زبور در قرآن
عربی یا دخیل بودن و نیز معنای ریشهای زبور و تفاوت معنای آن با «کتاب» مورد اختلاف است: عموم فرهنگنویسان عربی نخست و متأخر، زَبور را در لغت به معنای مزبور (اسم مفعول مانند رسول)، جمع آن را زُبُر (مانند رُسُل) و برگرفته از «زَبْر» (نوشتن) دانستهاند[۱] که به معنایِ کلیِ کتاب و نوشته (مکتوب) آمده و در عین حال عَلَم خاص برای کتاب نازل شده بر حضرت داود(ع) است.[۲] به رغم این معنای مشترک، کاربرد هر دو واژه زبور و کتاب و نیز جمع آنها در قرآن، موجب شده است که تفاوت «زَبْر» و «زبور» با «کتابت» و «کتاب» مورد توجه مفسران و فرهنگنویسان قرار گیرد:
- به عقیده ابن درید «زَبْر» در اصل به نوشتن روی تخته سنگ به صورت کندهکاری گفته میشود.[۳] ابن منظور و زبیدی اینگونه نوشتن را معروفترین شکل «زَبْر» دانستهاند.[۴] ابوهلال عسکری پس از بیان اصل گفته شده ابندرید، از توسعه معنای «زبر» به سبب کاربرد فراوان و در نتیجه، اطلاق آن بر هر نوشتهای سخن گفته است. وی سبب اطلاق «زَبْر» بر کتابت روی سنگ به صورت کندهکاری را درشتی و زبری (غلظت) آن در مقایسه با نوشتن روی پوست و کاغذ میداند.ر برخی دیگر مانند راغب اصفهانی و جز او نیز آن را به معنای نوشتن با خط زبر و درشت و در نتیجه زبور را هر کتابی میدانند که دارای خطی با آن ویژگی باشد.[۵] بر اساس دیدگاه این دسته از واژه پژوهان، تفاوت زبور با کتاب به نوع خط و نگارش آن دو باز میگردد.
- زَجّاج معتقد است، به هر کتابِ حکمتی زبور گفته میشود.[۶] برخی از واژه پژوهان[۷] و عموم مفسران با پذیرش این دیدگاه، آموزههای زبور را منحصر در حکمت و موعظه،[۸] ولی کتاب را در بردارنده اَحکام و شریعت دانستهاند.[۹] در تأیید این دیدگاه به کاربرد «کتاب» به معنای کتابِ احکام و شریعت و عطف «کتاب» و «حکمت» به جای یکدیگر در قرآن ﴿رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾[۱۰]، ﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ﴾[۱۱].[۱۲] و نیز نبود احکام حلال و حرام در زبور (مزامیر) داوود(ع) استناد شده است.[۱۳]
- «زَبْر» به معنای باز داشتن، نکوهش و طرد کردن (زَبَرَهُ: زَجَرَهُ و نَهَرَهُ) نیز آمده است.[۱۴] بر همین اساس، برخی زبور را به معنای کتابی مشتمل بر نواهی و مواعظِ زیاد گرفتهاند که از انجام امور ناحق باز میدارد.[۱۵] مفسرانی مانند بیضاوی و ابوالسعود این دیدگاه را نپذیرفتهاند.[۱۶]
- مصطفوی واژه پژوه معاصر قرآنی با توجه به معنای دوم «زبر» و مشتقات دیگر آن، اصل و مؤلفه معنایی مشترکی را به دست داده است که در همه موارد یافت میشود. [۱۷] کاربردهای زَبَر البئر (دیواره چاه را سنگچین کرد و استحکام بخشید)، زَبَر البناء (ساختمان را بر روی هم بنا کرد)، الزَبْر (سنگ، نیرومند، سخت و محکم)، الزَبْر (عقل)، زَبارَة (تناور و تنومند شدن) و الزَبْرة (تکهای بزرگ از آهن) از این مواردند[۱۸] که معنا و ویژگیهایی چون سفتی، سختی، استواری، استحکام و درشتی در آنها به چشم میخورد. بر این اساس، وی معنای اصلی زبر را تثبیت، مستحکم و استوار ساختن خطوطی دانسته که میتواند به وسیله نوشتن، فکر و اندیشه یا امری طبیعی مانند سنگچین کردن دیوار چاه باشد، بنابراین، تفاوت زبور با کتاب در نوع آموزههای آن است؛ یعنی تعالیم زبور کلیاتی از احکام و تکالیف ثابت و لایتغیر، الزامی، حتمی و تأکید شده الهیاند که بر همه پیامبران نازل شدهاند تا با تأکید بر کتاب آسمانی اصلی، مهمترین وظایف فعلی مردم را بیان کنند؛ اما آموزههای کتاب، احکام، معارف، مواعظ، پند و اندرز و جز آن را در بر داشته و تنها بر پیامبران اولواالعزم نازل شدهاند.[۱۹]
- به اعتقاد آرتور جفری زبور از تصحیف یک واژه یهودی یا مسیحی که معنای مزمور (سرود مذهبی) میداده پدید آمده و شکل آن از واژه عربی «زَبْر» اثر پذیرفته است. وی در این باره که تصحیف شده کدام واژه است، دیدگاههای مختلفی را از پژوهشگران غربی گزارش کرده و با اشاره به کاربرد زبور در شعر قدیم عربی به معنایِ کلیِ نوشته، نتیجه میگیرد که این واژه پیش از اسلام بر پایه التباس و اشتقاقی عامیانه برای مزامیر به کار رفته است.[۲۰] دیدگاه جفری با چالش زبانشناختی روبه روست؛ به این معنا که تفاوت ریشه و معنای لغوی زبور و مزامیر، آن را نامحتمل میسازد. تفاوت یاد شده با توجه به کاربرد مشتقات گوناگون «زَبْر» و «زَمْر» (نواختن نی و آواز خواندن)، به ویژه در دوره پیش از اسلام و شعر جاهلی کاملاً تأیید میشود.[۲۱] به نظر میرسد انگاره اینهمانی زبور و مزامیر داود(ع) که به احتمال زیاد پس از نزول قرآن پدید آمده، زمینهساز پیدایش دیدگاه واژهشناختی آرتور جفری است و او تلاش کرده است تا افزون بر محتوای زبور یادشده در قرآن، نام آن را نیز با مزامیر داود(ع) پیوند دهد، در حالی که کتاب مزامیر در زبان عبری، «کتاب ستایش» نام دارد [۲۲] و همانگونه که ریشه و ساختار عربی واژه مزامیر (جمع مُکَسَّر) نیز به روشنی نشان میدهد، به احتمال زیاد سبک بیانی کتاب داوود(ع) (زبان شعر)، خواندن آن همراه با آوای نی و مانند آن سبب شده است که در زبان عربی و زبانهای همجوار آن با عنوان مزامیر نامگذاری شود، بنابراین میتوان ادعا کرد که نام کتاب حضرت داود(ع) از همان آغاز، مزامیر نبوده، بلکه با ورود به حوزه زبان عربی، با این عنوان، نامگذاری شده است.
نکته شایان توجه اینکه در برخی ترجمههای رسمی کتاب مقدس به زبان فارسی، کتاب داود(ع) با اثرپذیری از قرآن با نام زبور یاد شده است و این نشان میدهد که مترجمان کتاب مقدس چندان به ضبط دقیق و عین واژگانی از این دست پایبند نبوده و نیستند.[۲۳]
نسبت زبور و مزامیر
شماری از مفسران[۲۴] و پژوهشگران[۲۵] مسلمان، زبور داوود(ع) را با مزامیر منسوب به وی یکی دانستهاند. ظاهرا مقاتل بن سلیمان، نخستین مفسری است که به اینهمانی زبور و مزامیر اشاره کرده است. وی بدون تصریح به این موضوع، زبور را دارای ۱۵۰ سوره دانسته است که همان عدد فصلها یا مزمورهای مزامیر داود(ع) است؛[۲۶] اما بررسی تاریخ و محتوای مزامیر، ایده اینهمانی کامل آن دو را با تردید جدی روبهرو میکند. مزامیر داود، نوزدهمین کتاب از مجموعه عهد عتیق و کتاب دعا و نیایش است. این کتاب، مجموعهای از سرودهای نیایشی و اشعار مذهبیِ بیوزنِ عبری را دربردارد که محور اصلی آن را ستایش و پرستش خداوند و راز و نیاز با وی تشکیل میدهد. مزامیر به خواننده میفهماند که در هر حالتی میتوان دریچه دل را به سوی خدا گشود و نه تنها مشکلات خود را با خدا در میان گذاشت، بلکه او را به سبب نعمتهایش ستود. جمله کلیدی این کتاب را میتوان در مزمور ۱۵۰: ۶ یافت: «هر که جان در بدن دارد، خداوند را ستایش کند. خداوند را سپاس باد». این کتاب همچنین آرزوها، بیمها و امیدها و روحیات قوم یهود در هنگام شادی و غم و رویدادهای تاریخی آنان را در دورهای نسبتا طولانی و اغلب از زمان آغاز حکومت الهی (دوران پادشاهی) تا پایان اسارت بابلی بازگو میکند[۲۷].
مزامیر داود(ع) از معتبرترین منابع دینی، اخلاقی و فرهنگ یهودیت به شمار میرود. بخش عمده متون دعاهای روزانه، هفتگی و اعیاد و سایر مراسم یهودیان از این کتاب است.
خواندن مزامیر که همراه با آوای نی بوده است،[۲۸] ابتدا به زبان عبری در وادیهای بیت لحم و بر فراز کوه صهیون انجام میشد و امروزه با زبانهای دیگر به وسیله مسیحیان در عبادتهای فردی و جمعی خوانده میشود. هیچ بخشی از کتاب مقدس جز اناجیل به اندازه مزامیر خوانده نمیشود[۲۹].
تقسیمبندی مزامیر
مزامیر، دارای ۱۵۰ مزمور یا فصل است و به ۵ کتاب قسمت میشود. مزمورهای ۱ تا ۴۱ کتاب اول، ۴۲ تا ۷۲ کتاب دوم، ۷۳ تا ۸۹ کتاب سوم، ۹۰ تا ۱۰۶ کتاب چهارم و ۱۰۷ تا ۱۵۰ کتاب پنجم را تشکیل میدهند. این قسمتبندی که وجود آن در ترجمه سبعینیه عهد عتیق، قدمت بسیار آن را میرساند، به دوران حاکمیت نَحَمِیا منسوب است.[۳۰] برخی مسیحیان نخستین با استناد به آنچه که در «اعمال رسولان، ۱: ۲۰» آمده است، این قسمتبندی را نپذیرفتهاند. در آنجا از کتاب داوود(ع) با عنوان یک سِفر و کتابی واحد و نه اسفار یا کتب یاد شده است.[۳۱] مزامیر دستهبندی موضوعی نیز دارد: مزامیر حمد و تسبیح، شکرانه، توبه، تاریخی، نبوتی (درباره وعدههای خدا به داود(ع) و فرزندان او)، تعلیمی و مزامیردعا بر گنهکاران از این قبیلاند. از ۱۵۰ مزمور فقط ۳۴ تای آن عنوان ندارند که به آنها مزامیر یتیم گفته میشود.[۳۲]
مؤلفان مزامیر
در سنت یهودی ـ مسیحی، مزامیر را به داود(ع) نسبت میدهند.[۳۳] وی با مهارت کاملی که در انشا و سرودن شعر داشته، همه الهامات و مکاشفات قلبی خود را در قالب این ساختار بیان کرده است.[۳۴] این دیدگاه در مطالعات جدید با چالش جدی روبهروست و دانشمندان با استناد به مطالب خود مزامیر، بخشی از آن را به دوره تبعید و بخشی دیگر را به دوره پس از آن مربوط دانستهاند؛[۳۵] اما با توجه به انتساب بیشتر مزمورها به حضرت داود(ع) و شهرت وی در میان مؤلفان مزامیر، کتاب، مزامیر داود(ع) خوانده میشود.[۳۶] در مجموع ۷۲ مزمور به حضرت داود(ع)، دو مزمور به حضرت سلیمان(ع)، ۱۲ مزمور به «آساف» (شاعر و نوازنده معروف دوران داوود)،[۳۷] ۱۱ مزمور به خاندان «قورح» (شهره به شعر، آواز و سرودخوانی در دوره داود(ع))، [۳۸] یک مزمور به حضرت موسی(ع) و بقیه به افرادی ناشناخته منسوباند.[۳۹] برخی در ارتباط با تألیف نهایی مزامیر، ضمن تأکید بر نگارش قسمتهایی از آن به دست حضرت داود(ع) پیش از سده دهم قبل از میلاد، بر این باورند که الفاظ اصلی آن باقی نمانده و صورت کنونی آن میان قرنهای هشتم تا دوم پیش از میلاد تنظیم و دست کم پس از دوره تبعید بابلی تدوین نهایی شده است.[۴۰] برخی نیز با تأکید بر بررسی جداگانه هر مزموری معتقدند که کتاب مزامیر به تدریج پدید آمده است و نمیتوان زمان خاصی را برای نگارش همه کتاب در نظر گرفت.[۴۱]
زبور در قرآن
واژه زبور به عنوان کتاب حضرت داود(ع) سه بار (نساء / ۴، ۱۶۳؛ اسراء / ۱۷، ۵۵؛ انبیاء / ۲۱، ۱۰۵)[۴۲] و جمع آن (زُبُر) ۷ بار، اغلب به معنای کتب آسمانی انبیا (آل عمران / ۳، ۱۸۴؛ نحل / ۱۶، ۴۴؛ شعراء / ۲۶، ۱۹۶؛ فاطر / ۳۵، ۲۵؛ قمر / ۵۴، ۴۳ و ۵۲؛ مؤمنون / ۲۳، ۵۳)، یک بار به معنای نامههای اعمال و در دو مورد به معنای قطعهها و تکهها (ی مثلاً آهن) در قرآن آمده است. (قمر / ۵۴، ۵۲؛ مؤمنون / ۲۳، ۵۳؛ کهف / ۱۸، ۹۶) افزون بر این آیات که به صراحت از زبور یاد کردهاند، برخی مفسران در ذیل شماری دیگر از آیات، مراد از حکمت و فضل داده شده به حضرت داود(ع) را نیز زبور دانستهاند(بقره / ۲، ۲۵۱؛ سبأ / ۳۴، ۱۰؛ ص/ ۳۸، ۲۰)[۴۳]؛ همچنین مراد از کتابِ به کار رفته در برخی از آیات را شامل زبور نیز دانستهاند(آل عمران / ۳، ۴۸؛ عنکبوت / ۲۹، ۲۸)[۴۴]
زبور داود(ع)
قرآن درباره ماهیت و آموزههای زبور داود(ع) مطلب چندانی ندارد؛ اما ماهیت وحیانی و امتیاز بودن آن برای داوود(ع)، احتجاج به آن و وجود وعده خداوند در آن مبنی بر حکومت صالحان، از آیات مربوط، به روشنی برمیآید.
زبور امتیازی برای داود(ع)
خداوند پس از بیان تفاوت و وجه امتیاز پیامبران نسبت به یکدیگر، از دادن زبور به حضرت داود(ع) سخن میگوید: «ورَبُّکَ اَعلَمُ بِمَن فِی السَّمـوت والاَرضِ ولَقَد فَضَّلنا بَعضَ النَّبِیّینَ عَلی بَعضٍ وءاتَینا داوودَ زَبورا». (اسراء / ۱۷، ۵۵) مفسران اتفاق دارند که آیه ۵۵ سوره اسراء / ۱۷ به شرایط متفاوت و برخی ویژگیهای برجسته هر یک از انبیا نسبت به دیگری مانند خلیلالرحمان شدن ابراهیم(ع)، کلیمالله بودن موسی(ع)، آفرینش غیر عادی عیسی(ع)، پادشاهی با عظمت سلیمان(ع)، همچنین عالمانه و حکیمانه بودن این امتیازها و تفاوتها اشاره دارد.[۴۵] بر این اساس، یادکرد داود(ع) و زبور وی برای بیان وجه برتری و امتیاز اوست؛[۴۶] اما اینکه چرا فقط از حضرت داود(ع) و زبور وی یاد شده است، مفسران به اختلافگراییدهاند. بر اساس دیدگاه مفسرانی مانند طبرسی، بیضاوی و آلوسی، مشرکان درباره نبوت پیامبر اکرم(ص) و نزول قرآن بر وی به سبب یتیم و فقیر بودن او و با وجود اَشراف و افراد نامی، تردید و آن را تکذیب کردند. خداوند با یادکرد زبور به عنوان وجه امتیاز داوود(ع) ـ به رغم برخورداری وی از امتیاز قدرت و ثروت پادشاهی ـ پاسخ میدهد که نداری و یتیمی موجب نقص، و ثروت و پادشاهی مایه ارزش انسان و اثرگذار در گزینش انبیا نیست و انتخاب حضرت داوود و پیامبر اکرم(ص) به نبوت و دادن کتاب آسمانی به آن دو به رغم شرایط متفاوت از سر حکمت، دانش و هدفمندی است و نباید بر پیامبر اکرم(ص) خرده گرفت.[۴۷] بر اساس تفسیر دوم میان آیه مورد بحث با آیه ۱۰۵ سوره انبیاء / ۲۱ که از وعده خداوند در زبور مبنی بر حاکمیت صالحان بر روی زمین سخن میگوید، ارتباط وجود دارد؛ به این معنا که خداوند با یادکرد زبور میخواهد در پاسخ مشرکان، پیامبر اکرم(ص) و پیروان او را مصداق صالحان یادشده در آن بخواند که بر آنان حاکم خواهند شد.[۴۸] تفسیر سوم، آیه را پاسخ به یهودیانی میداند که با انکار نزول کتاب آسمانی پس از موسی(ع)، درباره نزول قرآن تردید کردند؛[۴۹] اما خداوند با اشاره به زبور داود(ع) که پس از تورات نازل شده است، ادعای آنان را از اساس باطل میخواند.[۵۰] تفسیر چهارم را علامه طباطبایی ارائه کرده است. وی با پیوند دادن آیه مورد بحث با دومین آیه پیش از آن (اسراء / ۱۷، ۵۳) که مؤمنان را به نیکوترین سخن، در گفتوگو با کافران میخواند، بر این باور است که یادکرد زبور داود(ع) برای ترغیب مؤمنان به گفتن اینگونه سخنان و رعایت کامل ادب هنگام گفت و گوست؛ زیرا زبور داود(ع) دارای زیباترین جملات و سخنان در حمد و ستایش خداست.[۵۱]
احتجاج به زبور داود(ع)
قرآن کریم بعثت پیامبر اکرم(ص) و نزول کتاب آسمانی بر او را دارای پیشینه و ماهیتی یکسان با رسالت پیامبران گذشته و استمرار حرکت آنان میخواند: «اِنّا اَوحَینا اِلَیکَ کَما اَوحَینا اِلی نوحٍ والنَّبِیّینَ مِن بَعدِهِ واَوحَینا اِلی اِبرهیمَ واِسمـعِیلَ واِسحـقَ ویَعقوبَ والاَسباطِ وعِیسی واَیّوبَ ویونُسَ وهـرونَ وسُلَیمـنَ وءاتَینا داوودَ زَبورا». (نساء / ۴، ۱۶۳؛ نیز ۱۶۴ ـ ۱۶۵) مفسران زبور یادشده در آیه را کتاب نازل شده بر حضرت داود(ع) دانستهاند؛[۵۲] اما شأن نزول و چگونگی ارتباط این آیه با آیات پیشین مورد اختلاف است: بر اساس تفسیر ابن عباس آیه در احتجاج با یهود نازل شده است؛ زیرا آنان با اعتقاد به نزول دفعی تورات از پیامبر اکرم(ص) خواستند تا کتابی همانند آن به عنوان گواه صدق نبوت خویش بیاورد. قرآن با گزارش نمونههایی از برخورد ناشایست آنان در مواجهه با آیات الهی و پیامبران خویش، درخواست مزبور را بهانهجویی و از سر لجاجت و عناد خواند (نساء / ۴، ۱۵۳ـ ۱۶۱) و هنگامی که یهودیان در واکنش به این افشاگری، نزول وحی پس از موسی(ع) را انکار کردند، خداوند با یادآوری نزول وحی بر شماری از انبیا، از جمله پیامبران پس از موسی(ع) و کتاب آسمانیداوود(ع)، ادعای آنها را تکذیب کرد.[۵۳] به نظر فخر رازی و آلوسی، قرآن در پاسخ اهل کتاب با احتجاج به عقیده آنان مبنی بر نزول تدریجی و وحیانی بودن زبور داود(ع) در صدد بیان این نکته است که نزول تدریجی قرآن با وحیانی بودن آن منافات ندارد.[۵۴] علامه طباطبایی در دیدگاهی کاملاً متفاوت، آیه مورد بحث را فقط با آیه پیش از خود مرتبط و آن را بیان کننده علت ایمان راسخان در علم و مؤمنان اهل کتاب به پیامبر اکرم(ص) و قرآن دانسته است (نساء / ۴، ۱۶۲)؛ با این توضیح که چون آنها با توجه به آشنایی خویش با نزول وحی بر پیامبران یادشده و دادن کتاب زبور به داوود(ع) میدانستند که بعثت پیامبر اکرم(ص) و نزول قرآن بر وی ادامه همان حرکت است و امری شگفت و بیسابقه نیست، به وی ایمان آوردند.[۵۵] برخی مفسران گفتهاند که زبور در دو آیه یادشده (اسراء / ۱۷، ۵۵؛ نساء / ۴، ۱۶۳) نه به عنوان عَلَم خاص برای کتاب حضرت داود(ع) بلکه در معنای نکره آن به کار رفته است؛ به این معنا که «کتابی به وی دادیم»؛ با این توضیح که کتاب حضرت داود(ع)، یکی از مصادیق «زُبُر» یعنی کتب آسمانی است.[۵۶] آلوسی با جایز دانستن این معنا، سبب اشتهار کتاب داود(ع) به زبور را، کاربرد فراوان زبور (اسم جنس) در مورد کتاب آن حضرت و از باب «عَلَم بالغلبه» خوانده است.[۵۷]
پیش بینی حکومت صالحان در زبور
قرآن از وعده صریح خداوند در زبور خبر میدهد که بر اساس آن بندگان صالح و شایسته او میراثدار زمین خواهند شد: «ولَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّــلِحون». (انبیاء / ۲۱، ۱۰۵) این میراثداری به حاکمیت یافتن صالحان در روی زمین، به عنوان پاداش الهی آنان در دنیا معنا شده است.(۱) اینکه مراد از «ذکر *» و «زبور» چیست، مورد اختلاف است: مفسرانی چون ابن جبیر، مجاهد، ابن زید و زجاج، مراد از زبور را عموم کتابهای نازل شده بر انبیا و «ذکر» را «ام الکتاب» یا همان «لوح محفوظ» دانستهاند.(۲) بر اساس این تفسیر، خداوند پس از ثبت آموزه مزبور (حاکمیت صالحان) در امالکتاب، آن را در قالب کتب انبیا نازل کرد. طبری با ترجیح این دیدگاه، هم معنا بودن زبور و کتاب، همچنین دلالت «الِ» الذکر بر شناخته شده بودن آن برای مخاطبان آیه را، دلیل درستیِ دیدگاه خویش و نپذیرفتن تفاسیر دیگر میخواند؛ با این توضیح که در کاربرد قرآنی به همه کتب آسمانی «ذکر» اطلاق میشود، بنابراین، تطبیق آن بر تورات که دیدگاه مقابل، آن را طرح میکند هیچ اولویتی در مقایسه با انطباق آن بر صحف ابراهیم(ع) که آن هم پیش از زبور است، ندارد.(۳) ابن عباس و ضحاک «ذکر» را تورات و «زبور» را اشاره به کتابهایی دانستهاند که پس از آن، نازل شدهاند.(۴) علامه طباطبایی تفسیر زبور به «کتب انبیا» یا کتب نازل شده پس از تورات را فاقد دلیل میخواند.(۵) دیدگاه سوم که منسوب به شعبی است، «ذکر» را تورات و «زبور» را کتاب آسمانی داوود(ع) میداند.(۶) بنابر روایتی منسوب به امام صادق(ع) نیز مراد از زبور، کتاب حضرت داود(ع) است.(۷) مفسرانی مانند زمخشری،(۸) بیضاوی،(۹) ابوالسعود،(۱۰) آلوسی (۱۱) و علامه طباطبایی (۱۲) این تفسیر را پذیرفتهاند. مفرد بودن واژه زبور، ظهور بیشتر و کاربرد فراوان آن در مورد کتاب حضرت داود(ع) و نیز یادکرد کتاب آن حضرت در قرآن با این عنوان و وجود وعده حاکمیت صالحان در زبور (مزامیر) موجود، از مستندات و مؤیدات این دیدگاهاند؛(۱۳) توضیح اینکه در مزمور ۳۷ که از آغاز تا پایان به سرنوشت و سرانجام نیکان و بدان میپردازد، به صراحت آمده است: «و اما نسل شریر منقطع خواهد شد. صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود».(۱۴) مصداق «صالحان» و «زمین» یادشده در آیه نیز مورد اختلاف است: از جمله بر عموم مؤمنان و زمین بهشت، تسلط بنیاسرائیل بر سرزمین موعود و تسلط مسلمانان بر سرزمینهای فتح شده در جریان فتوحات اسلامی تطبیق شده است.(۱۵) شماری دیگر از مفسران، وعده مزبور را اشاره به پیروزی نهایی مؤمنان و صالحان و تسلط آنان بر سراسر جهان در پایان تاریخ دانستهاند.(۱۶) در روایات شیعی، صالحان یادشده، یاران حضرت مهدی(ع) در آخرالزمان معرفی شدهاند. بر اساس این احادیث، حاکمیت صالحان بر دنیا چنان قطعی و حتمی است که اگر از عمر دنیا حتی یک روز نیز مانده باشد، حضرت مهدی و یارانش در آن روز به حاکمیت جهانی خواهند رسید.(۱۷) ۱. [۵۸] ۲. [۵۹] ۳. [۶۰] ۴. [۶۱] ۵. [۶۲] ۶.[۶۳] ۷. [۶۴] ۸. [۶۵] ۹. [۶۶] ۱۰.[۶۷] ۱۱. [۶۸] ۱۲. [۶۹] ۱۳. [۷۰] ۱۴.[۷۱] ۱۵. [۷۲] ۱۶. [۷۳] ۱۷. [۷۴]
نزول و محتوای زبور
برخی نزول زبور را دفعی دانستهاند.[۷۵] بر اساس برخی روایات، زبور در هجدهم ماه رمضان نازل شده است [۷۶] و هنگام تلاوت آن به وسیله حضرت داود(ع) کوهها و پرندگان با آن حضرت همنوا میشدهاند.[۷۷] برخی مفسران آیه ۷۹ سوره انبیاء / ۲۱ را اشاره به این همنوایی دانستهاند: «... و سَخَّرنا مَعَ داوودَ الجِبالَ یُسَبِّحنَ والطَّیرَ و کُنّا فـعِلین».[۷۸] بر اساس برخی گزارشهای تفسیری، هنگام تلاوت زبور، بنیاسرائیل، جنیان، درندگان و پرندگان، مجذوب صدای دلنشین داوود(ع) شده و به ترتیب پشت سر آن حضرت میایستادند.[۷۹] البته این گزارشها که بدون مستندات معتبری ارائه شدهاند، تا حدودی اغراقآمیزند.
شماری از مفسران به پیروی از قتاده گفتهاند: محتوای زبور، حکمت و مواعظ و دعاهایی است در ستایش و تمجید خداوند؛ و احکام حلال و حرام و واجبات و حدود در آن وجود ندارند.[۸۰] توصیه به کنارهگیری از خطاکاران، ستمگران و بیکاران، توهین نکردن به اولیای الهی، خداترسی و بندگی خدا و تقسیم ساعات عمر به ۴ بخش (برای عبادت، محاسبه نفس، لذتجویی حلال و معاشرت با دوستان صالح) از آموزههای دیگر زبور خوانده شدهاند؛[۸۱] همچنین مفسرانی مانند قتاده و ابوالعالیه، صابئیها را پیرو زبور دانستهاند.[۸۲]
کتب پیامبران پیشین
در شماری از آیات، «زُبُر» به معنای کلی «کُتُب» و برای اشاره به کتب آسمانی پیشین به کار رفته است: ۱. در پی تکذیب پیامبر اکرم(ص) از سوی مشرکان قریش و یهودیان، خداوند برای دلداری آن حضرت،(۱) از پیامبران پیش از وی یاد میکند که به رغم آوردن معجزات و کتب آسمانی، از سوی اقوام خویش تکذیب شدند: «فَاِن کَذَّبوکَ فَقَد کُذِّبَ رُسُلٌ مِن قَبلِکَ جاءو بِالبَیِّنـتِ والزُّبُرِ والکِتـبِ المُنیر». (آلعمران / ۳، ۱۸۴؛ نیز نک: فاطر / ۳۵، ۲۵) کاربرد «زُبُر» در کنار «کتاب *» به رغم معنای مشترک آن دو، سبب شده است تا مفسران، مصداق مورد اشاره هر یک را متفاوت از دیگری دانسته و در این باره به اختلاف گرایند: مفسرانی مانند طبری و فخر رازی، «زُبُر» را به معنایِ عموم کتابهای آسمانی و «کتاب منیر» را اشاره به تورات و انجیل دانستهاند. فخر رازی ارتباط آن دو را از باب عطف خاص بر عام دانسته و افزوده است که چون تورات و انجیل، صورت کاملی از شریعت و آموزههای وحیانی را ارائه کردهاند، نسبت به کتابهای دیگر برتری دارند و از این رو به رغم اینکه «زُبُر» تورات و انجیل را نیز شامل میشود، آن دو به صورت جداگانه و با لفظ «کتاب منیر» مورد اشاره قرار گرفتهاند. وی در ادامه، نمونههایی از این گونه عطف خاص بر عام در قرآن را در تأیید دیدگاه خود میآورد.(۲) برخی دیگر از مفسران «زُبُر» را اشاره به آن دسته از کتابهای آسمانی دانستهاند که آموزههای آنها فقط حکمت و موعظه است؛ ولی «کتاب منیر» به معنای کتبی است که افزون بر موعظه و حکمت، دارای مقام و شریعت نیز هستند.(۳) برخی دیگر «زُبُر» را اشاره به کتبی مانند کتاب نوح(ع) و صحف ابراهیم و «کتاب منیر» را اشاره به تورات و انجیل دانستهاند.(۴) ۲. در آیات ۴۳ - ۴۴ سوره نحل / ۱۶ نیز کتب داده شده به انبیا با عنوان «زُبُر» یاد شدهاند: «وما اَرسَلنا مِن قَبلِکَ اِلاّ رِجالاً نوحی اِلَیهِم فَسـ ٔ لوااَهلَ الذِّکرِ اِن کُنتُم لا تَعلَمون * بِالبَیِّنـاتِ والزُّبُرِ.»... برخی مفسران، این آیه را در رد عقیده مشرکان قریش نازل دانستهاند. آنان با این تصور که پیامبر باید از میان فرشتگان باشد، خداوند را بسیار فراتر از آن میپنداشتند که بشری همانند آنان را برای رسالت خویش برگزیند؛ ولی این آیه با اشاره به بشر بودن (رجال) همه انبیای گذشته و برخورداری آنان از وحی، معجزات و کتب آسمانی، پندار مشرکان را رد کرده و از آنان میخواهد که در این باره از افراد آگاه بپرسند.(۵) علامه طباطبایی این تفسیر را با سیاق آیات ناسازگار خوانده و معتقد است که بر اساس برخی از آیات پیشین، مشرکان بر پایه گرایشی جبرگرایانه، شرک و بتپرستی خود و پدرانشان را به اقتضای اراده خداوند دانسته و در توجیه انجام محرمات نیز میگفتند: اگر خدا میخواست، ما نمیتوانستیم چیزی جز آنچه را که او حرام کرده است حرام بشماریم (نحل / ۱۶، ۳۵)؛ اما خداوند در رد پندار مزبور، دعوتهای دینی پیش از پیامبر اکرم(ص) را به وسیله انبیای برخوردار از معجزه و کتب آسمانی میخواند. بر این اساس، هیچ قدرت غیبی غالب و اراده تکوینی، اختیار و اراده آزاد آدمیان را از بین نمیبرد.(۶) ۳. در آیه ۱۹۶ سوره شعراء / ۲۶ نیز از کتب آسمانی پیشینیان با عنوان «زُبُر» یاد شده است: «و اِنَّهُ لَفی زُبُرِ الاَوَّلین». این آیه و آیات پیش از آن، در پاسخ مشرکان که قرآن را از سنخ القائات شیاطین و سرودههای شاعران میخواندند نازل شده (۷) و وجود بشارت درباره آمدن قرآن و بیان ویژگیهای آن در کتب آسمانی پیشین و آگاهی علمای بنیاسرائیل از این مسئله را از جمله ادله حقانیت آن معرفی میکنند.(۸) (شعراء / ۲۶، ۱۹۲ـ۱۹۷) ۴. در سوره قمر، خداوند مشرکان قریش را به سبب تکذیب پیامبر اکرم(ص)، به عذاب دنیا و آخرت تهدید میکند. بر این اساس، از یک سو با اشارهای گذرا به کیفر اقوام گذشته، درباره دچار آمدن مشرکان به سرنوشت آنان هشدار داده و در قالب استفهام انکاری تصریح میکند که نه مشرکان قریش از آنان برترند و نه در کتب آسمانی پیشین به قریشیان وعده مصونیت از عذاب الهی داده شده است:(۹) «اَکُفّارُکُم خَیرٌ مِن اُولکُم اَم لَکُم بَراءَةٌ فِی الزُّبُر» (قمر / ۵۴، ۴۳؛ نیز ۴۱ ـ ۴۲) و از سوی دیگر با ترسیم فرجام بد تبهکاران در روز واپسین، از ثبت همه کارهای خرد و کلان اقوام کافر و مشرک گذشته در نامه اعمال آنان خبر میدهد: «ولَقَد اَهلَکنا اَشیاعَکُم فَهَل مِن مُدَّکِر * و کُلُّ شَیءٍ فَعَلوهُ فِی الزُّبُر * وکُلُّ صَغیرٍ و کَبیرٍمُستَطَر». (قمر / ۵۴، ۵۱ ـ ۵۳؛ نیز ۴۶ ـ ۴۸) بیشتر مفسران با تفسیر «زبر» در این آیه به معنای کتبی که فرشتگان کاتب اعمال: «کِرامـًا کـاتِبین» (انفطار / ۸۲، ۱۰ـ۱۲) اعمال بندگان را در آن ثبت و ضبط میکنند،(۱۰) تفسیر آن به «لوح محفوظ» از سوی مفسرانی مانند مقاتل (۱۱) را تضعیف کردهاند.(۱۲) نتیجه آنکه کتاب حضرت داوود در زبان عبری، نام دیگری داشته است و زبور از واژگان عربی است که در قرآن به معنای کلی کتاب و بیشتر برای اشاره به کتب آسمانی انبیا(ع) و در سه مورد مشخصا درباره کتاب حضرت داود(ع) به کار رفته است. یادکرد قرآن کریم به طور مشخص و معین از کتاب حضرت داود(ع) با عنوان «زبور» سبب شده است تا مسلمانان، کتابِ آن حضرت را با این نام بشناسند و به مرور زمان و بر اثر کثرت کاربرد، زبور، عَلَم خاص برای کتاب داوود(ع) گشته است. «مزامیر» نیز نامی عربی است و زبور داود(ع) را از نظر محتوا، نمیتوان عینا ـ همان مزامیر داود(ع) دانست. به احتمال زیادمزامیر داود(ع) ترکیبی از آموزههای زبور داود(ع) و نوشتههای دیگری است که در طول تاریخ تدوین و دستخوش تحولاتی شدهاند. ۱. [۸۳] ۲. [۸۴] ۳. [۸۵] ۴. [۸۶] ۵. [۸۷] ۶. [۸۸] ۷. [۸۹] ۸. [۹۰] ۹. [۹۱] ۱۰. [۹۲] ۱۱. [۹۳] ۱۲. [۹۴]
- ↑ لسان العرب، ج ۴، ص۳۱۵؛ تاج العروس، ج ۶، ص۴۵۱، «زبر».
- ↑ العین، ج ۷، ص۳۶۲؛ الصحاح، ج ۲، ص۶۶۷؛ المصباح، ص۲۵۰، «زبر».
- ↑ تهذیب اللغه، ج ۱۳، ص۱۹۶ - ۱۹۷ و نیز نک: التبیان، ج ۸، ص۶۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۴۶۲.
- ↑ لسان العرب، ج ۴، ص۳۱۵؛ تاج العروس، ج ۶، ص۴۵۱.
- ↑ مفردات، ص۳۷۷، «زبر»؛ الموسوعة الاسلامیه، ص۱۲۰۸، «زبور».
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۱۲۴.
- ↑ نک: مفردات، ص۳۷۷؛ معجم الفروق اللغویه، ص۲۶۵، «زبر».
- ↑ التبیان، ج ۳، ص۶۹؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۴۶۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۱۲۴.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۲۶؛ تفسیر ابو السعود، ج ۲، ص۱۲۲؛ المیزان، ج ۱۷، ص۳۷.
- ↑ «پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز! بیگمان تویی که پیروزمند فرزانهای» سوره بقره، آیه ۱۲۹.
- ↑ «چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۲۶؛ تفسیر ابو السعود، ج ۲، ص۱۲۲.
- ↑ البحر المحیط، ج ۳، ص۱۳۸؛ روح المعانی، ج ۶، ص۱۷.
- ↑ نک: المصباح، ص۲۵۰؛ لسان العرب، ج ۴، ص۳۱۵؛ تاج العروس، ج ۶، ص۴۵۰، «زبر».
- ↑ مجمعالبیان، ج ۲، ص۴۶۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۱۲ ـ ۱۲۴؛ معجم الفروق اللغویه، ص۷۱۶.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۱۲۶؛ تفسیر ابو السعود، ج ۲، ص۱۲۲؛
- ↑ التحقیق، ج ۴، ص۲۶۷ ـ ۲۶۸، «زبر».
- ↑ تاج العروس، ج ۶، ص۴۴۹ ـ ۴۵۱؛ لسان العرب، ج، ص۳۱۵، «زبر».
- ↑ التحقیق، ج ۴، ص۲۶۳ـ ۲۶۶.
- ↑ واژههای دخیل، ص۲۳۰ ـ ۲۳۱، «زبور».
- ↑ نک: لسان العرب، ج ۴، ص۳۱۵ ـ ۳۱۶؛ تاج العروس، ج۶، ص۴۴۹، ۴۵۱، «زبر»؛ ۴۶۸ ـ ۴۶۹، «زمر»؛ العین، ج ۷، ص۳۶۵.
- ↑ نیز نک: قاموس الکتاب المقدس، ص۴۳۰، «مزامیر».
- ↑ برای نمونه نک: کتاب مقدس ترجمه تفسیری لوقا: ۲۰: ۴۳؛ کتاب مقدس (انجمن پخش کتب مقدسه)، لوقا، ۲۰: ۴۳.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۵، ص۱۳۸؛ المیزان، ج ۶، ص۳؛ نمونه، ج ۱۰، ص۲۵۵.
- ↑ معرفی کتب آسمانی، ص۲۹؛ عالم الادیان بین الاسطورة والحقیقه، ص۳۸۲؛ دائرهالمعارف تشیع، ج ۸، ص۴۵۴.
- ↑ تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۷۱؛ البحر المحیط، ج ۳، ص۴۱؛ جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۲۸ ـ ۱۲۹.
- ↑ کتاب مقدس، ترجمه تفسیری، ص۵۳۰، «مقدمه»؛ قاموس کتاب مقدس، ص۲۰۹ ـ ۲۱۱، ۷۹۸؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۳۰، «مزامیر».
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۷۹۶، «مزامیر».
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۳۷۰ـ ۳۷۱، «داود»، ص۷۹۹، «مزامیر».
- ↑ المدخل الی الکتاب المقدس، الخوری، ج ۳، ص۱۴؛ نیز نک: قاموس کتاب مقدس، ص۷۹۷، «مزامیر»، ص۸۷۶، «نحمیاه»؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۳۱.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۷۹۷؛ قاموس الکتاب المقدس، ۴۳۱.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۷۹۷؛ قاموس الکتاب المقدس، ص۴۳۱ - ۴۳۲.
- ↑ المدخل الی الکتاب المقدس، الخوری، ج ۳، ص۱۵؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۳۱۲.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۳۷۰، «داود».
- ↑ المدخل الی العهد القدیم، ص۳۱۲ ـ ۳۱۳.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۷۹۹.
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۴۶، «آساف».
- ↑ قاموس کتاب مقدس، ص۷۰۴، «قورحیان»، ص۷۹۹، «مزامیر».
- ↑ کتاب مقدس، ترجمه تفسیری، ص۵۳۰، «مقدمه»؛ المدخل الی الکتاب المقدس، الخوری، ج ۳، ص۱۵؛ قاموس کتاب مقدس، ص۷۹۷ ـ ۷۹۸، «مزامیر».
- ↑ المدخل الی الکتاب المقدس، الخوری، ج ۳، ص۱۵.
- ↑ المدخل الی الکتاب المقدس، حبیب سعید، ص۱۴۵؛ قاموس کتاب مقدس، ص۷۹۷ ـ ۷۹۸، «مزامیر».
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص۲۴۱؛ ج ۶، ص۲۶۲.
- ↑ التبیان، ج ۸، ص۳۷۹؛ الکشاف، ج ۳، ص۳۶۵؛ تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۱۹۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۲۹۸؛ التبیان، ج ۲، ص۴۶۶؛ تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۶۳۱.
- ↑ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۲۶۱؛ جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۲؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۲۶۲.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۴۵۳؛ المیزان، ج ۱۳، ص۱۲۰.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۶، ص۲۶۲؛ تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۴۵۲؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۹۵.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۴۵۳؛ الصافی، ج ۳، ص۳۵۷.
- ↑ نک: التفسیر الکبیر، ج ۲۰، ص۲۳۰؛ اللباب، ج ۱۲، ص۳۱۲؛ نمونه، ج ۹، ص۳۳.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۷۸.
- ↑ المیزان، ج ۱۳، ص۱۱۹ ـ ۱۲۰.
- ↑ جامع البیان، ج ۶، ص۳۸؛ التبیان، ج ۳، ص۲۹۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۱۰۹.
- ↑ جامعالبیان، ج ۶، ص۳۷ـ ۳۸؛ التبیان، ج ۳، ص۳۹۱ ـ ۳۹۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۱۰۸.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص۱۰۹؛ روح المعانی، ج ۶، ص۱۷.
- ↑ المیزان، ج ۵، ص۱۴۰ ـ ۱۴۱.
- ↑ البحر المحیط، ج ۶، ص۴۹.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۵، ص۹۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۲، ۳۲۹ ـ ۳۳۱.
- ↑ جامعالبیان، ج ۱۷، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج، ص۱۱۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷.
- ↑ جامعالبیان، ج ۱۷، ص۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷؛ مجمعالبیان، ج ۷، ص۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص۲۲۹.
- ↑ الکافی، ج ۱، ص۲۴۰؛ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۶۴؛ الصافی، ج ۳، ص۳۵۷.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۵۸۶.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص۱۱۱.
- ↑ تفسیر ابوالسعود، ج ۶، ص۸۸.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۵، ص۹۵ ـ ۹۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹.
- ↑ التسهیل، ج ۲، ص۳۰-۳۱؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۹؛ نمونه، ج ۱۳، ص۵۱۶.
- ↑ کتاب مقدس، مزامیر، ۳۷: ۲۸ ـ ۲۹.
- ↑ جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۳۷ ـ ۱۳۹؛ التبیان، ج ۷، ص۲۸۳ـ ۲۸۴؛ الکشاف، ج ۲، ص۵۸۶.
- ↑ تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۴۴۴ ـ ۴۴۵؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۲۲، ۳۲۹ـ۳۳۱؛ نمونه، ج ۱۷، ص۵۱۷ ـ ۵۱۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۲۰؛ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۶۴؛ الصافی، ج ۳، ص۳۵۷.
- ↑ علل الشرایع، ج ۲، ص۴۷۰.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۶۲۹؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۵۷۳.
- ↑ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۴۴.
- ↑ نور الثقلین، ج ۳، ص۴۴۴ ـ ۴۴۵.
- ↑ نک: تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۷؛ تفسیر ثعلبی، ج ۳، ص۴۱۵ ـ ۴۱۶؛ تفسیر بغوی، ج ۱، ص۵۰۰.
- ↑ جامع البیان، ج ۱، ص۵۰ ـ ۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۰، ۱۷، ۲۷۸.
- ↑ الدرالمنثور، ج ۴، ص۱۸۹.
- ↑ جامعالبیان، ج ۱، ص۴۵۶.
- ↑ الکشاف، ج ۳، ص۳۰۹؛ التبیان، ج ۳، ص۶۹؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۴۶۳.
- ↑ جامع البیان، ج ۳، ص۱۸۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۱۲ ـ ۱۲۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ص۱ ـ ۲؛ المیزان، ج ۴، ص۸۳.
- ↑ تفسیر جلالین، ص۹۳۰؛ المیزان، ج ۴، ص۸۳.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۴۱۱؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۱۵۸ـ ۱۵۹؛ جوامع الجامع، ج ۲، ص۳۲۷.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۲۵۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۳۱۵.
- ↑ التبیان، ج ۸، ص۶۲ـ ۶۳؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۳۵۳ ـ ۳۵۴؛ روح المعانی، ج ۱۹، ص۱۲۵.
- ↑ التبیان، ج ۹، ص۴۵۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۲۳؛ المیزان، ج ۱۹، ص۸۳ ـ ۸۴.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۷، ص۱۴۶؛ التبیان، ج ۹، ص۴۶۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۴۲.
- ↑ تفسیر مقاتل، ج ۳، ص۳۰۲؛ نک: تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۴۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۹، ص۸۸.