ابعاد سیره امام هادی

سبک زندگی امام هادی

سیره اخلاقی امام هادی

سیره عبادی امام هادی

سیره خانوادگی امام هادی

سیره تربیتی امام هادی

امام هادی(ع) علی‌رغم همه شرایطی که برای جدا کردن آن حضرت از شیعیان و دوستداران، بر ایشان تحمیل شده بود، همواره مسئولیت‌های تربیتی خود را با هروسیله‌ای که تأثیرگذاری بیشتری در میان شیعیان داشت و به بهترین نحو به انجام می‌رسانده‌اند. آن حضرت گاه برای بعضی از شیعیان خود دعا کرده و برای روا شدن حاجات آنها به درگاه خداوند متعال می‌رفته است. گاه نیز نیازهای مادّی شیعیان خود را برطرف کرده و به آنها پول می‌داده‌اند، یا اینکه با بیانی صریح در رابطه با لغزشگاه‌هایی که در پیش رویشان بود به آنان هشدار می‌دادند.

روش کلّی حضرت امام هادی(ع) در تربیت و ساخت شخصیت افراد را می‌توان در این چند مورد خلاصه نمود:

  1. راهنمایی‌های تربیتی از طریق بیان احادیثی که مهمترین مفاهیم تربیتی را به انسان عرضه می‌نماید[۱].
  2. تأکید بر اطاعت از خداوند متعال.
  3. تأکید بر اهمّیت توجّه به خداوند متعال در برآوردن حاجات و نخواستن حاجت از غیر او[۲].
  4. اهمّیت دعا و مداومت بر آن در متبلور ساختن روح توحید و توکل بر خدا در انسان.
  5. دعا کردن برای مؤمنان‌
  6. کوشش در رفع حاجات مؤمنان.
  7. رابطه عاطفی با پیشوایان صالح- که در اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) جلوه می‌کند- از طریق زیارت کردن آن بزرگواران و مطالعه در روش زندگی آنان[۳].

سیره اجتماعی امام هادی

سیره علمی امام هادی

امام هادی(ع) در همه عرصه‌هایی که برای گروه شیعیان و پیروان اهل‌بیت(ع) مهم و حیاتی بود به مقوله استوار ساختن و تکمیل ساختار شخصیتی آنان می‌پرداختند؛ چراکه لازم بود تا ساختار این گروه آن‌چنان تکامل یابد که بتوانند با روایات و میراث علمی که در اختیار دارند امور دین و دنیایشان را اداره نمایند و دانشمندانی که عالمان دینی هستند نیز بتوانند مأموریت رهبری اجتماعی، فکری و دینی آنها را به دست گرفته و در مسیر تکاملی این گروه به سمت هدف‌های رسالی که برای آن در نظر گرفته شده است، از مصالح و شئون این گروه پاسداری نمایند.

  1. ایمن‌سازی عقیدتی: ایمن‌سازی عقیدتی که حضرت امام هادی(ع) به انجام آن مبادرت فرمودند در توضیح، شرح و عمق بخشیدن به مفاهیم عقیدتی به شکل خاصّ و مفاهیم دینی به شکل عام نمود پیدا می‌کند. همچنان‌که این ایمن‌سازی در قالب دفع شبهات و تحریفات فکری که مکاتب فکری آن روزگار در جامعه برمی‌انگیختند نیز آشکار می‌گردد. روایاتی هم که در رابطه با مسائلی همچون رؤیت خداوند، جبر و اختیار و تفویض، ردّ بر شبهاتی که درباره آیات قرآن کریم به وجود می‌آمده است و... از آن حضرت وارد شده است، نشان از این حقیقت دارد که حضرت‌ امام هادی(ع) به‌شدّت در پی ایمن‌سازی عقیدتی در جامعه اسلامی به صورت کلّی و جامعه شیعی به صورت خاصّ بوده است.
    1. موضع‌گیری قاطع حضرت امام هادی(ع) در برابر غالیان گامی از گام‌های آن حضرت در جهت ایمن‌سازی عقیدتی شیعیان و دور کردن آنها از عوامل‌ انحراف و گمراهی عقیدتی بود که سرانجام به کفر یا شرک به خداوند متعال منجر می‌شد.
    2. پدیده اهتمام ویژه ائمّه اطهار(ع) به تعلیم زیارت همه اهل بیت به صورت جمعی یا زیارت‌های هرکدام از ائمّه(ع) به اصحاب خود مانند زیارتی که به زیارت جامعه کبیره معروف است، یا زیارت حضرت امیر المؤمنین(ع)، خود گام مهمّی در عرصه عمق بخشیدن به بیداری شیعیان و رسوخ ولایت در دل و جان آنان و پیوستگی آنان با اهل‌بیت رسالت(ع) بود. و در این بیداری عمیق و پیوستگی عاطفی، آشکارا، ایمن‌سازی عقیدتی مهمّی وجود داشت که ویژگی روش حضرت امام هادی(ع) می‌باشد.
  2. ایمن‌سازی علمی‌: تربیت دانشمندان و استعدادهای علمی که در فروع مختلف علمی اسلامی تخصّص داشته باشند اساسی‌ترین نقطه برای به‌وجود آمدن سطح علمی مناسب و بالا بردن آن بود که جماعت شیعه بدان احتیاج وافری داشت. سپس اینکه به این عالمان دینی نقش ویژه‌ای در جامعه اسلامی داده شود. و این همان کاری بود که همه پیشوایان اهل‌بیت(ع) بدون استثنا آن را انجام می‌دادند. امّا دوره حضرت امام هادی(ع) ویژگی خاصّی داشت؛ چراکه زمان آن حضرت عصری بود که می‌بایست تمام شرایط را برای عصر غیبت آماده کند، عصر غیبت نیز عصر جدا شدن مردم از امام و پیشوای خود بوده، دیگر به‌جز عالمان الهی که امین بر حلال و حرام او هستند هیچ ملجأ و پناهگاه فکری و دینی برای مردم دیگری نمی‌بود[۴].

سیره تبلیغی امام هادی

سیره سیاسی امام هادی

دوران زندگی امام هادی(ع) با شماری از حاکمان عباسی معاصر بود و این دوره را باید به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله نخست که امام هادی(ع) همزمان با حیات پدر بزرگوارشان، امام جواد(ع)، به مدت حدود هشت سال (۲۱۲ ـ ۲۲۰ق) با حکومت مأمون و معتصم معاصر بوده است. مرحله دوم، دوران امامت امام هادی(ع) که با حکومت شش حاکم عباسی به ترتیب ذیل معاصر بوده است.

مُعتصِم محمد بن هارون الرشید(حک: ۲۱۸ - ۲۲۷) مهم‌ترین اتفاق در دوره او تسلط ترکان بر امور نظامی و دیوانی بود که سبب آزار مردم شد[۵]، انتقال مرکز خلافت از بغداد به سامرّا (سر من رای) و نیز موضوع خلق قرآن و تفتیش عقاید بود که مخالفان را به شدت مورد اذیت و آزار قرار داد[۶].

حکومت عباسیان در دوران امامان(ع) با بحران مشروعیت روبه‌رو بود و این وضع در دوران امام هادی(ع) نیز ادامه داشت. آنان چون نتوانسته بودند این مشکل را حل کنند، افزون بر اعمال فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر شیعیان و امامان شیعه، برای حفظ اقتدار و تداوم حاکمیت خود راه چاره را در مراقبت دائمی و تحت نظر گرفتن امامان می‌دیدند. احضار امام هادی(ع) به سامرّا در همین راستا صورت گرفت. با این حال امام هادی(ع) در عرصه سیاسی اقدامات مؤثری انجام داد که برخی از آنها بدین شرح‌اند.

  1. مخالفت با مشروعیت حکومت خلفا: امام هادی(ع) به شکل‌های مختلف مشروعیت حکومت و حاکمان عباسی را به چالش می‌کشید.
  2. نهی از یاری رساندن به حکومت: سیاست مبارزه منفی به صورت تحریم همکاری با دستگاه خلافت عباسی به عنوان یک سیاست راهبردی از زمان امامان پیشین بود و امام هادی(ع) آن را ادامه داد[۷].

سیره اقتصادی امام هادی

ایمنی اقتصادی یکی از اهداف اهل‌بیت(ع) در رابطه با گروه شیعه به‌شمار می‌رفت. گروهی که ائمّه(ع) می‌خواستند در کیان خود مستقل بوده و از همه عوامل ضعف و فروپاشی که شرایط سیاسی و اقتصادی کلّی جامعه بر آن تحمیل می‌کرد به دور باشد. سیستم وکلا نقش مهمی در این ایمنی ایفا می‌نمود. همچنان که گاه خود امام هادی(ع) نیز مستقیما نیازهای مادّی آنان را برطرف می‌نمود.

آورده‌اند که ابو عمرو عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی بر حضرت امام هادی(ع) داخل شدند. احمد بن اسحاق به نزد آن حضرت شکایت برد که بدهکاری سنگینی بر گردن او می‌باشد، امام(ع) به ابو عمرو که وکیل آن حضرت بود فرمودند: «ای ابا عمرو، سی هزار دینار به احمد بن اسحاق و سی هزار دینار به علی بن جعفر بده و خود نیز سی هزار دینار برای خویش بردار»[۸].[۹]

سیره فرهنگی امام هادی

سیره مدیریتی امام هادی

سیره نظامی امام هادی

سیره قضایی امام هادی

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: میراث تربیتى و اخلاقى امام هادى(ع)، بخش آخر از قسمت چهارم.
  2. ر.ک: تحف العقول، ص۳۶۱؛ کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۶.
  3. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص ۲۶۸.
  4. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص۲۳۱ ـ ۲۶۷.
  5. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۴۵۲.
  6. مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۴۶۴.
  7. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲، ص۱۷۷ ـ ۱۸۶.
  8. مناقب، ج۲، ص۴۸۸.
  9. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۲، ص ۲۸۲.