منابع علم امام
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل علم امام (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
بعد از اثبات ضرورت علم و دانایی خاص با توجه به جایگاه و مسؤولیتهای امام در امر هدایت دینی و رهبری اجتماعی از منظر عقل و نقل، در اینجا به سرچشمه و منابع علوم امامان میپردازیم. امام و پیشوای امت اسلامی به تناسب جایگاه و شئون و مسؤولیتهایی که به عنوان جانشین رسول خدا(ص) دارد، باید واجد علم خاص باشد. حال سوال از منابع این علم است یعنی امام چگونه و از چه راهی علم و دانایی لازم برای هدایت امت اسلامی را به دست میآورد؟ با توجه به خاتمیت و انقطاع وحی ارسالی این سوال مطرح میشود که امامان چگونه با انقطاع وحی میتوانند معارف و احکام الهی و مصالح واقعی را برای سوال کنندگان تبیین کنند؟ و ما چگونه میتوانیم از پاسخ آنان علم و یقین به واقع حاصل نماییم؟ با شناخت منابع علم امام این نگرانی برطرف میگردد و مخاطبان به آرامش و اطمینان خواهند رسید[۱].
منابع علم امامان
امام برای انجام مسؤولیتهای مهم هدایت و راهنمایی در جهات مختلف مرجعیت علمی و سیاسی باید دارای پشتوانه قابل قبول و مورد اعتماد باشد. این پشتوانهها و به عبارت دیگر منابع علم امام به این شرح میباشند:
اول: آگاهی کامل از قرآن
این دانش به گونهای است که شامل ظاهر و باطن و تفسیر و تاویل و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن میباشد. درباره آگاهی کامل امامان و پیشوایان الهی به کتاب الله تعالی، به آیاتی از قرآن مجید- که به علم و دانایی ویژه برای امام اشاره دارد- استناد شده است؛ به چند مورد توجه میدهیم:
- آیه کریمه ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[۲]. از این آیه به خوبی روشن میشود کسی وجود دارد که تمام علم کتاب نزد او است زیرا "علم کتاب" به صورت مطلق آمده است و شامل تمام علوم مربوط به کتاب الهی میشود[۳]. در آیه دیگر آمده: ﴿قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ﴾[۴] بین "علم کتاب" و "علم من الکتاب" فرق است و در روایات به این تفاوت تنبیه داده شده است[۵]. قرطبی (م ۶۷۱) در تفسیر این آیه به نقل از عبدالله بن عطاء مینویسد: خدمت امام باقر عرضه داشتم برخی میپندارند "الذی عنده علم الکتاب" عبدالله بن سلام است. امام باقر(ع) فرمود: مصداق آیه علی بن ابی طالب است. این سخن را محمد بن حنفیه نیز گفته است[۶]. و نیز قندوزی حنفی (م ۱۲۹۴) از ثعلبی و ابن مغازلی از عبدالله بن عطا نقل میکند: با امام محمد باقر(ع) در مسجد بودم فرزند عبدالله بن سلام را دیدم، گفتم این فرزند کسی است که علم الکتاب نزد اوست، فرمود: این آیه درباره علی بن ابی طالب(ع) است[۷]. حاکم حسکانی (م ۴۹۰) و قندوزی در روایات دیگری از عطیه عوفی از ابوسعید خدری نقل میکنند که از پیامبر اکرم(ص) از آیه ﴿الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ﴾[۸] سؤال کرد، فرمود: او وزیر برادرم سلیمان بن داود بود سپس از آیه الگو:متن قرآن قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ[۹] پرسید، فرمود: «ذَاكَ أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»[۱۰]. و نیز قندوزی در روایت دیگری از ابن عباس نقل میکند: «﴿وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[۱۱] إنّمَا هُوَ عَلِيٌّ لَقَدْ كَانَ عَالِماً بِالتَّفْسِيرِ وَ التَّأْوِيلِ وَ النَّاسِخِ وَ الْمَنْسُوخِ»[۱۲]. کسی که علم کتاب نزد او است فقط علی(ع) است او عالم به تفسیر قرآن و تأویل آن و ناسخ و منسوخ آن است.
- ﴿وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ﴾[۱۳] در تفسیر آیه کریمه از امام صادق(ع) نقل شده: «الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ(ع)»[۱۴]. در حدیث دیگری از همان امام آمده است که فرمود: «نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَه»[۱۵]. و نیز در حدیث دیگری میخوانیم: رسول خدا(ص) برترین راسخان در علم بود؛ خداوند عزوجل تمام آن چه را بر او نازل کرد از تنزیل و تأویل به او تعلیم داد و ممکن نیست خداوند چیزی بر او نازل کند و تأویل و تفسیرش را به او نیازموزد در حالی که اوصیاء پیامبر(ص) بعد از او تمام آن را بدانند[۱۶].
- در آیه ۴۹ سوره عنکبوت میخوانیم: ﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾[۱۷] و در روایات بسیاری از اهل بیت(ع) دیده میشود که عنوان ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ﴾[۱۸] در این آیه به امامان(ع) تفسیر شده است[۱۹]. بر اساس روایات امامیه علم به قرآن به طور کامل تنها در اختیار ائمه معصوم(ع) و اوصیای رسول خدا(ص) نهاده شده است. امام باقر(ع) فرمودند: «مَا يَسْتَطِيعُ أَحَدٌ أَنْ يَدَّعِيَ أَنَّ عِنْدَهُ جَمِيعَ الْقُرْآنِ كُلِّهِ ظَاهِرِهِ وَ بَاطِنِهِ غَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ»[۲۰].
دوم: وارثت از پیامبر(ص)
به این معنی که پیامبر اکرم(ص) تمام معارف و شرایع اسلام را به علی(ع) آموخت و طبق بعضی از روایات علی(ع) آن معارف را با خط خود در کتابی نوشت و این علم و آگاهی نسل بعد از نسل به فرزندان علی(ع) یعنی امامان معصوم(ع) رسید. ابوبصیر میگوید که از امام صادق(ع) پرسیدم که پیروان شما میگوید رسول خدا(ص) یک باب از علم به علی(ع) آموخت که از آن هزار باب گشوده شد امام فرمود: «عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً(ع) أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ»[۲۱]. از امام علی(ع) روایت شده: «فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا وَ دَعَا اللَّهَ أَنْ يُعْطِيَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا فَمَا نَسِيتُ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ لَا عِلْماً أَمْلَاهُ عَلَيَّ وَ كَتَبْتُهُ مُنْذُ دَعَا اللَّهَ لِي بِمَا دَعَا»[۲۲]. شایان توجه است که در مورد حدیث معروف "باب مدینه العلم" که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا»، نقلهای فراوانی در معروفترین کتب اهل سنت و شیعه وارد شده است[۲۳]. در روایات متعددی نیز میخوانیم که امامان اهل بیت(ع) میفرمودند: آنچه ما نقل میکنیم همه را میتوانید از پیامبر(ص) نقل کنید، چرا که ما همه اینها را به وسیله اجداد خود از پیامبر(ص) شنیده ایم. یکی از یاران امام صادق(ع) از آن حضرت پرسید: ما گاهی حدیثی را از شما میشنویم، سپس شک میکنیم که از شما شنیده بودیم یا از پدرتان؟ امام(ع) فرمود: «مَا سَمِعْتَهُ مِنِّي فَارْوِهِ عَنْ أَبِي وَ مَا سَمِعْتَهُ مِنِّي فَارْوِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»[۲۴]. امام صادق(ع) در حدیث دیگر میفرماید: «حَدِيثِي حَدِيثُ أَبِي وَ حَدِيثُ أَبِي حَدِيثُ جَدِّي وَ حَدِيثُ جَدِّي حَدِيثُ الْحُسَيْنِ وَ حَدِيثُ الْحُسَيْنِ حَدِيثُ الْحَسَنِ وَ حَدِيثُ الْحَسَنِ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[۲۵].
سوم: ارتباط با فرشتگان و روح القدس
از منابع علم امامان ارتباط آنها با فرشتگان است. البته نه به این معنی که آنها در زمره انبیاء بودند چرا که میدانیم با وفات پیامبر اسلام(ص) وحی رسالی پایان یافت بلکه آنان هم چون خضر نبی و ذوالقرنین و مریم(س) بودند که مطابق ظاهر آیات قرآن با فرشتگان الهی ارتباط داشتند و حقایقی از عالم دریافت میکردند[۲۶]. و از امام رضا(ع) نقل شده: «إِنَّ الْإِمَامَ مُؤَيَّدٌ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ الْعِبَادِ وَ كُلَّمَا احْتَاجَ إِلَيْهِ لِلدَّلَالَةِ اطَّلَعَ عَلَيْهِ»[۲۷]. امام باقر(ع) فرمود: «أَنَّ عَلِيّاً كَانَ مُحَدَّثاً» و هنگامی که از آن حضرت توضیح خواستند که چه کسی با او سخن میگفت؟ فرمود: « يُحَدِّثُهُ مَلَكٌ» و هنگامی که سؤال کردند آیا او پیامبر بود؟ دست خود را به علامت نفی و انکار تکان داد، سپس افزود: «كَصَاحِبِ سُلَيْمَانَ أَوْ كَصَاحِبِ مُوسَى أَوْ كَذِي الْقَرْنَيْنِ»[۲۸]. موضوع تحدیث و الهام به غیر انبیاء الهی هم در امتهای قبل و هم در اسلام حتی نزد اهل سنت هم یک امر مسلم است[۲۹]. از اینجا به خوبی روشن میشود که "روح القدس" یک روح امدادگر است که انسان را به هنگام انجام کارهای مهم یاری میدهد و البته به تفاوت مراتب اشخاص متفاوت است[۳۰].
- حاصل کلام این که مجموع این جهات سه گانه- قرآن، علم وراثتی و تحدیث- به امام علم و آگاهی فراوانی میبخشد تا بتواند مأموریت خود را که همانا هدایت امت است به خوبی انجام دهد[۳۱]
منابع
منبعشناسی جامع امامت
پانویس
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص ۸۹-۹۴
- ↑ «و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ ر.ک: پیام قرآن، ج ۹، ص ۱۱۴.
- ↑ «آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم» سوره نمل، آیه ۴۰.
- ↑ ر.ک: کافی ج۱، ص ۲۵۷.
- ↑ الجامع الأحکام القرآن ج۹، ص ۳۳۶.
- ↑ ینابیع المودة لذوی القربی- ج۱-، ص ۳۰۵ الباب الثلاثون فی تفسیر قوله تعالی: ﴿قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ [«بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳].
- ↑ «آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت» سوره نمل، آیه ۴۰.
- ↑ «بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ ینابیع الموده، ج۱، ص ۱۰۳. و نیز ر.ک: شواهد التنزیل ج۱، ص ۴۰۰ و الأمالی (للصدوق)، ص ۵۴۶.
- ↑ «و کسی که دانش کتاب نزد اوست» سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ ینابیع الموده، ج۱، صفحه ۱۰۴. و نیز ر.ک: الکافی ج۱، ص ۲۲۸ بَابُ أَنَّهُ لَمْ يَجْمَعِ الْقُرْآنَ كُلَّهُ إِلَّا الْأَئِمَّةُ(ع) وَ أَنَّهُمْ يَعْلَمُونَ عِلْمَهُ كُلَّهُ
- ↑ «» سوره آل عمران، آیه ۷.
- ↑ کافی، ج۱، ص ۲۱۳.
- ↑ کافی، ج۱، ص ۲۱۳.
- ↑ کافی، ج۱، ص ۲۱۳ و در این زمینه احادیث متعدد دیگری وجود دارد که همین معنی و مفهوم را تأیید میکند.
- ↑ «اما آن (قرآن) آیاتی روشن است در سینه کسانی که به آنان دانش دادهاند» سوره عنکبوت، آیه ۴۹.
- ↑ «کسانی که به آنان دانش دادهاند» سوره عنکبوت، آیه ۴۹.
- ↑ ر.ک: بحارلأنوار، ج ۲۳، ص ۱۸۸.
- ↑ ر.ک: کافی، ج۱، ص ۲۲۸.
- ↑ کافی، ج۱، ص ۲۳۹.
- ↑ کافی، ج۱، ص ۶۴.
- ↑ از جمله کسانی که این حدیث را در کتب خود نقل کردهاند حاکم نیشابوری در مستدرک، ابوبکر نیشابوری در تاریخ بغداد در مناقب امیرالمؤمنین(ع)، گنجی در کفایة الطالب، حموینی درفرائد السمطین، ذهبی در میزان الاعتدال، قندوزی در ینابیع الموده و نبهانی در الفتح الکبیر ر.ک: احقاق الحق، ج ۵، ص ۴۶۸-۵۰۱ و نیز ر.ک: کتاب فتح الملک العلی بصحه حیث باب مدینه العلم علی.
- ↑ وسائل الشعیة (آل بیت)، ج ۲۷، ص ۱۰۴.
- ↑ کافی، ج۱، ص ۵۳.
- ↑ ر.ک: پیام قرآن، ج ۹، ص ۱۲۳.
- ↑ .عیون الأخبار الرضا(ع)، ج۱، ص ۲۱۳.
- ↑ کافی ج۱، ص ۲۷۱ باب ان الائمه محدثون و روایات دیگری در باب تحدیث و امداد روح القدس در کافی ج۱، ص ۲۷۰ تا ۲۷۲ آمده است.
- ↑ ر.ک: منابع اهل سنت مانند: صحیح بخاری، ج ۴، ص ۲۹۹: «حدثنا یحیی بن قزعه حدثنا ابراهیم بن سعد عن ابیه عن ابی سلمه عن ابی هریره رضی الله عنه قال قال رسول الله(ص) لقد کان فیما قبلکم من الامم محدثون فان یک فی امتی احد فانه عمر زاد زکریا بن ابی زائده عن سعد عن ابی سلمه عن ابی هریره قال قال النبی(ص) لقد کان فیمن کان قبلکم من بنی اسرائیل رجال یکلمون من غیر ان یکونوا انبیاء فان یکن من امتی منهم احد فعمر قال ابن عباس رضی الله عنهما من نبی و لا محدث». و قسطلانی در شرح بخاری مینویسد: «لقد کان فیما قبلکم من الامم محدثون». بتشدید الدال المهمله المفتوحه أی ملهمون او یلقی فی روعهم الشیء قبل الإعلام به فیکون کالذی حدثه غیره به او یجری الصواب علی لسانهم من غیر قصد،... فی الحقیقه و حینئذ فیرجع الی الالهام...، و إذا ثبت أن هذا وجد فی غیر هذه الامه المفضوله فوجوده فی هذه الامه الفاضله أحری ارشاد الساری، ج۶، ص ۱۰۳.
- ↑ ر.ک: پیام قرآن، ج۹، ص ۱۲۴. و نیز ر.ک: علم امام، ص ۵۴.
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص ۸۹-۹۴