نصوص جلی در منابع روایی شیعه چیست؟ (پرسش)
| نصوص جلی در منابع روایی شیعه چیست؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ امامت |
| مدخل اصلی | امامت |
| تعداد پاسخ | ۱ پاسخ |
نصوص جلی در منابع روایی شیعه چیست؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث امامت است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی امامت مراجعه شود.
پاسخ نخست

حجت الاسلام و المسلمین علی ربانی گلپایگانی در کتاب «براهین و نصوص امامت» در اینباره گفته است:
- «محدث کلینی در حدیثی مسند از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: وقتی ولایت علی (ع) نازل شد، پیامبر اکرم (ص) از اصحاب خود خواست که به علی (ع) بهعنوان امیرمؤمنان سلام بگویند”[۱].
- وی در حدیث دیگری از امام باقر (ع) روایت میکند که فرمود: “وقتی دوران نبوت رسول خدا (ص) به پایان رسید، خداوند به او وحی کرد که دوران پیامبری تو پایان یافته است. بنابراین میراث علم و آثار نبوت را به علی بن ابی طالب (ع) بسپار، زیرا من میراث علم و نبوت را از ذریه تو قطع نخواهم کرد، همانگونه که در بیوت پیامبران پیشین این گونه بود”[۲].
- وی در حدیث دیگری از امام باقر (ع) روایت کرده است که محمد بن حنفیه به امام زین العابدین (ع) گفت: “تو میدانی که رسول خدا، وصیت و امامت پس از خود را به امیرالمؤمنین (ع) و پس از او به حسن (ع) و پس از وی به حسین (ع) سپرد”[۳].
- او در حدیث دیگری از امام صادق (ع) روایت کرده است که خداوند در معراج به پیامبر اکرم (ص) فرمود: “ای محمد! چه کسی پس از تو پیشوای امتت خواهد بود؟ پیامبر فرمود: خدا داناتر است. خداوند فرمود: علی بن ابی طالب (ع) امیرمؤمنان و سید مسلمانان، و پیشوای روسپیدان است”[۴].
- وی در حدیث دیگری از امام باقر (ع) روایت کرده که پیامبر اکرم (ص) فرمود: “نخستین وصی [پیامبر] بر زمین هبةاللّه فرزند آدم (ع) بود، و هیچ پیامبری بدون وصی نبود، و علی بن ابی طالب (ع) هبةاللّه برای محمد (ص) است که وارث علم اوصیا و پیامبران پیشین است و بر پیشانی عرش ثبت شده است که علی (ع)، امیر مؤمنان است”[۵].
- شیخ صدوق در حدیثی مسند از ابن عباس روایت کرده که شنیدم پیامبر (ص) به علی (ع) میفرمود: “ای علی! تو وصی من هستی. به امر پروردگارم تو را جانشین خود کردم، ای علی! تو پس از من مسائل مورد اختلاف امتم را برای آنان بیان میکنی، سخن تو سخن من، و امر تو امر من، و اطاعت از تو اطاعت از من، و اطاعت از من اطاعت از خداست، و معصیت تو معصیت من، و معصیت من معصیت خداوند بزرگ است”[۶].
- شیخ صدوق در حدیثی مسند از بریدہ اسلمی روایت میکند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: “علی (ع) امام هر مؤمنی پس از من است”[۷].
- شیخ صدوق در حدیثی مسند از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده که فرمود: “ای مردم! علی خلیفه خدا و خلیفه من بر شما پس از من است. او امیر مؤمنان و بهترین اوصیا است. هر کس با او نزاع کند، با من نزاع کرده، و هر کس به او ظلم کند، به من ظلم کرده است”[۸].
- شیخ صدوق در حدیثی مسند از امام حسین (ع) روایت میکند که بریده به من گفت: “پیامبر (ص) به ما دستور داد که به پدرت بهعنوان امیرمؤمنان سلام بگوییم”[۹].
- شیخ صدوق بهطور مسند از ابوسعید خدری روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود: “هر کس من ولی او هستم، علی (ع) ولی اوست، و هر کس من امام او هستم، علی (ع) امام اوست، و هر کس من نذیر او هستم، علی (ع) نذیر اوست، و هر کس من هادی او هستم، علی (ع) هادی اوست، و هر کس من وسیله او به سوی خدا هستم، علی (ع) وسیله او به سوی خداست و خدا میان او و دشمنش داوری میکند”[۱۰].
- شیخ صدوق بهطور مسند از ابوسعید خدری از رسول اکرم (ص) درباره معنای آیه ﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ﴾[۱۱] پرسید. پیامبر (ص) فرمود: “از ولایت علی (ع) سؤال خواهد شد، زیرا خداوند آنان را آگاه کرده بود که او جانشین پیامبر (ص) است”[۱۲].
- شیخ صدوق بهطور مسند از ابن عباس روایت میکند که پیامبر (ص) فرمود: “خداوند یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر دارد. من برترین آنان هستم و هر پیامبری وصیّی دارد که به امر خداوند او را وصی خود قرار داده است، و وصیّ من علی بن ابی طالب (ع)، برترین آنان است”[۱۳].
- شیخ صدوق در حدیثی مسند از امیرالمؤمنین (ع) روایت میکند که فرمود: روزی پیامبر اکرم (ص) درباره ماه رمضان سخنرانی کرد و از شهادت من در آن خبر داد و فرمود: “خداوند من و تو را آفرید، مرا برای نبوت برگزید و تو را برای امامت. هر کس، امامت تو را منکر شود، نبوت مرا منکر شده است، امر و نهی تو، امر نهی من است. تو حجت خدا بر خلق او، و امین بر سِرّ او، و خلیفه خدا بر بندگان اویی”[۱۴].
- شیخ صدوق بهطور مسند از عبایة بن ربعی نقل میکند که فردی از ابن عباس درباره علی بن ابی طالب (ع) پرسید. ابن عباس گفت: “از مردی پرسیدی که پس از پیامبر (ص) کسی برتر از او نیست. وی برادر دینی و پسر عموی پیامبر، وصی و جانشین او بر امت وی است”[۱۵].
- وی بهطور مسند از امام صادق (ع) روایت کرده است که پیامبر (ص) به امسلمه فرمود: “ای امسلمه! بشنو و شاهد باش که این علی بن ابی طالب (ع) برادر من در دنیا و حامل لوای حمد در قیامت، وصی و جانشین من، سید مسلمانان، امام پرهیزگاران، پیشوای روسپیدان و قاتل ناکثین، قاسطین و مارقین است”[۱۶].
- همو بهطور مسند از ابن عباس روایت میکند که رسول خدا (ص) فرمود: “علی بن ابی طالب (ع) امام امت من و جانشین من است و قائم منتظر مهدی (ع) از فرزندان اوست”[۱۷].
- همو در حدیثی مسند از ابن عباس روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود: “علی سید اوصیاء و وصی سید انبیا است؛ علی (ع)، امیرمؤمنان و پیشوای روسپیدان و امام مسلمانان است. خداوند، ایمان کسی را جز به ولایت و اطاعت او نمیپذیرد”[۱۸].
- همو بهطور مسند از سلمان فارسی روایت میکند که گفت: “از پیامبر اکرم (ص) پرسیدیم وصیّ تو چه کسی است؟ زیرا خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه فردی از امتش وصیّ او بود”. پیامبر فرمود: “آیا میدانی وصیّ موسی چه کسی بود؟” گفتم: “یوشع بن نون”. فرمود: “میدانی چرا او را وصیّ خود قرار داد؟” گفتم: “خدا و پیامبرش داناترند”. فرمود: “چون او داناترین امتش بود و وصیّ من داناترین امتم علی بن ابیطالب (ع) است”[۱۹].
- ایشان در حدیثی مسند از امیر المؤمنین (ع) روایت کرده است که فرمود: مردی نزد من آمد و گفت: “ای ابوالحسن! تو ادعا میکنی که امیر المؤمنین (ع) هستی. چه کسی تو را امیر المؤمنین قرار داده است؟” گفتم: “خدای بزرگ، مرا امیرالمؤمنین (ع) قرار داده است”. آن مرد نزد پیامبر (ص) رفت و گفت: “ای رسول خدا! آیا علی در اینکه میگوید خدا او را امیر المؤمنین (ع) قرار داده است، راست میگوید؟” پیامبر از سخن وی به خشم آمد و فرمود: “علی (ع) به ولایت الهی که از بالای عرش خود برای او مقرر کرده، امیر مؤمنان است، و خداوند، فرشتگان را گواه گرفته که علی خلیفه و حجت خدا و امام مسلمانان است. اطاعت از او مقرون به اطاعت از خدا، و نافرمانی او مقرون به نافرمانی خداست. هر کس امامت او را انکار کند، نبوت مرا انکار کرده است”[۲۰].
- وی در حدیثی مسند از رسول اکرم (ص) روایت میکند که فرمود: “علی بن ابی طالب (ع) سید مردم پس از من، پیشوای روسپیدان و امام اهل زمین است”[۲۱].
- شیخ صدوق در حدیثی مسند از حذیفة بن أسید غفاری روایت کرده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: “ای حذیفه بهدرستی که حجت خدا بر تو پس از من، علی بن ابی طالب (ع) است. ای حذیفه از علی جدا نشو و با او مخالفت مکن. ای حذیفه! علی از من است و من از علی هستم. هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده و هر کس او را راضی کند مرا راضی کرده است”[۲۲].
- او در حدیث دیگری از امام حسین (ع) روایت میکند که پیامبر (ص) فرمود: “علی بن ابی طالب (ع) خلیفه خدا و خلیفه من، و حجت خدا و حجت من، باب خدا و باب من، صفیّ خدا و صفیّ من، حبیب خدا و حبیب من، خلیل خدا و خلیل من است سخن او، سخن من، فرمان وی فرمان من، دوست او، دوست من، دشمن وی، دشمن من است، او بزرگ اوصیا و برترین امت من است”[۲۳].
- وی در حدیث دیگری از امامان اهل بیت (ع) روایت کرده است که روزی پیامبر (ص) به اصحاب خود فرمود: “ای یاران من! خدای بزرگ شما را به ولایت علی بن ابی طالب (ع) و پیروی از او فرمان میدهد. او ولی و رهبر شما پس از من است، با او مخالفت نکیند که کافر میشوید و از وی جدا نشوید که گمراه میشوید. خدای بزرگ علی (ع) را معیار ایمان و نفاق قرار داده است. هر کس او را دوست بدارد مؤمن، وهر کس او را دشمن بدارد منافق است. خدای بزرگ، علی (ع) را وصی من و نشانه هدایت پس از من قرار داده است”[۲۴].
- او در حدیث دیگری از امیرالمؤمنین (ع) روایت میکند که پیامبر (ص) فرمود: “ای علی! تو برادر منی و من برادر تو هستم. من برای نبوت برگزیده شدهام و تو برای امامت، من صاحب تنزیل هستم و تو صاحب تأویلی. من و تو دو پدر این امت هستیم، تو وصی و جانشین و وزیر من هستی”[۲۵].
- وی در حدیث دیگری از عبداللّه بن ابی اوفی روایت میکند که پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: “تو برادر، وصی و وارث من هستی”[۲۶].
- وی در حدیث دیگری از عبداللّه بن عباس روایت کرده است که پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: “ای علی! تو جانشین من بر امتم در زمان حیات من و پس از درگذشت من هستی. نسبت تو به من مانند نسبت شیث به آدم، و نسبت سام به نوح، و اسماعیل به ابراهیم، و یوشع به موسی، و شمعون به عیسی است. ای علی! تو وصی و وارث من، امیر مؤمنان، امام مسلمانان، پیشوای روسپیدان و سالار پرهیزگارانی”[۲۷].
- او در حدیث دیگری از ابن عباس روایت میکند که پیامبر (ص) شنید برخی از قریش این مطلب را انکار میکنند که او علی را امیر مؤمنان نامیده است؛ پس بر منبر رفت و فرمود: “ای مردم! خداوند مرا به پیامبری برانگیخت و به من دستور داد که علی را امیر شما قرار دهم؛ آگاه باشید که هر کس من پیامبر او هستم، علی امیر اوست. خداوند او را امیر المؤمنین (ع) نامیده و کسی را قبل از او به این نام ننامیده است. آنچه را که درباره علی میبایست ابلاغ کنم، ابلاغ کردم. پس هر کس مرا اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده، و هر کس مرا نافرمانی کند، خدا را نافرمانی کرده است”[۲۸].
- وی در حدیث دیگری از ابوذر روایت کرده است که روزی در مسجد قبا در محضر پیامبر اکرم (ص) بودیم؛ حضرت فرمود: “مردی از این در وارد میشود که او امیرالمؤمنین (ع) و پیشوای مسلمانان است. در این هنگام علی بن ابی طالب (ع) وارد شد. پیامبر (ص) به او اشاره کرد و فرمود: “این، امام شما پس از من است. اطاعت از او اطاعت از من، و نافرمانی از او نافرمانی از من است، و نافرمانی از من نافرمانی از خداست”[۲۹].
- او در حدیث دیگری از عبداللّه بن عمر روایت میکند که پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: “تو برادر و وزیر و جانشین من در میان خاندانم هستی”[۳۰].
- شیخ طوسی در حدیثی مسند از امیرالمؤمنین (ع) روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود: “تو وصیّ من در انجام وعدههایم و امام امت من و قیامکننده به قسط در میان پیروان من هستی”[۳۱]»[۳۲].
پانویس
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۹۰، حدیث۶؛ اثبات الهداة، ج۴، ص۳، حدیث۵.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۹۳، حدیث۲؛ اثبات الهداة، ج۵، ص۳، حدیث۶.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۳۸۳؛ اثبات الهداة، ج۶، ص۳، حدیث۸.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۴۴۳، حدیث۱۳؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۱۴-۱۵، حدیث۵۱.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۲۲۴، حدیث۲؛ اثبات الهداة، ج۲، ص۲۳، حدیث۸۳.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۹، حدیث۵۴۰۵؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۲۵-۲۶.
- ↑ عیون الاخبار الرضا، ج۲، ص۲۵۴، حدیث۲۶.
- ↑ عیون الاخبار الرضا، ج۱، ص۶۳، حدیث۲۱۹.
- ↑ عیون الاخبار الرضا، ج۱، ص۷۳، حدیث۳۱۲؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۳، حدیث۱۲۴.
- ↑ معانی الأخبار، ج۱، ص۶۳، حدیث۱۲؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۷، حدیث۱۴۳.
- ↑ «و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.
- ↑ معانی الأخبار، ص۶۷، حدیث۷؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۸، حدیث۱۴۵.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۸۰، حدیث۵۴۰۷؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۲۶، حدیث۹۵.
- ↑ عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۸۶، حدیث۵؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۲۹، حدیث۱۰۶.
- ↑ معانی الأخبار، ص۶۵، حدیث۱؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۶، حدیث۱۳۷.
- ↑ معانی الأخبار، ص۲۰۴، حدیث۱؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۴۱، حدیث۱۵۷.
- ↑ کمال الدین، ص۲۲۸، حدیث۷؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۴۴، حدیث۱۶۵.
- ↑ الامالی، ص۶۱، حدیث۲۰؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۵۳، حدیث۲۱۵.
- ↑ الامالی، ص۶۳، حدیث۲۵؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۵۳- ۵۴، حدیث۲۱۷.
- ↑ الامالی، ص۱۵۶، حدیث۱۵۰؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۵۹، حدیث۰۲۴۹
- ↑ الامالی، ص۲۵۰، حدیث۲۷۶؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۵۹- ۶۰، حدیث۲۵۲.
- ↑ الامالی، ص۲۵۶، حدیث۲۸۳؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۶۰- ۶۱، حدیث۰۲۵۵
- ↑ الامالی، ص۲۷۱، حدیث۲۹۹؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۶۱، حدیث۰۲۵۶
- ↑ الامالی، ص۳۵۹، حدیث۴۴۳؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۶۲، حدیث۰۲۵۹
- ↑ الامالی، ص۴۱۱، حدیث۵۳۳؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۶۳، حدیث۲۶۴.
- ↑ الامالی، ص۵۶۴، حدیث۷۶۳؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۶۴، حدیث۲۷۳.
- ↑ الامالی، ص۴۵۰، حدیث۶۰۹؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۶۶، حدیث۲۷۳.
- ↑ الامالی، ص۴۹۲، حدیث۶۶۹؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۶۳، حدیث۲۷۷.
- ↑ الامالی، ص۶۳۴، حدیث۸۵۰؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۷۳، حدیث۲۹۱.
- ↑ التوحید، ص۳۱۱، حدیث۲؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۸۳، حدیث۳۳۳.
- ↑ الامالی، ص۱۹۴، حدیث۳۲۹؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۱۰۰، حدیث۳۹۰.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص ۱۰۴-۱۱۱.