امامت امام باقر
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امامت امام باقر (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- امام محمد باقر(ع)، روز جمعه اول ماه رجب سال ۵۷ هجری قمری، در شهر مدینه، چشم به جهان گشود[۱]. در بعضی نقلها ولادت حضرت، سوم ماه صفر سال ۵۶ نیز ذکر شده است[۲].
پدر امام باقر(ع)، امام علی بن حسین زین العابدین(ع) و مادر بزرگوارش، ام عبدالله فاطمه، دختر امام حسن مجتبی(ع) است. از این جهت در میان اهل بیت(ع) او نخستین کسی است که از نظر نسب پدری و مادری، علوی و فاطمی است و لذا به علوی من علویین و هاشمی من هاشمیین معروف است[۳]. کنیه آن حضرت، ابوجعفر و لقب معروفش باقر و یا باقرالعلوم به معنای شکافنده دانشها است که از سوی رسول خدا این لقب به او داده شده است. پیامبر(ص) به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: ای جابر تو زنده میمانی تا زمانی که فرزندم را از نسل حسین به نام محمد که شکافنده علم دین است ملاقات کنی، هرگاه وی را دیدی سلام من را به او برسان[۴]. دوران امامت امام باقر(ع) نوزده سال و همزمان با زمامداری ولید بن عبدالملک، سلیمان بن عبدالملک، عمر بن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید و ابراهیم بن ولید، از خلفای بنی امیه بود. آن حضرت در سال ۱۱۴ هجری قمری، در ۵۷سالگی به وسیله ابراهیم بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید و پیکر مطهرش در قبرستان بقیع، شهر مدینه به خاک سپرده شد[۵]. در منابع کلامی و حدیثی شیعه، دلایل متعددی بر امامت امام باقر(ع) اقامه شده که عبارتند از:
نصوص
روایاتی که بر امامت امام باقر(ع) دلالت دارد به چند دسته تقسیم میشود: دسته اول روایات متواتری است که فی الجمله امامت دوازده امام را ثابت میکند و با اثبات امامت دوازده نفر قطع به امامت دوازده امام حاصل میگردد و کسانی که امامت دوازده امام را نمیپذیرند امامت را بر خلاف روایات بر عدد مخصوصی منحصر نکردهاند[۶] این روایات از پیامبر(ص) با عناوین دوازده امام، دوازده خلیفه و دوازده امیر نقل شده است. پیامبر(ص) فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند که همه آنان از قریشاند[۷] و نیز نقل شده است که: اسلام پیوسته با دوازده خلیفه که همگی آنان از قریشاند عزیز خواهد بود[۸] و یا فرموده است: بعد از من دوازده امیر خواهد آمد که همه آنان از قریشاند[۹]. در دسته دیگری از روایات به اسم امام باقر(ع) تصریح شده است. از امام صادق(ع) نقل شده که پیامبر(ص) فرمود: هر که بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است خدای عز وجل میفرماید: اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر و اولیای امر خودتان را ولی امر علی است و پس از او حسن و پس از او حسین و پس از او علی بن حسین و پس از او محمد بن علی. سپس امر امامت همین گونه باشد[۱۰] و نیز پیامبر(ص) در پاسخ یک یهودی فرمود: هنگامی که مدت امامت علی بن حسین تمام شود بعد از او پسرش محمد که باقر خوانده میشود عهدهدار امامت میشود[۱۱]. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: « يُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِ عَلِيٍّ وَلَداً سَمِيِّي وَ أَشْبَهُ النَّاسِ بِي عِلْمُهُ عِلْمِي وَ حُكْمُهُ حُكْمِي وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدَ أَبِيهِ»؛ از نسل علی بن حسین، فرزندی متولد خواهد شد که هم نام من و شبیهترین مردم به من است، علم او علم و دانش من و حکم او حکم من است و او امام وحجت بعد از پدرش خواهد بود[۱۲]. امام سجاد(ع) نیز در چندین مورد بر وصایت و امامت فرزندش بعد از خود تصریح کرده است. جابر میگوید: بر امام علی بن حسین(ع) وارد شدم، دیدم پسری در کنارش حضور دارد، پرسیدم این پسر کیست؟ حضرت فرمود: «هَذَا ابْنِي وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِي مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ»؛ این فرزندم و امام بعد از من محمد باقر است[۱۳] در جای دیگر نیز امام سجاد(ع) میفرماید: «إِنَّهُ وَصِيِّي وَ وَارِثِي وَ عَيْبَةُ عِلْمِي وَ مَعْدِنُ الْعِلْمِ وَ بَاقِرُ الْعِلْمِ»؛ او وصی و وارث من و ظرف دانش من و محل جوشش علم و حلم من و شکافنده علم است[۱۴]. در حدیث دیگر امام سجاد(ع) خطاب به فرزندش میفرماید: «بُنَيَّ إِنِّي جَعَلْتُكَ خَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي»، فرزندم من تو را جانشین بعد از خود قرار دادم[۱۵].
عصمت
دلیل دیگر بر اثبات امامت امام محمد باقر(ع) عصمت آن حضرت است. بر اساس دلایل عقلی و نقلی، امام میباید از هرگونه خطا و اشتباه فکری و عملی مصون باشد، تا بتواند همانند پیامبر(ص) الگو و اسوه دیگران باشد و گفتار و رفتارش برای دیگران حجت شرعی محسوب شود. در آن عصر هیچ فرد دیگری ادعای عصمت نکرده است و تنها ایشان واجد مقام عصمت بوده است[۱۶].
افضلیت
به حکم عقل و خرد، کسی میباید امام و پیشوای امت باشد که از نظر کمالات علمی و اخلاقی، افضل و برتر از دیگران است. از این نظر امام باقر(ع) در مقایسه با همه معاصران خود از هر جهت افضل دوران خود بوده است و بسیاری از علما و بزرگان اهل سنت نیز بدان اعتراف کردهاند، که به چند نمونه اشاره میشود: عبدالله بن عطاء مکی، از دانشمندان بزرگ معاصر امام باقر(ع) در مورد عظمت شخصیت امام باقر(ع) میگوید: من هیچ کس را ندیدم که به اندازه ابی جعفر باقر، علما و دانشمندان این گونه در مقابل عظمت وی حقیر و کوچک شمرده شود، من دیدم شخصیتهای بزرگ علمی چون حکم بن عیینه را که همانند کودک نوآموز در برابر استادش در مقابل ابوجعفر، زانو زده است[۱۷]. ابن خلکان، که از مشاهیر علمای اهل سنت است در مورد مقام علمی امام باقر(ع) میگوید: وَ كَانَ الْبَاقِرُ عَالِماً سَيِّداً؛ ابوجعفر باقر، عالم بزرگ و شخصیت سترگ بود وی را بدین جهت باقر میگفتند که عرصههای علم و دانش را شکافته و علم را گسترش داد[۱۸]. شهاب الدین، احمد بن حجر هیثمی میگوید: ابوجعفر باقر، امام و پیشوای بزرگی است که از نظر جلالت و فضل، همگان بر آن اتفاق نظر دارند، وی لایههای پنهان معارف و حقایق احکام دین را آشکار نمود، به همین جهت وی به باقرالعلوم و شکافنده دانشها شهرت یافت و از نظر صفای قلب، ذکاوت علمی، طهارت نفس و شرافت خلق، سرآمد همگان بود[۱۹]. عبدالله بن حجازی، مشهور به شرقاوی از علمای بزرگ الازهر مصر، میگوید: امام باقر(ع) داناترین شخص زمان خود بود و در فهم تفسیر قرآن و حدیث و فقه، احدی با او برابری نمیکرد. و نیز افرادی مثل احمد بن سنان دمشقی صاحب کتاب اخبار الدول، ابن العماد حنبلی مؤلف شذرات الذهب و... هر کدام به برتری مقام و فضل علمی امام باقر(ع) اعتراف کردهاند[۲۰].
معجزات
دلیل دیگر اثبات مقام امام باقر(ع) معجزاتی است که در موارد زیادی از آن حضرت صادر شده است و از طرفی او مدعی امامت نیز بود. معجزه همان گونه که ادعای نبوت را اثبات میکند ادعای امامت را نیز اثبات میکند. ابوبصیر صحابی خاص آن حضرت، نقل میکند: هنگامی که نابینا شدم به محضر امام باقر(ص) عرض کردم شما وارث رسول الله اید و پیامبر(ص) وارث همه انبیا بود و علم همه پیامبران را یکجا داشت، آیا شما میتوانید مردگان را زنده کنید و بیماری کور و پیسی را درمان نمایید؟ حضرت فرمود: بلی با اذن خدا، سپس به من نزدیک شد و دست مبارکش را به صورت و چشمانم مالید، ناگهان من بینایی را باز یافتم و اطرافم را مشاهده نمودم. آن گاه امام(ع) به من فرمود: آیا میخواهی اینگونه بینا باشی و هر چه نصیب دیگران از خوبی و بدی شد نصیب شما نیز بشود یا این که به حال اول برگردی و بهشتی خالص باشی؟ گفتم میخواهم به حال قبلی برگردم و اهل بهشت باشم. حضرت بر چشمانم مسح نمود و به حالت قبل برگشت[۲۱]. در حدیث دیگر، ابوبصیر نقل میکند: همراه امام باقر(ع) در مراسم حج بودم، احساس کردم که جمعیت حاجیان زیاد است و شور و ولوله زیادی دارد، به محضر امام باقر(ع) عرض کردم: چه قدر سر و صدا زیاد است و جمعیت حاجیان فراوان؟ حضرت در پاسخ فرمود: بلکه چه قدر ضجه و ناله زیاد است و حاجی کماند، بعد فرمود: میخواهی آنچه را گفتم با چشم ببینی؟ پس بر چشمانم مسح نمود و فرمود: ببین؛ به سوی حجاج نگاه کردم دیدم که بیشتر مردم به صورت بوزینهها و خوکها هستند و انسانها در میان آنان اندکاند[۲۲] و موارد مشابه آن که در کتب معتبر روائی، تفصیلاً نقل شده است[۲۳][۲۴].
منابع
جستارهای وابسته
- هدایت
- ولایت (ولایت تکوینی؛ ولایت تشریعی؛ ولایت امر)
- خلافت
- شهادت
- ملک
- حکم
- وراثت (وراثت زمین؛ وراثت کتاب)
- حجت
- تمکین فی الارض
- امت وسط
- اصطفاء
- اجتبا
- امامت در قرآن
- عهد امامت
- آیات امامت
- امامت در حدیث
- امامت در کلام اسلامی
- امامت در حکمت اسلامی
- امامت در عرفان اسلامی
- امامت از دیدگاه بروندینی
- امامت امامان دوازدهگانه
- شؤون امام
- صفات امام
- راه تعیین امام
- امامان دوازدهگانه
- امامت امام علی
- امامت امام حسن مجتبی
- امامت امام حسین
- امامت امام سجاد
- امامت امام باقر
- امامت امام صادق
- امامت امام کاظم
- امامت امام رضا
- امامت امام باقر
- امامت امام هادی
- امامت امام حسن عسکری
- امامت امام مهدی
- امامان از اهل بیت پیامبر خاتم
منبعشناسی جامع امامت
پانویس
- ↑ طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ص۲۱۵؛ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ص۱۵۸؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۱۲.
- ↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۲۲۷.
- ↑ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ص۱۵۸؛ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص۴۹۸.
- ↑ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۲۳۶؛ فتال نیشابوری، محمد بن فتال، روضة الواعظین، ص۲۰۲.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ص۲۱۵؛ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابوطالب، ج۲، ص۲۲۷.
- ↑ طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد، ص۲۳۵ ۲۳۶؛ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابوطالب، ج۳، ص۳۱۵.
- ↑ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابوطالب، ج۱، ص۲۵۴؛ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۶۲.
- ↑ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۶، ص۳ -۴؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۵، ص۹۰، ۹۳ و ۱۰۰؛ سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن ابوداود، ج۲، ص۳۰۹.
- ↑ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۸، ص۱۲۷؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۵، ص۹۲.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۲۱.
- ↑ خزاز قمی، علی بن محمد بن علی، کفایة الأثر، ص۵۸.
- ↑ همان، ص۳۰۲؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۲۰؛ غایة المرام، ج۲، ص۲۲۵.
- ↑ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، ص۴۳۵.
- ↑ خزاز قمی، علی بن محمد بن علی، کفایة الاثر، ص۲۴۳.
- ↑ خزاز قمی، علی بن محمد بن علی، کفایة الاثر، ص۲۴۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۳۱.
- ↑ حلبی، ابوالصلاح، تقریب المعارف، ص۱۱۶.
- ↑ ابن عساکر، علی بن حسین، تاریخ دمشق، ج۵۴، ص۲۷۸.
- ↑ ابن خلکان، شمس الدین، وفیات الاعیان، ج۳، ص۳۱۴.
- ↑ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص۱۲۴.
- ↑ المرعشی التستری، قاضی نورالله الحسینی، شرح احقاق الحق، ج۱۲، ص۱۶۱.
- ↑ مناقب، ج۴، ص۲۰۰.
- ↑ قاضی نعمان المغربی، نعمان بن محمد بن منصور، دعائم الاسلام، ج۱، ص۷۸؛ حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۶۸؛ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب، ج۳، ص۳۱۸.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ص۲۱۸؛ ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب، ج۳، ص۲۴۱.
- ↑ صمدی، قنبر علی، امامت ائمه اثنی عشر،دانشنامه کلام اسلامی، ج۱.