بحث:عایشه در تاریخ اسلامی
عایشه
دختر ابوبکر بن ابیقحافه است و مادرش ام رومان، دختر عامر ابن عویمر است[۱]. ازدواج او با پیامبر اسلام(ص) دو سال قبل از هجرت بود[۲]. کنیه او ام عبدالله است و این کنیه به خاطر عبدالله بن زبیر خواهرزاده وی است[۳]. عایشه در زمان ابوبکر و عمر، دارای موقعیت ممتازی بود و از حامیان سرسخت خلافت وقت بود و در سهام تبعیضآمیز عطایای عمر، در بالاترین رده قرار داشت[۴]. در دوران خلافت عثمان، روابط حسنهای با خلیفه داشت؛ ولی این روابط حسنه به انجام نرسید؛ زیرا عثمان حقوق عایشه را کم کرد و همانند سایر زنان پیامبر قرار داد. این خود یکی از عوامل آزردگی عایشه گردید. اختلافات عایشه و عثمان، به دلایل مختلف تاریخی عمیق بود. عایشه یکی از اجزای مؤثر حزبی بود که خواهان برگشت حکومت به خاندان تیم، قبیله ابوبکر و نامزد این خاندان، طلحه و یا زبیر، داماد ابوبکر بود؛ از این رو، نقش ممتازی در شورش علیه عثمان ایفا نمود ولی با رویکرد همگانی مردم به امیر مؤمنان(ع) به اهداف خود نرسید و با همکاری طلحه و زبیر و بنی امیه غائله جمل را آفرید. علی(ع) او را عفو نموده، به مدینه فرستاد. عایشه با وجود اختلافات ریشهدار با امویان، به خاطر عقیده مشترک، یعنی دشمنی اهل بیت(ع)، با معاویه روابط حسنه و دوستانه داشت و از عطایای مکرر و فراوان وی و دیگر سران و فرمانروایان اموی برخوردار بود[۵]. او را در شمار حدیثسازان دوره معاویه نام بردهاند[۶].
عایشه از محرکان اصلی انقلاب علیه عثمان بود و فتوای قتل او را صادر کرد؛ اما وقتی شنید پس از قتل عثمان، علی(ع) به خلافت رسیده، مرثیهسرای عثمان شد و از خونخواهی او سخن آغاز کرد و با وجود مواضع صریح و روشن قبلی در رثای عثمان، اشک تمساح ریخت و با بیانات فریبندهاش، بسیاری از مردم را فریفت. او بارها با سیاست ماهرانه و بهرهگیری از نفوذش و عنوان همسری رسول خدا(ص)، از گسترش اختلافات در اردوی ناکثین جلوگیری کرد. توفیق ناکثین در بسیج خیل عظیم نیروهای جنگی و سقوط بصره، مرهون نفوذ فوقالعاده وی بود. عایشه، به نقاط ضعف و قوت قبایل عرب نیز آشنایی داشت و در صحنه جنگ، هر قبیلهای را با زبانی تحریک میکرد. وی با وجود اینکه زن بود، بسیار سختدل بود. به فتوای او در جنگ جمل أولیٰ، اسرای جنگی هواخواهان امیر مؤمنان(ع) را چون گوسپندان سر بریدند. وی در فرماندهی جنگ اصلی جمل نقش بارز و مهمی داشت و پس از کشته شدن طلحه و زبیر، فرماندهی عملیات بر عهده وی بود.[۷]
سیاست بازی عایشه
سیاسیکاری، رفتار جانبدارانهای است که انسان بر اساس تمایلات نفسانی و منافع شخصی و یا بر اساس تمایلات حزبی و فرقهای نسبت به فرد یا گروهی، بغض و نفرت، یا محبت و تمایل ابراز کند که آن فرد از شایستگی محبت و زشتی نفرت مبرا باشد و پروردگار متعال هم آن حب و بغض را امضا نکرده باشد. توحید اخلاقی به ما یاد میدهد که حب و بغض انسان باید با شاقولی به نام رضایت خداوند تراز و همسو باشد.
عایشه وقتی فاجعه اخذ بیعت معاویه برای پسر نالایقش یزید را شنید و تحولات سیاسی را از نزدیک ادراک نمود، سکوت کرد. خلافت امت اسلامی و جایگاه ویژه حاکمیت به ویژه جانشینی رسول خدا(ص) را شاید عایشه از نظر علمی بهتر از زنهای دیگر بتواند تحلیل کند و با شناختی که از معاویه و یزید دارد، مخصوصاً در هرزگی و بیپروایی یزید و عدم لیاقتش در امر زمامداری، مسئلهای نبود که سکوت توأم با رضایتی انتخاب کند.
حال این سؤال مهم در تاریخ مطرح است که چگونه عایشه به ولایتعهدی و خلافت یزید رضایت داد؟ ولی با خلافت امیرالمؤمنین که وصی پیامبر و برادر رسول خدا بود بعد از مرگ عثمان نه تنها رضایت نداد، بلکه علم مخالفت و جنگ را برافراشت؟
عایشه از مکه به مدینه برمیگشت، نزدیک مدینه باخبر شد که بعد از قتل عثمان مردم به خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) رضایت دادهاند! اعصابش متشنج شد و با خشمی فراوان فریاد کشید و چشم به آسمان دوخت و بعد به زمین نگاه کرد و گفت: به خدا ای کاش زمین مرا در خود فرو میبرد و خبر خلافت علی را نمیشنیدم. سپس به مدینه وارد نشده به مکه بازگشت و مردم را به جنگ امیرالمؤمنین که امام عدالت بود تحریک کرد و فرماندهی سپاه را خودش به عهده گرفت و با علی(ع) جنگید.
حقایقی را که در مسیر حرکتش برای هدایتش پیامبر به او فرموده بود، مثل ماجرای سگان آب حواب، نادیده انگاشت و زمین را به خون هزاران تن از امت رنگین کرد. ماجرای یک بام و دو هوا را که عایشه عمل کرد، آن روز علیه علی که عدل مطلق بود قیام کرد ولی امروز علیه معاویه و اخذ بیعت یزید و زمامداری فسق محض، نه تنها اقدامی نمیکند بلکه رضایت میدهد و حال آنکه آن روز که علیه علی(ع) قیام کرد انتساب همسریش به پیامبر بسیاری از مردم را اغفال کرد و اگر امروز به نام نهی از منکر عمل میکرد بسیاری از اذهان روشن میشد[۸].
عایشه پس از رحلت رسول الله(ص)
بیشترین شهرت عایشه مربوط به بعد از رحلت آن حضرت میشود؛ زیرا وی هنگام ازدواج با پیامبر اکرم(ص) کم سنوسال بود و در زمان رحلت آن حضرت نیز حدود هجده تا بیست و یک سال سن داشت به همین جهت در دوره پیامبر اکرم(ص) وی نقش چندانی در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی نداشته است، اما پس از رحلت رسول الله(ص)، در حوادث مهم صدر اسلام حضوری فعال داشت.
او همچنان نسبت به اهلبیت(ع) بیمهر بود. در تمام مدت بیماری فاطمه(س) از او عیادت نکرد. آن حضرت نیز به او اجازه نداد که بر سر جنازهاش حاضر شود.
عایشه در زمان خلافت ابوبکر بهعنوان همسر پیامبر اکرم(ص) و دختر خلیفه اول، از جایگاه ویژهای برخوردار بود. این وضعیت در دوره خلافت عمر بن خطاب (۱۲ - ۲۳ق) یار دیرین پدرش تقویت شد بهطوری که در سال ۱۵ هجری که عمر، مسلمانان را برای پرداخت مقرری از بیتالمال درجهبندی کرد، برای همسران رسول خدا دههزار درم مقرری سالیانه تعیین کرد، اما در میان آنان برای عایشه دو هزار درم بیشتر مقرر داشت[۹]. عمر از غنائم فتح عراق نیز، گوهری گرانقیمت به او داد[۱۰].
عمر همچنین همسران رسول خدا(ص) را برای درآمد خود مختار و مخیّر میکرد در اینکه محصول تضمین شده را انتخاب میکنند یا آب و زمین را، عایشه آب و زمین را برگزید و این به سود او بود[۱۱].
در پایان حکومت شیخین، عایشه به یک زن میانسال و صاحبنفوذ در جامعه حجاز تبدیل شده بود. او با استفاده فراوان از لقب «امالمؤمنین» که توسط قرآن به همه همسران رسول الله(ص) داده شده است، گاهی در مسائل سیاسی دخالت میکرد.
سیاست عمر بر این قرار داشت که از خروج بانوان رسول الله(ص) از مدینه جلوگیری به عمل آورد و در نتیجه عایشه جز با یاران پیامبر اکرم(ص) معاشرتی نداشت و به همین جهت موردی برای بیان احادیث بسیار از آن حضرت پیش نمیآمد و در این دوره احادیث او از نظر کمیت بسیار اندک است و از دهها حدیث تجاوز نمیکند و بیشتر آن احادیث نیز در تأیید و تثبیت مقام خلافت پدرش و عمر بوده و خود یکی از مؤیدان سرسخت خلافت شیخین بوده است البته باید توجه داشت که بیشتر احادیث در فضایل و مناقب شیخین پس از درگذشت آنان گفته شده است. بهطورکلی در زمان خلافت پدرش ابوبکر و عمر بن خطاب و نیمه اول خلافت عثمان (۲۳ - ۳۵ق)، از طرفداران جدی و ثابتقدم حکومت وقت به شمار میرفت. حکومت از او فتوا و دستور میگرفت. نامش مقدم بر نام دیگر همسران رسول الله(ص) برده میشد، اما از نیمه دوم خلافت عثمان بین او و خلیفه وقایعی گذشت که بر اثر اقدامات تند عایشه و عکسالعملهای شدید عثمان این تیرگی و کدورتخاطر رفتهرفته به کینه و دشمنی سخت مبدل گردید تا جایی که عایشه را در صف مخالفان سرسخت عثمان قرار داد. بنا به گفته یعقوبی منشأ رنجش عایشه از عثمان آن بود که عثمان مقرری او را که عمر تعیین کرده بود، کم کرد و دیگر زنان رسول الله(ص) را با او برابر کرد[۱۲]؛ اما باید توجه داشت که اعتراض به خلیفه سوم یک جریان عمومی بوده است و بیشتر به سیاستهای حکومتی عثمان بهویژه مسئله وارد کردن بیش از اندازه بنیامیه در مناصب حکومتی مربوط میشود.
در میان مخالفان عثمان افراد و گروههای متنوع با انگیزههای مختلف حضور داشتند که طیف وسیعی از صحابه بزرگ رسول الله(ص) تا مردمان سرزمینهای فتح شده را شامل میشد و برخلاف نظر عمومی که آغاز مخالفت با عثمان را از مصر یا عراق ذکر کردهاند، شروع و ریشههای این قضیه از مدینه بوده است و اولین سرزنشها و انتقاداتی که به سیاستهای خلیفه سوم وارد شد، از جانب صحابه و بزرگان مستقر در مدینة الرسول بوده است. عایشه نیز بهعنوان یک چهره با نفوذ و شناخته شده، یکی از منتقدان خلیفه محسوب میگردید. اولین مخالفت آشکار عایشه با عثمان زمانی بود که عبدالله بن مسعود صحابی پیامبر اکرم(ص) به دستور خلیفه شکنجه و به او توهین شد[۱۳].
عایشه در برانگیختن احساسات مردم علیه عثمان دست به یک سلسله اقداماتی زد که در حدّ خود بینظیر بود. او درحالیکه مردم با تمام وجود شیفته یادگارهای پیامبر اکرم(ص) بودند و هنوز به یاد مجالست با او با یکدیگر سخن میگفتند، کفش رسول الله(ص) را بهعنوان سندی قاطع به نام زیر پا گذاشتن سنّت و روش رسول الله(ص)، علیه عثمان بر میدارد و به این وسیله احساسات مردم را بر ضد خلیفه بر میانگیزد و مردم را منقلب و برآشفته میسازد و با همین عمل که با حسابی دقیق و مناسب با زمان و مکان انجام داد، گروهی کثیر از مردم را به دستگاه خلافت بدبین کرد و آنان را از گرد خلیفه پراکنده ساخت و توانست خلیفه مقتدر و مستبد را در مقابل قدرت خود بهزانو درآورد و او را مجبور نمود که به خواستههای مردم گردن نهد و فرمان عزل برادر میخواره و فاسق خود ولید بن عقبه را از حکومت کوفه صادر نموده، برای محاکمه به مقر خلافت فراخواند.
عایشه یکبار دیگر با پیراهن و موی رسول الله(ص)، توانست محرک احساسات مردم علیه عثمان و عامل اصلی تزلزل ارکان خلافت او گردد. او با مهارت و زیرکی توانست مصونیتی را که عثمان بهعنوان شخصیت برجسته اسلامی و مکانت و منزلتی را که به نام جانشینی رسول الله(ص) بین مسلمانان به دست آورده بود، در هم بشکند. بدینوسیله موقعیت و مقام او در اجتماع مسلمانان تا حدّ قابل ملاحظهای پایین آمد.
مقدسی مدعی است که سرسختترین مخالفان عثمان، علاوه بر عایشه، طلحه، زبیر و محمد بن ابیبکر بودند[۱۴].
در سال ۳۵ هجری و در جریان محاصره عثمان توسط مخالفان، عایشه هیچگونه تلاشی برای حمایت از خلیفه و ایجاد صلح نکرد، درحالیکه توانایی آن را داشت. زمانی که مخالفان خلیفه از مصر، کوفه و بصره بهسوی مدینه آمدند و او را در محاصره گرفتند، عثمان از افرادی چون امام علی(ع)، طلحه، زبیر و همسران پیامبر اکرم(ص) درخواست کمک کرد و در این میان فقط امام علی(ع) و امحبیبه همسر رسول الله(ص) به درخواست او جواب مثبت دادند[۱۵]، درحالیکه عایشه در چنین اوضاعی مهیای سفر حج شد تا خود را از قضایا دور نگه دارد. مروان بن حکم از او خواست در مدینه بماند تا شاید جان خلیفه در امان باشد، اما او نپذیرفت و پاسخ داد: دوست داشتم عثمان پارهپاره در جوالی از جوالهای من بود و میتوانستم او را حمل کنم و به دریا افکنم[۱۶].
عایشه خود در تهییج افکار و اقدامات مخالفان عثمان سعی بلیغی انجام داد تا آنجا که فتوا به کفر او داد و او را نعثل نامید[۱۷] و گفت که عثمان، سنت رسول الله(ص) را کهنه کرده است و فرمان قتلش را صادر کرد که: اقْتُلُوا نَعْثَلًا فَقَدْ كَفَرَ[۱۸].
عایشه بر ضد عثمان آنقدر کوشید و آتش فتنه و انقلاب مردم را دامن زد تا بالاخره عثمان کشته شد. وی در قیام بر ضد عثمان، در نظر داشت خلافت را به خاندان خویش قبیله تیم بازگرداند و پسرعمویش طلحة بن عبیدالله که بهشدت در فکر تصاحب خلافت بود، خلیفه سازد، اما با بیعت مردم با امام علی(ع) و آغاز خلافت آن حضرت، چون همه نقشههایش نقشبرآب شد، پرچم مخالفت با امام را برافراشت.
عایشه نسبت به اهلبیت(ع) کینه شدیدی داشت. این کینه نسبت به امیرالمؤمنین(ع) بیش از دیگران بود و همین امر نیز در پیوستن او به طلحه و زبیر مؤثر افتاد[۱۹].
مخالفت عایشه با امیرالمؤمنین مسبوق به سوابق قبلی است بهطوری که در تاریخ و روایات به آن اشاره شده است که رسول الله(ص) عمق توطئهای که جریان داشت را درک میکرد و موارد مختلفی از دشمنیها را نسبت به امیرالمؤمنین شاهد بوده است و امت خود را از فتنهها برحذر میداشت. حتی روزی بهسوی خانه عایشه اشاره کرد و آن را جایگاه فتنه دانست[۲۰]. یکبار نیز رسول خدا(ص) به زنان خویش گفته بود که مبادا یکی از شما همو باشد که سوار بر شتر میشود و سگهای حؤءب بر وی پارس میکنند[۲۱].
برخی دیگر دلیل مخالفت را کینه شخصی میدانند که عایشه در ماجرای افک از امیرالمؤمنین به دل گرفته بود زیرا زمانی که پیامبر اکرم(ص) از علی(ع) در مورد عایشه نظرخواهی کرد، وی درحالیکه اتهام را نپذیرفت، سخنی هم در ستایش عایشه نگفت.
از امیرالمؤمنین(ع) درباره انگیزههای کینه و دشمنی عایشه نسبت به او پرسیدند، فرمود: اموری سبب کینه او بر من شده است و حال آنکه من در هیچ مورد گناهی نداشتهام: پیامبر اکرم(ص) مرا بر پدر او برتری میداد.
پیامبر اکرم(ص) هنگام عقد برادری مرا به برادری خود مخصوص کرد. پیامبر اکرم(ص) مقرر کرد درهای خانههای همه اصحاب که به مسجد گشوده میشد، بسته شود مگر در خانه من.
روز جنگ خیبر، پیامبر اکرم(ص) نخست رایت جنگ را به پدر او سپرد ولی او در این مورد پایداری نکرد و گریخت. فردای آن روز رایت را به عمر بن خطاب داد و او هم پایداری نکرد و گریخت و پیامبر اکرم(ص) را این کار خوش نیامد و آشکارا و در حضور جمع فرمود: فردا رایت را به مردی خواهم داد که خدا و پیامبرش را دوست میدارد و خدا و پیامبرش هم او را دوست میدارند و او حمله کننده است و گریزنده نیست و باز نخواهد گشت تا خداوند به دست او فتح و پیروزی نصیب کند؛ و رایت را به من عنایت کرد و من چندان پایداری و شکیبایی کردم تا خداوند به دست من آن را گشود.
پیامبر اکرم(ص) پدر او را برای ابلاغ سوره برائت گسیل داشت و به او دستور داد پیمان با مشرکان را لغو کند و او حرکت کرد، آنگاه خداوند به پیامبرش وحی کرد که او را برگرداند و آیات را از او بگیرد و به من تسلیم کند.
عایشه بر خدیجه دختر خویلد خشمگین بود و او را خوش نمیداشت و میدانست که رسول الله(ص) بسیار به یاد خدیجه است و خاطره او را پاس میدارد و این موضوع هم بر او گران میآمد و این حالت او نسبت به فاطمه دختر خدیجه هم وجود داشت و مرا و فاطمه و خدیجه را دوست نمیداشت و بر ما کینه میورزید.
چون به عایشه آن تهمت را زدند، پیامبر اکرم(ص) سخت آشفته و ناراحت شد و با من رایزنی کرد. من گفتم: ای رسول خدا! از بریره، کنیز عایشه، تحقیق کن؛ اگر چیزی بود او را رها کن که زنان بسیارند. او بر من خشم و کینه گرفت. به خدا سوگند که من بدی او را نخواستهام ولی برای خدا و رسول خدا(ص) خیرخواهی کردم و امور دیگری هم نظیر اینها که گفتم، بوده است.
عایشه خود میگفت: همواره میان من و علی همان تباعد و نفرتی که میان زن و خویشاوندان شوهرش وجود دارد، وجود داشته است[۲۲].
همه این موارد میتواند از دلایل مخالفت عایشه با امیرالمؤمنین باشد.
عایشه در به وجود آمدن جنگ جمل نقش بسیار مهمی را ایفا کرد. اگر او پای در میدان نمینهاد و به خونخواهی عثمان برنمیخاست و چنان که خداوند او را فرموده است در خانه مینشست[۲۳]، طلحه و زبیر هرگز نمیتوانستند نیرویی فراهم آورند و با امیرالمؤمنین درافتند و نخستین مسلمان کشی را پس از رحلت رسول الله(ص) در حوزه اسلامی پدید آورند و آن اندازه کشته از دو لشکر برجای گذارند. البته نقش فرزند خواهرش عبدالله بن زبیر را هم نباید فراموش کرد که آتش افروز این جنگ بود و بیشترین تأثیر و نفوذ بر عایشه از جانب او بود. عبدالله که مردی جاهطلب و فزونخواه بود، در مخالفت و دشمنی با امیرالمؤمنین و فرزندانش چهرهای شناخته شده است[۲۴]. چندین نوبت که عایشه قصد داشت از همراهی با مخالفان امام و حرکت بهسوی بصره خودداری کند، اصرار عبدالله و طلحه و زبیر مانع از تصمیم او شد[۲۵].
پانویس
- ↑ عبدالملک بن حسین بن عبدالملک، السمط النجوم العوالی، ج۱، ص۳۷۲.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۹۰.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۱۹۰.
- ↑ ماوردی، ابوالحسن، احکام السلطانیه، ص۲۶۱.
- ↑ عسکری، سید مرتضی، نقش عایشه در تاریخ اسلام، ترجمه محمدعلی جاودان، ج۳، ص۱۹۱ - ۱۹۳.
- ↑ عسکری، سید مرتضی، نقش عایشه در تاریخ اسلام، ترجمه محمدعلی جاودان، ج۳، ص۲۹۲ – ۲۹۴.
- ↑ ملکی میانجی، علی، مقاله «ناکثین»، دانشنامه امام علی ج۹ ص ۸۸.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت سیدالشهداء ج۱، ص ۱۰۶.
- ↑ السیرة النبویه ابنهشام، ج۲، ص۶۷؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۶۶؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۰؛ تاریخ طبری، وقایع سال ۱۵ هجری.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۳۳.
- ↑ مغازی واحدی، ج۲، ص۵۴۹.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۲.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۶.
- ↑ آفرینش و تاریخ، ص۸۷۲.
- ↑ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۸۶.
- ↑ انساب الاشراف، ج۵، ص۷۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۲؛ الفتوح، ج۱، ص۱۵۵.
- ↑ نعثل کفتار نر پیر، پیرمرد خرفت و نادان، مردی ریشدار، مردی یهودی. برای معانی تمثل ر.ک: النهایة ابن اثیر؛ تاج العروس؛ لسان العرب؛ المنجد ذیل واژه.
- ↑ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۸۷؛ الفتوح، ج۱، ص۱۵۵؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۸۷؛ شرح نهجالبلاغه، ج۲، ص۷۷.
- ↑ ر.ک: نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۶؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۵۴۴؛ ج۵، ص۱۵۰؛ برای آگاهی از علل این کینهورزی ر.ک: الجمل، ص۱۵۷-۱۶۰، ۴۰۹-۴۱۲، ۴۲۵-۴۳۴.
- ↑ ر.ک: صحیح بخاری، ج۳، ص۴۳.
- ↑ ر.ک: انساب الاشراف، ج۲، ص۱۵۹-۱۶۰؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۷، ۴۶۹؛ الفتوح، ج۲، ص۴۵۷-۴۵۸؛ مروج الذهب، ج۳، ص۱۰۲-۱۰۳.
- ↑ ر.ک: الجمل، ص۴۰۹-۴۱۳.
- ↑ ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾ «و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ ر.ک: شرح نهجالبلاغه، ج۴، ص۳۴۰؛ مروجالذهب، ج۱، ص۱۶۳.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۷۴.