آیه السابقون السابقون در حدیث

آیه السابقون از جمله آیاتی است که بر افضلیت و امامت امام علی(ع) دلالت دارد. بر اساس روایات صحیح نزد شیعه و اهل سنت، در هر امتی سبقت گیرنده‌ای وجود دارد که این سبقت گیرندگان مقربند و سبقت گیرنده این امت، هم امیرالمؤمنین(ع) است؛ از این رو آن حضرت مقرب و افضل از سایرین است و تنها او شایستگی خلافت پس از رسول خدا(ص) را دارد. احادیثی که امیرالمؤمنین(ع) را سبقت گیرنده این امت معرفی می‌کنند در مصادر حدیثی و تفسیری معتبر اهل سنت آمده و در آنها تصریح شده که در این امت تنها یک سبقت گیرنده وجود دارد و آن نیز امیر المؤمنین(ع) است. با این وجود برخی از اهل سنت مناقشتی را در احادیث شأن نزول این آیه کرده و شبهاتی را مطرح نموده‌اند.

متن آیه

﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ[۱].

شأن نزول

در شأن نزول این آیه دو دیدگاه کلی در میان فریقین وجود دارد که برگرفته از روایات ناظر به تفسیر آیه است:

  1. دیدگاه مشهور: علی بن ابیطالب(ع) پیشگام در اسلام: بر اساس برخی روایات صحیح السند، مراد از سبقت گیرندگان در اسلام در این آیه، علی بن ابیطالب(ع) است. این دیدگاه با انبوهی از روایاتی که آن حضرت را اولین مسلمان و ایمان آورنده به پیامبراسلام معرفی کرده‌اند، تأیید می‌گردد[۲].
  2. علی بن ابی‌طالب(ع) و شیعیان آن حضرت، پیشگام در رفتن به بهشت: از ابن عباس نقل شده که از رسول خدا(ص) تفسیر این آیه را پرسیدم، فرمود: «از جبرئیل تفسیر این آیه را پرسیدم، گفت: این آیه اشاره به على(ع) و شیعیان او دارد که پیشگام در رفتن به بهشت هستند»: «حَدَّثَنى جَبرَئیلُ بِتَفْسیرِها، قالَ ذاکَ عَلِىّ وَ شِیعَتُهُ اِلَى الْجَنَّةِ»[۳]. از دیگر کسانی که این روایت را نقل کرده‌اند ابن مغازلی (طبق نقل ابن بطریق) در کتاب العمده و سبط بن جوزی در تذکرة و ابن کثیر در تفسیر خود و ابن حجر در صواعق، و شوکانی در فتح القدیر و شیخ سلیمان قندوزی در ینابیع الموده است[۴].

البته این دو تفسیر منافاتی با هم ندارند؛ چرا که مولای متّقیان هم پیشگام در ایمان به پیامبر(ص) بود، و هم پیشگام در رفتن به بهشت و در واقع این دو ارتباط و پیوند ناگسستنی با یکدیگر دارد[۵].

احادیث مرتبط با آیه

در منابع روایی شیعه احادیث بسیاری از طرق مختلف در تفسیر آیه مذکور نقل شده است. با این حال مصداق "السابقون"، در این روایات مختلف است. در برخی از آنها انبیای الهی به عنوان مصداق "السابقون" دانسته شده، برخی از روایات، پیامبر اسلام(ص)، دسته‌ای دیگر، امیرالمؤمنین(ع)، برخی دیگر مؤمنان راستین یا آنها که بر انجام اعمال صالح و تکالیف شرعی خود مراقبت می‌کنند، دسته‌ای نیز برخی از صحابه و یاران خاص امام صادق(ع) را به عنوان مصداق مصداق "سابقون" معرفی کرده‌اند. در ادامه از هر بخش، به چند روایت به عنوان نمونه اشاره می‌گردد.

حدیث مربوط به نزول آیه شریفه ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ در شأن امیرالمؤمنین(ع)، در زمان‌های مختلف و از سوی جمع بسیاری از بزرگان تفسیر و حدیث سنی همچون: ابن ابی‌حاتم؛ ابوالقاسم طبرانی؛ ابوعبدالله حاکم نیشابوری؛ ابونعیم اصفهانی؛ حاکم حسکانی؛ فخر رازی؛ سبط ابن جوزی حنفی؛ ابن کثیر دمشقی؛ جلال الدین سیوطی؛ شهاب الدین آلوسی و... روایت شده است[۶].

انبیای الهی

  1. حدیث اول: «قال النبی(ص): خَلَقَ اللَّهُ النَّاسَ عَلَی ثَلَاثِ طَبَقَاتٍ وَ أَنْزَلَهُمْ ثَلَاثَ مَنَازِلَ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی الْکِتَابِ: ﴿أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ * وَ السَّابِقُونَ... فَأَمَّا مَا ذَکَرَهُ مِنْ أَمْرِ السَّابِقِینَ فَإِنَّهُمْ أَنْبِیَاءُ(ع) مُرْسَلُونَ وَ غَیْرُ مُرْسَلِینَ جَعَلَ اللَّهُ فِیهِمْ خَمْسَهً أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِیمَانِ وَ رُوحَ الْقُوَّهً وَ رُوحَ الشَّهْوَهً وَ رُوحَ الْبَدَنِ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ بُعِثُوا أَنْبِیَاءَ(ع) مُرْسَلِینَ وَ غَیْرَ مُرْسَلِینَ وَ بِهَا عَلِمُوا الْأَشْیَاءَ وَ بِرُوحِ الْإِیمَانِ عَبَدُوا اللَّهَ وَ لَمْ یُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِرُوحِ الْقُوَّهً جَاهَدُوا عَدُوَّهُمْ وَ عَالَجُوا مَعَاشَهُمْ وَ بِرُوحِ الشَّهْوَهً أَصَابُوا لَذِیذَ الطَّعَامِ وَ نَکَحُوا الْحَلَالَ مِنْ شَبَابِ النِّسَاءِ وَ بِرُوحِ الْبَدَنِ دَبُّوا وَ دَرَجُوا فَهَؤُلَاءِ مَغْفُورٌ لَهُمْ مَصْفُوحٌ عَنْ ذُنُوبِهِم»؛ «پیامبر(ص) می‌فرمایند: خدای عزّوجلّ مردم را سه طبقه آفرید و در سه درجه جایگزینشان فرمود و این همان قول خدای عزّوجلّ است: ﴿أَصْحابُ المَیْمَنَةِ وَ أَصْحابُ المَشْئَمَةِ * وَ السَّابِقُونَ... امّا آنچه درباره سابقون فرموده، آنها پیغمبرانی هستند مرسل و غیرمرسل که خدا در آنها پنج روح قرار داده: روح القدس، روح الایمان، روح القوّه، روح الشّهوه و روح البدن. که به‌وسیله روح القدس بعثت آنها به پیغمبری مرسل و غیرمرسل انجام شد و نیز به‌وسیله آن همه‌چیز را دانستند و با روح ایمان خدا را عبادت کردند و چیزی را شریک او نساختند و با روح قوّت با دشمن خود جنگیدند و به امر معاش خود پرداختند و با روح شهوت از طعام لذیذ و نزدیکی حلال با زنان جوان برخوردار گشتند و با روح بدن جنبیدند و راه رفتند، این دسته آمرزیده‌اند و از گناهانشان (ترک اولای آنها) چشم پوشی شده است»[۷].
  2. حدیث دوم: «عن الصّادق(ع) قال: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ، فَالسَّابِقُونَ: هُمْ رُسُلُ اللَّهِ(ع) وَ خَاصَّهً اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ جَعَلَ فِیهِمْ خَمْسَهً أَرْوَاحٍ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ فَبِهِ عَرَفُوا الْأَشْیَاءَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الْإِیمَانِ فَبِهِ خَافُوا اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الْقُوَّهً فَبِهِ قَدَرُوا عَلَی طَاعَهً اللَّهِ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحِ الشَّهْوَهً فَبِهِ اشْتَهَوْا طَاعَهً اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ کَرِهُوا مَعْصِیَتَهُ وَ جَعَلَ فِیهِمْ رُوحَ الْمَدْرَجِ الَّذِی بِهِ یَذْهَبُ النَّاسُ وَ یَجِیئُون»؛ «امام صادق(ع) می‌فرمایند: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ المُقَرَّبُونَ پیشی‌گرفتگان همان رسولان خدا و مخصوصین درگاه او از میان مخلوق می‌باشند که خدا در ایشان پنج روح قرار داده است:
    1. ایشان را به روح القدس مؤیّد ساخت تا به‌وسیله آن همه‌ چیز را بدانند و بشناسند.
    2. ایشان را با روح ایمان مؤیّد ساخت و با آن از خدای عزّوجلّ بترسند.
    3. آنها را به روح قوّه مؤیّد ساخت و با آن بر اطاعت خدا توانایی یافتند.
    4. آنها را به روح شهوت (میل و اشتها) مؤیّد ساخت و با آن اطاعت خدا را خواستند و از نافرمانیش کراهت یافتند.
    5. در ایشان روح حرکت نهاد که همه مردم با آن رفت‌ و آمد کنند[۸].

پیامبر اسلام(ص)

  1. حدیث اول: « قال النبی(ص): فَأَنَا مِنَ السَّابِقِینَ وَ أَنَا خَیْرُ السَّابِقِین»؛ «پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند: من از سابقان هستم و در میان آنها از همه بهتر هستم»[۹].
  2. حدیث دوم: «قال سلمان: لَمَّا أَنْ مَرِضَ النَّبِیِّ(ص) الْمَرْضَهً الَّتِی قَبَضَهُ اللَّهُ فِیهَا دَخَلْتُ فَجَلَسْتُ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ دَخَلَتْ عَلَیْهِ فاطمهً الزَّهْرَاءُ(س) قَالَ أَ وَ لَا أَزِیدُکِ مَزِیدَ الْخَیْرِ کُلِّهِ قَالَتْ بَلَی قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ الْخَلْقَ قِسْمَیْنِ فَجَعَلَنِی وَ زَوْجَکِ فِی أَخْیَرِهِما قِسْماً وَ ذَلِکِ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ: ﴿فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ثُمَّ جَعَلَ الِاثْنَیْنِ ثَلَاثاً فَجَعَلَنِی وَ زَوْجَکِ فِی أَخْیَرِهَا ثُلُثاً وَ ذَلِکِ قَوْلُهُ: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ * فِی جَنَّاتِ النَّعِیم»؛ «سلمان گوید: وقتی که پیامبر(ص) بیمار شد؛ بیماریی که در آن خداوند او را قبض روح کرد، بر آن حضرت وارد شدم و روبرویش نشستم. فاطمه زهرا(س) نزد پیامبر(ص) آمد. [پیامبر(ص)] فرمود: «آیا بر [دانستنی‌های] تو نیفزایم، [دانستنی‌هایی] که همه خوبی‌ها در آن است»؟ فاطمه(س)عرض کرد: «بله». فرمود: «خدای تعالی خلق را دو قسمت آفرید و من و همسر تو را در بهترین قسمت قرار داد و آن سخن خدای عزّوجلّ است: ﴿فَأَصْحابُ الْمیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمیْمَنَة سپس دو قسمت را سه قسمت قرار داد و من و همسر تو را در بهترین آن سه قرار داد و آن سخن خداوند است: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمقرّبونَ * فِی جَنَّاتِ النَّعِیم[۱۰].
  3. حدیث سوم: «عن الصّادق(ع): نَطَقَ اللَّهُ بِهَذَا یَوْمَ ذَرَأَ الْخَلْقَ فِی الْمِیثَاقِ وَ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْخَلْقَ بِأَلْفَیْ عَامٍ فَقُلْتُ فَسِّرْ لِی ذَلِکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمَّا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ الْخَلْقَ خَلَقَهُمْ مِنْ طِینٍ وَ رَفَعَ لَهُمْ نَاراً فَقَالَ ادْخُلُوهَا فَکَانَ أَوَّلَ مَنْ دَخَلَهَا محمد(ص) وَ أمیرالمؤمنین(ع) وَ الْحَسَنُ(ع) وَ الْحُسَیْنُ(ع) وَ تِسْعَهً مِنَ الْأَئِمَّهً(ع) إِمَامٌ بَعْدَ إِمَامٍ ثُمَّ أَتْبَعَهُمْ بِشِیعَتِهِمْ فَهُمْ وَ اللَّهِ السَّابِقُونَ»؛ «از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: داود بن‌ کثیر رقی گوید: مرا از ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمقرّبونَ * فِی جَنَّاتِ النَّعِیم خبر ده. امام صادق(ع) فرمود:] خدای تعالی این گفتار را در روزی که مخلوقات را به صورت ذرّ خلق کرد بیان فرمود، دو هزار سال پیش از آنکه [در این عالم] آنها را خلق فرماید. عرض کردم: «آیه را برایم تفسیر فرما». فرمود: «زمانی‌که خدای عزّوجلّ اراده فرمود مخلوقات را بیافریند آنان را از گل آفرید و برای آنها آتشی افروخت و دستور داد که داخل آتش شوید، پس اوّلین کسی‌ که داخل آن شد محمّد(ص) بود سپس امیرالمؤمنین(ع)، حسن(ع)، حسین(ع) و نه‌ نفر از امامان(ع) یکی پس از دیگری وارد شدند، سپس شیعیان ایشان از آنها پیروی‌کردند، پس به خدا سوگند! آنها پیشی‌گیرندگان هستند!»[۱۱].[۱۲]

امیرالمؤمنین(ع)

  1. حدیث اول: «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ...، قَالَ: حَدَّثَنِی جَبْرَئِیلُ(ع) بِتَفْسِیرِهَا قَالَ: ذَاکَ عَلِیٌّ(ع) وَ شِیعَتُهُ إِلَی الْجَنَّهًِْ»؛ «از ابن‌عبّاس نقل شده است که از رسول خدا(ص) درباره آیات: ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ... پرسیدم. حضرت(ص) فرمود: «جبرئیل به من گفت: آنها علی(ع) و شیعیان او هستند. آنها کسانی هستند که برای رفتن به بهشت سبقت می‌گیرند»[۱۳].
  2. حدیث دوم: «عن الحسن‌ بْنِ‌ علی عنْ أَبِیهِ(ع) فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ قَالَ: إِنِّی أَسْبَقُ السَّابِقِینَ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی رَسُولِهِ وَ أَقْرَبُ الْمُقَرَّبِینَ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی رَسُولِهِ(ص)؛ امام علی(ع)- حسن‌ بن علی(ع) از پدر بزرگوارش درباره آیه: ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمقرّبونَ نقل می‌کند که فرمود: «من جلوتر از تمام سبقت‌گیرندگان به‌ سوی خدا و پیامبرم و من مقرّب‌ترین مقرّبان خدا و پیامبر(ص) هستم»[۱۴].
  3. حدیث سوم: «عن أمیرالمؤمنین(ع) انه قال: أَنْشُدُکُمْ بِاللَّهِ الَّذِی یَعْلَمُ سَرَائِرَکُمْ وَ یَعْلَمُ صِدْقَکُمْ إِنْ صَدَقْتُمْ وَ یَعْلَمُ کَذِبَکُمْ إِنْ کَذَبْتُم قَالَ فَهَلْ أَحَدٌ ذَکَرَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِمَا ذَکَرَنِی إِذْ قَالَ ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ غَیْرِی قَالَ فَهَلْ سَبَقَنِی مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ قَالُوا لا»؛ «از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که فرمود: شما را به خدا سوگند! یا اینکه فرمود شما را به خدایی که راز نهانی شما را می‌داند و راست و دروغ شما را می‌داند سوگند می‌دهم {متن قرآن» آیا در میان جمعیت شما کسی هست که پیش از من ایمان به خدا و رسولش آورده باشد و پیش از من به هر دو قبله نماز خوانده باشد»؟ عرض کردند: «نه»![۱۵]
  4. حدیث چهارم: ﴿عن أمیرالمؤمنین(ع) قال: أَنَا عَبْدُ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ أَنَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ لَا یَقُولُهَا بَعْدِی إِلَّا کَذَّابٌ مُفْتَرٍ صَلَّیْتُ قَبْلَ النَّاسِ سَبْعَ سِنِینَ؛ «امام علی می‌فرمایند: من بنده خدا و برادر رسول خدایم و من صدّیق اکبرم، هرکه بعد از من چنین ادّعایی کند، کذّاب است من هفت سال قبل از سایر مردم نماز خواندم»[۱۶].
  5. حدیث پنجم: «عَنْ علی(ع) قَالَ: ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، نَزَلَتْ فِیَّ»؛ «امام علی(ع) می‌فرمایند: آیه: ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ در شأن من نازل شده است»[۱۷].[۱۸]

امامان معصوم

«عَنِ الصَّادِقِ(ع) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ، قَالَ: نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ»؛ امام صادق(ع): ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمقرّبونَ، ماییم السَّابِقُونَ و ما هستیم آخَرُون»[۱۹].

مؤمنان و شیعیان راستین

  1. حدیث اول: ﴿الصّادق(ع): إِنَّ لِلْإِیمَانِ دَرَجَاتٍ وَ مَنَازِلَ یَتَفَاضَلُ الْمُؤْمِنُونَ فِیهَا عِنْدَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ صِفْهُ لِی رَحِمَکَ اللَّهُ حَتَّی أَفْهَمَهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ سَبَّقَ بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ کَمَا یُسَبَّقُ بَیْنَ الْخَیْلِ یَوْمَ الرِّهَانِ ثُمَّ فَضَّلَهُمْ عَلَی دَرَجَاتِهِمْ فِی السَّبْقِ إِلَیْهِ فَجَعَلَ کُلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ عَلَی دَرَجَهًِْ سَبْقِهِ لَا یَنْقُصُهُ فِیهَا مِنْ حَقِّهِ وَ لَا یَتَقَدَّمُ مَسْبُوقٌ سَابِقاً وَ لَا مَفْضُولٌ فَاضِلًا تَفَاضَلَ بِذَلِکَ أَوَائِلُ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ أَوَاخِرُهَا وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ لِلسَّابِقِ إِلَی الْإِیمَانِ فَضْلٌ عَلَی الْمَسْبُوقِ إِذاً لَلَحِقَ آخِرُ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ أَوَّلَهَا نَعَمْ وَ لَتَقَدَّمُوهُمْ إِذَا لَمْ یَکُنْ لِمَنْ سَبَقَ إِلَی الْإِیمَانِ الْفَضْلُ عَلَی مَنْ أَبْطَأَ عَنْهُ وَ لَکِنْ بِدَرَجَاتِ الْإِیمَانِ قَدَّمَ اللَّهُ السَّابِقِینَ وَ بِالْإِبْطَاءِ عَنِ الْإِیمَانِ أَخَّرَ اللَّهُ الْمُقَصِّرِینَ لِأَنَّا نَجِدُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ مِنَ الْآخِرِینَ مَنْ هُوَ أَکْثَرُ عَمَلًا مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ أَکْثَرُهُمْ صَلَاهًًْ وَ صَوْماً وَ حَجّاً وَ زَکَاهًًْ وَ جِهَاداً وَ إِنْفَاقاً وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ سَوَابِقُ یَفْضُلُ بِهَا الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً عِنْدَ اللَّهِ لَکَانَ الْآخِرُونَ بِکَثْرَهًِْ الْعَمَلِ مُقَدَّمِینَ عَلَی الْأَوَّلِینَ وَ لَکِنْ أَبَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یُدْرِکَ آخِرُ دَرَجَاتِ الْإِیمَانِ أَوَّلَهَا وَ یُقَدَّمَ فِیهَا مَنْ أَخَّرَ اللَّهُ أَوْ یُؤَخَّرَ فِیهَا مَنْ قَدَّمَ اللَّهُ قُلْتُ أَخْبِرْنِی عَمَّا نَدَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْمُؤْمِنِینَ إِلَیْهِ مِنَ الِاسْتِبَاقِ إِلَی الْإِیمَانِ فَقَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ سابِقُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللهِ وَ رُسُلِهِ وَ قَالَ ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُون؛ «ابوعمرو زبیری نقل کرده که از امام صادق(ع) پرسیدم: «آیا ایمان درجات و مراتبی دارد که مؤمنان نزد خدا نسبت به آنها بر یکدیگر برتری می‌یابند»؟ ایشان فرمود: «بله». گفتم: «خدا شما را مورد رحمت خویش قرار دهد آن را برایم توضیح بده تا بدانم». فرمود: «خدا میان مؤمنان مسابقه قرار داد چنانکه میان اسبان در روز اسب دوانی مسابقه می‌گذارند. آنها را بر حسب درجات سبقت بخشید و هریک از مؤمنان را بر طبق درجه سبقتش در جایگاهی قرار داد و حقّ او را از آن درجه نکاست. نه هیچ فرد عقب افتاده‌ای از جلو افتاده و نه هیچ کم فضیلتی بر صاحب فضیلت [نزد خدا] پیشی نمی‌گیرد. از این جهت پیشینیان این امت بر پسینیان برتری یافتند. و اگر پیش رو در ایمان بر عقب افتاده فضیلتی نداشت آخر این امّت [از نظر مقام و فضیلت] به اوّل آن می‌رسید. اگر پیش رو در ایمان را بر عقب افتاده آن، فضیلت و برتری نبود عقب افتاده‌ها به پیش روان می‌رسیدند حتّی از آنها سبقت می‌گرفتند. لیکن خدا به سبب درجات ایمان، پیشروان را مقدّم داشته و کوتاهی‌کنندگان را به خاطر تأخیر داشتن و عقب افتادن در ایمان، مؤخر داشته است؛ زیرا بعضی از مؤمنانِ متأخر را می‌بینیم که اعمالشان چون نماز و روزه و حجّ و زکات و جهاد و انفاق از پیشینیان بیشتر است. و اگر سوابق فضیلتی که مؤمنان به سبب آن بر یکدیگر برتری پیدا می‌کنند نبود می‌بایست متأخّرین به‌واسطه عمل بسیار خود بر پیشینیان مقدّم باشند. ولی خدای عزّوجلّ هرگز نخواسته شخصی که در پایین‌ترین درجات ایمان قرار دارد به درجه جلوتر برسد و آن کس را که خداوند مؤخّر داشته مقدّم شود و یا آن کس که خدا او را مقدّم داشته مؤخّر گردد». عرض کردم: «آنچه که خداوند مؤمنان را به خاطر سبقت در ایمانشان به آن دعوت کرده به من خبر بده». پس فرمود: «سخن خداوند عزوجل: پیشی‌گیرید به‌سوی آمرزش پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن آسمان و زمین است و برای کسانی که به خدا و پیغمبران وی ایمان آورده‌اند آماده شده و فرموده: ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمقَرَّبُون[۲۰].
  2. حدیث دوم: «أمیرالمؤمنین(ع): وَ أَمَّا الْإِیمَانُ وَ الْکُفْرُ وَ الشِّرْکُ وَ زِیَادَتُهُ وَ نُقْصَانُهُ فَالْإِیمَانُ بِاللَّهِ تَعَالَی هُوَ أَعْلَی الْأَعْمَالِ دَرَجَهًًْ وَ أَشْرَفُهَا مَنْزِلَهًًْ وَ أَسْنَاهَا حَظّاً فَقِیلَ لَهُ الْإِیمَانُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ أَمْ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ فَقَالَ الْإِیمَانُ تَصْدِیقٌ بِالْجَنَانِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ وَ هُوَ عَمَلٌ کُلُّهُ وَ مِنْهُ التَّامُّ وَ مِنْهُ الْکَامِلُ تَمَامُهُ وَ مِنْهُ النَّاقِصُ الْبَیِّنُ نُقْصَانُهُ وَ مِنْهُ الزَّائِدُ الْبَیِّنُ زِیَادَتُهُ فَلَوْ کَانَ الْإِیمَانُ کُلُّهُ وَاحِداً لَا زِیَادَهًَْ فِیهِ وَ لَا نُقْصَانَ لَمْ یَکُنْ لِأَحَدٍ فَضْلٌ عَلَی أَحَدٍ وَ لَتَسَاوَی النَّاسُ فَبِتَمَامِ الْإِیمَانِ وَ کَمَالِهِ دَخَلَ الْمُؤْمِنُونَ الْجَنَّهًَْ وَ نَالُوا الدَّرَجَاتِ فِیهَا وَ بِذَهَابِهِ وَ نُقْصَانِهِ دَخَلَ الْآخَرُونَ النَّارَ وَ کَذَلِکَ السَّبْقُ إِلَی الْإِیمَانِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُون»؛ «امام علی(ع) می‌فرمایند: ایمان و کفر و شرک و کم و زیادی آنها از این قرار است، ایمان به خداوند بالاترین اعمال می‌باشد و در مرتبه عالی قرار دارد و گرامی‌تر از آن مقامی نیست و بهره‌اش از همه افزون‌تر است. گفته شد: «یا امیرالمؤمنین(ع)! ایمان، گفتار و کردار است و یا تنها گفتار می‌باشد». فرمود: «ایمان گواهی به قلب و اعتراف در زبان و عمل به اعضاء و جوارح می‌باشد، ایمان همه‌اش عمل است، ایمان گاهی کامل و گاهی نیمه کامل و زمانی ناقص و گاهی هم زائد است، به‌طوری‌که این نقصان و زیادت به وضوح دیده می‌شود. اگر همه در ایمان با هم مساوی بودند کسی را بر کسی فضیلت و برتری نبود، با ایمان کامل مؤمنان وارد بهشت می‌گردند و به درجات آن نائل می‌شوند. اگر کسانی ایمان آنها ناقص باشد و یا ایمان خود را از دست بدهند وارد دوزخ می‌شوند، کسانی که در ایمان سابقه دارند بر دیگران برتری پیدا می‌کنند، خداوند در قرآنش فرموده: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ المُقَرَّبُون»[۲۱].[۲۲]

زراره، ابوبصیر، محمد بن‌ مسلم و برید

  1. حدیث اول: «عَنْ أَبِی عُبَیْدَهًَْ الْحَذَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) یَقُولُ: زُرَارَهًُْ وَ أَبُوبَصِیرٍ وَ مُحَمَّدُ‌ بْنُ‌ مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدٌ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»؛ «ابوعبیده حذّاء گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می‌فرمود: زراره و ابوبصیر و محمّد بن‌ مسلم و برید از کسانی هستند که خداوند متعال درباره آنها فرموده است: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» [۲۳].
  2. حدیث دوم: «عن الصّادق(ع) انه قال: أَحَبُّ النَّاسِ إِلَیَّ أَحْیَاءً وَ أَمْوَاتاً أَرْبَعَهًٌْ: بُرَیْدُ‌ بْنُ‌ مُعَاوِیَهًَْ بِالْبَاءِ الْمُفْرَدَهًِْ الْمَضْمُومَهًِْ وَ الرَّاءِ الْمُهْمَلَهًِْ الْمَفْتُوحَهًِْ الْبَجَلِیُّ وَ زُرَارَهًُْ وَ مُحَمَّدُ‌ بْنُ‌ مُسْلِمٍ وَ أَبُوبَصِیرٍ. قَالَ(ع) فِی الْأَرْبَعَهًِْ الْمَذْکُورِینَ: إِنَّهُمْ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی:﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»؛ «از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: محبوب‌ ترین مردم نزد من چه زنده باشند چه مرده، چهار نفر هستند: برید بن معاویه، برید بجلّی، زراره، محمّد بن‌ مسلم و ابوبصیر... امام(ع) در مورد چهار نفر مذکور فرمود: «آنها از کسانی هستند که خدای تعالی [درباره‎ آنها] فرمود: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»[۲۴].
  3. حدیث سوم: «قال الصّادق(ع): إِنِّی لَأُحَدِّثُ الرَّجُلَ بِالْحَدِیثِ وَ أَنْهَاهُ عَنِ الْجِدَالِ وَ الْمِرَاءِ فِی دِینِ اللَّهِ وَ أَنْهَاهُ عَنِ الْقِیَاسِ، فَیَخْرُجُ مِنْ عِنْدِی فَیَتَأَوَّلُ حَدِیثِی عَلَی غَیْرِ تَأْوِیلِهِ، إِنِّی أَمَرْتُ قَوْماً أَنْ یَتَکَلَّمُوا وَ نَهَیْتُ قَوْماً فَکُلٌّ تَأَوَّلَ لِنَفْسِهِ یُرِیدُ الْمَعْصِیَهًَْ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ، فَلَوْ سَمِعُوا وَ أَطَاعُوا لَأَوْدَعْتُهُمْ مَا أَوْدَعَ أَبِی أَصْحَابَهُ، إِنَّ أَصْحَابَ أَبِی کَانُوا زَیْناً أَحْیَاءً وَ أَمْوَاتاً أَعْنِی زُرَارَهًَْ وَ مُحَمَدِ بْنَ مُسْلِمٍ وَ مِنْهُمْ لَیْثٌ الْمُرَادِیُّ وَ بُرَیْدٌ الْعِجْلِیُّ، هَؤُلَاءِ الْقَوَّامُونَ بِالْقِسْطِ هَؤُلَاءِ الْقَوَّامُونَ بِالْقِسْطِ وَ هَؤُلَاءِ ﴿السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»؛ «امام صادق(ع) می‌فرمایند: من به مردی حدیث می‌گویم و او را از جدال و ستیز در دین خدا و قیاس نهی می‌کنم؛ سپس از نزد من بیرون می‌رود و سخن مرا بر خلاف حقیقتش تفسیر می‌کند، من به گروهی دستور داده‌ام که سخن بگویند و گروهی را نهی کرده‌ام ولی هر کدام به دلخواه خود [سخن مرا] توجیه می‌کنند تا خدا و پیامبرش را معصیت کنند و اگر می‌شنیدند و اطاعت می‌کردند، چیزی به آنها می‌گفتم که پدرم به اصحابش گفت، اصحاب پدرم در حال حیات و ممات مایه‌ زینت بودند؛ مقصودم زراره و محمّد بن‌ مسلم است و از جمله‌ آنها است؛ لیث مرادی و برید عجلی، اینها قیام‌ کنندگان به عدالت‌اند، اینها قیام‌کنندگان به عدالتند و اینها هستند: ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»[۲۵].[۲۶]

دلالت آیه

افضلیت امیرالمومنین(ع)

علامه حلی در کتاب منهاج الکرامه می‌نویسد: «آیه ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ، نص در افضلیت امیرالمؤمنین(ع) است چرا که بر اساس روایات صحیح نزد شیعه و اهل سنت، در هر امتی سبقت گیرنده‌ای وجود دارد که این سبقت گیرندگان مقربند و سبقت گیرنده این امت، امیرالمؤمنین(ع) است؛ به همین روی او مقرب و افضل از سایرین است و تنها او شایستگی خلافت پس از رسول خدا(ص) را دارد. احادیثی که امیرالمؤمنین(ع) را سبقت گیرنده از این امت در پذیرش اسلام، معرفی می‌کنند در مصادر حدیثی و تفسیری معتبر اهل سنت آمده و در آنها تصریح شده که در این امت تنها یک سبقت گیرنده وجود دارد و آن نیز امیر المؤمنین(ع) است. به عنوان نمونه: ابو نعیم حافظ در ذیل این آیه از ابن عباس روایت می‌کند که گفت: سبقت گیرنده [به اسلام]، علی بن ابی‌طالب(ع) است. ابن مغازلی شافعی نیز از مجاهد از ابن عباس روایت می‌کند که در تفسیر آیه ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ گفت: یوشع بن نون در (ایمان به) موسی پیشی گرفت و موسی بر دعوت فرعون [به یگانه پرستی] پیشی گرفت و صاحب یاسین در [ایمان به] عیسی پیشی گرفت و علی(ع) در [ایمان به] محمد(ص) پیشی گرفت. این فضیلت برای احدی از صحابه جز امیرالمؤمنین(ع) ثابت نشده است، از این رو ایشان افضل و در نتیجه امام است»[۲۷].[۲۸]

امامت امیرالمومنین(ع)

پس از اثبات افضلیت امیرالمؤمنین(ع) از این آیه، امامت آن حضرت از طریق حکم عقلی لزوم تقدیم افضل بر مفضول ثابت خواهد شد[۲۹].

منابع

پانویس

  1. سوره واقعه آیه ۱۰ و ۱۱.
  2. حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۱۳، ح۹۲۴؛ سیوطی، الدّرّالمنثور، ج۶، ص۱۵۴.
  3. همان، ج۲، ص۲۱۵ و ۲۱۶، ح۹۲۷.
  4. احقاق الحق، ج۳، ص۱۱۴ تا ۱۲۰.
  5. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن ج۹، ذیل آیه مورد بحث.
  6. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۹۷ ـ ۹۸.
  7. مجلسی، بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۷۹و ج۲۵، ص۶۴.
  8. مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۵، ص۵۲؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۴۶۵.
  9. بحارالأنوار، ج۱۶، ص۱۲۰؛ صدوق، الأمالی ص۶۳۰؛ تأویل الآیات الظاهره، ص۵۸۷؛ القمی، ج۲، ص۳۴۶.
  10. بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۹۶؛ فرات الکوفی، ص۴۶۴.
  11. بحارالأنوار، ج۳۶، ص۴۰۱؛ تأویل الآیات الظاهرهً، ص۶۲۰؛ نعمانی، الغیبهًْ، ص۹۰.
  12. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۵، ص۴۵۸.
  13. شواهدالتنزیل، ج۲، ص۲۹۵؛ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۳۵؛ الأمالی للطوسی، ص۷۲.
  14. بحارالأنوار، ج۲۴، ص۸؛ کتاب سلیم بن قیس، ص۹۳۶.
  15. بحارالأنوار، ج۳۱، ص۳۷۷/ إرشادالقلوب، ج۲، ص۲۶۰/ الأمالی للطوسی، ص۵۴۹.
  16. العمده، ص۲۲۱.
  17. بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۳۵/؛ عیون أخبارالرضا (ع)، ج۲، ص۶۵؛ روضة الواعظین، ج۱، ص۸۵؛ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۲۹۵ و ج۲، ص۲۹۶.
  18. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۵، ص۴۶۴.
  19. بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴؛ المناقب، ج۴، ص۲۸۳.
  20. الکافی، ج۲، ص۴۰؛ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۳۰۸.
  21. بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۸ و ج۹۰، ص۵۳.
  22. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۵، ص۴۵۸.
  23. حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۱۴۴؛ رجال الکشی، ص۱۳۶؛ روضة الواعظین، ج۲، ص۲۹۰.
  24. رجال ابن داود، ص۱۵۷.
  25. روضه الواعظین، ج۲، ص۲۹۰.
  26. برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت، ج۱۵، ص۴۶۸.
  27. منهاج الکرامه، ص ۱۲۸ - ۱۲۹.
  28. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۹۵ ـ ۹۷.
  29. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵، ص۹۵ ـ ۹۷.