استعانت در قرآن
معناشناسی
یکی از وظایف هر مسلمانی تدبر در آیات قرآنی است. فهم قرآن کمک میکند تا درک درستی از نگرش خداوند به مسایل و خواستهها و وظایف و تکالیف خود پیدا کنیم. یکی از موضوعات کلیدی در قرآن مسأله توحید است که از آن به ام المسایل تعبیر میشود؛ زیرا درک و فهم این مسأله با سرنوشت انسان در ارتباط است. اگر انسان درک و تصوری درست از حقیقت توحید نداشته باشد نمیتواند مسیر خود را به درستی بشناسد و در آن حرکت نماید. بسیاری از کسانی که به دوزخ شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت گرفتارند کسانی هستند که شناختی ایشان از توحید درست نبوده و نیست و زندگی خود را بر اصل نخستین دین یعنی توحید سامان نمیدهند، وجوه و مسایل ریز و درشت آن را نمیدانند و در زندگی بر مدار توحید زندگی نمیکنند. در حالی که عقل به کار میگرفتند و یا در آن چه از بزرگان و دیگران شنیدهاند،تعقل میکردند، هرگز از مدار توحید خارج نمیشدند و شقاوت ابدی را برای خود رقم نمیزدند[۱].
وجوه اصلی توحید بلکه از اصلیترین وجوه آن، توحیدی عبادی و سپس توحید استعانتی است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است و از مسلمانان خواسته شده تا روزانه دهها بار آن را تکرار کنند تا هرگز دچار غفلت از آن نگردند که شقاوت دنیوی و سختیها و رنج آن را و نیز شقاوت ابدی را برای خود میسازند. کسانی که در زندگی روزانه خود دچار مشکلات میشوند کسانی هستند که دمی دچار غفلت از خدا و توحید و ابعاد آن شدهاند. در داستان حضرت یوسف(ع) دمی غفلت موجب میشود که سالیانی رنج و شقاوت زندان را تحمل کند.[۲] حضرت موسی(ع) نیز به غفلتی رنج سفر بیش تری را متحمل میشود.[۳] خداوند در قرآن گزارشهای بسیاری را آورده است که در ارتباط با غفلت از توحید و دستورهای الهی است.
توحید استعانتی آن چنان مهم است که خداوند آن را در کنار توحید عبادی بیان میکند و از مردمان میخواهد در همه امور خویش به خداوند استعانت ورزند و در هیچ امری کوچک و بزرگ غافل از استعانت به خدا نشوند؛ چراکه همه بدبختیهای بشر برخاسته از همین غفلت از توحید عبادی و استعانتی است که موجب کفر و شرک در این دو حوزه از توحید میشود.
اما استعانت چیست؟ استعانت از ریشه عربی عون به معنای کمک، پشتیبانی و یاری خواستن آمده است[۴]. از آیات قرآنی این معنی به دست میآید که از مهمترین جلوههای توحید، استعانتجویی به خداوند است. خداوند در این باره به صراحت میفرماید که مؤمنان بگویند: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾[۵] مطابق دستور ادبیات عرب، مقدّمشدن «ایّاک» بر دو فعل پس از خود، نشانگر انحصار و به این معناست که: بارخدایا! تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میطلبیم.
البته انسان از دیگران برای کارهای خویش معاونت میگیرد و کسی یا کسانی را معاون خود میکند. همچنین یکی از مهمترین دستورها و آموزههای اسلامی در امت سازی، دستور معاونت و همکاری و تعاون در کارهای نیک و خیر است. خداوند میفرماید: ﴿وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى ﴾[۶].
اما باید توجه داشت که استعانت و یاری جز از خداوند سزاوار نیست و اگر به دیگری مراجعه میشود در حد همان اسباب و وسایل است و گرنه یاری کننده واقعی و حقیقی خداوند است که تاثیر را در اسباب میگذارد. کسی که معتقد است که خداوند منشای هر چیزی است و آفریدگار و پروردگار است، توجه به همین امور موجب میشود تا تنها به خداوند استعانت بجویید. از این روست که در آیات قرآنی استعانت از خداوند را مربوط به حوزه ربوبیت الهی دانسته است. البته برخی بر این باورند که استعانت در هر حال مشکل دارد و آن چه خداوند دستور میدهد، تعاون به یک دیگر است؛ بنابراین میان دو امر استعانت تنها به خدا و تعاون به دیگر تضاد نیست[۷].
استعانت در قرآن
در جهت راهنمایی و دلالت پیامبر خداوند تعلیم میدهد که تنها باید از او کمک بگیرد، و تنها او یاور و پناه است.
- ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ * اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۸]
- ﴿وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا﴾[۹]
- ﴿ِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ﴾[۱۰]
- ﴿قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ﴾[۱۱]
- ﴿قَالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ﴾[۱۲][۱۳].
نکات
استعانتهای مطرح شده در آیات فوق به شرح زیر است:
- از جمله موارد استعانت خواستن از خداوند، هدایت شدن به صراط مستقیم است که هم پیامبر و هم پیروان از خدا میخواهند: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾[۱۴].
- دستور خدا به پیامبر جهت درخواست حجتی روشن: ﴿وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا﴾[۱۵]. از سوی او به صورت یار و مددکاراست.
- استعانت: پشتیبانی خواستن از خدا در برابر افتراهاست ﴿وَرَبُّنَا الرَّحْمَنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ﴾[۱۶]
- استعانت خواستن از خدا در جهت مبارزه با سنتهای جاهلی و حل مشکل ظهار و اجابت خواسته وی از سوی خدا: ﴿قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ﴾[۱۷].
- توجه دادن خداوند پیامبرگرامی اسلام را به استعانت پیامبران پیشینلوط - از خدا برای اصلاح مفاسد و منکرات اجتماعی: ﴿قَالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ﴾[۱۸][۱۹].
کمک خواستن از خداوند
واژه استعانت، مصدر باب استفعال از ریشه «ع ـ و ـ ن» در لغت به معنای کمک و پشتیبانی خواستن است[۲۰]. حقیقتِ استعانت، کمک خواستن شخص از خدا برای دریافت قدرت وتوان بر انجام دادن کار، یا برای سهولت انجام دادن آن است، بهگونهای که از همنوعان وی نیز کمکی ساخته نیست[۲۱]. کارها (در مقایسه با یکدیگر) برخی مهم و برخی غیر مهمّ به نظر میآیند و استعانت، همه امور مهم و غیر مهم را دربرمیگیرد. برخی مصداق کامل و روشن استعانت را امور مهم و حوادث بزرگ دانستهاند[۲۲]. استعانت راستین در صورتی تحقق مییابد که شخص، در هر رخدادی متوجه خدا باشد و فقط از او استعانت بجوید و به استعانت زبانی بسنده نکند[۲۳]، چنان که یکی از اسمای الهی ﴿ٱلْمُسْتَعَانُ﴾[۲۴] و به معنای کسی است که از او میتوان کمک گرفت.
مفهوم استعانت در قرآن کریم در قالب ﴿َ نَسْتَعِينُ﴾[۲۵]، ﴿وَٱسْتَعِينُوا۟﴾[۲۶]، ﴿ٱلْمُسْتَعَانُ﴾[۲۷]، ﴿وَتَعَاوَنُوا۟﴾[۲۸] و ﴿فَأَعِينُونِى﴾[۲۹] آمده است.
واژه نصرت[۳۰] نیز با اندک اختلافی مفهوم عون را میرساند. از مضمون برخی آیات نیز که در آن وسیله جویی[۳۱] و درخواست موسی(ع) برای همکاری هارون از خداوند[۳۲] و کمک خواستن لوط(ع) از قوم خویش[۳۳] مطرح شده، مفهوم استعانت نیز استفاده میشود.[۳۴].
انحصار استعانت از خدا
اکثر قریب به اتفاقمفسران، انحصار استعانت از خدای متعالی را از آیه ۵ سوره حمد استفاده کردهاند: ﴿إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾؛ زیرا تقدیم ضمیر مفعولی «إیّاکَ» بر فعل، بیانکننده انحصار استعانت از خدای سبحان است[۳۵]. عدهای تقدیم ضمیر را برای اهتمام و احترام به یاد و نام خداوند دانستهاند[۳۶]. برخی معتقدند از آیه ﴿وَٱللَّهُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ﴾[۳۷] نیز انحصار یاری جویی از خداوند استفاده میشود[۳۸]. البته بعضی مفسران نیز اصل انحصار استعانت را پذیرفتهاند؛ امّا آن را «ادّعایی» میدانند؛ نه «حقیقی»؛ بدین معنا که انسان فقط در امور مهم از خدا کمک میجوید و مددجویی وی در امور عادی زندگی نادیده گرفته میشود و از روی ادعّا و مبالغه، استعانت را به خدا منحصر میداند[۳۹]. راز انحصار حقیقی استعانت از خدا، به صورتهای گوناگونی قابل ذکر است:
- کسی که از توحید افعالی آگاه است و نظام وجود را صورت فاعلیت خدا میبیند و انحصار تأثیرگذاری حقیقی را در خدا، با برهان یا بهصورت مشاهده مییابد، حصر استعانت را نیز حصر حقیقی و کمک دیگر موجودات را مظهر یاری رساندن خدا میداند[۴۰].
- اسمای حسنای الهی یعنی ﴿اللَّهِ﴾ ﴿رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾ «﴿الرَّحْمَنِ﴾ ﴿الرَّحِيمِ﴾ و ﴿مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ﴾ که قبل از آیه ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾ آمده، هر یک حد وسط برهان حصر استعانت از او نیز خواهد بود؛ مثلاً با استفاده از اسم «اللّه» این گونه استدلال میشود که ذات اقدس خداوند، در بردارنده انحصاری همه کمالات وجودی و یگانه مستعان سراسر عالم هستی است، بنابراین، فقط از وی باید مدد جست[۴۱].
- حدوث و استمرار قدرت انسان بر هر کاری، از جانب خداست، ازاینرو هر کاری که از انسان صادر میشود به خدا نسبت دارد، در عین اینکه به انسان منسوب است و معنای حصر حقیقی استعانت از خدا، همین است[۴۲].
- بر اساس دلایل عقلی و نقلی، اطاعت و ترک گناه، فقط با خواست و قدرت الهی امکانپذیر است، و اراده و کوشش بندگان، به تنهایی آن را فراهم نمیسازد، پس تنها باید از خدا یاریطلبید[۴۳].
- به ثمر رسیدن کار انسان در گرو فراهم شدن اسباب و رفع موانع مناسب با آن است که خداوند ما را به آن توان بخشیده؛ ولی از آنجا که بعضی از این اسباب و موانع در محدوده آگاهی بشر نیست، بلکه فقط در اختیار خداست و فقط او از آن آگاه است، فرموده که فقط از او کمک بجوییم[۴۴].[۴۵].
استعانت از وسایل
ظاهر، بلکه صریح آیات قرآن، بر روا بودن یاری جستن از غیر خدا دلالت دارد، بلکه در بعضی آیات، به کمک گرفتن از غیر خدا امر شده: ﴿وَٱبْتَغُوٓا۟ إِلَيْهِ ٱلْوَسِيلَةَ﴾[۴۶] و به مؤمنان میفرماید: از شکیبایی و نماز یاری جویید: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ﴾[۴۷] و در برخی دیگر، این کار به پیامبران و غیر ایشان نسبت داده شده است، چنانکه موسی همکاری برادر خویش هارون را از خداوند درخواست میکند: ﴿وَٱجْعَل لِّى وَزِيرًۭا مِّنْ أَهْلِى﴾[۴۸] و خداوند نیز به اجابت آن، وعده میدهد: ﴿قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ﴾[۴۹] هنگامیکه عیسی(ع) کفر بنیاسرائیل را دریافت [و فهمید که قصد کشتن او را دارند] گفت: یاران من در راه خدا چه کسانیاند: ﴿فَلَمَّآ أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ ٱلْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ قَالَ ٱلْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ﴾[۵۰] حضرت لوط نیز از قوم خود کمک خواست: ﴿أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌۭ رَّشِيدٌۭ﴾[۵۱]ذوالقرنین نیز گفت: مرا با نیرویی یاری کنید تا میان شما و آنها سدّی استوار قرار دهم: ﴿قَالَ مَا مَكَّنِّى فِيهِ رَبِّى خَيْرٌۭ فَأَعِينُونِى بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا﴾[۵۲] و در آیهای نیز خداوند میفرماید: اگر مسلمانانی که موفق به هجرت نشدهاند از شما در راه دین یاری خواستند، آنان را یاری کنید: ﴿وَإِنِ ٱسْتَنصَرُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ فَعَلَيْكُمُ ٱلنَّصْرُ﴾[۵۳] برخی در جواز استعانت از غیر خدا، به آیه ﴿وَتَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْبِرِّ وَٱلتَّقْوَىٰ﴾[۵۴] نیز استناد کردهاند[۵۵]، پس یاری خواستن از وسایل نه تنها جایز بلکه طبق آیه ۱۵۳ بقره[۵۶] لازم است، افزون بر این، ضرورت اقتضا دارد که انسانها در امور زندگی از یکدیگر یاری بجویند و شیوه همیشگی مسلمانان و غیرمسلمانان نیز همین بوده است[۵۷]. برخی مفسران، در ذیل آیات ۲۸ ـ ۳۰ آلعمران[۵۸] آوردهاند که بیشتر مذاهب چهارگانه اهل سنت، یاریطلبیدن از کفّار را برای مبارزه با گروه دیگری از کافران، جایز دانستهاند. دلیل آنها، روایاتی است که صحیح مسلم در زمینه یاری گرفتن پیامبراکرم(ص) از صفوان بن امیّه در جنگ حُنین و کمک قبیله خُزاعه به حضرت در فتح مکه و استعانت آن بزرگوار از یهود «بنی قَیْنُقاع» و همکاری مشرکی به نام «قُزمان» در جنگ اُحد، نقل کرده است[۵۹]. علاّمه حلی نیز در جواز کمک گرفتن از اهل ذمّه در جنگ با کافران حربی، به بعضی از موارد پیشین استشهاد کرده است[۶۰]، چنانکه صاحب جواهر نیز در استعانت از اهل ذمّه در برابر شورشیان داخلیِ حکومت اسلامی، چنین نظری دارد[۶۱]. مفسران برای جمع میان آیاتی که استعانت را به یاری جستن از خدا منحصر میداند و آیاتی که به استعانت از غیر خدا فرمان داده یا آن را تجویز کرده است، راههایی را ذکر کردهاند:
- چون نظام هستی، صورت فاعلیت حق تعالی است[۶۲] و همه جهان را رب العالمین اداره میکند، هیچ چیزی در جهان، مؤثّر و مستقل وبینیاز از خدا نیست و همه فاعلها، از شئون و درجات فاعلیت خدای سبحان هستند و کارهایشان همه از اوصاف فعلی خداست که از «مقامِ فعل» او انتزاع میشود، به همین جهت، کمک دهی سایر موجودات، جلوه و صورت یاری بخشیدن پروردگار است و هیچ یاریکنندهای در یاری دادن خود استقلال ندارد و استعانت از هر چیزی، استعانت از وجه خدا و فیض اوست؛ نه غیر آن، بنابراین، یاری خواستن از غیر حق با حصر حقیقی استعانت در وی منافاتی ندارد[۶۳].
- چون امر به استعانت از غیر خدا، از جانب خدا صادر شده، هیچ منافاتی با حصر استعانت از خدا ندارد[۶۴]. با توجه به اینکه اشتغال به مناجات با خدا از راه نماز و پیشه کردن صبر که خدا بدانها امر کرده، از مصادیق استعانت از خدای سبحان است؛ نه یاری خواستن از غیر خدا[۶۵]، افزون بر این، قدرت مستعان بر انجام دادن و ادامه هر کاری، از قدرت خدا ناشی میشود، پس ریشه کمک خواستن از غیر خدا و یاری بخشیدن او به خدا باز میگردد[۶۶].[۶۷].
استعانت از خدا و توسل به اولیا(ع)
توسل به پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت حضرت در اظهار نیاز به آنان نیز هیچ منافاتی با حصر استعانت از خدا نداشته، شائبهای از شرک در آن نیست؛ زیرا حقیقت توسّل، تمسّک به گوهرهای گرانسنگ معنوی، یعنی شخصیتهایی است که نزد خدا وجاهت دارند و خدا به آنان قدرت برآوردن حاجات انسانها را عنایت کرده است، تا به اذن خدا حاجت انسان را برآورده سازند، پس شخص متوسل، آنان را واسطه بین خود و خدا قرار میدهد؛ نه اینکه از آنها بهصورت مستقل حاجت بطلبد، افزون بر اینها، خدا در قرآن نیز به اینگونه استعانت و واسطه قرار دادن فرمان داده و آن را تأیید کرده است: ﴿وَٱبْتَغُوٓا۟ إِلَيْهِ ٱلْوَسِيلَةَ﴾[۶۸] در آیات ۹۸ ـ ۹۹ یوسف[۶۹] نیز درخواست فرزندان یعقوب(ع) را از پدر جهت آمرزشطلبی از خدا ذکر و تأیید کرده است.
به گفته شافعی اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله تقرب به خدا هستند[۷۰]، بنابراین، توسل و نیز طلب شفاعت از اولیای خدا با عبادت بتها از ناحیه مشرکان، متفاوت است؛ زیرا آنان حاجاتشان را مستقلاً از بتها میخواستند[۷۱].[۷۲].
مراتب استعانت
همانگونه که عبادت درجات گوناگونی دارد و به عبادت بردگان، تاجران و عاشقان تقسیم میشود، استعانت نیز درجات و مراتبی دارد؛ نازلترین مرتبه آن این است که انسان ابتدا خود را دیده، میگوید: من از خدا یاری میطلبم. اگر کاری را خود انسان انجام دهد، و کمبودش را دیگری جبران و ترمیم کند، دیگری ناصر، معاون و شفیع اوست و کار با نصرت و معاونت و شفاعت انجام گرفته است؛ نه با ولایت؛ ولی اگر انسان، خود را صاحب هیچ سهمی نداند و همه شئون خود را به خدا بسپارد، تحت ولایت خداست: ﴿ٱللَّهُ وَلِىُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُخْرِجُهُم﴾[۷۳] درجات استعانت با مراتب عبادت به هم پیوسته است و به هر میزان که عابد در عبادت، موحّد و در توحید، صادق باشد، استعانتش نیز ظریفتر خواهد بود؛ اگر عبادت به مرحله عالی راه یافت، استعانت نیز به مرحله ولایت میرسد و در استعانت مولّی علیه از ولیّ، عون کامل از آنِ ولیّ است که بر همه شئون مولّی علیه اشراف دارد[۷۴].[۷۵].
عمومیت استعانت
برخلاف پندار برخی مفسران[۷۶]، استعانت از خدای سبحان، به عبادتش منحصر نیست. گرچه مددخواهی از او بلافاصله بعد از حصر عبادت آمده است: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾؛ لکن دلالتی بر خصوص یاری جستن از خدا در عبادت او ندارد، بلکه منظور، انحصارکمک گرفتن از خدا در مطلق امور است و این عمومیت را، افزون بر آیه ۵ سوره حمد از آیات ۴۵ و ۱۵۳ بقره[۷۷] نیز میتوان استفاده کرد؛ زیرا در هیچ یک از این دو آیه، متعلق استعانت بیان نشده است[۷۸].[۷۹].
استعانت از نماز و روزه
به گفته بیشتر مفسران در ذیل آیه ﴿وَٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلْخَـٰشِعِينَ﴾[۸۰] مقصود از «صلوة» نماز[۸۱]، و به گفته برخی، دعا یا صلوات است[۸۲]، و «صبر» مفهوم «پایداری» دارد و گویا تفسیر آن در برخی روایات به «روزه»، از باب بیان مصداق باشد[۸۳]. ویژگیهای بیهمتای صبر و نماز در زمینههای فردی و اجتماعی و مادّی و معنوی، باعث شده تا بر استعانت از این دو تأکید شود؛ زیرا پناه بردن به درگاه عبودیت الهی در نماز، روح ایمان را در بنده بیدار و او را متوجه این حقیقت میسازد که به رشتهای ناگسستنی چنگ زده است. نیز صبر بر گرفتاری، و صبر بر طاعت در برابر معصیت، هر مصیبت بزرگ را کوچک میکند و زمینهساز تسلیم بنده، در برابرخدا میشود. بر پایه روایاتی، هرگاه کار بر رسول خدا(ص) سخت و از چیزی اندوهناک میشد، به نماز پناه میبرد[۸۴]. در روایات، تأکید شده که هنگام شداید و سختیها روزه گرفته، نماز بخوانید[۸۵]. فقیهان نیز با استناد به همین روایات، بر استحباب نمازهای مخصوص، هنگام بروز حوادث دشوار فتوا دادهاند[۸۶].[۸۷].
استعانت به خدا، نشانه توحید کامل
صاحب مجمع البیان طبرسی مینویسد: عبادت و پرستش، نوعی سپاسگزاری و در واقع هدف آن است؛ چراکه پرستش، درحقیقت آخرین مرحله خضوع و عالیترین درجه بزرگداشت است و تنها قدرت شکوهمندی را شایسته و زیبنده است که کلِّ هستی و نعمتها و زندگی و تمایلات و کششها را ارزانی داشته است؛ و از آنجا که در اوج یقین هستیم که جز خدای توانای هستی، هیچکس دیگر توان ارزانیداشتن نعمتها را ندارد، به اینجا میرسیم که پرستش و عبادت، تنها ویژه خداست و برای او.
آری؛ اگر انسان شایسته کرداری به دیگری نیکی کند، بیگمان درخور سپاس است، همانگونه که فرمانبرداری از همنوع ممکن است؛ امّا پرستش، ویژه خدا است و بس.
با توجّه به مطالبی که آمد، روشن میشود دیدگاهی که پرستش را همان فرمانبرداری مینگرد، سست و نادرست است؛ چراکه اطاعت، تنها موافقت فرمان است و بس؛ به همین دلیل نمیتوان به پسری که فرمانبردار پدر و یا بردهای که اطاعت کننده صاحب خویش است، عنوان عبادت کننده و پرستشگر داد. امّا بتپرستان، بتها را پرستش میکردند نه اطاعت؛ زیرا بتها دستور و فرمانی نداشتند تا اطاعت شوند.
منظور از «ایّاک نستعین»، بیان این حقیقت است که «خدایا! توفیق و یاری بر پرستش و بندگیات را تنها از تو میخواهیم و بس»؛ و روشن است که معنای توفیق، ردیفساختن و فراهمآوردن اسباب آن چیزی است که در پیدایش بدانها نیاز هست. از این رو، نمیتوان گفت کسی که دیگری را در کاری یاری میکند، بهاو توفیق داده است؛ چراکه او توانسته فقط یک سبب یا بخشی از کار را ردیف کند، امّا گردآوری و فراهمساختن همه اسباب و مقدّمات، از قلمرو قدرت انسانها خارج و در انحصار خداست؛ و درست به همین دلیل، ارزانیدارنده توفیق، تنها اوست و باید از او توفیق خواست.
دلیل تکرار واژه «ایّاک» این است که چنانچه این واژه فقط یک بار گفته میشد، شاید این پندار پدید میآمد که راه تقرّب به خدا، جمع میان پرستش و یاریخواهی از اوست، و باید هر دو باشند تا به خدا تقرّب جست و با یکی از آن دو نمیتوان به او نزدیک شد؛ درحالیکه چنین نیست. برای نمونه میتوان با تفکّر در عظمت خدا، او را پرستید و به او تقرّب جست؛ گرچه در آن ساعت از او یاری هم نخواست.
در اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود که: چرا ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ﴾ بر ﴿إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾ پیشی گرفته است، با اینکه میدانیم یکتاپرستی و عبادت خدا بدون یاری او نشاید؟ پاسخ این است که: بیتردید یاری خدا مقدّم بر پرستش اوست؛ چراکه اگر کمکی ازجانب او نباشد، انسان ازعهده هیچ کاری برنمیآید. امّا نکته مهم اینجاست که چنین نیست که اگر انسان از خدا یاری نخواست، خدا او را فراموش کند و به وی یاری نرساند. با این بیان، کمکرسانی خدا به انسان از عبادت او جلوتر است، امّا مانعی ندارد که این درخواست پس از پرستش و عبادت او صورت گیرد[۸۸].[۸۹]
عوامل و بسترهای استعانتجویی به خدا
شناخت انسان نسبت به خدا و خویشتن مهمترین عامل در استعانتجویی به خداست. از این روست که در ایاتی قرآنی به ویژه سوره حمد نخست به مسأله الوهیت، مالکیت، ربوبیت، رحمانیت و رحیمیت توجه میدهد و سپس به مسأله پرستش و عبودیت پرداخته و در کنار آن استعانتجویی به خدا را مطرح میکند. این بدان معناست که تنها کسانی بهره مند از توحید عبادی و استعانتی هستند که شناخت جامع و کاملی از صفات الهی به ویژه این صفات پیش گفته داشته باشد.
از آیه ۱۲۸ سوره اعراف نیز همین معنا به دست میآید، هر چند که در این آیه محوریت سخن حاکمیّت مطلق خداوند بر زمین است که آن را عاملی مهم در استعانتجویی بر میشمارد.
عامل مهم دیگر که البته مرتبط با حوزه شناخت از سویی و عمل از سویی دیگر است، تقوای الهی است که در همین آیه یعنی آیه ۱۲۸ سوره اعراف بر آن تاکید و اهتمام شده است. تقوای الهی زمانی شکل میگیرد که انسان خداوند را به درستی بشناسد و از مقام جلال و عظمت الهی خشیت داشته باشد. از این روست که اهل تقوا عالمان اهل خشیت هستند که علم ایشان با عشق از سویی و ترس و خشیت از سوی دیگر آمیخته است و بیهیچ جحد و انکاری نسبت به علم یقینی خود[۹۰]، دل و جانش نسبت به خداوند خشوع و خضوع دارد[۹۱].
به هر حال، عواملی چون شناخت از خداوند و صفاتی حسنای الهی و نیز تقوای عملی که در خشوع و خضوع و خشیت از خدا خود را نشان میدهد،مهمترین عوامل و بسترهایی است که موجب استعانتجویی به خدا و توحید در این حوزه که میتوان آن را مرتبط به توحید فعلی دانست میشود[۹۲].
ابزارهای استعانتجویی به خدا
دانسته شد که یکی از جلوههای اصلی توحید همانا توحید در استعانتجویی به خداست. اما پرسش مهمی که مطرح میشود این است که ما چگونه میتوانیم به خداوند استعانت بجوییم و او را در کارهای خویش به کار گرفته و از معاونت الهی بهره مند شویم؟ چه وسایل و ابزارهایی برای استعانت مطرح است؟
به سخن دیگر، ما دانستیم که خداوند مالک مطلق و آفریدگار و پروردگار جهانیان است و همه چیز در ید قدرت اوست و او تنهاست که میتواند به ما کمک کند؟ ما بر اساس همین نگرش به سمت خدا رفته و درخواست استعانت میکنیم، حال از کجا معلوم که خداوند پاسخی به استعانتجویی ما بدهد؟ چه ابزارهایی وجود دارد که ما بتوانیم بهره مند از عون و معاونت الهی شویم و خداوند به استعانتجویی ما پاسخ مثبت دهد؟؛ چراکه ما بارها دست به سوی خدا دراز کرده و دعا و نیایشها داشته ایم که به ما توجه و عنایتی کند اما اجابتی نشد، از کجا که این استعانتجویی ما مورد قبول قرار گیرد و دست رد بر سینه ما نزند؟ چه چیزی موجب میشود که استعانتجویی ما همراه با پاسخ مثبت معاونت و یاری الهی همراه باشد؟
خداوند در آیاتی به این پرسش پاسخ داده و وسایل و ابزارهایی را بیان کرده است که در این جا به آن اشاره میشود.
۱. صبر: خداوند در آیات ۴۵ و ۱۵۳ سوره بقره میفرماید: اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ؛ به صبر و نماز به خدا استعانتجویید. در این آیه نخستین وسیله ای که برای استعانتجویی به خداوند بدان اشاره شده،صبر است. صبر یک مقام از مقامات انسانی است. حالت و فضلیتی است که قلب انسانی در آن قرار میگیرد و مقاومت و شکیبایی و بردباریاش را افزایش میدهد به گونه ای که در برابر مشکلات درون و بیرون مقاوم بوده و دچار تزلزل، اضطراب و بحران و تشویق نمیشود. علامه طبرسی در مجمع البیان مینویسد: «صبر» بهمعنای «خویشتنداری از هواها و هوسها»، «خودداری از ارضای تمایلات و خواستهها»، و «شکیباییورزیدن» است. شکیبایی بر مصیبت نیز به این معنا است که فرد مصیبتزده خود را از بیتابی و بیقراری باز میدارد؛ و نیز به همین جهت است که ماه رمضان را که ماه خودداری از خواستههای نفسانی است، ماه صبر و شکیبایی نامیدهاند. امّا صبر بر دو گونه است: ۱. خویشتنداری از نزدیکشدن به اموری که دل میپسندد و خواهان آنها است؛ ۲. وادارساختن خود به انجامدادن کارهای شایسته و بایستهای که برخلاف میل باطن است و بسی برای انسان مشکل. امیر مؤمنان(ع) در اشاره به این دو نوع شکیبایی میفرماید: «الصّبر صبران: صبرٌ علي مانكره و صبرٌ علي ماتُحبّ»؛ صبر دو نوع است: خویشتنداری از انجامدادن کارهایی که هوای دل آنها را میپسندد و میخواهد؛ و وادارساختن دل به انجامدادن کارهای خداپسندانه». آیه شریفه فرمان میدهد که از هر دو نوع شکیبایی یاری جویید تا بهسوی کمال انسانی اوج گیرید. اگر انسانها از صبر بهره گیرند مورد عنایت الهی قرار میگیرند و خداوند نیز در کارهای به ایشان یاری رسانده و همراه صابران خواهد بود. البته همراهی و معیت خداوند با صابران، بهمفهوم همراهی جسمی و اجتماع در یک مکان نیست؛ چراکه خداوند از ویژگیهای مادّه و جسم پاک و منزّه است، بلکه همراهی معنوی و روحی است. در آیات قرآنی به اشکال مختلف از مؤمنان خواسته شده تا صبر را به عنوان عامل مهم استعانتجویی مورد توجه قرار دهند. از امامان نور(ع) نقل کردهاند که منظور از «صبر» در این آیه شریفه، روزه است. با این بیان، در علّت یاری گرفتن از روزه میتوان گفت که روزه هوای دل و آفت طمع و حرص و آز را بشدّت تضعیف میکند و گاه ازمیان برمیدارد؛ همانگونه که در روایت آمده است: «الصّوم و جاءٌ؛ روزه، شهوت را سخت کنترل میکند. اما یک نکته دیگر نیز بارها در آیات به اشکال گوناگون مورد تاکید است مسأله خشوع است. به این معنا که خاشعین اهل استعانتجویی هستند. خاشع در زبان فارسی به معنای فروتنی و افتادگی است. در قرآن از صوت خاشع و «ابصار خاشع سخن به میان آمده که به معنای فروافتادگی است. این حالت با حالت تکبر در تضاد است. برهمین اساس خداوند خواسته تا همواره استعانتجویی مردمان مبتنی بر منیت و تکبر نباشد و با جمع صورت گیرد.
۲. نماز: دومین عاملی که میبایست در مقام استعانتجویی از خدا به عنوان ابزار و وسیله مطمئن به کار گرفت نماز است. علامه طبرسی در این باره مینویسد: مددجستن از نماز نیز بدان دلیل است که سراسر آن، توجّه انسان را به معنویّت و ارزشهای والای انسانی جلب میکند؛ او را با خدا مرتبط میسازد و همانگونه که قرآن میفرماید، انسان را از زشتیها و نارواها و ضدّ ارزشها باز میدارد و به او سخت هشدار میدهد: ﴿اإِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ﴾[۹۳] از سوی دیگر، انسان با نماز و فروتنی دربرابر خدا به جایی میرسد که عشق به ریاست و قدرت از دل او زدوده میشود و شیفته معنویّت و شکوه واقعی میگردد؛ بنابراین، نماز در راه وفای به عهد با خدا نیز کمک خوبی است. از این دیدگاه است که در زندگی پیشوای گرانقدر توحید میبینیم که هرگاه امواج اندوه و گرفتاری بر گستره قلب پاک او هجوم میبرد، به نماز برمیخاست و به کمک نماز و راز و نیاز با خدا آن را میزدود. بیگمان در میان کارهای قلبی و بدنی، چیزی از «صبر» و «نماز» برتر نیست. از حضرت صادق(ع) نقل کردهاند که فرمود: هنگامی که اندوهی از اندوههای این جهان بر دل شما نشست، چه چیز شما را باز میدارد که وضو بسازید و به مسجد بروید و در آنجا دو رکعت نماز بخوانید و از خدای گرهگشا بخواهید که گرفتاری و اندوه شما را برطرف سازد؟! آنگاه افزود: «أمّا سمعتاللَّه تعالی یقول: و استعینوا بالصّبر والصّلوة؛ آیا نشنیدهاید که خدا فرمود: از شکیبایی و نماز یاری بجویید».
به هر حال انسان میبایست در هر کار و در هر حال به خداوند توجه داشته باشد و همه چیز را از او بخواهد و او را در کارهای خویش از او استعانت جوید. در کارهای فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی و مادی و معنوی از خدا بخواهیم که یاری و کمک کند؛ چنان که خداوند در آیه ۱۲۸ سوره اعراف به امت موسی(ع) از زبان حضرت موسی(ع) فرمان میدهد: ﴿قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾[۹۴] آری، اگر شما به راستی ایمان داشته باشید و در راه آزادیخواهانه و اصلاح طلبانه خویش پایداری پیشه سازید، خدای توانا سرانجام دشمن بیدادگر شما را نابود ساخته و این سرزمین را به شما میسپارد؛ درست همانگونه که دورانی به فرعون و فرعونیان سپرده است. و بدینسان موسی به آنان نوید پیروزی میدهد و از آنان میخواهد که شکیبایی پیشه سازند و یقین داشته باشند که فرجام نیک در این جهان و جهان دیگر تنها از آن پروا پیشگان است[۹۵].
منابع
پانویس
- ↑ ملک، آیه ۱۰.
- ↑ یوسف، آیه ۴۲.
- ↑ کهف، آیات ۶۱ تا ۶۴.
- ↑ مفردات الفاظ قرآن کریم، ذیل واژه عون.
- ↑ «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.
- ↑ سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ منصوری، خلیل، استعانت و صبر نشانه توحید.
- ↑ «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم * راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۵-۶.
- ↑ «و بگو: پروردگارا مرا با درآوردنی درست (به هر کار) در آور و با بیرون بردنی درست (از هر کار) بیرون بر و از نزد خویش برای من برهانی یاریگر بگمار!» سوره اسراء، آیه ۸۰.
- ↑ «گفت: پروردگارا! به حق داوری فرما و پروردگار ما (خداوند) بخشنده است که در برابر آنچه وصف میکنید باید از او یاری جست» سوره انبیاء، آیه ۱۱۲.
- ↑ «خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه میکرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را میشنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.
- ↑ «(لوط) گفت: خداوندا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاوری کن» سوره عنکبوت، آیه ۳۰.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص ۹۲.
- ↑ «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.
- ↑ «و بگو: پروردگارا مرا با درآوردنی درست (به هر کار) در آور و با بیرون بردنی درست (از هر کار) بیرون بر و از نزد خویش برای من برهانی یاریگر بگمار!» سوره اسراء، آیه ۸۰.
- ↑ «گفت: پروردگارا! به حق داوری فرما و پروردگار ما (خداوند) بخشنده است که در برابر آنچه وصف میکنید باید از او یاری جست» سوره انبیاء، آیه ۱۱۲.
- ↑ «خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه میکرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را میشنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.
- ↑ «(لوط) گفت: خداوندا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاوری کن» سوره عنکبوت، آیه ۳۰.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص ۹۲.
- ↑ مفردات، ص۵۹۸، «عون».
- ↑ تفسیر المنار، ج ۱، ص۵۸؛ تفسیر مراغی، ج ۱، ص۳۴؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۱۸۴.
- ↑ المیزان، ج ۱، ص۱۵۲.
- ↑ شرحمنظومه، ص۳۵۰؛ تسنیم، ج۱، ص۴۴۶ ـ ۴۴۷.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۳۵۸.
- ↑ سوره فاتحه، آیه ۵.
- ↑ ﴿وَٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلْخَـٰشِعِينَ﴾«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵. ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ﴾ «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ ﴿وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٍۢ كَذِبٍۢ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًۭا فَصَبْرٌۭ جَمِيلٌۭ وَٱللَّهُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ﴾ «و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.
- ↑ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُحِلُّوا۟ شَعَـٰٓئِرَ ٱللَّهِ وَلَا ٱلشَّهْرَ ٱلْحَرَامَ وَلَا ٱلْهَدْىَ وَلَا ٱلْقَلَـٰٓئِدَ وَلَآ ءَآمِّينَ ٱلْبَيْتَ ٱلْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَٰنًۭا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَٱصْطَادُوا۟ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَـَٔانُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا۟ وَتَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْبِرِّ وَٱلتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ﴾ «ای مؤمنان! (حرمت) شعائر خداوند را و نیز (حرمت) ماه حرام و قربانیهای بینشان و قربانیهای دارای گردنبند و (حرمت) زیارتکنندگان بیت الحرام را که بخشش و خشنودی پروردگارشان را میجویند؛ نشکنید و چون از احرام خارج شدید میتوانید شکار کنید و نباید دشمنی با گروهی که شما را از (ورود به) مسجد الحرام باز داشتند، وادارد که به تجاوز دست یازید؛ و یکدیگر را در نیکی و پرهیزگاری یاری کنید و در گناه و تجاوز یاری نکنید و از خداوند پروا کنید، بیگمان خداوند سخت کیفر است» سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ ﴿قَالَ مَا مَكَّنِّى فِيهِ رَبِّى خَيْرٌۭ فَأَعِينُونِى بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا﴾ «گفت: آنچه پروردگارم در آن مرا توانمند کرده بهتر است، بنابراین مرا با نیرویی (انسانی) یاری دهید تا میان شما و آنان دیواری بنا نهم» سوره کهف، آیه ۹۵.
- ↑ ﴿فَلَمَّآ أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ ٱلْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ قَالَ ٱلْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ﴾ «و چون عیسی در آنان (آثار) کفر را دریافت گفت: یاران من به سوی خداوند کیانند؟» سوره آل عمران، آیه ۵۲.
- ↑ ﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَهَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَـٰنِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فَأَصْبَحُوا۟ خَـٰسِرِينَ﴾ «و مؤمنان میگویند: آیا اینانند که سختترین سوگندهایشان را به خداوند خوردهاند که با شمایند؟! کردارهاشان تباه گردید و زیانکار شدند» سوره مائده، آیه ۵۳.
- ↑ ﴿وَٱجْعَل لِّى وَزِيرًۭا مِّنْ أَهْلِى﴾ «و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار» سوره طه، آیه ۲۹.
- ↑ ﴿وَجَآءَهُۥ قَوْمُهُۥ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ قَالَ يَـٰقَوْمِ هَـٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِى هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِى ضَيْفِىٓ أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌۭ رَّشِيدٌۭ﴾ «و قوم او شتابان به سویش رو آوردند و (آنان) پیش از آن، کارهای زشت انجام میدادند؛ (لوط) گفت: ای قوم من! اینان دختران منند، آنان برای شما پاکیزهترند، از خداوند پروا کنید و مرا در (کار) مهمانانم خوار نگردانید، آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.
- ↑ ناصحی، محمد حسن، مقاله «استعانت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص ۱۲۵.
- ↑ تفسیر المنار، ج ۱، ص۶۲؛ المیزان، ج ۱، ص۲۵؛ من وحی القرآن، ج ۱، ص۵۴.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۱۰۲؛ البحرالمحیط، ج ۱، ص۴۲؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۱، ص۹۱ ـ ۹۲.
- ↑ «و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص۱۰۵؛ المیزان، ج ۱۱، ص۱۰۶؛ تسنیم، ج ۱، ص۴۴۴.
- ↑ تفسیر المنار، ج ۱، ص۵۹؛ تفسیر مراغی، ج ۱، ص۳۴؛ التحریر والتنویر، ج ۱، ص۱۸۵ ـ ۱۸۶.
- ↑ تفسیر سوره حمد، ص۵۹ ـ ۶۵.
- ↑ تسنیم، ج ۱، ص۴۱۷ ـ ۴۱۸.
- ↑ من وحی القرآن، ج ۱، ص۶۹.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱، ص۲۵۳.
- ↑ تفسیر المنار، ج ۱، ص۵۸ ـ ۵۹؛ تفسیر مراغی، ج ۱، ص۳۳ ـ ۳۴.
- ↑ ناصحی، محمد حسن، مقاله «استعانت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص ۱۲۵.
- ↑ سوره مائده، آیه ۳۵.
- ↑ «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ «و از خانوادهام دستیاری برایم بگمار» سوره طه، آیه ۲۹.
- ↑ «فرمود: به زودی بازوی تو را با (فرستادن) برادرت توانمند میگردانیم» سوره قصص، آیه ۳۵.
- ↑ «و چون عیسی در آنان (آثار) کفر را دریافت گفت: یاران من به سوی خداوند کیانند؟» سوره آلعمران، آیه 52.
- ↑ «آیا در میان شما مرد کاردانی نیست؟» سوره هود، آیه ۷۸.
- ↑ «گفت: آنچه پروردگارم در آن مرا توانمند کرده بهتر است، بنابراین مرا با نیرویی (انسانی) یاری دهید تا میان شما و آنان دیواری بنا نهم» سوره کهف، آیه ۹۵.
- ↑ سوره انفال، آیه ۷۲.
- ↑ سوره مائده، آیه ۲.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۱۸۶.
- ↑ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ﴾ «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۱، ص۴۱۴.
- ↑ ﴿لَّا يَتَّخِذِ ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْكَـٰفِرِينَ أَوْلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ ٱللَّهِ فِى شَىْءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُوا۟ مِنْهُمْ تُقَىٰةًۭ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُ * قُلْ إِن تُخْفُوا۟ مَا فِى صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ ٱللَّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ * يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍۢ مُّحْضَرًۭا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوٓءٍۢ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُۥٓ أَمَدًۢا بَعِيدًۭا وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ وَٱللَّهُ رَءُوفٌۢ بِٱلْعِبَادِ﴾ «مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطهای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونهای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا میدهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است * بگو آنچه در دل دارید اگر پنهان کنید یا آشکار گردانید خداوند آن را میداند و از آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است آگاهی دارد و خداوند بر هر کاری تواناست * روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو مییابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصلهای دور میبود و خداوند شما را از خویش پروا میدهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آلعمران، آیه ۲۸-۳۰.
- ↑ المنیر، ج ۳، ص۲۰۳؛ الکاشف، ج ۲، ص۴۰.
- ↑ منتهی المطلب، ج۲، ص۹۰۶، ۹۸۶؛ الکاشف، ج۲، ص۴۰.
- ↑ جواهرالکلام، ج ۲۱، ص۳۴۶.
- ↑ تفسیر سوره حمد، ص۶۰.
- ↑ تسنیم، ج ۱، ص۴۴۴ ـ ۴۴۵.
- ↑ تفسیر نور، ج ۱، ص۱۲۱.
- ↑ تفسیر سید مصطفی خمینی، ج ۱، ص۴۱۳.
- ↑ من وحی القرآن، ج ۱، ص۷۱ ـ ۷۲.
- ↑ ناصحی، محمد حسن، مقاله «استعانت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص ۱۲۷.
- ↑ سوره مائده، آیه ۳۵.
- ↑ ﴿قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّىٓ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ * فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ٱدْخُلُوا۟ مِصْرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ﴾ «گفت: به زودی برایتان از پروردگارم آمرزش میخواهم که اوست که آمرزنده بخشاینده است * و چون نزد یوسف درآمدند پدر و مادرش را در آغوش کشید و گفت: اگر خداوند بخواهد بیبیم به مصر در آیید» سوره یوسف، آیه ۹۸-۹۹.
- ↑ الصواعقالمحرقه، ص۸۸؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص۴۶۸.
- ↑ کشف الارتیاب، ص۲۸۲ ـ ۲۸۳.
- ↑ ناصحی، محمد حسن، مقاله «استعانت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص ۱۲۸.
- ↑ «خداوند سرور مؤمنان است که آنان را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون میبرد» سوره بقره، آیه ۲۵۷.
- ↑ تسنیم، ج ۱، ص۴۴۸ ـ ۴۴۹.
- ↑ ناصحی، محمد حسن، مقاله «استعانت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص ۱۲۹.
- ↑ الکشاف، ج ۱، ص۱۵.
- ↑ ﴿وَٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلْخَـٰشِعِينَ﴾«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵. ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ﴾ «ای مؤمنان! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ تفسیر المنار، ج ۲، ص۳۳؛ تفسیر سوره حمد، ص۶۴ ـ ۶۵.
- ↑ ناصحی، محمد حسن، مقاله «استعانت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص ۱۲۹.
- ↑ «از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بیگمان این کار جز بر فروتنان دشوار است» سوره بقره، آیه ۴۵.
- ↑ جامع البیان، مج۱، ج ۱، ص۱۵۳، ۳۷۰؛ التبیان، ج ۱، ص۲۰۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷.
- ↑ الصافی، ج ۱، ص۱۲۶؛ تفسیر منسوب به امام عسکری علیه السلام، ص۲۳۸.
- ↑ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص۳۷۰؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۱۷.
- ↑ جامعالبیان، مج ۱، ج ۱، ص۳۷۱؛ التبیان، ج ۱، ص۲۰۲؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص۲۱۷.
- ↑ جامعالبیان، مج ۱، ج ۱، ص۳۷۱؛ التبیان، ج ۱، ص۲۰۲؛ مجمعالبیان، ج ۱، ص۲۱۷.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۸، ص۱ ـ ۱۸۰؛ جواهرالکلام، ج ۱۲، ص۱۸۹.
- ↑ ناصحی، محمد حسن، مقاله «استعانت»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳، ص ۱۲۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱، ذیل آیه.
- ↑ منصوری، خلیل، استعانت و صبر نشانه توحید.
- ↑ نمل، آیه ۱۴.
- ↑ فاطر، آیه ۲۸؛ بقره، آیه ۴۵.
- ↑ منصوری، خلیل، استعانت و صبر نشانه توحید.
- ↑ «نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.
- ↑ «موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بیگمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث میدهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.
- ↑ منصوری، خلیل، استعانت و صبر نشانه توحید.