احادیث امام مهدی
کلام حضرت مهدی درباره توحید و رد غلو
«إن الله تعالی هو الذی خلق الأجسام وقسم الارزاق، لأنه لیس بجسمٍ ولا حال فی جسم، لیس کمثله شیء وهو السمیع العلیم، وأما الأئمة(ع) فإنهم یسألون الله تعالی فیخلق ویسألونه فیرزق إیجاباً لمسألتهم وإعظاماً لحقهم»؛ خداوند متعال کسی است که اجسام را آفرید و روزیها را تقسیم کرد؛ زیرا او جسم نیست و در جسمی حلول نکرده است. چیزی او را نماند و او شنوای داناست. اما ائمه: آنان هستند که از خدا میخواهند و خداوند متعال در اجابت خواسته آنان، و بزرگداشت ایشان، میآفریند و روزی میدهد[۱].[۲]
در بیان علت خلقت و فرستادن پیامبران و تعیین اوصیا
ای که خدایت رحمت کناد، بدان که خداوند متعال مخلوق خود را از سر بیهودگی نیافریده و آنان را به پوچی رها ننموده است، بلکه با قدرتش آنان را آفریده و به آنان، قدرت بینایی، شنوایی، قلب و خرد عنایت کرده است. سپس پیامبران: را برای بشارت دادن و بیم دادن فرستاد تا خلایق را به طاعت خداوند فرمان داده و از نافرمانی او بازشان دارند و آنچه را که از امر آفریننده و دینشان نمیدانند به آنان بیاموزند. و بر آنان کتاب فرو فرستاده و فرشتگانی[۳] گسیل داشته تا میان خداوند و برگزیدگان خدا از آدمیان رفت و آمد کرده و فضیلتهایی که خداوند برای آنها قرار داده و دلایل آشکار و براهین نورانی و نشانههای غالب و حاکم را که به آنان عطا فرموده است از جانب حق برای آنان بیاورند.
یکی از آن پیامبران کسی است که آتش بر او سرد و سالم گردید و خداوند وی را دوست خود قرار داد. دیگر کسی است که خداوند با او هم صحبت گشته و عصایش را اژدهایی آشکار ساخت. دیگر کسی که به فرمان خدا مردگان را زنده کرده و نابینای مادر زاد و پیس را بهبود بخشید. و دیگر کسی که زبان پرندگان را تعلیم یافت و از هر چیز بدو داده شد. سپس خداوند متعال محمد را که درود خداوند بر او و خاندانش باد، فرستاد تا رحمتی بر جهانیان باشد و نعمتهایش را با فرستادن او کامل کرده پیامبرانش را با وی پایان بخشید. خداوند او را برای تمام اقشار مردم فرستاد و راستی رسالتش را بر مردم آشکار کرده، آیات و نشانههایش را بر ایشان بیان داشت.
سپس حضرتش را پسندیده و سعادتمند و در حالی که مرگش ضایعهای برای جهان بود به سوی خویش فرا خواند و مسئولیت جامعه را پس از او به برادر و وصی و وارث و پسر عمویش علی بن ابی طالب(ع) و پس از او به اوصیای او از فرزندانش یکی پس از دیگری سپرد و دین خود را به آنان زنده کرد و میان این طایفه و برادران و پسر عموها و فامیل نزدیکشان تفاوتی آشکار قرار داد تا حجت خدا از کسی که حجت بر او مبعوث شده و پیشوا از پیرو باز شناخته شود این تفاوت بدینسان محقق گشت که آنان را معصوم از گناهان، مبرای از عیبها، پاکیزه از پلیدیها و منزه از اشتباهات گردانده آنان را خزانهداران دانش خویش، امانتداران حکمتش و محل اسرار خود قرار داده با دلایل و براهین تأییدشان کرد. و اگر چنین نبود همه مردم در این امر یکسان بوده و هر کس میتوانست مدعی امر خداوند عز و جل شده، حق از باطل و دانا از جاهل بازشناخته نمیگردید[۴].[۵]
در بیان مقام ائمه(ع)
«الذی یجبُ علیکمْ ولکمْ أن تقُولُوا إنا قُدوَة اللهِ وأئمة، وخلَفاءُ اللهِ فی أرضِهِ وامَناؤُهُ عَلَی خلقِه، وحُجَجُهُ فی بلادِهِ، نَعرفُ الحلالَ والحرامَ ونعرفُ تأویلَ الکتابِ وفَصلَ الخطاب»؛ آنچه بر شما واجب است این است که درباره ما این گونه معتقد باشید که ما از جانب خدا به عنوان الگو و پیشوا تعیین شده جانشینان خدا در زمین، امینان خدا بر خلق و حجت خداوند بر بندگان میباشیم، ماییم که حلال و حرام خدا و تأویل کتاب خدا و سخن فیصله دهنده را میدانیم[۶].[۷]
در بیان انتظام نظام امامت و خالی نبودن زمین از حجت
قسمتی از نامه آن حضرت به دو نایب خاصش عمری و پسرش: خداوند شما دو تن را بر طاعت خود موفق دارد و بر دینش پایدار ساخته با رضایتش سعادتمندتان گرداند، آنچه در باره مختار و مناظرات و احتجاجهایش با افراد مبنی بر اینکه تنها جعفر بن علی جانشین پدر من است از قول میثمی نقل کردید، خبرش از پیش به ما رسیده است و تمام چیزهاییرا که در رابطه با سخنان اصحابتان در باره او نوشته بودید، دانستم، من از کوری بعد از بینایی، گمراهی پس از هدایت، اعمال نکوهیده و فتنههای نابود کننده به خدا پناه میبرم؛ که خود فرموده است «الف، لام، میم، آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟»[۸] چگونه در فتنه فروافتاده، در سرگردانی به سر برده، راه چپ و راست در پیش میگیرند؟ آیا از دین خود فاصله گرفتهاند؟ شک کردهاند، یا راه دشمنی با حق را در پیش گرفتهاند؟ آیا آنچه را که اخبار صحیحه و روایات درست بیان کردهاند نمیدانند؟ یا میدانند و خود را به فراموشی زدهاند؟ آیا نمیدانند که زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نخواهد بود چه آشکار و چه پنهان.
آیا نظم و ترتیب پیشوایان را پس از پیامبرشان یکی پس از دیگری نمیدانند تا اینکه به فرمان خداوند عز و جل امر پیشوایی به امام پیشین یعنی حضرت حسن بن علی(ع) رسید و وی جانشین پدران خود ـ که درود خداوند بر آنان باد ـ شد و به سوی حق و راه راست هدایت کرد؛ آنان که نوری پرفروغ، ستارهای تابناک و ماهی درخشنده بودند. خداوند آنچه داشت برای او خواست و او نیز مو به مو به راه پدران خویش را پیمود و مطابق پیمانی که خداوند با وی بسته بود جانشینی را به وصایت خود برگزید که خداوند عز و جل به امر خود تا وقت معینی پنهانش داشته و بر اساس قضا و قدرِ از پیش تعیین شده و نافذ خویش مکانش را مخفی داشته است.
و چنین است که محل امامت و پیشوایی در میان خاندان ما و فضیلت این امر از آن ما میباشد. و اگر خداوند متعال وی را به آنچه از آن منع نموده فرمان دهد و حکمی را که برایش مقرر داشته از وی زایل گرداند، حق را با بهترین زیور و روششترین دلالت و واضحترین علامت به آنان نشان داده و خود را آشکار نموده به حجت خود قیام خواهد کرد. اما قضا و قدر الهی خدشهناپذیر و ارادهاش بیبازگشت است و از توفیق او نتوان پیشی گرفت. پس باید که پیروی از هواهای نفسانی را وا نهند و بر اصلی که بر آن بودند پایبند بمانند و درباره آنچه از ایشان پوشیده شده کنجکاوی نکنند که به گناه میافتند، و به آشکار کردن سر خداوند مبادرت نورزند که پشیمان خواهند شد، و بدانند که حق، همواره با ما و در میان ما است و کسی غیر از ما چنین نمیگوید مگر دروغگوی دروغ پرداز و جز ما کسی ادعای چنین مقامی را نکند مگر گمراهِ گمراه کننده، مردم باید به همین گفته ما اکتفا کرده و به دنبال شرح و تفسیر نباشند و به اشارات ما قانع شده در طلب تصریحات برنیایند ان شاءالله[۹].[۱۰]
تقوای الهی و نجات از فتنه
در نامه دوم آن حضرت(ع) به شیخ مفید که از نامههایی است که در غیبت کبری از آن حضرت صادر شده، آمده است: باید که تو - که خداوند با چشم بیدار خویش نگاهت دارد - به جهت نعمتی که خداوند به تو عنایت کرده با فتنهای که جان آنان را که بذر باطل کاشتهاند تهدید میکند به مقابله برخیزی، و با این کار باطل پویان را به هراس انداخته و مؤمنان را از نابودی آن فتنه شادمان، و مجرمان را غمگین نمایی. نشانه حرکت ما از این پلیدی حادثهای است که در حرم معظم، به دست منافقی نکوهیده اتفاق میافتد که حرمت ریختن خونها را میشکند و با مکر خود اهل ایمان را هدف حمله قرار میدهد؛ اما وی در این عرصه به هدف خود که ستم روا داشتن بر اهل ایمان است نخواهد رسید؛ چراکه ما با دعاهایی که هرگز از خداوندگار آسمان و زمین پوشیده نخواهد ماند آنان را پشتیبانی میکنیم. پس باید که دل اولیای ما به این کار آرام گیرد و به آن اطمینان داشته باشند اگر چه حوادث ناگوار آنان را به وحشت اندازد؛ زیرا تا آنگاه که از ارتکاب گناهانی که از آن نهی شدهاند خودداری کنند، به مدد کارهای زیبای خداوند سبحان عاقبت کار برای آنان پسندیده خواهد بود.
و ما با تو ای دوست مخلص که در راه ما با ستمگران به مبارزه برخاستهای و خدایت چنان که پیشینیانت را یاری نموده مؤیدت بدارد، پیمان میبندیم؛ هرکس از برادران دینی تو پرهیزگاری پیشه کرده و حقوق واجبی که بر گردن او است به مستحقانش برساند، از فتنه اهل باطل و محنتهای تاریک و گمراه کننده آن در امان بوده و هر کس از دادن نعمتهایی که خداوند به او عنایت فرموده به کسانی که خداوند به رعایت حال آنان فرمان داده است بخل ورزد، با این عمل در دنیا و آخرت از زیانکاران خواهد بود. و اگر شیعیان ما - که خداوند به طاعت خود موفقشان دارد - در وفا کردن به پیمانیرا که بر عهده دارند یکدل میشدند سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد...[۱۱].[۱۲]
مراقبت آن حضرت از مسلمانان
... ما به تمام اخبار شما احاطه داریم و چیزی از آن بر ما پوشیده نیست و میدانیم از وقتی که بسیاری از شما به کارهایی روی آوردند که پیشینیان صالح از آن به غایت دور بودند و پیمانیرا که خدا از ایشان گرفته بود همچون نا آگاهان زیر پا گذاشتند، به چه ذلتی مبتلا شدهاید. «إنا غیرُ مُهمِلینَ لمُراعاتکمْ، ولا ناسینَ لِذِکرِکمْ، ولَولا ذلک لَنَزَلَ بکمُ اللأوَاءُ واصطَلَمَکمُ الأعدَاءُ فاتقُوا اللهَ جَل جَلالُهُ وظاهرُونا عَلَی انتیاشِکمْ مِنْ فِتْنَة قد أنافَتْ عَلَیکمْ یهلِک فِیها مَنْ حُم أَجَلُهُ ویحْمَی عَنْها مَنْ أدرَک أمَلَهُ، وهِی أَمارَة لأُزُوفِ حَرَکتِنا ومُباثتِکمْ بِأمْرِنا وَنَهْینا، واللهُ مُتم نُورِهِ ولوْ کرِهَ المُشرِکونَ»؛ ما هرگز رعایت حال شما را رها نمیکنیم و یادتان را از خاطر نمیبریم که اگر این چنین نباشد سختیها بر شما فرود میآید و دشمنان پایمالتان مینمایند. پس از خداوند - که جلالش بلند مرتبه باد - پروا کنید و ما را در بیرون کشیدن شما از فتنهای که شما را بیش از اندازه در بر گرفته یاری رسانید؛ فتنهای که هر کس اجلش مقدر باشد در آن هلاک خواهد شد و هر کس که به آرزویش رسیده باشد در برابر آن حمایت خواهد شد. و این نشانه نزدیک شدن حرکت ما و منتشر شدن شما با امر و نهی ما است و خداوند علیرغم میل کافران نور خود را کامل خواهد نمود[۱۳].[۱۴]
آمادگی دائم آن حضرت برای ظهور
«فَلْیعْمَلْ کل امْریءٍ مِنکمْ بِمَا یقرُبُ بهِ من مَحَبتِنا، ویتَجَنبُ مایدْنیهِ مِنْ کراهَتِنا وسَخَطِنا فَإِن أَمْرَنا بَغتَة فُجاءَة حِینَ لا تنْفَعُهُ تَوْبَة وَلا ینجِیهِ مِنْ عقابِنا نَدَمٌ علَی حَوبة واللهُ یلْهِمُکمُ الرشْدَ، ویلْطُفُ لَکمْ فی التوفِیقِ بِرَحْمَتِه»؛ همه شما باید به انجام کارهایی بپردازید که شما را به دوستی و محبت ما نزدیکتر کرده و از آنچه شما را به ناخوشنودی و خشم ما نزدیک نماید، بازدارد؛ زیرا امر ما ناگهانی و بدون مقدمه اتفاق میافتد و پس از آن دیگر توبه و بازگشت سودی نخواهد داشت و پشیمانی از گناهان از کیفر ما بازتان نخواهد داشت. خداوند راه رشد را به شما الهام کند و به لطف خود به کسب رحمت خود توفیقتان دهد[۱۵].[۱۶]
نمونههایی از پاسخهای کوتاه آن حضرت
قسمتی از پاسخ آن حضرت به سؤالات اسحق بن یعقوب: ... پاسخ تو - که خداوند هدایتت کند و در برابر منکران من از اهل بیت و پسر عموهای ما بر عقیده حق ثابت قدمت بدارد - در باره آنچه پرسیده بودی این است: بدان که خداوند متعال با کسی قرابت و خویشاوندی ندارد، و هر کس مرا انکار کند از من نبوده و به راه پسر نوح رفته است؛ اما راه عمویم جعفر و پسرانش، راه برادران یوسف(ع) است... .
و اما اموال شما را بدان جهت میپذیریم که آن را پاک کنیم؛ پس هرکه بخواهد حقوق مالی خود را بپردازد و هرکه نمیخواهد از پرداخت آن خود داری کند... اما زمان ظهور و فرج را فقط خدا میداند و کسانی که برای آن وقت معین میکنند دروغ میگویند... و اما اموالی را که برای ما فرستادی، تنها آن مقدار از آنکه پاک و مطهر باشد مورد پذیرش ما واقع خواهد گردید... برای تعجیل در امر فرج بیشتر دعا کنید که گشایش کارهای شما در گرو این امراست[۱۷].[۱۸]
نمونههایی از ادعیه و زیارات آن حضرت
قسمتی از دعای آن حضرت برای همه مؤمنان: «إلهی بِحَق مَنْ ناجاک، وَبِحق مَنْ دَعاک فِی الْبَر وَالْبَحْرِ، تَفَضلْ عَلَی فُقَراءِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بالْغناءِ وَالثرْوَة، وَعَلَی مَرْضَی الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالشفاءِ وَالصحة، وَعَلَی أحْیاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللطْفِ وَالْکرَامة، وَعَلَی أَمْوَاتِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَة وَالرحْمَة، وَعَلَی غُرَباءِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرد إِلَی أَوْطانِهِمْ سَالِمِینَ غَانِمِینَ، بِمُحَمدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِینَ»؛ خداوندا به حق هر که در بیابان و دریا با تو مناجات کند و تو را بخواند بر فقیران اهل ایمان تفضل کرده، توانگری و ثروث به آنان عطا نما، و بر بیماران اهل ایمان تفضل فرما و به آنان شفا و تندرستی عنایت فرما، بر زندگان اهل ایمان تفضل فرما و به آنان لطف و بزرگواری عنایت کن، بر مردگان از اهل ایمان نیز با آمرزش و رحمت تفضل فرما، و بر غریبان اهل ایمان به باز گشتن به وطن با سلامت و منفعت تفضل فرما، به حق محمد و همه اهل بیتش[۱۹].
قسمتی از دعای آن حضرت در قنوتش:...« وأسئلُک باسمک الذی خلقتَ به خلقَک ورزقتَهم کیفَ شئتَ وکیفَ شاؤوا، یامَنْ لا یغیرُه الأیام واللیالی أدعُوک بِمَا دَعاک به نُوحٌ حینَ ناداک فأنْجَیتَهُ ومَن مَعهُ وأهلکتَ قومه، وأدعوک بِمَا دَعاک ابراهیمُ خَلیلک حینَ ناداک فأنْجَیتَهُ وَجعلتَ النار عَلیهِ بَرداً وَسَلاماً، وأدعوک بِمَا دَعاک بِه موسی کلیمُک حینَ ناداک فَفَلَقْتَ لَهُ البَحرَ فَأَنْجَیتَهُ وَبَنِی إِسْرائِیلَ، وَأَغْرَقْتَ فِرْعَونَ وَقَوْمَهُ فِی الْیم، وَأَدْعوک بِما دَعاک بِهِ عِیسَی رُوحُک حِینَ نَاداک، فَنَجیتَهُ مِنْ أَعْدائِهِ وَإلَیک رَفَعْتَهُ، وَأَدْعُوک بِما دَعاک به حَبِیبُک وصَفِیک وَنَبِیک مُحَمدٌ صَلی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ، فَاستَجَبْتَ لَهُ وَمِنَ الأَحْزَابِ نَجیتَهُ، وَعَلَی أَعْدَائِک نَصَرْتَهُ، وَأسْئَلُک بِاسْمِک الذِی إِذَا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ، یا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ، یامَنْ أَحاطَ بِکل شَیءٍ عِلْماً، یا مَنْ أَحْصَی کل شَیءٍ عَدَداً، یا مَنْ لا تُغَیرُهُ الأَیامُ وَاللیالِی، وَلا تَتَشابَهُ عَلَیهِ الأَصْوَاتُ، وَلا تَخْفَی عَلَیهِ اللغَاتُ، وَلا یبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحین»؛ ... تو را به آن نامت میخوانم که با آن خلقت را آفریدی و آنان را چنان که خواستی و خواستند روزی دادی. ای آنکه شبها و روزها او را تغییر نمیدهد. تو را به همان دعایی میخوانم که نوح چون تو را خواند به آن خواند، پس او و همراهانش را نجات داده قومش را هلاک ساختی. و تو را به آن دعایی میخوانم که خلیلت ابراهیم چون تو را خواند به آن خواند، پس آتش را بر او سرد و سالم گردانیدی. و تو را به آن دعایی میخوانم که همسخنت موسی چون تو را خواند به آن خواند، پس دریا را بر او شکافتی و او و بنیاسرائیل را نجات دادی و تو را به آن دعایی میخوانم که روحت عیسی چون تو را خواند به آن خواند، پس او را به سوی خود برکشیدی و از دست دشمنانش نجات دادی. و تو را به آن دعایی میخوانم که حبیب و برگزیده و پیامبرت محمد - که درود خداوند بر او و آلش باد - چون تو را خواند به آن خواند، پس دعایش را مستجاب کرده، از چنگ احزاب نجاتش داده و بر دشمنانت پیروزش کردی. و تو را به آن نامت میخوانم که چون به آن نام خوانده شوی پاسخ میدهی، ای آنکه آفرینش و حکم و فرمان به دست تو است، ای آنکه به هر چیز آگاهی، ای آنکه شماره هر چیز به دست تو است، ای آنکه گردش شب و روز تغییری در او حاصل نکرده و صداهای مختلف به اشتباهش نمیاندازد، و ای آنکه هیچ لغت و زبانی بر او پوشیده نبوده و پافشاری اصرار کنندگان او را وادار به کاری نمیکند.
«أَسْئَلُک أَنْ تُصَلی عَلَی مُحَمدٍ وَآلِ مُحَمدٍ خَیرَتِک مِنْ خَلْقِک، فَصَل عَلَیهِمْ بِأَفْضَلِ صَلَواتِک، وَصَل عَلَی جَمِیعِ النبِیینَ وَالْمُرْسَلِینَ الذِینَ بَلغوا عَنک الْهُدَی، وَعْقَدُوا لَک الْمَواثِیقَ بِالطاعَة، وَصَل عَلَی عِبادِک الصالِحِینَ، یا مَنْ لا یخْلِفُ الْمِیعادَ أَنْجِزْ لِی ما وَعَدْتَنِی، وَاجْمَعْ لِی أَصْحابِی، وَصَبرْهُمْ، وَانْصُرْنِی عَلَی أَعْدَائِک وَأَعْداءِ رُسولِک، وَلا تُخَیبْ دَعْوَتِی، فَإِنی عَبْدُک وَابْنُ عَبْدِک، ابْنُ أَمَتِک، أَسِیرٌ بَینَ یدَیک، سَیدِی أَنْتَ الذِی مَنَنْتَ عَلَی بِهذَا الْمَقامِ، وَتَفَضلْتَ بِهِ عَلَی دُونَ کثِیرٍ مِنْ خَلْقِک، أَسْئَلُک أَنْ تصَلی عَلَی مُحَمدٍ وَآلِ مُحَمدٍ، وَأَنْ تُنْجِزَ لِی ما وَعَدْتَنی، إِنک أَنْتَ الصادِقُ، وَلا تُخْلِفُ الْمِیعادَ، وَأَنْتَ عَلَی کل شَیءٍ قَدِیرٌ»؛ از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد که برگزیدگان تو از میان مردم هستند درود فرستی، و بر همه انبیا و پیامبرانت که هدایت را از جانب تو ابلاغ نموده و از مردمان برایت پیمان فرمانبرداری گرفتند نیز درود فرست. و بر همه بندگان صالحت درود فرست. ای آنکه هرگز خلف وعده نمیکنی وعدهای را که به من دادی محقق گردان و یارانم را برایم گرد آور و نیروی صبر را در آنان تقویت گردان، و مرا بر دشمنانت و دشمنان پیامبرت یاوری فرما و ناامیدم مکن که من بنده تو و فرزند بنده و کنیز توام که در برابرت چون اسیری هستم. آقای من تو آنی که بر من منت نهاده و چنین مقامی را به من عنایت فرمودی و مرا با این مقام بر بسیاری از خلق خود برتری بخشیدی، از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و آنچه وعدهاش را به من دادهای محققشسازی همانا که تو راستگویی و هیچگاه خلاف وعده نمیکنی و بر هر چیز توانایی[۲۰].
بخشی از من صلوات آن حضرت بر پیامبر(ص): «اللهُم صَل عَلَی مُحَمدٍ سَیدِ الْمُرْسَلِینَ، وَخَاتِمِ النبِیینَ، وَحُجة رَب الْعَالَمِینَ، الُمْنَتجَبِ فِی الْمِیثاقِ، الْمُصطَفَی فِی الظلالِ، الْمُطَهرِ مِنْ کل آفَة، الْبَریءِ مِنْ کل عَیبٍ، الْمُؤَملِ لِلنجاة، الْمُرْتَجی لِلشفاعَة، الْمُفَوضِ إَلْیهِ فِی دَینِ اللهِ...»؛ خداوندا بر محمد که سرور پیامبران و پایان بخش مرسلین و حجت پروردگار جهانیان است درود فرست؛ همو که در عهد الست برگزیده شد و در عالم اظله و اشباح انتخاب گردید پاک از هر آفت و مبرا از هر عیب و نقص؛ او که همه برای نجات به او امید بسته و به شفاعتش چشم امید دارند و دین خدا بدو سپرده شدهاست[۲۱].[۲۲]
نمونههایی از زیارات آن حضرت
۱. «الله أکبر الله أکبر، لا الله إلاالله والله أکبر، ولله الحمد، الحمدُ للهالذی هدانا لهذا، وعرفنا أولیاءَهُ وأعداءَهُ، وَوفقَنا لزیارة أئمتنا ولم یجعلنا من المعاندین الناصبین ولا من الغُلاة المفوضین ولا من المرتابین الْمُقصرِینَ، السلامُ عَلَی وَلِی اللهِ وَابْنِ أَوْلِیائِهِ، السلامُ عَلَی الْمُدخَرِ لِکرَامَة أوْلِیاءِ اللهِ وَبَوَارِ أَعْدَائِهِ السلامُ عَلَی النورِ الذِی أَرادَ أَهْلُ الْکفْرِ إِطْفاءَهُ، فَأَبَی اللهُ إِلا أَنْ یتِم نُورَهُبِکرْهِهِمْ وَأَمَدهُ بِالْحَیاة حَتی یظْهرَ عَلَی یدِهِ الْحَق برَغْمِهِمْ، أَشْهَدُ أَن اللهَ اصْطَفاک صَغیراً وَأَکمَلَ لَک عُلُومَهُ کبِیراً، وَأَنک حَی لا تَمُوتُ حَتی تبْطِلَ الْجِبْتَ وَالطاغُوت»؛ الله أکبر الله أکبر، لا الله إلاالله والله أکبر، ولله الحمد، سپاس خداوندی را که ما را هدایت فرمود و دوستان و دشمنان خود را به ما شناساند و به ما توفیق زیارت پیشوایانمان را عنایت کرد و ما را از معاندان و و دشمنان بدخواه آنان قرار نداد و نیز ما را از کسانی که در حق آنان غلو و زیادهروی کرده، اختیار جهان هستی را به آنان تفویض نمودند، قرار نداد، همچنین ما را از کسانی قرار نداد که در باره امامت آنها شک داشتند و در ادای حق آنان کوتاهی کردند، سلام بر ولی خدا و فرزند اولیای خدا، سلام بر کسی که خداوند او را برای سربلندی دوستان خود و خواری دشمنانش ذخیره کرده است، سلام بر نوری که اهل کفر خواستند خاموشش کنند اما خدا نخواست و نورش را علیرغم خواست آنان کامل گردانده و او را با طول عمر تأییدش کرد تا روزی که به دست توانای او به رغم خواست دشمنان، حق را آشکار گرداند. شهادت میدهم که خداوند تو را از زمان خردسالی برگزید و در بزرگسالی دانشهای خویش را در تو به حد کمال رسانید و اینکه تو زنده خواهی ماند و تا وقتی که بتهای جبت و طاغوت را نابود کنی، نخواهی مرد.
۲. «اللهُم صَل عَلَیهِ وَعَلَی خُدامِهِ وَأَعْوَانِهِ، عَلَی غَیبَتِهِ وَنَأْیهِ، وَاسْتُرْهُ ستْراً عَزِیزاً وَاجْعَلْ لَهُ مَعقِلًا حِرِیزاً وَاشْدُدِ اللهُم وَطْأَتَک عَلَی مُعانِدِیهِ، وَاحْرُسْ مَوَالِیهِ وَزائِریهِ. اللهُم کما جَعَلْتَ قَلْبِی بِذِکرِهِ مَعْمُوراً، فَاجْعَلْ سِلاحِی بِنصْرَتِهِ مَشْهُوراً وَإِنْ حال بَینِی وَبَینَ لِقائِهِ الْمَوْتُ الذِی جَعَلْتَهُ عَلَی عِبادِک حَتْماً مَقْضِیاً وَأَقْدَرْتَ بِهِ عَلَی خَلِیقَتِک رَغْماً، فَابْعَثْنِی عِنْدَ خُرُوجِهِ، ظَاهِراً مِنْ حفْرَتِی، مؤْتَزِراً کفَنِی، حَتی أُجَاهِدَ بَینَ یدَیهِ، فِی الصف الذِی أَثْنَیتَ عَلَی أَهِلهِ فِی کتابِک، فَقُلْتَ کأَنهمْ بنْیانٌ مَرْصُوصٌ»؛ بارخدایا بر او، خدمتگزاران و یاوران او در زمان غیبت و دوریاش درود فرست و او را در پردهای نفوذناپذیر پوشیده دار و برایش جایگاه محفوظی مقرر دار. خداوندا دشمنان کینهتوزش را به شدت منکوب کرده و دوستان و زایران حضرتش را حفظ کن. خدایا چنانکه دلم را به یاد او آبادان گردانیدی سلاحم را نیز برای یاری او برکشیده از نیام دار و اگر مرگ که آن را بر بندگانت مقدر و محتوم ساختی میان من و دیدار او جدایی انداخت، در هنگام ظهورش مرا در حالی که کفنم را بر کمر پیچیدهام از قبر برانگیز تا در صفی که در کتابت اهلش را مورد ستایش قرار دادی و گفتی: (چنانکه گویی بنایی ریخته شده از سرباند) در رکاب او به جهاد بپردازم.
۳. «اللهُم طالَ الانْتِظارُ، وَشَمُتَ بِنا الْفجارُ، وَصَعُبَ عَلَینا الانْتِصارُ، اللهُم أَرِنا وَجْهَ وَلِیک الْمَیمونَ، فِی حَیاتِنا وَبَعْدَ الْمَنُونِ، اللهُم إِنی أَدِینُ لَک بِالرجْعَة، بَینَ یدَی صَاحِبِ هذِهِ الْبُقْعَة، الْغَوْثَ الْغَوْثَ، الْغَوْثَ، یا صَاحِبَ الزمانِ، قَطَعْتُ فِی وُصْلَتِک الْخُلانَ، وَهَجَرْتُ لِزیارتِک الأَوْطانَ، وَأَخْفَیتُ أَمْرِی عَنْ أَهْلِ الْبُلْدانِ لِتَکونَ شَفِیعاً عِنْدَ رَبک وَرَبی، وَإِلَی آبائِک مَوَالِی فِی حُسْنِ التوْفِیق، وَإِسْباغِ النعْمَة عَلَی، وَسَوْقِ الإِحْسانِ إِلَی»؛خداوندا انتظار به درازا کشید و فاسقان و فاجران ملامتمان کردند و یاری کردن بر ما دشوار آمد. خدایا در حال حیات و پس از مرگ ما چهره مبارک ولی خود را به ما بنمایان. بارخدایا من در حضور صاحب این بقعه مبارک اذعان میکنم که به رجعت ایمان دارم به فریادم برس، به فریادم برس، به فریادم برس، ای صاحب الزمان، من در راه وصل تو از دوستان خود بریدم و به شوق زیارتت دل از شهر و دیارم کندم و کار خود را از اهل شهر و دیارم پنهان داشتم تا تو در نزد خدایت و خدایم و پدرانت که سروران من هستند برای من وساطت کنی تا مرا توفیقی نیکو عنایت کرده، نعمت فراوان ارزانیم داشته و احسان را به سویم سرازیر کند.
۴. «اللهُم صَل عَلَی مُحَمدٍ وَعَلَی آلِ مُحمدٍ، أَصْحابِ الْحَق، وَقادَة الْخَلْقِ، وَاستَجِبْ مِنی ما دَعوْتُک، وَأَعْطِنی مالَمْ أَنْطقْ بِهِ فِی دُعائِی، وَمِنْ صَلاحِ دِینِی وَدُنْیای، إِنک حَمِیدٌ مَجِیدٌ، وَصَلی اللهُ عَلَی مُحمدٍ وَآلِهِ الطاهِرِین»؛ خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست؛ که اهل حق و پیشوایان خلق هستند و دعاهایی که کردم مستجاب گردان و آنچه صلاح دنیا و آخرتم است و آن را در دعای خود ذکر نکردهام به من عنایت فرما که تو بسیار ستوده و بزرگواری و درود خدا بر محمد و آل او باد.
۵. سپس داخل صفه شو و دو رکعت نماز بخوان و بگو: «اللهُم عَبْدُک الزائرُ فِی فِناءِ وَلِیک الْمَزُور، الذِی فَرَضْتَ طاعَتَهُ عَلَی الْعَبِیدِ وَالأَحْرَارِ، وَأَنْقَذْتَ بِهِ أَوْلِیاءَک مِنْ عَذابِ النارِ، اللهُم اجْعَلها زیارَة مَقْبُولَة ذاتَ دُعاءٍ مسْتَجاب مِنْ مُصَدقٍ بَوَلیک غَیرَ مُرْتابٍ، اللهُم لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ بِهِ وَلا بِزِیارَتِهِ، وَلا تَقْطَعْ أَثَرِی مِنْ مَشْهَدِهِ، وَزِیارَة أبِیهِ وَجَدهِ، اللهُم اخْلُفْ عَلَی نَفَقَتِی، وَانْفَعْنِی بِما رَزَقْتَنی، فِی دُنْیای وَآخِرَتِی وَلإِخْوَانِی وَأَبَوَی وَجَمِیعِ عِتْرتِی، أَسْتَوْدِعُک اللهَ أیها الإمامُ الذی یفوزُ بِهِ المؤمنونَ وَیهلِک علی یدیهِ الکافِرونَ المکذبونَ...»؛ سپس داخل صفه شو و دو رکعت نماز بخوان و بگو: پروردگارا بنده تو برای زیارت به درگاه ولیت ایستاده است؛ همو که پیرویاش را بر همه بردگان و آزادگان جهان واجب گردانیدی و اولیایت را به واسطه او از عذاب آتش رهایی بخشیدی. خدایا زیارت مرا زیارتی قبول شده با دعایی مستجاب قرار ده؛ زیارت کسی که ولیت را تصدیق کرده و شک در او راه نداشته باشد. خداوندا این زیارت را آخرین زیارت من از او قرار مده و پایم را هرگز از زیارت او پدر و جدش قطع مکن. خداوندا، جایگزین مخارجی را که در راه زیارتش متحمل آن گردیدم به من عطا فرما و سود هرچه روزیم کردی را در دنیا و آخرت به من و برادران و پدران و همه خاندانم برسان، ای امامی که اهل ایمان به وجودت رستگار میشوند و کافران و تکذیب کنندگان به دستت به هلاکت میرسند با تو وداع میکنم...[۲۳].[۲۴]
منابع
پانویس
- ↑ غیبت طوسی، ۱۷۸، احتجاج طبرسی ۲، ۴۷۱، إثبات الهداة ۳، ۷۵۷.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۰۷.
- ↑ در احتجاج شیخ طبرسی: ۲، ۲۸۰ این فقره بدین گونه آمده است: وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلَائِكَة وَ بَايَنَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذِي جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ؛ «و فرشتگانش را به سوی آنان فرستاد و با برتری و فضیلتی که برای پیامبران خود قرار داد آنان را از فرشتگان متمایز گرداند».
- ↑ بحار الانوار ۵۳، ۱۹۴، معجم احادیث الامام المهدی ۴، ۳۸۲.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۰۷.
- ↑ تفسیر عیاشی ۱، ۱۶، معجم احادیث الامام المهدی ۴، ۴۶۷.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۰۹.
- ↑ عنکبوت، ۱- ۲.
- ↑ کمال الدین، ۵۱۰، بحار الانوار ۵۳، ۱۹۰، معجم احادیث الامام المهدی ۴، ۲۸۷.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۰۹.
- ↑ احتجاج طبرسی ۲، ۴۹۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۱۱.
- ↑ احتجاج طبرسی ۲، ۴۹۵.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۱۲.
- ↑ احتجاج طبرسی ۲، ۴۹۵.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۱۳.
- ↑ کمال الدین، ۴۸۳، غیبت طوسی، ۱۷۶.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۱۳.
- ↑ سید ابن طاووس، مهج الدعوات، ۲۹۵ فیض کاشانی، صحیفه مهدیه، ۱۱۲.
- ↑ مهج الدعوات، ۶۸.
- ↑ غیبت طوسی، ۱۶۵، ضمن صلواتی طولانی بر پیامبر و اوصیای آن حضرت(ع)، صحیفه مهدیه، ۵۳.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۱۴.
- ↑ سید ابن طاووس، مصباح الزائر، ۳۲۷، صحیفه مهدیه، ۱۷۳، معجم احادیث الامام المهدی ۴، ۴۹۱.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۴، ص ۳۱۸.