خوردن و آشامیدن در معارف و سیره معصوم
هزینههای خوراکی معصومان
هزینههای خوراکی معصومان(ع) در دو گزینه خوراک شخصی و پذیرایی از مهمان جای دارد که هر یک از گزینهها ویژگی خود را داشتند.
تغذیۀ شخصی
در بخش نخست با توجه به تعبیرهای گوناگونی که دربارۀ خوراک معصومان(ع) آمده است، باید گفت خوراک آنان دو قسمت محوری و جانبی داشت. گزینۀ محوری آن را نان جو، نان گندم و خرما تشکیل میداد؛ ولی قسمت جانبی آن، متفاوت بود که با رعایت تناسب زمان و مکان و وضع متفاوت هر یک از ایشان همچنین با رعایت بهداشت و خواص خوردنیها و نوشیدنیها صورت میگرفت؛ یعنی سیرۀ سلامت و بهداشت آنان در وضع متعارف این بود که به تغذیۀ مناسب و سودمند[۱] و کمهزینه توجه داشتند.
دربارۀ برخی مواد غذایی پرسود و کمهزینهای که در سفرۀ آن گرامیان وجود داشت، از امام صادق(ع) نقل شده است که آنان در آغاز سفره، از سرکه استفاده میکردند[۲]؛ پیامبر(ص) سرکه را بهترین خورش میدانست؛ چنانکه روزی به حجرۀ امّسلمه رفت و او برایش قطعه نانی آورد و آن حضرت از خورشت پرسید. امّسلمه پاسخ داد: جز سرکه نزد من چیزی نیست. حضرتش فرمود: سرکه بهترین خورش است[۳]. دربارۀ امام صادق(ع) نقل شده که سرکه و تلیت و روغن، غذای رایج او بوده است[۴]. امام رضا(ع) نیز در کنار سفرهای، غذاخوردنش را با سرکه آغاز کرد[۵] و هر سه معصوم(ع) به رازِ خوردن سرکه و سودمندی آن در آغاز غذا اشاره کردهاند که از جمله آنها افزایش هوش است[۶]. امام جواد(ع) هم از سرکه و روغن برای خوراک استفاده میکرد[۷].
توجه به خواص خوردنیها و نوشیدنیها در معیشت معصومان(ع) به حدی بود که حتی با رعایت مصرف غذای فصل، به دیگران نیز توصیه میکردند غذای فصل مصرف کنند[۸]. این کار ضمن بهرهگیری از خواص غذاییِ مناسبِ فصل و تأثیر آن بر سلامت و بهداشت، سبب کاهش هزینه و رعایت اندازه در مصرف است.
گفتنی است، سلامت جسم و رشد هوش، زمینههای مناسب خود را میطلبد. از یک سو عوامل زیادی در افزایش آن تأثیر دارند که تغذیۀ مناسب یکی از آنهاست[۹] و به فرمودۀ امیرمؤمنان(ع) دانش و تجربه، اندیشۀ فراوان در حکمت، رهاکردن چیزهای غیرسودمند و... نیز عامل دیگر افزایش و شادابی خِرَد است[۱۰]. از دیگرسو ممکن است موانع فراوانی در کار باشد که بازدارندۀ آثار خوراکیها و عوامل پیشگفته باشد؛ چنانکه امیرمؤمنان(ع) بیهودهگویی، تنگدستی، گوشندادن به نصایح خردمندان و همراهی با نادانان را مایۀ کاهش و تیرگی خِرَد دانسته[۱۱] و امام صادق(ع) - طبق روایت معتبر -[۱۲] ترک تجارت و گوشتنخوردن را کاهندۀ خِرد معرفی کرده است[۱۳]؛ بنابراین آنچه در اینگونه احادیث آمده حکمتهای کلی و عمومی نیست تا همگان را در هر موقعیت و وضعیتی در بر گیرد و هر نوع بیماری جسمی یا روحی آنان را پوشش دهد، بلکه تأثیر اینگونه خوراک و رفتار، تناسب زمینهها و عوامل مربوط را میطلبد[۱۴].
نمونهها
۱. تأمین هزینۀ خوراک پیامبر(ص)، با لحاظ تفاوت فرصتهای زندگی او متفاوت بود: در دورۀ نخست هجرتش به مدینه که وضعیت اقتصادی این شهر موقعیت دشواری داشت و پس از جنگ خیبر، بهتدریج رو به بهبودی نهاد، عمدۀ این هزینه - چنانکه اشاره شد -[۱۵] از سوی مردم تأمین میشد[۱۶] و آنان با هدیههای خود، آن حضرت را تغذیه میکردند. ایشان نیز غذای اهدایی انصار را میان یارانش تقسیم میکرد و خود نیز از آن بهره میبرد[۱۷].
در آن دوره بسیاری از مردم از درآمد مناسبی برخوردار نبودند، زراعت آنان بهسختی بارور شده و گاهی دچار آسیب میشد. پیامبر و یاران با تحمل این وضعیت، آن را پشت سر نهادند و بهتدریج زندگی وضعیت مناسبتری یافت[۱۸]. بر پایۀ روایات غذای رایج پیامبر(ص) در این موقعیت، نان جو بدون خورشت یا با روغن بود و نان گندم هم مصرف میکرد؛ ولی هیچگاه سه روزِ پیاپی از نان گندم سیر نخورد. شیرینی رایج او خرما و مواد سوختیاش شاخۀ درخت خرما بود[۱۹]. گوشت را دوست میداشت[۲۰] و گاهی نان و گوشت میخورد[۲۱] و قسمت شانۀ گوسفند را ترجیح میداد[۲۲]، تلیت را خوش داشت[۲۳]، کدو و عسل را دوست میداشت[۲۴] و میخورد[۲۵]. گاهی به غذاهایی مانند برنج، پاچه و سیرابی[۲۶] و... دعوت میشد و میپذیرفت؛ چنانکه غذای هدیهشده را، هرچند جرعهای از شیر باشد، میپذیرفت و آن را میل میکرد؛ ولی از صدقه بهره نمیگرفت[۲۷]. هرگاه که روزه میگرفت، برای افطاری و سحریاش از خرما و آب، کشمش و آب سود میبرد[۲۸]. در فصل رطب با آن، و در فصل خرما با خرما افطار میکرد[۲۹]. در عید قربان، دو گوسفند نر قربانی میکرد[۳۰] و در مِنا پس از قربانی از گوشت آن میخورد[۳۱].
۲. از گزارشهای منابع بر میآید خوراک امیرمؤمنان(ع) در دورههای مختلف تفاوت داشت؛ در عصر نبوی و همچنین در دورۀ حکومتش به جهت وضعیت سخت اقتصادی و موقعیت حاکمیت، به حداقلها بسنده میکرد؛ ولی در دورانی که مزرعههای آن حضرت به ثمر نشست، از غذای مناسبتری سود میبرد و به دیگران نیز اطعام میکرد. در این دوره به گفتۀ حمیری، برای آن حضرت از درآمد ینبع دو نوع غذا تهیه میشد که از یک نوع آن، خود استفاده میکرد و آن، از نان و روغن و خرما تشکیل میشد. نوع دیگر آن، نان و آبگوشت بود که آن را به مردم اطعام میکرد. گاهی خود نیز از آن بهره میگرفت[۳۲]. از نقل اصبغ بن نباته هم بر میآید گاهی از گوشت تازه بریانی نیز بهره میبرد[۳۳] و از غذاهای دیگر هم اگر پیش میآمد، دریغ نداشت؛ چنانکه به نقل برقی[۳۴]، کلینی[۳۵] و حر عاملی[۳۶] در یکی از نوبتهای همسرش، اَمامه[۳۷] که برای آن حضرت خرما و قارچ جهت افطار آورده بود، از آن استفاده کرد و آن را دوست میداشت.
تعبیری که دربارۀ خوراک رایج پیامبر(ص) آمده، دربارۀ امیرمؤمنان(ع) نیز نقل شده که نان جو بدون خورشت یا با روغن و سرکه بوده است[۳۸]. آن حضرت در بهرهگیری از خورشت، بر پایۀ نقل امام صادق(ع) از سرکه و روغن استفاده میکرد و اگر خرما نصیبش میشد، به عنوان شیرینی از آن استفاده میکرد[۳۹]. همین نوع خورشت را برای خانواده نیز تهیه میکرد. امام صادق(ع) در این باره فرمود: «يَقُوتُ أَهْلَهُ بِالزَّيْتِ وَ الْخَلِّ وَ الْعَجْوَةِ»: «روغن، سرکه و خرمای عجوه در خوراک خانوادۀ او جای داشت»[۴۰]؛ چنانکه استفاده از گوشت هم در در آمار غذایی ایشان گزارش شده است[۴۱] و به نقل کلینی، توصیه داشت که مسلمان به هنگام ضعف، باید گوشت را با لبنیات (ماست) بخورد[۴۲] و این نقل میتواند نشانه باشد که بهرهگیری ایشان از گوشت به هنگام ضعف جسمانی یا پیشگیری از آن بوده است. اگر به مهمانی میرفت، میوه یا غذایی که برایش میآوردند، از آن بهره میگرفت؛ چنانکه در مهمانی خواهرش امهانی از غذایی که برای او آورده بود، بهره گرفت[۴۳].
در دوران حکومتش غذای او گاهی سوپی بود که آن را با روغن و گاهی با خرمای عجوه میآمیخت[۴۴] و گاهی آرد یا نان خشکی بود که آن را با آب مخلوط و میل میکرد[۴۵]. هزینۀ این غذا در این دوران را از درآمد ینبع تهیه میکرده[۴۶] و به مردم میگفت: تا یک اصله درختی در مدینه داشته باشم، از بیتالمال شما درهمی استفاده نخواهم کرد[۴۷]. البته این اقدام امام بر اساس مصالحی بود که تشخیص میداد و به آن عمل میکرد؛ وانگهی با داشتن مال شخصی برای رفع ضرورتهای زندگی شخصی، مصرفکردن بیتالمال را کراهت داشت و از آن پرهیز میکرد و این به معنای عدم جواز مصرف بیتالمال برای حاکم اسلامی نیست؛ بلکه بر اساس مستندات اسلامی، حاکم نیز همانند دیگرمسلمانان سهمی در آن دارد و در تأمین ضرورتهای زندگی از آن مجاز است[۴۸]؛ هرچند عثمان در بهرهگیری از این حق، منحرف شد و به بذل و بخششها و تصرفهای نابجا پرداخت و بسیاری از اموال عمومی را به خود اختصاص داد[۴۹]، ولی حضرت امیر(ع) پس از حاکمیت خود، یکی از رازهای عملکرد خود در این باره را علنی کرد و برای اصلاح انحراف دورۀ عثمان، هیچگونه ارتزاقی از بیتالمال نکرد و آن را به مردم اعلام نمود[۵۰] و به مردم بصره هنگام خروج از آن[۵۱]، همچنین به کوفیان گفت: اگر از شهرتان جز توشهای که با خود دارم، ببرم، خیانتکار خواهم بود[۵۲].
امیرمؤمنان(ع) در دوران حکومتش، مردی از قبیله ثقیف را برای ادارۀ منطقه عُکبَرا (بغداد کنونی) نصب کرد و برای اعزامش به او فرمود: پس از نماز ظهر نزد من بیا. مرد ثقفی نیز به محضرش رفت و دید آن حضرت برای نهارش[۵۳] کمی آرد از ظرفی سر به مُهر شده برداشت و آن را در میان آبی ریخت و از آن استفاده کرد و به او نیز تعارف کرد[۵۴]. مرد ثقفی به امام گفت: عراق نعمتِ فراوانی دارد، ولی غذای شما چنین است؟ آن حضرت فرمود: این کارِ من از روی بخل نیست، بلکه غذایم را به اندازۀ کفایت و با پیشگیری از افزودن چیزی از سوی دیگران بر آن، تهیه میکنم و خوش ندارم معدهام را جز از غذای پاکیزه و حلال سیر کنم و تو نیز از غذایی که به حلالبودن آن علم نداری، بپرهیز[۵۵]. امام صادق(ع) نیز فرمود: به خدا قسم هیچگاه علی(ع) از لقمۀ کم و زیادِ حرام بهره نگرفت[۵۶]. به اقتضای طبیعی این تفاوت در تغذیه، تفاوت هزینه را نیز به همراه داشت.
۳. درباره اصل و جنس و نوع غذاهای امام حسن، امام حسین و امام سجاد(ع) گزارشهای چندانی در دست نیست. اجمالاً «اندازه در مصرف» که از مبانی معیشت مصرفی همه آنان شمرده میشد، در اینجا به اقتضای وضعیت، اجرایی بود و امام حسن و امام حسین(ع) حتی در دورۀ حکومت امیرمؤمنان(ع) شیوۀ پدر در خوراک را برابر وضعیت رعایت میکردند. به گفتۀ بلاذری، فردی در آن دوره، آنان را در حال خوردن نان و سرکه و سبزی دید و به ایشان گفت: با اینکه امکانات وسیع در اختیار است، چرا غذای شما چنین است؟ پاسخ دادند: چرا از وضعیت امیرمؤمنان(ع) غافلی؟[۵۷] جملۀ «مَا أَغْفَلَكَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ» میتواند دو معنا داشته باشد: ۱. وضعیت معیشت امیرمؤمنان(ع) سختتر از این است، پس برو او را ببین؛ ۲. با توجه به وضعیت اقتصادی و حاکمیت آن حضرت و وظایفی که حاکم در برابر مردم دارد، نزدیکان او نیز در این موقعیت، به تناسب خود، مسئولیت مشابه دارند و نمیتوانند از هر نوع امکانات بهره بگیرند؛ ولی در وضعیت دیگر به تناسب آن، میتوان عمل کرد؛ ازاینرو در ردیف میوههای امام حسن و امام حسین(ع) انار و انگور گزارش شده است[۵۸] و غذای اهدایی را نیز میپذیرفتند؛ چنانکه امام مجتبی(ع) شیر هدیهشدۀ عایشه را پذیرفت و آن را نوشید[۵۹] و حسنین(ع) با سرزدن به بستان ابنعباس، نان و نمک و سبزی را که برایشان آورده بودند، پذیرفته و آن را خوردند و از آن تعریف کردند[۶۰].
۴. امام سجاد(ع) افزون بر استفاده از خوراک رایج، از غذاهای مورد علاقۀ او حلوا بود که گاهی برای ایشان تهیه میشد و از آن استفاده میکرد[۶۱]؛ چنانکه بادنجان سرخکرده با روغن زیتون نیز در ردیف غذایی ایشان گزارش شده است[۶۲].
۵. امام باقر(ع) افزون بر استفاده از خوراک رایجش که نان جو و گندم و خرما بود، از مواد غذایی دیگری به اقتضای وضعیت زمانی خود بهره میگرفت؛ چنانکه در فرصتی غلامش را به بازار فرستاد و پنیری خرید و به همراه مهمان از آن استفاده کرد[۶۳]. ایشان در روزگاری به سر میبرد که به لحاظ مصرف اقتصادی تا حدّی وضعیّت زهدنمایی رواج داشت؛ بهگونهایکه سنت نبوی تحریف شده بود یا بهدرستی درک نمیشد؛ برای مثال این سخن پیامبر(ص) «خانهای که در آن گوشت مردم با غیبتکردن خورده میشود، مبغوض من است» را چنین تحریف کرده بودند: «خانهای که در آن گوشت خورده میشود، مبغوض من است». امام باقر(ع) برای زدایش اینگونه تحریفها از گوشت استفاده میکرد و امام صادق(ع) در تحلیل وضعیت روزگار پدرش، با اشاره به ریشه تحریف یادشده و تحریفزدایی عملیِ پدرش در این باره چنین گفت: «پیامبر(ص) چنین سخنی نگفت، بلکه بر او بستند و [نشانهاش این است]، پدرم [که وصی اوست]، گوشت میخورد و هنگام وفاتش به همسرش به مبلغ سی درهم برای خریدن گوشت پرداخته بود»[۶۴].
۶. وضعیت اقتصادی روزگار امام صادق(ع) متفاوت از دورههای دیگر بوده و آن حضرت با رعایت معیارها و شروط، غذای معروف و رایج او نان، تلیت، سرکه و روغن بود، فالوده را دوست میداشت و گاهی میفرمود برای او کمی تهیه کنند و از آن استفاده میکرد[۶۵] و غذای هدیهشده را میپذیرفت و آن را میل میکرد؛ چنانکه یونس بن یعقوب برای آن حضرت «آش انار» فرستاد و سه وعده آن را میل کرد و پیامبر(ص) نیز آن را دوست میداشت[۶۶]. در مسیر سفر به بغداد خرمای هدیه آورده شدۀ مرد کوفی را پذیرفت و از آن استفاده کرد[۶۷] و در نوروزی برای او فالوده آوردند و از روز آن پرسید. گفتند: هدیه نوروز است. آن حضرت فرمود: اگر میتوانید هر روز را نوروز کنید[۶۸]. بهرهگیری از گوشت هم در آمار غذایی ایشان گزارش شده است. به نقل صحیح کلینی[۶۹]، برای آن حضرت خوراکی از گوشت گاو و سرکه تهیه کردند که استفاده کرده است[۷۰]. این در حالی است که ایشان برای پذیرایی از مهمان، به تناسب وضعیت، غذای مناسبتری تدارک میدید[۷۱] که نمونههایی از آن در عنوان مهمانپذیری بازگو خواهد شد.
۷. امام کاظم(ع) افزون بر بهرهگیری از خوراک رایجش که نان، خرما و سرکه بود، از مواد غذایی دیگری به اقتضای وضعیت زمانی و مکانی استفاده میکرد. بر پایۀ نقل شیخ طوسی، برای ایشان در منا ظرف غذایی آوردند که در آن «رَبیثا» بوده و آن حضرت لقمهای از آن خوردند[۷۲]. «ربیثا» نوعی ماهی خُرد است و دربارۀ خوردنش تعبیرهای متفاوتی از امامان رسیده و این تفاوت در تعبیر به لحاظ وضعیت زمان و مکان و حال راوی است که گاهی از آن نهی شده[۷۳] و دیگربار روا دانسته شد[۷۴].
شیخ طوسی در توجیه این دو دسته روایت گفته است: روایت عمار از امام صادق(ع) مبنی بر نهی آن حضرت از گوشت ربیثا بر بهتربودن ترک آن حمل میشود؛ زیرا روایات زیادی بر جواز و مباحبودن آن دلالت دارند[۷۵]؛ ازاینرو لقمهبرداشتن ابوالحسن(ع) از آن در منا، پاسخ عملی آن حضرت بر رفع شبهه از ذهنها و جواز و مباحبودن آن شمرده میشود.
به نقل برقی، امام کاظم(ع) که روزی برای حجامت آماده میشد، فرمان داد ماهی تازه آماده کنند که نیمی از آن را برای نهار و نیم دیگر را کباب و برای شام استفاده کرد[۷۶]. در احادیث فراوانی که برخی از آنها سند معتبر نیز دارند، دربارۀ تأثیر گوشت ماهی بهویژه تازۀ آن بر بدن در وضعیت عادی و زمان حجامت، بیان شده که میتوان از آنها، حکمت عمل آن حضرت در این شیوه از تغذیه را به دست آورد[۷۷] و میتوان آن را نوعی ایجاد توازن در جریان خون دانست. به هر روی آن حضرت شیرینی و حلوا را دوست میداشتند و از آن بهره میگرفتند[۷۸] و بر پایۀ نقل کلینی و شیخ طوسی در یکی از سفرهای حج در منا، حلوای زعفرانی خوردند[۷۹].
۸. امام رضا(ع) افزون بر بهرهگیری از خوراک رایجش که نان، خرما و سرکه بود، از مواد غذایی دیگری به اقتضای وضعیت زمانی خود استفاده میکرد. درباره ایشان و پدرش امام کاظم(ع) آمده که در کنار سفرهای که برای مهمان انداخته بودند و خدمتکار سبزی نیاورده بود - با توجه به نقش سبزی در سلامت آدمی و برخورداری آن از مواد فیبری[۸۰] که امروزه برای دانشمندان تا حدی کشف شده است - فرمودند: من از سفرهای که در آن سبزی نباشد، غذا نمیخورم[۸۱]. به نقل برقی و کلینی، آن حضرت در دوران کودکی پسرش امام جواد(ع) در سفر حج، به او مَوز میخوراند[۸۲].
شیخ صدوق[۸۳] با سند معتبر[۸۴] و در پی او شیخ طبرسی[۸۵]، ابنشهرآشوب[۸۶]، شیخحر عاملی[۸۷] و مجلسی[۸۸] مطلب پیش رو را از علی بن ابراهیم و او از یاسر خادم و ابراهیم بن عباس نقل کردند که هرگاه امام رضا(ع) بر سفرۀ غذا مینشست، بزرگ و کوچک اطرافیان او از غلامان و خادمان، حتی دربان و تیمارگر حیوان و حجامتکنندهاش را بر آن مینشانید.
این روایات بهصراحت نشان میدهند که سیرۀ سلامت و بهداشت امام رضا(ع) توجه به تغذیۀ مناسب و سودمند و در همان حال ارزانقیمت و با هزینۀ متناسبِ با زمان، برای خود و اطرافیانش بود.
۹. امام جواد(ع) افزون بر استفاده از خوراک رایجش که نان و خرما در آن جای داشت، از مواد غذایی دیگری به اقتضای وضعیت زمانی مانند سرکه و روغن بهره میگرفت[۸۹] و توصیۀ او به خادمش هنگام برداشتن سفره این بود: غذای ریختهشده از سفره اگر در بیابان باشد، آن را بر ندار[۹۰]، حتی اگر ران گوسفندی باشد و اگر در خانه باشد، آن را وارسی و جارو کن[۹۱]. روزهگرفتن آن حضرت به همراه خدمتکاران و حَشَم خود، نشانۀ هزینههای پرحجم ایشان است[۹۲].
۱۰. امام هادی(ع) علاوه بر استفاده از غذای رایجش که نان و خرما گزینۀ محوری بود، از مواد غذایی دیگری به اقتضای وضعیت زمانی خود بهره میگرفت و به مسئول تغذیه خود توصیه داشت که در ردیف مواد غذایی خانوادۀ ایشان از بادنجان بیشتر استفاده شود[۹۳]. از مصرف گوشت در روز عید قربان برای خود و وابستگان دریغ نداشت. به گفتۀ کلینی، اسحاق جلاب [در روزهای ترویه] برای امام هادی(ع) تعداد زیادی گوسفند خرید و به فرمودۀ آن گرامی، آنها را تقسیم کرد؛ تعدادی را برای پسرش ابوجعفر و مادرش و تعدادی را نیز برای افراد دیگر فرستاد[۹۴].
۱۱. امام عسکری(ع) افزون بر بهرهگیری از نان و خرما که غذای رایجش بود، از مواد غذایی دیگری به اقتضای وضعیت زمانی خود استفاده میکرد. ایشان به لحاظ کیفیت غذایی، به اقتضای امکانات موجود و وضعیت جسمانی خود و اعضای خانواده، از مصرف گوشت دریغ نداشتند؛ برای نمونه از روایت شیخ طوسی بر میآید در خانوادۀ امام عسکری(ع) دستکم در بخشی از زمان، بهویژه پس از تولد امام عصر(ع) روزانه از بازار، مقداری مغز استخوان (قلم مغزدار) با گوشت میخریدند و گفته میشد که آن، برای مصرف امام عصر(ع) است[۹۵]. البته این اقدام برای استحکام بنیههای جسمی کودکشان بود.
این موارد نشاندهندۀ اصل هزینه و نوع آن در مصرف خانوادگی، در موقعیت متفاوت زندگی ایشان است. اگر در این بخش، شیوۀ مصرف آنان مورد توجه قرار گیرد، معیارهای یادشده در مبانی مصرف، بهدرستی در آن مشاهده میشود که مصرف درست و دور از اسراف، جنبۀ محوری دارد؛ برای نمونه حتی خردههای ریختة غذا را از روی سفره به هنگامی که غذا در منزل خورده میشد، جمع میکردند و غذاهای ریختهشده از سفره در صحرا را برای بهرهگیری حیوانات و حشرات و پرندگان - در جای مناسبی که محیط زیست را آلوده نکند - جا میگذاشتند و به دیگران نیز توصیه میکردند که چنین کنند[۹۶].[۹۷]
خوراک در مهمانپذیری
در بخش دوم که به پذیرایی مهمان مربوط میشود، از سرجمع گزارشهای موجود بر میآید که معصومان(ع) بر پایۀ وضع اقتصادی زمان، رفتار میکردند. طبق روایت معتبر[۹۸] کلینی، آنان هرگاه در تنگنا باشند، کممصرفترند و زمانی که در توسعه باشند، در هزینه نیز توسعه دارند[۹۹] و این هزینهها با مبانی مصرفی، یعنی مصرف بهاندازه و پرهیز از اسراف نیز هماهنگ است؛ ازاینرو بر پایۀ روایت معتبرِ[۱۰۰] امام صادق(ع) در موردی که غذای سفره خورده شود و دور ریخته نشود، هرچند با کیفیت باشد، اسراف نیست[۱۰۱]. بر این پایه دربارۀ مهمانپذیری معصومان(ع) دو دسته روایت است:
۱. روایاتی که از نوع و شیوۀ پذیرایی آنان حکایت دارند و از مصرف کریمانه و متناسب با مهمان، به اقتضای وضعیت موجود دریغ نکرده و غذای خوبی برای آنان تهیه و بر خوردن آن تأکید میکردند؛ چنانکه ابوبصیر در بیان سیرۀ امام صادق(ع) [در وضع مناسب اقتصادی] میگوید: در پذیرایی و مهمانکردن یارانش، غذای خوب و فراوان به سفره میآورد[۱۰۲] و به گفتۀ عبدالأعلا در این وضعیت، لذیذترین غذا، یعنی بریانیِ شکمپر با حلوا برای آنان آماده میکرد؛ ولی غذای خودش همان خوردنی همیشگی او بود[۱۰۳].
۲. احادیثی که از نمونههای خوردنیها و نوشیدنیها گزارش دارند که ایشان چه نوع خوردنی و نوشیدنی برای مهمان تهیه میکردند، مانند حلوا، سرکه، روغن، کباببرگ، جوجه، آبگوشت و خرما. پیامبر(ص) و امیرمؤمنان(ع) نان و سرکه یا روغن میخوردند؛ ولی به مهمانها برابر وضعیت موجود غذای بهتری اطعام میکردند که نان و گوشت نیز در آن ردیف جای داشت[۱۰۴]. دربارۀ امیرمؤمنان(ع) آمده است در یکی از روزهای جمعه که غدیر هم بود، آن حضرت پس از خطبه و نماز - که یک نماز برای جمعه و غدیر اقامه کرده بود - با بردن فرزندان و شیعیانش به منزل امام مجتبی(ع) به آنان سبد کالای با ارزشی داد که غذا، لباس و دیگرکالاها در آن جای داشت[۱۰۵].
بر پایۀ نقل ابوخالد کابلی از امام باقر(ع) و ابوحمزه از امام صادق(ع) هر یک از ایشان در دوران خود طبق وضعیت مناسب، خوشسفره بودند. ابوحمزه در این باره گفت: گروهی در محضر امام صادق(ع) مهمان بودیم و غذایی آوردند که در لذیذی و خوشبویی برای ما بیسابقه بود و خرمایی آوردند که به جهت زیبایی و خوبی آن، با شگفتی به یکدیگر مینگریستیم؛ تا جایی که یکی از حاضران گفت دربارۀ این نعمت، نزد خدا مورد پرسش خواهیم بود. امام پاسخ داد: خدا برتر از آن است که غذایی را برایتان روا بدارد، سپس از آن بپرسد؛ ولی دربارۀ نعمت ولایت که از طریق محمد و آلمحمد، به شما عطا کرده، خواهد پرسید[۱۰۶]. همین مضمون را ابوخالد کابلی از امام باقر نقل کرده که آن حضرت در برخورد با او چنین رفتار کرد[۱۰۷]. امام رضا(ع) نیز از بزنطی، در ضیافت شامی پذیرایی ویژه کرد که به آن اشاره خواهد شد[۱۰۸]. در اینجا به نمونههایی از مهمانپذیری برخی امامان به تناسب وضعیت، اشاره میشود: دربارۀ امام صادق(ع) روایاتی که برخی سند معتبر دارند، آمده است که در موارد زیر طبق موقعیت رفاهی، پذیرایی کردند. در پذیرایی از ابوالربیع، حلوا[۱۰۹]، برای عبدالأعلی، جوجۀ شکمپر با حلوا[۱۱۰]، برای عیسی بن ابیمنصور، کباب برگ[۱۱۱]، برای عبدالرحمان حجاج، برنج[۱۱۲]، برای اسماعیل بن جابر، تلیت و گوشت با ریختن روغن روی گوشت[۱۱۳]، برای زیاد بن ابیحلال، گوشت با لبنیات[۱۱۴] و برای عبدالله بن سلیمان صیرفی، کباب و برنج همراه با مخلّفات آورده و برایش غذا کشیده است[۱۱۵]. نکته گفتنی این است که آن حضرت در همۀ این موارد، آنان را به غذاخوردنِ بیتعارف ترغیب میکرد و در بیشتر این موارد، بر این جمله که «محبت فرد به دوستش را از راه خوردنِ بیتعارف غذای دوستش بر سفرۀ او بیازمایید» اصرار داشت؛ ازاینرو در پذیرایی از گروهی از یارانش که ابنابییعفور[۱۱۶] و هشام بن سالم[۱۱۷] در میان آنان حضور داشتند، نهار آوردند و امام با آنان همغذا شد. هشام بن سالم که جوانتر از همه بود، حیا میکرد. امام برای ترغیب او به خوردن، بر جملۀ یادشده تأکید فرمود[۱۱۸]؛ چنانکه در پذیرایی از عبدالرحمان بن حجاج[۱۱۹] همین جمله را گفت و در تکمیل سخنش، برخورد پیامبر(ص) با سلمان و ابوذر و مقداد، در مورد مشابه این قضیه را برای او نقل و برایشان دعا کرد[۱۲۰]. گفتنی است این احتمال که همۀ اینها در یک مهمانی رخ داده باشد، وجود دارد؛ ولی به لحاظ اینکه تعبیرها در این نقلها کمی تفاوت داشته و مورد پذیرایی نیز متفاوت بوده، باید گفت این رخدادها در فرصتهای متفاوت انجام یافته بود.
دربارۀ امام کاظم(ع) آمده است در پذیرایی شبانه از مهمان در فصل تابستان که با آبگوشت آن را برگزار کرده بودند، پس از غذا فرمان دادند که چیزی بیاورند با آوردن خرما میهمانی پیشنهاد میوه فصل (انگور و...) را داد. امام دستور دادند خرمای دیگری آوردند و فرمودند: این بهتر است[۱۲۱]. از این روایت بر میآید که توان مالی امام کاظم(ع) در آن وضعیت، همان بود که انجام داده بود.
امام رضا(ع) با فرستادن مرکبی برای بزنطی، وی را به خانهاش در صُریا دعوت و پذیرایی کریمانهای کرد. آن حضرت فرمان داد برایش فرش پهن کنند و متکایی طبرستانی، روپوشی قیصری و ملافهای مَروی بیاورند که پس از صرف شام در همان جا استراحت کند[۱۲۲]. در نقل دیگری آمده است: «در عید غدیر جمعی از خواص امام رضا(ع) نزد ایشان حضور داشتند که آن گرامی آنان را برای افطار نگه داشت؛ سپس سبد کالای با ارزشی - که مواد غذایی، لباس و دیگرکالاها، حتی کفش و انگشتر در آن جای داشت - برای آنان آماده کرد که به منزل بردند»[۱۲۳].
به گفتۀ صدوق، امام جواد(ع) از شخصی به نام محمد بن ولید کرمانی[۱۲۴] پذیرایی کرده و در این مهمانی، تفاوت برداشتن سفره پس از خوردن غذا در بیابان و خانه را به خادم خود آموزش داده است[۱۲۵].
این گزارشها نمونههایی از هزینهها و اندازۀ آن، در این بخش از معیشت آن گرامیان است که از تناسب آن با دورۀ آنان حکایت دارد[۱۲۶].
منابع
پانویس
- ↑ برای نمونه پیامبر(ص) با لحاظ خواص کدو، فراوان از آن استفاده میکرد (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۳۲، ح۳۱۰۸۱ و ص۳۴، ح۳۱۰۹۱ («... وَ بِالْإِسْنَادِ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ وَ يَلْتَقِطُهُ مِنَ الصَّحْفَةِ» (از بشقاب بر میداشت)).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۹ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّا لَنَبْدَأُ بِالْخَلِّ عِنْدَنَا كَمَا تَبْدَءُونَ بِالْمِلْحِ عِنْدَكُمْ فَإِنَّ الْخَلَّ لَيَشُدُّ الْعَقْلَ»). در میان احادیث این باب که بر این مضمون دلالت دارند، حدیث معتبر هم وجود دارد (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۵۸- ۱۶۰).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۹، ح۱ («عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا فَقَرَّبَتْ إِلَيْهِ كِسَراً فَقَالَ: هَلْ عِنْدَكِ إِدَامٌ؟ فَقَالَتْ: لَا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا عِنْدِي إِلَّا خَلٌّ. فَقَالَ(ص): نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ مَا أَقْفَرَ بَيْتٌ فِيهِ الْخَلُّ») سند این روایت نزد مشهور ضعیف است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۵۸)؛ ولی مجلسی آن را معتبر میداند.
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۰۰، ح۸۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۶۸، ح۳۰۷۹۸ و ج۲۵، ص۴۷، ح۳۱۱۳ («... فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع):... يَا جَارِيَةُ ايتِينَا بِطَعَامِنَا الْمَعْرُوفِ فَجَاءَتْ بِثَرِيدٍ وَ خَلٍّ وَ زَيْتٍ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۹، ح۴ («... أَنَّ رَجُلًا كَانَ عِنْدَ الرِّضَا(ع) بِخُرَاسَانَ، فَقُدِّمَتْ إِلَيْهِ مَائِدَةٌ عَلَيْهَا خَلٌّ وَ مِلْحٌ، فَافْتَتَحَ(ع) بِالْخَلِّ، فَقَالَ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَمَرْتَنَا أَنْ نَفْتَتِحَ بِالْمِلْحِ، فَقَالَ: هَذَا مِثْلُ هَذَا، يَعْنِي الْخَلَّ وَ إِنَّ الْخَلَّ يَشُدُّ الذِّهْنَ وَ يَزِيدُ فِي الْعَقْلِ»). سند این روایت نزد مشهور ضعیف است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۵۸)؛ ولی با روایتهای معتبر همین باب هماهنگ است.
- ↑ بر پایه پژوهش علوم غذایی، سرکه طبیعی - که بیشتر از انگور گرفته میشود- به لحاظ تغذیهای و بهداشتی علاوه بر خاصیت ضد میکربی، آثار ارزشمند و فراوانی دارد که میتوان به برخی از آنها چنین اشاره کرد: با تحریک بزاق و ترشح معده، هضم غذاهای مختلف را آسان میکند، ضدعفونیکننده دهان و دندان است، کلسیم برای سفتشدن استخوانها و پتاسیم برای نرمماندن بافتهای بدن است و حالت بازدارندگی از تصلب شرایین دارد - که تصلب شرایین منشأ بسیاری از بیماریهاست - بهترین دارو برای پیشگری و جلوگیری از مسمومیت است، خاصیت ضد سرطان دارد و... (ر.ک: رضا پاکنژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج۷، ص۲۵۳).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۹۸، ح۱۴ («عَنْ بَزِيعِ بْنِ عُمَرَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) وَ هُوَ يَأْكُلُ خَلًّا وَ زَيْتاً فِي قَصْعَةٍ سوداءَ مَكْتُوبٍ فِي وَسَطِهَا بِصُفْرَةٍ ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ فَقَالَ لِي: ادْنُ يَا بَزِيعُ فَدَنَوْتُ فَأَكَلْتُ مَعَهُ، ثُمَّ حَسَا مِنَ الْمَاءِ ثَلَاثَ حَسِيَّاتٍ حِينَ لَمْ يَبْقَ مِنَ الْخُبْزِ شَيْءٌ، ثُمَّ نَاوَلَنِيهَا فَحَسَوْتُ الْبَقِيَّةَ»).
- ↑ منسوب به علی بن موسی امام هشتم(ع)، طب الرضا، «الرسالة الذهبیة»، ص۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۹، ص۳۱۱؛ امام رضا(ع) فرمود: به اندازه توان و میل خود در تابستان غذای با طبع سرد و در زمستان غذای با طبع گرم و در دو فصل دیگر غذای معتدل بخور («كُلِ الْبَارِدَ فِي الصَّيْفِ وَ الْحَارَّ فِي الشِّتَاءِ وَ الْمُعْتَدِلَ فِي الْفَصْلَيْنِ عَلَى قَدْرِ قُوَّتِكَ وَ شَهْوَتِكَ»). نمیتوان گفت امام مطلب سودمندی را به دیگران توصیه کند، ولی خودش از آن بهره نگیرد؛ چنانکه امام صادق(ع) فرمود: ما به گفتههایمان عمل میکنیم (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۸-۷۹، ح۸. («... إِنِّي وَ اللَّهِ مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا»)).
- ↑ امام باقر یا امام صادق و امام کاظم(ع)، فرمودند: کدو موجب افزایش خرد است (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۴ و ح۵؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۱، ح۴۲۳۵ («... عَنْ أَحَدِهِمَا(ع)، قَالَ: الدُّبَّاءُ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ... عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ(ع) يَقُولُ: الدُّبَّاءُ يَزِيدُ فِي الْعَقْلِ»).
- ↑ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۵۳، ش۴۴۳ («الْعَقْلُ غَرِيزَةٌ تَزِيدُ بِالْعِلْمِ وَ التَّجَارِبِ»)؛ ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۳۶۴ («كَثْرَةُ النَّظَرِ فِي الْحِكْمَةِ تَلْقَحُ الْعَقْلَ»)؛ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۴۷۷، ش۱۰۹۴۰ («بِتَرْكِ مَا لَا يَعْنِيكَ يَتِمُّ لَكَ الْعَقْلُ»).
- ↑ عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، ص۲۲۲، ش۴۴۸۱ («... مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْهَزْلُ فَسَدَ عَقْلُهُ»)؛ تاجالدین محمد بن محمد شعیری، جامع الأخبار، ص۱۱۰ («يَا بُنَيَّ، مَنِ ابْتُلِيَ بِالْفَقْرِ فَقَدِ ابْتُلِيَ بِأَرْبَعِ خِصَالٍ... وَ النُّقْصَانِ فِي عَقْلِهِ...»)؛ ابوالفتح محمد بن علی کراجکی، کنز الفوائد، ج۱، ص۱۹۹؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۱۶۰ («... مَنْ تَرَكَ الِاسْتِمَاعَ مِنْ ذَوِي الْعُقُولِ مَاتَ عَقْلُهُ. مَنْ صَحِبَ جَاهِلًا نَقَصَ مِنْ عَقْلِهِ»).
- ↑ به گفته مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۲۹) سند روایت حسن است.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۸، ح۱ («تَرْكُ التِّجَارَةِ يَنْقُصُ الْعَقْلَ»). سند روایت حسن است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۲۹). احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۶۵، ح۴۳۲؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۳، ص۷۲ («مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً... فَسَدَ عَقْلُهُ»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۷۵.
- ↑ ر.ک: عنوان «هدیه».
- ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۲۰۲- ۲۰۱، ح۸۳۶ - («... عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) لَمَّا قَدِمَ الْمَدِينَةَ كَانَتْ تَنُوبُهُ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ، وَ قُدُومُ الْغُرَبَاءِ عَلَيْهِ، وَ لَيْسَ فِي يَدِهِ سَعَةٌ لِذَلِكَ، فَقَالَتِ الْأَنْصَارُ: إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ قَدْ هَدَاكُمُ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ وَ هُوَ ابْنُ أُخْتِكُمْ تَنُوبُهُ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ، وَ لَيْسَ فِي يَدِهِ لِذَلِكَ سَعَةٌ، فَاجْمَعُوا لَهُ مِنْ أَمْوَالِكُمْ مَا لَا يَضُرُّكُمُ فَتَأْتُونَهُ بِهِ فَيَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى مَا يَنُوبُهُ مِنَ الْحُقُوقِ، فَجَمَعُوا لَهُ ثَمَانَ مِائَةِ دِينَارٍ، ثُمَّ أَتَوْهُ فَقَالُوا لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ ابْنُ أُخْتِنَا، وَ قَدْ هَدَانَا اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ، تَنُوبُكَ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ، وَ لَيْسَتْ بِيَدِكَ لَهَا سَعَةٌ، فَرَأَيْنَا أَنْ نَجْمَعَ مِنْ أَمْوَالِنَا طَائِفَةً فَنَأْتِيَكَ بِهِ- فَتَسْتَعِينَ بِهِ عَلَى مَا يَنُوبُكَ، وَ هُوَ ذَا»).
- ↑ در آغاز هجرت رسول خدا(ص) به مدینه اسعد بن زراره و سعد بن عباده هر روز و شب برای آن حضرت نهار و شام که گاهی آبگوشت بود، میبردند، کسانی که در خدمت پیامبر(ص) بودند نیز از این غذاها میخوردند و چیزی از آنها کاسته نمیشد. پس از مدتی، شام و نهار نوبتی شد و تعدادی از مسلمانان، مانند اسعد بن زراره، سعد بن عباده، سعد بن خیثمه، منذر بن عمرو، سعد بن ربیع و اسید بن حضیر هر کدام بهنوبت، روز معینی غذا میآوردند. اسید بن حضیر در یکی از روزهای نوبتش غذا را طبخ و حاضر کرد و برای بردن، به کسی دست نیافت. او با اینکه مرد متشخص و شریفی بود، غذا را نزد پیامبر(ص) برد که با بازگشتِ آن جناب از مسجد روبرو شد. پیامبر با تعجب پرسید: خودت برای ما غذا آوردهای؟ پاسخ داد به کسی دست نیافتم و خودم آوردم. پیامبر(ص) فرمود: خدا به خانواده شما برکت مرحمت کند (ر.ک: عزیزالله عطاردی قوچانی، زندگانی چهارده معصوم، متن ۹۹، «حوادث لیلة المبیت و حیله مشرکین» و هجرت پیامبر به مدینه، ص۸۸).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۱۴ («... عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ النَّبِيَّ(ص) كَانَ يَجُوعُ. قُلْتُ لِأَبِي هُرَيْرَةَ: و كَيْفَ ذَلِكَ الْجُوعُ! قَالَ: لِكَثْرَةِ مَنْ يَغْشَاهُ و أَضْيَافُهُ. قَوْمٌ يَلْزَمُونَهُ لِذَلِكَ. فَلَا يَأْكُلُ طَعَامًا أَبَدًا إِلَّا و مَعَهُ أَصْحَابُهُ و أَهْلُ الْحَاجَةِ يَتَتَبَّعُونَ مِنْ الْمَسْجِدِ. فَلَمَّا فَتْحَ اللّٰهُ خيبر. إتَّسَعَ النَّاسُ بَعْضَ الِاتِّسَاعِ. و فِي الْأَمْرِ بَعْدُ ضِيقٌ. و الْمَعَاشُ شَدِيدٌ. هِيَ بِلَادُ ظَلَفٍ لَا زَرْعَ فِيهَا. إِنَّمَا طَعَامُ أَهْلِهَا التَّمْرُ و عَلَى ذَلِكَ أَقَامُوا. قَالَ مَخْرَمَةُ بْنُ سُلَيْمَانَ: و كَانَتْ جَفْنَةُ سَعْدٍ تَدُورُ عَلَى رَسُولِ اللّٰهِ(ص) مُنْذُ يَوْمَ نَزَلَ الْمَدِينَةَ فِي الْهِجْرَةِ إِلَى يَوْمِ تُوُفِّيَ. و غَيْرُ سَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ مِنْ الْأَنْصَارِ يَفْعَلُونَ ذَلِكَ. فَكَانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللّٰهِ(ص) كَثِيرًا. يَتَوَاسُونَ. و لَكِنَّ الْحُقُوقَ تَكْثُرُ. و الْقُدَّامُ يَكْثُرُونَ. و الْبِلَادُ ضَيِّقَةٌ لَيْسَ فِيهَا مَعَاشٌ. إِنَّمَا تَخْرُجُ ثَمَرَتُهُمْ مِنْ مَاءٍ ثَمِرٍ يَحْمِلُهُ الرِّجَالُ عَلَى أَكْتَافِهِمْ أَمِ الْإِبِلُ و الْإِبِلُ أَكَلَ ذَلِكَ. و رُبَّمَا أَصَابَ نَخْلَهُمُ الْقُشَامُ. فَيُذْهِبُ ثَمَرَتَهُمْ تِلْكَ السَّنَةِ. قال محمد بن عُمَرَ: سَمِعْتُ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ أَبِي الزِّنَادِ يَقُولُ: كُلُّ مَا اشْتَدَّ مِنْ الْأَمْرِ فَهُوَ ظَلَفٌ. و قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ: الْقُشَامُ شَيْءٌ يُصِيبُ الْبَلَحَ بِمِثْلِ الْجُدَرِيِّ فَيُقَيَّرُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۳۸، ح۱۷۲ و ج۸، ص۱۶۸، ح۱۸۹ («قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع):... فَاذْكُرْ عَيْشَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَإِنَّمَا كَانَ قُوتُهُ الشَّعِيرَ وَ حَلْوَاهُ التَّمْرَ وَ وَقُودُهُ السَّعَفَ إِذَا وَجَدَهُ»). محمد بن محمد مفید، الأمالی، ص۱۹۴، المجلس الثالث والعشرون. محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۶۸۱، ح۱۴۴۸ - ۱؛ حسین بن سعید، الزهد، ص۲۹، ح۱۳ («... إِنَّ النَّبِيَّ(ص) كَانَ قُوتُهُ الشَّعِيرَ مِنْ غَيْرِ أُدْمٍ...»). محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۲۱، ح۱۵ («... قَالَ: مَا شَبِعَ النَّبِيُّ(ص) مِنْ خُبْزِ بُرٍّ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ حَتَّى مَضَى لِسَبِيلِهِ»). محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۳۰، ح۲۷۷۷۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۰۹، ح۷ («... قَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لَحِماً يُحِبُّ اللَّحْمَ»). سند معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۲۹).
- ↑ رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۳۱ («... وَ كَانَ(ص) إِذَا أَكَلَ الْخُبْزَ وَ اللَّحْمَ خَاصَّةً غَسَلَ يَدَيْهِ غَسْلًا جَيِّداً...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۵، ح۱ («... قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): لِمَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُحِبُّ الذِّرَاعَ أَكْثَرَ مِنْ حُبِّهِ لِسَائِرِ أَعْضَاءِ الشَّاةِ؟ فَقَالَ(ع): لِأَنَّ آدَمَ(ع) قَرَّبَ قُرْبَاناً عَنِ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ فَسَمَّى لِكُلِّ نَبِيٍّ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ عُضْواً عُضْواً وَ سَمَّى لِرَسُولِ اللَّهِ(ص) الذِّرَاعَ فَمِنْ ثَمَّ كَانَ(ص) يُحِبُّهَا وَ يَشْتَهِيهَا وَ يُفَضِّلُهَا») و ح۲ («... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُعْجِبُهُ الذِّرَاعُ»). روایت دوم باب، معتبر و اول آن مرفوع است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۳۹).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۳ («... كَانَ أَحَبُّ الطَّعَامِ إِلَى رَسُولِ اللّٰهِ(ص) الثَّرِيدَ مِنْ الْخُبْزِ وَ الثَّرِيدَ مِنْ التَّمْرِ؛ يَعْنِي الْحَيْسَ»).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۱ («كَانَ يُعْجِبُهُ الْحُلْوُ و الْعَسَلُ... كَانَ يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ. أَوْ قَالَ: الْقَرْعُ»). محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳۲، ح۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳۲، ح۴ («كَانَ النَّبِيُّ يَأْكُلُ الْعَسَلَ...»). گرچه سند ناشناخته است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۶۳)، با حدیث معتبر همین باب هممحتواست.
- ↑ در آن دوران غذایی که از پاچه و سیرابی تهیه میشد. غذای فرودستان بود.
- ↑ محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۷۹، ح۲ («... أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أُهْدِيَ إِلَيْهِ قَصْعَةُ أَرُزٍّ مِنْ نَاحِيَةِ الْأَنْصَارِ...»). ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۱، ص۱۴۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶، ص۲۲۶، ح۳۶ («وَ يُجِيبُ دَعْوَةَ الْحُرِّ وَ الْعَبْدِ وَ لَوْ عَلَى ذِرَاعٍ أَوْ كُرَاعٍ وَ يَقْبَلُ الْهَدِيَّةَ وَ لَوْ أَنَّهَا جُرْعَةُ لَبَنٍ وَ يَأْكُلُهَا وَ لَا يَأْكُلُ الصَّدَقَةَ...»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۹۸؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۱۴۶ («... سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُفْطِرُ عَلَى الْأَسوديْنِ. قُلْتُ: رَحِمَكَ اللَّهُ وَ مَا الْأَسودانِ؟ قَالَ: التَّمْرُ وَ الْمَاءُ وَ الزَّبِيبُ وَ الْمَاءُ وَ يَتَسَحَّرُ بِهِمَا»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۵۳، ح۵ («... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُفْطِرُ عَلَى التَّمْرِ فِي زَمَنِ التَّمْرِ وَ عَلَى الرُّطَبِ فِي زَمَنِ الرُّطَبِ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۶۳، ح۲۶۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۶، ص۲۲۱ («... عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ(ص) يُضَحِّي بِكَبْشَيْنِ أَمْلَحَيْنِ أَقْرَنَيْنِ»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۲۲۳، ح۹۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۶۲، ح۱۸۸۷۵ («... إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَمَرَ أَنْ يُؤْخَذَ مِنْ كُلِّ بَدَنَةٍ بَضْعَةٌ فَأَمَرَ بِهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَطُبِخَتْ فَأَكَلَ هُوَ وَ عَلِيٌّ(ع) وَ حَسَوَا مِنَ الْمَرَقِ وَ قَدْ كَانَ النَّبِيُّ(ص) أَشْرَكَهُ فِي هَدْيِهِ»). احادیث در این خصوص فراوان و متواتر است.
- ↑ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۵۳ («... جَعْفَرٌ، عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ: أَنَّ عَلِيّاً(ع) كَانَ يُؤْتَى بِغَلَّةِ مَالِهِ مِنْ يَنْبُعَ فَيُصْنَعُ لَهُ مِنْهَا الطَّعَامُ، يُثْرَدُ لَهُ الْخُبْزُ وَ الزَّيْتُ وَ تَمْرُ الْعَجْوَةِ فَيَجْعَلُ لَهُ مِنْهُ ثَرِيداً فَيَأْكُلُهُ، وَ يُطْعِمُ النَّاسَ الْخُبْزَ وَ اللَّحْمَ، وَ رُبَّمَا أَكَلَ اللَّحْمَ»). همین مضمون را کلینی در الکافی (ج۸، ص۱۳۰، ح۱۰۰) و طوسی در الأمالی (ص۶۹۲، ش۱۴۷۰) نیز نقل کردهاند. («... وَ إِنْ كَانَ صَاحِبُكُمْ... يُطْعِمُ النَّاسَ خُبْزَ الْبُرِّ وَ اللَّحْمَ وَ يَرْجِعُ إِلَى أَهْلِهِ فَيَأْكُلُ الْخُبْزَ وَ الزَّيْتَ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۸، ح۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۹۷، ح۳۰۸۷۷ («... عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ بَيْنَ يَدَيْهِ شِوَاءٌ فَقَالَ لِي ادْنُ فَكُلْ...»). به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۴۴) سند ناشناخته است.
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۵۲۷، ح۷۶۲.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۶۹، ح۱.
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۲۰۱، ح۳۱۶۷۲ («... عَنْ أُمَامَةَ بِنْتِ أَبِي الْعَاصِ بْنِ الرَّبِيعِ وَ أُمُّهَا زَيْنَبُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ(ع) فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ، فَأَكَلَ(ع) وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ»). به گفته مجلسی، سند مجهول است (مرآة العقول، ج۲۲، ص۲۱۴)؛ ولی محتوای آن با روایات معتبر تنافی ندارد.
- ↑ اَمامه دختر ابوالعاص، مادرش زینب دختر پیامبر(ص) بود، که مادرش در حیات پیامبر(ص) و در سال نهم هجری از دنیا رفته بود. امامه پس از شهادت حضرت فاطمه(س) به وصیت آن حضرت به ازدواج امیرمؤمنان در آمد (محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۹۸، ح۵۴۵۵؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۸، ص۲۵۸، ح۱۶۹؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۲، ص۱۳۴، ح۱۵ - ۱۶۲۳ - ۷).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۸، ح۳ («... كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَشْبَهَ النَّاسِ طِعْمَةً بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) كَانَ يَأْكُلُ الْخُبْزَ وَ الْخَلَّ وَ الزَّيْتَ وَ يُطْعِمُ النَّاسَ الْخُبْزَ وَ اللَّحْمَ»). علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ص۲۴۴ («الخامس في الزهد... قَالَ قَبِيصَةُ بْنُ جَابِرٍ: مَا رَأَيْتُ فِي الدُّنْيَا أَزْهَدَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ كَانَ قُوتُهُ الشَّعِيرَ غَيْرَ الْمَأْدُومِ وَ لَمْ يَشْبَعْ مِنَ الْبُرِّ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۳ -۱۶۴، ح۱۷۳ («... سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ إِنَّ وَلِيَّ عَلِيٍّ(ع) لَا يَأْكُلُ إِلَّا الْحَلَالَ لِأَنَّ صَاحِبَهُ كَانَ كَذَلِكَ... وَ مَا كَانَ قُوتُهُ إِلَّا الْخَلَّ وَ الزَّيْتَ وَ حَلْوَاهُ التَّمْرُ إِذَا وَجَدَهُ...»). و به گفته مجلسی در مرآة العقول (ج۲۶، ص۲۸) سند این حدیث مجهول است؛ ولی بر مبنای روایت معتبری که در پاورقی بعدی میآید، این نقل اعتبار مییابد.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۴۱؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۸۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۴۶، ح۵۸۶۳ («... عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) قَالَ: وَ اللَّهِ مَا أَكَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع) مِنَ الدُّنْيَا حَرَاماً قَطُّ حَتَّى مَضَى لِسَبِيلِهِ إِلَى أَنْ قَالَ: وَ إِنْ كَانَ يَقُوتُ أَهْلَهُ بِالزَّيْتِ وَ الْخَلِّ وَ الْعَجْوَةِ وَ مَا كَانَ لِبَاسُهُ إِلَّا الْكَرَابِيسَ إِذَا فَضَلَ شَيْءٌ عَنْ يَدِهِ مِنْ كُمِّهِ دَعَا بِالْجَلَمِ فَقَصَّهُ...»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۸، ح۱ («... عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ بَيْنَ يَدَيْهِ شِوَاءٌ فَقَالَ لِي ادْنُ فَكُلْ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۶، ح۲ («... إِذَا ضَعُفَ الْمُسْلِمُ فَلْيَأْكُلِ اللَّحْمَ بِاللَّبَنِ»). سند روایت ضعیف است؛ ولی با حدیث یکم همین باب - که معتبر است - هممحتواست (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۴۰).
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۱۳، ح۱۵۴۰۴ («... أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) دَخَلَ عَلَى أُمِّ هَانِئٍ، فَقَالَتْ أُمُّ هَانِئٍ: قَدِّمِي لِأَبِي الْحَسَنِ طَعَاماً، فَقَدَّمْتُ مَا كَانَ فِي الْبَيْتِ... فَأَكَلَ وَ اسْتَسْقَى»).
- ↑ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ص۶۸؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۹، ح۲۰۰۸۶ («... كَانَتْ نَفَقَتُهُ تَأْتِيهِ مِنْ غَلَّتِهِ بِالْمَدِينَةِ مِنْ يَنْبُعَ وَ كَانَ يُطْعِمُ النَّاسَ الْخَلَّ وَ اللَّحْمَ وَ يَأْكُلُ مِنَ الثَّرِيدِ بِالزَّيْتِ وَ يُجَلِّلُهَا بِالتَّمْرِ مِنَ الْعَجْوَةِ وَ كَانَ ذَلِكَ طَعَامَهُ...»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۰، ص۳۲۵ («زهده... وَ تَرَصَّدَ غَدَاءَهُ عَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ فَأَتَتْ فِضَّةُ بِجِرَابٍ مَخْتُومٍ، فَأَخْرَجَ مِنْهُ خُبْزاً مُتَغَيِّراً خَشِناً، فَقَالَ عَمْرٌو: يَا فِضَّةُ لَوْ نَخَلْتِ هَذَا الدَّقِيقَ وَ طَيَّبْتِيهِ قَالَتْ: كُنْتُ أَفْعَلُ فَنَهَانِي وَ كُنْتُ أَضَعُ فِي جِرَابِهِ طَعَاماً طَيِّباً فَخَتَمَ جِرَابَهُ. ثُمَّ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) فَتَّهُ فِي قَصْعَةٍ وَ صَبَّ عَلَيْهِ الْمَاءَ، ثُمَّ ذَرَّ عَلَيْهِ الْمِلْحَ وَ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعِهِ، فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: يَا عَمْرُو لَقَدْ حَانَتْ هَذِهِ وَ مَدَّ يَدَهُ إِلَى مَحَاسِنِهِ وَ خَسِرَتْ هَذِهِ إِنْ أُدْخِلُهَا النَّارَ مِنْ أَجْلِ الطَّعَامِ...»).
- ↑ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ص۶۸؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۹، ح۲۰۰۸۶ («... كَانَتْ نَفَقَتُهُ تَأْتِيهِ مِنْ غَلَّتِهِ بِالْمَدِينَةِ مِنْ يَنْبُعَ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸۲، خطبة لأمیرالمؤمنین. (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵ ص۱۰۵ («... وَ اللَّهِ لَا أَرْزَؤُكُمْ مِنْ فَيْئِكُمْ دِرْهَماً مَا قَامَ لِي عِذْقٌ بِيَثْرِبَ...»).
- ↑ برخی از سهامِ خمس، زکات، فیء و انفال، مربوط به حاکم اسلامی است که میتوان در این خصوص به آیات و روایات و تاریخ مربوط به عناوین یادشده رجوع کرد.
- ↑ محمد ری شهری، موسوعه الإمام علی بن ابیطالب، ج۳، ص۱۳۷- ۱۳۹.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸۲، خطبة لامیرالمؤمنین؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۵.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الجمل، ص۴۲۲؛ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۲، ص۹۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۰، ص۳۲۵ («... لَمَّا أَرَادَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) التَّوَجُّهَ إِلَى الْكُوفَةِ... أَشَارَ إِلَى صُرَّةٍ فِي يَدِهِ فِيهَا نَفَقَتُهُ؛ فَقَالَ: وَ اللَّهِ مَا هِيَ إِلَّا مِنْ غَلَّتِي بِالْمَدِينَةِ، فَإِنْ أَنَا خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِكُمْ بِأَكْثَرَ مِمَّا تَرَوْنَ فَأَنَا عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الْخَائِنِينَ...»).
- ↑ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ص۶۸؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۵ («... كَانَ عَلِيٌّ(ع) يَقُولُ: يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِكُمْ بِغَيْرِ رَحْلِي وَ رَاحِلَتِي وَ غُلَامِي فَأَنَا خَائِنٌ...»).
- ↑ از این نقل بر میآید که وقت نهار آن حضرت پس از نماز ظهر بوده است.
- ↑ گفتنی است، مرد ثقفی برای خوردن نهار دعوت نشده بود تا گفته شود چرا امام برای مهمانش غذای بهتری آماده نکرد؛ با اینکه احترام مهمان مورد تأکید آموزههای دینی است؛ بلکه برای توصیه کارگزارش به چگونگی مصرف و دیگر وظایف او، وی را فراخوانده بود.
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۱۷۵؛ ابنطاووس، الیقین، ص۸۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۰، ص۳۳۵ («... كَانَ(ع) قَدْ وَلَّى عَلَى عُكْبَرَا رَجُلًا مِنْ ثَقِيفٍ قَالَ: قَالَ لِي عَلِيٌّ(ع): إِذَا صَلَّيْتَ الظُّهْرَ غَداً فَعُدْ إِلَيَّ فَعُدْتُ إِلَيْهِ فِي الْوَقْتِ الْمُعَيَّنِ فَلَمْ أَجِدْ عِنْدَهُ حَاجِباً يَحْبِسُنِي دُونَهُ فَوَجَدْتُهُ جَالِساً وَ عِنْدَهُ قَدَحٌ وَ كُوزُ مَاءٍ فَدَعَا بِوِعَاءٍ مَشْدُودٍ مَخْتُومٍ، فَقُلْتُ فِي نَفْسِي: لَقَدْ أَمِنَنِي حَتَّى يُخْرِجَ إِلَيَّ جَوْهَراً فَكَسَرَ الْخَتْمَ وَ حَلَّهُ، فَإِذَا فِيهِ سَوِيقٌ فَأَخْرَجَ مِنْهُ فَصَبَّهُ فِي الْقَدَحِ، وَ صَبَّ عَلَيْهِ مَاءً فَشَرِبَ وَ سَقَانِي، فَلَمْ أَصْبِرْ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ: أَ تَصْنَعُ هَذَا فِي الْعِرَاقِ وَ طَعَامُهُ كَمَا تَرَى فِي كَثْرَتِهِ! فَقَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ مَا أَخْتِمُ عَلَيْهِ بُخْلًا بِهِ وَ لَكِنِّي أَبْتَاعُ قَدْرَ مَا يَكْفِينِي، فَأَخَافُ أَنْ يُنْقَصَ فَيُوضَعَ فِيهِ مِنْ غَيْرِهِ وَ أَنَا أَكْرَهُ أَنْ أُدْخِلَ بَطْنِي إِلَّا طَيِّباً فَلِذَلِكَ أَحْتَرِزُ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى فَإِيَّاكَ وَ تَنَاوُلَ مَا لَا تَعْلَمُ حِلَّهُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۳، ح۱۷۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۲۹، ح۴۰ («... عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَقُولُ:... ثُمَّ عَادَ إِلَى ذِكْرِ عَلِيٍّ(ع) فَقَالَ: أَمَا وَ الَّذِي ذَهَبَ بِنَفْسِهِ مَا أَكَلَ مِنَ الدُّنْيَا حَرَاماً قَلِيلًا وَ لَا كَثِيراً حَتَّى فَارَقَهَا...»).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۳۷۵؛ «عَنْ رَجُلٍ مِنْ خَثْعَمٍ قَالَ: رَأَيْتُ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ يَأْكُلَانِ خُبْزاً وَ خَلًّا وَ بَقْلًا، فَقُلْتُ: أَ تَأْكُلَانِ هَذَا وَ فِي الرَّحْبَةِ مَا فِيهَا؟ فَقَالا: مَا أَغْفَلَكَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ؟» «رَحبة» در لغت به معنای فضای باز اطراف بناها و خانههاست و به معنای وسعت و سرزمین وسیع نیز آمده است. شاید به همین جهت به محلهای در کوفه، برخی از روستاها و سرزمینها در جاهای مختلف رحبه (یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۳) گفتهاند و در اینجا به معنای وسعت و امکانات وسیع است.
- ↑ سعید بن عبدالله راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۸؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۷، ص۳۵۹ و ج۳۷، ص۱۰۰ («... بِطَبَقٍ فِيهِ رُمَّانٌ وَ عِنَبٌ فَأَكَلَ النَّبِيُّ(ص) فَسَبَّحَ، ثُمَّ أَكَلَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ(ع)...»).
- ↑ ابنسعد، ترجمه الإمام الحسن، ص۶۳ («... فَقَالَتْ لِجَارِيَتِهَا: خُوضِي لَهُ لَبَنًا، فَأَخَذَهُ فَشَرِبَهُ...»).
- ↑ ابنعساکر، تاریخ دمشق الکبیر، ج۷ (جزء۱۴)، ص۶۸ («... فَطافوا فِي البُستانِ... فَجِئْتُهُ بِخُبزٍ و شَيْءٍ مِنْ مِلْحٍ جَريشٍ، وَ طاقَتَي بَقلٍ، فَأَكَلَ، ثُمَّ قالَ: يا مُدرِكُ، ما أطيَبَ هَذا»).
- ↑ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۶، ص۵۶، ح۲۰۱۵۶ - ۶ («تَفْسِيرُ الْإِمَامِ(ع)، قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) مَعَ أَصْحَابِهِ عَلَى مَائِدَةٍ إِذْ قَالَ لَهُمْ مَعَاشِرَ إِخْوَانِنَا طِيبُوا نَفْساً وَ كُلُوا، فَإِنَّكُمْ تَأْكُلُونَ وَ ظَلَمَةُ بَنِي أُمَيَّةَ يُحْصَدُونَ. قَالُوا: أَيْنَ؟ قَالَ: فِي مَوْضِعِ كَذَا يَقْتُلُهُمُ الْمُخْتَارُ وَ سَيُؤْتَى بِالرَّأْسَيْنِ؛ يَعْنِي رَأْسَ عُبَيْدِ اللَّهِ وَ شِمْرٍ يَوْمَ كَذَا. فَلَمَّا كَانَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ أُوتِيَ بِالرَّأْسَيْنِ أَرَادَ أَنْ يَقْعُدَ لِلْأَكْلِ وَ قَدْ فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ، فَلَمَّا رَآهُمَا سَجَدَ وَ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُمِتْنِي حَتَّى أَرَانِي فَجَعَلَ يَأْكُلُ وَ يَنْظُرُ إِلَيْهِمَا، فَلَمَّا كَانَ وَقْتُ الْحَلْوَاءِ لَمْ يُؤْتَ بِالْحَلْوَاءِ [لِمَا] كَانُوا قَدِ اشْتَغَلُوا عَنْ عَمَلِهِ بِخَبَرِ الرَّأْسَيْنِ، فَقَالَ نُدَمَاؤُهُ: لَمْ نَعْمَلِ الْيَوْمَ حَلْوَاءَ، فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع): لَا نُرِيدُ حَلْوَاءَ أَحْلَى مِنْ نَظَرِنَا إِلَى هَذَيْنِ الرَّأْسَيْنِ»).
- ↑ رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۸۴ («عَنِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: رُوِيَ أَنَّهُ كَانَ بَيْنَ يَدَيْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) بَاذَنْجَانٌ مَقْلُوٌّ بِالزَّيْتِ وَ عَيْنُهُ رَمِدَةٌ وَ هُوَ يَأْكُلُ مِنْهُ. قَالَ الرَّاوِي: قُلْتُ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ تَأْكُلُ مِنْ هَذَا وَ هُوَ نَارٌ؟ فَقَالَ: اسْكُتْ، إِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي عَنْ جَدِّي قَالَ: الْبَاذَنْجَانُ مِنْ شَحْمَةِ الْأَرْضِ وَ هُوَ طَيِّبٌ فِي كُلِّ شَيْءٍ يَقَعُ فِيهِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳۹، ح۱ («... عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) عَنِ الْجُبُنِّ، فَقَالَ لِي: لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ طَعَامٍ يُعْجِبُنِي ثُمَّ أَعْطَى الْغُلَامَ دِرْهَماً، فَقَالَ: يَا غُلَامُ ابْتَعْ لَنَا جُبُنّاً وَ دَعَا بِالْغَدَاءِ، فَتَغَدَّيْنَا مَعَهُ وَ أُتِيَ بِالْجُبُنِّ فَأَكَلَ وَ أَكَلْنَا مَعَهُ...»). به گفته مجلسی سند مجهول است (مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۷۲) و این به جهت مرددبودن عَبْدِالله بن سُلَیْمَانَ میان چند نفر است؛ ولی درمجموع نمیتوان آن را ضعیف دانست (ر.ک: سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۱۹۸-۲۰۲).
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۶۱، ح۴۱۱؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۳۷، ح۳۱۰۹۵ («... عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) إِنَّا نَرْوِي عِنْدَنَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْبَيْتَ اللَّحِمَ فَقَالَ كَذَبُوا إِنَّمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْبَيْتَ اللَّحِمَ الَّذِي يَغْتَابُونَ فِيهِ النَّاسَ وَ يَأْكُلُونَ لُحُومَهُمْ وَ قَدْ كَانَ أَبِي لَحِماً وَ لَقَدْ مَاتَ يَوْمَ مَاتَ وَ فِي كُمِّ أُمِّ وَلَدِهِ ثَلَاثُونَ دِرْهَماً لِلَّحْمِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۱، ح۴ («... ابْنُ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: كُنَّا بِالْمَدِينَةِ فَأَرْسَلَ إِلَيْنَا: اصْنَعُوا لَنَا فَالُوذَجَ وَ أَقِلُّوا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِ فِي قَصْعَةٍ صَغِيرَةٍ»). سند روایت معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۴۷). حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۶، ص۵۶، ح۲۰۱۵۳ - ۳ («... عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ كَانَ يُعْجِبُهُ الْفَالُوذَجُ وَ كَانَ إِذَا أَرَادَهُ قَالَ اتَّخِذُوهُ لَنَا وَ أَقِلُّوا»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۶، ح۶ («... عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: أَرْسَلْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِقُدَيْرَةٍ فِيهَا نَارْبَاجٌ فَأَكَلَ مِنْهَا وَ قَالَ احْبِسُوا بَقِيَّتَهَا عَلَيَّ، فَأُتِيَ بِهَا مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً، ثُمَّ إِنَّ الْغُلَامَ صَبَّ فِيهَا مَاءً فَأَتَاهُ بِهَا فَقَالَ لَهُ: وَيْحَكَ أَفْسَدْتَهَا عَلَيَّ»). در حدیث شماره ۵ همین باب آمده است: إن احب الطعام کان إلی رسولالله النارباجه. به گفته مجلسی سند ضعیف است (مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۷۲).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۵۱، ح۵ («... عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّسَّانِ قَالَ: كُنْتُ أَرْعَى جِمَالِي فِي طَرِيقِ الْخَوَرْنَقِ فَبَصُرْتُ بِقَوْمٍ قَادِمِينَ، فَمِلْتُ إِلَى بَعْضِ مَنْ مَعَهُمْ فَقُلْتُ: مَنْ هَؤُلَاءِ؟ فَقَالَ: جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ(ع) وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ قُدِّمَ بِهِمَا عَلَى الْمَنْصُورِ. قَالَ: فَسَأَلْتُ عَنْهُمْ مِنْ بَعْدُ، فَقِيلَ لِي إِنَّهُمْ نَزَلُوا بِالْحِيرَةِ، فَبَكَّرْتُ لِأُسَلِّمَ عَلَيْهِمْ، فَدَخَلْتُ، فَإِذَا قُدَّامَهُمْ سِلَالٌ فِيهَا رُطَبٌ قَدْ أُهْدِيَتْ إِلَيْهِمْ مِنَ الْكُوفَةِ، فَكُشِفَتْ قُدَّامَهُمْ، فَمَدَّ يَدَهُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ(ع) فَأَكَلَ وَ قَالَ لِي كُلْ...»).
- ↑ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۶، ص۵۶، ح۲۰۱۵۴ - ۴ («وَ عَنْهُ(ع): أَنَّهُ أُهْدِيَ إِلَيْهِ فَالُوذَجٌ، فَقَالَ: مَا هَذَا؟ قَالُوا: يَوْمُ نَيْرُوزَ. فَقَالَ: فَنَوْرِزُوا إِنْ قَدَرْتُمْ كُلَّ يَوْمٍ»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۴۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۸، ح۶ («... عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) وَ هُوَ يَأْكُلُ سِكْبَاجاً بِلَحْمِ الْبَقَرِ»).
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۰۰، ح۸۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۶۸، ح۳۰۷۹۸، و ج۲۵، ص۴۷، ح۳۱۱۳.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۸۲، ح۸۳؛ همو، الإستبصار، ج۴، ص۹۱، ح۴ («... عَنْ فَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: تَغَدَّى أَبُو الْحَسَنِ(ع) عِنْدِي بِمِنًى وَ مَعَهُ مُحَمَّدُ بْنُ زَيْدٍ، فَأُتِيَا بِسُكُرُّجَاتٍ وَ فِيهَا الرَّبِيثَا، فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ زَيْدٍ: هَذَا الرَّبِيثَا، قَالَ: فَأَخَذَ لُقْمَةً فَغَمَسَهَا فِيهِ ثُمَّ أَكَلَهَا»). در استبصار (ج۴، ص۹۱، ح۳) این حدیث با همین سند به امام صادق نیز نسبت داده شده است. به نظر میرسد در فرایند ثبت این حدیث به نام امام صادق خطایی رخ داده باشد؛ چراکه راوی این روایت فضل بن یونس است که از یاران امام کاظم و ثقه است. محمد بن زید که در این قضیه با امام همراه بوده، اگر محمد بن زید رِزامی باشد، خادم امام رضاست (احمد بن علی نجاشی، رجال، ش۸۴۴ و ۱۰۰۰). پس در این صورت یا باید گفت منظور از ابوالحسن در روایت، امام رضاست و یا باید گفت مُحَمَّدُ بن زَیْد امام کاظم را درک کرده است. در هر دو صورت امام صادق(ع) در اینجا مطرح نیست.
- ↑ محمد بن حسن طوسی، الإستبصار، ج۴، ص۹۱، ح۴ («... عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّبِيثَا، فَقَالَ: لَا تَأْكُلْهَا، فَإِنَّا لَا نَعْرِفُهَا فِي السَّمَكِ يَا عَمَّارُ»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۸۲، ح۸۱ («... عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: حَمَلْتُ الرَّبِيثَا فِي صُرَّةٍ حَتَّى دَخَلْتُ بِهَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)، فَسَأَلْتُهُ عَنْهَا، فَقَالَ: كُلْهَا، وَ قَالَ لَهَا: قِشْرٌ»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۹، ص۸۱ («قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ: مَا تَضَمَّنَ صَدْرُ هَذَا الْخَبَرِ مِنَ النَّهْيِ عَنْ أَكْلِ الرَّبِيثَا فَمَحْمُولٌ عَلَى الْكَرَاهِيَةِ دُونَ الْحَظْرِ...»). همو، الإستبصار، ج۴، ص۹۱، ذیل ح۴.
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۷۷، ح۴۹۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۷۵، ح۳۱۲۲۹ («... عَنْ مُعَتِّبٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ(ع) يَوْماً يَا مُعَتِّبُ اطْلُبْ لَنَا حِيتَاناً طَرِيَّةً فَإِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَحْتَجِمَ فَطَلَبْتُهَا [لَهُ] ثُمَّ أَتَيْتُهُ بِهَا، فَقَالَ: يَا مُعَتِّبُ سَكْبِجْ لَنَا شَطْرَهَا وَ اشْوِ لَنَا شَطْرَهَا فَتَغَدَّى مِنْهَا أَبُو الْحَسَنِ(ع) وَ تَعَشَّى»). بَابُ كَرَاهَةِ إِدْمَانِ أَكْلِ السَّمَكِ وَ الْإِكْثَارِ مِنْهُ.
- ↑ ر.ک: احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۷۷، ح۴۹۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۷۵، بَابُ كَرَاهَةِ أَكْلِ السَّمَكِ الطَّرِيِّ إِلَّا عَلَى أَثَرِ الْحِجَامَةِ، ص۷۷، بَابُ كَرَاهَةِ إِدْمَانِ أَكْلِ السَّمَكِ وَ الْإِكْثَارِ مِنْهُ.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۱، ح۱ («... قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ الْمَاضِي(ع) يَوْماً، فَأَكَلْتُ عِنْدَهُ وَ أَكْثَرَ مِنَ الْحَلْوَاءِ، فَقُلْتُ مَا أَكْثَرَ هَذِهِ الْحَلْوَاءَ، فَقَالَ(ع): إِنَّا وَ شِيعَتَنَا خُلِقْنَا مِنَ الْحَلَاوَةِ، فَنَحْنُ نُحِبُّ الْحَلْوَاءَ»). سند حدیث نزد مشهور به جهت سهل بن زیاد ضعیف و نزد مجلسی معتبر است (محمد بن حسن، مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۴۷).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۰۶، ح۴؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۵، ص۲۴۶، ح۲۶؛ همو، الإستبصار، ج۲، ص۲۸۸، ح۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۳۸، ح۱۹۰۸۴ («... إِنَّ مُوسَى أَكَلَ خَبِيصاً فِيهِ زَعْفَرَانٌ وَ لَمْ يَزُرْ بَعْدُ فَقَالَ أَبِي: هُوَ أَفْقَهُ مِنْكَ»).
- ↑ فیبرها موادیاند در سبزیها و میوههای تازه که قابل هضم نیستند و سیستم دفاعی بدن را تقویت میکنند و در دفع سموم بدن از طریق جهاز دافعه نقش مهم دارند و ضد سرطاناند (حسین دردانه و علیاکبر پونده نژادان، تغذیه سالمندان و بازنشستگان، ص۱۳۲).
- ↑ رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۷۶، («... عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَارُونَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا(ع) فَدَعَا بِالْمَائِدَةِ فَلَمْ يَكُنْ عَلَيْهَا بَقْلٌ، فَأَمْسَكَ يَدَهُ، ثُمَّ قَالَ: يَا غُلَامُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنِّي لَا آكُلُ عَلَى مَائِدَةٍ لَيْسَ عَلَيْهَا خَضْرَاءُ؛ فَائْتِ بِهَا، قَالَ: فَذَهَبَ وَ أَتَى بِالْبَقْلِ، فَمَدَّ يَدَهُ فَأَكَلَ...»). محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۴۱۹، ح۳۰۹۴۷ («... عَنْ مُوَفَّقٍ الْمَدِينِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ الْمَاضِي(ع) يَوْماً وَ حَبَسَنِي لِلْغَدَاءِ، فَلَمَّا جَاءُوا بِالْمَائِدَةِ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهَا بَقْلٌ فَأَمْسَكَ يَدَهُ، ثُمَّ قَالَ لِلْغُلَامِ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنِّي لَا آكُلُ عَلَى مَائِدَةٍ لَيْسَ فِيهَا خُضْرَةٌ، فَائْتِنِي بِالْخُضْرَةِ. قَالَ: فَذَهَبَ الْغُلَامُ فَجَاءَ بِالْبَقْلِ فَأَلْقَاهُ عَلَى الْمَائِدَةِ فَمَدَّ يَدَهُ فَأَكَلَ»).
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۵۵۵، ح۹۰۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۶۰، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۱۷۴، ح۳۱۵۶۶ («... عَنْ يَحْيَى بْنِ مُوسَى الصَّنْعَانِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا(ع) بِمِنًى وَ أَبُو جَعْفَرٍ الثَّانِي(ع) عَلَى فَخِذِهِ وَ هُوَ يُقَشِّرُ مَوْزاً وَ يُطْعِمُهُ»).
- ↑ محمد بن علی صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۵۹.
- ↑ نخستین راوی صدوق در این سند حمزه بن محمد علوی است که استاد شیخ صدوق بوده و او در کتابهای متعدد خود با درخواست رحمت و رضوان الهی برای او از او روایت کرده است و دربارۀ او مذمتی هم نقل نشده است (علی نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۸۲، ش۵۰۸۲). این درخواست رحمت و رضوان الهی برای او، همچنین مذمتنشدن او نشانه اعتبار اوست؛ چراکه به گفته فقیه رجالشناس آیتالله تبریزی (۱۴۲۷ق/۱۳۸۵ش)، هر راوی که از معاریف باشد و رجالیان او را مذمت نکرده باشند، مذمتنشدنش نشانه اعتبار راوی است؛ چون اگر نقطه ضعفی در او بود، رجالیان ذکر میکردند (درس فقه آن مرحوم که نگارنده در آن حضور داشت). او از علی بن ابراهیم روایت آورده و اعتبار علی بن ابراهیم هم پذیرفته رجالیان است؛ چنانکه یاسر، خادم قمی نیز معتبر است (علی نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۱۸۰، ش۱۶۰۲۳).
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۲، ص۳۲۸.
- ↑ ابنشهرآشوب، مناقب آلابیطالب، ج۴، ص۳۶۱.
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۲۶۵، ح۳۰۵۰۵.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۹، ص۱۶۴ («... قَالَ: كَانَ الرِّضَا(ع)... إِذَا جَلَسَ عَلَى الْمَائِدَةِ لَا يَدَعُ صَغِيراً وَ لَا كَبِيراً حَتَّى السَّائِسَ وَ الْحَجَّامَ إِلَّا أَقْعَدَهُ مَعَهُ عَلَى مَائِدَتِهِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۹۸، ح۱۴ («... عَنْ بَزِيعِ بْنِ عَمْرِو بْنِ بَزِيعٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) وَ هُوَ يَأْكُلُ خَلًّا وَ زَيْتاً فِي قَصْعَةٍ سوداءَ مَكْتُوبٌ فِي وَسَطِهَا بِصُفْرَةٍ ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ فَقَالَ لِي: ادْنُ يَا بَزِيعُ، فَدَنَوْتُ فَأَكَلْتُ مَعَهُ ثُمَّ حَسَا مِنَ الْمَاءِ ثَلَاثَ حَسِيَّاتٍ حِينَ لَمْ يَبْقَ مِنَ الْخُبْزِ شَيْءٌ ثُمَّ نَاوَلَنِيهَا فَحَسَوْتُ الْبَقِيَّةَ»).
- ↑ این فرمان به این انگیزه بوده که حیواناتِ وحشی و پرندگان از مواد ریز ماندۀ سفره بهره بگیرند، با این فرض که محیط زیست هم آلوده نشود.
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۶ («... مَا كَانَ فِي الصَّحْرَاءِ فَدَعْهُ وَ لَوْ فَخِذَ شَاةٍ وَ مَا كَانَ فِي الْبَيْتِ فَتَتَبَّعْهُ وَ الْقُطْهُ»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، لیلة المبعث، ص۸۱۳ -۸۱۴؛ ابنطاووس، الإقبال بالاعمال الحسنه، ج۳، ص۲۷۲،... فی الیوم السابع و العشرین من رجب؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۸، باب استحباب صلاة لیلة المبعث، ص۱۱۲ ح۱۰۱۹۶ و ج۱۰، ص۴۴۹، ح۱۳۸۱۴ («... صَامَ أَبُو جَعْفَرٍ الثَّانِي(ع) لَمَّا كَانَ بِبَغْدَادَ يَوْمَ النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ وَ يَوْمَ سَبْعٍ وَ عِشْرِينَ مِنْهُ وَ صَامَ مَعَهُ جَمِيعُ حَشَمِهِ...»).
- ↑ رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۸۳ («... وَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الثَّالِثُ(ع) لِبَعْضِ قَهَارِمَتِهِ: اسْتَكْثِرْ لَنَا مِنَ الْبَاذَنْجَانِ فَإِنَّهُ حَارٌّ فِي وَقْتِ الْحَرَارَةِ، وَ بَارِدٌ فِي وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِي الْأَوْقَاتِ كُلِّهَا، جَيِّدٌ عَلَى كُلِّ حَالٍ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۹ («... عَنْ إِسْحَاقَ الْجَلَّابِ قَالَ: اشْتَرَيْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ(ع) غَنَماً كَثِيرَةً، فَدَعَانِي فَأَدْخَلَنِي مِنْ إِصْطَبْلِ دَارِهِ إِلَى مَوْضِعٍ وَاسِعٍ لَا أَعْرِفُهُ، فَجَعَلْتُ أُفَرِّقُ تِلْكَ الْغَنَمَ فِيمَنْ أَمَرَنِي بِهِ، فَبَعَثَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ وَ إِلَى وَالِدَتِهِ وَ غَيْرِهِمَا مِمَّنْ أَمَرَنِي، ثُمَّ اسْتَأْذَنْتُهُ فِي الِانْصِرَافِ إِلَى بَغْدَادَ إِلَى وَالِدِي وَ كَانَ ذَلِكَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ، فَكَتَبَ إِلَيَّ: تُقِيمُ غَداً عِنْدَنَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ. قَالَ فَأَقَمْتُ، فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ عَرَفَةَ أَقَمْتُ عِنْدَهُ وَ بِتُّ لَيْلَةَ الْأَضْحَى فِي رِوَاقٍ لَهُ، فَلَمَّا كَانَ فِي السَّحَرِ أَتَانِي فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ قُمْ، قَالَ: فَقُمْتُ فَفَتَحْتُ عَيْنِي فَإِذَا أَنَا عَلَى بَابِي بِبَغْدَادَ، قَالَ: فَدَخَلْتُ عَلَى وَالِدِي وَ أَنَا فِي أَصْحَابِي، فَقُلْتُ لَهُمْ عَرَّفْتُ بِالْعَسْكَرِ وَ خَرَجْتُ بِبَغْدَادَ إِلَى الْعِيدِ»).
- ↑ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۳۲، ح۳۱۰۷۸ («... عَنْ حَمْزَةَ بْنِ نُصَيْرٍ خَادِمِ أَبِي الْحَسَنِ(ع) عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا وُلِدَ السَّيِّدُ(ع)، يَعْنِي الْمَهْدِيَّ، تَبَاشَرَ أَهْلُ الدَّارِ بِذَلِكَ؛ فَلَمَّا نَشَأَ خَرَجَ إِلَيَّ الْأَمْرُ أَنْ أَبْتَاعَ كُلَّ يَوْمٍ مَعَ اللَّحْمِ قَصَبَ مُخٍّ وَ قِيلَ إِنَّ هَذَا لِمَوْلَانَا الصَّغِيرِ(ع)»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۰۱، ح۱- ۹؛ برای نمونه به دو روایت بسنده میشود: ۱. «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَرَّجَانِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) وَ هُوَ يَأْكُلُ، فَرَأَيْتُهُ يَتَتَبَّعُ مِثْلَ السِّمْسِمِ مِنَ الطَّعَامِ مَا سَقَطَ مِنَ الْخِوَانِ. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ تَتَبَّعُ هَذَا؟ فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ هَذَا رِزْقُكَ فَلَا تَدَعْهُ أَمَا إِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ». به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۱۸) سند این حدیث ضعیف است. ۲. «مَا كَانَ فِي الصَّحْرَاءِ فَدَعْهُ وَ لَوْ فَخِذَ شَاةٍ وَ مَا كَانَ فِي الْبَيْتِ فَتَتَبَّعْهُ وَ الْقُطْهُ وَ كُلْهُ، فَإِنَّ فِيهِ رِضَى الرَّبِّ وَ مَجْلَبَةً لِلرِّزْقِ وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ سُقْمٍ...». این روایت در این منابع آمده است: محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۶؛ حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۶، ص۲۸۸- ۲۸۹، ح۱۹۹۱۲ - ۲؛ ر.ک: سعید بن عبدالله راوندی، الدعوات، ص۱۵۴.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۷۹.
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۸۷ سند روایت مرسلِ موثق است.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۰، ح۱ («... قَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) رُبَّمَا أَطْعَمَنَا الْفَرَانِيَّ وَ الْأَخْبِصَةَ ثُمَّ يَطْعَمُ الْخُبْزَ وَ الزَّيْتَ، فَقِيلَ لَهُ لَوْ دَبَّرْتَ أَمْرَكَ حَتَّى يَعْتَدِلَ، فَقَالَ: َ إِنَّمَا نَتَدَبَّرُ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا وَسَّعَ عَلَيْنَا وَسَّعْنَا وَ إِذَا قَتَّرَ عَلَيْنَا قَتَّرْنَا»).
- ↑ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۸۸.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۰، ح۴ («... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): لَيْسَ فِي الطَّعَامِ سَرَفٌ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۵، ح۱ («... عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: حَجَجْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فِي السَّنَةِ الَّتِي وُلِدَ فِيهَا ابْنُهُ مُوسَى(ع)، فَلَمَّا نَزَلْنَا الْأَبْوَاءَ وَضَعَ لَنَا الْغَدَاءَ وَ كَانَ إِذَا وَضَعَ الطَّعَامَ لِأَصْحَابِهِ أَكْثَرَ وَ أَطَابَ»).
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۰۰، باب لاسرف فیالطعام، ح۸۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۶۸، ح۳۰۷۹۸ و ج۲۵، ص۴۷، ح۳۱۱۳ («... عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: أَكَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)، فَدَعَا فَأُتِيَ بِدَجَاجَةٍ مَحْشُوَّةٍ بِخَبِيصٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): هَذِهِ أُهْدِيَتْ لِفَاطِمَةَ، ثُمَّ قَالَ: يَا جَارِيَةُ ايتِينَا بِطَعَامِنَا الْمَعْرُوفِ، فَجَاءَتْ بِثَرِيدٍ وَ خَلٍّ وَ زَيْتٍ»).
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۸۳، ح۵۲۵؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۸، ح۳ و ج۸، ص۱۶۵، ح۱۷۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۸۷، ح۳۱۲۶۵ («... كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَشْبَهَ النَّاسِ طِعْمَةً بِرَسُولِ اللَّهِ(ص) كَانَ يَأْكُلُ الْخُبْزَ وَ الْخَلَّ وَ الزَّيْتَ وَ يُطْعِمُ النَّاسَ الْخُبْزَ وَ اللَّحْمَ»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ص۷۵۲، خطبة أمیرالمؤمنین(ع) فی یوم الغدیر؛ ابنطاووس، الإقبال بالاعمال الحسنة، ج۲، ص۲۶۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۴۴۴، ح۱۳۸۰۴ («... عَنِ الْفَيَّاضِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ الطُّوسِيِّ أَنَّهُ شَهِدَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا(ع)... فَكَانَ مِنْ قَوْلِهِ(ع) حَدَّثَنِي الْهَادِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَنَّهُ اتَّفَقَ فِي زَمَانِهِ الْجُمُعَةُ وَ الْغَدِيرُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ عَلَى خَمْسِ سَاعَاتٍ مِنْ نَهَارِ ذَلِكَ الْيَوْمِ ثُمَّ ذَكَرَ خُطْبَتَهُ(ع) بِطُولِهَا... ثُمَّ أَخَذَ(ع) فِي خُطْبَةِ الْجُمُعَةِ وَ جَعَلَ صَلَاةَ جُمُعَتِهِ صَلَاةَ عِيدِهِ وَ انْصَرَفَ بِوُلْدِهِ وَ شِيعَتِهِ إِلَى مَنْزِلِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) بِمَا أَعَدَّ لَهُ مِنْ طَعَامِهِ وَ انْصَرَفَ غَنِيُّهُمْ وَ فَقِيرُهُمْ بِرِفْدِهِ إِلَى عِيَالِهِ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۰، ح۳ («... عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) جَمَاعَةً، فَدَعَا بِطَعَامٍ مَا لَنَا عَهْدٌ بِمِثْلِهِ لَذَاذَةً وَ طِيباً وَ أُوتِينَا بِتَمْرٍ نَنْظُرُ فِيهِ إِلَى وُجُوهِنَا مِنْ صَفَائِهِ وَ حُسْنِهِ، فَقَالَ رَجُلٌ: لَتُسْأَلُنَّ عَنْ هَذَا النَّعِيمِ الَّذِي نُعِّمْتُمْ بِهِ عِنْدَ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمُ وَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ يُطْعِمَكُمْ طَعَاماً فَيُسَوِّغَكُمُوهُ ثُمَّ يَسْأَلَكُمْ عَنْهُ وَ لَكِنْ يَسْأَلُكُمْ عَمَّا أَنْعَمَ عَلَيْكُمْ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ(ص)») به گفته مجلسی در مرآة العقول (ج۲۲، ص۸۷) سند حدیث ۳ مجهول و حدیث ۵ ضعیف است؛ ولی محتوای آنها با محتوای احادیث معتبر هماهنگ است.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۸۰، ح۵ («...عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ(ع) فَدَعَا بِالْغَدَاءِ فَأَكَلْتُ مَعَهُ طَعَاماً مَا أَكَلْتُ طَعَاماً قَطُّ أَنْظَفَ مِنْهُ وَ لَا أَطْيَبَ، فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الطَّعَامِ قَالَ: يَا أَبَا خَالِدٍ كَيْفَ رَأَيْتَ طَعَامَكَ أَوْ قَالَ طَعَامَنَا؟ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا رَأَيْتُ أَطْيَبَ مِنْهُ وَ لَا أَنْظَفَ قَطُّ وَ لَكِنِّي ذَكَرْتُ الْآيَةَ الَّتِي فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ﴾. قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع): لَا، إِنَّمَا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَنْتُمْ عَلَيْهِ مِنَ الْحَقِّ»).
- ↑ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۱۶۷؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۹، ص۲۶۹، ح۱۰.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۷۹، ح۶ («... عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ قَالَ: دَعَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِطَعَامٍ فَأُتِيَ بِهَرِيسَةٍ، فَقَالَ لَنَا: ادْنُوا فَكُلُوا. قَالَ: فَأَقْبَلَ الْقَوْمُ يَقْصُرُونَ. فَقَالَ(ع): كُلُوا فَإِنَّمَا يَسْتَبِينُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ فِي أَكْلِهِ عِنْدَهُ. قَالَ: فَأَقْبَلْنَا نُغِصُّ أَنْفُسَنَا كَمَا تَغَصُّ الْإِبِلُ»). حدیث نزد مشهور ضعیف، ولی نزد مجلسی (مرآة العقول، ج۲۲، ص۸۶) معتبر است.
- ↑ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۰۸، ح۱۲۷؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۲۱، ح۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۷۳، ح۳۱۲۱۷ («... عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: أَكَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَوْماً فَأُتِيَ بِدَجَاجَةٍ مَحْشُوَّةٍ خَبِيصاً فَفَكَكْنَاهَا وَ أَكَلْنَاهَا»). به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۲۲، ص۱۴۸) میتوان سند را معتبر دانست. مشابه این پذیرایی در منابع ذیل نیز آمده است: احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۰۰، ح۸۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۶۸، ح۳۰۷۹۸، و ج۲۵، ص۴۷، ح۳۱۱۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۷۹، باب، ح۳ («... عَنْ عِيسَى بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ قَالَ: أَكَلْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَجَعَلَ يُلْقِي بَيْنَ يَدَيَّ الشِّوَاءَ، ثُمَّ قَالَ: يَا عِيسَى، إِنَّهُ يُقَالُ: اعْتَبِرْ حُبَّ الرَّجُلِ بِأَكْلِهِ مِنْ طَعَامِ أَخِيهِ»). به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۲۲، ص۸۵) سند روایت معتبر است.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۷۹، ح۲ («... عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: أَكَلْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَأُوتِينَا بِقَصْعَةٍ مِنْ أَرُزٍّ...»). گرچه سند حدیث ضعیف است، با حدیث۶ باب که نزد مجلسی (مرآة العقول، ج۲۲، ص۸۶) معتبر است، هممحتواست.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۸، ح۷ («... عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَدَعَا بِالْمَائِدَةِ، فَأُتِيَ بِثَرِيدٍ وَ لَحْمٍ وَ دَعَا بِزَيْتٍ وَ صَبَّهُ عَلَى اللَّحْمِ فَأَكَلْتُ مَعَهُ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۱۶، ح۳ («... عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلَّالِ قَالَ: تَعَشَّيْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِلَحْمٍ بِلَبَنٍ فَقَالَ: هَذَا مَرَقُ الْأَنْبِيَاءِ(ع)»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۷۹، ح۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۲۸۵، ح۳۰۵۵۶ («... عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)، فَقَدَّمَ إِلَيْنَا طَعَاماً فِيهِ شِوَاءٌ وَ أَشْيَاءَ بَعْدَهُ، ثُمَّ جَاءَ بِقَصْعَةٍ فِيهَا أَرُزٌّ، فَأَكَلْتُ مَعَهُ، فَقَالَ: كُلْ، قُلْتُ: قَدْ أَكَلْتُ، فَقَالَ: كُلْ، فَإِنَّهُ يُعْتَبَرُ حُبُّ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ بِانْبِسَاطِهِ فِي طَعَامِهِ، ثُمَّ حَازَ لِي حَوْزاً بِإِصْبَعِهِ مِنَ الْقَصْعَةِ، فَقَالَ لِي: لَتَأْكُلَنَّ ذَا بَعْدَ مَا قَدْ أَكَلْتَ، فَأَكَلْتُهُ»). حدیث چهارم این باب مجهول و مرسل است؛ ولی روایت سوم آن موثق است که هممعنا با حدیث چهارم است (مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۸۵-۸۶).
- ↑ عبدالله بن ابییعفور کوفی، از شخصیتهای برجسته شیعه در دوران امام صادق(ع) و مورد احترام فراوان آن حضرت بوده است (احمد بن علی نجاشی، رجال، ش۵۵۶).
- ↑ هشام بن سالم جوزجانی از راویان مورد اعتماد دو امام صادق و کاظم(ع) و مورد توجه آنان بوده است (احمد بن علی نجاشی، رجال، ش۱۱۶۵).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۷۸، ح۱ («... عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: دَخَلْنَا مَعَ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) وَ نَحْنُ جَمَاعَةٌ، فَدَعَا بِالْغَدَاءِ، فَتَغَدَّيْنَا وَ تَغَدَّى مَعَنَا وَ كُنْتُ أَحْدَثَ الْقَوْمِ سِنّاً فَجَعَلْتُ أَقْصُرُ وَ أَنَا آكُلُ، فَقَالَ لِي: كُلْ، أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ تُعْرَفُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ بِأَكْلِهِ مِنْ طَعَامِهِ»). سند روایت معتبر است.
- ↑ عبدالرحمان بن حجاج کوفی از شخصیتهای برجسته شیعه بوده و دوران امام صادق و کاظم و رضا(ع) را درک کرده و مورد احترام آنان بوده است (احمد بن علی نجاشی، رجال، ش۶۳۰).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۷۹، ح۲ («... عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: أَكَلْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَأُوتِينَا بِقَصْعَةٍ مِنْ أَرُزٍّ فَجَعَلْنَا نُعَذِّرُ، فَقَالَ(ع) مَا صَنَعْتُمْ شَيْئاً إِنَّ أَشَدَّكُمْ حُبّاً لَنَا أَحْسَنُكُمْ أَكْلًا عِنْدَنَا قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ فَرَفَعْتُ كُسْحَةَ الْمَائِدَةِ فَأَكَلْتُ فَقَالَ نَعَمْ الْآنَ وَ أَنْشَأَ يُحَدِّثُنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أُهْدِيَ إِلَيْهِ قَصْعَةُ أَرُزٍّ مِنْ نَاحِيَةِ الْأَنْصَارِ، فَدَعَا سَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادَ وَ أَبَا ذَرٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ، فَجَعَلُوا يُعَذِّرُونَ فِي الْأَكْلِ، فَقَالَ مَا صَنَعْتُمْ شَيْئاً أَشَدُّكُمْ حُبّاً لَنَا أَحْسَنُكُمْ أَكْلًا عِنْدَنَا، فَجَعَلُوا يَأْكُلُونَ أَكْلًا جَيِّداً. ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) رَحِمَهُمُ اللَّهُ وَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ صَلَّى عَلَيْهِمْ»).
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۴، ح۱۷۴ («... عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَامِلٍ كَانَ لِمُحَمَّدِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: حَضَرْتُ عَشَاءَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) فِي الصَّيْفِ، فَأُتِيَ بِخِوَانٍ عَلَيْهِ خُبْزٌ وَ أُتِيَ بِجَفْنَةٍ فِيهَا ثَرِيدٌ وَ لَحْمٌ... فَأَكَلَ وَ أَكَلْنَا مَعَهُ، ثُمَّ إِنَّ الْخِوَانَ رُفِعَ، فَقَالَ يَا غُلَامُ، ائْتِنَا بِشَيْءٍ، فَأُتِيَ بِتَمْرٍ فِي طَبَقٍ، فَمَدَدْتُ يَدِي فَإِذَا هُوَ تَمْرٌ، فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ هَذَا زَمَانُ الْأَعْنَابِ وَ الْفَاكِهَةِ. قَالَ إِنَّهُ تَمْرٌ. ثُمَّ قَالَ ارْفَعْ هَذَا وَ ائْتِنَا بِشَيْءٍ، فَأُتِيَ بِتَمْرٍ، فَمَدَدْتُ يَدِي، فَقُلْتُ هَذَا تَمْرٌ، فَقَالَ إِنَّهُ طَيِّبٌ»). به گفته مجلسی در مرآة العقول (ج۲۶، ص۲۹) سند این حدیث مجهول است.
- ↑ عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۱۶۷؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۹، ص۲۶۹، ح۱۰ («... عَنِ الْبَزَنْطِيِّ قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ الرِّضَا(ع) بِحِمَارٍ لَهُ، فَجِئْتُ إِلَى صِرْيَا، فَمَكَثْتُ عَامَّةَ اللَّيْلِ مَعَهُ، ثُمَّ أُتِيتُ بِعَشَاءٍ، ثُمَّ قَالَ افْرُشُوا لَهُ، ثُمَّ أُتِيتُ بِوِسَادَةٍ طَبَرِيَّةٍ وَ مرادع [رَادِعٍ] وَ كِسَاءٍ قَيَاصِرِيٍّ وَ مِلْحَفَةٍ مَرْوِيٍّ، فَلَمَّا أَصَبْتُ مِنَ الْعَشَاءِ قَالَ لِي: مَا تُرِيدُ أَنْ تَنَامَ؟ قُلْتُ: بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ، فَطَرَحَ عَلَيَّ الْمِلْحَفَةَ أَوِ الْكِسَاءَ ثُمَّ قَالَ: بَيَّتَكَ اللَّهُ فِي عَافِيَةٍ»).
- ↑ محمد بن حسن طوسی، مصباح المتهجد، ص۷۵۲، خطبة أمیرالمؤمنین(ع) فی یوم الغدیر؛ ابنطاووس، الإقبال بالاعمال الحسنه، ج۲، ص۲۶۰، فصل فیما نذکره من فضل عید الغدیر؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۴۴۴، ح۱۳۸۰۴؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۹۴، ص۱۱۲، ح۸ («... عَنِ الْفَيَّاضِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ الطُّوسِيِّ أَنَّهُ شَهِدَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا(ع) فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ وَ بِحَضْرَتِهِ جَمَاعَةٌ مِنْ خَاصَّتِهِ قَدِ احْتَبَسَهُمْ لِلْإِفْطَارِ وَ قَدْ قَدَّمَ إِلَى مَنَازِلِهِمْ الطَّعَامَ وَ الْبُرَّ وَ الصِّلَاتِ وَ الْكِسْوَةَ حَتَّى الْخَوَاتِيمَ وَ النِّعَالَ وَ قَدْ غَيَّرَ مِنْ أَحْوَالِهِمْ وَ أَحْوَالِ حَاشِيَتِهِ وَ جُدِّدَتْ لَهُ آلَةٌ غَيْرُ الْآلَةِ الَّتِي جَرَى الرَّسْمُ بِابْتِذَالِهَا قَبْلَ يَوْمِهِ...»).
- ↑ محمد بن ولید کرمانی از راویانِ امام جواد(ع) است که درباره امامت تردید داشت و در معاشرت با آن حضرت تردیدش بر طرف شد (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۹، ش۷۳۵۳).
- ↑ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۶، ح۴۲۵۷ («... وَ رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ الْكِرْمَانِيِّ قَالَ: أَكَلْتُ بَيْنَ يَدَيْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي(ع) حَتَّى إِذَا فَرَغْتُ وَ رُفِعَ الْخِوَانُ، ذَهَبَ الْغُلَامُ يَرْفَعُ مَا وَقَعَ مِنْ فُتَاتِ الطَّعَامِ، فَقَالَ لَهُ: مَا كَانَ فِي الصَّحْرَاءِ فَدَعْهُ وَ لَوْ فَخِذَ شَاةٍ، وَ مَا كَانَ فِي الْبَيْتِ فَتَتَبَّعْهُ وَ الْقُطْهُ»).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۳۹۸.