حج در معارف دعا و زیارات

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

واژه حج در لغت به معنای قصد و آهنگ زیارت و در اصطلاح، سفر به خانه خدا برای برگزاری مناسک خاص در ایام ذی‌الحجه است[۱]. امام صادق (ع) فرمود: کسی که بمیرد و حج واجب را به جا نیاورد، در حالی که مانع و حاجب و بیماری یا منعی نداشته است، یهودی یا نصرانی مرده است[۲].

در تعالیم ائمه، حج از چنان جایگاهی برخوردار است که وجه برجسته دعاهای ماه رمضان متوجه آن است[۳]. مناسک حج، علاوه بر آنکه سرشار از احکام دقیق است، رمز و رازهای اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و... فراوانی دارد[۴].

حج و احیای فرهنگ اهل بیت (ع)

در مسأله ترویج و احیای فرهنگ اهل بیت (ع)، از جمله سنگرها و پایگاه‌هایی که می‌توانست ـ و باید ـ نقش عظیم و سرنوشت‌سازی داشته باشد، حج و زیارت خانه خدا بود. اعتقاد داشتن به امامت ائمه معصوم (ع) و التزام به رهبری آنان، در همه ابعاد مکتب و فروعِ دین، نقش اساسی دارد و مسائل اسلام، تنها در ارتباط با امامت و اعتقاد به رهبری و ولایت امام معصوم یا جانشینان اوست که در جهت صحیح خویش، سیر می‌کند، ولی از این میان، به فریضه بزرگِ حج می‌‌پردازیم که با بحث زیارت، تناسب و پیوند دارد و مکه، خود، یکی از زیارتگاه‌های بزرگ اسلامی است و کعبه مقدس و حرم خدا و رسول، از مزارهای بسیار شریف و پرارج، در نظر همه مذاهب و فرقه‌های اسلامی و ملیت‌های مختلف این امت عظیم است و کنگره عظیم سالانه را به کانونی فعّال، در جهت هدایت و وحدت مسلمین و اتحاد قوا و صفوف و قلوب، در برابر دشمن، تبدیل کند و از آن، مرکزیّتی برای رشد فرهنگ دینی و تعلیمات اسلام پدید آورد.

حج، تنها یک عبادت نیست که به هر صورت، انجام گیرد. فلسفه و اهداف این مناسک مهم، اگر درست شناخته و پی‌گیری و پیاده شود، آنگاه ادا شده است. در حج، مهم، اقامه آن است، برپا داشتن! سفارش امیرالمؤمنین (ع) به "قثم بن عباس" که از طرف آن حضرت، حکمفرمای مکه بود، این است که: «فَاقِمْ لِلناسِ الحجَّ وذَکِّرهُمْ بایّام اللهِ»[۵]حج را برای مردم برپای دار، و آنان را به یاد "ایام الله" بیانداز. یادآوری و احیای ایام الله، در کنار اقامه حج و برپایی این مراسم بیان شده است، توجه به سازندگی این دو کار، مهم است.

پس، روح حج، امامت است و این عبادت، تنها در پیوند با رهبری است که سیاست صحیح قرآن را پیاده خواهد کرد و کعبه، قیاماً للناس خواهد شد و منافع و سودهای عظیم این فریضه الهی، عاید مسلمانان خواهد گشت[۶].[۷]

حج، عبادتی سیاسی

حج، بیش از هرچیز، درونمایه توحیدی و تأثیر تربیتی و عرفانی و آموزش اطاعت و تعبّد دارد و بازآفرینی خاطره ابراهیم بت‌شکن و عشق و اخلاص و ایثار او در راه خداست و حضور، در کلاسی است که انبیای بزرگ و اولیاء الله، آموزگار آن هستند، عامل تقویت تقوا و ایمان و مبارزه با نفسانیت و هواپرستی و خودخواهی و غرور و تکبر و دنیادوستی است. این بحث، در جای خود مسلّم است. لکن، بُعد سیاسی این اجتماع عظیم، به خصوص در رابطه با رهبری، نباید مورد غفلت قرار گیرد که اگر حج، فاقد این بُعد باشد، آن سود لازم را نخواهد داشت و نیروی عظیمی که در حج، متمرکز و متبلور می‌شود، هدر و هرز خواهد رفت[۸].

تمامیت زیارت حج

حج، باید پیام‌آور وحدت و بیداری و تحکیم کننده آثار و اخبار و طرح‌ها و برنامه‌های دینی و فرهنگی در خطّ امامت و دارای بهره‌های سیاسی و اجتماعی باشد وگرنه حج، حج نخواهد بود. این اهداف، در زیارت حج، هم از طریق برخورد عینی و رابطه حضوری با امام معصوم (ع) در مراسم حج تحقق پیدا می‌کند، هم به ملاقات و دیدار امام رفتن در ارتباط و در پی این سفر عظیم و الهی و هم با الهام‌گیری از فرهنگ اهل بیت (ع) و علوم و معارف معصومین (ع): از رهگذر این زیارت، و هم از راه تبعیّت از جانشینان بر حق و شایسته ائمه، در عصر غیبت حجت خدا.

شناخت شیوه عمل و سیره ائمه در این موضوع، ضروری و مفید است. ببینیم آنان در این باره چه می‌کرده و چه می‌گفته‌اند و رهنمودشان چه بوده است؟ وقتی که امامان معصوم (ع) را، وارثان خلف و صالح پیامبر و احیاگر سنت آن حضرت می‌دانیم، روشن است که معالم دین و سرمشق عمل و معارف اسلام و چه باید کردها را هم باید از آنان بگیریم و بیاموزیم. پذیرش امامت و ولایت و هدایت و رهبری آنان، که معلمان پرارج امت اسلام‌اند دین و عبادات و احکام را در مسیر حق قرار می‌دهد. در واقع، روح اعمال مذهبی و تکالیف شرعی، ولایت آنان است.

ابوحمزه ثمالی نقل می‌کند که: امام زین العابدین (ع) به ما گفت: - کدامیک از بقعه‌های روی زمین برتر است؟ گفتم: خدا و رسولش و فرزند رسولش داناترند. فرمود: آگاه باش! که با فضیلت ترین محلّ، بینِ رکن و مقام ـ در مسجدالحرام ـ است. و اگر کسی به درازای نهصد و پنجاه سال عمر نوح، با نماز و روزه و عبادت در این مکان، به سر برد و خدا را در حالی ملاقات کند که بدون ولایت ما باشد، آن همه عبادت، سودی نخواهد بخشید[۹]. روشن است که نمی‌توان ولایت را تنها در محدوده محبت قلبی و اعتقاد درونی خلاصه کرد. این شناخت و محبت و ولایت، باید آثار خارجی و تأثیرگذاری در فکر و عمل و اقدام و موضعگیری داشته باشد. اگر تنها به حج آمدن و تلاش و سعی بی هدف و بدون رابطه با امام و بدون پیوند با رهبری و ولایت باشد، فاقد ارزش است و به طواف و قربانی جاهلیت می‌ماند که تکرار برخی اعمال بیهوده و بی محتوا و بی جهت و بی خط و بدون سازندگی است. این، سخن و شعار یک هوادار ائمه نیست، سخن خود آن معصومان است که جز با اتکاء به خدا و مکتب، سخنی نگفته‌اند.

ابوحمزه ثمالی، مورد دیگری را از زبان امام باقر (ع) نقل می‌کند و می‌گوید: امام (ع)، در حالی که در آستانه دری مُشرِف به مسجدالحرام نشسته بود و مردم را در حال طواف می‌‌نگریست، به من گفت: ای اباحمزه! این مردم به چه چیز امر شده‌اند؟ من ندانستم که در پاسخ، چه بگویم. حضرت فرمود: «انّما امِروا انْ یَطوفوا بهذه الأحجار، ثُمّ یأتونا فَیُعْلِمونا ولایَتهم»[۱۰]. و در نقلِ محجه البیضاء، این اضافه را دارد که: «فَیُخبرونا بولایتهم ویَعرضوا علینا نَصرهم»[۱۱]. یعنی: مردم مأمور شده‌اند که این سنگ‌ها (ی کعبه) را طواف کنند، سپس پیش «ما» آمده و ولایت خود را به ما خبر دهند و اعلام کنند و یاری خویش را بر ما عرضه بدارند. مسأله "عرضه نصر" و "اعلام ولایت" و "دیدار با امام" و "اعلان مودّت" و این قبیل تعبیرات، که در اینگونه روایات آمده است، بسیار آموزنده و جالب است. الزام می‌کند که زائران خانه خدا، در آنجا امام را ملاقات کنند و اعلام آمادگی برای تبعیت و اطاعت و یاری بنمایند. یعنی اگر نیرویی، امکاناتی، عِدّه و عُدّه‌ای دارند، به اطلاعِ ولیّ خدا برسانند، مواضعشان را در اطاعت از رهبری ائمه، صریح و آشکار، بیان کنند تا اگر نیازی به آنان بود، ائمه از وجودشان در مسیر اهداف، استفاده کنند.

در حدیثی دیگر، فضیل نقل می‌کند که: در حج، امام باقر (ع) نگاه به مردمی کرد که گِرد کعبه طواف می‌کردند، فرمود: "در جاهلیت هم اینگونه طواف می‌کردند (یعنی بدون هدف و معرفت و شناخت و جهت) اینان امر شده‌اند که کعبه را طواف کنند، آنگاه به سوی ما حرکت کنند و ولایت و مودّت خویش را به ما اعلام کنند و نصرت و یاری خود را به ما عرضه نمایند، ولی چون چنین نمی‌کردند، حج آنان هم چون اعمالِ جاهلی بود"[۱۲]. مرحوم فیض کاشانی در "وافی"، در توضیح این حدیث می‌گوید: «معنای سخن امام، این است که آنان، بدون شناخت مقصود اصلی از آمدن به زیارت کعبه و طواف خانه خدا چنین می‌کنند. حضرت ابراهیم وقتی کعبه را ساخت و ذریه خویش را در آنجا ساکن نمود، از خدا خواست که در پاداش آن، دل‌های مردم را به سوی ذریه‌اش جذب کند. خدا هم دعایش را پذیرفت و مردم را فرمان داد تا از هرجا به حج آیند و محبت و نصرت و ولایت خویش را بر ذریه او که پیامبر (ص) و اولادش هستند عرضه و اعلام بدارند، تا بدین سبب، نجات یابند و درجاتشان بالا رود و راهی باشد برای شناخت احکام دین و تقویتِ ایمان و یقین. عرضه داشتنِ نصرت به این است که به آنان بگویند: آیا در کاری از کارها، به یاریِ ما نیازتان هست؟...[۱۳]. آنچه در این حدیث، محور کلام است، تقویت ایمان و شناخت احکام و اعلام یاری به نفع حق و در رکاب و تحت امر اولاد ابراهیم ـ که ائمه معصومین‌اند ـ می‌باشد. مرحوم علامه مجلسی در شرح این روایت می‌گوید: «... از شرایط قبولی حج آنان، اسلام و ایمان است و آنان به خاطر نداشتن ولایت، مثل آن است که فاقد ایمان و اسلامند. و در این، توجه دادن به این نکته است که علت وجوبِ حج، به حضور امام رسیدن و عرضه کردن ولایت و یاری به آنان و فرا گرفتن احکام از آنان است. آنگاه درباره عرضه نصرت، می‌گوید: "به امامان بگویند: ما از شیعیان شماییم، و آماه یاری تان. اگر ما را به خروج و جهاد، یا هر کار دیگر فرمان دهید، شما را اطاعت می‌کنیم"[۱۴].

شبیه آنچه که امت آگاه و انقلابی ایران، در دیدارهایشان با رهبر بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینی، مرتباً عرضه نصر و مودّت و اعلام حمایت و اطاعت می‌کردند و با شعار "ما همه سرباز توئیم خمینی، گوش به فرمان توئیم خمینی" با رهبر خویش، تجدید بیعت می‌کردند. در حدیث دیگری که همین مضمون نقل شده، راوی، سدیر است. بنا به نقلِ او، امام باقر (ع) پس از انتقادی که از حلقه‌های بحث و جلساتی که در مسجد، از سوی ابوحنیف و سفیان ثوری و... تشکیل می‌شد، کار آنان به نوعی جلوگیری از دین خدا شمرده و آنان را موانع هدایت، قلمداد کرده، و آرزو کرده است که: "کاش اینان در خانه‌هایشان می‌‌نشستند و مردم می‌گشتند و کسی را که از خدا و رسول، به آنان خبر دهد، نمی‌یافتند، آنگاه پیش ما می‌آمدند تا از خدا و رسول به مردم خبر دهیم"[۱۵]. یعنی راه آموزش احکام خدا و معارف دین، اهل بیت (ع) هستند. راهی مطمئن، که دین خدا را به دور از پیرایه‌ها و آرایش‌ها و بدعت‌ها و آراء شخصی به مردم بیان می‌کنند. این مسأله، به خصوص در روزگار امام محمد باقر (ع) که مذهب‌سازی‌ها و فرقه‌بازی‌ها و جریانات ناسالم فرهنگی و سیاسی گوناگون و تبعیّت از آراء و اهواء، رواج بیشتری داشته و برای خیلی‌ها، امر حق و باطل مشتبه می‌شده و خطّ اصلی را گم می‌کردند، بیشتر اهمیت داشت. و از امام باقر (ع) سخنانِ مکرّری در این زمینه روایت شده است. از ابوعبیده نقل شده است که: "امام باقر (ع) وقتی مردم و کارهایشان را در مکه دید، فرمود: کاری است همچون کارهای جاهلیت! به خدا سوگند، اینان مأمورند که آلودگی‌ها را از خود دور کنند-اشاره به آیه ۲۹ سوره حج: ﴿ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ - و به نذرهای خود وفا کنند و بر ما بگذرند و ولایت خویش را به ما خبر دهند و نصرت خویش را بر ما عرضه بدارند"[۱۶]. قرآن کریم، از جمله تکالیف زائران حج را دور کردن و زدودن چرک‌ها و آلودگی‌ها از خویش می‌شمارد[۱۷]. و این در سایه دیدار با امام میسّر است که الهام بخش خیر و تقوا و اخلاق شایسته و معارف والای دین است و پاک کننده دل و جان و فکر و ذهن. در آیه فوق، امام صادق (ع)، کلمه "تَفَث" را به دیدار و ملاقات امام تفسیر می‌کند:«التَفَثُ لقی الأمام، یا: لِقاءُ الامام»[۱۸] چرا که از این طریق، مناسک حج مسلمین جهت یافته و در مسیر سازنده تری هدایت می‌شود[۱۹].

حج از نگاه امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع)، پیوسته از خداوند بزرگ، توفیق حج و عمره مداوم و مقبول را درخواست کرده و انجام مناسک حج و زیارت پیامبر (ص) را ذخیره مناسبی برای عالم آخرت خوانده است. آن حضرت خود نیز هنگام پوشیدن احرام، گفتن لبیک و انجام دادن مناسک حج، حال و هوای معنوی خاصی داشته است. در صحیفه چنین دعا می‌کند: «ای خداوند! بر من احسان نمای به اعطای نعمت ادای حج و عمره و زیارت قبر پیامبرت ۔ صلوات تو و رحمت تو و برکات تو بر او و آلش باد ـ و زیارت خاندان پیامبرت ـ بر ایشان سلام باد. همواره تا هرگاه که مرا زندگی بخشیده‌ای در این سال و هر سال دیگر، زیارتی که مقبول و مشکور تو افتد و تو را در نظر آید و در نزد تو ذخیره روز بازپسین باشد»[۲۰].

امام (ع)، توفیق انجام حج و عمره را از بهترین نعمت‌های خداوند و عامل خشنودی او معرفی کرده است. «بار خدایا، نعمتت را بر من تمام کن، که تو بهترین نعمت دهندگانی. و برای خشنودی خود، باقی عمر مرا در حج و عمره سپری ساز»[۲۱].

حج یکی از بزرگ‌ترین عبادت‌های خداوند و در بردارنده احکام دقیق و حاوی راز و رمز معنوی فراوان است. این عبادت می‌تواند موجب خشنودی خداوند شود و ذخیره مناسبی برای عالم آخرت باشد[۲۲].[۲۳]

ضیافت الله

تعبیر ضیافت الله در روایات در دو مورد به کار گرفته شده است[۲۴]: ضیافت روزه ماه مبارک رمضان، پیامبر اکرم(ص) در مورد ماه رمضان فرمودند: «شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ...»[۲۵]؛ حج نیز ضیافت است و حاجیان ضیوف الرحمان‌اند. عظمت حج در دعاهای ماه مبارک رمضان بسیار چشم‌گیر است. به نظر می‌رسد یکی از برجسته‌ترین دعاهای ماه مبارک رمضان «طلب حج» است، آن هم حج مکرر: «وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ...»[۲۶]. این دعا، دعای روزه‌، دار و ضیف الرحمن در ماه مبارک رمضان است[۲۷].

خداوند متعال می‌خواهد ضیافت خود را در طی چند ماه تمام کند که آغاز ضیافت، شهر الله (ماه مبارک رمضان) و پایان آن، ذیحجة الحرام است که پایان اشهر حج می‌باشد. پس حج نیز مانند روزه، ضیافت خداوند است و حاجیان ضیوف الرحمن.

ضیافت دو مرحله دارد:

  1. میزبان به میهمان می‌گوید: چیزی بخواه.
  2. میزبان آن‌چه را که میهمان می‌خواهد به او عطا می‌کند.

در ماه مبارک رمضان، میزبان که خداوند متعال است به بندگان صالح خود دستور می‌دهد از من طلب کنید، آن‌گاه در مراسم و مناسک حج خواسته‌ها را عطا می‌کند. در آنجا سخن از طلب نیست، سخن از عطاست. آنجا نمی‌گوید از من بخواه بلکه خواسته‌ها را عطا می‌کند. گرچه خواسته و عطایش به هم آمیخته شده و هر مرتبه‌ای از عطا، خواسته‌ای را به همراه دارد. او کسی است که فراوانی بخشش و عطای او جز بر جود و کرم وی نیفزاید: «وَ لَا تَزِيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلَّا جُوداً وَ كَرَماً»[۲۸].

انسان هر چه از خداوند متعال دریافت کند تشنه‌تر می‌شود، ابتداء نمی‌داند از خدا چه بخواهد، چون نمی‌داند که در دستگاه خداوند چه هست. وقتی رخی نشان داد و چیزهایی را از پشت پرده دید، سوال تولید می‌شود و درخواست ظهور می‌کند. هر مرحله‌ای از عطا و و بخشش، مرتبه‌ای از درخواست است و خواهش انسان را زنده می‌کند. و آدمی با درخواست و خواهش، مرحله تازه‌تری را از خداوند متعال درخواست و دریافت می‌کند، وقتی مرحله بالاتری را دریافت کرد، عطش او بیشتر می‌شود و چیزی طلب می‌کند[۲۹].

و اما حج، ضیافت خداوند است و حاجیان همانند روزه‌داران مهمانان خدای رحمانند. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ ضَيْفَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلٌ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ فَهُوَ ضَيْفُ اللَّهِ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ‌»[۳۰]؛ «همانا میهمان خدای عزو جل، کسی است که حج و عمره به جای آورد، او تا زمانی که به منزلش باز گردد، میهمان خداست».

وقتی از امام صادق(ع) سؤال شد چرا روزه در ایام تشریق برای حاجیان ناپسند است؟ فرمود: چون که این گروه، زوار خدا و در میهمانی اویند و سزاوار نیست که میهمان، نزد کسی که به زیارتش رفته و او را میهمان کرده است، روزه بگیرد[۳۱]. البته از جهت شرعی، روزه این ایام، حرام است.

و چه افتخاری برتر از این که خداوند به خلیلش ابراهیم(ع) دستور می‌دهد که پس از مهیا نمودن کعبه، عاشقان کعبه را به سوی آن دعوت نماید: ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ[۳۲] و در جای دیگر از قرآن می‌فرماید: ﴿وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ[۳۳].

در «تفسیر نورالثقلین» آمده است: حضرت ابراهیم پس از بنای کعبه و دریافت فرمان خداوند تبارک و تعالی برای دعوت مردم به سوی کعبه، به پیشگاه خداوند عرض کرد: خداوندا! صدای من چگونه به گوش مردم می‌رسد؟ ندا آمد: «عَلَيْكَ الْأَذَانُ وَ عَلَيَّ الْإِبْلَاغُ‌»[۳۴]؛ «وظیفه تو اعلام و وظیفه من رساندن این ندا به گوش مردم است».

حضرت ابراهیم(ع) بالای سنگی قرار گرفت و با صدای بلند مردم را به زیارت خانه خدا دعوت نمود. نه تنها صدای او به گوش مردم آن عصر رسید، بلکه همه کسانی که در پشت پدران و رحم مادران نیز بودند، دعوت حضرت ابراهیم‌(ع) را دریافت کردند. این روایت از حضرت علی(ع) است که: «الْحَاجُّ الْمُعْتَمِرُ وَفْدُ اللَّهِ وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ وَفْدَهُ وَ يَحْبُوَهُ بِالْمَغْفِرَةِ»[۳۵]؛ «حجاج در ایام حج و عمره میهمان خدا هستند و حق دارند مورد احترام خداوند قرار گرفته و خداوند با مغفرت و آمرزش نسبت به آنها اظهار محبت نماید».

شبی امیرالمؤمنین‌(ع) وارد مسجدالحرام شد، و در کنار کعبه، بادیه‌نشینی را مشاهده فرمود که پرده کعبه را گرفته و با چشمی اشکبار و دلی غمبار می‌گوید: «يَا صَاحِبَ الْبَيْتِ الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الضَّيْفُ ضَيْفُكَ وَ لِكُلِّ ضَيْفٍ مِنْ مُضِيفِهِ قِرًى فَاجْعَلْ قِرَايَ مِنْكَ اللَّيْلَةَ الْمَغْفِرَةَ»[۳۶]؛ «ای صاحب بیت! خانه خانه توست، و من مهمان تو هستم، هر میزبانی به میهمان خود توجه می‌کند و پذیرایی و احترام تو از من در این شب، بخشش گناهانم باشد». این سخنان توجه علی(ع) را جلب کرد، حضرت به یاران و دوستان خود فرمودند: شما نیز سخنان این بادیه‌نشین را شنیدید؟ گفتند: بلی، مولا فرمود: خداوند کریم بدون تردید حاجت او را می‌پذیرد، «اللَّهُ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَرُدَّ ضَيْفَهُ‌»[۳۷].

عرب بادیه‌نشین، شب دوم و سوم نیز در همان مکان، پرده کعبه را گرفت و دعاهایی را زمزمه کرد، و به ترتیب از خدا دوری از آتش دوزخ، روزی بهشت برین و سرانجام مبلغ چهار هزار درهم پول خواست. حضرت در این هنگام خود را به او رسانید و او را مورد عنایت قرار داده و فرمود: این پول‌ها را برای چه می‌خواهی؟ او گفت: هزار درهم قرض دارم، هزار درهم هزینه ازدواج و هزار درهم مهریه همسرم می‌باشد و با هزار درهم چهارمی می‌خواهم تجارت و زندگی نمایم. حضرت او را وعده یاری داد و باغش را در مدینه فروخت و مشکل عرب بادیه‌نشین را برطرف کرد[۳۸]. امام خمینی در پیامی فرمودند: «مهم آن است که حاجی بداند کجا می‌رود؟ و دعوت چه کسی را اجابت می‌کند؟ و میهمان کیست؟ و آداب میهمانی چیست؟ و بداند خودخواهی و خودبینی با خدا خواهی مخالف است و با هجرت الی الله مباین و موجب نقض معنویت حج است»[۳۹].[۴۰]

منابع

پانویس

  1. المفردات فی غریب القرآن.
  2. وسائل الشیعه، ج۸، ص۲۰.
  3. مفاتیح الجنان.
  4. نک: صهبای حج، جوادی آملی؛ حج، محسن قرائتی؛ حج در قرآن، شهید بهشتی و....
  5. نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه۶۷.
  6. آیات ۹۷ مائده، ۲۵ حج، ۹۶ آل عمران، ۱۲۵ و ۱۵۹ بقره مطالعه شود.
  7. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص۱۳۳-۱۳۵.
  8. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص۱۳۵-۱۴۰.
  9. محجه البیضاء، ج۲، ص۱۵۳؛ به نقل از "من لا یحضره الفقیه".
  10. وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۲۵۴، حدیث۹.
  11. امحجه البیضاء، ج۲، ص۱۸۳؛ بحار الانوار، ج۹۶ بیروتی، ص۳۷۴.
  12. اصول کافی عربی، جلد۱، ص۳۹۲، حدیث۱.
  13. اصول کافی، ج۱، ص۳۹۲ پاورقی.
  14. مرآه العقول، ج۴، ص۲۸۵.
  15. اصول کافی، ج۱، ص ۳۹۳.
  16. اصول کافی، ج۱، ص۳۹۲، حدیث۲.
  17. حج، ۲۹.
  18. وسائل الشیعه، ج۱۰، ص ۲۵۳، حدیث ۳و ۴؛ تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص ۴۹۲.
  19. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص۱۴۰-۱۴۵.
  20. نیایش بیست‌و‌سوم.
  21. نیایش چهل‌وهفتم.
  22. الصحیفة السجادیة، امام زین‌العابدین (ع)، ۱۴۱۸، قم، نشر الهادی؛ صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ۱۳۷۵، تهران، انتشارات سروش؛ المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، بیروت، دارالعلم؛ وسائل الشیعة، محمد بن حسن حر عاملی، ۱۴۰۹، قم، نشر آل البیت؛ قرآن حکیم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، ۱۳۷۳، قم، دارالقرآن الکریم.
  23. شایسته‌نژاد، علی اکبر، مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه، ص ۱۸۱.
  24. در روایتی هم از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «وَفْدُ اللَّهِ ثَلَاثَةٌ الْغَازِي وَ الْحَاجُّ وَ الْمُعْتَمِرُ»؛ (شفاء الغرام، ج۱، ص۳۴۹).
  25. وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۱۳.
  26. دعای ابوحمزه ثمالی، دعای افتتاح.
  27. عرفان حج، ص۲۲.
  28. مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
  29. عرفان حج، جوادی آملی، ص۲۳.
  30. بحار، ج۹۹، ص۷.
  31. بحار، ج۹۹، ص۷، ح۳۸۰.
  32. «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار» سوره حج، آیه ۲۷.
  33. «و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان (مسافر) و مجاوران (حرم) و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاکیزه بدارید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  34. اخبار مکه، ص۶۷ (به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، بصیری، ص۳۵۵).
  35. بحارالانوار، ج۹۹، ص۸؛ کافی، ج۴، ص۲۵۵.
  36. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص۲۳۸، حدیث ۳۷۷.
  37. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص۲۳۸، حدیث ۳۷۷.
  38. تحلیلی بر مناسک حج، بابا زاده، ص۲۵.
  39. بخشی از پیام حضرت امام خمینی به زائران بیت‌الله الحرام، ۲۵/۵/۶۴.
  40. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۶۲۲.