حج در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حج | عنوان مدخل = حج | مداخل مرتبط = حج در قرآن - حج در نهج البلاغه - حج در تاریخ اسلامی - حج در فقه اسلامی - حج در عرفان اسلامی - حج در معارف دعا و زیارات - حج در معارف و سیره معصوم - حج در معارف و سیره نبوی - ...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۵۸: خط ۵۸:
این برهه از زمان را به سه دوره تقسیم نموده، سپس هر دوره را به [[طور]] جداگانه بررسی می‌کنیم:
این برهه از زمان را به سه دوره تقسیم نموده، سپس هر دوره را به [[طور]] جداگانه بررسی می‌کنیم:


۱. '''حج در زمان پیامبر [[خدا]]{{صل}}''': حج در فاصله زمانی میان [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و [[بعثت پیامبر خدا]]، از معنای [[حقیقی]] خود خارج و دچار [[تحریف]] گردید و کانون [[توحید]]، که قهرمان توحید ایجاد کرده بود، مبدل به بت‎خانه و آلوده به مشتی خرافات و موهومات و بدعت‎ها شد و این وضع با ظهور اسلام تا زمان [[فتح مکه]]؛ یعنی [[سال هشتم هجرت]] باقی ماند؛ چراکه مکه و [[کعبه]] تا آن زمان در دست [[مشرکان]] و سران قریش بود. از این رو، [[مراسم حج]] بر همان اساس [[جاهلیت]] انجام می‎گرفت. [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[سال ششم هجرت]] با نزول آیه {{متن قرآن|أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> تقریباً با ۱۴۰۰ نفر از [[مدینه]] به قصد حج خارج شد و در [[مسجد شجره]] [[محرم]] گردید. اما از آن‎جا که مکه هنوز در [[سیطره]] و [[سلطه]] مشرکان بود، جلوی کاروان حج را گرفتند که رفتند که منجر به [[صلح حدیبیه]] گردید<ref>بحارالانوار، مجلسی ج۲۰، ص۳۱۷؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۸.</ref> و [[آیه مبارکه]]: {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> در آن [[زمان]] نازل شد. [[پیامبر]]{{صل}} با [[اصحاب]] خود به [[مدینه]] برگشتند، اما بر اساس یکی از بندهای [[صلح حدیبیه]]، پیامبر در سال بعد، تقریباً با ۲۰۰۰ نفر و هشتاد شتر [[قربانی]]، [[عمرة القضاء]] را انجام داد<ref>سیره ابن هشام ج۲، ص۳۷۰.</ref> و [[مسلمانان]]، با [[شکوه]] و جلال خاصی لبیک‎گویان، در حالی که [[عبدالله بن رواحه]] شتر پیامبر را در دست داشت، وارد [[مکه]] شده و [[قریش]] برای این که این صحنه دشوار را نبینند، [[مسجدالحرام]] را خالی و بر فراز [[کوه]] [[ابوقبیس]] به تماشا ایستادند. پیامبر{{صل}} سواره وارد مسجدالحرام و سواره [[طواف]] نمود و بعد از پایان [[عمره]]، به مدینه برگشتند و این نخستین عمره‎ای بود که در [[اسلام]] رسماً انجام پذیرفت.
==== حج در زمان پیامبر [[خدا]]{{صل}} ====
حج در فاصله زمانی میان [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و [[بعثت پیامبر خدا]]، از معنای [[حقیقی]] خود خارج و دچار [[تحریف]] گردید و کانون [[توحید]]، که قهرمان توحید ایجاد کرده بود، مبدل به بت‎خانه و آلوده به مشتی خرافات و موهومات و بدعت‎ها شد و این وضع با ظهور اسلام تا زمان [[فتح مکه]]؛ یعنی [[سال هشتم هجرت]] باقی ماند؛ چراکه مکه و [[کعبه]] تا آن زمان در دست [[مشرکان]] و سران قریش بود. از این رو، [[مراسم حج]] بر همان اساس [[جاهلیت]] انجام می‎گرفت. [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[سال ششم هجرت]] با نزول آیه {{متن قرآن|أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> تقریباً با ۱۴۰۰ نفر از [[مدینه]] به قصد حج خارج شد و در [[مسجد شجره]] [[محرم]] گردید. اما از آن‎جا که مکه هنوز در [[سیطره]] و [[سلطه]] مشرکان بود، جلوی کاروان حج را گرفتند که رفتند که منجر به [[صلح حدیبیه]] گردید<ref>بحارالانوار، مجلسی ج۲۰، ص۳۱۷؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۸.</ref> و [[آیه مبارکه]]: {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> در آن [[زمان]] نازل شد. [[پیامبر]]{{صل}} با [[اصحاب]] خود به [[مدینه]] برگشتند، اما بر اساس یکی از بندهای [[صلح حدیبیه]]، پیامبر در سال بعد، تقریباً با ۲۰۰۰ نفر و هشتاد شتر [[قربانی]]، [[عمرة القضاء]] را انجام داد<ref>سیره ابن هشام ج۲، ص۳۷۰.</ref> و [[مسلمانان]]، با [[شکوه]] و جلال خاصی لبیک‎گویان، در حالی که [[عبدالله بن رواحه]] شتر پیامبر را در دست داشت، وارد [[مکه]] شده و [[قریش]] برای این که این صحنه دشوار را نبینند، [[مسجدالحرام]] را خالی و بر فراز [[کوه]] [[ابوقبیس]] به تماشا ایستادند. پیامبر{{صل}} سواره وارد مسجدالحرام و سواره [[طواف]] نمود و بعد از پایان [[عمره]]، به مدینه برگشتند و این نخستین عمره‎ای بود که در [[اسلام]] رسماً انجام پذیرفت.


عمره رسمی دوم در [[سال هشتم هجرت]]، در [[فتح مکه]] انجام گرفت که پیامبر در این سال همچون [[ابراهیم خلیل]]، مشغول پاکسازی حریم [[قدس]] [[کعبه]] از [[بت]] و بت‎پرستی شد و با [[تلاوت]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ}}<ref>«و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> بت‎ها را یکی پس از دیگری به [[زمین]] کشید.
عمره رسمی دوم در [[سال هشتم هجرت]]، در [[فتح مکه]] انجام گرفت که پیامبر در این سال همچون [[ابراهیم خلیل]]، مشغول پاکسازی حریم [[قدس]] [[کعبه]] از [[بت]] و بت‎پرستی شد و با [[تلاوت]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ}}<ref>«و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> بت‎ها را یکی پس از دیگری به [[زمین]] کشید.
خط ۷۰: خط ۷۱:
همچنان که در سال [[وجوب]] حج در اسلام هم اختلاف وجود دارد که آیا در [[سال ششم هجرت]] با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> [[واجب]] شد یا در سال نهم و یا در سال دهم با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> که [[پیامبر]] تصمیم به حج گرفت.
همچنان که در سال [[وجوب]] حج در اسلام هم اختلاف وجود دارد که آیا در [[سال ششم هجرت]] با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> [[واجب]] شد یا در سال نهم و یا در سال دهم با نزول آیه {{متن قرآن|وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ}}<ref>«و در میان مردم به حجّ بانگ بردار» سوره حج، آیه ۲۷.</ref> که [[پیامبر]] تصمیم به حج گرفت.


۲. '''در [[زمان]] [[امامان معصوم]]{{عم}}'''؛ از آنجا [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} [[وارثان]] [[صالح]] پیامبر و [[احیاگر]] [[سنت رسول الله]]{{صل}} هستند، در طول [[تاریخ]] با بذل جان و [[مال]] در [[حفظ]] و نگهداری آن کوشیدند و امامان معصوم، به تعبیر [[امام سجاد]]{{ع}} و [[فرزندان]] راستین [[مکه]] و [[منا]] و [[کعبه]] پاسدار [[روح]] کعبه هستند و با حضور [[فکری]] و [[تبلیغی]] و شخصی و عینی خود، در حفظ و حراست حج، از هیچ‎گونه تحریفی مضایقه نداشتند؛ چراکه حج یکی از سنگرها و پایگاه‎های مهم برای ترویج و احیای [[فرهنگی]] [[غنی]] [[اسلام]] است. از این رو، [[ائمه]]{{عم}} در طول [[زندگی]]، اصرار بر حضور شخصی خود در حج داشتند که سفرهای متعدد [[امامان]] و [[خطبه]] و سخنرانی‎های آن‎ها در مواضع مختلف حج، گویای حساسیت امامان معصوم بر مسأله حج است که از هر فرصت مناسب در [[مسجدالحرام]] و [[عرفات]] و... استفاده نموده و به تشکیل جلسه و ایراد سخنرانی می‎پرداختند؛ چنان که [[امام حسین]]{{ع}} برای حفظ و [[قداست]] کعبه و [[حرم]]، حاضر شد حج را ناتمام گذارده، به بیابان‎ها آواره گردد تا حریم [[امن]] [[الهی]] دچار خدشه نشود.
==== در [[زمان]] [[امامان معصوم]]{{عم}} ====
از آنجا [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} [[وارثان]] [[صالح]] پیامبر و [[احیاگر]] [[سنت رسول الله]]{{صل}} هستند، در طول [[تاریخ]] با بذل جان و [[مال]] در [[حفظ]] و نگهداری آن کوشیدند و امامان معصوم، به تعبیر [[امام سجاد]]{{ع}} و [[فرزندان]] راستین [[مکه]] و [[منا]] و [[کعبه]] پاسدار [[روح]] کعبه هستند و با حضور [[فکری]] و [[تبلیغی]] و شخصی و عینی خود، در حفظ و حراست حج، از هیچ‎گونه تحریفی مضایقه نداشتند؛ چراکه حج یکی از سنگرها و پایگاه‎های مهم برای ترویج و احیای [[فرهنگی]] [[غنی]] [[اسلام]] است. از این رو، [[ائمه]]{{عم}} در طول [[زندگی]]، اصرار بر حضور شخصی خود در حج داشتند که سفرهای متعدد [[امامان]] و [[خطبه]] و سخنرانی‎های آن‎ها در مواضع مختلف حج، گویای حساسیت امامان معصوم بر مسأله حج است که از هر فرصت مناسب در [[مسجدالحرام]] و [[عرفات]] و... استفاده نموده و به تشکیل جلسه و ایراد سخنرانی می‎پرداختند؛ چنان که [[امام حسین]]{{ع}} برای حفظ و [[قداست]] کعبه و [[حرم]]، حاضر شد حج را ناتمام گذارده، به بیابان‎ها آواره گردد تا حریم [[امن]] [[الهی]] دچار خدشه نشود.


[[روایات]] و احادیثی که درباره اهمیت حج و بخش‎های مختلف این نوشته و جوامع روایی، از امامان معصوم{{عم}} نقل شده، شاهدی گویا بر اهمیت و عظمت این فریضه الهی و از سوی دیگر نشانه اهتمام ائمه{{عم}} بر حفظ و حراست حج از هر گونه [[تحریف]] است و بنا به روایات مختلفی [[امام زمان]]{{ع}} در عصر غیبت، در هر سال، در مراسم با [[شکوه]] حج شرکت می‌نمایند، چنان که [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه فرمود: {{متن حدیث|يَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ‌، يَشْهَدُ الْمَوْسِمَ‌، فَيَرَاهُمْ وَ لَايَرَوْنَهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۱.</ref>؛ همچنان که از [[محمد بن عثمان]]، یکی از [[نواب خاص امام زمان]]{{ع}} نقل شده است که: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَيَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ يَرَى النَّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۲.</ref>.
[[روایات]] و احادیثی که درباره اهمیت حج و بخش‎های مختلف این نوشته و جوامع روایی، از امامان معصوم{{عم}} نقل شده، شاهدی گویا بر اهمیت و عظمت این فریضه الهی و از سوی دیگر نشانه اهتمام ائمه{{عم}} بر حفظ و حراست حج از هر گونه [[تحریف]] است و بنا به روایات مختلفی [[امام زمان]]{{ع}} در عصر غیبت، در هر سال، در مراسم با [[شکوه]] حج شرکت می‌نمایند، چنان که [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه فرمود: {{متن حدیث|يَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ‌، يَشْهَدُ الْمَوْسِمَ‌، فَيَرَاهُمْ وَ لَايَرَوْنَهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۱.</ref>؛ همچنان که از [[محمد بن عثمان]]، یکی از [[نواب خاص امام زمان]]{{ع}} نقل شده است که: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَيَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ يَرَى النَّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۲.</ref>.


۳. '''حج در عصر کنونی''': از آنجا که مراسم با [[شکوه]] حج، مهم‌ترین سنگر و پایگاه برای ترویج [[اسلام ناب محمدی]]{{صل}} است و آثار و فواید مختلفی در تمام زمینه‎های فردی و [[اجتماعی]]، مادی و [[معنوی]]، [[سیاسی]]، اجتماعی، [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] به همراه دارد و از سوی دیگر، موجب [[اتحاد]] [[مسلمین]] [[جهان]] و شکوه و عزت اسلام و در مقابل، موجب [[ضعف]] و [[زبونی]] دشمنان اسلام و مسلمین می‌گردد، از این رو، همه کسانی که به نحوی منافع‎شان از طریق انجام حج به خطر می‎افتد، سعی بر آن داشته و دارند که حج را از مسیر واقعی آن [[منحرف]] و بی‌اثر و بی‌خاصیت گردانند که شیطانی‌ترین راه برای تأمین این اهداف شوم، ابقای ظاهری حج و محتوا کردن آن است. اگر در آن [[روز]]، [[کفار]] [[قریش]] [[بت]] را می‌پرستیدند و [[اعمال]] حج را [[آلوده]] به انواع [[خرافات]] و [[بدعت‌ها]] کرده بودند، امروز هم بت‎های غرب مورد [[پرستش]] واقع می‌شوند و اعمال حج آلوده به انواع موهومات و بدعت‎ها توسط وهابی گردیده است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۱، ص۹۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۳۶.</ref>
==== حج در عصر کنونی ====
از آنجا که مراسم با [[شکوه]] حج، مهم‌ترین سنگر و پایگاه برای ترویج [[اسلام ناب محمدی]]{{صل}} است و آثار و فواید مختلفی در تمام زمینه‎های فردی و [[اجتماعی]]، مادی و [[معنوی]]، [[سیاسی]]، اجتماعی، [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] به همراه دارد و از سوی دیگر، موجب [[اتحاد]] [[مسلمین]] [[جهان]] و شکوه و عزت اسلام و در مقابل، موجب [[ضعف]] و [[زبونی]] دشمنان اسلام و مسلمین می‌گردد، از این رو، همه کسانی که به نحوی منافع‎شان از طریق انجام حج به خطر می‎افتد، سعی بر آن داشته و دارند که حج را از مسیر واقعی آن [[منحرف]] و بی‌اثر و بی‌خاصیت گردانند که شیطانی‌ترین راه برای تأمین این اهداف شوم، ابقای ظاهری حج و محتوا کردن آن است. اگر در آن [[روز]]، [[کفار]] [[قریش]] [[بت]] را می‌پرستیدند و [[اعمال]] حج را [[آلوده]] به انواع [[خرافات]] و [[بدعت‌ها]] کرده بودند، امروز هم بت‎های غرب مورد [[پرستش]] واقع می‌شوند و اعمال حج آلوده به انواع موهومات و بدعت‎ها توسط وهابی گردیده است<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۱، ص۹۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۳۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۸ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۹

مقدمه

از نظر آیات قرآن، کعبه خانه‌ای کهن و منسوب به حضرت ابراهیم(ع) است. اما پرسش این است که آیا کعبه پیش از حضرت ابراهیم(ع) وجود داشته یا نه؟ همه مفسران شیعه و بیشتر مفسران اهل سنت بر آنند که کعبه پیش از ابراهیم(ع) بوده و پیشینه آن، به زمان حضرت آدم، بلکه قبل از آن بر می‌گردد؛ چون از سویی ظاهر اطلاق آیه: ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا[۱] این است که کعبه کهن‌ترین معبد است و از سوی دیگر همه انبیا بر اساس آیات ۳۱، ۵۸ و ۵۹ مریم و آیات دیگر نماز و سجده می‎گزاردند. پس اگر بگوییم قبله‎گاه آنها غیر از کعبه بوده، با اطلاق آیه سازگاری نخواهد داشت[۲]. و همچنین، این آیه و آیه پس از آن، در مقام بیان مزایای خانه خدا است که نخستین مزیت آن، داشتن پیشینه طولانی و ممتد ذکر شده است؛ به این معنی که محلی پیش از کعبه پرستشگاه عمومی مردم نبوده وگرنه اولیت آن باطل خواهد شد.

دلیل دیگر این که این آیه در پاسخ به ایراد یهود در تغییر قبله به سوی کعبه است که اعتراض کردند بیت المقدس سزاوار به استقبال است، چون که قبل از کعبه ساخته شده و قبله گروهی از انبیا بوده است؛ و نیز نخستین خانه توحید و با سابقه معبد در زمین است.

هم چنان که تاریخ و سایر منابع اسلامی هم دلالت دارند که کعبه نه تنها پیش از بیت المقدس بوده، بلکه از زمان حضرت آدم(ع) وجود داشته و در تاریخ آمده است که از زمان‌های قدیم، تمام ملل و اقوام هند و فارس و کلدانیان و بودائیان و اعراب، که معتقد به پرستش بودند، به کعبه احترام می‎گذاشتند؛ به طوری که نوشته‌اند از زمان‌های قدیم هفت معبد بزرگ و عمومی بوده که قدیمی‌تر از همه، کعبه است.

سؤال این است که آغاز مراسم حج آیا همزمان با وجود کعبه بوده یا از زمان حضرت ابراهیم؟ با توجه به این که در آیات قرآن، حج و کعبه به حضرت ابراهیم نسبت داده شده، بررسی تاریخی حج را در چهار فصل به طور جداگانه مرور می‌کنیم:

  1. پیش از حضرت ابراهیم(ع).
  2. دوران حضرت ابراهیم(ع).
  3. پس از حضرت ابراهیم(ع) تا ظهور اسلام.
  4. از زمان ظهور اسلام تا کنون[۳].

پیش از حضرت ابراهیم(ع)

با توجه به مطالب پیشین که در آن، موجودیت اجمالی کعبه پیش از زمان حضرت ابراهیم ثابت گردید و با ضمیمه این مطلب که کعبه اصولاً برای انجام مراسم حج به وجود آمده است، از این رو وجود اجمالی حج به کمک همان آیات و روایات، که توضیح آن‎ها پیش‌تر گذشت، اثبات می‌شود.

شاهد این مطلب، تمسک امام صادق(ع) به همان آیات برای اثبات حج آدم و نوح و... می‌باشد: «قَالَ الْحَلَبِيُّ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنِ الْبَيْتِ أَ كَانَ يُحَجُّ قَبْلَ أَنْ يُبْعَثَ النَّبِيُّ(ص) قَالَ نَعَمْ وَ تَصْدِيقُهُ فِي الْقُرْآنِ قَوْلُ شُعَيْبٍ حِينَ قَالَ لِمُوسَى حَيْثُ تَزَوَّجَ ﴿عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ[۴] وَ لَمْ يَقُلْ ثَمَانِيَ سِنِينَ وَ إِنَّ آدَمَ وَ نُوحاً حَجَّا وَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ قَدْ حَجَّ الْبَيْتَ بِالْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ وَ الرِّيحِ وَ حَجَّ مُوسَى عَلَى جَمَلٍ أَحْمَرَ يَقُولُ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ وَ إِنَّهُ كَمَا قَالَ اللَّهُ ﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ[۵] وَ قَالَ ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ[۶] وَ قَالَ ﴿أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ[۷] وَ إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ الْحَجَرَ لآِدَمَ وَ كَانَ الْبَيْتَ‌»[۸]؛

شاید وجه استشهاد امام صادق(ع) بر سه، آیه این باشد که آیه نخست مربوط به حج انبیا، تا پیش از ابراهیم و آیه دوم زمان ابراهیم(ع) و آیه سوم مربوط به بعد از زمان ابراهیم، یعنی سلیمان و موسی باشد؛ چراکه در آیه سوم ابراهیم مأموریت یافت که خانه خدا را برای سه دسته ﴿لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ پاکسازی کند و روشن است که مراد، فقط طواف کنندگان در زمان ابراهیم(ع) نیست، بلکه شامل آن‎هایی است که بعداً هم می‎آیند. پس با تمسک به آیات، می‌توان وجود اجمالی حج را از زمان آدم(ع) تا ابراهیم(ع) اثبات کرد.

علاوه بر این آیات، روایات خاص دیگری هم نقل شده که دلالت، بر انجام حج در این برهه از تاریخ دارد. بعد از جبرئیل و فرشتگان، نخستین کسی که خانه خدا را زیارت کرد و اعمال حج را انجام داد، حضرت آدم است که روایات در این زمینه بسیار است و مرحوم کلینی در فروع کافی بابی با نام حج آدم[۹] آورده است. این روایات در بیشتر کتب تفسیری و جوامع روایی نقل شده است[۱۰].

دوران حضرت ابراهیم(ع)

آن چه که از نظر قرآن امر مسلم، قطعی و انکارناپذیر می‌باشد، وجود حج و احیای آن، در زمان حضرت ابراهیم(ع) است و این مطلب را می‌شود از آیات متعددی استفاده کرد که صریح‌ترین آن‎ها آیه ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ[۱۱] می‌باشد که حضرت ابراهیم مأمور شد اعلان عمومی کند برای همه انسان‌ها؛ چه آن‎هایی که در آن زمان بودند و چه بعداً می‎آیند. از این رو بعضی از مفسران گفته‌اند که هر کس در هر زمان به حج مشرف می‌شود، در حقیقت لبیک به همان دعوت ابراهیم(ع) است.

پس، وجود حج در زمان ابراهیم، امری است مسلم و قطعی، اما این که چگونه انجام می‌گرفته و چه مناسکی وجود داشت، دقیقاً مشخص نیست. فی الجمله، از بعضی آیات و روایات می‌شود برداشت کرد که اعمال زیر در آن زمان وجود داشته و جزوه مناسک حج بوده است:

  1. طواف: از آیه: ﴿طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ[۱۲].
  2. سعی: از ظاهر آیه ﴿إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا[۱۳] برداشت می‌شود که سعی، پیش از اسلام وجود داشته و احتمالاً به زمان ابراهیم(ع) بر می‌گردد؛ چون یکی از حکمت‎های وجود سعی را همان هفت مرتبه سعی هاجر در میان کوه صفا و مروه، برای یافتن آب جهت رفع تشنگی اسماعیل دانسته‌اند.
  3. قربانی: آیات: ۱۰۲ تا ۱۰۷ سوره مبارکه صافات، مربوط به ذبح حضرت اسماعیل(ع) است.
  4. رمی: از روایاتی که در ذیل آیات مربوط به ذبح اسماعیل نقل شده، استفاده می‌شود که رمی از آن زمان تشریع شده است.
  5. وقوف در عرفات: بعضی از روایاتی که در ذیل آیه فوق و آیه ﴿ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ[۱۴] نقل شده، ظهور در این دارد که یکی از اعمال مناسک حج در زمان ابراهیم، وقوف در عرفات بوده است[۱۵].

بعد از ابراهیم تا ظهور اسلام

علاوه بر آیات و روایاتی که گذشت، آیات دیگری هم دلالت بر وجود حج و کیفیت بعضی از مناسک حج در این زمان خاص دارد که شرح آن‎ها در ذیل می‌آید:

  1. ﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ[۱۶]. آیه مبارکه، در مورد ازدواج حضرت موسی با یکی از دختران شعیب است که مهریه دخترش، هشت سال کار قرار داده شد. از این که به جای ثَمَانِيَ سِنِينَ ﴿ثَمَانِيَ حِجَجٍ ذکر شده، فهمیده می‌شود که در آن زمان، آن قدر معروف بوده که معیار شمارش سال قرار حج می‌گرفت. و از سوی دیگر بیان‎گر این مطلب است که در هر سال یک بار حج صورت می‌پذیرد.
  2. ﴿وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ[۱۷].

پیمان الهی از دو پیامبر بزرگوار این بود که: کعبه را برای زائران و طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجده‎گزاران؛ چه آن‎هایی که الآن موجود هستند و چه آنان که بعداً می‌آیند، پاک و پاکیزه نگه بدارند؛ به خصوص با عنایت به این که این مأموریت در اواخر عمر حضرت ابراهیم(ع) به او ابلاغ شد و به یقین مربوط به زمان خاص نبوده است.

علاوه بر آیات، روایاتی هم راجع به حج موسی و سلیمان و داوود و عیسی و... در کتب روایی نقل شده که مرحوم کلینی آن‎ها را در فروع کافی با عنوان حَجُّ الْأَنْبِيَاءِ(ع)[۱۸]، جمع‌آوری کرده است.

از بعض روایات استفاده می‌شود که برای مردم جای سؤال بود که آیا حج به وسیله اسلام تأسیس شد یا قبل از اسلام هم وجود داشت؛ از جمله روایاتی که زراره از امام باقر(ع) نقل کرده که از حضرت سؤال کردند: آیا قبل از بعثت پیامبر خدا(ص) حج انجام می‎گرفت یا نه؟ فرمود: بله. سپس تعبیری به کار برد که دلالت بر استمرار حج در زمان‌های گذشته دارد: «أَنَّ النَّاسَ قَدْ كَانُوا يَحُجُّونَ‌». آن‎گاه فرمود: «نُخْبِرُكُمْ أَنَّ آدَمَ وَ نُوحاً وَ سُلَيْمَانَ قَدْ حَجُّوا الْبَيْتَ... وَ لَقَدْ حَجَّهُ مُوسَى‌»[۱۹]؛

و اما حج در دوران جاهلیت؛ دسته دیگر از آیات، نه تنها دلالت بر وجود حج در زمان جاهلیت دارد، بلکه چگونگی بعضی از مناسک حج را نیز بیان کرده است که آن آیات به شرح زیر است:

  1. ﴿وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً[۲۰]. این آیه ظهور دارد که نماز و دعای آن‎ها هنگام انجام حج، به صورت سوت کشیدن و کف زدن بوده است.
  2. ﴿ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۲۱]. این آیه ناظر به یکی از عادات مشرکین مکه در زمان جاهلیت است که وقوف در عرفات را مربوط به کسانی می‌دانستند که از خارج مکه برای حج می‎آمدند، اما قریش و طوایف اطراف حرم و وابستگان قریش، از این کار معاف بودند.

از مجموعه آیات و روایات استفاده شد که حج در این برهه از تاریخ، نه تنها وجود داشته، بلکه امری معروف و مشهور بوده؛ به طوری که معیار شمارش سال قرار گرفته بود و در هر سال این عمل عبادی انجام می‎گرفته است. منتهی به وسیله سودجویان و قدرت‎طلبان، حج از حقیقت اصلی و توحیدی‎اش منحرف گشت و هر کس برای منافع شخصی یا گروهی، چیزی را بر آن اضافه یا جایگزین نمود و عبادت مردم در پاک‎ترین مرکز عبادت، تبدیل به سوت کشیدن و کف زدن و فحشا و تفاخرات موهوم و آلوده به انواع بدعت‎ها و خرافات گردید و کانون توحیدی که به وسیله ابراهیم(ع) پاکسازی شده بود، تبدیل به بت خانه و بتکده شد؛ به طوری که هر گروهی که به مکه می‎آمد، برای خود بتی داشت و در مقابل آن تعظیم و کرنش می‌کرد[۲۲].

حج از زمان ظهور اسلام تاکنون

این برهه از زمان را به سه دوره تقسیم نموده، سپس هر دوره را به طور جداگانه بررسی می‌کنیم:

حج در زمان پیامبر خدا(ص)

حج در فاصله زمانی میان حضرت ابراهیم(ع) و بعثت پیامبر خدا، از معنای حقیقی خود خارج و دچار تحریف گردید و کانون توحید، که قهرمان توحید ایجاد کرده بود، مبدل به بت‎خانه و آلوده به مشتی خرافات و موهومات و بدعت‎ها شد و این وضع با ظهور اسلام تا زمان فتح مکه؛ یعنی سال هشتم هجرت باقی ماند؛ چراکه مکه و کعبه تا آن زمان در دست مشرکان و سران قریش بود. از این رو، مراسم حج بر همان اساس جاهلیت انجام می‎گرفت. پیامبر خدا(ص) در سال ششم هجرت با نزول آیه ﴿أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ[۲۳] تقریباً با ۱۴۰۰ نفر از مدینه به قصد حج خارج شد و در مسجد شجره محرم گردید. اما از آن‎جا که مکه هنوز در سیطره و سلطه مشرکان بود، جلوی کاروان حج را گرفتند که رفتند که منجر به صلح حدیبیه گردید[۲۴] و آیه مبارکه: ﴿لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ[۲۵] در آن زمان نازل شد. پیامبر(ص) با اصحاب خود به مدینه برگشتند، اما بر اساس یکی از بندهای صلح حدیبیه، پیامبر در سال بعد، تقریباً با ۲۰۰۰ نفر و هشتاد شتر قربانی، عمرة القضاء را انجام داد[۲۶] و مسلمانان، با شکوه و جلال خاصی لبیک‎گویان، در حالی که عبدالله بن رواحه شتر پیامبر را در دست داشت، وارد مکه شده و قریش برای این که این صحنه دشوار را نبینند، مسجدالحرام را خالی و بر فراز کوه ابوقبیس به تماشا ایستادند. پیامبر(ص) سواره وارد مسجدالحرام و سواره طواف نمود و بعد از پایان عمره، به مدینه برگشتند و این نخستین عمره‎ای بود که در اسلام رسماً انجام پذیرفت.

عمره رسمی دوم در سال هشتم هجرت، در فتح مکه انجام گرفت که پیامبر در این سال همچون ابراهیم خلیل، مشغول پاکسازی حریم قدس کعبه از بت و بت‎پرستی شد و با تلاوت آیه ﴿وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ[۲۷] بت‎ها را یکی پس از دیگری به زمین کشید.

اما نخستین حج واجب که بعد از بعثت پیامبر خدا(ص) به طور رسمی انجام گرفت، در سال نهم پس از هجرت بود که به دلایلی، خود پیامبر در آن شرکت نکرد و امیرالحاج در آن سال حضرت علی، امیر مؤمنان(ع) بود و در این سال بود که سوره برائت نازل شد و پیامبر(ص) به علی(ع) مأموریت داد که برای اعلام جدایی کامل مرز توحید از شرک و کفر و جدایی صفوف مسلمانان از صفوف کفار، چند آیه از اوایل سوره برائت را همراه با قطعنامه‌ای در مجمع عمومی حج برای مردم قرائت کند و این سال از یک طرف آخرین سال شرکت مشرکین در مراسم حج بود و از سوی دیگر، نخستین سالی بود که مسلمانان و مشرکان، با هم مراسم حج برگزار کردند.

اما بزرگ‎ترین و شکوهمندترین حج در اسلام، در سال دهم هجرت واقع شد، که پیامبر خدا(ص) در آن شرکت کرد[۲۸] و مناسک و اعمال واقعی حج را در عمل به مسلمانان آموزش داد و فرمود: «خُذُوا عَنِّي مَنَاسِكَكُمْ‌»؛ «همان‎گونه که در مورد نماز فرمود: «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي‌».

ابتدا و انتهای این مراسم، با مجموع خطبه‌های آن حضرت در جوامع روایی و تاریخی فریقین نقل شده است. تلاش پیامبر(ص) در این حج، این بود که مناسک حج را از آلودگی‌های شرک جاهلی و بدعت‌ها و خرافات پاک کند و این اولین حجی بود که هیچ مشرکی حق شرکت در آن را نداشت. از این رو، تمام ویژگی‌های حج جاهلی نفی و محتوای توحیدی حج در قالب مناسک حج و به وسیله پیامبر مکرم اسلام در عمل و منطق بیان شد و هر گونه امتیاز‌طلبی و تبعیض، لغو و حتی اختلافات ظاهری برکنار گردید و همه با یک شکل و یک لباس و یک نوع عمل، به انجام مناسک حج پرداختند. و بدین وسیله افزون بر تعلیم صحیح مناسک حج، عظمت اسلام و مسلمانان به نمایش گذاشته شد و این اولین و آخرین حجی بود که شخص پیامبر(ص) در جمع مسلمانان شرکت کرد، اما در این که پیامبر(ص) چند حج و عمره انجام داد، اختلاف نظریه وجود دارد و در بعضی روایات، تا ۲۰ حج برای پیامبر ذکر شده که حضرت مخفیانه انجام داده است؛ چنان که فرمود: «حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عِشْرِينَ حَجَّةً مُسْتَسِرَّةً»[۲۹].

همچنان که در سال وجوب حج در اسلام هم اختلاف وجود دارد که آیا در سال ششم هجرت با نزول آیه ﴿وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ[۳۰] واجب شد یا در سال نهم و یا در سال دهم با نزول آیه ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ[۳۱] که پیامبر تصمیم به حج گرفت.

در زمان امامان معصوم(ع)

از آنجا امام معصوم(ع) وارثان صالح پیامبر و احیاگر سنت رسول الله(ص) هستند، در طول تاریخ با بذل جان و مال در حفظ و نگهداری آن کوشیدند و امامان معصوم، به تعبیر امام سجاد(ع) و فرزندان راستین مکه و منا و کعبه پاسدار روح کعبه هستند و با حضور فکری و تبلیغی و شخصی و عینی خود، در حفظ و حراست حج، از هیچ‎گونه تحریفی مضایقه نداشتند؛ چراکه حج یکی از سنگرها و پایگاه‎های مهم برای ترویج و احیای فرهنگی غنی اسلام است. از این رو، ائمه(ع) در طول زندگی، اصرار بر حضور شخصی خود در حج داشتند که سفرهای متعدد امامان و خطبه و سخنرانی‎های آن‎ها در مواضع مختلف حج، گویای حساسیت امامان معصوم بر مسأله حج است که از هر فرصت مناسب در مسجدالحرام و عرفات و... استفاده نموده و به تشکیل جلسه و ایراد سخنرانی می‎پرداختند؛ چنان که امام حسین(ع) برای حفظ و قداست کعبه و حرم، حاضر شد حج را ناتمام گذارده، به بیابان‎ها آواره گردد تا حریم امن الهی دچار خدشه نشود.

روایات و احادیثی که درباره اهمیت حج و بخش‎های مختلف این نوشته و جوامع روایی، از امامان معصوم(ع) نقل شده، شاهدی گویا بر اهمیت و عظمت این فریضه الهی و از سوی دیگر نشانه اهتمام ائمه(ع) بر حفظ و حراست حج از هر گونه تحریف است و بنا به روایات مختلفی امام زمان(ع) در عصر غیبت، در هر سال، در مراسم با شکوه حج شرکت می‌نمایند، چنان که امام صادق(ع) در این زمینه فرمود: «يَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ‌، يَشْهَدُ الْمَوْسِمَ‌، فَيَرَاهُمْ وَ لَايَرَوْنَهُ»[۳۲]؛ همچنان که از محمد بن عثمان، یکی از نواب خاص امام زمان(ع) نقل شده است که: «وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَيَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَةٍ يَرَى النَّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ لَا يَعْرِفُونَهُ»[۳۳].

حج در عصر کنونی

از آنجا که مراسم با شکوه حج، مهم‌ترین سنگر و پایگاه برای ترویج اسلام ناب محمدی(ص) است و آثار و فواید مختلفی در تمام زمینه‎های فردی و اجتماعی، مادی و معنوی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به همراه دارد و از سوی دیگر، موجب اتحاد مسلمین جهان و شکوه و عزت اسلام و در مقابل، موجب ضعف و زبونی دشمنان اسلام و مسلمین می‌گردد، از این رو، همه کسانی که به نحوی منافع‎شان از طریق انجام حج به خطر می‎افتد، سعی بر آن داشته و دارند که حج را از مسیر واقعی آن منحرف و بی‌اثر و بی‌خاصیت گردانند که شیطانی‌ترین راه برای تأمین این اهداف شوم، ابقای ظاهری حج و محتوا کردن آن است. اگر در آن روز، کفار قریش بت را می‌پرستیدند و اعمال حج را آلوده به انواع خرافات و بدعت‌ها کرده بودند، امروز هم بت‎های غرب مورد پرستش واقع می‌شوند و اعمال حج آلوده به انواع موهومات و بدعت‎ها توسط وهابی گردیده است[۳۴].[۳۵]

منابع

پانویس

  1. «بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.
  2. فصلنامه میقات حج، ش۴، ص۵۵.
  3. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۲.
  4. «بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.
  5. «بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.
  6. «و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را فرا می‌بردند» سوره بقره، آیه ۱۲۷.
  7. «که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  8. تفسیر برهان، ج۱، ص۱۵۵؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۶۰.
  9. فروع کافی، ج۴، ص۱۹۰.
  10. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۴.
  11. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیده‌ای که از هر راه دوری می‌رسند، نزد تو آیند» سوره حج، آیه ۲۷.
  12. «و خانه مرا برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.
  13. «بی‌گمان صفا و مروه از نشانه‎های (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید» سوره بقره، آیه ۱۵۸.
  14. «سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید» سوره بقره، آیه ۱۹۹.
  15. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۴.
  16. «(شعیب) گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را همسر تو کنم بنابر آنکه هشت سال برای من کار کنی» سوره قصص، آیه ۲۷.
  17. «و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  18. فروع کافی، ج۴، ص۲۱۲.
  19. مستدرک الوسایل، ج۸، ص۹؛ تفسیر برهان، ج۱، ص۳۰۰.
  20. «و نماز آنان نزد خانه (ی کعبه) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس عذاب را برای کفری که می‌ورزیدید بچشید!» سوره انفال، آیه ۳۵.
  21. «سپس از همان‌جا که مردم رهسپار می‌شوند رهسپار شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، به راستی خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۹۹.
  22. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۵.
  23. «و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.
  24. بحارالانوار، مجلسی ج۲۰، ص۳۱۷؛ سیره ابن هشام، ج۲، ص۳۰۸.
  25. «به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند» سوره فتح، آیه ۱۸.
  26. سیره ابن هشام ج۲، ص۳۷۰.
  27. «و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت» سوره اسراء، آیه ۸۱.
  28. بحار الانوار، ج۲۱، ص۳۷۸؛ فروع کافی، ج۴، ص۲۴۵.
  29. بحارالانوار، ج۲۱، ص۳۹۸.
  30. «و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید» سوره بقره، آیه ۱۹۶.
  31. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار» سوره حج، آیه ۲۷.
  32. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۱.
  33. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۲.
  34. فصلنامه میقات حج، ش۵۱، ص۹۰.
  35. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۳۶.