صحابه در علوم حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «==واژه‌شناسی لغوی== ===صحابه در لغت=== *"صحابه" از واژه "صحبه" گرفته شده و به کسانی...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[صحابه]]''' است. "'''[[صحابه]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[صحابه در قرآن]] | [[صحابه در حدیث]] | [[صحابه در علوم حدیث]] | [[صحابه در نهج البلاغه]] | [[صحابه در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[صحابه (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==واژه‌شناسی لغوی==
==واژه‌شناسی لغوی==
===صحابه در لغت===
===[[صحابه]] در لغت===
*"صحابه" از واژه "صحبه" گرفته شده و به کسانی گفته می‌شود که همراه و ملازم و معاشر کسی یا چیزی باشند. و این واژه در [[مصاحبت]] و [[همراهی]] طولانی مدت نیز به کار رفته است<ref>{{عربی|صحب: الصَّاحِبُ الملازم...، و لا يقال في العرف إلّا لمن كثرت ملازمته...، و الْمُصَاحَبَةُ و الِاصْطِحَابُ أبلغ من الاجتماع، لأجل أنّ المصاحبة تقتضي طول لبثه...}} (مفردات، راغب، ماده «صحب»؛ لسان العرب، ابن منظور، ج۷، ص۲۸۶؛ تاج العروس، زبیدی، ج۱، ص۳۲.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۵.</ref>
*"[[صحابه]]" از واژه "صحبه" گرفته شده و به کسانی گفته می‌شود که همراه و ملازم و معاشر کسی یا چیزی باشند. و این واژه در [[مصاحبت]] و [[همراهی]] طولانی مدت نیز به کار رفته است<ref>{{عربی|صحب: الصَّاحِبُ الملازم...، و لا يقال في العرف إلّا لمن كثرت ملازمته...، و الْمُصَاحَبَةُ و الِاصْطِحَابُ أبلغ من الاجتماع، لأجل أنّ المصاحبة تقتضي طول لبثه...}} (مفردات، راغب، ماده «صحب»؛ لسان العرب، ابن منظور، ج۷، ص۲۸۶؛ تاج العروس، زبیدی، ج۱، ص۳۲.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۵.</ref>
===صحابه در اصطلاح===
===[[صحابه]] در اصطلاح===
*[[دانشمندان]] [[علم حدیث]]، درایه و [[سیره‌نویسان]]، تعریف‌های گوناگونی برای این اصطلاح بیان کرده‌اند؛ از جمله<ref>برای آگاهی بیشتر، ر.ک: کتاب‌های علم رجال و درایه، به ویژه مقباس الهدایه، مامقانی، ج۳، ص۳۱۰ - ۲۹۶.</ref>:
* [[دانشمندان]] [[علم حدیث]]، درایه و [[سیره‌نویسان]]، تعریف‌های گوناگونی برای این اصطلاح بیان کرده‌اند؛ از جمله<ref>برای آگاهی بیشتر، ر.ک: کتاب‌های علم رجال و درایه، به ویژه مقباس الهدایه، مامقانی، ج۳، ص۳۱۰ - ۲۹۶.</ref>:
====[[اهل سنت]]====
====[[اهل سنت]]====
#هر کس [[رسول خدا]]{{صل}} را دیده یا همراه و ملازم آن [[حضرت]] بوده، از صحابه است<ref>صحیح بخاری، کتاب بدء الخلق، باب فضائل اصحاب النبی{{صل}}. </ref>.
#هر کس [[رسول خدا]]{{صل}} را دیده یا همراه و ملازم آن [[حضرت]] بوده، از [[صحابه]] است<ref>صحیح بخاری، کتاب بدء الخلق، باب فضائل اصحاب النبی{{صل}}. </ref>.
#[[دانشمندان]] [[علم حدیث]] درباره هر کسی که [[حدیث]] یا سخنی از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کند، اصطلاح صحابه را به کار می‌برند و این معنا را به اندازه‌ای گسترش داده‌اند که هر کسی را که یک‌بار (یک لحظه) آن [[حضرت]] را دیده باشد، شامل می‌شود. البته این مطلب به جهت [[شرافت]] و [[جایگاه]] والای [[رسول خدا]]{{صل}} است؛ از این رو، هر کسی که [[پیامبر]]{{صل}} را دیده باشد، اصطلاح [[صحابی]] درباره او به کار می‌رود<ref>مقدمه اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۹.</ref>.
# [[دانشمندان]] [[علم حدیث]] درباره هر کسی که [[حدیث]] یا سخنی از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کند، اصطلاح [[صحابه]] را به کار می‌برند و این معنا را به اندازه‌ای گسترش داده‌اند که هر کسی را که یک‌بار (یک لحظه) آن [[حضرت]] را دیده باشد، شامل می‌شود. البته این مطلب به جهت [[شرافت]] و [[جایگاه]] والای [[رسول خدا]]{{صل}} است؛ از این رو، هر کسی که [[پیامبر]]{{صل}} را دیده باشد، اصطلاح [[صحابی]] درباره او به کار می‌رود<ref>مقدمه اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۹.</ref>.
#[[ابوالمظفر سمعانی]] گوید: صحابه به کسی گفته می‌شود که [[همنشینی]] او با [[پیامبر]]{{صل}} طولانی مدت باشد و این [[هم‌نشینی]] بنابر [[پیروی]] از [[حضرت]] باشد و از او [[روایت]] و سخنی شنیده باشد<ref>فتح المغیث، سخاوی، ج۴، ص۳۱؛ مقباس الهدایه، مامقانی، ج۳، ص۲۹۷.</ref>.
# [[ابوالمظفر سمعانی]] گوید: [[صحابه]] به کسی گفته می‌شود که [[همنشینی]] او با [[پیامبر]]{{صل}} طولانی مدت باشد و این [[هم‌نشینی]] بنابر [[پیروی]] از [[حضرت]] باشد و از او [[روایت]] و سخنی شنیده باشد<ref>فتح المغیث، سخاوی، ج۴، ص۳۱؛ مقباس الهدایه، مامقانی، ج۳، ص۲۹۷.</ref>.
#[[سعید بن مسیب]] گوید: به جهت [[شرافت]] [[همراهی]] [[پیامبر]]{{صل}}، رسیدن به این [[مقام]]، [[همراهی]] طولانی مدت را می‌طلبد؛ در نتیجه، صحابه، کسی است که حداقل یک سال یا دو سال همنشین [[پیامبر]]{{صل}} باشد و نیز در یک [[غزوه]] یا دو [[غزوه]] [[حضرت]] را [[همراهی]] کرده باشد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۵، ص۸۸؛ الوافی بالوفیات، صفدی، ج۱، ص۲۰۶؛ حلیة الاولیاء، ابونعیم، ج۲، ص۱۶۱.</ref>.
# [[سعید بن مسیب]] گوید: به جهت [[شرافت]] [[همراهی]] [[پیامبر]]{{صل}}، رسیدن به این [[مقام]]، [[همراهی]] طولانی مدت را می‌طلبد؛ در نتیجه، [[صحابه]]، کسی است که حداقل یک سال یا دو سال همنشین [[پیامبر]]{{صل}} باشد و نیز در یک [[غزوه]] یا دو [[غزوه]] [[حضرت]] را [[همراهی]] کرده باشد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۵، ص۸۸؛ الوافی بالوفیات، صفدی، ج۱، ص۲۰۶؛ حلیة الاولیاء، ابونعیم، ج۲، ص۱۶۱.</ref>.
#[[جاحظ]] و گروهی دیگر بر این باورند که [[هم‌نشینی]] طولانی مدت و روایت کردن از [[حضرت]]، [[شرافت]] [[صحابی]] بودن را نصیب [[فرد]] می‌کند<ref>الأمالی، سید مرتضی، ج۱، ص۱۳۸؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج۱۲، ص۳۱۲؛ فتح المغیث، سخاوی، ج۳، ص۹۲-۹۳ و ۹۵.</ref>.
# [[جاحظ]] و گروهی دیگر بر این باورند که [[هم‌نشینی]] طولانی مدت و [[روایت]] کردن از [[حضرت]]، [[شرافت]] [[صحابی]] بودن را نصیب [[فرد]] می‌کند<ref>الأمالی، سید مرتضی، ج۱، ص۱۳۸؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج۱۲، ص۳۱۲؛ فتح المغیث، سخاوی، ج۳، ص۹۲-۹۳ و ۹۵.</ref>.
#[[ابن عبدالبر]]، [[ابن منده]] و [[یحیی بن عثمان بن صالح مصری]]، کسی را [[صحابی]] می‌دانند که [[مسلمان]] باشد و زمان [[پیامبر]]{{صل}} را [[درک]] کند؛ اگر چه [[حضرت]] را ندیده باشد<ref>الجرح و التعدیل، ابن عبدالبر، ج۹، ص۱۷۵؛ میزان الاعتدال، ذهبی، ج۴، ص۳۹۶؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۱۱، ص۲۵۷؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۱۳، ص۳۵۴.</ref>.
# [[ابن عبدالبر]]، [[ابن منده]] و [[یحیی بن عثمان بن صالح مصری]]، کسی را [[صحابی]] می‌دانند که [[مسلمان]] باشد و زمان [[پیامبر]]{{صل}} را [[درک]] کند؛ اگر چه [[حضرت]] را ندیده باشد<ref>الجرح و التعدیل، ابن عبدالبر، ج۹، ص۱۷۵؛ میزان الاعتدال، ذهبی، ج۴، ص۳۹۶؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۱۱، ص۲۵۷؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۱۳، ص۳۵۴.</ref>.
#[[ابن حجر]] می‌گوید: [[صحابی]] کسی است که [[رسول خدا]]{{صل}} را دیده و به او [[ایمان]] آورده و [[مسلمان]] از [[دنیا]] رفته باشد<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۶-۱۸.</ref>
# [[ابن حجر]] می‌گوید: [[صحابی]] کسی است که [[رسول خدا]]{{صل}} را دیده و به او [[ایمان]] آورده و [[مسلمان]] از [[دنیا]] رفته باشد<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۶-۱۸.</ref>
====[[شیعه]]====
====[[شیعه]]====
*[[شیعه]] [[معتقد]] است که لفظ "صحابه" اصطلاح [[شرعی]] نیست که [[شارع]] [[خدا]] و [[پیامبر]] آن را وضع و [[جعل]] کرده باشد، بلکه مانند دیگر واژه‌ها و اصطلاحات لغوی است و واژه [[صحابی]] در روزگار [[رسول خدا]] نیز به معنای لُغوی آن به کار رفته است؛ لذا افراد ساکن در [[مسجد النبی]] "اصحاب الصفه" گفته می‌شد و به تدریج پس از درگذشت [[رسول خدا]]، واژه [[صحابی]] بدون نام [[رسول الله]] به کار می‌رفت که مرادشان [[اصحاب رسول الله]] بود.
* [[شیعه]] [[معتقد]] است که لفظ "[[صحابه]]" اصطلاح [[شرعی]] نیست که [[شارع]] [[خدا]] و [[پیامبر]] آن را وضع و [[جعل]] کرده باشد، بلکه مانند دیگر واژه‌ها و اصطلاحات لغوی است و واژه [[صحابی]] در روزگار [[رسول خدا]] نیز به معنای لُغوی آن به کار رفته است؛ لذا افراد ساکن در [[مسجد النبی]] "[[اصحاب]] الصفه" گفته می‌شد و به تدریج پس از درگذشت [[رسول خدا]]، واژه [[صحابی]] بدون نام [[رسول الله]] به کار می‌رفت که مرادشان [[اصحاب رسول الله]] بود.
*[[جایگاه]] ارزشی این اصطلاح به مرور زمان شکل گرفت و به [[دلیل]] گسترش یافتن اصطلاح "صحابه" در کتاب‌های [[تاریخی]]، [[حدیثی]] و [[فقهی]]، برخی از [[دانشمندان شیعه]] به بیان مفهوم اصطلاحی آن پرداختند؛ از این رو گفته شده است: [[صحابی]] کسی است که در حال [[ایمان]] [و [[مسلمان]] بودن] [[پیامبر]]{{صل}} را دیده و [[مسلمان]] از [[دنیا]] رفته است؛ اگر چه در زمان زندگانی، [[مرتد]] شده باشد. مراد از [[دیدار]] [[پیامبر]]{{صل}}، یعنی یا با [[پیامبر]]{{صل}} هم‌نشین شده و با او رفت و آمد داشته است؛ یا اینکه تنها [[پیامبر]]{{صل}} را دیده است؛ هرچند گفت و گویی میان آن دو نشده باشد. با یکی دیگری را (به [[دلیل]] [[نابینایی]]) ندیده باشد <ref>الرعایة علی الدرایه، شهید ثانی، ص۳۳۹.</ref>.
* [[جایگاه]] ارزشی این اصطلاح به مرور زمان شکل گرفت و به [[دلیل]] گسترش یافتن اصطلاح "[[صحابه]]" در کتاب‌های [[تاریخی]]، [[حدیثی]] و [[فقهی]]، برخی از [[دانشمندان شیعه]] به بیان مفهوم اصطلاحی آن پرداختند؛ از این رو گفته شده است: [[صحابی]] کسی است که در حال [[ایمان]] [و [[مسلمان]] بودن] [[پیامبر]]{{صل}} را دیده و [[مسلمان]] از [[دنیا]] رفته است؛ اگر چه در زمان زندگانی، [[مرتد]] شده باشد. مراد از [[دیدار]] [[پیامبر]]{{صل}}، یعنی یا با [[پیامبر]]{{صل}} هم‌نشین شده و با او رفت و آمد داشته است؛ یا اینکه تنها [[پیامبر]]{{صل}} را دیده است؛ هرچند گفت و گویی میان آن دو نشده باشد. با یکی دیگری را (به [[دلیل]] [[نابینایی]]) ندیده باشد <ref>الرعایة علی الدرایه، شهید ثانی، ص۳۳۹.</ref>.
*چنانکه [[ابن ام مکتوم]]، به [[دلیل]] [[نابینا]] بودن، [[پیامبر خدا]]{{صل}} را ندید ولی با آن [[حضرت]] [[دیدار]] کرد و در شمار صحابه بود.
*چنانکه [[ابن ام مکتوم]]، به [[دلیل]] [[نابینا]] بودن، [[پیامبر خدا]]{{صل}} را ندید ولی با آن [[حضرت]] [[دیدار]] کرد و در شمار [[صحابه]] بود.
*همچنین ممکن است آن [[فرد]] به [[دلیل]] فراوانی جمعیت، [[پیامبر]]{{صل}} را دیده، ولی [[رسول خدا]] او را ندیده باشد؛ زیرا در تعریف دیگری از صحابه آمده است: [[صحابی]] به کسی گویند که در حال [[ایمان]] به [[اسلام]] با [[پیامبر]]{{صل}} هم‌نشین شده و با [[ایمان]] از [[دنیا]] رفته باشد<ref>نهایة الدرایه، سید حسن صدر، ص۳۴۱.</ref>.
*همچنین ممکن است آن [[فرد]] به [[دلیل]] فراوانی جمعیت، [[پیامبر]]{{صل}} را دیده، ولی [[رسول خدا]] او را ندیده باشد؛ زیرا در تعریف دیگری از [[صحابه]] آمده است: [[صحابی]] به کسی گویند که در حال [[ایمان]] به [[اسلام]] با [[پیامبر]]{{صل}} هم‌نشین شده و با [[ایمان]] از [[دنیا]] رفته باشد<ref>نهایة الدرایه، سید حسن صدر، ص۳۴۱.</ref>.
*برای روشن شدن دیدگاه [[شیعه]] درباره صحابه باید گفت، [[شیعه]] به گروهی از صحابه مانند [[ابوذر]]، [[عمار یاسر]]، [[سلمان فارسی]]، [[ابو ایوب انصاری]]، [[مقداد]]، [[حذیفة]]، [[ذو الشهادتین]] و... ارادت بسیار دارند و آنان را بسیار [[ستایش]] می‌کنند و از برخی [[اصحاب]] [[فداکار]] در [[راه]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اسلام]] نیز به [[نیکی]] یاد می‌کنند؛ مانند [[ابودجانه]] و.... اما آنان بر [[منافقان]] و افرادی که بر [[اهل بیت]]: [[ستم]] روا داشتند، [[نفرین]] می‌کنند و از افراد [[فاسق]] به [[نیکی]] یاد نمی‌کنند و برای [[صحابی]] معمولی نیز [[آمرزش الهی]] را درخواست می‌کنند.
*برای روشن شدن دیدگاه [[شیعه]] درباره [[صحابه]] باید گفت، [[شیعه]] به گروهی از [[صحابه]] مانند [[ابوذر]]، [[عمار یاسر]]، [[سلمان فارسی]]، [[ابو ایوب انصاری]]، [[مقداد]]، [[حذیفة]]، [[ذو الشهادتین]] و... ارادت بسیار دارند و آنان را بسیار [[ستایش]] می‌کنند و از برخی [[اصحاب]] [[فداکار]] در [[راه]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اسلام]] نیز به [[نیکی]] یاد می‌کنند؛ مانند [[ابودجانه]] و.... اما آنان بر [[منافقان]] و افرادی که بر [[اهل بیت]]: [[ستم]] روا داشتند، [[نفرین]] می‌کنند و از افراد [[فاسق]] به [[نیکی]] یاد نمی‌کنند و برای [[صحابی]] معمولی نیز [[آمرزش الهی]] را درخواست می‌کنند.
*[[اهل سنت]] همه [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را [[صالح]] و به دور از [[اشتباه]] دانسته و ایشان را قابل نقد و [[انتقاد]] نمی‌دانند؛ از این رو، به [[عدالت]] همه ایشان[[حکم]] کرده سخن آنها را یکی از منابع [[شریعت]] برشمرده‌اند و [[پیروی]] از آنان را موجب [[رستگاری]] [[مسلمانان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] می‌دانند و با اتهامات [[نادرست]] و [[بیهوده]]، دیگر [[مسلمانان]]، به ویژه [[شیعیان]] را به [[دشمنی]] با صحابه متهم کرده و ایشان را بیرون از [[صراط مستقیم]] دانسته‌اند.
* [[اهل سنت]] همه [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را [[صالح]] و به دور از [[اشتباه]] دانسته و ایشان را قابل نقد و [[انتقاد]] نمی‌دانند؛ از این رو، به [[عدالت]] همه ایشان[[حکم]] کرده سخن آنها را یکی از منابع [[شریعت]] برشمرده‌اند و [[پیروی]] از آنان را موجب [[رستگاری]] [[مسلمانان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] می‌دانند و با اتهامات [[نادرست]] و [[بیهوده]]، دیگر [[مسلمانان]]، به ویژه [[شیعیان]] را به [[دشمنی]] با [[صحابه]] متهم کرده و ایشان را بیرون از [[صراط مستقیم]] دانسته‌اند.
*[[ابوزرعه رازی]] گفته است: اگر کسی را دیدید که بر هر یک از صحابه نقصی وارد می‌کند، او [[زندیق]] است؛ زیرا [[رسول خدا]]{{صل}} [[حق]] است و [[قرآن]] و آنچه او آورده نیز [[حق]] است و صحابه [[رسول خدا]]{{صل}} آن را به ما رسانده‌اند و معترضان بر ایشان، با [[اعتراض]] خود می‌خواهند [[کتاب و سنت]] را [[باطل]] کنند؛ در حالی که [[اصحاب]]، شواهد ما بر [[حقانیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[قرآن]] و... هستند<ref>{{عربی|إذا رأيت الرجل ينتقص أحدا من أصحاب رسول الله{{صل}} فاعلم أنه زنديق، و ذلك أن الرسول حقّ، و القرآن حق، و ما جاء به حق، و إنما أدى إلينا ذلك كلّه الصحابة، و هؤلاء يريدون أن يجرحوا شهودنا ليبطلوا الكتاب و السنّة، و الجرح بهم أولى، و هم زنادقة}} (الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۶۲).</ref>.
* [[ابوزرعه رازی]] گفته است: اگر کسی را دیدید که بر هر یک از [[صحابه]] نقصی وارد می‌کند، او [[زندیق]] است؛ زیرا [[رسول خدا]]{{صل}} [[حق]] است و [[قرآن]] و آنچه او آورده نیز [[حق]] است و [[صحابه]] [[رسول خدا]]{{صل}} آن را به ما رسانده‌اند و معترضان بر ایشان، با [[اعتراض]] خود می‌خواهند [[کتاب و سنت]] را [[باطل]] کنند؛ در حالی که [[اصحاب]]، شواهد ما بر [[حقانیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[قرآن]] و... هستند<ref>{{عربی|إذا رأيت الرجل ينتقص أحدا من أصحاب رسول الله{{صل}} فاعلم أنه زنديق، و ذلك أن الرسول حقّ، و القرآن حق، و ما جاء به حق، و إنما أدى إلينا ذلك كلّه الصحابة، و هؤلاء يريدون أن يجرحوا شهودنا ليبطلوا الكتاب و السنّة، و الجرح بهم أولى، و هم زنادقة}} (الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۶۲).</ref>.
*تعریف‌های [[اهل سنت]] درباره صحابه افراد [[منافق]] را نیز شامل می‌شود؛ زیرا ایشان آن [[حضرت]] را دیده و [[اسلام]] آورده‌اند (به ظاهر [[مسلمان]] می‌باشند و [[پیامبر]] را نیز قبول کرده‌اند)؛ در حالی که [[قرآن]] چنین نگرشی را نمی‌پذیرد و افراد [[فرمانبردار]] از [[خداوند]] و رسولش{{صل}} را [[ستایش]] و سرکشانی همانند [[منافقان]] را [[سرزنش]] کرده است. ولی نگرش افرادی چون ابوزرعه همه [[رفتار]] و موضع‌گیری [[اصحاب]] را درست و [[مطابقت با واقع]] می‌داند؛ حال آنکه بر مبنای [[قرآن]] و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} [[اصحاب]]، این [[جایگاه]] والا را ندارند؛ زیرا گروهی از صحابه، [[رسول خدا]]{{صل}} را آزردند و [[اصحاب]] نیز پس از درگذشت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[رفتار]] با صحابه و اطرافیان [[پیامبر]] یکسان نبودند و رفتارهایی داشتند که به ما اجازه می‌دهد [[رفتار]] آنان را نقد کنیم و در بسیاری از موارد، راهنمای ما هستند<ref>برای آگاهی از رفتار صحابه با یکدیگر، به کتاب «الغدیر» و کتاب‌های سیره و تاریخ رجوع کنید.</ref>.
*تعریف‌های [[اهل سنت]] درباره [[صحابه]] افراد [[منافق]] را نیز شامل می‌شود؛ زیرا ایشان آن [[حضرت]] را دیده و [[اسلام]] آورده‌اند (به ظاهر [[مسلمان]] می‌باشند و [[پیامبر]] را نیز قبول کرده‌اند)؛ در حالی که [[قرآن]] چنین نگرشی را نمی‌پذیرد و افراد [[فرمانبردار]] از [[خداوند]] و رسولش{{صل}} را [[ستایش]] و سرکشانی همانند [[منافقان]] را [[سرزنش]] کرده است. ولی نگرش افرادی چون ابوزرعه همه [[رفتار]] و موضع‌گیری [[اصحاب]] را درست و [[مطابقت با واقع]] می‌داند؛ حال آنکه بر مبنای [[قرآن]] و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} [[اصحاب]]، این [[جایگاه]] والا را ندارند؛ زیرا گروهی از [[صحابه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را آزردند و [[اصحاب]] نیز پس از درگذشت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[رفتار]] با [[صحابه]] و اطرافیان [[پیامبر]] یکسان نبودند و رفتارهایی داشتند که به ما اجازه می‌دهد [[رفتار]] آنان را نقد کنیم و در بسیاری از موارد، راهنمای ما هستند<ref>برای آگاهی از رفتار صحابه با یکدیگر، به کتاب «الغدیر» و کتاب‌های سیره و تاریخ رجوع کنید.</ref>.
*استاد [[یوسفی غروی]] این گونه می‌نویسد: "درباره [[جنگ تبوک]]، [[ابن هشام]] از [[اسحاق]] [[روایت]] می‌کند: هنگامی که [[مسلمانان]] [[شب]] را به صبح رساندند، در حالی که آبی در [[اختیار]] نداشتند، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} [[شکوه]] کردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد و [[خداوند]] ابری را بر آنها فرو فرستاد و از آن [[باران]] بارید تا [[مردم]] [[سیراب]] شدند و به مقدار احتیاج خود آب برداشتند.
*استاد [[یوسفی غروی]] این گونه می‌نویسد: "درباره [[جنگ تبوک]]، [[ابن هشام]] از [[اسحاق]] [[روایت]] می‌کند: هنگامی که [[مسلمانان]] [[شب]] را به صبح رساندند، در حالی که آبی در [[اختیار]] نداشتند، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} [[شکوه]] کردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد و [[خداوند]] ابری را بر آنها فرو فرستاد و از آن [[باران]] بارید تا [[مردم]] [[سیراب]] شدند و به مقدار احتیاج خود آب برداشتند.
*[[مسلم]] در صحیح خود رویداد [[تبوک]] را به گونه دیگری بازگو می‌کند و مطالب بسیاری بر آن [[معجزه]] می‌افزاید که سیرة [[ابن اسحاق]] آن را نگفته است. [[معاذ بن جبل]] [[روایت]] می‌کند: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به کسانی که با وی هم‌سفر بودند، فرمود: "شما به خواست [[خدا]] فردا به چشمه [[تبوک]] می‌رسید. هر کدام که به آن رسیدید، به آب [[دست]] نزنید تا من بیایم". ما به این چشمه رسیدیم در حالی که دو نفر از [[سپاهیان]] قبلا به آن رسیده بودند. [[رسول خدا]]{{صل}} از آن دو تن پرسید که آیا به آب [[دست]] زده‌اید؟ آنان گفتند: آری. [[پیامبر]]{{صل}} آن دو تن را [[نفرین]] کرد. [[اصحاب]] با دست‌هایشان آب چشمه را گرد آوردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دست]] و صورتش را در آن شست. آن‌گاه بقیه آب را به درون چشمه ریخت؛ بی‌درنگ چشمه دارای آب فراوانی شد و [[مردم]] از آن [[سیراب]] شدند. آن‌گاه [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمودند: "ای [[معاذ]]! اگر زندگانی تو ادامه یابد، به زودی خواهی دید که این [[سرزمین]] پر از باغ خواهد شد".
* [[مسلم]] در صحیح خود رویداد [[تبوک]] را به گونه دیگری بازگو می‌کند و مطالب بسیاری بر آن [[معجزه]] می‌افزاید که سیرة [[ابن اسحاق]] آن را نگفته است. [[معاذ بن جبل]] [[روایت]] می‌کند: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به کسانی که با وی هم‌سفر بودند، فرمود: "شما به خواست [[خدا]] فردا به چشمه [[تبوک]] می‌رسید. هر کدام که به آن رسیدید، به آب [[دست]] نزنید تا من بیایم". ما به این چشمه رسیدیم در حالی که دو نفر از [[سپاهیان]] قبلا به آن رسیده بودند. [[رسول خدا]]{{صل}} از آن دو تن پرسید که آیا به آب [[دست]] زده‌اید؟ آنان گفتند: آری. [[پیامبر]]{{صل}} آن دو تن را [[نفرین]] کرد. [[اصحاب]] با دست‌هایشان آب چشمه را گرد آوردند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دست]] و صورتش را در آن شست. آن‌گاه بقیه آب را به درون چشمه ریخت؛ بی‌درنگ چشمه دارای آب فراوانی شد و [[مردم]] از آن [[سیراب]] شدند. آن‌گاه [[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمودند: "ای [[معاذ]]! اگر زندگانی تو ادامه یابد، به زودی خواهی دید که این [[سرزمین]] پر از باغ خواهد شد".
*همچنین [[ابن اسحاق]] خبر دیگری را در [[تأیید]] خبر اول بازگو می‌کند. او می‌گوید: [[عاصم بن عمر بن قتاده]] برای من [[روایت]] کرد که به [[محمود بن لبید]] گفتم: آیا [[مردم]]، [[منافقان]] روزگار خود را می‌شناختند؟ محمود گفت:"آری، به [[خدا]] [[سوگند]] بسیاری از [[مردم]]، [[نفاق]] [[برادر]] و [[پدر]] و عمو و [[عشیره]] خویش را می‌دانستند؛ ولی آن را [[پنهان]] می‌کردند و یکی از [[خویشاوندان]] برایم گفت: هنگامی که در [[راه]] [[تبوک]]، [[مسلمانان]] از جهت آب در تنگنا قرار گرفتند، [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد تا [[خداوند]] ابری را فرستاد که [[مردم]] [[سیراب]] شدند. ما پیش یکی از کسانی که نفاقش [[آشکار]] بود و همیشه در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} حرکت می‌کرد، رفته و گفتیم: وای بر تو! آیا پس از این [[معجزه]] [[دلیل]] دیگری (برای [[پیامبری]] [[رسول خدا]]) می‌خواهی؟ او گفت: این [[ابر]]، ابری گذرا بود".
*همچنین [[ابن اسحاق]] خبر دیگری را در [[تأیید]] خبر اول بازگو می‌کند. او می‌گوید: [[عاصم بن عمر بن قتاده]] برای من [[روایت]] کرد که به [[محمود بن لبید]] گفتم: آیا [[مردم]]، [[منافقان]] روزگار خود را می‌شناختند؟ محمود گفت:"آری، به [[خدا]] [[سوگند]] بسیاری از [[مردم]]، [[نفاق]] [[برادر]] و [[پدر]] و عمو و [[عشیره]] خویش را می‌دانستند؛ ولی آن را [[پنهان]] می‌کردند و یکی از [[خویشاوندان]] برایم گفت: هنگامی که در [[راه]] [[تبوک]]، [[مسلمانان]] از جهت آب در تنگنا قرار گرفتند، [[رسول خدا]]{{صل}} [[دعا]] کرد تا [[خداوند]] ابری را فرستاد که [[مردم]] [[سیراب]] شدند. ما پیش یکی از کسانی که نفاقش [[آشکار]] بود و همیشه در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} حرکت می‌کرد، رفته و گفتیم: وای بر تو! آیا پس از این [[معجزه]] [[دلیل]] دیگری (برای [[پیامبری]] [[رسول خدا]]) می‌خواهی؟ او گفت: این [[ابر]]، ابری گذرا بود".
*نکته مهم آنکه گفتن واژه [[منافق]] درباره برخی صحابه از واژه‌هایی است که گفتن آن نارواست و برخی [[مردم]] را ناراحت می‌کند؛ با این حال ابن هشام آن واژه را حذف نکرده است؛ از این رو مسلم روایتی را گفته است که این واژه در آن [[روایت]] نباشد!<ref>موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۳۶-۳۸.</ref>.
*نکته مهم آنکه گفتن واژه [[منافق]] درباره برخی [[صحابه]] از واژه‌هایی است که گفتن آن نارواست و برخی [[مردم]] را ناراحت می‌کند؛ با این حال ابن هشام آن واژه را حذف نکرده است؛ از این رو مسلم روایتی را گفته است که این واژه در آن [[روایت]] نباشد!<ref>موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۳۶-۳۸.</ref>.
*نتیجه آنکه، در روزگار [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[اصحاب]] دارای [[عقاید]] و [[رفتار]] [[الهی]] مطابق [[اسلام]] نبودند از این رو [[پروردگار]] و [[پیامبر]] نیز آنان را [[سرزنش]] و صحابه [[راستین]] نیز از صحابه دروغین [[کناره‌گیری]] می‌کردند. ولی افرادی چون [[ابوزرعه]] گزارش آن رویدادها را موجب خدشه‌دار شدن [[دین]] و [[نقص]] [[رسول خدا]]{{صل}} می‌دانند!!! و گزارشگران این رویدادها را [[زندیق]] و خارج از [[دین]] می‌پندارند.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۸-۲۱.</ref>
*نتیجه آنکه، در روزگار [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[اصحاب]] دارای [[عقاید]] و [[رفتار]] [[الهی]] مطابق [[اسلام]] نبودند از این رو [[پروردگار]] و [[پیامبر]] نیز آنان را [[سرزنش]] و [[صحابه]] [[راستین]] نیز از [[صحابه]] دروغین [[کناره‌گیری]] می‌کردند. ولی افرادی چون [[ابوزرعه]] گزارش آن رویدادها را موجب خدشه‌دار شدن [[دین]] و [[نقص]] [[رسول خدا]]{{صل}} می‌دانند!!! و گزارشگران این رویدادها را [[زندیق]] و خارج از [[دین]] می‌پندارند.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۸-۲۱.</ref>
 
===[[نظریه]]"[[عادل]] بودن همه [[صحابه]] و بررسی آن<ref>بیشتر مطالب این قسمت، از کتاب «پیامدهای نظریه عدالت صحابه»، نوشته حسین رجبی نقل شده است.</ref>===
* [[اهل سنت]] بعد از [[قرآن]]، [[احادیث]] و [[سنت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}، [[فهم]] و [[رفتار]] [[اصحاب]] را پایه [[اعتقادات]] و [[احکام دین]] می‌دانند؛ از این رو، [[موثق]] بودن و [[عدالت]] [[اخلاقی]] و [[روایی]] [[اصحاب]]، اصلی بسیار مهم است. اکنون بخشی از اقوال [[متکلمان]]، [[محدثان]]، [[فقیهان]] و [[مفسران اهل سنت]] را بازگو می‌کنیم:
# [[ابوعمر یوسف بن عبدالبر قرطبی]] می‌نویسد: آنان [[مردمان]] [[بهترین]] قرن‌ها (در طول [[تاریخ اسلام]]) و [[برترین]] گروهی هستند که برای [[دعوت]] و [[ارشاد]] [به سوی [[اسلام]]] فرستاده شده‌اند. [[عدالت]] همگی آنان با [[ستایش خداوند]] عزوجل و پیامبرش از آنان، به [[اثبات]] رسیده است. چه کسی عادل‌تر از آنانی است که [[خداوند]] ایشان را برای [[هم‌نشینی]] و [[یاری]] پیامبرش [[برگزیده]] است؟ چه [[شهادت]] تزکیه‌ای بهتر از این، و چه [[گواهی]] عدالتی کامل‌تر از این را میتوان [[تصور]] کرد؟<ref>{{عربی|فهم خير القرون، و خير أمة أخرجت للناس، ثبتت عدالة جميعهم بثناء الله عزّ و جلّ‌ عليهم و ثناء رسوله{{صل}}، و لا أعدل ممن ارتضاه الله لصحبة نبيه و نصرته، و لا تزكية أفضل من ذلك، و لا تعديل أكمل منه}} (الاستیعاب، ج۱، ص۷).</ref>.
# [[ابوالمعالی عبدالملک جوینی]] می‌گوید: بر [[مسلمان]] [[معتقد]] [[واجب]] است تا بدانند که همه [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} از دیدگاه [[پیامبر]] در [[مقام]] قابل [[غبطه]] و خاصی قرار داشتند و [[پیامبر]]{{صل}} به هر یک از آنان توجه ویژه‌ای داشت. [[نصوص]] [[قرآنی]] از [[عدالت صحابه]] و [[خشنودی]] [[خداوند]] از آنان در "[[بیعت رضوان]]" خبر می‌دهند و قرائن نیز نشان می‌دهند که [[مهاجرین]] و [[انصار]] [[ستایش]] [[نیکو]] شده‌اند<ref>{{عربی|و الذي يجب على المعتقد أن يلتزمه، أن يعلم أن جلة الصحابة كانوا من رسول الله{{صل}} بالمحل المغبوط و المكان المحوط. و ما منهم إلا و هو منه ملحوظ محظوظ. و قد شهدت نصوص الكتاب على عدالتهم و الرضا عن جملتهم بالبيعة بيعة الرضوان و نص القرائن على حسن الثناء على المهاجرين و الأنصار}} (الإرشاد إلی قواطع الأدلة فی اصول الاعتقاد، ص۳۶۴).</ref>.
# [[ابوعمرو عثمان بن الصلاح شهر زوری]] می‌گوید: همه [[اصحاب]] از امتیاز خاصی برخوردارند و آن اینکه از [[عدالت]] هیچ یک از آنان سؤال نمی‌شود، بلکه این مسئله‌ای قطعی تلقی می‌شود؛ زیرا همه آنان مطلقاً، از دیدگاه [[نصوص]] [[قرآن]]، [[احادیث]] و [[اجماع]] کسانی که [[اجماع]] آنان قابل قبول و معتبر است، عادل‌اند. [[امت اسلامی]] بر [[عدالت]] [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} [[اتفاق نظر]] دارد، اگر چه [[صحابه]] از کسانی باشند که در [[درگیری‌ها]] (میان [[اصحاب پیامبر]]) [[شرکت]] داشته‌اند. همچنین این دیدگاه، دیدگاه علمایی است که [[اجماع]] آنان معتبر است. این [[اعتقاد]] به خاطر [[حسن ظن]] و با توجه به [[فضائل]] و [[مناقب]] آنان است. و گویا [[تأیید الهی]] بوده تا درباره [[عدالت]] آنان [[اجماع]] باشد؛ زیرا آنان ناقلان و پاسداران [[شریعت اسلامی]] بوده‌اند<ref>{{عربی|للصحابة بأسرهم خصيصة، و هي أنه لا يسأل عن عدالة أحد منهم، بل ذلك أمر مفروغ منه؛ لكونهم على الإطلاق معدّلين بنصوص الكتاب و السنة، و إجماع من يعتدّ به في الإجماع من الأمة.... ثم إن الأمة مجمعة على تعديل جميع الصحابة، و من لابس الفتن منهم، فكذلك بإجماع العلماء الذين يعتد بهم في الإجماع، إحسانا للظن بهم، و نظرا إلى ما تمهّد لهم من المآثر، و كأن الله سبحانه و تعالى أتاح الإجماع على ذلك لكونهم نقلة الشريعة}} (علوم الحدیث، ص۲۹۴-۲۹۵).</ref>.
# [[احمد بن تیمیه]] می‌گوید: از [[اصول اعتقادی]] [[اهل سنت و جماعت]] آن است که [[دل‌ها]] و زبان‌های شان [از [[بغض]] و [[بدگویی]]] درباره [[اصحاب]]{{صل}} [[پاک]] و سالم است؛ چنانکه [[خداوند]] آنان را این چنین توصیف می‌فرماید: "آنان که پس از [[مهاجر]] و [[انصار]] آمدند (یعنی [[تابعین]] و [[مؤمنان]] تا [[روز قیامت]]) همواره در [[دعا]] به درگاه [[خدا]] می‌گویند: پروردگارا! ما و [[برادران]] دینی‌مان را که در [[ایمان آوردن]]، پیش از ما شتافتند، بیامرز و در [[دل]] ما [[کینه]] [[مؤمنان]] را قرار نده؛ پروردگارا! تو بسیار [[مهربان]] هستی". و این اصل [[اعتقادی]] به [[پیروی]] از [[دستور]] [[رسول اکرم]]{{صل}} است که می‌فرماید: "به [[اصحاب]] من [[ناسزا]] نگویید؛ [[سوگند]] به خدایی که جانم در [[دست]] اوست، اگر یکی از شما به اندازه کوه [[اُحد]] [[طلا]] [[انفاق]] کند، به [[پاداش]] یک یا نصف مُد از [[کردار]] آنان نخواهد رسید<ref>{{عربی|و من أصول أهل السنة و الجماعة سلامة قلوبهم و ألسنتهم لأصحاب رسول الله{{صل}} كما وصفهم الله به في قوله تعالى:}} {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}} «و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۱۰. {{عربی|و طاعة للنبي{{صل}} في قوله: "لا تسبوا أصحابي، فو الذي نفسي بيده لو أن أحدكم أنفق مثل [[أحد]] ذهبا ما بلغ مد أحدهم و لا نصيفه"}} (شرح العقیدة الواسطیه، ص۱۵۷-۱۵۸).</ref>.
# [[مسعود بن عمر تفتازانی]] م‌ینویسد: [[اهل حق]] درباره [[بزرگداشت]] [[صحابه]] و [[پرهیز]] از [[بدگویی]] درباره آنان [[اتفاق نظر]] دارند؛ به ویژه درباره [[مهاجران]] و [[انصار]] که در [[قرآن]] و [[سنت]] [[مناقب]] آنان یاد شده و (در [[حدیث]]) درباره تعرض به [[جایگاه]] والای آنان هشدار داده شده است. [[[رسول اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: "درباره [[اصحاب]] من از [[خدا]] بترسید و آنان را پس از من [[هدف]] [نسبت‌های ناروا] قرار ندهید"؛ "به [[اصحاب]] من [[ناسزا]] نگویید"؛ "[[بهترین]] و [[برترین]] روزگاران، روزگار من است"؛ اگر [[اصحاب پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} پس از [[مرگ]] ایشان، دچار [[انحراف]] می‌شدند، حتماً آن [[حضرت]]{{صل}} با هوش خویش و با [[ارتباط با وحی]] و [[الهام]] این موضوع را یادآور می‌شدند. و اما بسیاری از مطالبی که درباره [[صحابه پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] می‌شود، در واقع یا صحت ندارند و اگر به فرض صحیح باشند، قابل توجیه و تأویل‌اند<ref>{{عربی|إتفق أهل الحق على وجوب تعظيم الصحابة. و الكف عن الطعن فيهم، سيما المهاجرين و الأنصار لما ورد في الكتاب و السنة من الثناء عليهم، و التحذير عن الإخلال بإجلالهم: «اللّه اللّه في أصحابي، لا تتخذوهم غرضا من بعدي»، «لا تسبوا أصحابي»، «خير القرون قرني» و لو كانوا فسدوا بعده لما قال ذلك، بل نبّه، و كثير مما حكي عنهم افتراءات، و ما صح فله محامل و تأويلات}} (شرح المقاصد، ج۵، ص۳۰۳).</ref>.
* [[شیعه امامیه]]، به [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} با دیده [[تجلیل]] و [[تکریم]] می‌نگرند ولی این موضوع را [[مانع]] از [[داوری]] درباره [[رفتار]] برخی [[صحابه]] نمی‌دانند و معتقدند که [[هم‌نشینی]] با [[پیامبر]]{{صل}} سبب [[گناه]] نکردن نمی‌باشد. اساس [[داوری]] [[شیعه]] را [[آیات قرآنی]]، [[احادیث صحیح]]، [[تاریخ]] قطعی و [[خرد]] [[سلیم]] [[انسانی]] تشکیل میدهد که در ادامه، آنها را بیان خواهیم کرد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۲۲-۲۵.</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
 
==منابع==
* [[پرونده:1100354.jpg|22px]] [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱‌''']]
 
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
 


===نظریه "[[عادل]] بودن همه صحابه و بررسی آن<ref>بیشتر مطالب این قسمت، از کتاب «پیامدهای نظریه عدالت صحابه»، نوشته حسین رجبی نقل شده است.</ref>===
[[رده:مدخل]]
*[[اهل سنت]] بعد از [[قرآن]]، [[احادیث]] و [[سنت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}، [[فهم]] و [[رفتار]] [[اصحاب]] را پایه [[اعتقادات]] و [[احکام دین]] می‌دانند؛ از این رو، [[موثق]] بودن و [[عدالت]] [[اخلاقی]] و [[روایی]] [[اصحاب]]، اصلی بسیار مهم است. اکنون بخشی از اقوال [[متکلمان]]، [[محدثان]]، [[فقیهان]] و [[مفسران اهل سنت]] را بازگو می‌کنیم:
[[رده:صحابه]]
#[[ابوعمر یوسف بن عبدالبر قرطبی]] می‌نویسد: آنان [[مردمان]] [[بهترین]] قرن‌ها (در طول [[تاریخ اسلام]]) و [[برترین]] گروهی هستند که برای [[دعوت]] و [[ارشاد]] [به سوی [[اسلام]]] فرستاده شده‌اند. [[عدالت]] همگی آنان با [[ستایش خداوند]] عزوجل و پیامبرش از آنان، به [[اثبات]] رسیده است. چه کسی عادل‌تر از آنانی است که [[خداوند]] ایشان را برای [[هم‌نشینی]] و [[یاری]] پیامبرش [[برگزیده]] است؟ چه [[شهادت]] تزکیه‌ای بهتر از این، و چه [[گواهی]] عدالتی کامل‌تر از این را میتوان [[تصور]] کرد؟<ref>{{عربی|فهم خير القرون، و خير أمة أخرجت للناس، ثبتت عدالة جميعهم بثناء الله عزّ و جلّ‌ عليهم و ثناء رسوله{{صل}}، و لا أعدل ممن ارتضاه الله لصحبة نبيه و نصرته، و لا تزكية أفضل من ذلك، و لا تعديل أكمل منه}} (الاستیعاب، ج۱، ص۷).</ref>.
#[[ابوالمعالی عبدالملک جوینی]] می‌گوید: بر [[مسلمان]] [[معتقد]] [[واجب]] است تا بدانند که همه [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} از دیدگاه [[پیامبر]] در [[مقام]] قابل [[غبطه]] و خاصی قرار داشتند و [[پیامبر]]{{صل}} به هر یک از آنان توجه ویژه‌ای داشت. [[نصوص]] [[قرآنی]] از [[عدالت صحابه]] و [[خشنودی]] [[خداوند]] از آنان در "بیعت رضوان" خبر می‌دهند و قرائن نیز نشان می‌دهند که [[مهاجرین]] و [[انصار]] [[ستایش]] [[نیکو]] شده‌اند<ref>{{عربی|و الذي يجب على المعتقد أن يلتزمه، أن يعلم أن جلة الصحابة كانوا من رسول الله{{صل}} بالمحل المغبوط و المكان المحوط. و ما منهم إلا و هو منه ملحوظ محظوظ. و قد شهدت نصوص الكتاب على عدالتهم و الرضا عن جملتهم بالبيعة بيعة الرضوان و نص القرائن على حسن الثناء على المهاجرين و الأنصار}} (الإرشاد إلی قواطع الأدلة فی اصول الاعتقاد، ص۳۶۴).</ref>.
#[[ابوعمرو عثمان بن الصلاح شهر زوری]] می‌گوید: همه [[اصحاب]] از امتیاز خاصی برخوردارند و آن اینکه از [[عدالت]] هیچ یک از آنان سؤال نمی‌شود، بلکه این مسئله‌ای قطعی تلقی می‌شود؛ زیرا همه آنان مطلقاً، از دیدگاه [[نصوص]] [[قرآن]]، [[احادیث]] و [[اجماع]] کسانی که [[اجماع]] آنان قابل قبول و معتبر است، عادل‌اند. [[امت اسلامی]] بر [[عدالت]] [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} [[اتفاق نظر]] دارد، اگر چه صحابه از کسانی باشند که در [[درگیری‌ها]] (میان [[اصحاب پیامبر]]) [[شرکت]] داشته‌اند. همچنین این دیدگاه، دیدگاه علمایی است که [[اجماع]] آنان معتبر است. این [[اعتقاد]] به خاطر [[حسن ظن]] و با توجه به [[فضائل]] و [[مناقب]] آنان است. و گویا [[تأیید الهی]] بوده تا درباره [[عدالت]] آنان [[اجماع]] باشد؛ زیرا آنان ناقلان و پاسداران [[شریعت اسلامی]] بوده‌اند<ref>{{عربی|للصحابة بأسرهم خصيصة، و هي أنه لا يسأل عن عدالة أحد منهم، بل ذلك أمر مفروغ منه؛ لكونهم على الإطلاق معدّلين بنصوص الكتاب و السنة، و إجماع من يعتدّ به في الإجماع من الأمة.... ثم إن الأمة مجمعة على تعديل جميع الصحابة، و من لابس الفتن منهم، فكذلك بإجماع العلماء الذين يعتد بهم في الإجماع، إحسانا للظن بهم، و نظرا إلى ما تمهّد لهم من المآثر، و كأن الله سبحانه و تعالى أتاح الإجماع على ذلك لكونهم نقلة الشريعة}} (علوم الحدیث، ص۲۹۴-۲۹۵).</ref>.
#[[احمد بن تیمیه]] می‌گوید: از [[اصول اعتقادی]] [[اهل سنت و جماعت]] آن است که [[دل‌ها]] و زبان‌های شان [از [[بغض]] و [[بدگویی]]] درباره [[اصحاب]]{{صل}} [[پاک]] و سالم است؛ چنانکه [[خداوند]] آنان را این چنین توصیف می‌فرماید: "آنان که پس از [[مهاجر]] و [[انصار]] آمدند (یعنی [[تابعین]] و [[مؤمنان]] تا [[روز قیامت]]) همواره در [[دعا]] به درگاه [[خدا]] می‌گویند: پروردگارا! ما و [[برادران]] دینی‌مان را که در [[ایمان آوردن]]، پیش از ما شتافتند، بیامرز و در [[دل]] ما [[کینه]] [[مؤمنان]] را قرار نده؛ پروردگارا! تو بسیار [[مهربان]] هستی". و این اصل [[اعتقادی]] به [[پیروی]] از [[دستور]] [[رسول اکرم]]{{صل}} است که می‌فرماید: "به [[اصحاب]] من [[ناسزا]] نگویید؛ [[سوگند]] به خدایی که جانم در [[دست]] اوست، اگر یکی از شما به اندازه کوه [[اُحد]] [[طلا]] [[انفاق]] کند، به [[پاداش]] یک یا نصف مُد از [[کردار]] آنان نخواهد رسید<ref>{{عربی|و من أصول أهل السنة و الجماعة سلامة قلوبهم و ألسنتهم لأصحاب رسول الله{{صل}} كما وصفهم الله به في قوله تعالى:}} {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ}} «و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۱۰. {{عربی|و طاعة للنبي{{صل}} في قوله: "لا تسبوا أصحابي، فو الذي نفسي بيده لو أن أحدكم أنفق مثل [[أحد]] ذهبا ما بلغ مد أحدهم و لا نصيفه"}} (شرح العقیدة الواسطیه، ص۱۵۷-۱۵۸).</ref>.
#[[مسعود بن عمر تفتازانی]] م‌ینویسد: [[اهل حق]] درباره [[بزرگداشت]] صحابه و [[پرهیز]] از [[بدگویی]] درباره آنان [[اتفاق نظر]] دارند؛ به ویژه درباره [[مهاجران]] و [[انصار]] که در [[قرآن]] و [[سنت]] [[مناقب]] آنان یاد شده و (در [[حدیث]]) درباره تعرض به [[جایگاه]] والای آنان هشدار داده شده است. [[[رسول اکرم]]{{صل}} می‌فرماید: "درباره [[اصحاب]] من از [[خدا]] بترسید و آنان را پس از من [[هدف]] [نسبت‌های ناروا] قرار ندهید"؛ "به [[اصحاب]] من [[ناسزا]] نگویید"؛ "بهترین و [[برترین]] روزگاران، روزگار من است"؛ اگر [[اصحاب پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} پس از [[مرگ]] ایشان، دچار [[انحراف]] می‌شدند، حتماً آن [[حضرت]]{{صل}} با هوش خویش و با [[ارتباط با وحی]] و [[الهام]] این موضوع را یادآور می‌شدند. و اما بسیاری از مطالبی که درباره [[صحابه پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] می‌شود، در واقع یا صحت ندارند و اگر به فرض صحیح باشند، قابل توجیه و تأویل‌اند<ref>{{عربی|إتفق أهل الحق على وجوب تعظيم الصحابة. و الكف عن الطعن فيهم، سيما المهاجرين و الأنصار لما ورد في الكتاب و السنة من الثناء عليهم، و التحذير عن الإخلال بإجلالهم: «اللّه اللّه في أصحابي، لا تتخذوهم غرضا من بعدي»، «لا تسبوا أصحابي»، «خير القرون قرني» و لو كانوا فسدوا بعده لما قال ذلك، بل نبّه، و كثير مما حكي عنهم افتراءات، و ما صح فله محامل و تأويلات}} (شرح المقاصد، ج۵، ص۳۰۳).</ref>.
*[[شیعه امامیه]]، به [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} با دیده [[تجلیل]] و [[تکریم]] می‌نگرند ولی این موضوع را [[مانع]] از [[داوری]] درباره [[رفتار]] برخی صحابه نمی‌دانند و معتقدند که [[هم‌نشینی]] با [[پیامبر]]{{صل}} سبب [[گناه]] نکردن نمی‌باشد. اساس [[داوری]] [[شیعه]] را [[آیات قرآنی]]، [[احادیث صحیح]]، [[تاریخ]] قطعی و [[خرد]] [[سلیم]] [[انسانی]] تشکیل میدهد که در ادامه، آنها را بیان خواهیم کرد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۲۲-۲۵.</ref>

نسخهٔ ‏۲۱ اوت ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۲۳

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث صحابه است. "صحابه" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل صحابه (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

واژه‌شناسی لغوی

صحابه در لغت

  • "صحابه" از واژه "صحبه" گرفته شده و به کسانی گفته می‌شود که همراه و ملازم و معاشر کسی یا چیزی باشند. و این واژه در مصاحبت و همراهی طولانی مدت نیز به کار رفته است[۱].[۲]

صحابه در اصطلاح

اهل سنت

  1. هر کس رسول خدا(ص) را دیده یا همراه و ملازم آن حضرت بوده، از صحابه است[۴].
  2. دانشمندان علم حدیث درباره هر کسی که حدیث یا سخنی از پیامبر(ص) نقل کند، اصطلاح صحابه را به کار می‌برند و این معنا را به اندازه‌ای گسترش داده‌اند که هر کسی را که یک‌بار (یک لحظه) آن حضرت را دیده باشد، شامل می‌شود. البته این مطلب به جهت شرافت و جایگاه والای رسول خدا(ص) است؛ از این رو، هر کسی که پیامبر(ص) را دیده باشد، اصطلاح صحابی درباره او به کار می‌رود[۵].
  3. ابوالمظفر سمعانی گوید: صحابه به کسی گفته می‌شود که همنشینی او با پیامبر(ص) طولانی مدت باشد و این هم‌نشینی بنابر پیروی از حضرت باشد و از او روایت و سخنی شنیده باشد[۶].
  4. سعید بن مسیب گوید: به جهت شرافت همراهی پیامبر(ص)، رسیدن به این مقام، همراهی طولانی مدت را می‌طلبد؛ در نتیجه، صحابه، کسی است که حداقل یک سال یا دو سال همنشین پیامبر(ص) باشد و نیز در یک غزوه یا دو غزوه حضرت را همراهی کرده باشد[۷].
  5. جاحظ و گروهی دیگر بر این باورند که هم‌نشینی طولانی مدت و روایت کردن از حضرت، شرافت صحابی بودن را نصیب فرد می‌کند[۸].
  6. ابن عبدالبر، ابن منده و یحیی بن عثمان بن صالح مصری، کسی را صحابی می‌دانند که مسلمان باشد و زمان پیامبر(ص) را درک کند؛ اگر چه حضرت را ندیده باشد[۹].
  7. ابن حجر می‌گوید: صحابی کسی است که رسول خدا(ص) را دیده و به او ایمان آورده و مسلمان از دنیا رفته باشد[۱۰].[۱۱]

شیعه

نظریه"عادل بودن همه صحابه و بررسی آن[۱۸]

  1. ابوعمر یوسف بن عبدالبر قرطبی می‌نویسد: آنان مردمان بهترین قرن‌ها (در طول تاریخ اسلام) و برترین گروهی هستند که برای دعوت و ارشاد [به سوی اسلام] فرستاده شده‌اند. عدالت همگی آنان با ستایش خداوند عزوجل و پیامبرش از آنان، به اثبات رسیده است. چه کسی عادل‌تر از آنانی است که خداوند ایشان را برای هم‌نشینی و یاری پیامبرش برگزیده است؟ چه شهادت تزکیه‌ای بهتر از این، و چه گواهی عدالتی کامل‌تر از این را میتوان تصور کرد؟[۱۹].
  2. ابوالمعالی عبدالملک جوینی می‌گوید: بر مسلمان معتقد واجب است تا بدانند که همه اصحاب پیامبر(ص) از دیدگاه پیامبر در مقام قابل غبطه و خاصی قرار داشتند و پیامبر(ص) به هر یک از آنان توجه ویژه‌ای داشت. نصوص قرآنی از عدالت صحابه و خشنودی خداوند از آنان در "بیعت رضوان" خبر می‌دهند و قرائن نیز نشان می‌دهند که مهاجرین و انصار ستایش نیکو شده‌اند[۲۰].
  3. ابوعمرو عثمان بن الصلاح شهر زوری می‌گوید: همه اصحاب از امتیاز خاصی برخوردارند و آن اینکه از عدالت هیچ یک از آنان سؤال نمی‌شود، بلکه این مسئله‌ای قطعی تلقی می‌شود؛ زیرا همه آنان مطلقاً، از دیدگاه نصوص قرآن، احادیث و اجماع کسانی که اجماع آنان قابل قبول و معتبر است، عادل‌اند. امت اسلامی بر عدالت اصحاب پیامبر(ص) اتفاق نظر دارد، اگر چه صحابه از کسانی باشند که در درگیری‌ها (میان اصحاب پیامبر) شرکت داشته‌اند. همچنین این دیدگاه، دیدگاه علمایی است که اجماع آنان معتبر است. این اعتقاد به خاطر حسن ظن و با توجه به فضائل و مناقب آنان است. و گویا تأیید الهی بوده تا درباره عدالت آنان اجماع باشد؛ زیرا آنان ناقلان و پاسداران شریعت اسلامی بوده‌اند[۲۱].
  4. احمد بن تیمیه می‌گوید: از اصول اعتقادی اهل سنت و جماعت آن است که دل‌ها و زبان‌های شان [از بغض و بدگویی] درباره اصحاب(ص) پاک و سالم است؛ چنانکه خداوند آنان را این چنین توصیف می‌فرماید: "آنان که پس از مهاجر و انصار آمدند (یعنی تابعین و مؤمنان تا روز قیامت) همواره در دعا به درگاه خدا می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران دینی‌مان را که در ایمان آوردن، پیش از ما شتافتند، بیامرز و در دل ما کینه مؤمنان را قرار نده؛ پروردگارا! تو بسیار مهربان هستی". و این اصل اعتقادی به پیروی از دستور رسول اکرم(ص) است که می‌فرماید: "به اصحاب من ناسزا نگویید؛ سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، اگر یکی از شما به اندازه کوه اُحد طلا انفاق کند، به پاداش یک یا نصف مُد از کردار آنان نخواهد رسید[۲۲].
  5. مسعود بن عمر تفتازانی م‌ینویسد: اهل حق درباره بزرگداشت صحابه و پرهیز از بدگویی درباره آنان اتفاق نظر دارند؛ به ویژه درباره مهاجران و انصار که در قرآن و سنت مناقب آنان یاد شده و (در حدیث) درباره تعرض به جایگاه والای آنان هشدار داده شده است. [[[رسول اکرم]](ص) می‌فرماید: "درباره اصحاب من از خدا بترسید و آنان را پس از من هدف [نسبت‌های ناروا] قرار ندهید"؛ "به اصحاب من ناسزا نگویید"؛ "بهترین و برترین روزگاران، روزگار من است"؛ اگر اصحاب پیامبر اسلام(ص) پس از مرگ ایشان، دچار انحراف می‌شدند، حتماً آن حضرت(ص) با هوش خویش و با ارتباط با وحی و الهام این موضوع را یادآور می‌شدند. و اما بسیاری از مطالبی که درباره صحابه پیامبر(ص) نقل می‌شود، در واقع یا صحت ندارند و اگر به فرض صحیح باشند، قابل توجیه و تأویل‌اند[۲۳].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. صحب: الصَّاحِبُ الملازم...، و لا يقال في العرف إلّا لمن كثرت ملازمته...، و الْمُصَاحَبَةُ و الِاصْطِحَابُ أبلغ من الاجتماع، لأجل أنّ المصاحبة تقتضي طول لبثه... (مفردات، راغب، ماده «صحب»؛ لسان العرب، ابن منظور، ج۷، ص۲۸۶؛ تاج العروس، زبیدی، ج۱، ص۳۲.
  2. دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۱۵.
  3. برای آگاهی بیشتر، ر.ک: کتاب‌های علم رجال و درایه، به ویژه مقباس الهدایه، مامقانی، ج۳، ص۳۱۰ - ۲۹۶.
  4. صحیح بخاری، کتاب بدء الخلق، باب فضائل اصحاب النبی(ص).
  5. مقدمه اسدالغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۹.
  6. فتح المغیث، سخاوی، ج۴، ص۳۱؛ مقباس الهدایه، مامقانی، ج۳، ص۲۹۷.
  7. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۵، ص۸۸؛ الوافی بالوفیات، صفدی، ج۱، ص۲۰۶؛ حلیة الاولیاء، ابونعیم، ج۲، ص۱۶۱.
  8. الأمالی، سید مرتضی، ج۱، ص۱۳۸؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج۱۲، ص۳۱۲؛ فتح المغیث، سخاوی، ج۳، ص۹۲-۹۳ و ۹۵.
  9. الجرح و التعدیل، ابن عبدالبر، ج۹، ص۱۷۵؛ میزان الاعتدال، ذهبی، ج۴، ص۳۹۶؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۱۱، ص۲۵۷؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ج۱۳، ص۳۵۴.
  10. الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴.
  11. دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۱۶-۱۸.
  12. الرعایة علی الدرایه، شهید ثانی، ص۳۳۹.
  13. نهایة الدرایه، سید حسن صدر، ص۳۴۱.
  14. إذا رأيت الرجل ينتقص أحدا من أصحاب رسول الله(ص) فاعلم أنه زنديق، و ذلك أن الرسول حقّ، و القرآن حق، و ما جاء به حق، و إنما أدى إلينا ذلك كلّه الصحابة، و هؤلاء يريدون أن يجرحوا شهودنا ليبطلوا الكتاب و السنّة، و الجرح بهم أولى، و هم زنادقة (الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۱۶۲).
  15. برای آگاهی از رفتار صحابه با یکدیگر، به کتاب «الغدیر» و کتاب‌های سیره و تاریخ رجوع کنید.
  16. موسوعة التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۳۶-۳۸.
  17. دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۱۸-۲۱.
  18. بیشتر مطالب این قسمت، از کتاب «پیامدهای نظریه عدالت صحابه»، نوشته حسین رجبی نقل شده است.
  19. فهم خير القرون، و خير أمة أخرجت للناس، ثبتت عدالة جميعهم بثناء الله عزّ و جلّ‌ عليهم و ثناء رسوله(ص)، و لا أعدل ممن ارتضاه الله لصحبة نبيه و نصرته، و لا تزكية أفضل من ذلك، و لا تعديل أكمل منه (الاستیعاب، ج۱، ص۷).
  20. و الذي يجب على المعتقد أن يلتزمه، أن يعلم أن جلة الصحابة كانوا من رسول الله(ص) بالمحل المغبوط و المكان المحوط. و ما منهم إلا و هو منه ملحوظ محظوظ. و قد شهدت نصوص الكتاب على عدالتهم و الرضا عن جملتهم بالبيعة بيعة الرضوان و نص القرائن على حسن الثناء على المهاجرين و الأنصار (الإرشاد إلی قواطع الأدلة فی اصول الاعتقاد، ص۳۶۴).
  21. للصحابة بأسرهم خصيصة، و هي أنه لا يسأل عن عدالة أحد منهم، بل ذلك أمر مفروغ منه؛ لكونهم على الإطلاق معدّلين بنصوص الكتاب و السنة، و إجماع من يعتدّ به في الإجماع من الأمة.... ثم إن الأمة مجمعة على تعديل جميع الصحابة، و من لابس الفتن منهم، فكذلك بإجماع العلماء الذين يعتد بهم في الإجماع، إحسانا للظن بهم، و نظرا إلى ما تمهّد لهم من المآثر، و كأن الله سبحانه و تعالى أتاح الإجماع على ذلك لكونهم نقلة الشريعة (علوم الحدیث، ص۲۹۴-۲۹۵).
  22. و من أصول أهل السنة و الجماعة سلامة قلوبهم و ألسنتهم لأصحاب رسول الله(ص) كما وصفهم الله به في قوله تعالى: ﴿وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ «و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای» سوره حشر، آیه ۱۰. و طاعة للنبي(ص) في قوله: "لا تسبوا أصحابي، فو الذي نفسي بيده لو أن أحدكم أنفق مثل أحد ذهبا ما بلغ مد أحدهم و لا نصيفه" (شرح العقیدة الواسطیه، ص۱۵۷-۱۵۸).
  23. إتفق أهل الحق على وجوب تعظيم الصحابة. و الكف عن الطعن فيهم، سيما المهاجرين و الأنصار لما ورد في الكتاب و السنة من الثناء عليهم، و التحذير عن الإخلال بإجلالهم: «اللّه اللّه في أصحابي، لا تتخذوهم غرضا من بعدي»، «لا تسبوا أصحابي»، «خير القرون قرني» و لو كانوا فسدوا بعده لما قال ذلك، بل نبّه، و كثير مما حكي عنهم افتراءات، و ما صح فله محامل و تأويلات (شرح المقاصد، ج۵، ص۳۰۳).
  24. دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۲۲-۲۵.