آیه واسأل من ارسلنا در حدیث
آیه واسأل من ارسلنا آیه ۴۵ سوره زخرف و از جمله آیاتی است که بر افضلیت و امامت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. این آیه از سویی شاهدی بر تأیید محتوای آیه ۲۴ سوره صافات است و از سویی دیگر خود به تنهایی دلیلی بر امامت امیرالمؤمنین(ع) میباشد؛ چراکه در پارهای از روایات متعدد و معتبری که در منابع فریقین نقل شده انبیای الهی در پاسخ به این سؤال رسول خدا(ص) در شب معراج که از آنها پرسید بر چه چیزی به پیامبری مبعوث شدهاید، گفتند: بر نبوت تو ولایت علی(ع).
شأن نزول
در پارهای از روایات متعدد و معتبری که در منابع فریقین آمده، در تفسیر آیه ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا﴾[۱] چنین نقل شده که خداوند در شب معراج پیامبر اسلام(ص) و سایر پیامبران(ع) را گرد هم آورد و به حضرت فرمود: «ای محمّد! از آنها بپرس: برای چه چیزی مبعوث شدهاید»؟ آنها پاسخ دادند: «برای بیان شهادت لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، اقرار به نبوّت تو و ولایت علیّبنابیطالب(ع)»</ref>تأویل الآیات الظاهرة، ص۵۴۷؛ الطرایف، ج۱، ص۱۰۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۵۵؛ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۴۴؛ نهج الحق، ص۱۸۳.</ref>.[۲]
احادیث نزول آیه در شأن امام علی(ع)
روایات شیعه
روایت اول
«قَالَ النَّبِیُّ(ص) لَمَّا جَمَعَ اللَّهُ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْأَنْبِیَاءِ لَیْلَهً الْإِسْرَاءِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی سَلْهُمْ یَا مُحَمَّدُ(ص) عَلَی مَا بُعِثْتُمْ قَالُوا بَعَثَنَا اللَّهُ عَلَی شَهَادَهً أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْإِقْرَارِ بِنُبُوَّتِکَ وَ عَلَی الْوَلَایَهً لِعَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِب(ع)».
در تفسیر آیه: ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا﴾ آمده است که خداوند در شب معراج پیامبر اسلام(ص) و سایر پیامبران(ع) را گرد هم آورد و به حضرت فرمود: «ای محمّد! از آنها بپرس: برای چه چیزی مبعوث شدهاید»؟ آنها پاسخ دادند: «برای بیان شهادت لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، اقرار به نبوّت تو و ولایت علیّ بن ابی طالب(ع)»[۳].[۴]
روایت دوم
«عَنْ أَبِیعَبْدِ اللَّهِ(ع) قَال أَتَی رَجُلٌ إِلَی امیرالمؤمنین(ع) وَ هُوَ فِی مَسْجِدِ الْکُوفَهً وَ قَدِ احْتَبَی بِحَمَائِلِ سَیْفِهِ فَقَالَ یَا امیرالمؤمنین(ع) إِنَّ فِی الْقُرْآنِ آیَهً قَدْ أَفْسَدَتْ عَلَیَّ دِینِی وَ شَکَّکَتْنِی فِی دِینِی قَالَ وَ مَا ذَلِکَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَاأَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ﴾ فَهَلْ کَانَ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ نَبِیٌّ غَیْرُ مُحَمَّدٍ(ص) فَیَسْأَلُهُ عَنْهُ فَقَالَ لَهُ امیرالمؤمنین(ع) اجْلِسْ أُخْبِرْکَ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ سُبْحانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا فَکَانَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ الَّتِی أَرَاهَا مُحَمَّداً(ص) أَنَّهُ انْتَهَی بِهِ جَبْرَئِیلُ إِلَی الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ هُوَ الْمَسْجِدُ الْأَقْصَی فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ أَتَی جَبْرَئِیلُیْناً فَتَوَضَّأَ مِنْهَا ثُمَّ قَالَ یا محمد(ص) تَوَضَّأْ ثُمَّ قَامَ جَبْرَئِیلُ فَأَذَّنَ ثُمَّ قَالَ لِلنَّبِیِّ(ص) تَقَدَّمْ فَصَلِّ وَ اجْهَرْ بِالْقِرَاءَهً فَإِنَّ خَلْفَکَ أُفُقاً مِنَ الْمَلَائِکَهً لَا یَعْلَمُ عِدَّتَهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ وَ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ آدَمُ(ع) وَ نُوحٌ(ع) وَ إِبْرَاهِیمُ(ع) وَ هُودٌ(ع) وَ مُوسَی(ع) وَ عِیسَی(ع) وَ کُلُّ نَبِیٍّ(ع) بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مُنْذُ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ إِلَی أَنْ بَعَثَ مُحَمَّداً(ص) فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَصَلَّی بِهِمْ غَیْرَ هَائِبٍ وَ لَا مُحْتَشِمٍ فَلَمَّا انْصَرَفَ أَوْحَی إِلَیْهِ کَلَمْحِ الْبَصَرِ سَلْ یا محمد(ص) مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ فَالْتَفَتَ إِلَیْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِجَمِیعِهِ فَقَالَ بِمَ تَشْهَدُونَ قَالُوا نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَنَّ عَلِیّاً امیرالمؤمنین(ع) وَصِیُّکَ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) سَیِّدُ النَّبِیِّینَ وَ أَنَّ عَلِیّاً(ع) سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ أُخِذَتْ عَلَی ذَلِکَ مَوَاثِیقُنَا لَکُمَا بِالشَّهَادَهً فَقَالَ الرَّجُلُ أَحْیَیْتَ قَلْبِی وَ فَرَّجْتَ عَنِّی یَا امیرالمؤمنین(ع)»
امام صادق(ع) فرمود: مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین(ع) آمد ایشان در مسجد کوفه بود و به شمشیر خود تکیه داشت آن مرد گفت: «یا امیرالمؤمنین(ع) آیهای در قرآن موجب تباهی دل و تردید در دین من شده». پرسید: «آن آیه کدام است»؟ گفت: «این آیه: ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا﴾؛ آیا در زمان حضرت رسول(ص) پیامبری وجود داشت که از او بپرسد. حضرت علی(ع) به او فرمود: «بنشین ان شاءاللّه برایت توضیح میدهم خداوند در قرآن میفرماید: منزّه است آن [خدایی] که بندهاش را شبانگاهان از مسجد الحرام به سوی مسجدالاقصی که پیرامون آن را برکت دادهایم سیر داد تا نشانههای خود را به او بنمایانیم. از جمله آیاتی که خداوند به پیامبرش نشان داد در شب معراج این بود که جبرئیل آمد و او را از مکّه برد در عرض یک ساعت شب او را به بیت المقدس رساند بعد براق را برایش آورد پیامبر(ص) را به آسمان تا بیت المعمور برد. جبرئیل وضو گرفت پیامبر(ص) نیز مانند او وضو گرفت؛ جبرئیل اذان و اقامه گفت. دو تا دو تا به حضرت پیامبر(ص) عرض کرد: «جلو بایست و نماز بخوان با صدای بلند زیرا پشت تو گروهی از ملائکه هستند که تعداد آنها را جز خدا نمیداند؛ در صف اوّل پدرت آدم و نوح و هود و ابراهیم و موسی(ع) و هر پیامبری که خدا فرستاده از ابتدای آفرینش آسمانها و زمین تا موقع بعثت تو هستند. پیامبر اکرم(ص) پیش رفت بدون ترس و اهمیّت دو رکعت نماز خواند پس از تمام شدن نماز خدا به او وحی کرد: ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا﴾ بپرس از پیامبرانی که قبل از تو فرستادهام. پیامبر اکرم(ص) روی به آنها نموده فرمود: «به چه چیزی گواهی میدهید». گفتند: «گواهی به اینکه خدایی نیست جز پروردگار یکتا که شریکی ندارد و تو پیامبر اویی و علی(ع) امیرالمؤمنین و وصیّ توست و هر پیامبری که از دنیا رفت جانشینی از خانواده خود گذاشت غیر از این و اشاره به عیسی بن مریم(ع) کرد چون او از طرف پدر خویشاوندی نداشت وصیّ او شمعون صفا پسر حمون بن عمامه بود و گواهی میدهم که تو رسول خدا و انبیاء(ع) هستی و علیّ بن ابیطالب(ع) سرور اوصیاء است از ما نسبت به تصدیق شما پیمان گرفته شده است». آن مرد گفت: «ای امیرالمؤمنین(ع)! دلم را زنده کردی و عقده دلم را گشودی»[۵].[۶]
روایت سوم
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَا قَبَضَ اللَّهُ نَبِیّاً حَتَّی أَمَرَهُ أَنْ یُوصِیَ إِلَی أَفْضَلِ عِتْرَتِهِ مِنْ عَصَبَتِهِ وَ أَمَرَنِی أَنْ أُوصِیَ فَقُلْتُ: إِلَی مَنْ یَا رَبِّ فَقَالَ أَوْصِ یَا مُحَمَّدُ(ص) إِلَی ابْنِ عَمِّکَ عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ(ع) فَإِنِّی قَدْ أَثْبَتُّهُ فِی الْکُتُبِ السَّالِفَهً وَ کَتَبْتُ فِیهَا أَنَّهُ وَصِیُّکَ وَ عَلَی ذَلِکَ أَخَذْتُ مِیثَاقَ الْخَلَائِقِ وَ مَوَاثِیقَ أَنْبِیَائِی وَ رُسُلِی(ع) أَخَذْتُ مَوَاثِیقَهُمْ لِی بِالرُّبُوبِیَّهً وَ لَکَ یَا مُحَمَّدُ(ص) بِالنُّبُوَّهً وَ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ(ع) بِالْوَلَایَهً»؛ «پیامبر(ص)- خداوند روح هیچ پیامبری را قبض نکرده است، مگر آنکه به او دستور داده باشد تا به بهترین فرد از میان قومش وصیّت کند و به من نیز دستور داد تا وصیّت کنم. گفتم: «خدایا! برای چه کسی وصیّت کنم»؟ خداوند فرمود: «ای محمّد! به پسر عمویت علیّ بن ابیطالب(ع) وصیّت کن که من وصایت او را در کتابهای پیشین ثبت نموده و در آنجا آوردهام که او وصیّ توست و دراینباره از عموم انسانها و پیامبرانم عهد و پیمان گرفتهام. از آنها برای پروردگاری خودم، پیامبری تو و ولایت علیّ بن ابیطالب(ع) عهد و پیمان گرفتهام»[۷].[۸]
روایت چهارم
{«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ انْتَهَی بِیَ الْمَسِیرُ مَعَ جَبْرَئِیلَ إِلَی السَّمَاءِ الرَّابِعَهً فَرَأَیْتُ بَیْتاً مِنْ یَاقُوتٍ أَحْمَرَ فَقَالَ لِی جَبْرَئِیلُ یا مُحَمَّد(ص) هَذَا هُوَ الْبَیْتُ الْمَعْمُورُ خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَی قَبْلَ خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ بِخَمْسِینَ أَلْفَ عَامٍ قُمْ یا مُحَمَّد(ص) فَصِلْ إِلَیْهِ قَالَ النَّبِیُّ(ص) وَ جَمَعَ اللَّهُ إِلَی النَّبِیِّینَ(ع) فَصَفَّهُمْ جَبْرَئِیلُ وَرَائِی صَفّاً فَصَلَّیْتُ بِهِمْ فَلَمَّا سَلَّمْتُ أَتَانِی آتٍ مِنْ عِنْدِ رَبِّی فَقَالَ لِی یا مُحَمَّد(ص) رَبُّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ سَلِ الرُّسُلَ عَلَی مَا ذَا أَرْسَلْتُهُمْ مِنْ قَبْلِکَ فَقُلْتُ مَعَاشِرَ الرُّسُلِ عَلَی مَا ذَا بَعَثَکُمْ رَبِّی قَبْلِی فَقَالَ الرُّسُلُ عَلَی وَلَایَتِکَ وَ وَلَایَهً عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ(ع) وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی: ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا﴾»؛ «از ابنعباس نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: زمانیکه به معراج رفتم. جبرئیل مرا با خود به آسمان چهارم برد. ناگهان خانهای را دیدم که از یاقوت قرمز درست شده بود. جبرئیل به من گفت: «ای محمّد(ص)! این بیت المعمور است. خداوند پنجاه هزار سال قبل از آفرینش آسمانها و زمین آن را آفریده است. در آن نماز بگزار. من به نماز ایستادم. خداوند، پیامبران و انبیاء(ع) را گرد هم آورد و جبرئیل آنها را در صفهایی مرتّب قرار داد. من نماز را به امامت خواندم. زمانیکه نماز را به پایان رساندم، فرستادهای از سوی پروردگارم آمد و گفت: «ای محمّد(ص)! پروردگارت به تو سلام میرساند و به تو میفرماید: از پیامبران بپرس که شما پیش از من برای تبلیغ چه چیزی فرستاده شدهاید؟ خداوند بر اساس چه چیزی شما را پیش از من مبعوث کرده است»؟ گفتند: «براساس ولایت تو و ولایت علیّ بن ابیطالب(ع). این همان امری است که در آیه: ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا﴾»[۹].[۱۰]
روایت پنجم
«الْجَارُودُبْنُالْمُنْذِرِ الْعَبْدِیُّ وَ کَانَ نَصْرَانِیّاً فَأَسْلَمَ عَامَ الْحُدَیْبِیَهً وَ حَسُنَ إِسْلَامُه... قَالَ: وَفَدْتُ عَلَی رَسُولِ اللَّه(ص).... ثُمَّ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَنْبِئْنِی أَنْبَأَکَ اللَّهُ بِخَبَرٍ عَنْ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ الَّتِی لَمْ نُشْهِدْهَا وَ أَشْهَدَنَا قَسٌّ ذِکْرَهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) یَا جَارُودُ لَیْلَهً أُسْرِیَ بِی إِلَی السَّمَاءِ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیَّ أَنْ سَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا عَلَی مَا بُعِثُوا فَقُلْتُ عَلَی مَا بُعِثْتُمْ فَقَالُوا عَلَی نُبُوَّتِکَ وَ وَلَایَهً عَلِیِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ(ع) وَ الْأَئِمَّهً(ع) مِنْکُمَا ثُمَّ أَوْحَی إِلَیَّ أَنِ الْتَفِتْ عَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ فَالْتَفَتُّ فَإِذَا عَلِیٌّ(ع) وَ الْحَسَنُ(ع) وَ الْحُسَیْنُ(ع) وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ(ع) وَ مُوسَی بْنُ جَعْفَر(ع) وَ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی(ع) وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ(ع) وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) وَ الْمَهْدِیُّ(ع) فِی ضَحْضَاحٍ مِنْ نُورٍ یُصَلُّونَ فَقَالَ لِیَ الرَّبُّ تَعَالَی هَؤُلَاءِ الْحُجَجُ أَوْلِیَائِی وَ هَذَا الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی قَالَ الْجَارُودُ فَقَالَ لِی سَلْمَانُ یَا جَارُودُ هَؤُلَاءِ الْمَذْکُورُونَ فِی التَّوْرَاهً وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ کَذَاک»؛ «جارود بن منذر عبدی، نصرانی بود و در سال جنگ حدیبیّه اسلام آورد و نیک مسلمان شد... گوید: خدمت رسول خدا(ص) رسیدم. رسول خدا(ص) فرمود: «ای جارود شبی که مرا به آسمان بالا ببرند، خدای عزّوجلّ به من وحی فرمود: «از رسولانی که پیش از تو فرستادهایم بپرس بر چه بنیادی فرستاده شدند». گفتم: «بر چه بنیادی فرستاده شدید»؟ گفتند: «با عقیده بر نبوّت تو و ولایت علیّ بن ابیطالب(ع) و امامانی که از شما دو تن زاده میشوند. آنگاه خداوند به من وحی فرمود: «رو کن به سمت راست عرش». من به آن سو نگریستم و به ناگاه علی، حسن، حسین، علیّ بن الحسین، محمّد بن علی، جعفر بن محمّد، موسی بن جعفر، علیّ بن موسی، محمّد بن علی، علیّ بن محمّد، حسن بن علی و مهدی(ع) را در پرتویی از نور در حال نماز دیدم. پروردگار متعال فرمود: «اینها حجّتهای دوستان من هستند و این مرد از دشمنان من انتقام میگیرد». جارود گفت: از آن پس سلمان به من گفت: «ای جارود! در تورات و انجیل و و زبور نیز از ایشان یاد شده است»[۱۱].[۱۲]
روایت ششم
«عن الصّادق(ع): وَلَایَتُنَا وَلَایَهً اللَّهِ الَّتِی لَمْ یَبْعَثِ اللَّهُ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا بِهَا»؛ «امام صادق(ع): ولایت ما، ولایت پروردگار است که خداوند آن را به همراه همه پیامبران فرستاده است»[۱۳].[۱۴]
روایت هفتم
«عن الکاظم(ع): وَلَایَهً عَلِیٍّ(ع) مَکْتُوبَهً فِی جَمِیعِ صُحُفِ الْأَنْبِیَاءِ وَ لَنْ یَبْعَثَ اللَّهُ رَسُولًا إِلَّا بِنُبُوَّهً مُحَمَّدٍ(ص) وَ وَصِیِّهِ عَلِی(ع)»؛ «امام کاظم(ع): ولایت علی(ع) در همه صحف پیامبران آمده است و خداوند نبوّت پیامبر(ص) و وصی بودن امیرالمؤمنین(ع) را بر همه پیامبران نازل کرده است[۱۵].[۱۶]
احادیث عامه
ناقلان حدیث نزول آیه در شأن امام علی(ع) از اهل سنت
حاکم نیشابوری
نخستین عالمی که به این حدیث پرداخته است، حاکم نیشابوری است. وی در کتاب معرفة علوم الحدیث مینویسد: «ابوالحسن محمد بن مظفر از عبدالله بن محمد بن غزوان از علی بن جابر از محمد بن خالد بن عبدالله از محمد بن سوقه از ابراهیم از اسود از عبدالله [بن مسعود] روایت کردند که گفت: رسول خدا(ص) فرمودند: «ای عبدالله، ملکی به سوی من آمد و عرضه داشت: «ای محمد از «رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس» که به چه چیزی مبعوث شدهاند؟ پیامبر فرمود: گفتم: «بر چه چیزی مبعوث شدهاند؟» گفت: «بر ولایت تو و ولایت علی بن ابیطالب(ع)».
این حدیث را تنها علی بن جابر از محمد بن خالد از محمد بن فضیل نقل کرده و محمد بن فضیل آن را ننوشته مگر از ابن مظفر که او نزد ما حافظ، مورد اعتماد و امین است»[۱۷].
براساس این حدیث ـ که حاکم سند آن را تصحیح کرده است ـ آیه بر معنای حقیقی و بر ظاهر آن حمل میشود. براساس این روایت، معنای آن روشن است و با وجود چنین حدیثی، دیگر نیازی به حمل آیه بر معنای مجازی و دست برداشتن از ظاهر آن نیست و این همه تکلف و تشویش در معنای آیه غیرمنطقی و خلاف عقل است[۱۸].
ثعلبی
در تفسیر ثعلبی آمده است: «أخبرنا الحسین بن محمد الدینوری حدثنا ابوالفتح محمد بن الحسین ابن محمد بن الحسین الازدی الموصلی حدثنا عبدالله بن محمد بن غزوان البغدادی حدثنا علی بن جابر حدثنا محمد بن خالد بن عبدالله و محمد بن اسماعیل قالا: حدثنا محمد بن فضل عن محمد بن سوقه عن ابراهیم عن علقمه عن عبدالله بن مسعود قال: قال رسول الله(ص): أتانی ملک فقال یا محمد...[۱۹].[۲۰]
ثعالبی نیز به سند خود، روایت را به مانند حاکم از ابن مسعود نقل کرده است.
ابن عساکر
ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق در ترجمه امیرالمؤمنین(ع) این حدیث را به سند خود از حاکم نیشابوری روایت میکند. وی مینویسد: «أخبرنا أابوسعد بن أبی صالح الکرمانی و أبوالحسن مکّی بن ابیطالب الهمدانی قالا: أخبرنا ابوبکر بن خلف، أخبرنا الحاکم أبوعبدالله الحافظ حدثنی محمد بن مظفر الحافظ حدثنا عبدالله بن محمد بن غزوان...»[۲۱].[۲۲]
أبونعیم إصفهانی
براساس آنچه در تنزیه الشریعه آمده ابن حجر عسقلانی این حدیث را از ابونعیم اصفهانی نقل میکند[۲۳] و براساس آنچه در برخی کتب شیعه آمده است، أبونعیم اصفهانی در ذیل آیه شریفه به اسناد خود روایت میکند که چون پیامبر اکرم(ص) در شب معراج به آسمان رفت خدای تعالی او و انبیاء پیشین را گرد هم آورد و آنگاه به پیامبر خاتم(ص) فرمود: «ای محمد از آنان بپرس بر چه اساسی مبعوث شدهاند؟» پیامبران پاسخ دادند: «مبعوث شدیم بر تبلیغ شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست و بر اقرار به نبوت تو و ولایت علی بن ابیطالب(ع)»[۲۴].[۲۵]
ابن حجر عسقلانی
ابن حجر عسقلانی نیز این حدیث را از طریق حاکم روایت میکند و میگوید ابونعیم نیز آن را روایت کرده است[۲۶].
ابن عبدالبر قرطبی
براساس آنچه مرحوم علامه حلی در منهاج الکرامه[۲۷] و شیخ یحیی بن بطریق در خصائص وحی المبین[۲۸] آوردهاند، حدیث مورد بحث توسط ابن عبدالبر قرطبی نیز روایت شده است[۲۹].
حاکم حسکانی
حاکم حسکانی به چند طریق حدیث را نقل کرده است. وی پس از نقل حدیث از طریق حاکم نیشابوری میگوید: «ابوعثمان حیری از اصلش عتیق این حدیث را برای من نقل کرد و گفت: «ابوالحسین محمد بن مظفر... برای من نقل کردند... لفظ حدیث [با روایت حاکم] یکسان است و در اسناد او علقمه ذکر نشده است».
وی همچنین سند دیگری را برای حدیث ذکر میکند و مینویسد: «حدثنی أبوالحن الفارسی حدثنا عمر بن احمد حدثنا علی بن الحسین بن سفیان الکوفی حدثنا جعفر بن محمد ابوعبدالله الحسین حدثنا علی بن ابراهیم العطار حدثنا عبّاد عن محمد بن فضیل عن محمد بن سوقه».
وی همچنین مینویسد: «ابوسهل سعید بن محمد به سند خود از ابن مسعود روایت کرده است که گقت: رسول خدا(ص) به من فرمود: «وقتی در شب معراج به آسمان برده شدم، در آن هنگام فرشتهای نزد من آمد و به من گفت: «ای محمد از رسولانی که پیش از تو فرستاده شدهاند بپرس بر چه چیزی مبعوث شدهاند؟» گفتم: «ای گروه رسولان و پیامبران خداوند شما را بر چه چیزی مبعوث کرده است؟» گفتند: «بر ولایت تو ای محمد و ولایت علی بن ابیطالب(ع)». غیر از علی (بن احمد کرمانی) این روایت را محمد بن خالد واسطی و به دنبال آن محمد بن اسماعیل نیز روایت کردهاند».
و یا مینویسد: «ابوعبدالله حاکم نیشابوری روایت کرده که ابوسعید احمد بن محمد بن رمیح نسوی از ابومحمد حسن بن عثمان اهوازی از محمد بن عبدالله واسطی از محمد بن فضیل از محمد بن سوقه از ابراهیم از اسود از عبدالله برای من حدیث نقل کرد و گفت: پیامبر به من فرمود: «... با عبارت یکسان [با روایت قبل]»[۳۰].[۳۱]
موفق بن محمد احمد مکی
موفق بن احمد مکی یا همان خطیب خوارزمی از علما، محدثین و ادبای بزرگ سنی است که در کتب رجالی و تاریخی بسیاری از او تجلیل شده است. وی به سند زیر حدیث مورد نظر را روایت کرده است: «اخبرنی شهردار ـ إجازة ـ اخبرنی احمد بن خلف ـ إجازة ـ حدثنا محمد بن المظفر الحافظ حدثنا عبدالله بن محمد بن غزوان حدثنا علی بن جابر...»[۳۲].
از اینجا سند و متن روایت با سند و متن روایت ثعلبی یکسان است[۳۳].
حموینی
شیخ الاسلام حموینی جوینی استاد ذهبی است. حموینی نیز حدیث پرسش پیامبر از رسولان پیش از خود را روایت کرده است. وی نیز همانند خوارزمی حدیث را از شهردار بن بشرویه نقل کرده و مینویسد: «أنبأنی الحافظ شهردار بن بشرویه بن شهردار الدیلمی إجازة قال: أنبأنا احمد بن خلف أنبآنا الحاکم ابوعبدالله محمد بن عبدالله البیّع أنبأنا محمد بن المظفر الحافظ...»[۳۴].
ادامه روایت با روایت پیشین و روایت پیشین و روایت ثعلبی یکسان است[۳۵].
ابوعبدالله گنجی
گنجی شافعی از علمای قرن هفتم است. وی مینویسد: «قرأت علی الحافظ أبی عبدالله ابن النجار قلت له: قرأت علی المفتی أبی بکر القاسم بن عبدالله بن عمر الصفار قال: أخبرتنا الحرّة عائشه بنت أحمد الصفار أخبرنا أحمد بن علی الشیرازی أخبرنا الإمام الحافظ أبوعبدالله النیسابوری حدثنی محمد بن المظفر الحافظ»[۳۶].
این ده نفر همگی از عالمان بزرگ و مورد اعتماد سنیان هستند و هر یک به سند خود حدیث را از عبدالله بن مسعود روایت کردهاند. این حدیث علاوه بر حضرت امیرالمؤمنین(ع) (در منابع شیعه) از عبدالله بن مسعود، ابن عباس و ابوهریره روایت شده است.
قندوزی حنفی در ینابیع الموده مینویسد: همچنین دیلمی از ابن عباس نیز حدیث را روایت کرده است[۳۷].
و شهاب الدین احمد احمد خنجی نیز مینویسد: از ابوهریره نقل شده که گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «وقتی که شب معراج مرا به آسمان بردند انبیاء را برای من گرد هم آوردند. آنگاه خداوند به من وحی کرد: «ای محمد از آنان بپرس برای چه مبعوث شدهاید؟» ایشان گفتند: «مبعوث شدهایم بر شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست و بر اقرار به نبوت تو و ولایت علی بن ابیطالب(ع)»».
شیخ مرتضی و عارف ربانی سید شرف الدین علی همدانی در برخی تصانیف خود این حدیث را آورده و میگوید: «حافظ ابونعیم آن را روایت کرده است»[۳۸].
در آثار علمان شیعه نیز این حدیث از امیرالمؤمنین(ع) و فرزندان مطهرش روایت شده است[۳۹].
بنابراین نظر صحیح در تفسیر آیه مبارکه ﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا﴾، پایبندی به معنای ظاهری و حمل آن به معنای حقیقی است و حدیث سؤال پیامبر از رسولان پیشین در شب معراج تنها تفسیر صحیح آیه میباشد،؛ چراکه این حدیث نبوی در منابع معتبر شیعه و تسنن آمده و تعدادی از صحابه آنرا از رسول خدا(ص) روایت کردهاند که مشهورترین آنها حدیثی است که در بسیار از کتب معتبر نزد سنیان و از سوی عالمان و محدثان مشهور و بزرگ سنی، از عبدالله ابن مسعود روایت شده است. این روایت اسانید متعددی دارد و در میان راویان آن تعدادی از حافظان مشهور و پیشوایان مورد اعتماد اهل سنت قرار دارند. با این حال ابن تیمیه میگوید: «همانا حدیثی مثل این حدیث از احادیثی است که اهل علم در دروغین و جعلی بودن آن اتفاق نظر دارند» و نیز میگوید: «همانا علمان و دینداران میدانند که این حدیث از احادیث دروغ و باطلی است که هرکس دارای عقل و دین است آن را تصدیق نمیکند و مثل این احادیث را پر رویان و کسانی که بر دروغ جرأت پیدا کردهاند میسازند»[۴۰].
اما اگر به راستی این چنین است و اهل علم بر دروغین و جعلی بودن این حدیث اتفاق نظر دارند، پس چرا حفاظ و محدثینی که پیش از این روایاتشان مطرح شد به نقل آن اهتمام ورزیدهاند؟ پذیرش این سخن ابن تیمیه که دینداران و عالمان دروغ و باطل بودن آن را میدانند و هرکه دارای عقل و دین باشد چنین حدیثی را تصدیق نمیکند یا به منزله نفی دینداری و عاقل بودن حفّاظ و محدثان بزرگی است که حدیث را به اسانید متعدد روایت کردهاند و یا مستلزم قول به عدم آگاهی آنان از ساختگی بودن حدیث است و حال آنکه راویان حدیث همگی از حافظان و پیشوایان بزرگ حدیث اهل سنتاند و نمیتوان به آنان نسبت جهل داد.
از سوی دیگر این حدیث در زمره احادیث موضوع نیامده و در اسانید آن خدشهای صورت نگرفته است و تنها ابن عراق حدیث ابن مسعود را در کتاب تنزیه الشریعه آورده است؛ اما از کلام او مطرود بودن حدیث استفاده نمیشود، بلکه محصّل کلامش اثبات این حدیث است. وی مینویسد: ابن مسعود گفت: «رسول خدا(ص) به من فرمود: «ای عبدالله ملکی نزد من آمد و گفت: «ای محمد از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس بر چه چیزی مبعوث شدند؟» گفتم: «بر چه چیزی مبعوث شدهاند؟» گفت: «بر ولایت تو و ولایت علی بن ابی طالب(ع)»». میگویم: علت ذکر حدیث بیان نشده است»».
حافظ ابن حجر در زهر الفردوس آن را از طریق حاکم آورده و پس از آن مینویسد: «ابو نعیم آن را روایت کرده و نیز گفته: تنها علی بن جابر از محمد بن فضیل آن را روایت کرده است. من علی بن جابر را نمیشناسم»[۴۱].
از کلام ابن عراق چنین بر میآید که وی درباره علت نقل این حدیث از سوی حافظان و پیشوایان حدیث سنی ابهام داشته است؛ چراکه سبب نقل آن بیان نشده است. همچنین وی از چگونگی حال «علی بن جابر» اظهار بیاطلاعی میکند و این همه آن چیزی است که میتوان در قبح سند حدیث یاد شده یافت.
درباره علت نقل حدیث از سوی محدثان و حفاظ بزرگ سنی باید گفت: حاکم نیشابوری روایت را به جهت ذکر شاهد برای نوعی از انواع حدیث نقل کرده است. بنابراین حدیث مورد نظر از نظر وی مشکلی نداشته، بلکه حدیث معتبری بوده است که برای بیان قاعدهای علمی و آن هم در کتاب علمی به عنوان شاهد مثال ذکر کرده است.
ابونعیم نیز در دلائل النبوه این حدیث را آورده و غرض وی نیز از نقل این حدیث اثبات نبوت رسول اکرم(ص) و ثبوت این مقام برای آن حضرت در قرون گذشته و در عصر انبیاء پیشین بوده است، به طوری که انبیاء سابق موظف بودهاند امتهای خود را به پذیرش نبوت خاتم پیامبران فرا خوانند و به بعثت حضرتش بشارت دهند. ابن حجر نیز این حدیث را ضمن احادیث منتخب از کتاب فردوس آورده و روایت حاکم و ابونعیم را نیز به آن ضمیه ساخته است.
اما درباره بیاطلاعی ابن عراق از حال «علی بن جابر» میگوییم: «عدم آگاهی وی از حال یک راوی موجب قدح در سند آن حدیث نمیشود،؛ چراکه بسیاری از بزرگان حدیث و رجال سنی و حفاظ متقدم علی بن جابر را میشناسند و ضمن بیان شرح حال وی جرحی در او نکردهاند. روایت حاکم و ابو نعیم نیز مؤید این مطلب است؛ زیرا هر دو پس از روایت حدیث گفتهاند: تفرد به علی بن جابر عن محمد بن فضیل... و این عبارت بیانگر توثیق این دو راوی از سوی آنان است؛ چراکه مقتضای مقام ایجاب میکند که اگر جرح و طعنی متوجه این دو راوی باشد پس از عبارت فوق باید ذکر شود و عدم ذکر طعن نیز به منزله توثیق راویان است.
به علاوه حاکم حسکانی در اسانید خود این حدیث را از شخصی غیر از علی بن جابر یعنی «ابن فضیل» روایت کرده است.
محمد بن فضیل نیز از راویان صحاح سته است و احدی درباره او قدحی نکرده است. ابن حجر عسقلانی درباره وی مینویسد: ابو عبد الرحمان محمد بن فضیل بن غضوان ضبی کوفی. وی غلام طائفه ضبی است او راستگو و آگاه، متهم به تشیع و از طبقه نهم است. وی در سال ۹۵ درگذشته است»[۴۲].[۴۳]
دلالت آیه
امامت امام علی(ع)
با عنایت به روایات صادره در شأن نزول این آیه که حاکی از آن است که انبیا(ع) در پاسخ به این سوال پیامبر اسلام(ص) در شب معراج که بر چه چیزی برانگیخته شدهاند، گفتند: بر پذیرش نبوت پیامبر و ولایت و امامت امام علی(ع)، این آیه به روشنی بر امامت آن حضرت دلالت دارد؛ چراکه روشن است که وقتی بعث انبیا مشروط به پذیرش ولایت و امامت امام علی(ع) باشد، پس قطعا ولایت آن حضرت و اطاعت از او در دنیا بر ایشان واجب بوده است و اگر چنین باشد پس به طریق اولی اطاعت از آن حضرت بر پیروان انبیا و به ویژه پیروان پیامبر اسلام واجب خواهد بود و وجوب اطاعت از آن حضرت به معنای امامت آن حضرت است[۴۴].
افضلیت امام علی(ع)
وقتی بعث انبیا مشروط به پذیرش ولایت و امامت امام علی(ع) باشد، این بدان معناست که آن حضرت افضل از همه انبیا به جز پیامبر اسلام است، کسی که افضل از انبیا باشد بر سایر مخلوقات اعم از انسانها و ملائکه نیز برتر خواهد بود. پس از اثبات افضلیت آن حضرت، امامت آن حضرت از طریق حکم عقل به قبح تقدیم مفضول بر فاضل به راحتی قابل اثبات است[۴۵].
منابع
- حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵
- برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴
- مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی
پانویس
- ↑ و از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده ایم بپرس که آیا به جای [خدایِ] رحمان معبودانی که پرستش شوند، قرار داده ایم؟!
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۷۶.
- ↑ تأویل الآیات الظاهرة، ص۵۴۷؛ الطرایف، ج۱، ص۱۰۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۵۵؛ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۴۴؛ نهج الحق، ص۱۸۳.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۷۶.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۱۸، ص۳۹۴ و ج۳۷، ص۳۱۶.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۷۶.
- ↑ تأویل الآیات الظاهرة، ص۵۴۸.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۷۸.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۰۷ و ج۳۶، ص۱۵۵.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۷۸.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۸۰.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۹۷.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۸۲.
- ↑ صفار، حسن، بصائرالدرجات، ج۱، ص۷۵.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۳۷.
- ↑ برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۴، ص۸۲.
- ↑ معرفة علوم الحدیث، ص۹۶؛ همچنین ر.ک: تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۲۴۱؛ ابن عساکر به سند خود حدیث را از حاکم نقل کرده است.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۶۷ ـ ۷۹.
- ↑ تفسیر الثعلبی، ج۸، ص۳۳۷ ـ ۳۳۸.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۷۹.
- ↑ تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۲۴۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۷۹.
- ↑ تشیید المراجعات، ج۲، ص۳۴۸.
- ↑ الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ص۱۰۱، ح۱۴۷؛ تفسیر البرهان، ج۴، ص۸۷۱، ح۹۶۴۲؛ تاویل الآیات الظاهره، ج۲، ص۵۶۲، ح۲۸؛ دلائل الصدق، ج۱، ص۱۳۵ ـ ۱۳۶ و ج۵، ص۳۹.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۸۰.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۸۰.
- ↑ منهاج الکرامه، ص۱۳۰ ـ ۱۳۱.
- ↑ خصائص وحی المبین، ص۱۷۰ ـ ۱۷۱، ح۱۲۱؛ عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب إمام الأبرار، ص۳۵۲ ـ ۳۵۳، ح۶۸۰.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۸۰ ـ ۸۱.
- ↑ شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵، ح ۸۵۶ ـ ۸۵۸.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۸۱ ـ ۸۳.
- ↑ المناقب، ص۳۱۲، ح۳۱۲.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۸۳.
- ↑ فرائد السمطین، ج۱، ص۸۱، الباب الخامس عشر.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۸۳ ـ ۸۴.
- ↑ کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب(ع)، ص۷۵، الباب الخامس.
- ↑ ینابیع الموده، ج۱، ص۲۴۴.
- ↑ توضیح الدلائل علی تصحیح الفضائل.
- ↑ کنزالدقائق فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۵۴۷.
- ↑ منهاج السنه، ج۷، ص۱۱۹.
- ↑ تنزیه الشریعه، ج۱، ص۳۹۷، ش ۱۴۶.
- ↑ تقریب التهذیب، ج۲، ص۱۲۴ ـ ۱۲۵، ش ۶۲۴۷. ابن حجر در مقدمه فتح الباری نیز درباره وی مینویسد: (ع) محمد بن فضیل بن غضوان الکوفی ابو عبد الرحمان الضبی من شیوخ احمد و له تصانیف و ثقه العجلی و ابن معین و قال احمد: کان شیعیا حسن الحدیث و قال ابو ذرعه: صدوق من اهل العلم و قال النسائی: لا بأس به و قال ابن سعد: کان ثقه صدوقاً کثیر الحدیث شیعیا و بعضهم لا یحتج به قلت انما توقف فیه من توقف لتشیعه؛ مقدمة فتح الباری، ص۴۴۱.
- ↑ حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۸۴ ـ ۹۰.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.