قیام امام حسین

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۸ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۱۶ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

زمینه‌ها و عواملی که آن نهضت عظیم را به وجود آوردند و آن فاجعه غم انگیز را رقم زدند، عبارتند از:

  1. زمامدار جامعه اسلامی نه تنها شرایط لازم برای تصدی منصب حکومت را نداشت بلکه متظاهر به فسق و فساد بود؛
  2. ارزش‌های معنوی از یاد رفته بود و نخبگان جامعه، که مدیریت فکری و سیاسی را بر عهده داشتند و الگویی برای مردم به شمار می‌رفتند، به مفاهیم اخلاقی پای‌بند نبودند؛
  3. حکومت نیز فاقد قواعد و معیار بود و قانون و ضابطه‌ای را در میان کارگزاران معمول نمی‌داشت. در نتیجه ظلم و تبعیض به غایت خود رسیده بود؛
  4. بدعت‌ها و پیرایه‌های بسیار در دین راه یافته و مذهب وسیله تخدیر مردم و تأمین خواسته‌های حکام و مفسدان شده بود؛
  5. دنیامداری و ماده‌گرایی، جهان برین و آخرت را از یادها زدوده بود؛
  6. رعب و دنیاپرستی هم چون بیماری، متدینان را زبون و زمین‌گیر و آنان را تسلیم پیش آمدها کرده بود، دلیری و رادمردی نیز تنها در اسطوره‌ها به جای مانده بود.

بنابراین، اصول جامعه‌ای که پیامبر اکرم(ص) تأسیس کرده بود به راه فنا می‌رفت و سنت‌ها و ارزش‌های دینی به فراموشی سپرده می‌شدند. انحطاط دینی، اخلاقی و فرهنگی جامعه، به ویژه در نیمه اول دهه چهارم هجری، به اوج خود رسیده بود. از زمان خلیفه سوم، اشرافی‌گری و بذل و بخشش‌های بی‌حد و حصر از بیت‌المال به اقوام و نزدیکان، متعارف شد و مسلط کردن تبعیدی‌های عصر نبوی بر مقدرات جامعه اسلامی و در نهایت، قدرت بخشیدن به حزب اموی، خلافت اسلامی را به سلطنت کسری و قیصر مبدل ساخت.

اکنون چه کسی باید برای اصلاح امور قیام کند؟ یک فرد انقلابی و اصلاح طلب! اما کسی که به ناهنجاری‌های جامعه معترض است و ادعای اصلاح‌طلبی دارد، باید پیش از آنکه مصلح شود، صالح باشد؛ زیرا آرمان‌گرایی و اصلاح‌طلبی در سخن و شعار خلاصه نمی‌شود، بلکه درگیری با مشکلات و معضلات را طلب می‌کند.

از این‌رو، مصلح باید آگاه، خودساخته، مدیر و مدبر باشد؛ زیرا اصلاح اسلامی، حرکتی انقلابی است؛ انقلاب در افکار، فرهنگ، اخلاق و روحیات انسان‌ها و به موازات آن، تغییر در نظام‌های اجتماعی فاسد و حاکم بر آنها. بنابراین، اصلاح اسلامی، تغییری است در راستای رشد و کمال انسان، که هم مبارزه با آداب و عادات ناپسند را لازم می‌شمرد و هم نظام‌های حاکم بر اجتماع را به رعایت حق و عدالت و انجام اعمال صواب و صلاح وا می‌دارد.

از این‌رو، پیامبر بزرگ اسلام(ص) دو جهاد را بر مسلمانان متعهد، تکلیف کرده است؛ جهاد اکبر یا مبارزه با تجاوزات و طغیان‌های نفس انسان و جهاد اصغر، یا مبارزه با دشمنان خارجی و داخلی جامعه اسلامی. امامان بزرگوار شیعه، زمانی که جامعه انسانی گرفتار فساد شده بود، برای اصلاح آن، پیروان خویش را به هر دو جهاد فرا می‌خواندند. چنان که حسین بن علی(ع) به عنوان یک مصلح اجتماعی، با قیام خود علیه ظلم و فساد، در همان حال که زمینه انقلاب اجتماعی را فراهم می‌سازد، یاران و هوادارانش را به تهذیب نفس و تقوای الهی دعوت می‌کند.

این امر نه تنها به لحاظ هدفی که اسلام دنبال می‌کند، یعنی تربیت انسان‌های وارسته و خداگونه، بلکه از جنبه عقلی نیز دارای اهمیت است؛ زیرا اگر اصلاح طلبان خود صالح نباشند، نه معنای اصلاح را به درستی درک خواهند کرد و نه می‌توانند بر فساد غلبه یابند؛ چه این که در مسیر مبارزه ممکن است پیش از آنکه دیگران را به صلاح آورند، خود تسلیم فساد شوند، چنان که بسیاری مبارزان و مصلحان به دلیل عدم خودسازی و تقوای لازم، خویش را به دشمن تسلیم کرده و یا در صورت پیروزی، به دلیل همین وابستگی‌های نفسانی و رذایل اخلاقی، تشکیلات و نظام فاسدی را بنیان نهادند که در برخی مواقع به مرور از رژیم‌های گذشته بدتر شدند. پیروزی عباسیان بر امویان و فسادی که بعدها در دستگاه حکومت آنان به وجود آمد، شاهدی روشن بر این مدعاست.

از سوی دیگر، اصلاح فردی نیز بدون توجه به اصلاح اجتماعی را به جایی نمی‌برد؛ زیرا رشد و تکامل و پالایش انسان در گرو همین مبارزات اجتماعی است[۱].

از این‌رو، اسلام بر اصلاح رهبری سیاسی جامعه تأکید می‌ورزد و پیروان خویش را بر رهبران فاسد می‌شوراند تا نظام‌های جور را مورد تهدید قرار داده، رهبری آنان را به صالحان و با تقوایان بر گردانند. چنان که امام حسین(ع) انگیزه قیام خود را چنین تبیین می‌فرماید: «مردم! پیامبر خدا(ص) فرمود: هر کس سلطان زورگویی را ببیند که حرام خدا را حلال کرده، پیمان الهی را در هم شکسته، با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت در آمده، در میان بندگان خدا، راه گناه و دشمنی در پیش می‌گیرد، اگر در برابر چنین زمامداری با عمل یا با گفتار خویش مخالفت نکند، بر خداوند است که، این فرد (بی‌تفاوت) را به جایگاه همان طغیانگر، که آتش جهنم است، داخل گرداند.

مردم! آگاه باشید، اینان (بنی امیه) اطاعت خدا را ترک کرده و پیروی از شیطان را پیشه خود ساخته‌اند. فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل کرده "فییء" را به خود اختصاص داده و حلال و حرام خداوند را تغییر داده‌اند. در حالی که من به هدایت و اصلاح جامعه اسلامی از دیگران شایسته‌ترم»[۲].[۳]

اهداف قیام امام حسین

روش‌شناسی قیام امام حسین

مؤلفه‌های قیام امام حسین

اهتمام به دین

تشکیل حکومت دینی و نفی سکولاریزم

نفی فردگرایی و قیام خدامحورانه

قرائت واحد از دین، مبنای اصلاحات حسینی

اصلاح همه‌جانبه

مبانی احیاگری در نهضت امام حسین

در خصوص اصول و مبانی احیا و اصلاح، کلامی عمیق و زیبا از امام حسین(ع) وجود دارد، که می‌تواند راه‌گشای کار ما باشد. امام حسین(ع) حرکت اصلاحی خود را الگویی از سیره و روش پیامبر(ص) و علی(ع) می‌داند. امام در وصیت‌نامه خود که هنگام حرکت از مدینه به سوی مکه، برای محمد مشهور به این حنیفه نگاشت، هویت حرکت احیاگرانه و اصلاح‌طلبانه خود را بیان می‌کند.

آن حضرت پس از بیان عقیده خویش درباره توحید، نبوت و معاد می‌نویسد: «وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي(ص) أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع)»[۴]؛ «من از روی هوس، سرکشی، تبه‌کاری و ستمگری قیام نکردم، تنها به انگیزه اصلاح در امت جدم برخاستم. می‌خواهیم به نیکی‌ها فرمان دهم و از بدی‌ها باز دارم و روش جد خود و پدرم علی بن ابی طالب را دنبال کنم».

امام حسین(ع) در سخنرانی خود در سرزمین «منی» خود را مصلح معرفی و همان سخنان پدر بزرگوارش را تکرار می‌کند: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ مَا كَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِي سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنُرِيَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرَائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكَامِكَ...»[۵].

«پروردگارا! تو می‌دانی این حرکت ما نه به خاطر رقابت بر سر حکومت و قدرت، و نه به منظور به دست آوردن مال دنیا است، بلکه به خاطر آن است که نشانه‌های دین تو را به مردم بنمایانم و اصلاحات را در کشور اسلامی اجرا کنم؛ تا بندگان ستمدیده‌ات از چنگال ظالمان در امان باشند و واجبات و احکام و سنت‌های تعطیل شده تو دوباره اجرا گردد».

امام حسین(ع) که این سخنرانی را در ایام حج در جمع صحابه بزرگ پیامبر و تابعین در زمان معاویه ایراد فرمودند، با صراحت از اصلاحات سخن می‌گوید و با همان صراحت و شفافیت، اصول و مبانی این حرکت اصلاحی را بیان می‌دارد. این اصول و مبانی در چهار اصل بنیادین بیان شده است. همین جمله‌های نورانی را علی(ع) در نهج البلاغه بیان فرمود و اهداف و انگیزه فعالیت‌های خود را بر این مبانی استوار می‌ساخت:

بازگشت به اصول واقعی اسلام

«لِنُرِيَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ‌»: «نشانه‌های محو شده راه خدا را - که همان اصول واقعی اسلام است- بازگردانیم». یعنی بازگشت به اسلام نخستین و اسلام راستین، بازگرداندن اصول محو شده، احیای آنچه از این نشانه‌ها محو گشته و یا کم رنگ شده، از بین بردن بدعت‌ها و جای‌گزین ساختن سنت‌های اصیل اسلامی یعنی اصلاح در فکرها و اندیشه‌ها و تحولی در روح‌ها و ضمیرها و قضاوت‌ها در زمینه خود اسلام.

تحول بنیادین در اوضاع زندگی مردم

«وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ‌»؛ حاکم نمودن اصلاح در کشور. اصلاح اساسی و آشکار و چشم‌گیری که نظر هر بیننده را جلب نماید و علائم بهبودی وضع زندگی مردم در آن کاملاً هویدا باشد، را در شهرها و مجامع به عمل آوریم؛ یعنی تحولی بنیادین در اوضاع زندگی خلق خدا.

تحول بنیادین و اساسی در روابط اجتماعی

«يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ‌»: ایجاد محیطی امن برای عبادگان خدا. بندگان مظلوم خدا از شر ظالمان امان پابند، و دست تطاول ستم‌کاران از سر ستمدیدگان کوتاه شود؛ یعنی اصلاح در روابط اجتماعی انسان‌ها.

تحولی ثمربخش و اسلامی در نظام‌های مدنی و اجتماعی

«وَ يُعْمَلَ بِفَرَائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكَامِكَ‌»[۶]. مقررات تعطیل‌شده خدا و قانون‌های نقض‌شده اسلام، بار دیگر به پا داشته شود و حاکم بر زندگی اجتماعی مردم گردد. شهید مطهری در این باره می‌فرماید: «هر مصلحی که موفق شود این چهار اصل را عمل سازد، افکار و اندیشه‌ها را متوجه اسلام راستین سازد و بدعت‌ها و خرافه‌ها را از مغزها بیرون براند، به زندگی عمومی از نظر تغذیه و مسکن و بهداشت و آموزش و پرورش سامان بخشد، روابط انسانی انسان‌ها را بر اساس برابری و برادری و احساس اخوت و همسانی برقرار سازد، و ساخت جامعه را از نظر نظامات و مقررات حاکم طبق الگوی خدایی اسلامی قرار دهد، به حداکثر موفقیت نائل آمده است»[۷].

امام حسین(ع) تأکید می‌کند که اصول مزبور، مخدوش و مغفول واقع شده‌اند. پس کسی را طلب می‌کند که برای سامان بخشیدن به ناهنجاری‌ها و احیای سنت‌ها و ارزش‌های مقدس جامعه عصر نبوی قیام کند، و البته این کار بزرگ، مصلحی خود ساخته و به دور از شائبه‌های قدرت پرستی، دنیا دوستی و رفاه‌طلبی می‌خواهد که امام در وصیت نامه مذکورش بر این مطلب تأکید می‌کند.[۸]

احیای دین و اصلاح اجتماعی

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. محمد جواد صاحبی، احیاگری و اصلاح‌طلبی در نهضت حسینی، ص۳۹.
  2. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۲.
  3. قنبری‌نژاد اصفهانی، حمید رضا، مقاله «اصلاحات از منظر امام حسین»، فرهنگ عاشورایی ج۱۰ ص ۲۳.
  4. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹؛ فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص۳۳۰.
  5. فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ص۳۱۳.
  6. «عمل به قوانین، احکام و سنت‌های تعطیل و فراموش شده.»
  7. مرتضی مطهری، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۷۰.
  8. باباپور، مهدی، مقاله «احیاگری و اصلاح‌طلبی در نهضت حسینی»، فرهنگ عاشورایی ج۱۰ ص ۵۷.