ابوالادیان

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدیعلیه السلام است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

ابوالادیان از شاهدان نماز حضرت مهدیعلیه السلام بر پیکر امام عسکریعلیه السلام و از خدمتکاران خانه امام حسن عسکریعلیه السلام بود که افزون بر حضور در خانه آن بزرگوار، سرپرست امور نامه‌‏های آن حضرت و بردن آن‏ها به شهرهای مختلف نیز بود[۱].

مقدمه

  • ابوالادیان از کسانی است که روایت شهادت امام عسکریعلیه السلام و نماز خواندن حضرت مهدیعلیه السلام بر آن حضرت را ذکر کرده است. وی گوید: من خدمتکار امام حسن عسکریعلیه السلام بودم و نامه‏‌های او را به شهرها می‌‏بردم. در آن بیماری که منجر به فوت او شد، نامه‌‏هایی نوشت و فرمود:"آن‏ها را به مداین برسان. چهارده روز این‏جا نخواهی بود و روز پانزدهم وارد سامرّا خواهی شد و از آن‏جا صدای واویلا می‌‏شنوی و مرا در محل غسل می‌‏یابی. پرسیدم: ای آقای من! چون این امر واقع شود، امام و جانشین شما که خواهد بود؟ فرمود: هرکس پاسخ‏نامه‌‏های مرا از تو خواست، همو قائم پس از من خواهد بود. گفتم: دیگر چه؟ فرمود: کسی که بر من خواهد بود. گفتم: دیگر چه؟ فرمود: کسی که خبر دهد در آن همیان چیست، همو قائم پس از من خواهد بود. بزرگواری آن حضرت مانع شد که از او بپرسم در آن همیان چیست. نامه‌‏ها را به مداین بردم و پاسخ آن‏ها را گرفتم و همان‏گونه که فرموده بود، روز پانزدهم به سامرّا رسیدم. ناگاه صدای واویلا از سرای او شنیدم و او را بر محل غسل یافتم. برادرش جعفر بن علی را بر در سرا و شیعیان را بر در خانه‏‌اش دیدم که وی را به مرگ برادر تسلیت و بر امامت تبریک می‌‏گویند. با خود گفتم: اگر این امام است که امامت باطل خواهد بود؛ زیرا می‌‏دانستم او شراب می‌‏نوشد و قمار می‌‏کند و تار می‏زند. پیش رفتم و تبریک و تسلیت گفتم. او از من چیزی نپرسید. آن‏گاه عقید بیرون آمد و به جعفر گفت: ای آقای من! برادرت کفن شده است؛ برخیز و بر او نماز بگزار! جعفر بن علی داخل شد و برخی از شیعیان مانند سمّان و حسن بن علی- که معتصم او را کشت و به سلمه معروف بود- اطراف وی بودند. چون به سرا درآمدیم، حسن بن علی را کفن شده، بر تابوت دیدم. جعفر بن علی پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد. چون خواست تکبیر گوید، کودکی گندمگون با گیسوانی مجعّد و دندان‏‌های پیوسته بیرون آمد و ردای جعفر بن علی را گرفت و گفت: ای عمو! عقب برو که من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم. جعفر بن علی با چهره‏‌ای رنگ‌‏پریده و زرد، عقب رفت. آن کودک پیش آمد و بر او نماز گزارد. آن حضرت کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد. سپس گفت: ای بصری! پاسخ نامه‌‏هایی را که همراه تو است، بیاور. آن‏ها را به او دادم و با خود گفتم: این دو نشانه. باقی می‌‏ماند همیان. آن‏گاه نزد جعفر بن علی رفتم؛ در حالی که او آه می‌‏کشید، حاجز وشّاء به او گفت: ای آقا من! آن کودک کیست تا بر او اقامه حجّت کنیم؟. گفت: به خدا سوگند! هرگز او را ندیده‏‌ام و او را نمی‏‌شناسم. نشسته بودیم که گروهی از اهل قم آمدند و از حسن بن علیعلیه السلام پرسش کردند. فهمیدند او درگذشته است و گفتند: به چه کسی تسلیت بگوییم؟. مردم به جعفر بن علی اشاره کردند. آنان بر او سلام کردند و به او تبریک و تسلیت گفتند و از وی پرسیدند: همراه ما نامه‌‏ها و اموالی است؛ بگو نامه‌‏ها از کیست و اموال چقدر است؟. جعفر بن علی در حالی که جامه‌‏های خود را تکان می‌‏داد، برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب می‌‏خواهید؟. راوی گوید: خادم از خانه بیرون آمد و گفت: نامه‌‏های فلانی و فلانی همراه شما است نیز همیانی که درون آن، هزار دینار است و نقش ده دینار آن محو شده است. آنان نامه‌‏ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن‏که تو را برای گرفتن اینها فرستاد، همو امام است. جعفر بن علی نزد معتمد عباسی رفت و ماجرای آن کودک را گزارش داد. معتمد کارگزاران خود را فرستاد. صقیل جاریه را گرفتند و از وی آن کودک را طلب کردند. صقیل منکر او شد و مدعی شد باردار است، تا به این وسیله، کودک را از نظر آنان مخفی سازد. وی را به ابن الشوارب قاضی سپردند، تا این‏که مرگ ناگهانی عبید اللّه بن یحیی بن خاقان و شورش صاحب زنج در بصره پیش آمد؛ ازاین‏رو از آن کنیز غافل شدند و او از دست آن‏ها گریخت[۲][۳].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۳۲-۳۴.
  2. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۷۵؛ باب ۴۳، ح ۲۵. ر. ک: نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئة، ص ۱۵۷؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۰۱
  3. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص۳۲-۳۴.