همسران پیامبر خاتم
مقدمه
یکی از مسائل حوزه فردی پیامبر موضوع همسران پیامبر است. پیامبر اکرم(ص) یازده زن را به همسری برگزید. شش تن از آنان از قریش بودند: حضرت خدیجه(س)، سوده، عایشه، حفصه، امسلمه و امحبیبه؛ همسر دیگرش صفیه دختر حیی بن أخطب از رؤسای یهود بنینضیر بود و باقی دیگر از قبایل عرب بودند[۱]. در بین آنان تنها خدیجه(س) کفو او بود و تا زنده بود پیامبر اکرم(ص) همسر دیگری اختیار نکرد[۲].[۳]
اولین همسر پیامبر اکرم (ص)، حضرت خدیجه (س) بوده است و حضرت پس از ایشان همسران متعددی داشته است و این از ویژگیهای خاص رسول خدا (ص) بوده که میتوانسته بر خلاف دیگر مسلمانان، بیش از چهار زن دائم داشته باشد[۴] و علت این کار بیشتر برای تألیف قلوب قبایل مختلف، بوده است[۵].
اسامی زنان پیامبر (ص) با نسبت قبیلهای آنان به شرح ذیل است:
- خدیجه دختر خویلد: خدیجه از بانوان نامور و ثروتمند حجاز بود، بانویی خردمند و شریف که مردان با ثروت او تجارت میکردند. نخستین زنی بود که مسلمان شد و به تعبیر پیامبر اکرم (ص) یکی از چهار زن برگزیدۀ خداست. حضرت زهرا (س) ثمرۀ ازدواج پیامبر با اوست. خدیجه سه سال پیش از هجرت در سن ۶۵ سالگی، در مکه درگذشت و در قبرستان ابوطالب مدفون شد.
- عایشه دختر ابی بکر از تیم: عایشه دختر ابوبکر در سال قبل از هجرت متولد شد و سال دوم هجری به ازدواج پیامبر اکرم (ص) درآمد و ۹ سال در خدمت ایشان بود. او گرچه از مخالفین سرسخت خلیفه سوم بود، تا آنجا که به کفر او شهادت میداد، اما هنگامیکه از بیعت مردم با امام علی (ع) با خبر شد، با تغییر موضع و بهانهای واهی، دم از خونخواهی عثمان زد و علیه امام بهپا خاست. وفات عایشه را روز ۱۷ رمضان و بین سالهای ۵۶ تا ۵۸ هجری ثبت کردهاند[۶].
- حفصه دختر عمر از بنی عدی: حفصه دختر عمر بن خطاب چهارمین همسر رسول خدا (ص) و یکی از پنج همسر قریشی آن حضرت شمرده میشود. او که همراه همسرش از نخستین مسلمانان و مهاجران به حبشه بود پس از مرگ شوهر، در مدینه به افتخار همسری پیامبر رسید. حفصه، چه در دوران حیات رسول الله (ص) و چه پس از وفات آن حضرت، کارنامه درخشانی از خود به جا نگذاشت. وی در سال ۴۵ هجری در زمان حکومت معاویه در سن شصت سالگی در مدینه از دنیا رفت.
- ام سلمه دختر ابو امیه از بنی مخزوم: ام سلمه از نخستین زنانی بود که مسلمان شد. ابتدا همسر ابی سلمه عبدالله بن عبدالأسد بن هلال مخزومی بود که به حبشه هجرت کردند، پس از مدتی به مکه بازگشته و از آنجا به مدینه هجرت کردند. پس از شهادت ابوسلمه در سال چهارم هجری با رسول خدا (ص) ازدواج کرد و هفت سال با آن حضرت زندگی نمود. ایشان از نظر دینداری و خردمندی، یکی از برترین زنان پیامبر (ص) بودند. وی پس از وفات پیامبر (ص) نیز روزگاری دراز زنده بود و در سال وفات او اختلاف نظر وجود دارد.
- ام حبیب (یا حبیبه) دختر ابوسفیان از بنی امیه: امحبیبه دختر ابوسفیان و نامش "رَمَله" بوده است. او هفده سال پیش از بعثت در مکه به دنیا آمد. پیش از بعثت با عبیدالله بن جحش اسدی ازدواج کرد. پس از بعثت پیامبر (ص) از نخستین کسانی بود که ایمان آورد و به حبشه هجرت کرد. شوهرش در حبشه از مسلمانی برگشت و نصرانی شد اما او بر آیین اسلام باقی ماند. امحبیبه عزلت گزیده بود تا اینکه پیامبر (ص) در سال شش یا هفت هجری از او خواستگاری کرد. از او و احوالش پس از وفات پیامبر اکرم (ص) خبر چندانی در دست نیست منتها روی خوشی به اهل بیت پیامبر (ص) به ویژه علی (ع) نشان نمیداده است. وی در سال ۴۴ هجری در سن ۷۴ سالگی در مدینه در گذشت.
- زینب بنت خزیمه:
- زینب دختر جحش از بنی اسد: زینب بنت جحش از زنان مشهور صدر اسلام و از همسران رسول خدا (ص) بود. او زنی کریم، شریفالنسب، پارسا و پاکدامن و به جود و بخشش شهره بود؛ به همین لحاظ از کریمترین زنان پیامبر (ص) شمرده میشود. او از متقدمان اسلام و از اول مهاجران به شمار میرود. وی در سال بیست هجری در مدینه وفات کرد و در بقیع به خاک سپرده شد.
- میمونه دختر حارث از بنی هلال: میمونه دختر حارث بن حزن بن بجیر هلالی از همسران عرب غیر قریش و آخرین همسری بود که رسول خدا (ص) او را در سال هفتم هجری به عقد خویش درآوردند. ایشان قبل از اسلام و در زمان جاهلیت به همسری مسعود بن عمرو بن عمیر ثقفی درآمد؛ اما پس از چندی از وی جدا شد و با ابورهم بن عبدالعزی ازدواج کرد و تا زمان مرگ ابورهم با او همراه بود. بخشیدنِ خود به رسول خدا (ص) نشان از عظمت خُلق، صدق ایمان و بیآلایشی سیرهاش دارد. پس از وفات پیامبر (ص) از او و احوالش اطلاع چندانی وجود ندارد. برخی روایات نقل شده است که حکایت از ارادتِ خاص آن بانو، نسبت به ساحت مقدّس علی (ع) دارد.
- سوده دختر زمعه از بنی اسد: سوده، دختر زمعة بن قیس بن عبدشمس بن عبدود است. ایشان قبل از اسلام به ازدواج پسر عمویش در آمد و با ظهور اسلام از اولین کسانی بود که به پیغمبر خدا (ص) ایمان آورد و با حضرت بیعت کرد. چندی بعد همسرش در مکه وفات کرد و مدتی پس از وفات خدیجه (س) با پیامبر اکرم (ص) ازدواج کرد. سوده دختر زمعه به عنوان زنی روزهدار، شب زندهدار و ... یاد شده است. او پس از وفات پیامبر (ص)، خانهنشین شد و حج نرفت تا اینکه وفات کرد.
- صفیه بنت حیی بن اخطب از بنی اسرائیل و یهود: صفیه دختر حیی بن اخطب از تیره یهودیان بنینضیر بود. در جریان فتح قلعه قموص از قلعههای هفتگانه خیبر، زنانی از جمله صفیه دختر حیی بن اخطب به اسارت گرفته شدند. پیامبر ردای خویش را بر او افکند و مسلمانان متوجه شدند حضرت، او را برای خود برگزیده است. حضرت، اسلام را بر او عرضه کرد و صفیه قبول کرد. در تاریخ از او به عنوان زنی جمیله، فاضله، عاقله و حلیمه یاد شده است. از او و احوالش پس از وفات پیامبر (ص)، خبر چندانی در دست نیست و در سال ۵۰ ق در مدینه در گذشت.
- جویریه دختر حارث: جویریه دختر حارث بن ابی ضرار از طایفه بنی مصطلق و همسر مسافع بن صفوان مصطلقی که در جنگ مریسیع کشته شد. جویریه در سال ششم هجرت در جنگ مسلمانان با بنی مصطلق اسیر شد. وی در بیست سالگی به همسری رسول خدا (ص) درآمد و جزء برترین زنان پیامبر (ص) در ادب و فصاحت بوده است. وی پنج سال با رسول خدا (ص) زندگی کرد و سرانجام در ربیع الاول سال ۵۶ هجری در مدینه از دنیا رفت[۷].
- ام ولد[۸] یا کنیز آزاد شده (ماریه قبطیه)[۹]: ماریه قبطیه دختر شمعون و همسر گرامی رسول خدا (ص)، از مادر رومیاش در قریه "حَفن" ـ از مناطق "اَنصِنا"ی مصر ـ به دنیا آمد. در سال هفتم هجری، پیامبر خدا (ص) حاطب بن ابیبلتعه را همراه نامهای به سوی مقوقس ـ حاکم مصر و اسکندریه ـ میفرستد تا او را به اسلام دعوت کند. او در پاسخ ماریه را که از دختران ملوک مصر بود، همراه هدایای دیگر، برای حضرت میفرستد. پس از ورود به مدینه، پیامبر خاتم (ص) ماریه را برای خود برگزید. پیامبر اکرم (ص) علاقۀ خاصی به ماریه داشت و همین موجب حسادت سایر زنان شده بود. امیرالمؤمنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) نیز توجه ویژهای به ایشان داشتند. پس از وفات پیامبر گرامی اسلام (ص) از زندگی و احوال ماریه، خبر چندانی به ما نرسیده است و در محرم ۱۶ هجری و زمان خلافت عمر، وفات یافت[۱۰].
- زینب دختر ابو جون که فریب خورد. او از بنی عامر بود؛
- زنی از کنده و برخی که خود را به پیامبر (ص) هبه میکردند.
نُه تن از آنان پس از پیامبر زنده ماندند[۱۱].[۱۲]
از ویژگیهای رسول خدا(ص) رعایت مساوات و برابری میان همسران خود بود. آن حضرت چه در ارتباط با حقوق مالی و چه حقوق عاطفی و انسانی، جانب عدالت را میگرفت. مهریه هر یک از زنان خود را چهارصد درهم قرار دادند و فرقی میان همسران نگذاشتند و ملاحظاتی از قبیل قریش و غیرقریشی، جوان و بیوه را در مهریه دخالت ندادند. از نظر نفقه و هزینه زندگی نیز برابری را رعایت میکردند. آن حضرت صبحگاهان پس از نماز به حجره یکایک همسران خود سر میزدند و از آنان احوال پرسی میکردند و هر شب در اتاق یکی از آنان به سر میبردند[۱۳].[۱۴]
همسران پیامبر در قرآن
آیات قرآن کریم درباره همسران پیامبر بر چند گونه است:
- آیاتی که محتوای آنها مشترک با زنان دیگر است مانند برخی آیات سوره نساء و ممتحنه؛
- آیاتی که اختصاص به زنان پیامبر دارد مانند: ﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ﴾[۱۵] یا زنان او امّ المُؤمنین هستند: ﴿وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ﴾[۱۶] و ... ؛
- آیاتی که دربارۀ روش برخورد مؤمنان با زنان و وابستگان به پیامبر است، مثل سر نزدن و بدون اذن وارد نشدن: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ﴾[۱۷] یا رعایت شئون زنان پیامبر: ﴿وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ﴾[۱۸].[۱۹]
نکاتی دربارۀ همسران پیامبر
سرگذشت بدِ شماری از زنان پیامبر
جریان فریب خوردن زنی به نام سنیَ یا سناه[۲۰] از قبیله عامر بن صعصه که پیامبر (ص) با او ازدواج کرده بود و بسیار زیبا بود. عایشه و حفصه به جهت زیبایی برای او نقشه کشیدند و در دام آن دو گرفتار شد. پیامبر (ص) او را رها کرد و به او دستور داد به خانهاش باز گردد و او را طلاق داد[۲۱]. زن کندی، زینب دختر ابی جون بعد از مرگ ابراهیم فرزند رسول خدا (ص) که مادرش ماریه قبطیه بود، گفت: او اگر پیامبر بود، پسرش نمیمرد. پیامبر (ص) او را به خانهاش فرستاد. وقتی ابوبکر به خلافت رسید، این دو (سنی و زینب) خواستگار داشتند. ابوبکر پیشنهاد کرد یا همسر پیامبر باقی بمانند و در حجاب قرار گیرند یا با دیگری ازدواج کنند. آنان ازدواج را پذیرفتند. شوهر یکی به جزام و دیگری به جنون مبتلا شد[۲۲].[۲۳]
ولیمه ازدواج
دادن ولیمه در عروسی مستحب است. هنگامی که پیامبر (ص) با میمونه دختر حارث ازدواج کرد، غذایی از نوع سویق ولیمه داد[۲۴]. پیامبر (ص) با او در عمرةالقضاء ازدواج کرد و مراسم زفاف بعد از عمره در سرَف زیر قبهای برگزار شد. میمونه در سال ۵۱ در سرف درگذشت و همانجا دفن شد[۲۵].[۲۶]
آزار و اذیت پیامبر در مورد همسران
دعوت پر فراز و نشیب پیامبر (ص) به اسلام و ارزشهای دینی با هدف ریشهکن کردن سنن و آداب جاهلی و تفکرات انحرافی صورت گرفت. در جامعه عصر جاهلیت آن روز، بسیاری از مردم توانستند خود را به زیور ایمان بیارایند و جانشان را از آلودگیهای جاهلی شستشو دهند. ولی یک دسته افراد مسئلهدار و مشکلآفرین که نفسانیات ناسالم خود را اصلاح نکردند، همچنان لابهلای اصحاب پیامبر (ص) بودند و در مواقعی سخنان آزار دهندهای از آنها صادر میشد که متأثر از نفسانیات آلوده بود. از آن جمله طلحه و عثمان است که هر دو نسبت به زنان پیامبر (ص) طمع ورزیدند و فکر آلوده آنها را قرآن مجید تقبیح کرد.
طلحه میگفت: مگر محمد چه چیزیش بهتر از ماست؟ چطور شده است او دختر عموهای ما را بگیرد، لکن ما حق نداریم زنهای او را (پس از وفاتش) بگیریم، چنانچه محمد بمیرد اول کسی که عایشه را تزویج کند من خواهم بود که او دختر عمویم میباشد. این حرف خیلی رسول خدا را اذیت کرد. آیه نازل شد ﴿وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا﴾[۲۷].
جمهور روایت کردهاند که عمر به اعضای شورا نگریست و گفت: «تک تک نزدم آمدهاند، یال هر یک از ایشان به جنبش آمده است و آزمند و آرزومند خلافت هستند. تو ای طلحه، آیا نمیگفتی: اگر پیامبر بمیرد با زنان او ازدواج خواهیم کرد. خداوند محمد را نسبت به دختر عموهایمان شایستهتر از ما قرار نداده است؟ خداوند این آیات را درباره تو نازل کرد: شما را نرسد که پیامبر خدا را بیازارید و نه آنکه زنهایش را بعد از وی هرگز به زنی گیرید[۲۸].
حمیدی در تفسیر کلام خداوند: ﴿وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا﴾[۲۹]. روایت کرده که سدی گفت: هنگامی که ابوسلمه و خنیس بن حذافه از جهان رفتند و پیامبر همسران ایشان امسلمه و حفصه را به زنی گرفت، طلحه و عثمان گفتند: آیا محمد زنان ما را پس از مرگ به ازدواج خود در آورد و ما با زنان او چنین نکنیم؟ به خدا سوگند پس از مرگ وی زنانش را با قرعه تصاحب خواهیم کرد.
طلحه آرزومند عایشه و عثمان دوستدار امسلمه بود. خداوند این آیه را نازل کرد و این آیه هم نازل شد: ﴿إِنْ تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ﴾[۳۰] و ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا﴾[۳۱].[۳۲]
آیه اعلام میکند: اذیت و آزار بر رسول خدا حرام است و نکاح زنان پیغمبر بر شما بعد از رحلتش حرام ابدی است. این تخیلات را خواه ظاهر کنید خواه مخفی، خداوند واقف است به همه چیز[۳۳].[۳۴]
لقب امالمؤمنین
«ام المؤمنین» لقب مخصوص زنان رسول اکرم (ص) است. این لقب، برگرفته از کلام خداوند است که فرمود: "پیامبر سزاوارتر است به گروندگان از ایشان به خویش، و زنان او مادر ایشانند"[۳۵].[۳۶]
علت ازدواجهای متععد پیامبر
اگر بخواهیم اوضاع و احوال و سنن اجتماعی قبایل سرزمین عربستان را در چهارده قرن پیش بررسی کنیم، باید از دیدگاه همان زمان و مکان و همان تربیتهای قبیلهای و عشیرهای شناخت پیدا کنیم و به داوری بنشینیم. مردم سرزمین عربستان در دوران پیش از اسلام چگونه میزیستند:
- بیشتر به صورت چادرنشین بودند و اغلب از راه چپاول و غارت یکدیگر و کشتن دیگر قبایل، تأمین معیشت میکردند و تعداد کمی از آنها به دامداری و دامپروری مشغول بودند.
- جز اهل یمن و شام و چند شهر کوچک مانند مکه و یثرب، اثری از آبادی و آبادانی و تمدن نبود.
- ثروت و قدرت در دست فئودالهای بت پرست مکه، سردمداران قبیله قریش و یهودیان یثرب بود و دیگر مردمان در شدت فقر و درماندگی زندگی میکردند.
- ناسازگاری محیطی، قتل و غارت و فقر و بینوایی از عوامل سلب عاطفه انسانی از مردم آن زمان بود، به طوری که دختران خود را زنده در گور میکردند تا سرباری بر سفره تهی و بینان خود نباشند و سیاه روزتر از خویش را به جامعه حجاز تحویل نداده باشند. قرآن میفرماید: ﴿وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا﴾[۳۷].
دختران و زنان در آن زمان کشته میشدند به چند جهت:
- در جنگ و گریزها، دست و پاگیر بودند و به سادگی بر اثر فقر و تنگدستی به فحشا کشیده میشدند و آبروی خانواده خود را بر باد میدادند.
- به علت ویژگیهای جسمانی، در شکستها و عقبنشینیها به دست دشمن به اسیری و بردگی برده میشدند.
- در خانواده، نقش مصرف کننده داشتند و جای پسران کارآمد و فعال خانواده و قبیله را میگرفتند. از این رو دخترانی که زنده میماندند، وضع زندگیشان بسیار اسفبار بود.
علاوه بر آن، زن در جامعه آن روز عربستان جایگاهی نداشت. از ارث محروم بود، گاهی چون کالا به فرزند ارشد به ارث میرسید و فرزند ارشد او را به هر کسی که میخواست میبخشید یا تزویج میکرد.
در چنین روزگاری، اسلام به زن موقعیتی اجتماعی و قابل ارزش بخشید. وقتی در اثر غزوات و جنگها، با کشته شدن مردان مسلمان، تعداد زنان و دوشیزگان بیسرپرست فزونی مییافت، با اشاره رسول خدا، آنها به عنوان همسران قانونی یاران پیامبر، پناه مییافتند و شیرازه زندگیشان از هم نمیگسست.
ازدواج وسیلهای برای جلوگیری از جنگ و خونریزی بود. اگر در میان دو قبیله جنگی در میگرفت، بهترین راه چاره برای جلوگیری از خونریزی بیشتر، پیوند زناشویی در میان دو قبیله متخاصم بود، تا با ایجاد خویش و وابستگی قبیلهای، آتش جنگ خاموش شود و هر دو قبیله در برابر دشمن، یکدل و همپیمان شوند[۳۸].
و اما ازدواجهای رسول خدا، فراتر از انگیزههای زناشویی و تشکیل خانواده بود، بلکه در بسیاری از آنها اهداف خاص اجتماعی و سیاسی را دنبال میکردند.
به علاوه آنکه تعدد زوجات در آن زمان نزد اعراب، نه تنها امری نامطلوب نبوده، بلکه هر کس هر تعداد زن میتوانست و میخواست میگرفت. این امر تا حدی شهرت داشت که قرآن آن را به چهار زن محدود کرد[۳۹].
نیز در شرایط ویژه آن زمان که زنان یا شوهرانشان به خاطر اسلام آوردن جدا شده بودند و یا شوهر خود را از دست داده بودند و یهودیان ثروتمند مدینه نیز در اطراف آنان پرسه میزدند و به آنان طمع داشتند، در چنین شرایطی رسول خدا(ص) برای محافظت از این مسلمانان غیرتمند چارهای جز این ندید که برخی آنان را به عقد خود درآورد تا از این راه با برطرف کردن نیاز آنان به شوهر، مرحمی بر دردها و غمهای آنان و تیری باشد بر چشم طمع و مسموم آنان که قصد سوء استفاده از این شرایط را داشتند[۴۰].
پس روشن است که ازدواجهای رسول خدا(ص) بر مبنای حکمت و مصلحت اجتماعی و اجرای قوانین الهی و از بین بردن آداب جاهلیت بوده است. علاوه بر آنکه آن حضرت تا پنجاه سالگی که آخر کمال نیروهای طبیعی انسان است با خدیجه زندگی میکرده و پس از خدیجه نیز اکثر ازدواجها برای جبران شکستگی روحی زنان و تأمین سرپناه برای بیسرپرستان، پیوند سیاسی با قبایل برای گسترش اسلام و... بوده است[۴۱].
ازدواجهای پیامبر(ص)، دلایل مهم اجتماعی، سیاسی و دینی را در بر داشته است:
- ازدواج برای حرمت نهادن به همسران شهدا و سرپرستی یتیمان آنان صورت گرفته است. سه تن از همسران رسول الله(ص)، همسر شهید بودند: زینب دختر خزیمیه، حفصه دختر عمر بن خطاب و أمسلمه دختر ابیامیه، ازدواج با آنان در جهت رفع مشکل و کفالت فرزندان و همسران شهدا صورت گرفته است، از آنجا که رسیدگی و سرپرستی و نظارت بر امر همسران و اداره فرزندان شهدا از وظایف حکومت است، پیامبر اکرم(ص) بهعنوان رهبر جامعه، خود در این امر پیشگام و پیشقدم بود و از طریق ازدواج با آنان خانوادههایی را زیر پوشش و نظارت مستقیم خود قرار داد. بلاذری روایتی را از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که در حقیقت بیانگر توجه آن حضرت بهعنوان رئیس حکومت به مسائل ایتام است: «هر کس یتیمی بر جای گذارد، از آن ماست و هرکس مالی بر جای گذارد، از آن وارثان اوست»[۴۲].
- گاه هدف از ازدواج، مصالح آموزشی و تضمین آموزش در بین زنان بوده است. زنانی که نمیتوانستند مسائل خصوصی خود را بهطور مستقیم از رسول الله(ص) بپرسند، از همسران آن حضرت میپرسیدند. این همسران خود نیز مسائل خاصی را که در زندگی مشترک آنان با پیامبر اکرم(ص) اتفاق میافتاد، برای مسلمانان بازگو میکردند و به این ترتیب اصول و مبادی اسلام بهوسیله همسران آن حضرت که با او معاشرت مداوم داشتند، میان مردم منتشر میشد و سیره رسول الله(ص) به گوش مسلمانان میرسید.
- ازدواج بنا به دلایل انسانی بوده است و پیامبر اکرم(ص) سرپرستی بیوهزنانی را برعهده میگرفت که تکیهگاه و یاوری نداشتند، مانندازدواج با سوده دختر زمعه.
- ازدواج برای بطلان حکمی جاهلی بوده است، مثلاینکه پسرخوانده در جاهلیت در حکم پسر تنی بهشمار میرفت و همه احکام و آثار قانونی فرزند بر او جاری بود و حتی ازدواج با همسر وی حرام و باطل شمرده میشد. پیامبر اکرم(ص) در ازدواج با زینب دختر جحش، بطلان این حکم جاهلی را اعلام کرد و تنها کسی که میتوانست این حکم را ملغی نماید، شخص رسول الله(ص) بود. پس این ازدواج هدف دینی و تشریعی را در بر داشت.
- ازدواج در جهت مصالح سیاسی و جذب قبایل بهسوی اسلام یکی دیگر از اهداف پیامبر اکرم(ص) از ازدواج بود، مانند ازدواج با جویریه دختر رئیس قبیله بنیمصطلق، که موجب ایمان آوردن قبیله بنیمصطلق شد و اسلام در آن قوم نیرو گرفت؛ و یا ازدواج با صفیه دختر حیی پیشوای طایفه بنینضیر که این ازدواج در اسلام آوردن یهودیان نقش مهمی داشت.
- از دیگر اهداف ازدواج بنا به مصلحت اجتماعی بوده است. با این وصلت روابط دوستانه بین رسول الله(ص) و یارانش مستحکم میشد، مانند ازدواج با عایشه و حفصه دختران ابوبکر و عمر.
- مصلحت تربیتی یکی دیگر از اهداف ازدواج بوده است که بر آن اساس زنان رسول الله(ص) در نقل و روایت حدیث مشارکت میجستند. تعداد احادیثی که همسران پیامبر اکرم(ص) از آن حضرت نقل کرده و به گوش مسلمانان رساندهاند، بالغ بر سه هزار حدیث میباشد.
- ازدواج بنا به مصالح اخلاقی بوده است. پیامبر اکرم(ص) الگویی نیکو برای همه مردان و زنان بود. در تمام مدت زندگی، او از دایره عدل خارج نشد. ایشان الگویی نیکو برای همه مسلمانان بود. آن حضرت روزهای خود را میان همسرانش تقسیم میفرمود و عادلانه رفتار میکرد و با این حال به پیشگاه خداوند عرضه میداشت که: «پروردگارا این تقسیم من در آن باره است که خود توان آن را دارم و در اختیار من است درباره چیزی که در اختیار توست، و مرا در آن توانی نیست، نکوهشم مکن!»[۴۳] پیامبر اکرم(ص) نمونه کامل و اسوه نیکویی برای همه مردان در چگونگی رفتار با همسرانشان است. آن حضرت هرگاه به سفر میرفت، میان همسران خود قرعه میکشید و نام هر یک در میآمد، همو را با خود به سفر میبرد و برای هر یک از همسرانش یک شبانهروز خویش را به نوبت اختصاص داده بود[۴۴]. هر چند روز یکبار همراه آنان در منزل یکی از همسرانش که نوبت او بود، دور هم جمع میشدند و آن حضرت برای آنان به وعظ و تعلیم میپرداخت. او با آنان نشستوبرخاست داشت و به بهترین وجه به نشاط و شادی آنان توجه داشت[۴۵].
رفتار پیامبر اکرم(ص) با همسران خویش
پیامبر اکرم(ص) هر روز نزد همسران خود میرفت، دست بر شانه آنان مینهاد و آنان را میبوسید. آنگاه نوبت هرکدام بود، همانجا مینشست[۴۶].
رسول الله(ص) با دیده احترام به همسرانش مینگریست. از خشم، حسادت و گاهی نیز دعواهای آنان چشمپوشی میکرد.
عمر بن خطاب گفت: ما مردان قریش بر زنان خود چیره بودیم و چون پیش انصار آمدیم، دیدیم مردمی هستند که زنان بر مردان چیرهاند، همسران ما از فرهنگ انصار متأثر شدند و چنان شد که روزی بر سر همسرم فریاد کشیدم، او نیز بر من خشم گرفت و پاسخ مرا داد و چون این کار او را زشت شمردم، گفت این کار مرا زشت میشمری و حالآنکه همسران رسول الله(ص) هم پاسخ او را میدهند و از او کناره میگیرند و گاه یکی از ایشان تمام روز را تا شب از او کناره میگیرد، من گفتم: بیچاره حفصه که نومید و زیانکار خواهد شد، آیا آنان در امانند و نمیترسند که خداوند به سبب خشم پیامبرش خشم گیرد و هلاک و نابود شوند؟ سپس عمر میافزاید: نزد رسول الله(ص) رفتم و جریان را به او گفتم. آن حضرت لبخند زد[۴۷].
روزی پیامبر اکرم(ص) بهشدت از دست عایشه ناراحت بود، به ابوبکر فرمود: ای ابوبکر! مرا از دست عایشه آسوده نمیکنی؟ ابوبکر دستش را بلند کرد و ضربه محکمی به سینه عایشه زد. آن حضرت فرمود: خدایت بیامرزد، مقصودم این کار نبود[۴۸]. رسول الله(ص) هیچگاه به زدن زنان راضی نبود و اجازه آن را نمیداد.
پیامبر اکرم(ص) همسری با تدبیر و دوراندیش بود. آن حضرت در عین مهربانی و شوخطبعی هرگز از تدبیر و قاطعیت به جا دور نبود.
بعضی از همسران رسول الله(ص) از ایشان خواستار زیادی نفقه و زیورآلات شدند. آن حضرت از آنان دلگیر شد و ناراحتی پیامبر اکرم(ص) تا آنجا ادامه یافت که مجبور به کنارهگیری از همه همسرانش شد. وی با تدبیری دقیق و برای تأدیب آنها فرمود: یک ماه پیش آنان نخواهم رفت؛ چون بیست و نه شبانهروز گذشت، به خانه عایشه رفت و نوبت را از آنجا شروع فرمود؛ و بنا به نقل ابنعباس نخست به خانه امسلمه و پیش او رفت و نوبت را از خانه او آغاز کرد و فرمود: این ماه بیست و نه روز بود[۴۹].
آنگاه خداوند آیات تخییر را نازل فرمود و آنان را بین زندگانی دنیوی و اُخروی مختار کرد که: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا * وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا﴾[۵۰].
ابتدا پیامبر اکرم(ص) نظر عایشه را جویا شد و او گفت: بدون هیچ تردید من خدا و پیامبرش و سرای دیگر را برمیگزینم[۵۱]. آنگاه دیگر همسران خود را نیز مخیر کرد و همگی زندگی با آن حضرت را برگزیدند[۵۲].
خداوند سپس میفرماید: ﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا * وَمَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا * يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا * وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى﴾[۵۳].
ابوالفتوح رازی ﴿فَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ﴾ را معصیتی دانسته که مایه آزار خداوند و رسول الله(ص) است. در تفسیر برهان آن کار را قیام و خروج علیه امام معنی کردهاند.
پیامبر اکرم(ص) میان همسرانش عدالت را رعایت میکرد. در سختی بیماری رسول الله(ص)، آن حضرت را درحالیکه در عبایی مینهادند، به خانه همسرانش میبردند، اما هنگامی که بیماری شدت گرفت، فاطمه(س) پیش همسران آن حضرت رفت و فرمود: برای رسول الله(ص) گردش میان شما و از این خانه به آن خانه آمدن دشوار است، گفتند: ایشان در کمال آزادی باشند و آن حضرت در خانه عایشه بستری شد و در همان خانه رحلت فرمود و به خاک سپرده شد[۵۴].[۵۵]
مدفن همسران پیامبر(ص)
و اما حرم همسران پیامبر(ص)؛ حرم و مدفنی که به عنوان «قبة الزوجات» در داخل بقیع معرفی شده دارای اصالت و قدمت تاریخی است که در قرنهای اول به وسیله دیواری که در اطراف آن ایجاد شده بود مشخص میگردید و در نیمه قرن نهم که فن معماری گسترش یافته بود برای این حرم نیز گنبد و بارگاه ساخته شده است.
علاوه بر آن، دارای ضریح هم بوده است که همه آن به وسیله وهابیان تخریب شده است. اما تعداد همسران پیامبر که در این محل به خاک سپرده شدهاند، دقیقاً معلوم نیست. بعضی از مورخان و محدثان پیشین مانند کرمانی و ابن نجار، نظرشان این است که چهار تن در این محل دفن شدهاند و تعداد چهار قبر هم ارائه شده است. بنابر آنچه در قرنهای اخیر از سوی بعضی از نویسندگان ارائه شده که این حرم، مدفن همه هشت تن همسران پیامبر(ص) که در مدینه با آن حضرت زندگی میکردهاند، معرفی شده دلیلی بر تأیید آن در دست نیست، بلکه همه این معرفیها مبتنی بر شهرت عرفی و نقل اقوال است[۵۶].
ابن شبه (متوفای ۲۶۲) به عنوان قدیمیترین مدینه شناس درباره قبر ام سلمه و ام حبیبه دو تن از همسران رسول خدا(ص) مطلبی نقل میکند که نشانگر جدا بودن آنان از همدیگر و همچنین دفن شده این دو تن در خارج از محلی است که به عنوان مدفن و حرم زوجات رسول خدا معروف گردیده است و در نهایت مؤید گفتار ابن نجار[۵۷] است که همه همسران پیامبر(ص) که در مدینه بودند، الزاماً در محوطه حرم منسوب به آنان و در زیر گنبد و بارگاهی که به عنوان «قبة الزوجات» بنا شده است، به خاک سپرده نشدهاند. ابن شبه درباره قبر ام سلمه از محمد بن یحیی نقل میکند که محمد بن زید بن علی خواست در کنار موضع فاطمه (بیت الاحزان) برای خود قبری مهیا کند، از زیر خاک، قطعه سنگ شکستهای پیدا شد که در آن این جمله به چشم میخورد: «ام سلمه زوج النبی» و معلوم شد آن محل، قبر ام سلمه است و لذا وصیت کرد پیکر او را در محل دیگری به خاک بسپارند.
درباره ام حبیبه از یزید بن سائب و او از جدش چنین نقل نموده است که: عقیل بن ابی طالب در محوطه خانهاش حلقه چاهی حفر میکرد که قطعه سنگی به دست آمد و در آن این جمله حک شده بود: «قبر ام حبیبه بنت صخر بن حرب». عقیل با دیدن این علامت دستور داد چاه را پرکنند و بر روی آن سقفی به عنوان «مدفن ام حبیبه» ایجاد نمایند. یزید بن سائب اضافه میکند، من گاهی به این مدفن وارد میشدم و آن قبر را میدیدم[۵۸]. البته بانو خدیجه در مکه و میمونه در سَرِف دفن شدهاند[۵۹].
منابع
- اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه
- سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم
- حسینی ایمنی، سید علی اکبر، سوده بنت زمعه، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱
- راجی، علی، مظلومیت پیامبر
- فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی
- تونهای، مجتبی، محمدنامه
- محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم
پانویس
- ↑ سیرت رسول الله(ص)، ج۲، ص۱۱۰۲.
- ↑ سیرت رسول الله(ص)، ج۲، ص۱۱۰۰.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۳۹.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۴۳۰؛ ابونضر محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۲۱۸: «وَ قَالَ الصَّادِقُ (ع): لَا يَحِلُّ لِمَاءِ الرَّجُلِ أَنْ يَجْرِيَ فِي أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعَةِ أَرْحَامٍ مِنَ الْحَرَائِرِ».
- ↑ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴۷۵.
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۵۳۷-۵۳۸؛ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۷۸.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، جویریه بنت حارث، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱، ص۲۸۲.
- ↑ در کافی ام ولد پس از نام خدیجه دختر خویلد آمده است و همانگونه که در برخی نسخههای کتاب کافی آمده، ام ولد صحیح است که منظور ماریه قبطیه است؛ امّا در نسخه جدید کتاب کافی دراین باره دقت نشده است؛ یعنی باید با ذکر واو ام ولد بیاید (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱۰، ص۷۴۶، چ دارالحدیث).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۲۱.
- ↑ موسوی بردکشکی، سید جواد، ماریه قبطیه، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲، ص۲۶۰.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۹۰.
- ↑ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص ۲۱۸.
- ↑ تصویر خانواده پیامبر(ص)، زیر نظر محمود تقی زاده داوری، مؤسسه شیعهشناسی، ۱۳۸۷، ص۱۰۰.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۹۵.
- ↑ «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)» سوره احزاب، آیه ۳۲.
- ↑ «و همسران او، مادران ایشانند» سوره احزاب، آیه ۶.
- ↑ «ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ «و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پردهای بخواهید» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص ۹۷۱.
- ↑ احمد بن محمد اشعری قمی، النوادر، ص۱۰۳؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۲۱.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۲۱. از این گزارش استفاده میشود نام زن فریب خورده سناه بود و زینب دختر ابی جون به سبب اظهاراتش که نشانه عدم ایمان به رسالت است او را بازگردانده است. علامه مجلسی او را اسماء دختر نعمان دانسته (مرآة العقول، ج۲۰، ص۱۲۴). ابن عبدالبر (الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۸۳) اختلاف اقوال را دراین باره نقل کرده است و اسماء را به نقلی از قبیله بنی جون دانسته است.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۴۲۱.
- ↑ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص ۲۱۹.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۶۸: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صحِينَ تَزَوَّجَ مَيْمُونَةَ بِنْتَ الْحَارِثِ أَوْلَمَ عَلَيْهَا وَ أَطْعَمَ النَّاسَ الْحَيْسَ».
- ↑ ابن عبدالبر، الإستیعاب، ج۴، ص۱۹۱۵-۱۹۱۸؛ ابن حجر، الإصابه، ج۸، ص۳۲۴.
- ↑ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص ۲۲۱.
- ↑ «و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ «رَوَى الْجُمْهُورُ أَنَّ عُمَرَ لَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِمْ قَالَ قَدْ جَاءَنِي كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ يَهُزُّ عِفْرِيَتَهُ يَرْجُو أَنْ يَكُونَ خَلِيفَةً أَمَّا أَنْتَ يَا طَلْحَةُ أَ فَلَسْتَ الْقَائِلَ إِنْ قُبِضَ النَّبِيُّ (ص) لَنَنْكِحَنَّ أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ مُحَمَّداً أَحَقَّ بِبَنَاتِ عَمِّنَا مِنَّا فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِيكَ ﴿وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا﴾»؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۲۸۵.
- ↑ «و شما حقّ ندارید پس از او همسرانش را به همسری گیرید» سوره احزاب، آیه ۵۳.
- ↑ «اگر چیزی را آشکار یا پنهان دارید» سوره احزاب، آیه ۵۴.
- ↑ «خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را میآزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت میکند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.
- ↑ «رَوَى الْحُمَيْدِيُّ فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ تَعَالَى ﴿وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا﴾ قَالَ السُّدِّيُ لَمَّا تُوُفِّيَ أَبُو سَلَمَةَ وَ خُنَيْسُ بْنُ حُذَافَةَ وَ تَزَوَّجَ النَّبِيُّ امْرَأَتَيْهِمَا أُمَّ سَلَمَةَ وَ حَفْصَةَ قَالَ طَلْحَةُ وَ عُثْمَانُ أَ يَنْكِحُ مُحَمَّدٌ نِسَاءَنَا إِذَا مِتْنَا وَ لَا نَنْكِحُ نِسَاءَهُ إِذَا مَاتَ وَ اللَّهِ لَوْ قَدْ مَاتَ لَقَدْ أَجْلَبْنَا عَلَىنِسَائِهِ بِالسِّهَامِ وَ كَانَ طَلْحَةُ يُرِيدُ عَائِشَةَ وَ عُثْمَانُ يُرِيدُ أُمَّ سَلَمَةَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى ﴿وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا﴾ وَ أَنْزَلَ ﴿إِنْ تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ﴾ وَ أَنْزَلَ ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا﴾»؛ نهج الحق و کشف الصدق، ص۳۰۵؛ بحارالانوار، ج۳۱، ص۲۳۸.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۱، ص۲۳۸؛ کتاب عین العبره، ص۲۸؛ تفسیر مجمع البیان.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت پیامبر، ص ۳۱۷.
- ↑ ﴿النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلاَّ أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا﴾ «پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا﴾ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید» سوره احزاب، آیه ۵۶؛ کشف الاسرار، ج۸، ص۲؛ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۲۳ و ۱۰۹ و ۱۰۸؛ برای آگاهی از اسامی زنان پیامبر، ر. ک: دهخدا، لغتنامه، ج۳، ص۳۳۲۶؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۶ و ج۳، ص۴۰۳.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۴۳.
- ↑ «و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید، ما به آنان و شما روزی میدهیم؛ بیگمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۳۱.
- ↑ مرتضی عسکری، نقش عایشه در تاریخ اسلام، (تهران، مجمع علمی اسلامی، ۱۳۶۲) ج۱، ص۴۸.
- ↑ محمد ابراهیم آیتی، تاریخ پیامبر اسلام، (قم: انتشارات دارالفکر، ۱۳۸۶)، ص۷۱ و ۷۲.
- ↑ محسن ابراهیم، دفاع از پیامبر مظلوم(ص) (قم: ابتکار دانش، ۱۳۸۵) ص۵۶.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۹۵.
- ↑ فتوح البلدان، ص۶۴۰.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۴.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۵.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۳۹.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۵.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۹۲-۱۹۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۹۹.
- ↑ «ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم * و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را میخواهید، بیگمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۲۸-۲۹.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۶۸؛ برای آگاهی بیشتر درباره این دو آیه در منابع فارسی ر.ک: کشفالاسرار میبدی، ج۸، ص۴۱؛ تفسیر ابوالفتوح رازی، ج۹، ص۱۴۸.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۰۰.
- ↑ «ای زنان پیامبر! هر یک از شما دست به زشتکاری آشکاری زند عذاب او دو چندان میگردد و این (کار) بر خداوند آسان است * و هر یک از شما که در برابر خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کند و کاری شایسته انجام دهد پاداش او را دوبار میدهیم و برای او روزی ارجمندی آماده میداریم * ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید * و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید» سوره احزاب، آیه ۳۰-۳۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۷۴.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۴۰ ـ ۴۳.
- ↑ تاریخ حرم ائمه بقیع، نجمی، مشعر، ص۲۳۴.
- ↑ اخبار المدینه، ابن نجار، ص۱۵۴.
- ↑ تاریخ المدینه، ابن شبه، ج۱، ص۱۲۰ (به نقل از تاریخ حرم ائمه بقیع، نجمی، مشعر، ص۲۳۳).
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۹۵.