طمع در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

منظور از این مدخل خواسته و آرزوی منفعتی برای آینده از نوع مفید و مثبت آن است، مانند آن‌چه مؤمنان از خداوند توقع بخشش دارند و یا ایمان آوردن دیگران را می‌خواهند: ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا[۱] و یا آزمندی و دنیاطلبی است. و گاه طمع مخالفان پیامبر در غلبه بر حضرت است. جالب این است که طمع به هردو مفهوم در قرآن به کار رفته، مانند: ﴿نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا[۲]. و در جهت منفی آن: ﴿يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ[۳]. و گاه طمع در کنار خوف: ﴿خَوْفًا وَطَمَعًا[۴] که نشان می‌دهد، غرائز انسان هم کاربرد مثبت دارد و هم منفی. و در طبیعت و انسان همواره باید میان ترس و امیدواری باشد تا غرور نداشته باشد و ناامید و سرخورده نشود و این وصف درباره پیامبران دارای اهمیت است، چنان‌که برای شناخت مخالفان آنان و درک جهت مخالفت مشرکان و توقع بی‌جا نداشتن از آنان مفید است.

  1. ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۵]. نکته: این چشم‌داشت و طمع مسلمانان به ایمان یهود که شاید به دعوت آنان گرایند، به‌جا بود؛ زیرا در جزیرة‌العرب به خصوص در اطراف یثرب مردمی که از کتاب‌های آسمانی و پیمبران آگاهی داشتند تنها یهودیان بودند. طوائف یهود در میان مشرکین محصور بودند و با ترس و بیم و بانتظار فرج به سر می‌بردند و گاه گاهی ظهور پیمبر نجات دهنده را پیش‌بینی می‌کردند. تا آن‌که پیمبر خدا از میان همین عرب برخاست و پیمبران بزرگوار بنی‌اسرائیل و قبله و کتاب آنها را تصدیق و تثبیت نمود. مسلمانان امید داشتند که اینها به ‌زودی بگروند یا به مخالفت برنخیزند. ولی یهود نه گرویدند و نه آن‌چه از اسرار و اخبار گذشتگان در دل‌های خود پنهان می‌داشتند که دعوت به توحید و هدایت به راه پیمبران گذشته را تأیید می‌کرد، آشکار کردند. این هم شاهد دیگری است که دل‌های اینان از سنگ سخت‌تر است. دسته‌ای از اینها کلمات خدای را از زبان پیمبرانشان می‌شنیدند و به حسب هواهای خود و برای پیروان خود آن کلمات حق را تحریف می‌کردند. این سنگدلان هوی و مال‌پرست که آن همه آیات مشهود و محسوس را برای پیروان خود از جهت لفظ و معنا تحریف می‌کردند چگونه انتظار می‌رود که به سود شما مسلمانان به آیاتی که با دل و عقل پیوسته است ایمان آرند: ﴿وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُاینها با علم و تعقل کلمات خدا را تحریف می‌کردند نه از روی اشتباه و نفهمیدن: ﴿مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ[۶].
  2. ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ[۷]. نکته: علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نکته‌ای را مطرح می‌‌کند: ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ این جمله، تعلیل آن مطلبی است که از کلام سابقشان استفاده می‌شد و آن این است که ما نه تنها از مرگ و کشته شدن باک نداریم، بلکه مشتاق آن نیز هستیم تا پروردگار خود را دیدار کنیم، چرا که با مردن و کشته شدن به سوی پروردگار خود بر می‌گردیم و از این برگشتن هم خوفی نداریم، برای اینکه ما امیدواریم پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد و برای اینکه ما اولین کسی هستیم که به موسی و هارون، فرستادگان پروردگارمان ایمان آوردیم. و این تعلیل تعلیلی است صحیح، برای اینکه فتح باب در هر امر خیری اثری از خیرات دارد که هیچ عقل سالمی در آن شک نمی‌کند، پس اگر خدای سبحان بنا داشته باشد مؤمنی را به علت اینکه به رحمت و مغفرت او ایمان دارد بیامرزد، قطعاً رحمت و مغفرت او اولین کسی را که فتح باب ایمان کرده و راه را برای دیگران هموار ساخته وا نمی‌گذارد[۸].
  3. ﴿وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ[۹].
  4. ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ[۱۰].
  5. ﴿تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ[۱۱].
  6. ﴿سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا[۱۲].
  7. ﴿أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ[۱۳].
  8. ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ[۱۴].

نکات

در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:

  1. مسلمانان انتظار - طمع - داشتند که یهودیان از نخستین افرادی باشند که در مدینه به اسلام ایمان می‌آورند؛ ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ چرا که آنان اهل کتاب بودند و نشانه‌های پیامبر اسلام (ص) و بشارت ظهور او را در کتاب‌های خود خوانده بودند. ولی خداوند با یادآوری برای درک موقعیت مخالفان، به مسلمانان اعلام می‌کند که نباید توقع زیادی از آنان داشت، و با توجه به سابقه تحریف‌گری گروهی از یهودیان چنین انتظاری از آنان نداشته باشید ﴿وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ، و نباید به ایمان آوردن آنان طمع بست: زیرا آنان آگاهانه بر اساس منفعت‌طلبی این گونه رفتار می‌‌کنند ﴿ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛
  2. ساحران در برابر تهدید‌های فرعون با داشتن طمع و آرزوی منفعتی مثبت برای آینده اعلام کردند: ما در گذشته گناهانی مرتکب شده‌ایم و در این صحنه سردمدار مبارزه با پیامبر راستین خدا موسی (ع) شدیم، و در ستیز با حق پیش‌قدم بودیم، اما ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد چرا که ما نخستین ایمان‌آورندگان بودیم ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ما امروز از هیچ چیز وحشت نداریم، نه از تهدیدهای تو، و نه از دست و پا زدن در خون بر فراز شاخه‌های بلند نخل.
  3. خداوند مسئله رعد و برق باران و حیات زمین را پس از خزان و مرگ فصلی مورد توجه قرار داده، می‌گوید: از نشانه‌های خدا این است که برق را که هم مایه “ترس” است هم مایه امید، به شما نشان می‌دهد ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا ترس از خطرات ناشی از برق که گاه به صورت “صاعقه” در می‌آید و هر چیز را در حوزه آن قرار گیرد آتش می‌زند و خاکستر می‌کند، (وَ طَمَعاً) و “امید” از نظر نزول باران که غالباً بعد از رعد و برق به صورت رگبار فرو می‌ریزد.
  4. خداوند درباره شب‌زنده‌داران بیدار دل: ﴿تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ می‌‌فرماید: آنها پروردگار خود را با بیم و امید می‌خوانند ﴿يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا آری دو وصف مهم آنها خوف و رجا یا بیم و امید است. نه از غضب و عذاب او ایمن می‌شوند، و نه از رحمتش مأیوس می‌گردند، توازن این بیم و امید که ضامن تکامل و پیشروی آنها در راه خدا است همواره در وجودشان حکمفرما است. چرا که غلبه خوف بر امید، انسان را به یأس و سستی می‌کشاند. و غلبه رجاء و طمع انسان را به غرور و غفلت وا می‌دارد، و این هر دو دشمن حرکت تکاملی انسان در سیر او به سوی خدا است.
  5. بادیه‌نشنینان متخلف از سفر مکه، در طمع غنائم جنگ خیبر، خواستار همراهی با پیامبر می‌شوند: ﴿سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ که مورد ملامت قرار می‌گیرند که همراهی به طمع غنایم فایده‌ای ندارد.
  6. گروه‌هایی از مشرکان هنگامی که پیامبر (ص) در مکّه آیات معاد را برای مسلمانان می‌خواند، آنها از هر گوشه و کنار می‌آمدند و با دیدگاه اشرافی که داشتند می‌گفتند: اگر معادی در کار باشد وضع ما از این افرادی که به تو ایمان آورده‌اند در آن عالم بهتر است، همان‌گونه که در این دنیا وضع ما از آنها بهتر می‌باشد قرآن در پاسخ آنها چنین می‌گوید: این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند ﴿فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ[۱۵] از راست و چپ گروه گروه و آرزوی بهشت دارند ﴿عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ[۱۶] آیا هر یک از آنها با این اعمال زشتش طمع دارد که او را در بهشت پر نعمت الهی وارد کنند؟ ﴿أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ[۱۷] با کدام ایمان و با کدام عمل چنین شایستگی برای خود قائلند؟
  7. خداوند خطاب به پیامبر طمع کارانی که با حضرت به دلیل در خطر افتادن منافع خود در شهر مکه از در مخالفت بر آمده، مانند ولید بن مغیره‌ها که به رغم برخورداری از مال فراوان و فرزندان، باز طمع بیشتر داشته، آنان را مذمت می‌کند و حتی تهدید می‌کند که خود می‌دانم که با آنان چه می‌کنم و تو نگران نباش: ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا..... * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ[۱۸][۱۹].

طمع

طمع در منابع لغوی به امید[۲۰]، امید قوی[۲۱]، آرزو[۲۲]، حرص[۲۳] و تمایل شدید نفس به چیزی از روی آرزوی شدید و آزمندی[۲۴] معنا شده است و برخی، کاربرد آن را بیشتر در امور قریب الحصول دانسته‌اند[۲۵]. صاحب التحقیق مطابق شیوه خود در تحلیل کاربردهای یک واژه و بازگرداندن آنها به یک معنای اصلی، بر این باور است که طمع در اصل، به معنای تمایل نفس به چیزی است که در دسترس نباشد[۲۶]. طمع در اصطلاح علم اخلاق از فروع محبت به دنیا و از رذایل اخلاقی به شمار آمده و به ضد قناعت[۲۷] و نیز به ضد استغنای نفس[۲۸] و چشمداشت به مال دیگران[۲۹] تعریف و گفته شده تفاوت آن با حرص در این است که حرص به گردآوری ثروت بیش از حدّ نیاز است[۳۰]. بعضی از علمای اخلاق متعلَّق طمع را اموال دیگران و متعلق حرص را مطلق اموال[۳۱] و برخی هم حرص را زاییده طمع و طمع را زاییده حسد دانسته‌اند[۳۲] و از همین رو طمع و حرص آدم به ترتیب، سبب اخراج او از بهشت دانسته شده؛ زیرا ابتدا به جاودانه زیستن در بهشت طمع کرد و سپس به خوردن از میوه ممنوع حرص ورزید[۳۳]. برخی هم گفته‌اند طمع شدید، حرص نام دارد[۳۴]. کاربردهای دو واژه طمع و حرص نشان می‌دهند که در هر دو، مفهوم میل و رغبت نهفته است[۳۵]. در واژه حرص مفهوم کوشش نیز هست؛ برخلاف مفهوم طمع که بیشتر امری قلبی است. بنابراین طمع زمینه‌ پیدایش حرص است، چنان‌که امیرمؤمنان علی می‌فرماید: اگر طمع در دل انسان به هیجان آید، حرص او را هلاک می‌کند‌[۳۶]. به عبارتی حرص اظهار طمعی است که در نفس پنهان است[۳۷]. طمع به معنای امید نیز آمده است و در روایتی از امام صادق به ضد یأس معنا شده[۳۸] و از این جهت با واژه «رجاء» (امید) هم‌معناست. برخی بر این باورند که کاربرد رجاء در جایی است که سببی برای امیدواری و نیز گمان بیشتری به تحقق یافتن امر خیری باشد؛ برخلاف طمع که امیدواری بی‌سبب است[۳۹] و اگر تقویت شود نام رجاء بر آن صادق است[۴۰] و از همین رو طمع نکوهش شده است[۴۱]. به نظر می‌رسد که کاربردهای طمع خلاف این نظر را ثابت می‌کنند؛ زیرا طمع به دو قسم ممدوح و مذموم قسمت می‌شود و برخی آن را در امری صادق می‌دانند که حصول آن نزدیک باشد[۴۲]. واژه طمع و مشتقات آن ۱۲ بار در قرآن کریم به کار رفته‌اند[۴۳] و مفهوم لغوی آن (تمایل و امید به حصول چیزی؛ ممدوح باشد یا مذموم) مقصود است، گرچه پس از عصر نزول، به تدریج معنای اصطلاحی یافته و در منابع اخلاقی به طمع ناپسند و نابجا و به ضد قناعت[۴۴] و چشمداشت به مال دیگری[۴۵] منحصر شده و مدلول شماری از آیات نیز بر همین اصطلاح منطبق است[۴۶]. فعل‌های ﴿دَلَّىٰهُمَا و ﴿أَدُلُّكَ مشتق از «دلو» در آیات ۲۲سوره اعراف[۴۷] و ۱۲۰ سوره طه[۴۸] نیز به گفته برخی اهل لغت معنای طمع را دربردارند[۴۹].[۵۰]

اقسام طمع

طمع در اصطلاح قرآن با توجه به متعلَّق آن و نیز شخص طمع کننده، گستره‌ای وسیع‌تر از مفهوم لغوی و اصطلاحی دارد و با توجه به متعلَّق آنکه امور معنوی و اخروی باشد یا امور مادی و دنیایی، به پسندیده و بجا و ناپسند و نابجا قسمت می‌شود[۵۱]. گاهی متعلَّق طمع، امر پسندیده و فرد طمع کننده نیز انسانی شایسته‌ است؛ مانند طمع انسان مؤمن به بهشت[۵۲]، مغفرت[۵۳] و رحمت و پاداش الهی[۵۴] و گاهی متعلَّق طمع پسندیده است؛ ولی طمع کننده صلاحیت آن را ندارد؛ مانند طمع کافران به بهشت[۵۵] و گاهی متعلَّق طمع، نارواست؛ مانند طمع به ثروت‌اندوزی[۵۶] و طمع به روابط نامشروع[۵۷] و هر دو قسم آن زمینه‌ها و عوامل و آثاری دارند. بنابراین، اختلاف در ارزشگذاری طمع به نیت فرد طمع کننده، موارد طمع و متعلق آن بستگی دارد[۵۸] و از این رو همانند کاربرد واژه حرص در قرآن است که با توجه به متعلَّق آن ممدوح یا مذموم است.[۵۹]

طمع پسندیده و بجا

طمع پسندیده آن است که افزون بر نیکو بودن متعلَّق آن، زمینه‌ها و اسباب رسیدن به آن نیز فراهم باشد[۶۰] و مصادیق قرآنی آن عبارت‌اند از:

  1. طمع به آمرزش: ابراهیم در مقام احتجاج با بت‌پرستان قوم خود، پروردگارش را کسی معرفی کرد که به بخشایش خطایش در روز جزا به او طمع و امید دارد: ﴿وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ[۶۱] در پاسخ این پرسش که چرا ابراهیم طمع و امید به آمرزش خدا را مطرح کرد؛ ولی خلقت، هدایت، شفای بیماری، اطعام، میراندن و زنده کردن و رزق را به‌گونه قاطع به خدا نسبت داد[۶۲] گفته شده چون خدای متعالی امور یادشده را بر اساس حکم قطعی بر خود لازم کرده است؛ ولی کسی مستحق آمرزش الهی نیست و خدا بر اساس فضل خود آن را به بندگان عنایت می‌کند[۶۳]. آن حضرت از روی فروتنی و با توجه به وعده خدا، خود را به مغفرت خدا امیدوار دانست نه مستحق آن[۶۴]. البته طمع در آیه یادشده به گمان[۶۵] و یقین نیز تفسیر شده است[۶۶]. به هر تقدیر امید، گمان یا یقین به آمرزش، مستلزم خطا و گناهی از سوی آن حضرت نیست؛ زیرا با این گفته، قصد خودشکنی در برابر خدا[۶۷] و تعلیم پرهیز از گناهان به دیگران را داشته[۶۸] تا هیچ‌گاه خود را از خدا طلبکار ندانند و به رحمت او امیدوار باشند. آن حضرت در مقام طلب رحمت و مغفرت بوده نه تأکید بر خطای خ ود[۶۹]، افزون بر اینکه ایشان در مقام بیان مقصود اصلی خود با کنایه بوده است[۷۰]. بنابراین دیدگاه برخی مفسران نادرست است که بر اساس روایتی ضعیف[۷۱] از ابوهریره[۷۲] خطا و گناه صغیره را بر انبیا روا دانسته[۷۳] و گفته‌اند درخواست آمرزش از سوی ابراهیم به سبب نسبت شکستن بت‌ها به بت بزرگ[۷۴] و اظهار بیماری با نگاه به ستارگان بوده[۷۵]؛ با آنکه آن حضرت خود بت‌ها را شکسته بود و بیمار نبود[۷۶]. دیگر یادکرد طمع به آمرزش در قرآن، درباره جادوگران فرعون است که پس از ایمان به موسی در پاسخ به تهدیدهای فرعون و در بیان علت نترسیدن از مرگ[۷۷] گفتند طمع و امید[۷۸] داریم پروردگار ما گناهان ما را از این رو که نخستین گروه باایمان بوده‌ایم ببخشاید: ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ[۷۹]. طمع در آیه یادشده به گمان[۸۰] و یقین[۸۱] نیز تفسیر شده است[۸۲].
  2. طمع به جایگاه صالحان در بهشت: قرآن کریم گروهی از مسیحیان را به سبب رابطه دوستانه آنان با مؤمنان ستوده است. اینان با آگاهی از نزول قرآن و شناخت حق و پذیرش اسلام، اشک شوق از دیدگانشان جاری شده و اظهار کرده‌اند که چرا ایمان نیاورند، در حالی که طمع و امید[۸۳] دارند در شمار شایستگان قرار گیرند: ﴿وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّـٰلِحِينَ[۸۴].
  3. طمع به اجابت دعا: بر اساس آیاتی از قرآن کریم، از آداب و شرایط مهم دعا طمع و امید[۸۵] به اجابت دعا و پاداش به آن و بیم از عدم اجابت و غضب خدا[۸۶] به سبب کوتاهی در فراهم کردن شرایط و آداب استجابت دعاست[۸۷]:﴿وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا[۸۸] [۸۹]؛ همچنین از نشانه‌های ایمان راستین مؤمنان به آیات و نشانه‌های خدا، فروتنی در برابر آنها و دعا به درگاه او در حال بیم و امید است:﴿...يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا...[۹۰] بر اساس آیه ۹۰ سوره انبیاء[۹۱] می‌توان گفت از عوامل اجابت دعای زکریا نیز داشتن حالت بیم و امید بوده است[۹۲]. برخی در پاسخ به این پرسش که خوف و طمع (بیم و امید) که دو حالت متضادند، چگونه در یک فرد جمع می‌شوند، چنین گفته‌اند که تفاوت متعلَّق، امکان اجتماع آن دو را فراهم می‌آورد؛ توضیح اینکه باورداشتن این حقیقت که سعادت و شقاوت انسان در دنیا و آخرت به دست خداست، دو حالت بیم و امید را در انسان پدید می‌آورد. در این نگاه، اثر خوف و رجاء در این است که خوف موجب سرشکستگی، تأسف و پشیمانی از عمری است که با گناه س پری و تباه شده است. در مقابل، امید انسان به بخشایش خداوند متعالی است که تنها او لغزش‌ها و کوتاهی‌های انسان را جبران می‌کند و می‌بخشاید. چنین امیدی موجب می‌شود انسان روی به سوی پروردگار خویش کرده و بدین وسیله خود را مستعد دریافت رحمت الهی کند[۹۳]. اگر عبادت صرفاً از روی ترس باشد، به ناامیدی و ترک عبادت می‌‌‎ انجامد و اگر فقط از روی امید باشد، به گستاخی و خروج از زیِّ عبودیت خواهد انجامید، از این رو لازم است با ترس و امید همراه باشد و چنین روش معتدلی در عبادت «احسان» به شمار آمده است و کسانی که به این دستورها عمل کنند «مُحْسِن» نامیده شده‌اند که رحمت خدا به آنان نزدیک است[۹۴]؛ همچنین برپایه روایات، خوف و رجاء جزء ماهیت ایمان است[۹۵].
  4. طمع به رحمت خدا: در دو آیه از قرآن خوف و طمع (بیم و امید) از اهداف ارائه برق آسمانی از سوی خدا یادشده است:﴿هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا[۹۶]، در پاسخ این پرسش که چگونه برق آسمانی موجب دو پدیده متضاد بیم و امید می‌شود، برخی گفته‌اند این دو حالت به قابلیت برق بازمی‌‌گردد؛ زیرا در این پدیده، هم روشنی و رحمت است، هم آتش و سوزاندن، از این رو برای بیننده آن، دو حالت بیم از نزول عذاب و امید به رحمت پدید می‌آید[۹۷]. برخی نیز گفته‌اند دو حالت بیم و امید با توجه به حالات افرادِ گوناگون است: افرادی مانند کشاورزان با دیدن این پدیده به رحمت پروردگار طمع می‌ورزند و امیدوار و خوشحال می‌شوند؛ زیرا می‌دانند پس از آن باران می‌بارد؛ ولی با توجه به اینکه رعد و برق معمولاً آثار تخریبی همانند سیل و آتش‌سوزی را همراه دارد، موجب ترس عده‌ای نیز می‌گردد[۹۸]. فارغ از آثار تخریبی برق، وقوع آن توأم با صدای سهمگین رعد، خود سبب ترس و وحشت می‌شود[۹۹].
  5. طمع اصحاب اعراف به بهشت: اصحاب اعراف گروهی هستند که در جایگاهی بلند میان بهشت و دوزخ قرار دارند؛ ولی به لطف خدا طمع و امید دارند تا وارد بهشت شوند[۱۰۰]:﴿...وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ[۱۰۱]. برخی گفته‌اند جمله ﴿ لَمْ يَدْخُلُوهَا و ﴿هُمْ يَطْمَعُونَ حال برای ﴿أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ است؛ بدین معنا که با وجود حضور در آن جایگاه رفیع و طمع ورود به بهشت، نگران تغییر اوضاع در حسابرسی و سرنوشت خویش‌اند[۱۰۲]. البته برخی طمع در آیه یادشده را به علم[۱۰۳] و یقین[۱۰۴] تفسیر کرده‌اند؛ یعنی با اینکه هنوز به بهشت وارد نشده‌اند، به ورود در آن یقین دارند.[۱۰۵]

منابع

پانویس

  1. «آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند» سوره بقره، آیه ۷۵.
  2. «ما امید می‌بریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد» سوره شعراء، آیه ۵۱.
  3. «باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.
  4. «بیم و امید» سوره روم، آیه ۲۴.
  5. «آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دسته‌ای از آنان سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.
  6. پرتوی از قرآن، ج۱، ص۲۰۳.
  7. «ما امید می‌بریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بوده‌ایم» سوره شعراء، آیه ۵۱.
  8. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۸۵.
  9. «و همان که امید می‌برم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعراء، آیه ۸۲.
  10. «و از نشانه‌های او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴.
  11. «از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند» سوره سجده، آیه ۱۶.
  12. «چون برای گرفتن غنیمت‌هایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک می‌برید! (چنین نیست) بلکه آنان جز اندکی درنمی‌یابند» سوره فتح، آیه ۱۵.
  13. «آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.
  14. «مرا با آن کس که یگانه آفریده‌ام، وا بگذار * و برای او دارایی پر دامنه‌ای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم * باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۱-۱۵.
  15. «و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟» سوره معارج، آیه ۳۶.
  16. «از راست و چپ، گروه گروه (گرد می‌آیند)؟» سوره معارج، آیه ۳۷.
  17. «آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.
  18. ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا این جمله کلمه تهدید است، و روایات بسیار زیادی وارد شده که این جمله تا تمام بیست آیه بعدش همه درباره ولید بن مغیره نازل شده، که داستانش در بحث روایتی آینده ان شاء اللَّه می‌آید. ترجمه المیزان ج۲۰، ص۱۳۴.
  19. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۱۰۶.
  20. المصباح، ج ‌۲، ص۳۷۸، «طمع».
  21. معجم مقاییس اللغه، ج ‌۳، ص۴۲۵، «طمع».
  22. المصباح، ج ‌۲، ص۳۷۸، «طمع».
  23. لسان العرب، ج ‌۸، ص۲۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۱، ص۳۲۷، «طمع».
  24. مفردات، ص۵۲۴-۵۲۵، «طمع».
  25. المصباح، ج ‌۲، ص۳۷۸.
  26. التحقیق، ج ‌۷، ص۱۱۹، «طمع».
  27. إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۸.
  28. معراج السعاده، ص۳۷۱.
  29. معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.
  30. معراج السعاده، ص۳۶۳.
  31. نک: جامع‌السعادات، ج ۲، ص۱۰۱، ۱۰۸.
  32. الأخلاق و السیر، ص۱۲۹-۱۳۰.
  33. قوت القلوب، ج ۱، ص۱۵۸.
  34. معجم الفروق اللغویه، ص۱۸۳، «طمع».
  35. نک: الکافى، ج ۲، ص۳۱۷، ۳۱۹ ـ ۳۲۰.
  36. نهج‌البلاغه، حکمت ۱۰۸.
  37. مداواة النفوس، ج ۱، ص۶۰.
  38. المحجة البیضاء، ج ۱، ص۱۷۵.
  39. معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».
  40. قوت القلوب، ج ۱، ص۳۷۹.
  41. معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».
  42. معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۶۰.
  43. ﴿هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ«اوست که برق را که هم بیم‌آور و هم امیدبخش است به شما می‌نمایاند و ابرهای بارور را پدید می‌آورد» سوره رعد، آیه ۱۲. ﴿وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ«و از نشانه‌های او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴. ﴿ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.
  44. إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۵‌.
  45. معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.
  46. ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را می‌خواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره عمران، آیه ۱۵۲. ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان داده‌اید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمی‌پسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند می‌دارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹. ﴿ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزی‌یی بهره شما گردد، می‌گویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهره‌ای باشد، می‌گویند آیا ما بر شما دست نیافته‌ایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشته‌ایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمی‌گشاید» سوره نسا، آیه ۱۴۱.
  47. ﴿فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاه‌هایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگ‌های بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲.
  48. ﴿فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَـٰنُ قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! می‌خواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمی‌شود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.
  49. تهذیب اللغه، ج ‌۱۴، ص۱۲۱؛ لسان العرب، ج ‌۱۴، ص۲۶۶، «دلو».
  50. کریمی، علی‌جان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶۷.
  51. نک: التحقیق، ج ‌۷، ص۱۲۱، «طمع».
  52. ﴿وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌۭ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ«و میان آن دو پرده‌ای است و بر آن پشته‌ها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهره‌شان باز می‌شناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامده‌اند ولی (آن را) امید می‌برند ندا می‌دهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.
  53. ﴿قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ«(موسی) گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست» سوره شعرا، آیه ۲۶.﴿وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ«و همان که امید می‌برم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.
  54. ﴿وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ«و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ ٱلْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ«از بسترها پهلو تهی می‌کنند (و برای نماز برمی‌خیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم می‌بخشند» سوره سجده، آیه ۱۶.
  55. ﴿أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ«آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.
  56. ﴿ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدَّثر، آیه ۱۵.
  57. ﴿يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.
  58. التحقیق، ج ‌۷، ص۱۲۱.
  59. کریمی، علی‌جان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶۸.
  60. التحقیق، ج ‌۷، ص۱۲۰؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ‌۵، ص۱۸۸.
  61. «و همان که امید می‌برم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.
  62. ﴿ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ«همان که مرا آفرید و همو راهنمایی‌ام می‌کند»؛ ﴿وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ«و همان که به من می‌خوراند و می‌نوشاند»؛ ﴿وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ«و چون بیمار شوم اوست که بهبودی‌ام می‌بخشد»؛ ﴿وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ«و همان که مرا می‌میراند سپس زنده می‌گرداند» سوره شعرا، آیه ۷۸ تا ۸۱.
  63. المیزان، ج ‌۱۵، ص۲۸۵.
  64. التحریر و التنویر، ج ‌۱۹، ص۱۵۴.
  65. التفسیر الکبیر، ج ‌۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳
  66. التفسیر الکبیر، ج ‌۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ البحر المحیط، ج ‌۸، ص۱۵۵.
  67. التفسیرالکبیر، ج ‌۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ کنز الدقائق، ج ‌۹، ص۴۸۴؛ تفسیر قاسمی، ج ‌۷، ص۴۶۱.
  68. الکشاف، ج ‌۳، ص۳۲۰؛ التفسیرالکبیر، ج ‌۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ کنز الدقائق، ج ‌۹، ص۴۸۴.
  69. من وحی القرآن، ج ‌۱۷، ص۱۲۷.
  70. کنز الدقائق، ج ‌۹، ص۴۸۴.
  71. کنز الدقائق، ج ‌۹، ص۴۸۴.
  72. تفسیر ابن أبی حاتم، ج ‌۸، ص۲۷۸۰.
  73. کشف الأسرار، ج ‌۷، ص۱۱۸.
  74. ﴿قَالَ بَلْ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمْ هَـٰذَا فَسْـَٔلُوهُمْ إِن كَانُوا۟ يَنطِقُونَ«گفت: بلکه همین بزرگشان این کار را کرده است؛ اگر سخن می‌گویند از خود آنان بپرسید!» سوره انبیاء، آیه ۶۳.
  75. ﴿فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ«آنگاه نگاهی به ستارگان افکند»؛ ﴿فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ«و گفت: من بیمارم» سوره صافّات، آیه ۸۸-۸۹.
  76. جامع‌البیان، ج ۱۹، ص۱۰۶؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۸۹.
  77. المیزان، ج ‌۱۵، ص۲۷۶.
  78. تفسیر مقاتل، ج ‌۳، ص۲۶۴؛ تفسیر سمر قندی، ج ‌۲، ص۵۵۴؛ إعراب القرآن، ج ‌۷، ص۷۵.
  79. «ما امید می‌بریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بوده‌ایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.
  80. مقتنیات الدرر، ج ‌۸، ص۴۷.
  81. البحر المحیط، ج ‌۸، ص۱۵۵.
  82. مقتنیات الدرر، ج ‌۸، ص۴۷.
  83. مجمع البیان، ج ‌۳، ص۳۶۲؛ الوجیز، دخیل، ص۱۵۸.
  84. «و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید می‌بریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.
  85. تفسیر سمرقندی، ج ‌۱، ص۵۲۲.
  86. التحریر و التنویر، ج ‌۸، ص۱۳۶.
  87. التفسیر الکبیر، ج ‌۱۴، ص۲۸۵.
  88. سوره اعراف، آیه ۵۶.
  89. مجمع البیان، ج ۴، ص۶۶۲؛ روح المعانى، ج ۴، ص۳۸۰؛ الوجیز، عاملی، ج ۱، ص۴۶۸.
  90. سوره سجده، آیه ۱۶.
  91. ﴿فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک می‌شتافتند و ما را به امید و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.
  92. نمونه، ج ۱۳، ص۱۳.
  93. سجاده‌هاى سلوک، ج ۱، ص۱۰۱.
  94. المیزان، ج ‌۸، ص۱۶۰.
  95. الکافى، ج ۲، ص۷۱.
  96. ﴿هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ«اوست که برق را که هم بیم‌آور و هم امیدبخش است به شما می‌نمایاند و ابرهای بارور را پدید می‌آورد» سوره رعد، آیه ۱۲. ﴿وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ«و از نشانه‌های او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد و از آسمان، آبی فرو می‌فرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده می‌گرداند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴.
  97. التحقیق، ج ‌۷، ص۱۲۰، «طمع».
  98. نک: التفسیر لکتاب اللّه‌ المنیر، ج ۵، ص۶۴-۶۵؛ التحریر و التنویر، ج ‌۱۲، ص۱۵۵؛ المیزان، ج ‌۱۱، ص۳۱۷.
  99. کشف الاسرار، ج ۱، ص۷۶.
  100. بیان المعانی، ج ‌۱، ص۳۵۷.
  101. سوره اعراف، آیه ۴۶.
  102. المیزان، ج ۸، ص۱۲۹.
  103. فتح القدیر، ج ‌۲، ص۲۳۷؛ إعراب القرآن، ج ‌۲، ص۵۴.
  104. مجمع البیان، ج ‌۴، ص۶۵۳.
  105. کریمی، علی‌جان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶۸.