (بنگرید به: السید عبدالرؤوف، مقاله «أهل البیت(ع) فی الکتاب و السنّة»، ص۳۹۸).
- ↑ ابن ابیشیبه، المصنّف، ج۷، ص۵۰۳.
- ↑ حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۶۸.
- ↑ رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص ۱۶۷.
- ↑ حاکم حسکانی، عبیدالله بن أحمد، شواهد التنزیل، ج۱، ص۱۶۸.
- ↑ رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص ۱۶۸.
- ↑ حاکم نیشابوری، محمد بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴۹؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۲، ص۱۰۲.
- ↑ برای آگاهی بیشتر از سند و دلالت حدیث «سفینه»، بنگرید به: سبحانی، جعفر، راهنمای حقیقت (پرسش و پاسخ پیرامون عقاید شیعه)، ص۳۴۸-۳۴۶؛ رفیعی، محسن، «مرجعیت علمی اهلبیت(ع) نزد غیر شیعه»، پایاننامه دکتری رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده اصولالدین قم (۱۳۹۰ش)، ص۱۷۰-۱۶۸.
- ↑ رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص ۱۶۹.
- ↑ «و خداوند بر آن نیست تا تو در میان آنان هستی آنان را عذاب کند» سوره انفال، آیه ۳۳.
- ↑ طوسی، خواجه نصیرالدین، کشف المراد شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۱۰؛ ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی «۲»، ج۲، ص۱۲۵-۱۲۴.
- ↑ برای آگاهی بیشتر از «سیره عقلا» و تفاوت آن با «حکم عقل»، بنگرید به: حکیم، سید محمدتقی، الأصول العامّة للفقه المقارَن، ص۱۹۸-۱۹۷.
- ↑ «اگر نمیدانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
- ↑ معرفت، محمدهادی، التفسیر الأثری الجامع، ج۱، ص۳۴-۳۲؛ رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، ج۱، ص۲۴۲-۲۳۹ و ۴۹۵-۴۹۴.
- ↑ رفیعی، شریفی، مرجعیت علمی اهل بیت با تأکید بر حجیت سنت ایشان، ص ۱۶۹.