امام حسن عسکری (ع) برای اعلام ولادت امام مهدی (ع) چه برنامهای داشت؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث مهدویت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.
«با توجه به جایگاه بسیار مهم حضرت مهدی (ع) در آینده بشر و اسلامامام باید به گونهای معرفی شود که اسرارش فاش نگردد و جانش به خطر نیفتد. این وظیفه حساس بر عهده امام حسن عسکری (ع) بود. او با اقدامهای بسیار دقیق و حساب شده این مهم را به خوبی انجام داد. اقدامهای آن بزرگوار در دوران پنج ساله نخست زندگی حضرت مهدی (ع)، در چند مرحله قابل بررسی است.
اتمام حجت بر جمعی از شیعیان: جمعی از شیعیان نزد امام حسن عسکری (ع) شتافتند، تا درباره امام دوازدهم بپرسند. در این محفل، چهل تن حضور داشتند. عثمان بن سعید عمری به امام عرض کرد: "ای فرزند رسول خدا! می خواهم چیزی بپرسم که از من به آن آگاه ترید. امام فرمود: بنشین عثمان! عثمان میخواست خشمگینانه بیرون رود که امام فرمود: هیچ کس بیرون نرود. پس از گذشت ساعتی با صدای رسا عثمان را فرا خواند. عثمان بیدرنگ ایستاد. امام فرمود: آیا به شما خبر دهم برای چه گرد آمدهاید؟ عثمان عرض کرد: آری فرزند رسول خدا فرمود: آمده اید درباره حجت بعد از من بپرسید؟ عرض کردند: آری در این هنگام کودکی زیبا که از همه به امامابو محمد حسن عسکری (ع) شبیهتر مینمود، بیرون آمد. امام (ع) فرمودند: این فرزند، پس از من، پیشوای شما و جانشین من است. او را پیروی کنید و پراکنده امشوید، تا در دین خود هلاک نگردید. آگاه باشید که دیگر او را تا پایان عمرش، نخواهید دید. آنچه عثمان می گوید بپذیرید و به فرمانش گردن نهید که او جانشینامام شماست و فرمان به دست اوست[۶].
«با توجه به شرایط خاص، امام حسن عسکری (ع) باید همزمان دو برنامه را پیش ببرد؛ یعنی در همان حال که مراقب است دشمن از تولد فرزندش با خبر نشود و ولادت او پوشیده بماند، برای جلوگیری از گمراهیشیعیان و انحراف از مسیر امامت و رهبری، آنان را از ولادت فرزندش که همان جانشین بر حق اوست آگاه سازد. اقداماتی که توسط امام یازدهم صورت گرفت علاوه بر آنکه نوعی خبر دادن از ولادت فرزند بود، همچنین در متن خود اثبات مهدی (ع) را نیز به همراه داشت.
دیدارهایدیدارهای فردی: در خبری از عَمرو اهوازی نقل شده است: «أَرّانِي ابو محمد ابنه و قال هذا صاحبكم من بعدي»[۹]احمد بن اسحاق که از بزرگان شیعه و از پیروان ویژه امام یازدهم است میگوید: خدمت امام عسکری (ع) شرفیاب شدم و میخواستم دربارۀ امام پس از او سؤال کنم؛ ولی پیش از آن که سخنی بگویم، فرمود: ای احمد! همانا خدای تعالی از آن زمان که آدم را آفریده، زمین را از حجت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد. به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمین برداشته میشود و [به برکت وجود او] باران باریده و بهرههای زمینی بیرون میآید. عرض کردم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت و در حالی که پسری سه ساله بر دوش داشت که رویش همانند ماه تمام میدرخشید، فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعال و حجتهای او گرامی نبودی، این پسرم را به تو نشان نمیدادم. همانا او هم نام و هم کنیه رسول خداست و کسی است که زمین را از عدل و داد پر میکند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است. گفتم: سرور من! آیا نشانهای هست که قلبم به آن آرام گردد؟! [در این هنگام] آن کودک لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت: من بقیة الله در زمین هستم که از دشمنانخداانتقام خواهم گرفت. ای احمد بن اسحاق، پس از این که با چشم خود میبینی در پی نشانه مباش!. احمد بن اسحاق گوید: پس از شنیدن این سخنان با شادمانی از خانه امام بیرون شدم[۱۰]
دیدارهایدیدارهای گروهی: محمد بن عثمان[۱۱] و چند تن دیگر از بزرگان شیعهنقل میکنند: چهل نفر از شیعیان نزد امام یازدهم گرد آمدیم. آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: پس از من، این امام شما و جانشین من است. از او فرمان برید و بعداز من در دین خود پراکنده نشوید که هلاک خواهید شد و [بدانید که] پس از امروز، او را نخواهید دید[۱۲].
۲. سنت عقیقه: یکی از برنامههای دینی و سنتهای اسلامی، عقیقه کردن و ولیمه دادن برای نوزاد است؛ یعنی گوسفندی قربانی کرده، جماعتی از مردم را میهمان مینمایند که در سلامتی و طول عمر فرزند، تأثیر فراوان دارد. امام حسن عسکری (ع) بارها برای فرزندش عقیقه کرد،[۱۳] تا ضمن عمل به این سنت نیکوی پیامبر گروههای بسیاری از شیعیان را از ولادت امام دوازدهمآگاه سازد. محمد بن ابراهیم گوید: أن أبا محمد بعث إلي بعض من سماه لي بشاة مذبوحة و قال هذه من عقيقة ابني محمد.[۱۴].
۳. نامه نگاری: یکی از نوادگان احمد بن اسحاق قمی که از برجستگان و شایستگان شیعه است میگوید: نامهای از مولایمان حضرت عسکری به جد بزرگوارم احمد بن اسحاق که نماینده آن حضرت بود رسید که در آن، به خط آن حضرت آمده بود:«ولد لنا مولود فليكن عندك مستورا و عن جميع الناس مكتوما فإنا لم نظهر عليه إلا الاقرب لقرابته و الولي لولايته أحببنا إعلامك ليسرك الله له مثل ما سرنا به و السلام»[۱۵].
۴. اطلاعرسانی توسط دیگر افراد مطلع: ولادت امام مهدی (ع) و نیز امامت ایشان پس از امام یازدهم توسط برخی افراد نیز به بیت امام حسن عسکری (ع) گزارش شده است. در این قسمت به برخی از این گزارشها اشاره میکنیم:
دیدارهایحکیمه خاتون (عمه امام عسکری (ع)): حکیمه دختر امام جواد (ع) و عمهامام حسن عسکری (ع)، از زنان والا مقام نزد امامان (ع) بوده است. وی به دستور مستقیم امام عسکری (ع)، در شب ولادت حضرت مهدی (ع) حضور داشت و بخش فراوانی از روایات آن حضرت، از سوی این بانوی بزرگوار نقل شده است. در گزارشهای مربوط به این بانوی بزرگوار، علاوه بر بیان جریان ولادت امام مهدی (ع) به لطایف دیگری نیز اشاره شده است که نشانه درک بالا و عمق معرفت این بانوی والا مقام است.[۱۶].
دیدارهایابوالادیان: وی یکی از خدمتکاران خانهامام حسن عسکری (ع) بود که از جمله وظایف او، تصدی امور نامههای آن حضرت و بردن آنها به شهرهای مختلف بود. او یکی از کسانی است که حضور آشکار و نماز خواندنحضرت مهدی (ع) بر پیکر مبارکامام حسن عسکری (ع) را ذکر کرده است. این دیدار عام به شکلی، اعلام عمومی ولادت و نیز امامتامام مهدی (ع) را به همراه دارد. او میگوید: فتقدم جعفر بن علي ليصلي عليه أخيه، فلما هم بالتكبير خرج صبي بوجهه سمرة بشعره قطط بأسنانه تفليج فجبذ برداء جعفر بن علي و قال: تأخر يا عم فأنا أحق بالصلاة علي أبي فتأخر جعفر و قد اربد وجهه و اصفر فتقدم الصبي و صلى عليه.[۱۷].
دیدارهایابونصر طریف: این شخص نیز از موالیانامام حسن عسکری (ع) بود که توفیق دیدار خود با امام مهدی (ع) را به این صورت گزارش کرده است: بر صاحب الزمان وارد شدم فرمود: برایم صندل سرخ بیاور، برایش آوردم، سپس فرمود: آیا مرا میشناسی؟ گفتم: آری، فرمود: من کیستم؟ گفتم: شما آقای من و فرزند آقای من هستید، فرمود: از این نپرسیدم، طریف گوید: گفتم: فدای شما شوم، برایم بیان کنید، فرمود: من خاتم الأوصیاء هستم و خدای تعالی به واسطه من بلا را از خاندان و شیعیانم برطرف میکند [۱۸][۱۹].
«در عین اینکه بنابر مخفی و پنهان نگه داشتن ولادت امام مهدی بود، امام عسکری (ع) از هنگام ولادت آن حضرت تا هنگام شهادت خود بارها آقازاده را به دوستان و خویشان نزدیکش نشان داد تا آنان از وجودش آگاه شده به شیعیان خاص خبر دهند تا از گمراهینجات یابند. در اینجا به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
احمد بن اسحاق از بزرگان شیعه و پیروان ویژه امام عسکری (ع) بود، میگوید: خدمت امام عسکری (ع) شرفیاب شدم و خواستم در مورد جانشین پس از او پرسش کنم، آن حضرت بدون اینکه من سؤال کنم، فرمود: ای احمد! همانا خدای متعال ازآن هنگام که آدم را آفریده زمین را خالی از حجت نگذاشته و نیز تا قیامت خالی نخواهد گذاشت. به خاطر حجت خدا، ازاهل زمین رفع بلا میشود و باران میبارد و برکاتزمین خارج میشود. عرض کردم: آقا، امام و جانشین پس از شما کیست؟ آن حضرت شتاب به اندرون خانه رفت و بازگشت، در حالی که پسری سه ساله که رویی همانند ماه داشت بر شانه خویش حمل میکرد و فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعال و حجتهای او گرامی نبودی این پسرم را به تو نشان نمی دادم، همانا او هم نام رسول خدا و هم کنیه اوست. او کسی است که زمین را پر از عدل و داد پر میسازد، همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد. ای احمد بن اسحاق مثل او در این امت مثل "حضرت خضر (ع)" و "ذوالقرنین" است. سوگند به خدا غایب میشود، به طوری که در زمان غیبت او از هلاکتنجات نمییابد، مگر کسی که خداوند او را برای اعتراف به امامت وی ثابت بدارد و موفق سازد که برای تعجیل فرج او دعا کند. عرض کردم سرور من آیا نشانهای دارد که دل من به آن اطمینان پیدا کند؟ دراین هنگام آن پسر به عربی فصیح گفت: "منم بقیة الله در زمین" همانکه از دشمنانخداانتقام میگیرد. ای احمد بن اسحاق، پس از مشاهده عینی دنبال اثر نگرد...".[۲۰].
جعفر بن محمد بن مالک، از جماعتی از شیعهنقل میکند که امام عسکری (ع) به آنان فرمود:آمدهاید از حجت بعد از من سؤال کنید؟ عرض کردند: آری، ناگهان پسری چون قرص قمر که از هر کسی به آن حضرت شبیهتر بود نمایان شد، امام فرمود: این امام و جانشین من بر شماست، فرمانش را اطاعت کنید و پراکنده نگردید که هلاک میشوید. آگاه باشد که شما پس ازاین او را نمیبینید تا عمر او کامل شود، از "عثمان بن سعید" (اولین نایب خاص از نواب اربعه) آنچه را میگوید بپذیرید و فرمان او را اطاعت کنید که او جانشینامام شماست و کار به دست اوست"[۲۱].
قابلهای از غیر شیعهدعوت میکند تا گواه ولادت آن حجتخدا باشد، تا حجّت بر عدهای از صالحاناهل سنت تمام شود، که همین بانو موجب شیعه شدن برخی از اعضای خانوادهاش شده است.
مولود مسعود را در مناسبتهای گوناگون به افراد مورد اعتماد و یاران و شیعیان عرضه مینمود تا حجّتخدا را با چشم خود ببینند و دیگر سخن دشمنان را در حق او باور نکنند. حجتخدا را در جمع شیعیان حاضر میکند که در حضور پدر به پرسشهای آنها پاسخ دهد، اموال آنها را دریافت نماید و در بین آنها داوری کند.
↑کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۳۲، ب ۴۲، ح ۱۰؛ امام عسکری برای یکی از شیعیان خود، گوسفندی سربریدهای فرستاد و فرمود: این از عقیقه فرزندم، محمد است
↑کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۳۴، ح ۱۵؛ برای ما فرزندی به دنیا آمد. این رازی است که باید نزد تو باشد و از مردم پوشیده بماند. ما [ولادت] او را جز برای نزدیکترین بستگان و دوستان آشکار نکردیم. دوست داشتیم آن را به شما اعلام کنیم، تا خداوند تو را به وسیله آن، شاد گرداند؛ همانگونه که ما را به وسیله او شاد کرد. والسلام.
↑کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۴۷۵؛ جعفر بن علیّ پیش رفت تا بر برادرش نماز گزارد و چون خواست تکبیر گوید کودکی گندم گون با گیسوانی مجعد و دندانهای پیوسته بیرون آمد و ردای جعفر بن علیّ را گرفت و گفت: ای عمو! عقب برو که من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم. و جعفر با چهرهای رنگ پریده و زرد عقب رفت. آن کودک پیش آمد و بر او نماز گزارد