بحث:دعا در اخلاق اسلامی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۵ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۷ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

نویسنده: آقای ظرافتی

پاسخ اجمالی

مقدمه

مفهوم‌شناسی دعا

ضرورت دعا

  • در بسیاری از آیات و روایات، عباراتی شگرف به کار رفته که ترغیب به دعا می‌‌کند و از غفلت از آن نهی شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ[۲] دلالت آیه بر متوقّف بودن رشد و کمال آدمی بر دعاست که بدون آن انسان به هیچ منزلی از منازل برتر دست نخواهد یافت[۳].
  • تهدیدی که در آیۀ ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ[۴] به چشم می‌آید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است، به دلیل آنکه اهمیت ارتباط قلبی بنده با خداوند و نیایش را به نمایش گذارد و در آیۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ[۵] چنان زبان تهدیدی به کار برده، که همچون آیۀ پیشین در شمار سنگین‌ترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است.
  • در آیه‌ ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ[۶] خداوند متعال پیامبر خود را امر می‌فرماید که ایشان نیز در شمار دعاکنندگان، لحظه‌ای از این عطیّۀ بزرگ الهی غفلت نورزد[۷].

شرایط دعا

  1. شرائطی که بدون آن اصلاً ماهیّت دعا محقّق نمی‌شود:
    1. معرفت الهی: معرفت هر اندازه بیشتر شود، دعا به اجابت نزدیک‌تر می‌‌شود؛ به گونه‌ای که گاه بین دعا و اجابت آن هیچ چیزی فاصله نمی‌اندازد. صاحبان این گونه از دعا "مُستجاب الدَّعوه" خوانده می‌شوند. این شرط در قرآن کریم مورد اشاره واقع شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ[۸].[۹]
    2. آغاز نمودن با حمد و ستایش حضرت حق: هیچ دعائی از اهل بیت (ع) نقل نشده مگر آنکه در ابتدا و انتهای آن، ستایش و حمدی شایسته، از حضرت حق صورت گرفته است. امام صادق (ع) در این زمینه می‌فرمایند: «هرگاه یکی از شما خواست چیزی از حوائج دنیا و آخرت خود را از خداوند درخواست نماید، آگاه باشید که نخست با ثنای خداوند و مدح او و صلوات بر پیامبر اکرم (ص) آغاز کند، آنگاه از خداوند حوائج خود را درخواست نماید»[۱۰].
    3. یقین به اجابت: خداوند هرگز از وعدۀ خود تخلّف نمی‌نماید. در آیات بسیاری وعده فرموده که دعاکننده را از خانۀ خویش تهی‌دست باز نمی‌گرداند: ﴿أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ[۱۱]؛ ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ[۱۲]. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «چون خداوند را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به اجابت آن یقین داشته باش»[۱۳].
    4. توبه و اقرار به گناه: گناه مهمترین علتِ به استجابت نرسیدن دعاست؛ از این‌رو استغفار از گناه نیز در شمار مهمترین علل پذیرش آن است: ﴿وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا[۱۴].[۱۵]
    5. توسُّل به صاحبان عصمت کُبری (ع): در این زمینه آیۀ شریفۀ: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ[۱۶] بسیار روشن است و در ذیل همین آیه، پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «ما وسیله به سوی خداوند هستیم»[۱۷].
    6. صلوات بر محمد و آل محمد (ص): امام صادق (ع) فرمودند: «دعا همچنان از بارگاه الهی پوشیده می‌ماند، تا آنگاه که بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود»[۱۸].[۱۹]
  2. شرائطی که ماهیت دعا بدون آنها محقّق می‌شود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست:
    1. شرائط مربوط به دعا کننده و حالات او: حالات کسی که دست به دعا بر می‌دارد، در پذیرش دعای او نقشی مهم ایفا می‌کند. مهمترین این حالات چنین است: دعای انسان اندوهگین، دعای انسان مظلوم، دعای انسان مضطر، دعای کسی که در حالت گذاردن حج است، دعای انسان مریض، دعای گروهی، دعا با دستان برافراشته، دعا با قلب شکسته و دعا با وضوی مستحبّی، به‌ویژه آنکه دعا کننده دو رکعت نماز مستحبّی نیز به جا آورد[۲۰].
    2. شرائط مربوط به زمان: این زمان‌ها بسیار بوده و مهمترین آنها عبارت اند: دعا در ماه رجب، شعبان و رمضان، شب‌های قدر و ده روز اوّل ماه ذی حجّه به ویژه روز عَرَفه، عید فطر، قربان، غدیر، مبعث و روزها و شب‌های جمعه، سحر و به ویژه پیش از طلوع فجر و نیز لحظات بینَ الطّلوعین، هنگام ظهر، غروب، فاصلۀ میان نماز مغرب و عشاء و...[۲۱].
    3. شرائط مربوط به مکان: مهمترین مکان‌ها برای دعا عبارتند: تمامی مساجد به ویژه مسجد الحرام، کنار کعبه، حِجْر، مقام، زمزم، مسجد پیامبر اکرم (ص)، میان محراب و منبر ایشان، و نیز در کنار مرقد مطهّر آن بزرگوار، سرزمین عرفات، مشعر، مِنی، بر روی دو کوه صفا و مروه، کنار مراقد مطهر اهل بیت (ع) به ویژه در آستانۀ حضرت سیِّدالشُّهداء (ع)، کنار قبور مؤمنین، به‌ویژه عالمان و سادات[۲۲].

موانع دعا

  • عدم استجابت دعا یا به خاطر آن است که شرائط لازم برای استجابت فراهم نشده و یا به خاطر آن است که مانعی در میان بوده و از پذیرش دعا ممانعت می‌کند. به عنوان نمونه گاه آنچه مورد دعا قرار می‌گیرد با مصلحت حقیقی دعاکننده سازگاری نداشته، در حقیقت برای او ضرر خواهد داشت: ﴿وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً[۲۳]؛ ﴿وعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ[۲۴]. با این همه اما چون دعا خود در شمار امور نیکو و پسندیده است، دست بردن به آن خود از ثوابی عظیم برخوردار است. از این‌رو قرآن کریم شهادت می‌دهد اگر دعائی پذیرفته نشود، خداوند به جای آن خیر دیگری برای انسان مقدر خواهد فرمود: ﴿فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا[۲۵].[۲۶]
  • موانعی که می‌توانند مانع پذیرش دعا شوند بسیارند؛ برخی از آنها عبارتند از:
  1. صفات رذیلت: به صورت بسیار شدیدی از رسیدن دعا به حریم پاک الهی جلوگیری می‌نماید، همان‌گونه که بند، پرنده را از پرواز باز می‌دارد: ﴿وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ[۲۷]. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «خداوند دعائی که از قلبی سخت و سنگین برآید را نمی‌پذیرد»[۲۸].[۲۹]
  2. گناه: خداوند متعال بارها عهد فرموده کافران، فاسقان و ظالمان را مشمول هدایت خود نکند؛ از این‌رو نه خود آنان را می‌پذیرد نه عملشان را و نه دعایشان را؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ[۳۰]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۳۱]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ[۳۲].[۳۳] امام صادق(ع) فرمودند: «فرد ظالم دعایش قبول نمی‌شود تا وقتی که به سوی خداوند توبه کند»[۳۴].
  3. مال مُشتبَه: پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «کسب خود را حلال کن تا دعایت اجابت شود، چراکه انسان لقمه‌ای که در آن حرام است را فقط به سوی دهانش می‌برد، از این‌رو تا چهل روز دعایش مستجاب نمی‌شود»[۳۵].[۳۶]
  4. ناهماهنگی میان زبان و قلب: پذیرفته شدن دعا در گرو هماهمنگی آن با دعای قلبی است و خداوند دعای کسی که با قلبی غافل به دعا پرداخته را نمی‌پذیرد؛ امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «خداوند دعائی که از قلبی غافل برخیزد را نمی‌پذیرد»[۳۷].[۳۸]
  5. تکیه و اعتماد بر غیر خداوند متعال: در روایات بسیاری وارد شده، خداوند امید امیدواری که به غیر او امید بندد را ناامید خواهد کرد، و دعایش را نیز نخواهد پذیرفت: ﴿أَغَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ[۳۹]
  6. ناهماهنگی میان دعا و عمل انسان: اگر کسی خود را به فقر، گناه و بردگی اَجانب مبتلا ساخت و از آن پس دست به دعا برداشت که: «خدایا! مرا به واسطۀ حلالت از حرامت و به واسطۀ اطاعتت از گناهت و به واسطۀ فضلت از دیگران بی‌نیاز ساز»[۴۰]، دعای او اجابت نخواهد شد؛ مگر آنکه به سوی حضرت حق بازگردد و از آنچه انجام داده توبه نماید[۴۱].
  7. فراهم نساختن علل و اسباب لازم: هرکس اسباب و علل ظاهری خواسته خود را فراهم نکرده تنها دست به دعا بردارد، دعایش پذیرفته نخواهد شد. آیات و روایات بسیاری بر این مطلب دلالت می‌نماید: ﴿وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا[۴۲].[۴۳]
  8. رسیدن به مراتب اولیاء: بسیاری از روایات و آیات بر این نکته دلالت می‌فرماید، که اولیاء خدا را منازل و منزلتی است که دست‌یابی به آن، تنها با بلاء، سختی، مشکلات و رد کردن دعای آنان ممکن خواهد بود: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ[۴۴].[۴۵] امام صادق (ع) فرمودند: «بنده را مقامی نزد پروردگار است، که به آن دست نمی‌یابد مگر به واسطۀ یکی از این دو امر: یا آنکه مالش از دستش برود، و یا آنکه مرضی در بدنش پدید آید»[۴۶].[۴۷]
  9. علاقۀ خداوند به شنیدن صدای بنده‌اش: این مانع تنها مخصوص اَخصّ خواص است که خدا را بسیار دوست می‌دارند و از مناجات با او لذّت می‌برند و او نیز از مناجات ایشان لذّت می‌برد، آنان او را می‌خوانند و او آنان را می‌خواند؛ امیرمؤمنان (ع) در مناجات شعبانیه می‌فرمایند: «پروردگارا! مرا از آنان قرار ده که خواندیشان پس تو را پاسخ دادند، و به آنان نگریستی پس برای عظمت تو مدهوش شدند، زان پس در سِرّ آنان به مناجات با آنان پرداختی»[۴۸]. خداوند متعال چون محبّتی بیشتر نسبت به بنده‌اش دارد، دعای او را اجابت نمی‌کند تا سخن بنده طولانی شود و او بتواند در خفا و آشکار مناجات او را بشنود و به او التفات فرماید. امام کاظم (ع) می‌فرمایند: «امام باقر (ع) می‌فرمودند: مؤمن گاه حاجت خود را از خداوند طلب می‌نماید، امّا اجابت آن دعا به خاطر آنکه خداوند صدای او را دوست دارد به تأخیر می‌افتد»[۴۹].[۵۰]

لوازم دعا

آداب دعا

آثار و فواید دعا

  1. ارتباط بین بنده و مولی: اهل دل لحظه‌ای از این ارتباط را برتر از تمامی دنیا و آنچه در آن است، می‌دانند[۵۱]. غیر اهل دل نیز اگر به حقیقت این ارتباط آگاه شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایۀ افتخار خود می‌شمارند[۵۲].
  2. برطرف شدن حجاب از مقابل فطرت انسان: انسان در فطرت خود خداوند را آگاه و توانا می‌داند، از این‌رو به مناجات با او می‌پردازد. علم اجمالی انسان به توحید، عظمت، دانائی و توانائی حضرت حق، به وسیلۀ دعا و تضرّع به تفصیل می‌‌رسد[۵۳].
  3. درک و دریافت ذلّت بندگی و عزّت پروردگاری: درک این مطلب، در زبان اهل دل "مقام عبودیّت" خوانده می‌شود که رسیدن به این مقام، احتیاج به طیّ منازلی همچون توبه، بیداری، زدون رذائل از نفس و آراستن آن به فضائل، لقاء و... دارد. این حالت، برترین و نیکوترین حال‌ها و لذّت بخش‌ترین آنهاست که خود از فوائد بی‌شماری برخوردار است. سوزاندن ریشه‌های رذائلی همچون خود بزرگ‌بینی، غرور، ریاء و... در این شمار است[۵۴].
  4. یافتن گمشدۀ انسان: انسان از همان آغاز تولّد، در جان خود نشان از مطلوبی می‌یابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان خداوند متعال است: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[۵۵]؛ ذکر خداوند که معنائی عام داشته، دعا، توبه و تضرّع به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که می‌تواند آدمی را راهنمایی کرده، از این سرگردانی نجات دهد[۵۶].
  5. بریدن از دیگران و پیوستن به او: در اصطلاح اخلاقی آن را "انقطاع از مردم و پیوستن به خداوند" می‌خوانند و به ریاضت‌های شرعی بسیار احتیاج دارد که در شمار مهمترین مصادیق آن می‌توان به دعا، توبه، ابتهال و تضرّع به درگاه الهی اشاره کرد[۵۷].
  6. جلب ولایت الهی: پایداری بر صراط مستقیم و منحرف نشدن از آن نیازمند جلب و جذب عنایت و هدایت الهی است و این هدایت الهی به ریاضات شرعی نیازمند است که مهمترین آنها از دعاست[۵۸].
  7. تسلّط بر اعصاب و گریز از پریشان خاطری: یکی از مهمترین علل رفع اضطراب‌ها، اندوه‌ها، نگرانی‌ها و... همان دعاست، که آرامش را به قلب و اندیشه و طمأنینه، سکینه و وقار را در اعضاء انسان جاری می‌نماید: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[۵۹].
  8. تزکیۀ نفس و نیکوکردن اخلاق: این مهمترین فائدۀ دعاست که همچون استاد اخلاق، می‌تواند نفس انسان را مهذّب ساخته، رذائل را از آن دور نماید: ﴿إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ[۶۰] فائده‌ای که عموم مردم از دعا به دست می‌آورند، آن است که از غلطیدن در منجلاب‌های شیطان رهائی یابند. خواص مردم اما به وسیلۀ دعا از انجام تمامی امور ناپسند باز داشته و از گناهان بزرگ پرهیز می‌کنند و برتر از آن اینکه از گناهان صغیره نیز برحذر داشته می‌شوند. اخصّ خواص مردم به وسیلۀ دعا از مکروهات و خواسته‌های ناروای نفسانی ـ هرچند حرام نیز نباشد ـ احتراز می‌کنند. بالاتر از آن اینکه دعا و تضرّع می‌تواند آنان را از افکار، خیالات و وسوسه‌های باطل حفظ کند[۶۱].
  9. ثواب‌های بسیار: در این زمینه اگر تنها آیه شریفه ﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا[۶۲] را در دست داشتیم، باز کافی بود تا اعتقاد یابیم هیچ چیزی همسنگ و هم‌ارز دعا نیست[۶۳].

گستره دعا

عواقب ترک دعا

پاسخ تفصیلی

مقدمه

مفهوم‌شناسی دعا

ضرورت دعا

  • در بسیاری از آیات و روایات، عباراتی شگرف به کار رفته که ترغیب به دعا می‌‌کند و از غفلت از آن نهی شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ[۷۰] دلالت آیه بر متوقّف بودن رشد و کمال آدمی بر دعاست که بدون آن انسان به هیچ منزلی از منازل برتر دست نخواهد یافت[۷۱].
  • تهدیدی که در آیۀ ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ[۷۲] به چشم می‌آید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است، به دلیل آنکه اهمیت ارتباط قلبی بنده با خداوند و نیایش را به نمایش گذارد و در آیۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ[۷۳] چنان زبان تهدیدی به کار برده، که همچون آیۀ پیشین در شمار سنگین‌ترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است.
  • در آیه‌ ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ[۷۴] خداوند متعال پیامبر خود را امر می‌فرماید که ایشان نیز در شمار دعاکنندگان، لحظه‌ای از این عطیّۀ بزرگ الهی غفلت نورزد[۷۵].

شروط صحّت دعا

شرائطی که بدون آن اصلاً ماهیّت دعا محقّق نمی‌شود

۱. معرفت الهی

  • این معرفت - که پیش از این درباره آن توضیحی ارائه کرده ایم-، هر اندازه بیشتر شود، دعا به اجابت نزدیک‌تر می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که گاه بین دعا و اجابت آن هیچ چیزی فاصله نمی‌اندازد. صاحبان این گونه از دعا "مُستجاب الدَّعوه" خوانده می‌شوند. این شرط در قرآن کریم این‌گونه مورد اشاره واقع شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ[۷۶][۷۷].

۲. آغاز نمودن با حمد و ستایش حضرت حق

۳. یقین به اجابت

  • ﴿أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ[۸۲]؛
  • ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ[۸۳].
  • در این زمینه به این چند حدیث نیز بنگرید:
  • امام صادق(ع) می‌فرمایند: "هیچ بنده‌ای دست خود را به سوی خداوند عزیز جبّار دراز نکرد، مگر آنکه خداوند حیا می‌کند که آن را خالی بازگرداند، تا آنکه از رحمت خود هرآنچه خواهد در آن بنهد؛ از این‌رو هرگاه کسی از شما دعا کرد، دست خود را باز نگرداند مگر آنکه آن را بر صورت و سر خود بکشد"[۸۴]:
  • امام صادق(ع) می‌فرمایند: "چون خداوند را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به اجابت آن یقین داشته باش"[۸۵].
  • امام صادق(ع) می‌فرمایند: "چون دعا کردی چنین بدان که حاجتت به تو بسیار نزدیک - و گویا کنار درب منزل- است"[۸۶][۸۷].

۴. توبه و اقرار به گناه

  • ﴿وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا[۹۰]؛
  • ﴿وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً[۹۱].

۵. توسُّل به صاحبان عصمت کُبری(ع)

شرائطی که ماهیت دعا بدون آنها محقّق می‌شود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست

  • که ماهیت درخواست بدون آنها متحقّق می‌شود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آن‌هاست نیز، بسیار است. ما در اینجا به شماری از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم. این شرائط بر اساس آنچه در احادیث ما آمده است، به سه قسمت اصلی تقسیم می‌شود:

۱. شرائط مربوط به دعا کننده و حالات او

  • حالات کسی که دست به دعا بر می‌دارد، در پذیرش دعای او نقشی مهم ایفا می‌کند. مهمترین این حالات چنین است:
  1. دعا بعد از نماز، به ویژه نماز شب، و به‌خصوص بعد از نماز وتر به هنگام قنوت و سجود؛
  2. دعای انسان اندوهگینی که ناراحتی‌ها به او هجوم برده، و گوئی او را همچون کسی که در دریائی طوفانی غرق شده، بدون پناه ساخته است؛
  3. دعای انسان مظلوم، به ویژه اگر به کسی نفرین نکند، بلکه برای خود و دیگران خیر دنیا و آخرت را طلب نماید[۱۰۱].
  4. دعای انسان مضطر، به ویژه اگر به هنگام دعا آیه شریفه ﴿أَمَّنْ يُجِيبُ[۱۰۲] را نیز قرائت کند؛ و به مظلومان عالم به ویژه سیّد مظلومان همه عالم حضرت امام حُسین(ع) توسُّل جوید؛
  5. دعای آن کس که در حالت گذاردن حج است، به ویژه در اماکن مخصوصی همچون مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص)، و نیز اوقات خاصّی همچون روز عرفه؛
  6. دعا انسان مریض، به ویژه وقتی که درد بر او فشار آورد، یا به چیزی یا همراهی احتیاج یابد؛
  7. دعائی که به همراه گروهی از مردم انجام پذیرد؛
  8. دعا بعد از قرائت قرآن، به ویژه سوره‌هائی که در این زمینه از نقش بیشتری برخوردار است، سوره‌هائی همچون سوره حمد و اخلاص، و آیاتی همچون آیات آخر سوره حشر و به ویژه آیه الکرسی؛
  9. دعا با دستان برافراشته، به‌ویژه آنکه دعا کننده انگشتر عقیق نیز در دست داشته باشد؛
  10. دعا به هنگام شکستن قلب و خضوع، گریه و تضرّع به درگاه الهی؛
  11. دعا به هنگام افطار، به‌ویژه در روزه‌های مستحبّی؛
  12. دعا به هنگام اَذان، و به‌ویژه آنکه خودِ دعا کننده اَذان گوید؛
  13. دعا بعد از وضوی مستحبّی، به‌ویژه آنکه دعا کننده دو رکعت نماز مستحبّی نیز به‌جای آورد. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که ایشان به نقل از حضرت حق - جلَّ وعلا! - فرمودند: "پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: حضرت حق می‌فرماید: هرکس وضویش نقض شود و بلافاصله تجدید وضو نکند، به من جفا کرده است؛ و هرکس وضویش نقض شود و تجدید وضو کند و دو رکعت نماز نگذارد، به من جفا کرده است؛ و هرکس وضویش نقض شود و تجدید وضو کند و دو رکعت نماز گذارد، امّا درباره تمامی امور دین و دنیایش که دعا کند اجابتش نکنم، من به او جفا کرده‌ام؛ در حالی که من پروردگار جفاکننده نیستم" [۱۰۳][۱۰۴].

۲. شرائط مربوط به زمان

  • این شرائط نیز بسیار بوده، ما در اینجا تنها مهمترین آنها را بر اساس ماه‌ها، روزها و شب‌ها و ساعات بر می‌شماریم.
  • در رابطه با ماه‌ها، دعا در ماه رجب، شعبان و رمضان، چه در روز و چه در شب پذیرفته می‌شود. از این‌رو اگر کسی این سه ماه را بهار دعا بخواند، سخنی ناصواب نگفته است.
  • در رابطه با شب‌ها و روزها، شب‌های قدر و ده روز اوّل ماه ذی حجّه - به‌ویژه روز عَرَفه-، و روزهائی که در شریعت اسلام بدان اشاره شده، به‌ویژه عید فطر، قربان، غدیر، مبعث و روزها و شب‌های جمعه، بسیار مهم برشمرده شده است. اهل دل همیشه در رابطه با شب‌های جمعه به خواندن دعای کمیل، و در صبح آن به خواندن دعای نُدبه سفارش می‌کرده‌اند.
  • در رابطه با ساعات امّا، سحر و به‌ویژه پیش از طلوع فجر که مهمترین و برترین ساعت‌های شب و روز است-، و نیز لحظات بینَ الطّلوعین از اهمّیت بیشتری برخوردار است؛ از این‌رو اهل دل غفلت از این ساعات و لحظات را خسران نامیده‌اند.
  • ما در اینجا سالکان کوی کمال را سفارش می‌کنیم، که تَهَجُّد سحر - که خداوند در قرآن کریم به آن قسم یاد کرده است- را از دست ننهند، و در هر شرایطی بر آن مواظبت نمایند: ﴿يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا[۱۰۵]
  • هنگامه ظهر، غروب و فاصله میان نماز مغرب و عشاء نیز، از همین اهمیّت برخوردار است[۱۰۶].

۳. شرائط مربوط به مکان

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
  2. «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
  3. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
  4. «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمی‌دهد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
  5. «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
  6. «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود» سوره کهف، آیه ۲۸.
  7. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۸.
  8. «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
  9. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۸.
  10. «إِیَّاکُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَیْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّی یَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَی النَّبِیِّ(ص) ثُمَّ یَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
  11. «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
  12. «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.
  13. «وَ عَنْهُ(ع) فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِکَ ثُمَّ اسْتَیْقِنْ بِالْإِجَابَةِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
  14. «و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد» سوره هود، آیه ۳.
  15. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۸.
  16. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۳۵.
  17. «وَ نَحْنُ الْوَسِیلَةُ إِلَی اللَّهِ‌»؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۲.
  18. «عَنِ الْإِمَامِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَا یَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّی یُصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۹۱.
  19. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۰.
  20. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۱.
  21. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۳.
  22. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۳.
  23. «و آدمی بدی را چنان فرا می‌خواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.
  24. «جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست می‌دارید و همان برایتان بدتر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
  25. «پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاک‌جان‌تر و مهربان‌تر از او، جایگزین کند» سوره کهف، آیه ۸۱.
  26. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۵-۳۰۶.
  27. «و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.
  28. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ‌»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۴.
  29. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۷.
  30. «بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند» سوره منافقون، آیه ۶.
  31. «خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  32. «بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.
  33. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۸.
  34. «وَ عَنْهُ أَیْضاً أَنَّهُ قِیلَ لَهُ: أَ لَسْتَ تَقُولُ یَقُولُ اللَّهُ‌ "ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ" وَ قَدْ نَرَی الْمُضْطَرَّ یَدْعُوهُ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُ وَ الْمَظْلُومَ یَسْتَنْصِرُهُ عَلَی عَدُوِّهِ فَلَا یَنْصُرُهُ قَالَ(ع) وَیْحَکَ مَا یَدْعُوهُ أَحَدٌ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ أَمَّا الظَّالِمُ فَدُعَاؤُهُ مَرْدُودٌ إِلَی أَنْ یَتُوبَ إِلَیْهِ...»؛ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۷۴.
  35. «أَطِبْ کَسْبَکَ تستجاب تُسْتَجَبْ دَعْوَتُکَ فَإِنَّ الرَّجُلَ یَرْفَعُ اللُّقْمَةَ إِلَی فِیهِ حَرَاماً فَمَا تُسْتَجَابُ لَهُ أَرْبَعِینَ یَوْماً»؛ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۵۸.
  36. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۴-۳۱۵.
  37. «عَنْهُ(ع) قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ص) لَا یَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُعَاءَ قَلْبٍ لَاهٍ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
  38. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۴.
  39. «بگو مرا آگاه سازید، چنانچه عذاب خداوند، یا رستخیز شما را دریابد، اگر راست می‌گویید آیا جز خداوند را می‌خوانید؟» سوره انعام، آیه ۴۰.
  40. «اللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِحَلَالِکَ عَنْ حَرَامِکَ وَ أَغْنِنِی بِفَضْلِکَ عَمَّنْ سِوَاک‌»
  41. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۷-۳۱۸.
  42. «و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن» سوره قصص، آیه ۷۷.
  43. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۱۸-۳۱۹.
  44. «و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.
  45. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۰.
  46. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّهُ لَیَکُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا یَنَالُهَا إِلَّا بِإِحْدَی خَصْلَتَیْنِ إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ أَوْ بِبَلِیَّةٍ فِی جَسَدِهِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۲۵۷.
  47. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۱.
  48. «إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِکَ فَنَاجَیْتَهُ»؛ مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
  49. «عَنِ الْإِمَامِ مَوْلَانَا مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ(ع) إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) کَانَ یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةً فَیُؤَخِّرُ عَنْهُ تَعْجِیلَ إِجَابَتِهِ حُبّاً لِصَوْتِهِ‌»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۸.
  50. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۳-۳۲۴.
  51. «الرَّکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا»؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۷۶.
  52. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۱.
  53. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳.
  54. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.
  55. «آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
  56. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.
  57. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۶-۲۹۷.
  58. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۷-۲۹۸.
  59. «آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.
  60. «آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.
  61. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۲-۳۰۳.
  62. «اوست آنکه بر شما درود می‌فرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۴۳.
  63. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۰۳-۳۰۴.
  64. «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمی‌دهد که (حقّ را) دروغ شمردید پس به زودی (عذاب) گریبانگیر (شما) خواهد شد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
  65. «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
  66. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
  67. «(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بنده‌اش زکریّاست. (یاد کن) آنگاه را که پروردگارش را با بانگی نهفته ندا داد. گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست و (موی) سر از پیری سپید شده است و هیچ‌گاه در خواندن تو رنجور نبوده‌ام» سوره مریم، آیه ۲ ـ ۴
  68. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۰.
  69. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
  70. «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
  71. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۶.
  72. «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمی‌دهد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
  73. «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمی‌کشند به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
  74. «و با آنان که پروردگار خویش را سپیده‌دمان و در پایان روز به شوق لقای وی می‌خوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود» سوره کهف، آیه ۲۸.
  75. ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۸۸.
  76. «و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
  77. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۵.
  78. «إِيَّاكُمْ إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ مِنْ رَبِّهِ شَيْئاً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ حَتَّى يَبْدَأَ بِالثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَدْحِ لَهُ وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ(ص) ثُمَّ يَسْأَلَ اللَّهَ حَوَائِجَهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
  79. «وَ عَنْهُ(ع) أَيضَاً: إِنَّ فِي كِتَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) إِنَّ الْمِدْحَةَ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ فَإِذَا دَعَوْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَجِّدْهُ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
  80. اصول کافی، ج۲، ص۴۸۴.
  81. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۶.
  82. «دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ می‌دهم» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
  83. «مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.
  84. «عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۱.
  85. «وَ عَنْهُ(ع) فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَةِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
  86. «وَ عَنْهُ(ع) أَيضَاً: إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ وَ ظُنَّ حَاجَتَكَ بِالْبَابِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۳.
  87. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۶-۳۲۷.
  88. « الِاسْتِغْفَارُ وَ قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ خَيْرُ الْعِبَادَةِ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۵۰۵.
  89. اصول کافی، ج۲، ص۵۰۵.
  90. «و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهره‌ای نیکو بهره‌مند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۳.
  91. «و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید» سوره هود، آیه ۵۲.
  92. اصول کافی، ج۲، ص۴۷۹.
  93. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۸.
  94. «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و به سوی او راه جویید» سوره مائده، آیه ۳۵.
  95. «وَ نَحْنُ الْوَسِيلَةُ إِلَى اللَّهِ‌»؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۲.
  96. «نَحْنُ وَ اللَّهِ أَسْمَاءِ الْحُسْنَى‌»؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۴۴.
  97. «و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می‌خواست خداوند را توبه‌پذیر بخشاینده می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.
  98. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۲۹.
  99. «عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَا يَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّى يُصَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۹۱.
  100. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۰.
  101. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۰.
  102. «یا آن کسی که به درمانده، چون وی را بخواند، پاسخ می‌دهد» سوره نمل، آیه ۶۲.
  103. «مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ دَعَانِي وَ لَمْ أُجِبْهُ فِيمَا سَأَلَنِي مِنْ أَمْرِ دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَافٍ»؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۲۶۸.
  104. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۱.
  105. «ای جامه بر خویش پیچیده شب را- جز اندکی- بپای خیز نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.
  106. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۲.
  107. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۳۳.