نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Bahmani(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۵ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۵ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۲۵ توسط Bahmani(بحث | مشارکتها)
در بسیاری از آیات و روایات، عباراتی شگرف به کار رفته که ترغیب به دعا میکند و از غفلت از آن نهی شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۲] دلالت آیه بر متوقّف بودن رشد و کمال آدمی بر دعاست که بدون آن انسان به هیچ منزلی از منازل برتر دست نخواهد یافت[۳].
تهدیدی که در آیۀ ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ﴾[۴] به چشم میآید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است، به دلیل آنکه اهمیت ارتباط قلبیبنده با خداوند و نیایش را به نمایش گذارد و در آیۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾[۵] چنان زبان تهدیدی به کار برده، که همچون آیۀ پیشین در شمار سنگینترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است.
در آیه ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ﴾[۶]خداوند متعالپیامبر خود را امر میفرماید که ایشان نیز در شمار دعاکنندگان، لحظهای از این عطیّۀ بزرگ الهیغفلت نورزد[۷].
معرفتالهی: معرفت هر اندازه بیشتر شود، دعا به اجابت نزدیکتر میشود؛ به گونهای که گاه بین دعا و اجابت آن هیچ چیزی فاصله نمیاندازد. صاحبان این گونه از دعا "مُستجاب الدَّعوه" خوانده میشوند. این شرط در قرآن کریم مورد اشاره واقع شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۸].[۹]
یقین به اجابت: خداوند هرگز از وعدۀ خود تخلّف نمینماید. در آیات بسیاری وعده فرموده که دعاکننده را از خانۀ خویش تهیدست باز نمیگرداند: ﴿أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۱۱]؛ ﴿ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾[۱۲]. امام صادق (ع) میفرمایند: «چون خداوند را خواندی با قلبت متوجّه دعایت باش، آنگاه به اجابت آن یقین داشته باش»[۱۳].
توبه و اقرار به گناه: گناه مهمترین علتِ به استجابت نرسیدن دعاست؛ از اینرو استغفار از گناه نیز در شمار مهمترین علل پذیرش آن است: ﴿وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا﴾[۱۴].[۱۵]
توسُّل به صاحبان عصمت کُبری (ع): در این زمینه آیۀ شریفۀ: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ﴾[۱۶] بسیار روشن است و در ذیل همین آیه، پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «ما وسیله به سوی خداوند هستیم»[۱۷].
شرائطی که ماهیت دعا بدون آنها محقّق میشود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست:
شرائط مربوط به دعا کننده و حالات او: حالات کسی که دست به دعا بر میدارد، در پذیرش دعای او نقشی مهم ایفا میکند. مهمترین این حالات چنین است: دعای انساناندوهگین، دعای انسانمظلوم، دعای انسانمضطر، دعای کسی که در حالت گذاردن حج است، دعای انسان مریض، دعای گروهی، دعا با دستان برافراشته، دعا با قلب شکسته و دعا با وضوی مستحبّی، بهویژه آنکه دعا کننده دو رکعت نماز مستحبّی نیز به جا آورد[۲۰].
عدم استجابت دعا یا به خاطر آن است که شرائط لازم برای استجابت فراهم نشده و یا به خاطر آن است که مانعی در میان بوده و از پذیرش دعا ممانعت میکند. به عنوان نمونه گاه آنچه مورد دعا قرار میگیرد با مصلحتحقیقی دعاکننده سازگاری نداشته، در حقیقت برای او ضرر خواهد داشت: ﴿وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً﴾[۲۳]؛ ﴿وعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ﴾[۲۴]. با این همه اما چون دعا خود در شمار امور نیکو و پسندیده است، دست بردن به آن خود از ثوابی عظیم برخوردار است. از اینرو قرآن کریمشهادت میدهد اگر دعائی پذیرفته نشود، خداوند به جای آن خیر دیگری برای انسان مقدر خواهد فرمود: ﴿فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا﴾[۲۵].[۲۶]
موانعی که میتوانند مانع پذیرش دعا شوند بسیارند؛ برخی از آنها عبارتند از:
صفات رذیلت: به صورت بسیار شدیدی از رسیدن دعا به حریمپاکالهی جلوگیری مینماید، همانگونه که بند، پرنده را از پرواز باز میدارد: ﴿وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ﴾[۲۷]. امام صادق (ع) میفرمایند: «خداوند دعائی که از قلبی سخت و سنگین برآید را نمیپذیرد»[۲۸].[۲۹]
گناه: خداوند متعال بارها عهد فرموده کافران، فاسقان و ظالمان را مشمول هدایت خود نکند؛ از اینرو نه خود آنان را میپذیرد نه عملشان را و نه دعایشان را؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ﴾[۳۰]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾[۳۱]؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾[۳۲].[۳۳]امام صادق(ع) فرمودند: «فرد ظالم دعایش قبول نمیشود تا وقتی که به سوی خداوندتوبه کند»[۳۴].
ناهماهنگی میان زبان و قلب: پذیرفته شدن دعا در گرو هماهمنگی آن با دعای قلبی است و خداوند دعای کسی که با قلبی غافل به دعا پرداخته را نمیپذیرد؛ امیرمؤمنان (ع) فرمودند: «خداوند دعائی که از قلبی غافل برخیزد را نمیپذیرد»[۳۷].[۳۸]
ناهماهنگی میان دعا و عمل انسان: اگر کسی خود را به فقر، گناه و بردگی اَجانب مبتلا ساخت و از آن پس دست به دعا برداشت که: «خدایا! مرا به واسطۀ حلالت از حرامت و به واسطۀ اطاعتت از گناهت و به واسطۀ فضلت از دیگران بینیاز ساز»[۴۰]، دعای او اجابت نخواهد شد؛ مگر آنکه به سوی حضرتحق بازگردد و از آنچه انجام داده توبه نماید[۴۱].
فراهم نساختن علل و اسباب لازم: هرکس اسباب و علل ظاهری خواسته خود را فراهم نکرده تنها دست به دعا بردارد، دعایش پذیرفته نخواهد شد. آیات و روایات بسیاری بر این مطلب دلالت مینماید: ﴿وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا﴾[۴۲].[۴۳]
رسیدن به مراتب اولیاء: بسیاری از روایات و آیات بر این نکته دلالت میفرماید، که اولیاءخدا را منازل و منزلتی است که دستیابی به آن، تنها با بلاء، سختی، مشکلات و رد کردن دعای آنان ممکن خواهد بود: ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ﴾[۴۴].[۴۵]امام صادق (ع) فرمودند: «بنده را مقامی نزد پروردگار است، که به آن دست نمییابد مگر به واسطۀ یکی از این دو امر: یا آنکه مالش از دستش برود، و یا آنکه مرضی در بدنش پدید آید»[۴۶].[۴۷]
علاقۀ خداوند به شنیدن صدای بندهاش: این مانع تنها مخصوص اَخصّ خواص است که خدا را بسیار دوست میدارند و از مناجات با او لذّت میبرند و او نیز از مناجات ایشان لذّت میبرد، آنان او را میخوانند و او آنان را میخواند؛ امیرمؤمنان (ع) در مناجات شعبانیه میفرمایند: «پروردگارا! مرا از آنان قرار ده که خواندیشان پس تو را پاسخ دادند، و به آنان نگریستی پس برای عظمت تو مدهوش شدند، زان پس در سِرّ آنان به مناجات با آنان پرداختی»[۴۸]. خداوند متعال چون محبّتی بیشتر نسبت به بندهاش دارد، دعای او را اجابت نمیکند تا سخن بنده طولانی شود و او بتواند در خفا و آشکارمناجات او را بشنود و به او التفات فرماید. امام کاظم (ع) میفرمایند: «امام باقر (ع) میفرمودند: مؤمن گاه حاجت خود را از خداوند طلب مینماید، امّا اجابت آن دعا به خاطر آنکه خداوند صدای او را دوست دارد به تأخیر میافتد»[۴۹].[۵۰]
دعا از فواید بسیاری برخوردار است که اجابت دعا از سوی حضرتحق و برآورده شدن حاجاتانسان، در کنار این منافع تنها قطرهای است که از اقیانوس کبیر بر سنگی نشسته است! برخی از این فوائد عبارتند از:
ارتباط بین بنده و مولی: اهل دل لحظهای از این ارتباط را برتر از تمامی دنیا و آنچه در آن است، میدانند[۵۱]. غیر اهل دل نیز اگر به حقیقت این ارتباط آگاه شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایۀ افتخار خود میشمارند[۵۲].
درک و دریافت ذلّتبندگی و عزّت پروردگاری: درک این مطلب، در زبان اهل دل "مقام عبودیّت" خوانده میشود که رسیدن به این مقام، احتیاج به طیّ منازلی همچون توبه، بیداری، زدون رذائل از نفس و آراستن آن به فضائل، لقاء و... دارد. این حالت، برترین و نیکوترین حالها و لذّت بخشترین آنهاست که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزاندن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، غرور، ریاء و... در این شمار است[۵۴].
یافتن گمشدۀ انسان: انسان از همان آغاز تولّد، در جان خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان خداوند متعال است: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾[۵۵]؛ ذکر خداوند که معنائی عام داشته، دعا، توبه و تضرّع به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند آدمی را راهنمایی کرده، از این سرگردانی نجات دهد[۵۶].
بریدن از دیگران و پیوستن به او: در اصطلاح اخلاقی آن را "انقطاع از مردم و پیوستن به خداوند" میخوانند و به ریاضتهای شرعی بسیار احتیاج دارد که در شمار مهمترین مصادیق آن میتوان به دعا، توبه، ابتهال و تضرّع به درگاه الهی اشاره کرد[۵۷].
تسلّط بر اعصاب و گریز از پریشان خاطری: یکی از مهمترین علل رفع اضطرابها، اندوهها، نگرانیها و... همان دعاست، که آرامش را به قلب و اندیشه و طمأنینه، سکینه و وقار را در اعضاء انسان جاری مینماید: ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾[۵۹].
تزکیۀ نفس و نیکوکردن اخلاق: این مهمترین فائدۀ دعاست که همچون استاد اخلاق، میتواند نفسانسان را مهذّب ساخته، رذائل را از آن دور نماید: ﴿إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ﴾[۶۰] فائدهای که عموم مردم از دعا به دست میآورند، آن است که از غلطیدن در منجلابهای شیطان رهائی یابند. خواصمردم اما به وسیلۀ دعا از انجام تمامی امور ناپسند باز داشته و از گناهان بزرگ پرهیز میکنند و برتر از آن اینکه از گناهان صغیره نیز برحذر داشته میشوند. اخصّ خواصمردم به وسیلۀ دعا از مکروهات و خواستههای ناروای نفسانی ـ هرچند حرام نیز نباشد ـ احتراز میکنند. بالاتر از آن اینکه دعا و تضرّع میتواند آنان را از افکار، خیالات و وسوسههای باطل حفظ کند[۶۱].
ثوابهای بسیار: در این زمینه اگر تنها آیه شریفه﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا﴾[۶۲] را در دست داشتیم، باز کافی بود تا اعتقاد یابیم هیچ چیزی همسنگ و همارز دعا نیست[۶۳].
قرآن توجه خدا به بندگان را به دعا و نیایش آنان وابسته کرده است: ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ﴾[۶۴]. تهدیدی که در این آیه به چشم میآید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است؛ در آیۀ شریفۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾[۶۵] نیز خداوند کسانی را که از دعا کردنخودداری میکنند مستکبر شمرده و آنان را به جهنم تهدید کرده است و همچون آیه پیشین در شمار سنگینترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است[۶۶]. ترک دعا و غفلت از آن، از علائمبدبختی و زیانکاریانسان است: ﴿ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا﴾[۶۷].
در بسیاری از آیات و روایات، عباراتی شگرف به کار رفته که ترغیب به دعا میکند و از غفلت از آن نهی شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۷۰] دلالت آیه بر متوقّف بودن رشد و کمال آدمی بر دعاست که بدون آن انسان به هیچ منزلی از منازل برتر دست نخواهد یافت[۷۱].
تهدیدی که در آیۀ ﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ﴾[۷۲] به چشم میآید، در این کتاب آسمانی کمتر به کار رفته است، به دلیل آنکه اهمیت ارتباط قلبیبنده با خداوند و نیایش را به نمایش گذارد و در آیۀ ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾[۷۳] چنان زبان تهدیدی به کار برده، که همچون آیۀ پیشین در شمار سنگینترین آیات قرآن کریم قرار گرفته است.
در آیه ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ﴾[۷۴]خداوند متعالپیامبر خود را امر میفرماید که ایشان نیز در شمار دعاکنندگان، لحظهای از این عطیّۀ بزرگ الهیغفلت نورزد[۷۵].
این معرفت - که پیش از این درباره آن توضیحی ارائه کرده ایم-، هر اندازه بیشتر شود، دعا به اجابت نزدیکتر میگردد؛ بهگونهای که گاه بین دعا و اجابت آن هیچ چیزی فاصله نمیاندازد. صاحبان این گونه از دعا "مُستجاب الدَّعوه" خوانده میشوند. این شرط در قرآن کریم اینگونه مورد اشاره واقع شده است: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ﴾[۷۶][۷۷].
در آغاز دعا، میبایست خداوند را به حمد و ستایش گرفت. گذشته از روایات ما، سیره اهل بیت(ع) نیز همین مطلب را نشان میدهد؛ چه هیچ دعائی از آنان نقل نشده مگر آنکه در دو سوی ابتدا و انتهای آن، ستایش و حمدی شایسته از حضرتحق صورت گرفته است. امام صادق(ع) در این زمینه میفرمایند: "هرگاه یکی از شما خواست که چیزی از حوائج دنیا و آخرت خود را از خداوند درخواست نماید، آگاه باشید که نخست با ثنای خداوند و مدح او و صلوات بر پیامبر اکرم(ص) آغاز کند، آنگاه از خداوند حوائج خود را درخواست نماید"[۷۸].
نیز آن حضرت(ع) میفرمایند: "در کتاب علی(ع) آمده است: مدح کردن پیش از درخواست کردن است. از اینرو چون خداوند را خواندی، نخست او را تمجید نما و زان پس دعا کن"[۷۹]
یقین به اجابت و دستکم گمان به آنکه این دعا به اجابت میرسد نیز، در شمار شرائط صحّت دعا است؛ چه خداوند - که هرگز وعده خود را تخلّف نمینماید-، در آیات بسیاری وعده فرموده که دعاکننده را از خانه خویش تهیدست باز نمیگرداند:
امام صادق(ع) میفرمایند: "هیچ بندهای دست خود را به سوی خداوندعزیزجبّار دراز نکرد، مگر آنکه خداوندحیا میکند که آن را خالی بازگرداند، تا آنکه از رحمت خود هرآنچه خواهد در آن بنهد؛ از اینرو هرگاه کسی از شما دعا کرد، دست خود را باز نگرداند مگر آنکه آن را بر صورت و سر خود بکشد"[۸۴]:
نیز در خبر است، که آن حضرت روزانه هفتاد مرتبه استغفار میفرمودند[۸۹].
پیش از این اشاره کردیم که گناه در شمار علل به استجابت نرسیدن دعا، و بلکه مهمترین علت آن است؛ از اینرو استغفار از گناه نیز در شمار مهمترین علل پذیرش آن میباشد. شماری از آیات و احادیث ما نیز بر همین مطلب دلالت میکند؛ نمونه را به دو آیه بنگرید:
در قرآن کریم در بیش از یکصد مورد، به زاری به درگاه الهی و تضرّع به سوی او اشاره شده؛ این موارد همگی با استغفار و توبه همراه است، و از اینرو نشان میدهد که بنده میباید به هنگام دعا کردن، خود را از بار گناهان پیشینش رهائی بخشیده آنگاه دست به درخواست خویش دراز کند.
شیخ کلینی و شماری از روایات این مطلب را در کتاب گرانقدر خویش نقل، و در بابی کنار هم آورده است [۹۲][۹۳].
اینها شرائط مهمی است، که دعا بدون آنها اصلاً تحقّق نمییابد[۱۰۰].
شرائطی که ماهیت دعا بدون آنها محقّق میشود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست:
که ماهیت درخواست بدون آنها متحقّق میشود، امّا اجابت دعا منوط به وجود آنهاست نیز، بسیار است. ما در اینجا به شماری از مهمترین آنها اشاره میکنیم. این شرائط بر اساس آنچه در احادیث ما آمده است، به سه قسمت اصلی تقسیم میشود:
دعا بعد از قرائت قرآن، به ویژه سورههائی که در این زمینه از نقش بیشتری برخوردار است، سورههائی همچون سورهحمد و اخلاص، و آیاتی همچون آیات آخر سورهحشر و به ویژه آیه الکرسی؛
دعا با دستان برافراشته، بهویژه آنکه دعا کننده انگشتر عقیق نیز در دست داشته باشد؛
دعا به هنگام اَذان، و بهویژه آنکه خودِ دعا کننده اَذان گوید؛
دعا بعد از وضوی مستحبّی، بهویژه آنکه دعا کننده دو رکعت نماز مستحبّی نیز بهجای آورد. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که ایشان به نقل از حضرتحق - جلَّ وعلا! - فرمودند: "پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: حضرتحق میفرماید: هرکس وضویش نقض شود و بلافاصله تجدید وضو نکند، به من جفا کرده است؛ و هرکس وضویش نقض شود و تجدید وضو کند و دو رکعت نماز نگذارد، به من جفا کرده است؛ و هرکس وضویش نقض شود و تجدید وضو کند و دو رکعت نماز گذارد، امّا درباره تمامی امور دین و دنیایش که دعا کند اجابتش نکنم، من به او جفا کردهام؛ در حالی که من پروردگار جفاکننده نیستم" [۱۰۳][۱۰۴].
۲. شرائط مربوط به زمان
این شرائط نیز بسیار بوده، ما در اینجا تنها مهمترین آنها را بر اساس ماهها، روزها و شبها و ساعات بر میشماریم.
در رابطه با ماهها، دعا در ماه رجب، شعبان و رمضان، چه در روز و چه در شب پذیرفته میشود. از اینرو اگر کسی این سه ماه را بهاردعا بخواند، سخنی ناصواب نگفته است.
در رابطه با شبها و روزها، شبهای قدر و ده روز اوّل ماه ذی حجّه - بهویژه روز عَرَفه-، و روزهائی که در شریعت اسلام بدان اشاره شده، بهویژه عید فطر، قربان، غدیر، مبعث و روزها و شبهای جمعه، بسیار مهم برشمرده شده است. اهل دل همیشه در رابطه با شبهای جمعه به خواندندعای کمیل، و در صبح آن به خواندن دعای نُدبه سفارش میکردهاند.
در رابطه با ساعات امّا، سحر و بهویژه پیش از طلوع فجر که مهمترین و برترین ساعتهای شب و روز است-، و نیز لحظات بینَ الطّلوعین از اهمّیت بیشتری برخوردار است؛ از اینرو اهل دلغفلت از این ساعات و لحظات را خسران نامیدهاند.
ما در اینجا سالکان کوی کمال را سفارش میکنیم، که تَهَجُّد سحر - که خداوند در قرآن کریم به آن قسم یاد کرده است- را از دست ننهند، و در هر شرایطی بر آن مواظبت نمایند: ﴿يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا﴾[۱۰۵]
هنگامه ظهر، غروب و فاصله میان نمازمغرب و عشاء نیز، از همین اهمیّت برخوردار است[۱۰۶].
۳. شرائط مربوط به مکان
مهمترین مکانها برای دعا، تمامی مساجد، بهویژه مسجد الحرام، کنار کعبه، حِجْر، مقام، حَجَر و زمزم است. نیز مسجدپیامبر اکرم(ص)، میان محراب و منبر ایشان، و نیز در کنار مرقد مطهّر آن بزرگوار در این زمینه از فضیلتی خاص برخوردار است.
دعا در سرزمین عرفات، مشعر، مِنی، بر روی دو کوه صفا و مروه، و نیز در کنار مراقد مطهراهل بیت(ع) بهویژه در آستانه حضرت سیِّدالشُّهداء(ع) نیز، از تأثیری خاص برخوردار است.
↑«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
↑«بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
↑«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
↑«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود» سوره کهف، آیه ۲۸.
↑«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
↑«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.
↑«جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.
↑«پس، خواستیم که پروردگارشان برای آنان فرزندی (دیگر) پاکجانتر و مهربانتر از او، جایگزین کند» سوره کهف، آیه ۸۱.
↑«آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگتر است» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.
↑«(این) یادکرد بخشایش پروردگارت به بندهاش زکریّاست. (یاد کن) آنگاه را که پروردگارش را با بانگی نهفته ندا داد. گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست و (موی) سر از پیری سپید شده است و هیچگاه در خواندن تو رنجور نبودهام» سوره مریم، آیه ۲ ـ ۴
↑«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
↑«بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد» سوره فرقان، آیه ۷۷.
↑«و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند» سوره غافر، آیه ۶۰.
↑«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود» سوره کهف، آیه ۲۸.
↑«و چون بندگانم درباره من از تو پرسند من نزدیکم، دعاکننده چون مرا بخواند دعا (ی او) را پاسخ میدهم؛ پس باید دعوت مرا پاسخ دهند و به من ایمان آورند باشد که راهیاب شوند» سوره بقره، آیه ۱۸۶.
↑«و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به پیشگاه او توبه کنید تا شما را تا زمانی معیّن از بهرهای نیکو بهرهمند سازد و به هر کس که سزاوار بخششی است، بخشش شایسته او را عطا کند و اگر روی گردانید من به راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیم دارم» سوره هود، آیه ۳.
↑«و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و آنگاه به سوی او توبه آورید تا از آسمان بر شما بارانی یکریز فرستد و شما را نیرو بر نیرو بیفزاید» سوره هود، آیه ۵۲.
↑«و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.
↑«ای جامه بر خویش پیچیده شب را- جز اندکی- بپای خیز نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان» سوره مزمل، آیه ۱-۴.