پیش‌گویی شهادت امام حسین

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱ اوت ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۱۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

اینکه آیا امام حسین (ع) می‌دانست در کربلا شهید خواهد شد، یا آنکه غافلگیر شد و در محاصره قرار گرفت، میان نویسندگان بحث است. اما آنچه از روایات و اصول اعتقادی شیعه برمی‌آید، آن حضرت خبر داشت و آگاهانه شهادت را برگزیده بود. نه تنها در آغاز حرکت از مدینه و شب وداع با حرم پیامبر، یا آغاز حرکت از مکه به سوی سرزمین عراق، بلکه از سال‌ها پیش خبر داشت و شهادت، عهدی از سوی خدا و رسول با او بود. از بدو تولد آن حضرت، موضوع شهادتش در عاشورا مطرح بوده است، حتی در زمان انبیای پیشین نیز روشن بوده که حسین، فرزند پیامبر خاتم در کربلا شهید خواهد شد. در اینباره احادیث فراوان است و خبر دادن به پیامبرانی چون آدم، نوح، ابراهیم، زکریا، اسماعیل، موسی، عیسی و... در منابع حدیثی مفصل آمده است که در این مختصر نمی‌گنجد[۱].

امام علی (ع) همراه تنی چند از سرزمین کربلا عبور می‌کرد که چشمانش پر ازاشک شد و فرمود: « هَذَا مُنَاخُ رِكَابِهِمْ، وَ هَذَا مُلْقَى رِحَالِهِمْ، وَ هَاهُنَا تُهَرَاقُ دِمَاؤُهُمْ»[۲]. جبرئیل هم به پیامبر خبر داده بود که «إِنَّ أُمَّتَكَ تَقْتُلُ الْحُسَيْنَ مِنْ بَعْدِك‏»[۳] حتی در کتب آسمانی پیشین نیز اشاراتی آمده و به‌صورت خارق‌العاده در کنیسه‌ها و معابد یهود و نصاری اشعاری پیرامون این حادثه با دست غیبی نگاشته شده است[۴].

پیشگویی‌ شهادت امام

انبیای الهی و اهل بیت(ع) و برخی از اصحاب خاص آنان، در روایات فراوانی از امور غیبی و حوادث آینده خبر داده‌اند. حتی برخی از اندیشمندان اهل سنت نیز این روایات را نقل کرده‌اند. مثلا ابن ابی الحدید فصل مبسوطی را به اخبار غیبی امام علی(ع) اختصاص داده است.[۵] اخبار از شهادت امام حسین(ع) نیز از این مقوله است؛ زیرا روایات فراوانی از پیامبران و ائمه(ع) نقل شده است که از شهادت امام حسین(ع) خبر می‌دهد. در این مقاله نمونه‌هایی از روایاتی را که در این باره در متون و منابع کهن حدیثی و تاریخی شیعه و اهل سنت آمده و مفهوم و مضمون روشنی دارد، می‌آوریم و ابتدا از پیشگویی‌های پیامبران پیشین آغاز می‌کنیم.

این روایات از لحاظ قوت سند و روشنی دلالت و مفهوم، یکسان نیستند. برخی از آنها (که با بقیه روایات اشتراک مضمونی دارند) از لحاظ سند، صحیح، و برخی دیگر، موثق هستند؛ اما در مجموع، ازنظر کثرت، تواتر معنوی دارند و از گذشته، علمای اسلام آنها را پذیرفته‌اند. البته این موضوع یکی از مسائل مشهور و مسلم در تاریخ زندگانی امام حسین(ع) است؛ چنان که در توقیع حضرت مهدی که برای وکیل خود قاسم بن علاء درباره تعلیم دعای روز سوم شعبان (سالروز ولادت آن بزرگوار)، چنین آمده است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِي هَذَا الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ...»؛.[۶] «... خداوندا از تو درخواست می‌کنم به حق مولودی که در این روز متولد شده و قبل از تولد و ورودش (به این دنیا) وعده شهادتش داده شده است»....

پیشگویی‌های پیامبران پیشین

آگاهی از شهادت امام حسین(ع) در میان انبیای الهی و امت‌های گذشته، سابقه طولانی داشته است. در این باره اخبار بسیاری در کتابهای تاریخی و حدیثی شیعه و سنی وجود دارد که نمونه‌هایی از آنها را در اینجا ذکر می‌کنیم:

عبور حضرت عیسی از کربلا

ابن عباس از امیرالمؤمنین حدیثی را درباره عبور حضرت عیسی از سرزمین کربلا نقل می‌کند که حضرت (در بخشی از این حدیث) می‌فرماید: «عیسی به (هنگام عبور از کربلا) نشست و شروع به گریه کرد و حواریون نیز با وی نشستند و گریه کردند؛ اما علت گریه حضرت عیسی را نمی‌دانستند. از این رو به حضرت گفتند: ‌ای روح و کلمه خدا، سبب گریه شما چیست؟ حضرت فرمود: آیا می‌دانید اینجا چه سرزمینی است؟ گفتند: نه. فرمود: اینجا زمینی است که در آن، فرزند رسول خدا احمد و فرزند آزاد زن پاک و مبرا از هرگونه پلیدی و آلودگی، که شبیه مادرم (مریم) است، کشته شده و در آن دفن می‌شود».....[۷].[۸]

روایت سماعة بن مهران

سماعة بن مهران می‌گوید که از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «آن کسی که خداوند در کتابش درباره او فرموده: ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا[۹] پیامبری از پیامبران بوده که خدا او را (به سوی قومش برانگیخت)، پس قومش بر او مسلط شده، پوست سرو صورتش را کندند. آنگاه خدا فرشته‌ای را نزد او فرستاد و گفت: پروردگار جهانیان به تو سلام میرساند و می‌فرماید: آنچه را قومت با تو کردند، دیدم. پس هرچه می‌خواهی، از من بخواه. اسماعیل گفت: ‌ای پروردگار جهانیان حسین بن علی بن ابی طالب (در ابتلا به بلاها و مصیبتها)، برای من اسوه و الگوست. امام صادق(ع) فرمود: او پیامبری غیر از اسماعیل پسر ابراهیم (خلیل) بوده است.[۱۰].[۱۱]

اخبار جبرئیل درباره شهادت امام

روایت ام سلمه

ام سلمه می‌گوید: «حسن و حسین که در خانه من نزد پیامبر بازی می‌کردند که جبرئیل آمد و گفت: ‌ای محمد؛ پس از تو، امت تو این فرزندت را خواهند کشت و با دستش اشاره به حسین کرد. رسول خدا گریه کرد و او (حسین) را در آغوش کشید».... ... عن‌ام سلمة قالت كان الحسن والحسين - رضي الله عنهما - يلعبان بين يدي النبي في بيتي، فنزل جبريل فقال يا محمد ان امتك تقتل ابنك هذا من بعدك، فاوما بيده الي الحسين فبكي رسول الله وضمه الي صادره....[۱۲] نزدیک به این مضامین، روایات بسیاری از‌ ام سلمه نقل شده است..[۱۳].[۱۴]

روایت ابوبصیر

ابوبصیر می‌گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «هنگامی که حسین به نزد رسول خدا بود، ناگاه جبرئیل بر پیامبر وارد شد و عرضه داشت: ‌ای محمد: آیا او را دوست داری؟ حضرت فرمود: آری. جبرئیل گفت: امت تو او را خواهند کشت. پیامبر از این سخن بسیار غمگین شد. پس جبرئیل گفت: آیا دیدن خاکی که حسین روی آن کشته می‌شود، تو را شادمان می‌کند؟ حضرت فرمود: بلی، پس جبرئیل فاصله بین محل نشستن رسول خدا و کربلا را فرو برد؛ به طوری که این دو قطعه زمین این گونه به هم متصل شدند (و دو انگشت سبابه خویش را به هم چسباند). آن گاه جبرئیل با دو بال خود، مقداری از تربت کربلا را برداشته و به رسول خدا داد. سپس به یک چشم بر هم زدن، زمین را گستراند (و به حالت اول برگرداند). رسول خدا فرمود: خوشا بر تو‌ای خاک، و خوشا به حال کسی که در تو‌ای کربلا کشته می‌شود.[۱۵].[۱۶]

روایت عایشه

ابوسلمه از عایشه نقل می‌کند: «رسول خدا حسین را بر زانوی خود نشانده بود و او را می‌بوسید. جبرئیل عرضه داشت: آیا این پسرت را دوست داری؟ حضرت فرمود: آری، جبرئیل گفت: امت تو بعد از تو او را خواهند کشت. در این هنگام چشمان رسول خدا پر از اشک شد. جبرئیل عرض کرد: آیا می‌خواهی خاکی را که حسین بر روی آن کشته خواهد شد، نشانت دهیم؟ حضرت فرمود: بلی، آنگاه جبرئیل قدری از خاک زمینی را که حسین بر روی آن کشته خواهد شد، به پیامبر نشان داده و گفت: این زمین، طف خوانده می‌شود. ... عن ابي سلمة، عن عائشة: ان رسول الله اجلس حسينا علي فخذه فجعل يقبله، فقال جبرئيل: اتحب ابنك هذا؟ قال: نعم، قال: فان امتك ستقتله بعدك، فدمعت عينا رسول الله فقال له: ان شئت اريتك من تربته التي يقتل عليها؟ قال: نعم، فاراه جبرئيل عليه‌السّلام تراب من تراب الارض التي يقتل عليها وقال: تدعي الطف. «طف» به معنای کناره رود و ساحل آن است و در اینجا، مقصود سرزمینی در ساحل فرات است که امام حسین(ع) با یارانش در آنجا به شهادت رسیده‌اند..[۱۷].[۱۸]

روایت محمد بن صالح

محمد بن صالح می‌گوید: «هنگامی که جبرئیل به رسول خدا خبر داد که امتش حسین بن علی را خواهند کشت، پیامبر فرمود: آیا این تقدیر برگشت پذیر نیست؟ جبرئیل گفت: نه، چون این امری است که خداوند آن را مقدر کرده است». ... عن محمد بن صالح ان رسول الله حين اخبره جبرئيل ان امته ستقتل حسين بن علي، «فقال يا جبرئيل، افلا اراجع فيه؟ قال، لا، لانه امر قد كتبه الله».[۱۹].[۲۰]

روایت ابن عباس

ابن عباس می‌گوید: «فرشته‌ای که محضر رسول خدا آمد و حضرت را از شهادت حسین(ع) آگاه کرد، جبرئیل روح الامین بود. او در حالی که بالهایش را باز کرده بود و گریه و فریاد می‌کرد، مقداری از تربت حسین را که بویی چون مشک داشت، با خود آورده بود. رسول خدا فرمود: آیا امتی که فرزند مرا (و یا فرمودند فرزند دختر مرا) می‌کشند، رستگار می‌شوند؟ جبرئیل عرض کرد: خداوند آنها را دستخوش اختلاف می‌کند و دل‌هایشان یکی نمی‌شود. «... عن ابن عباس قال الملك الذي جاء الي محمد يخبره بقتل الحسين كان جبرئيل الروح الامين منشور الاجنحة باكيا صارخا قد حمل من تربة الحسين وهي تفوح كالمسك فقال رسول الله و تفلح امة تقتل فرخي اوقال فرخ ابنتي؟ فقال جبرئيل: يضربها االله بالاختلاف فتختلف قلوبهم».[۲۱].[۲۲]

پیشگویی‌های امیرالمؤمنین

روایت امام علی

از علی بن ابی طالب نقل شده که فرمود: من و فاطمه و حسن و حسین در محضر پیامبر بودیم که ناگاه رو به سوی ما کرد و گریه کرد. من گفتم: ‌ای رسول خدا؛ چه چیزی شما را به گریه آورد؟ فرمود: «می‌گریم برای ضربت خوردن تو و سیلی‌ای که بر گونه فاطمه می‌خورد و زخمی که بر ران حسن وارد می‌شود و سمی که به او نوشانده می‌شود و برای کشته شدن حسین». در این هنگام همه اهل خانه گریه کردند.[۲۳].[۲۴]

روایت جویریة بن مسهر

جویریة بن مسهر عبدی می‌گوید: چون با امیرالمؤمنین به طرف صفین حرکت کردیم و در کناره‌های فرات به کربلا رسیدیم، حضرت در یک سوی لشکر ایستاد و سپس به سمت راست و چپ نگاه کرده، اشک ریخت و آن گاه فرمود: به خدا سوگند اینجا منزلگاه و جایگاه فرود و محل مرگ آنان است. گفتند: ‌ای امیرالمؤمنین؛ نام این مکان چیست؟ فرمود: اینجا کربلاست. قومی در آن کشته می‌شوند که بدون حساب وارد بهشت می‌شوند. سپس سفر خویش را ادامه داد و کربلا رخ داد. پس آن زمان، کسانی که سخن علی را شنیده بودند، مصداق پیشگویی حضرت را شناختند.[۲۵] این خبر در منابع متعدد و فراوان شیعه و سنی و با تعابیر مختلف و اسناد متفاوت نقل شده است. برای نمونه منقری این خبر را با تعابیر و اسناد مختلف و متعدد آورده است.[۲۶] شیخ صدوق و دیگران نیز اخبار دیگری را از امیرالمؤمنین دراین باره با جزئیات بیشتری آورده‌اند..[۲۷].[۲۸]

روایت اسماعیل بن زیاد

اسماعیل بن زیاد می‌گوید: علی روزی به براء بن عازب فرمود: «ای براء؛ پسرم حسین کشته می‌شود در حالی که تو زنده هستی و او را یاری نمی‌کنی»، چون حسین بن علی کشته شد، براء می‌گفت: «به خدا سوگند علی بن ابی طالب راست گفت؛ حسین کشته شد و من او را یاری نکردم)، وی آن گاه از این امر اظهار حسرت و ندامت می‌کرد.[۲۹].[۳۰]

روایت هانی بن هانی

هانی بن هانی از امیرالمؤمنین نقل می‌کند که حضرت فرمود: «به یقین حسین کشته خواهد شد و من زمینی را که نزدیک دو نهر (فرات و علقمه) است و حسین درآن کشته می‌شود، می‌شناسم».[۳۱].[۳۲]

روایت ابوحبره

ابوحبره می‌گوید: روزی با علی - که خدا از او خشنود باد - همراه بودم تا اینکه حضرت به کوفه آمد و بر منبر بالا رفته، بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: «چگونه خواهید بود وقتی فرزندان پیامبر شما را در بین شما فرود آورند؟» کوفیان گفتند: «در آن زمان، در راه خدا درباره آنان، به نیکی از عهده آزمایش برمی آییم». حضرت فرمود: «قسم به کسی که جانم در دست او است، به یقین آنان بین شما فرود خواهند آمد و مسلما شما به سوی آنان رفته، آنان را خواهید کشت». سپس (این شعر را) خواندند: (کوفیان) آنان را با نیرنگ دعوت کردند، و با آنها رفتار ننگ آوری کردند. گویا می‌خواستند با این دعوت از وضعیت بد خود نجات یابند؛ اما نه نجات یافتند و نه عذری داشتند.[۳۳].[۳۴]

روایت جابر

جابر نقل می‌کند که امام صادق(ع) فرمود: امیرالمؤمنین به حسین فرمود: «ای اباعبدالله؛ تو از قدیم اسوه و مقتدای (جاویدان) خلق هستی». حسین گفت: «فدایت شوم (در این صورت) وضع من چگونه است؟» علی فرمود: «آنچه را که مردم به آن جاهل هستند، تو میدانی و شخص دانا از آنچه می‌داند، بهرهمند خواهد شد. فرزند عزیزم، پیش از آنکه این امر برایت پیش آید، بشنو و ببین، سوگند به کسی که جانم در دست اوست، به یقین بنی امیه خون تو را خواهند ریخت؛ ولی نمی‌توانند تو را از دینت جدا کرده، یاد پروردگارت را از خاطرات ببرند». حسین نه گفت: «قسم به کسی که جانم در دست اوست، همین قدر مرا کافی است که به آنچه خدا نازل فرموده، اقرار کرده‌ام و گفتار پیامبر خدا را تصدیق می‌کنم و سخن پدرم را تکذیب نمی‌کنم».[۳۵]

در جریان تخلف شبث بن ربعی و عمرو بن حریث از همراهی با سپاه امیرالمؤمنین(ع) در نبرد با خوارج، حضرت خطاب به این دو فرمود: «به خدا سوگند‌ای شبث و‌ ای پسر حریث؛ به یقین با پسرم حسین خواهید جنگید. رسول خدا به من چنین خبر داده است». «اما والله یا شبث و یا بن حریث، لتقاتلان ابنی الحسین، فکذا اخبرنی رسول الله».[۳۶].[۳۷]

پیشگویی‌های امام حسن

مفضل بن عمر از امام صادق(ع) و او از پدرش امام باقر(ع)، و آن حضرت از جدش نقل می‌کند که روزی حسین بن علی به محضر (امام) حسن وارد شد. چون نگاه حسین بن علی به (امام) حسن افتاد، گریه کرد. امام حسن به ایشان فرمود: ‌ای اباعبدالله، چه چیز شما را به گریه واداشت؟ حضرت پاسخ داد: گریه می‌کنم برای رفتاری که با تو شده است. امام حسن(ع) فرمود: «رنج و مصیبتی که برای من پیش آمده، به علت زهری است که با نیرنگ به من داده می‌شود و به سبب آن، کشته می‌شوم؛ اما‌ ای اباعبدالله؛ هیچ روزی مانند روز تو نیست. سی هزار نفر از مردمی که ادعا می‌کنند از امت جد ما محمد هستند و دین اسلام را به خود نسبت می‌دهند، تو را محاصره کرده، برای کشتن و ریختن خون تو، هتک حرمت تو، اسیر کردن خاندان و زنانت و غارت دارایی هایت، اقدام می‌کنند. در این زمان است که بنی امیه مستوجب لعن خدا می‌شوند و از آسمان، خاکستر و خون می‌بارد و هر چیزی، حتی درندگان در بیابانها و ماهیان در دریاها بر تو می‌گریند».[۳۸].[۳۹]

منابع

پانویس

  1. مجموعه‌ای از این احادیث در بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۲۳ تا ۲۶۸ و عوالم(الامام الحسین) ص ۱۰ تا ۱۵۷ آمده است
  2. بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۵۸
  3. بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۳۶
  4. ر. ک. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص ۹۶.
  5. معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۷، ص۴۷، ذیل خطبه۹۲. ج۱۰، ص۱۳، ذیل خطبه ۱۷۶.
  6. شیخ طوسی، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ص۸۲۶.
  7. ... عن ابن عباس، عن اميرالمؤمنين (في حديث يذكر فيه مرور عيسي بارض كربلا) قال: «فجلس عيسي وجلس الحواريون معه، فبكي و بكي الحواريون و هم لايدرون لم جلس ولم بكي؟! فقالوا يا روح الله و كلمته، مايبكيك؟ قال: اتعلمون‌اي ارض هذه؟ قالوا: لا، قال: هذه ارض يقتل فيها فرغ الرسول احمد وفرخ الحرة الطاهرة البتول شبيهة امي، ويلحد فيها...؛ محمودی، محمد جواد، ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۵۸، ص۱۷۷. شیخ صدوق، الامالی، ص۶۹۵، مجلس۸۷، ح۵، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة، مؤسسة البعثة.
  8. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۷۶.
  9. «و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درست‌پیمان و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۴.
  10. «... ععَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ:: إِنَّ اَلَّذِي قَالَ اَللَّهُ فِي كِتَابِهِ: ﴿اذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا سَلَّطَ اَللَّهُ عَلَيْهِ قَوْمَهُ فَكَشَطُوا وَجْهَهُ وَ فَرْوَةَ رَأْسِهِ فَبَعَثَ اَللَّهُ إِلَيْهِ مَلَكاً فَقَالَ لَهُ - إِنَّ رَبَّ اَلْعَالَمِينَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ إِنَّهُ قَدْ رَأَيْتُ مَا صَنَعَ بِكَ قَوْمُكَ فَسَلْنِي مَا شِئْتَ فَقَالَ يَا رَبَّ اَلْعَالَمِينَ لِي بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أُسْوَةٌ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ لَيْسَ هُوَ إِسْمَاعِيلَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ عَلَى نَبِيِّنَا وَ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ»؛ شیخ مفید، الامالی، تحقیق حسین استاد ولی و علی اکبر غفاری، ص۳۹-۹۰، مجلس ۵، ح۷. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب ۱۹، ص۶۳.
  11. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۷۶.
  12. طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق احمدی عبدالمجید سلفی، ج۳، ص۱۰۸.
  13. طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق احمدی عبدالمجید سلفی، ج۳، ص۱۰۸-۱۱۰. محمودی، محمد جواد، ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۶۱. شیخ صدوق، الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة مؤسسة العبثة، ص۲۰۳، مجلس۲۹، ح۳.
  14. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۷۷.
  15. عن ابی بصیر عن ابی عبدالله قال: سمعته یقول: «عن ابی بصیر، عن ابی عبدالله(ع)، قال: سمعته یقول: بینا الحسین عند رسول الله اذ اتاه جبرئیل، فقال: یا محمد، اتحبه؟ قال: نعم، قال: اما ان امتک ستقتله، فحزن رسول الله لذلک حزنا شدیدا، فقال جبرئیل(ع): ایشرک ان اریک التربة التی یقتل فیها؟ قال: نعم، قال: فخسف جبرئیل(ع) ما بین مجلس رسول الله الی کربلاء حتی التقت القطعتان هکذا ـ وجمع بین السبابتین ـ فتناول بجناحیه من التربة فناولها لرسول الله، ثم دحا الارض من طرف العین، فقال رسول الله: طوبی لک من تربة، وطوبی لمن یقتل فیک»؛ محمودی، محمد جواد، ترتیب الامالی، ص۱۶۲. شیخ طوسی، الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه مؤسسة البعثه، ص۳۱۴، مجلس۱۱، ح۸۵. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب ۱۷، ص۵۸، ح۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۲۸ ص۲۳۵.
  16. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۷۷.
  17. محمودی، محمدجواد، ترتیب الامالی، ص۱۶۶. شیخ طوسی، الامالی، ص۳۱۶-۳۱۷، مجلس۱۱، ح۸۹. بغدادی، ابن سعد، «ترجمة الحسین و مقتله»، فصلنامه تراثنا، ش۱۰، ص۱۵۵. محمودی، محمدجواد، ترتیب الامالی، پاورقی ص۱۶۶.
  18. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۷۸.
  19. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق الکبیر، ج۱۴، ص١٩٦. ابن عساکر، ترجمة الامام الحسین من تاریخ مدینه دمشق، تحقیق محمد باقر محمودی، ص۱۸۵.
  20. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۷۸.
  21. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب۱۷، ص۵۹، ح۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۳۷.
  22. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۷۹.
  23. «عن علي بن ابي طالب بينا انا وفاطمة والحسن والحسين عند رسول الله اذ التفت الينا فبكي، فقلت: ما يبكيك يا رسول الله؟ فقال: ابكي مما يصنع بكم بعدي، فقلت و ما ذاك يا رسول الله؟ قال ابكي من ضربتك علي القرن ولطم فاطمة خدها و طعنة الحسن في الفخذ والسم الذي يسقي وقتل الحسين. قال: فبكي اهل البيت جميعا»؛ شیخ صدوق، الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة مؤسسة العبثة، ص۱۹۷، ح۲۰۸. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، تحقیق یوسف البقاعی، ج۲، ص۲۳۸. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۴۹.
  24. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۸۱.
  25. عن جويرية بن مسهر العبدي قال: لما توتجهنا مع اميرالمؤمنين في بن ابي طالب(ع) الي صفين فبلغنا طفوف كربلاء وقف(ع) ناحية من العسكر، ثم نظر يمينا وشمالا واستعبر ثم قال: " هذا - والله - مناخ ركابهم وموضع منيتهم " فقيل له: يا امير المؤمنين، ما هذا الموضع؟ قال: " هذا كربلاء، يقتل فيه قوم يدخلون الجنة بغير حساب " ثم سار. فكان الناس لا يعرفون تاويل ما قال حتي كان من امر ابي عبدالله الحسين بن علي ((ع)) و اصحابه بالطف ما كان، فعرف حينئذ من سمع مقاله مصداق الخبر فيما انباهم به؛ شیخ مفید، الارشاد، تحقیق مؤسسه آل البیت، ج۱، ص۳۳۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۸۶.
  26. منقری، نصربن مزاحم، وقعة صفین، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، ص۱۴۰-۱۴۱.
  27. شیخ صدوق، الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه مؤسسه البعثه، ص۱۹۹، مجلس ۲۸، ح۷. محمودی، محمدجواد، ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۷۴-۱۷۹. حسینی فیروزآبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسة من الصحاح السته، تحقیق مجمع العالمی لاهل البیت، ج۳، ص۳۴۳.
  28. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۸۱.
  29. ... عن اسماعيل بن زياد قال: ان عليا قال للبراء بن عازب يوما «يا براه، يقتل ابني الحسين وانت حي لاتنصره فلما قتل الحسين بن علي، كان البراء بن عازب يقول صدق والله علي بن ابي طالب، قتل الحسين ولم انصره ثم يظهر الحسرة علي ذلك والندم»؛ شیخ مفید، الارشاد، تحقیق مؤسسة آل البیت، ج۱، ص۳۳۱. معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۱۰، ص۱۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج٤٤، ص۲۶۲.
  30. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۸۲.
  31. «... عن هاني بن هاني، عن علي (رضي‌الله‌عنه)، قال: ليقتلن الحسين قتلا، واني تاعرف التربة التي يقتل فيها قريبا من النهرين». بغدادی، ابن سعد، ترجمة الحسین و مقتله، فصلنامه تراثنا، ش۱۰، ص۴۸. طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی، ج۳، ص۱۱۰-۱۱۱. قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب ۲۳، ص۷۲. ابن عساکر، ترجمه الامام الحسین من تاریخ مدینه دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ص۱۸۸. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق الکبیر، تحقیق علی عاشور الجنوبی، ج۱۴، ص۱۹۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج٤٤، ص۲۶۲.
  32. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۸۲.
  33. «... عن ابي حبرة قال: صحبت عليا (رضي الله عنه) حتي اتي الكوفة فصعد المنبر فحمدالله واثني عليه، ثم قال: كيف انتم اذا نزل ذرية نبيكم بين ظهرانيكم؟ قالوا اذا نبلي الله فيهم بلاء حسنا، فقال والذي نفسي بيده لينزلن بين ظهرانيكم ولتخرجن اليهم فلتقتلنهم، ثم اقبل يقول: هم اوردوهم بالغرور وعردوا احبوا نجاة لا نجاة ولا عذرا»؛ طبرانی، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی، ج۳، ص۱۱۰-۱۱۱.
  34. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۸۳.
  35. «عَنْ اَبی عَبداللهِ(ع) قالَ: «قالَ علیٌ عَلَیهِ السَّلام لِلْحُسَیْنِ(ع): یا اباعَبداللهِ اُسْوَهٌ اَنْتَ قَدْماً. فقالَ:‌ جُعِلْتُ فِداكَ ما حالی؟‌ قال:‌ عَلِمْتَ ما جَهِلوا وَسَیِنَتْفَعُ عالِمٌ بِما عَلِمَ. یا بَنی اسْمَعْ وَ ابْصِرْ مِنْ قَبْلِ اَنْ یَاْتیكَ فَوَالّذی نَفْسی بِیَدِهِ لَیَسْفَكَنَّ بَنوُ اُمیهٍ دَمَكَ ثُمَّ لایُزیلونَكَ عَن دینِكَ وَ لا یَنْسونَكَ ذِكْرَ رَبَّكَ. فَقال الْحُسینُ(ع): وَ الّذی نَفْسی بِیَدَه حَسْبی اَقْرَرْتُ بِما اَنْزَلَ اللهُ وَ اَصَدُّقَ قَوْلَ نَبیّ اللهِ وَ لا اُكَذُّبُ قَوْلَ اَبی»قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق نشر الفقاهه، باب۲۳، ص۷۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۶۲.
  36. راوندی، قطب الدین، الخرائج والجرائح، تحقیق مؤسسة الامام المهدی، ج۱، ص۲۲۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۳، ص۳۸۴.
  37. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۸۳.
  38. «عن المفضل بن عمر، عن الصادق جعفر بن محمد، عن ابیه، عن جده (علیهم‌السّلام): أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع)دَخَلَ يَوْماً إِلَى الْحَسَنِ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ بَكَى فَقَالَ لَهُ مَا يُبْكِيكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ قَالَ أَبْكِي لِمَا يُصْنَعُ بِكَ فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ إِنَّ الَّذِي يُؤْتَى إِلَيَّ سَمٌّ يُدَسُّ إِلَيَّ فَأُقْتَلُ بِهِ وَ لَكِنْ لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَزْدَلِفُ إِلَيْكَ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ يَدَّعُونَ أَنَّهُمْ مِنْ أُمَّةِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ وَ يَنْتَحِلُونَ دِينَ الْإِسْلَامِ فَيَجْتَمِعُونَ عَلَى قَتْلِكَ وَ سَفْكِ دَمِكَ وَ انْتِهَاكِ حُرْمَتِكَ وَ سَبْيِ ذَرَارِيِّكَ وَ نِسَائِكَ وَ انْتِهَابِ ثَقَلِكَ فَعِنْدَهَا تَحِلُّ بِبَنِي أُمَيَّةَ اللَّعْنَةُ وَ تُمْطِرُ السَّمَاءُ رَمَاداً وَ دَماً وَ يَبْكِي عَلَيْكَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى الْوُحُوشُ فِي الْفَلَوَاتِ وَ الْحِيتَانُ فِي الْبِحَار»؛ شیخ صدوق، الامالی، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة، ص۱۷۷، مجلس۲۹، ح۳. محمودی، محمدجواد، ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۸۰.
  39. پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء ج۱ ص ۱۸۴.