امام در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۲۲: خط ۲۲:


== پاسخ نخست==
== پاسخ نخست==
[[پرونده:Pic259.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالمجید زهادت]]]]
[[پرونده:3073589.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محسن اراکی|محسن اراکی]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[عبدالمجید زهادت]]''' در کتاب ''«[[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::آیت الله '''[[محسن اراکی]]''' در کتاب ''« [[گفتگوی دو مذهب (کتاب)|'''گفتگوی دو مذهب''']]»'' در این‌باره گفته‌ است:
:::::*«'''[[امام]] در لغت:''' در بیان لغت [[امامت]] به معنای [[پیشوایی]] است و [[امام]] به معنای مقتدا و پیشواست و آن که مورد [[تبعیت]] قرار می‌گیرد.
::::::واژه "[[امام]]" از ریشه "أَمَ" گرفته شده و معنای متعددی برای این ریشه در متون لغوی بیان شده است که جمع میان آنها چندان آسان به نظر نمی‌رسد؛ مثلاً ابن [[فارس]] با وجود آنکه تلاش کرده است تمام معانی این واژه را به یک ریشه برگرداند، به نظر می‌رسد در این امر موفق نبوده است. وی با تتبع در کاربردهای مختلف واژه "أَمَ" چهار اصل برای آن بیان می‌کند. ابن [[فارس]] بدون آنکه عنوانی خاص برای اصل اول ذکر کند، چهار باب با عناوین "اصل"، "[[مرجع]]"، "[[جماعت]]" و "[[دین]]" از آن متفرع می‌سازد. از دیدگاه وی سه اصل دیگر عبارت‌اند از: "القامة"، "الحین" و "القصد" که هر کدام کاربردهایی خاص دارد<ref>احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۱.</ref>.
::::::[[فراهیدی]] در معنای [[امام]] می‌گوید: هرکه به او [[اقتدا]] شود و در [[کارها]] جلو قرار داده شود او [[پیشوا]] و [[امام]] است و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پیشوای همه [[پیشوایان]] است، [[خلیفه]] پیشوای [[مردم]] است و [[قرآن]] [[پیشوای مسلمانان]] است و مصحفی که در مساجد قرار داده می‌شود (برای نشان دادن جهت [[قبله]]) [[امام]] نامیده می‌شود. [[امام]]- در اصل لغت- همان سرمشق [[کودک]] است که هر روز آن را یاد می‌گیرد. ابن [[فارس]] (م ۳۵۹) و ابن [[سیده]] (م ۴۵۸) شبیه همین تعریف را ارائه کرده‌اند<ref>کتاب العین، ج ۸، ص ۴۲۹ و معجم مقاییس الغة، ج ۱ ص۲۸ و الحکم و المحیط الاعظم، ج ۱۰، ص ۵۷۲. </ref>.
::::::[[خلیل]] ابن [[احمد]] نیز درباره نخستین معنای این ریشه چنین می‌گوید: {{عربی|اعلم أن كل شي‏ء يضم إليه سائر ما يليه فإن العرب تسمي ذلك الشي‏ء أمّا...}}<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۶؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۱، ص۴۵۸.</ref>؛ "بدان که هر چیزی که سایر آنچه که از پی او می‌آید به او ضمیمه شود، پس همانا [[عرب]] آن چیز را امّ می‌نامد".
::::::[[راغب]] در مفردات می‌گوید: [[امام]] [[پیشوائی]] است که به او [[اقتدا]] می‌شود خواه [[انسان]] باشد که به سخن و رفتارش [[اقتدا]] شود و خواه کتاب و نوشته باشد یا غیر از این، خواه بر [[حق]] باشد یا [[باطل]]<ref>{{عربی|وَ الْإِمَامُ المؤتم بِهِ إِنْسَاناً كَأَنَّ يَقْتَدِي بِقَوْلِهِ أَوْ فَعَلَهُ، أَوْ كِتَاباً أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ مُحِقّاً كَانَ أَوْ مُبْطِلًا}}؛ مفردات غریب القرآن، ص ۲۰. </ref>
::::::به نظر می‌رسد این معنا، همان چیزی است که ابن [[فارس]] از آن به "اصل" یا "[[مرجع]]" و یا حتبی "قصد" تعبیر می‌کند؛ چرا که فروعات به اصل ضمیمه می‌شوند، أمّ [[مرجع]] سایر چیزهاست و سایر امور قصد آن را می‌کنند<ref>البته در خصوص معنای «قصد» ممکن است گفته شود، آنچه در تعریف «امّ» از خلیل بن احمد نقل شد، با معنای «مقصود»، به معنای دقیق کلمه، سازگار است نه با معنای «قصد».</ref>.
::::::در [[قرآن کریم]] کلمۀ "[[امام]]" و "[[ائمه]]" [[دوازده]] مورد بکار رفته است که در همه موارد بمعنی مقتدا و پیشواست مانند این [[آیات]]: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}<ref>«من تو را پیشوای مردم می‌گمارم» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. {{متن قرآن|وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>. {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. {{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ}}<ref>«روزی که هر دسته‌ای را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم» سوره اسراء، آیه ۷۱.</ref>. {{متن قرآن|فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ}}<ref>«با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>. {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ}}<ref>«و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیمکه (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا می‌خوانند» سوره قصص، آیه ۴۱.</ref>. {{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً}}<ref>«و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است» سوره هود، آیه ۱۷.</ref>. {{متن قرآن|وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و (نشانه‌های) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref>. در این [[آیات]] شریفه کلمه [[امام]] به معنای [[پیشوا]] و مقتداست اعم از این که این [[پیشوا]] [[انسان]] باشد یا غیرانسان مانند کتاب و جاده و طریق و اعم از اینکه [[امام]] بر [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و هر چیزی را در نوشته‌ای روشن بر شمرده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> هم [[تبعیت]] و [[تسلیم]] خلق در برابر قضاهای مبین و حتمی [[الهی]] لحاظ شده است و لذا خلق تابع و مقدرات مقتدا هستند و نوعی [[اقتدا]] و ایتمام و [[پیروی]] کردن در نظر گرفته شده است<ref>تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۶۷ {{عربی|وَ لَعَلَّ الْعِنَايَةَ فِي تَسْمِيَتِهِ إِمَاماً مُبِيناً أَنَّهُ لِاشْتِمَالِهِ عَلَى الْقَضَاءِ الْمَحْتُومِ متبوعٍ لِلْخَلْقِ مقتدى لَهُمْ}}.</ref>.
::::::برخی دیگر از محققان عرصه لغت، با نگاهی جامع و کلان به کاربردها و مشتقات واژه "أَمّ"، معنای "قصد مخصوص" یا "قصد همراه با توجه خاص" را برای آن در نظر گرفته‌اند و تمامی معانی یاد شده را به این معنا برگردانده‌اند<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۵.</ref>. به نظر می‌رسد، کاربردهایی مانند "القامة" و "الحین" را که در سخن ابن [[فارس]] به آن اشاره شد، را نتوان به اصل یاد شده برگرداند.
:::::*'''[[امام]] در اصطلاح :''' [[دانشمندان]] [[امامیه]] "[[ریاست عامه]] در امور [[دین]] و دنیای [[مردم]] را به [[نیابت]] از [[رسول خدا]]{{صل}}"
::::::صرف نظر از این [[اختلافات]]، اغلب ارباب لغت "[[امام]]" را از مصدر "ائتمام"، به معنای تقدم و [[پیشوایی]] دانسته‌اند. بنابراین، [[امام]] کسی است که یک [[قوم]] یا گروه به او [[اقتدا]] کنند و او پیشوای آنها باشد؛ از این‌رو به [[پیامبر]]، [[امام]] گفته می‌شود، چرا که [[پیشوای امت]] است؛ چنان‌که به [[خلیفه]] نیز از این‌رو که پیشوای [[رعیت]] است، [[امام]] می‌گویند. [[قرآن]] نیز از آنجا که [[پیشوای مسلمانان]] است، [[امام]] خوانده می‌شود<ref>برای نمونه، ر.ک: خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۸ و ۴۲۹؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۵. یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که برخی لغویون واژه «امت» را به گروه یا قومی اطلاق می‌کنند که منسوب به یک پیامبر باشند. خلیل بن احمد فراهیدی، ص۴۲۸.</ref>.
::::::در [[تعریف امامت]] لحاظ کرده و این مفهوم را با الفاظ گوناگون مطرح نموده‌اند. [[خواجه طوسی]] در رساله الامامه می‌گوید: {{عربی|الْمَسْأَلَةُ الاولى مَا الامام؟ الامامُ هُوَ الانسانُ الَّذِي لَهُ الرِّئَاسَةَ الْعَامَّةَِ فِي الدِّينِ وَ الدُّنْيَا بالأصالة فِي دَارِ التَّكْلِيفِ}}<ref>تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، ص ۴۲۶. </ref>.
::::::ابن منظور در این باره می‌نویسد: {{عربی|أَمَّ القومَ و أَمَّ بهم: تقدَّمهم، و هي الإِمامةُ. و الإِمامُ: كل من ائتَمَّ به قومٌ كانوا على الصراط المستقيم أَو كانوا ضالِّين}}<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴.</ref>؛ "[[قوم]] را [[امامت]] کرد و بر [[قوم]] [[امامت]] کرد: بر آنها پیشی گرفت و آن همان معنای [[امامت]] است و [[امام]] کسی است که گروهی به او [[اقتدا]] کنند، خواه در [[راه مستقیم]] باشند یا آنکه [[گمراه]] باشند".
::::::[[علامه حلی]] در باب حادی عشر [[امامت]] را اینگونه تعریف کرده است: {{عربی|الْإِمَامَةُ رئاسة عَامَّةً فِى أُمُورِ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا لِشَخْصٍ مِنِ الْأَشْخَاصِ نِيَابَةً عَنِ النَّبِيِّ }}<ref>الباب الحادِ عشر، ص ۱۰.</ref>. دیگر [[دانشمندان]] [[امامیه]] مانند [[محقق حلی]]<ref>المسلک فی اصول الدین، ص ۱۸۷ و، ص ۳۶. </ref> و [[ابن میثم بحرانی]]<ref>  النجاة فی القیامة فی تحقیق امرالامامة، ص ۴۱.</ref> همین تعریف را پذیرفته و یا تکمله‌ای بر آن افزوده‌اند<ref>برای آگاهی بیشتر ر.ک: امامت پژوهی، ص ۴۰ و نجارزادگان، بررسی تطبیقی معناشناسی امام و مقام امامت از دیدگاه فریقین. </ref>.
::::::همچنین برخی از لغویون بر این باورند که "[[امام]]" گاه به معنای طریق نیز آمده است؛ چنان‌که در [[قرآن کریم]] می‌خوانیم: {{متن قرآن|وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ}}<ref>«و (نشانه‌های) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.</ref><ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۹؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۵.</ref>.
::::::بین [[متکلمان]] [[اهل سنت]] مانند [[ماوردی ]]<ref>الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، ص ۱۳.</ref>، و [[امام الحرمین جوینی]]<ref>.غیاث الامام و التیات الظلم، ص ۱۵.</ref>، [[آمدی]]<ref>ابکار الافکار فی اصول الدین، ج ۳، ص ۴۱۶.</ref> [[قاضی]] [[عضد ایجی]]<ref>المواقف فی علم الکلام، ص ۳۹۵.</ref>، [[تفتازانی]]<ref>شرح المقاصد، ج ۳، ص ۴۶۹.</ref>، [[ابن خلدون]]<ref>تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۱۹۱.</ref>، [[جرجانی]] در کتاب تعریفات<ref>التعریفات، ص ۵۳.</ref> و [[سیوطی]] در معجم مقالید العلوم<ref>معجم مقالید العلوم، ج ۱، ص ۷۵.</ref> در تعریف فوق با [[امامیه]] [[وحدت]] نظر وجود دارد»<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]]، ص25 - 27.</ref>.
::::::البته به نظر می‌رسد، "[[امام]]" که از ریشه أَمَّ گرفته شده است، چه آن‌گاه که به معنای [[پیشوا]] و چه آن‌گاه که به معنای طریق به کار می‌رود، باز هم بریده از معنای "قصد" نیست؛ چرا که [[پیشوا]] کسی است که [[مردم]] او را قصد می‌کنند و طریق نیز چیزی است که رهپوی آن، قصدش را می‌کند.
::::::از آنچه که بیان شد، می‌توان بدین نتیجه [[دست]] یافت که [[امام]]، آن‌گاه که بر فردی اطلاق می‌شود، چنان‌که همین استعمال در این نوشتار مدنظر است، کسی است که اصل، [[مرجع]] و پیشوای [[مردم]] باشد و در یک سخن، کسی است که [[مردم]] او را قصد کنند<ref>[[محسن اراکی| اراکی، محسن]]، [[ گفتگوی دو مذهب (کتاب)| گفتگوی دو مذهب]]، ص:۲۳۳-۲۳۴.</ref>.


==پاسخ‌های دیگر==
==پاسخ‌های دیگر==

نسخهٔ ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۵۴

الگو:پرسش غیرنهایی

امام در لغت و اصطلاح به چه معناست؟
موضوع اصلیبانک جمع پرسش و پاسخ امامت
مدخل اصلیامامت

الگو:شاخه امام در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث امامت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی امامت مراجعه شود.

عبارت‌های دیگری از این پرسش

پاسخ نخست

محسن اراکی
آیت الله محسن اراکی در کتاب « گفتگوی دو مذهب» در این‌باره گفته‌ است:
واژه "امام" از ریشه "أَمَ" گرفته شده و معنای متعددی برای این ریشه در متون لغوی بیان شده است که جمع میان آنها چندان آسان به نظر نمی‌رسد؛ مثلاً ابن فارس با وجود آنکه تلاش کرده است تمام معانی این واژه را به یک ریشه برگرداند، به نظر می‌رسد در این امر موفق نبوده است. وی با تتبع در کاربردهای مختلف واژه "أَمَ" چهار اصل برای آن بیان می‌کند. ابن فارس بدون آنکه عنوانی خاص برای اصل اول ذکر کند، چهار باب با عناوین "اصل"، "مرجع"، "جماعت" و "دین" از آن متفرع می‌سازد. از دیدگاه وی سه اصل دیگر عبارت‌اند از: "القامة"، "الحین" و "القصد" که هر کدام کاربردهایی خاص دارد[۱].
خلیل ابن احمد نیز درباره نخستین معنای این ریشه چنین می‌گوید: اعلم أن كل شي‏ء يضم إليه سائر ما يليه فإن العرب تسمي ذلك الشي‏ء أمّا...[۲]؛ "بدان که هر چیزی که سایر آنچه که از پی او می‌آید به او ضمیمه شود، پس همانا عرب آن چیز را امّ می‌نامد".
به نظر می‌رسد این معنا، همان چیزی است که ابن فارس از آن به "اصل" یا "مرجع" و یا حتبی "قصد" تعبیر می‌کند؛ چرا که فروعات به اصل ضمیمه می‌شوند، أمّ مرجع سایر چیزهاست و سایر امور قصد آن را می‌کنند[۳].
برخی دیگر از محققان عرصه لغت، با نگاهی جامع و کلان به کاربردها و مشتقات واژه "أَمّ"، معنای "قصد مخصوص" یا "قصد همراه با توجه خاص" را برای آن در نظر گرفته‌اند و تمامی معانی یاد شده را به این معنا برگردانده‌اند[۴]. به نظر می‌رسد، کاربردهایی مانند "القامة" و "الحین" را که در سخن ابن فارس به آن اشاره شد، را نتوان به اصل یاد شده برگرداند.
صرف نظر از این اختلافات، اغلب ارباب لغت "امام" را از مصدر "ائتمام"، به معنای تقدم و پیشوایی دانسته‌اند. بنابراین، امام کسی است که یک قوم یا گروه به او اقتدا کنند و او پیشوای آنها باشد؛ از این‌رو به پیامبر، امام گفته می‌شود، چرا که پیشوای امت است؛ چنان‌که به خلیفه نیز از این‌رو که پیشوای رعیت است، امام می‌گویند. قرآن نیز از آنجا که پیشوای مسلمانان است، امام خوانده می‌شود[۵].
ابن منظور در این باره می‌نویسد: أَمَّ القومَ و أَمَّ بهم: تقدَّمهم، و هي الإِمامةُ. و الإِمامُ: كل من ائتَمَّ به قومٌ كانوا على الصراط المستقيم أَو كانوا ضالِّين[۶]؛ "قوم را امامت کرد و بر قوم امامت کرد: بر آنها پیشی گرفت و آن همان معنای امامت است و امام کسی است که گروهی به او اقتدا کنند، خواه در راه مستقیم باشند یا آنکه گمراه باشند".
همچنین برخی از لغویون بر این باورند که "امام" گاه به معنای طریق نیز آمده است؛ چنان‌که در قرآن کریم می‌خوانیم: ﴿وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ[۷][۸].
البته به نظر می‌رسد، "امام" که از ریشه أَمَّ گرفته شده است، چه آن‌گاه که به معنای پیشوا و چه آن‌گاه که به معنای طریق به کار می‌رود، باز هم بریده از معنای "قصد" نیست؛ چرا که پیشوا کسی است که مردم او را قصد می‌کنند و طریق نیز چیزی است که رهپوی آن، قصدش را می‌کند.
از آنچه که بیان شد، می‌توان بدین نتیجه دست یافت که امام، آن‌گاه که بر فردی اطلاق می‌شود، چنان‌که همین استعمال در این نوشتار مدنظر است، کسی است که اصل، مرجع و پیشوای مردم باشد و در یک سخن، کسی است که مردم او را قصد کنند[۹].

پاسخ‌های دیگر

 با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته می‌شود:  

پرسش‌های وابسته

  1. امامت چیست؟ (پرسش)
  2. امامت در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)
  3. امامت در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)
  4. قرآن در مورد امامت چه آیاتی دارد؟ (پرسش)
  5. چه احادیثی در مورد امامت وجود دارد؟ (پرسش)
  6. امام کیست؟ (پرسش)
  7. امام در لغت و اصطلاح به چه معناست؟ (پرسش)
  8. امام در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)
  9. قرآن در مورد امام چه آیاتی دارد؟ (پرسش)
  10. چه احادیثی در مورد امام وجود دارد؟ (پرسش)
  11. امامت چه کاربردهایی دارد؟ (پرسش)
  12. بحث از امامت چه اهمیت یا ضرورتی دارد؟ (پرسش)
  13. دیدگاه‌های مذاهب اسلامی در باره امامت چیست؟ (پرسش)
  14. موارد اختلافی امامیه و اهل سنت در مورد امامت چیست؟ (پرسش)
  15. نظر امامیه در مورد تعیین تکلیف بر خداوند بر وجوب امامت چیست؟ (پرسش)
  16. آیا وجوب تعیین امام بدعت‌آمیز است؟ (پرسش)
  17. آیا کلامی‌انگاری امامت بدعت‌آمیز است؟ (پرسش)
  18. آیا مخالفان امامت کافراند؟ (پرسش)
  19. آیا امامت موروثی است؟ (پرسش)
  20. آیا امامت از دوران کودکی امکان‌پذیر است؟ (پرسش)
  21. آیا مقام امامت بر مقام نبوت برتری دارد؟ (پرسش)
  22. آیا امامان شیعه بر دیگر پیامبران برتری دارند؟ (پرسش)
  23. آیا می‌توان به مقام امامت بدون مقام نبوت رسید؟ (پرسش)
  24. آیا امامت با دموکراسی ناسازگار است؟ (پرسش)
  25. آیا غیبت امام با فلسفه ضرورت امامت ناسازگار است؟ (پرسش)
  26. آیا امامت با اصل خاتمیت ناسازگار است؟ (پرسش)

منبع‌شناسی جامع امامت

پانویس

  1. احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۱.
  2. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۶؛ همچنین ر.ک: صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۱، ص۴۵۸.
  3. البته در خصوص معنای «قصد» ممکن است گفته شود، آنچه در تعریف «امّ» از خلیل بن احمد نقل شد، با معنای «مقصود»، به معنای دقیق کلمه، سازگار است نه با معنای «قصد».
  4. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۳۵.
  5. برای نمونه، ر.ک: خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۸ و ۴۲۹؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۵. یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که برخی لغویون واژه «امت» را به گروه یا قومی اطلاق می‌کنند که منسوب به یک پیامبر باشند. خلیل بن احمد فراهیدی، ص۴۲۸.
  6. محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴.
  7. «و (نشانه‌های) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.
  8. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۸، ص۴۲۹؛ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۵.
  9. اراکی، محسن، گفتگوی دو مذهب، ص:۲۳۳-۲۳۴.
  10. فراهیدی، خلیل، العین، ج۸، ص۴۲۸؛ ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۲۸؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات، ص۸۷.
  11. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۴۱-۵۷؛ ربانی گلپایگانی، علی، امامت در بینش اسلامی، ص۲۳-۳۳.
  12. مفید، محمد بن محمد، النکت الاعتقادیة، ص۳۹؛ طوسی، محمد بن حسن، الرسائل العشر، ص۱۰۳؛ ابن‌میثم بحرانی، میثم، النجاة فی القیامة، ص۴۱؛ سیوری، فاضل مقداد، إرشاد الطالبین، ص۳۲۵.
  13. یارمحمدیان، محمد تقی، ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت ص ۲۱.
  14. امامت و رهبری، ص۴۶.
  15. امامت و رهبری، ص۱۹۸.
  16. امامت و رهبری، ص۱۶۳.
  17. امامت و رهبری، ص۹۴-۹۵.
  18. امامت و رهبری، ص۹۶.
  19. حماسه حسینی، جلد دوم، ص۲۴۸.
  20. مجموعه آثار، ج۳، ص۲۸۴.
  21. مجموعه آثار، ج۳، ص۲۸۲.
  22. اسلام مقتضیات زمان، جلد اول، ص۳۷۹.
  23. امامت و رهبری، ص۷۳.
  24. زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۱۲۷.
  25. تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ طریحی، مجمع البحرین، ج۱، ص۱۰۸ (الامام: الذی یقتدی به).
  26. ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ العین ج۸، ص۴۲۸؛ جوهری، الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۵ (الامام: الطریق الواسع).
  27. لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ العین ج۸، ص۴۲۸؛ الصحاح، ج۵، ص۱۸۶۶ (الامام: القرآن).
  28. تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ لسان العرب، ج۱۲، ص۲۵؛ العین، ج۸، ص۴۲۸ (الامام: النبی والخلیفه).
  29. تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳ (الامام: الخیط (الذی یمد علی البنا فیبنی علیه)).
  30. لسان العرب، ج۱۲، ص۲۵؛ تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳ (امام کل شیء قیمة و المصلح له).
  31. لسان العرب، ج۱۲، ص۲۴-۲۶؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۱۰۸؛ تاج العروس، ج۸، ص۱۹۳؛ فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۴، ص۷۷.
  32. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۲۵.
  33. حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۷.
  34. محمد بن مکرم بن منظور، لسان‌العرب، ج۱۲، ص۲۴؛ محمد مرتضی زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ج۱۶، ص۳۳.
  35. احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۸.
  36. ﴿وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا... «و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود.».. سوره احقاف، آیه ۱۲ و سوره هود، آیه ۱۷.
  37. ﴿فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ «پس از آنان داد ستاندیم و (نشانه‌های) آن دو شهر (لوط و ایکه) بر سر راهی آشکار است» سوره حجر، آیه ۷۹.
  38. ﴿وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا «و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.
  39. ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ «و آنان را (به کیفر کفرشان) پیشوایانی کردیم که (مردم را) به سوی آتش دوزخ فرا می‌خوانند و روز رستخیز یاری نخواهند شد» سوره قصص، آیه ۴۱.
  40. ر.ک: مصطفی سلطانی، امامت از نگاه امامیه و زیدیه، ص۱۵-۱۷؛ علی اله بداشتی، «ضرورت امامت و مسئولیت نصب امام از نگاه ابن میثم بحرانی»، پژوهش‌های فلسفی - کلامی، پاییز ۱۳۸۲، ش۲۹، ص۷-۱۲.
  41. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.
  42. ابوالحسن ماوردی، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیة، ص۵.
  43. ک: میرسیدشریف علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، ج۸ ص۳۴۵.
  44. ر.ک: سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد فی علم الکلام، ج۵، ص۲۳۴.
  45. ر.ک: محمد بن حسن طوسی، الرسائل العشر، ص۱۰۳.
  46. ر.ک: حسن بن یوسف حلی (علامه حلی)، النافع یوم الحشر فی شرح باب الحادی عشر، ص۹۳.
  47. عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۶۱-۴۶۲.
  48. ر.ک: محمود یزدی مطلق و دیگران، امامت پژوهی، ص۴۸-۵۱.
  49. حسینی، سید احمد، نظریه نصب الهی امام معصوم در تاریخ تفکر امامیه، ص ۴۱.
  50. فرهنگ فارسی، ج۱، ص۳۴۶ ـ ۳۴۷، «امامت».
  51. لسان العرب، ج ۱، ص ۲۱۳ ـ ۲۱۵، «امم».
  52. مفردات، ص ۸۷ ، «ام».
  53. المنجد، ص ۱۷، «ام».
  54. لسان العرب، ج ۱، ص ۲۱۲.
  55. التحقیق، ج ۱، ص ۱۳۶ ـ ۱۳۷، «أمّ».
  56. دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۴، ص۲۱۹.
  57. معجم المقاییس فی اللغة، ص۴۸، المصباح المنیر، ج۱، ص۳۱ ـ ۳۲؛ لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷؛ المفردات فی غریب القرآن، ص۲۴، اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷؛ فرهنگ عمید، ص۱۸.
  58. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۶۹.
  59. « الإمام الذی له الریاسة العامة فی الدین والدنیا جمیعاً‏»؛ التعریفات، ص۲۸.
  60. قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۴؛ ارشاد الطالبین، ص۳۲۵، المسلک فی اصول الدین، ص۱۸۷؛ شرح المقاصد، ج۵، ص۲۳۴؛ شرح المواقف، ج۸، ص۳۴۵؛ أبکار الأفکار، ج۳، ص۴۱۶)
  61. رسائل الشریف المرتضی، ج۲، ص۲۶۴؛ تلخیص المحصل، ص۴۲۶؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۳۵
  62. دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۶۹.