قرآن ناطق در معارف و سیره علوی
مقدمه
«نهج البلاغه» برترینِ کتابها پس از قرآن، و شخصیت علی(ع) نیز برترینِ شخصیتها پس از پیامبر(ص) است. به تعبیر مفسر بزرگ قرآن کریم، آیتالله جوادی آملی، حقیقت انسان کامل با حقیقت قرآن کاملاً هماهنگ است و همانگونه که حقیقت قرآن، فراتر از آن است که کوه آن را برتابد (نزول قرآن بر کوه، آن را متلاشی میکند)، حقیقت ولایت انسان کامل نیز برتر از آن است که بر کوه حمل شود؛ زیرا پذیرش کوه تنها نسبت به امور مادی است. بنابراین وقتی امام میفرماید: «لَوْ أَحَبَّنِي جَبَلٌ لَتَهَافَتَ»[۱] (= اگر کوه مرا دوست میداشت، متلاشی میشد)، این سخن را میتوان با معنای این آیه همسو دانست: ﴿لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۲]؛ «اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم، یقیناً آن کوه را از بیم خدا فروتن و از هم پاشیده میدیدی. این مَثَلها را برای مردم میزنیم، باشد که آنان بیندیشند»[۳].
بنابراین پذیرش حقیقت علی(ع) نیز مانند حقیقت قرآن بسیار سنگین است و حتی کوه را که مظهر استواری است، از هم میپاشانَد.
رمز و راز این حقیقت را باید در ارتباط عمیقی دانست که میان قرآن صامت و ناطق برقرار است. این روابط را میتوان از سه منظر بررسید:
حال به توضیح مختصر هر یک میپردازیم.
تجلی مقام علی(ع) در قرآن
آیات قرآن کریم همچون آینه و ظرفی است که فضایل و مناقب امام علی(ع) در آن رخ مینمایاند. از این حیث میتوان قرآن کریم را - با توجه به روایات ائمه(ع)- بهترین و صادقترین ترجمان علی بن ابی طالب(ع) دانست. به دیگر بیان، آیات فراوانی به طور مستقیم و یا غیرمستقیم ناظر به شخصیت امام علی(ع) و ویژگیهای اوست[۴]. از همین روست که امام(ع) در نهج البلاغه میفرماید: اهل بیت(ع) را در عالیترین منازل و مراتب قرآن فرود آورید[۵].
پارهای از آیات به مقام و جایگاه علمی امام(ع) اشاره دارند؛ از جمله: ﴿يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾[۶][۷].
این آیه از دانش عمیق و بیکرانه امام(ع) پرده برمیدارد. قراین و شواهد نشان میدهد که مراد از شهادت خدا بر رسالت، آیاتِ دال بر تصدیق رسالت است[۸] و مراد از «کسی که تمام علم کتاب نزد اوست»، امام علی(ع) میباشد. علاوه بر آنکه روایات متعدد بر این مهم تأکید دارند[۹]، تاریخ نیز گواهی میدهد پس از نزول آیه مزبور این سؤال در اذهان پیش آمد که گواه صادق رسالت نبوی و صاحب علم کتاب چه کسی است؟ مثلاً ابوسعید خدری از پیامبر(ص) پرسید: مراد از ﴿مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ﴾ کیست؟ پیامبر(ص) جواب داد: «او برادرم علی است»[۱۰]. در این صورت میتوان گفت همانگونه که قرآن کریم شاهد رسالت پیامبر(ص) است، علی(ع) نیز شاهد رسالت معرفی شده که این از عظمت مقام امام(ع) حکایت دارد؛ زیرا در آیه شریفه، خداوند به منظور تأیید رسالت نبوی، شهادت خود را در کنار شهادت علی(ع) آورده است و همین دو شهادت را برای رسالت پیامبر(ص) (در مقابل کافران) کافی میداند[۱۱].
گفتنی است با توجه به آیات ۳۹ - ۴۰ سوره نمل، کسی که تنها بخشی از علم کتاب را داشت، گفت: ای سلیمان! من این توان را دارم که در یک چشم به هم زدن، تخت ملکه سبأ را از کشورش آورده، در اینجا حاضر کنم. اما در آیه فوق، امام علی(ع) کسی معرفی شده که نه اندکی از علم کتاب بلکه تمام علم کتاب را داراست. جای تأمل و شگفتی دارد که اگر بخشی از «علم کتاب» آن قدرت و مقام را برای فرد فراهم میکند، تمام «علم کتاب» چه قدرت و مقامی خلق خواهد کرد؟![۱۲]
یکی دیگر از مقاماتی که قرآن برای علی(ع) برمیشمارد، مقام ولایت است. از ابوذر نقل شده روزی با پیامبر(ص) در مسجد نماز میخواندم که سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی کسی چیزی به او نداد. او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم، اما کسی جواب مساعد به من نداد. در همین حال علی(ع) که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نیز نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. پس از آن پیامبر(ص) متوجه داستان شد و برای علی(ع) دعا کرد. اما هنوز دعای پیامبر(ص) پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر(ص) گفت: بخوان! پیامبر(ص) فرمود: چه بخوانم؟ گفت: بخوان: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾[۱۳][۱۴]؛ یعنی ولی و سرپرست و متصرف در امور شما سه کس است: خدا و پیامبر و کسانی که ایمان آوردهاند و نماز را برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند. در اینجا منظور از «ولی» سرپرستی و تصرف و رهبری مادی و معنوی است؛ به خصوص آنکه این ولایت در ردیف ولایت پیامبر(ص) و ولایت خدا قرار گرفته و هر سه با یک جمله ادا شده است[۱۵].
مقام عصمت و تنزه علیه از خطا و گناه یکی دیگر از مقامات و فضایلی است که قرآن کریم برای برای ایشان بر میشمرد؛ یعنی همانگونه که خداوند متعال قرآن صامت خود را از هرگونه خطا و آسیبی حفظ نموده[۱۶]، قرآن ناطق خود را نیز از هرگونه ناپاکی و گناه مصون داشته است، همچنان که آیه تطهیر گواهی میدهد: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۱۷][۱۸].
در این راستا روایات فراوانی نقل گردیده که مراد از «اهل البیت» در آیه مذکور علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) هستند؛ از جمله آنکه انس بن مالک انصاری میگوید: رسول اکرم(ص) به مدت شش ماه وقتی برای نماز صبح از منزل خود خارج میشد، جلوی درب منزل فاطمه(س) میایستاد و میفرمود: «الصَّلَاةَ يَا أَهْلَ الْبَيْتِ ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۱۹]»[۲۰]. از اینرو قرآن کریم و علی(ع) هر دو سراسر حق و صدق و نور هستند و ذرهای باطل در آنها راه ندارد[۲۱].
فضیلت دیگری که قرآن کریم برای امیرمؤمنان(ع) بیان میکند، شجاعت و بصیرت است. قرآن کریم در آیه معروف به لیلة المبیت، شجاعت امام(ع) را چنین به تصویر میکشد: ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ﴾[۲۲]. در تفاسیر آمده است وقتی مشرکان مکه بر قتل پیامبر همداستان شدند و تصمیم گرفتند حضرت را شبانه در بسترش به قتل برسانند، خداوند پیامبرش را از نقشه شوم آنها آگاه نمود. پیامبر(ص) نیز موضوع را با علی(ع) در میان گذاشت و از او خواست تا به جای او در بستر بخوابد و بر روی خود نیز ردایی بیندازد تا مشرکان نفهمند کس دیگری به جایش خوابیده است. علی نیز بیدرنگ و با جان و دل این کار خطیر را پذیرفت و در بستر پیامبر(ص) خوابید، با آنکه میدانست مشرکان به قصد کشتن میآیند.
باری، مشرکان در آن شب آمدند و اطراف خانه پیامبر(ص) را محاصره کردند و منتظر ماندند تا حضرت بخوابد. وقتی علی(ع) خوابید، به خانه هجوم بردند، اما در لحظه فرود آوردن شمشیرها، فهمیدند که نقشهشان شکست خورده است[۲۳].[۲۴]
همراهی علی(ع) با قرآن
همگامی همیشگی علی(ع) با قرآن، بزرگترین و مهمترین شاخصهای است که پیامبر(ص) به مردم معرفی میکند تا در جریانها و حوادث مختلف، شاهراه را از بیراهه بازشناسند و موضعگیریهای علی(ع) را همان موضعگیریهای قرآن بدانند. پیامبر اسلام(ص) بارها فرمود: «عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ»[۲۵] «علی همراه قرآن، و قرآن همراه علی است». امیرالمؤمنین خود نیز در نهج البلاغه به این مسئله اشاره نموده است[۲۶]. این سخنان را میتوان روشنترین تابلوی هدایت و سعادت دانست؛ تابلویی که مهمترین پیام آن عصمت امام علی(ع) و ضرورت اقتدا به اوست. این حدیث به قدری صراحت دارد که برخی دانشمندان جز معنای التزامی، معنای دیگری برای آن قائل نشدهاند[۲۷].
اگر معنای رابطه معیت به درستی فهمیده میشد، در صفین قرآن «مقابل» علی قرار نمیگرفت، بلکه «کنار» او آرام میگرفت. اگر قرآن صامت زبان داشت، فریاد میزد که یا مرا همراه علی کنید و یا علی را همراه من! اما گویا آنان حدیث معروف ثقلین را نیز از یاد برده بودند که رسول مهربانی(ص) بارها تأکید کرد: من در میان شما دو چیز باقی میگذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. پس بنگرید که چگونه با آن دو رفتار میکنید که آن دو از هم جدا نمیشوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند[۲۸].
از این حدیث شریف نیز میتوان دریافت که قرآن و امام علی(ع) همیشه با هماند و هرگز از هم جدا نمیشوند؛ یعنی در این میان معیّتی حقیقی وجود دارد، نه معیّتی اعتباری و موقتی که محدود به دوره خاصی باشد، بلکه این هماهنگی و همراهی تا روز قیامت پابرجا خواهد ماند. از اینرو شرط گمراه نشدن امت، تمسک به دو ثقل قرآن و عترت است. گفتنی است در معنای تمسک، عمل نهفته است. اگر شخصی در درون یک چاه بدون هیچ کاری فقط به ریسمان نگاه کند و تنها بداند که این ریسمان او را نجات میدهد، هرگز امید رهایی برایش نیست. از همین رو باید به قرآن و آموزههای اهل بیت(ع) چنگ زد و در این راه تلاش نمود تا نجات و تعالی حاصل آید[۲۹].
دانش بیکران علی(ع) به قرآن
کدام خرد ناب است که بتواند دانش بیکران علوی را نسبت به معارف برونقرآنی (مانند: محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ و شأن نزول آیات) و حقایق درونقرآنی (مانند تفسیر و تأویل آیات و بطن قرآن) انکار کند؟ حقیقتی که دانشمندان بزرگ اسلامی بدان معترفاند. یکی از علل این اعتراف، روایات متعددی است که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده؛ از جمله آنکه فرمود: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا» «من شهر علم هستم و علی دروازه آن است». نیز فرمود: «أَعْلَمُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ» «داناترین فرد امت من، علی بن ابی طالب است»[۳۰]. آن حضرت در جایی دیگر علی(ع) را ظرف دانش و وصی خود معرفی کرده است[۳۱]؛ بدین معنا که هر آنچه از دانش نزد من است، نزد علی(ع) نیز هست؛ چراکه ظرف دانش من و او یکی است. از همین روست که پیامبر(ص) تأکید میورزد که همگان باید دانش قرآن و تفسیر آیات را از علی(ع) فراگیرند: همانا علی برادر من است. خداوند قرآن را بر من نازل کرد و هر کس که دانش قرآن را نزد غیر علی بجوید، هلاک میشود[۳۲].
روایات میگویند آیهای نازل نشد، مگر آنکه امیرمؤمنان(ع) تفسیر و تأویل آن را از پیامبر(ص) آموخت و از تمام جزئیات آن آگاه شد[۳۳]. ابن ابی حمزه میگوید: از علی بن ابیطالب شنیدم که میفرمود: «اگر بخواهم هفتاد بار شتر در تفسیر سوره حمد گویم، [میتوانم] چنین کنم»[۳۴].
مؤیدات این سخن فراوان است؛ از جمله داستان ابن عباس که میگوید: شبی امیرمؤمنان(ع) دست مرا گرفت و به سوی بقیع برد و به من فرمود: «بخوان ابن عباس!» من نیز از «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز نمودم. وی در ادامه میافزاید: حضرت تنها درباره اسرار حرف باءِ «بسم الله» تا طلوع فجر سخن گفت و آن را تفسیر نمود[۳۵]. اهمیت این سخن از آن روست که ابن عباس آن را بر زبان رانده؛ شخصیتی کمنظیر در بین صحابه پیامبر که حضرت او را «ترجمان القرآن» (=مبیّن قرآن) و «حِبر الأمة» (= دانشمند امت) لقب داد. از اینرو، وی در نزد بزرگان شیعه و سنی جایگاهی بس ممتاز دارد.
حال چنین شخصیتی خود را در تفسیر قرآن وامدار علی(ع) میداند: مَا أَخَذْتُ مِنْ تَفْسِيرٍ فَعَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ[۳۶]. چیزی از تفسیر قرآن یاد نگرفتم مگر از جانب علی بن ابی طالب.
در یک کلام، ابن عباس این چنین از خود و علی(ع) میگوید: به تفکر نشستم و به این نتیجه رسیدم که علم من به قرآن در مقایسه با علم علی(ع) مانند برکه آبی در برابر اقیانوسی عظیم است[۳۷].
فهرست اسامی بزرگان و دانشمندانی که از علم و فضل علی(ع) گفتهاند، بسیار بلند است. برای نمونه، احمد بن حنبل از پیشوایان اهل سنت میگوید: در میان اصحاب و نزدیکان رسول اکرم(ص) درباره هیچکس به اندازه علی بن ابی طالب(ع) فضایل و مناقب نقل نشده است[۳۸].
شبلی شمیل، از دانشمندان و نویسندگان شهیر مسیحی مینویسد: بدون تردید علی بن ابی طالب(ع) بزرگِ بزرگان و تنها نسخهای است که نمونه آن در غرب، شرق، گذشته و حال دیده نشده است[۳۹].
پایان سخن آنکه، دانشمندان و اهل فضیلت و عرفان و فلسفه با همه فضایل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق، یعنی علی بن ابی طالب(ع) دریافت کردهاند، در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا غیر از آن است. بنابراین اولیٰ آن است که از این وادی بگذریم و بگوییم علی بن ابی طالب(ع) فقط بنده خدا بود و این مهمترین شاخصه اوست که میتوان از آن یاد کرد. وی پرورشیافته و تربیتشده پیامبر عظیم الشأن است و این از بزرگترین افتخارات اوست[۴۰].[۴۱]
منابع
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۱۱.
- ↑ «اگر این قرآن را بر کوهی فرو میفرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده میدیدی و این مثلها را برای مردم میزنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.
- ↑ جوادی آملی، قرآن در کلام علوی، ص۴۰.
- ↑ بنگرید به: حسکانی، سیمای امام علی(ع) در قرآن.
- ↑ «فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ». (نهج البلاغه، خطبه ۸۶)
- ↑ «و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.
- ↑ بنگرید به: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۵۲۷.
- ↑ بنگرید به: حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۰۷؛ حنفی قندوزی، ینابیع المودة، ص۱۰۲ (از منابع اهل سنت)؛ صفار، بصائر الدرجات، ص۲۱۶ (از منابع شیعی).
- ↑ ابن مغازلی، مناقب الامام علی بن ابی طالب(ع)، ص۳۱۳؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۵، ص۴۲۵.
- ↑ علامه طباطبایی در تفسیر خود ذیل این آیه اثبات میکند که مراد از دو شاهد، قرآن و علی(ع) است. وی مینویسد: «پس اگر جمله و من عنده علم الکتاب به کسی از گروندگانِ به رسول خدا(ص) منطبق گردد، قطعاً به علی(ع) منطبق خواهد شد؛ چون او بود که به شهادت روایات صحیح و بسیار، از تمامی امت مسلمان داناتر به کتاب خدا بود، و اگر هیچ یک آن روایات نبود جز روایت ثقلین - که هم از طرق شیعه و هم از طرق سنی به ما رسیده- در اثبات این مدعا کافی بود». (المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۵۳۰)
- ↑ ر.ک: مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۴۷۳.
- ↑ ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
- ↑ مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۴، ص۴۲۱.
- ↑ طبق این آیات: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾ «بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» (سوره حجر، آیه ۹) و ﴿لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ﴾ «در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» (سوره فصلت، آیه ۴۲).
- ↑ ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ بنگرید به: کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸۶؛ صدوق، الأمالی، ص۵۲۵؛ طوسی، الأمالی، ص۲۴۸؛ طبری، بشارة المصطفی، لعماد الدین الطبری، ص۲۷۷.
- ↑ «جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.
- ↑ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۰.
- ↑ خاطرنشان میشود که بسیاری از منابع معتبر اهل سنت به این حقیقت اذعان دارند؛ به خصوص آنکه همسران پیامبر(ص) را در زمره «اهل البیت» در آیه تطهیر نمیدانند، هر چند که برای همسران پیامبر(ص) احترام والایی قائلاند. (بنگرید به: مسلم، صحیح مسلم، ج۲، ص۲۳۲؛ ترمذی، صحیح الترمذی، ج۲، ص۲۹۳؛ ابن حنبل، مسند، ج۶، ص۳۱۳)
- ↑ «و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.
- ↑ بنگرید به: ابن هشام، سیرة النبویة، ج۱، ص۴۸۳؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۴۲.
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۳۴.
- ↑ ر.ک: طوسی، الامالی، ص۴۶۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۱۶.
- ↑ «وَ إِنَّ الْكِتَابَ لَمَعِي مَا فَارَقْتُهُ مُذْ صَحِبْتُهُ». (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۲)
- ↑ بنگرید به: کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۹۳؛ مفید، الأمالی، ص۱۳۴؛ طوسی، الأمالی، ص۵۴۷؛ ترمذی، صحیح ترمذی، ج۵، ص، ۳۲۸؛ ابن حنبل، مسند احمد، ج۴، ص۳۷۱.
- ↑ بنگرید به: ابن شهر آشوب مازندرانی، متشابه القرآن و مختلفه، ج۲، ص۴۲.
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۳۸.
- ↑ قندوزی ینابیع المودة، ج۱، ص۲۱۶؛ جوینی، فرائد السمطین، ج۲، ص۹۸.
- ↑ «عَلِيٌّ وِعَاءُ عِلْمِي وَ وَصِيِّي وَ بَابِيَ اَلَّذِي أُوتَى مِنْهُ». (خوارزمی، مناقب، ص۴۹؛ متقی هندی، کنز العمال، ج۶، ص۱۵۳)
- ↑ «إِنَّ ابْنَ عَمِّي عَلِيّاً هُوَ أَخِي... إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَيَّ الْقُرْآنَ وَ هُوَ الَّذِي مَنْ خَالَفَهُ ضَلَّ وَ مَنِ ابْتَغَى عِلْمَهُ عِنْدَ غَيْرِ عَلِيٍّ هَلَكَ». (طبری، بشارة المصطفی، ص۴۰)
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۶۴؛ هلالی، کتاب سلیم، ص۶۳؛ نعمانی، الغیبة، ص۸۰؛ عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۴.
- ↑ «لَوْ شِئْتُ أُوَقِّرَ سَبْعِينَ بَعِيرًا مِنْ تَفْسِيرِ أُمِّ الْقُرْآنِ لَفَعَلْتُ». (سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۴۹۰)
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۸۶؛ قندوزی، ینابیع الموده، ص۶۵.
- ↑ بنگرید به: ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۱۹۳؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۳۵.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۸۹، ص۱۰۴.
- ↑ قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ: مَا جَاءَ لِأَحَدٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) مِنَ الْفَضَائِلِ مَا جَاءَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع). (ابن بطریق، العمدة، ص۱۲۱؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۳، ص۱۰۷)
- ↑ به نقل از: جرداق، صوت العدالة الانسانیة، ص۷.
- ↑ پیام امام خمینی به کنگره هزاره نهج البلاغه، ۱۳۶۰.
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۳۹.