صفیه بنت عبدالله بن عفیف ازدی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

صفیه دختر عبدالله بن عفیف ازدی غامدی والبی، از زنان جنگجو و مبارزی شجاع و از شیعیان و دوستداران خاندان امیرالمؤمنین علی(ع) در کوفه بود. وی از قبیله بنی‌ازد از قبایل معروف شیعه است[۱]. پدرش عبدالله مردی شجاع، زاهد و عابد، قاری و مفسر قرآن، بخشنده و بسیار نیکوکار بود. در زمان حکومت امام علی(ع) در کنار او در جنگ‌ها شرکت می‌کرد. چشم چپ خود را در جنگ جمل و چشم راست خود را در جنگ صفین در التزام امام علی(ع) از دست داد. او همواره از صبح تا شام در مسجد اعظم کوفه بود و نماز می‌گزارد و آخر شب از مسجد می‌‌رفت. هنگامی که اسیران خاندان رسالت را به کوفه وارد نمودند و پس از شکستی که عبیدالله بن زیاد در دارالاماره بر اثر سخنان حضرت زینب(س) متقبل شد، ابن‌زیاد ندای نماز جماعت داد، مردم در مسجد جمع شدند. ابن زیاد بر منبر رفت و گفت: سپاس خدای را که حق و اهل حق را پیروزی داد و امیرالمؤمنین یزید بن معاویه و گروه او را نصرت بخشید و دروغگوی پسر دروغگو حسین بن علی و شیعیانش را هلاک کرد[۲]. از میان جمعیت عبدالله بن عفیف ازدی برخاست و بر ابن زیاد بانگ زد و اهل کوفه را علیه او برانگیخت و گفت: ای پسر مرجانه! دروغگوی پسر دروغگو تو و پدرت هستید و آن کس که تو را امیر کرده است و پدرش. ای پسر مرجانه! پسران پیامبر(ص) را می‌کشید و سخنی همچون سخن صدیقان می‌گویید؟[۳] ابن‌زیاد که سخت سراسیمه شده بود، از ترس شورش مردم فریاد زد او را بگیرید! اما او توسط افراد قبیله‌اش فرار کرد عده‌ای از مأموران ابن‌زیاد شبانه به خانه او یورش بردند. عبدالله دلاورانه جنگید. دخترش مانند شیر خروشان اطراف پدرش می‌چرخید و او را در جنگ راهنمایی و یاری می‌کرد. پس از جنگی سخت او را دستگیر و به شهادت رساندند[۴].

سپس صفیه را به جرم همکاری با پدرش دستگیر و زندانی نمودند. صفیه تا اوایل سال ۶۵ هجری در زندان کوفه به سر می‌برد تا اینکه حرکت توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی شکل گرفت. سلیمان یکی از جنگجویان شجاع خود را به نام طارق فرستاد تا صفیه را از زندان نجات دهد. صفیه از کوفه فرار کرد و به قادسیه رفت و به قبیله خزاعه پیوست. بعد از شهادت توابین، محمد فرزند سلیمان صفیه را به عقد خود درآورد. ثمره این ازدواج شش پسر و چهار دختر بود که همگی از شیعیان و دوستداران خاندان عصمت و طهارت(ع) در کوفه بودند[۵].[۶]

منابع

پانویس

  1. اعلام النساء المؤمنات، ص۲۹۷.
  2. تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۹؛ اللهوف، ص۱۹۵؛ الارشاد، ج۲، ص۴۷۴ نهایة الارب فی فنون الادب، ج۷، ص۲۰۱.
  3. اللهوف، ص۱۹۶.
  4. برای تفصیل بیشتر ر.ک: انساب الاشراف، ج۳، ص۴۱۳-۴۱۴؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۸-۴۵۹؛ اللهوف، ص۱۹۵-۱۹۶؛ الارشاد، ج۲، ص۲۴۴؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۸۳؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۲۳؛ نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۰، ص۴۶۶-۴۶۷؛ البدایة والنهایة، ج۸، ص۱۹۱؛ مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۵۳؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۱۹-۱۲۰؛ مقتل الحسین مقرم، ص۳۲۷؛ قاموس الرجال، ج۶، ص۸۵.
  5. ریاحین الشریعه، ج۴، ص۳۶۵.
  6. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۶۰.