(۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷:
خط ۷:
== مقدمه ==
== مقدمه ==
شمار [[زنان]] و [[فرزندان امام حسن]]{{ع}} متفاوت ذکر شده است. در پارهای به کثرت ازدواجها و طلاقهای وی اشاره و گاه بر آن تأکید شده است. حتی در شمار آنها هم [[اختلاف]] است؛ موضوعی که براساس [[روایات]] متفاوت، پذیرش یا رد آن نه ممکن است و نه کاهنده یا فزاینده ارزشی [[تاریخی]] است. در واقع به نظر میرسد طرح این مبحث بیشتر دارای جنبههای فرقهای و تقابلهای [[سیاسی]] است؛ اگرچه بسیاری از پژوهشگران و [[عالمان]] هم در نقد خود بر این روایات نشانههای برخی خطاها در سند و محتوای آنها را یاد کردهاند. این مطلب در برخی منابع متقدم و نیز در منابع سده اخیر مورد نقد تاریخی و سندی و محتوایی قرار گرفتهاند<ref>برای نمونه: ر.ک: چهارده نور پاک، ج۴، ص۵۲۳ به بعد؛ حیاة الامام الحسن بن علی{{ع}}، ج۲، ص۴۴۳ به بعد؛ مادلونگ، ص۳۸۰-۳۸۷.</ref>.
قرشی ضمن برشمردن [[دلایل]] [[اثبات]] کننده و [[نفی]] کننده این مطلب به نقل و نقد سندی روایات ناظر به آن پرداخته و در آخر [[حکم]] به جعلی بودن آنها کرده و احتمال داده است که اینگونه [[احادیث]] برساخته [[عباسیان]] در مواجهه با سادات حسنی باشد<ref>ر.ک: حیاة الامام الحسن بن علی{{ع}}، ج۲، ص۴۴۳-۴۵۲.</ref>. به ویژه اینکه باید پذیرفت که اطلاعات داده شده در منابع، بسیار مبهم و حتی بدون یادکرد نام [[همسران]] آن [[معصوم]] است. در این میان تنها نام [[جعده دختر اشعث بن قیس]] که طبق روایات اسباب [[مسموم]] شدن حضرت را فراهم کرد مشخص است.
از دیگر نقدهای معاصران نقد سندی علیاکبر غفاری و نقد محتوایی ویلفرد مادلونگ بر [[اخبار]] راجع به این موضوع است. به گفته مادلونگ نخستین کسی که شایع کرد [[امام حسن]]{{ع}} بالغ بر نود [[همسر]] داشته [[محمد بن کلبی]] بوده و رقم نود [[زن]] را هم مداینی ساخته، اما محمد بن کلبی از بیش از یازده زن نام نبرده که [[ازدواج]] پنج تن از آنان با امام حسن{{ع}} مشکوک است. مادلونگ سپس ترتیب [[تاریخی]] [[ازدواجهای امام حسن]]{{ع}} را بر پایه گزارشهای تاریخی و قرائن دیگر ارائه کرده است. طبق این بررسی ازدواج امام با شش [[زن]] [[اماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان تمیمی]]، [[امبشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بن ثعلبه خزرجی]]، [[جعده دختر اشعث بن قیس کندی]]، [[حفصه نواده ابوبکر]]، [[خوله دختر منظور بن زبان بن سیار فزاری]] و [[هند دختر سهیل بن عمرو]] قابل [[اثبات]] است<ref>ر.ک: مادلونگ، ص۳۸۰-۳۸۵، ۵۱۰.</ref>. [[امام]] همچنین کنیزانی داشت که از برخی از آنان صاحب فرزند شد<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج۳، ص٧٣؛ تاریخ، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰.</ref>.
بهرغم ابهام در نام [[همسران]] در منابع بهطور تقریبی، درباره فرزندان امام هماهنگی و همسانی نسبی وجود دارد و بر همین اساس میتوان نام مادران آنها را نیز [[شناسایی]] نمود؛ از جمله: [[خوله دختر منظور بن زبان فزاری]]، [[امبشیر دختر عقبة بن عمرو خزرجی]]، [[ام اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله تمیمی]]، [[حفصه نوه ابوبکر]] و [[هند دختر سهیل بن عمرو]]<ref>ر.ک: تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹؛ سر السلسلة العلویه، ص۵؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۹۲؛ عمدة الطالب، ص۶۸.</ref>.
بنا به نقل [[محمد بن سعد]] صاحب طبقات (م۲۳۰ق) [[همسران امام حسن]]{{ع}} عبارتاند از: [[اماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان تمیمی]]، [[امبشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بن ثعلبه خزرجی]]، [[امکلثوم دختر فضل بن عباس بن عبدالمطلب]]، [[جعده دختر اشعث بن قیس کندی]]، [[خوله دختر منظور بن زبان بن سیار فزاری]]، [[ام عبدالله زینب دختر سبیع بن عبدالله]] و برادرزاده [[جریر بن عبدالله بجلی]] و کنیزانی به نامهای [[بقیله]] ([[رمله]]) [[ظمیا]] و [[صافیه]]<ref>الطبقات الکبری، ج۵، ص۱-۲ و نیز ر.ک: الارشاد، ج۲، ص۲۰.</ref>.
در بعضی کتب از [[همسر]] دیگری به نام «[[حفصه دختر عبدالرحمان بن ابیبکر|حفصه]]» یا «[[هند دختر عبدالرحمان بن ابیبکر]]» نیز نام برده شده است<ref>ر.ک: تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹؛ سر السلسلة العلویه، ص۵؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۹۲؛ عمدة الطالب، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۱۰۴.</ref>
نام و تبار همسران [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} به شرح ذیل است:
نام و تبار همسران [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} به شرح ذیل است:
خط ۵۵:
خط ۶۳:
===[[حفصه بنت عبدالرحمن بن ابیبکر]]===
===[[حفصه بنت عبدالرحمن بن ابیبکر]]===
===[[حفصه بنت عبدالرحمن بن ابیبکر]]===
[[حفصه دختر عبدالرحمن بن ابیبکر بن ابی قحافة]] مادرش «[[قرینة الصغری بنت ابیامیة بن مغیرة بن عبدالله بن عمر بن مخزوم]]» بوده است. نام او را [[محمد بن سعد]]، سپس [[بلاذری]] و در پی آنان [[ابنابیالحدید]] به نقل از ابوالحسن مدائنی در ردیف [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} آوردهاند و افزودهاند وی به سبب [[اتهام]] هواخواهی [[منذر بن زبیر]] نسبت به او از [[امام]] مطلقه شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۳۰۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۲۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، صص ۱۳ و ۲۶۳.</ref>. [[ابنفندق]] نیز نام امةالله دختر محمد بن عبدالرحمن بن ابیبکر را در این ردیف به عنوان مادر [[فاطمه بنت الحسن]] ثبت کرده<ref>ابنفندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲.</ref>؛ ولی [[شیخ مفید]] مادر فاطمه بنت الحسن را امولد دانسته است<ref>محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰.</ref>.
این گزارش از چند جهت مورد نقد است:
# با توجه به تشتت نقل درباره آن از یک سو و [[گواه]] نداشتن نقل مدائنی از سوی دیگر و تقدم نقل مفید در مقایسه با گزارش ابنفندق از جانب سوم نمیتوان گفت دختر یا نوه [[عبدالرحمن بن ابیبکر]] [[همسر]] [[امام مجتبی]]{{ع}} بوده است.
# مستند گزارش [[ابنسعد]] و بلاذری و [[ابن ابیالحدید مدائنی]]<ref>علی بن عبدالله مدائنی مکنا به ابوالحسن در بصره به دنیا آمد و از موالیان سمرة بن حبیب اموی - که از اهلبیت{{عم}} منحرف بود - به شمار میآمد. وی سپس به مدائن رفت و سرانجام در بغداد در ۹۳ سالگی درگذشت. بیشتر روایات او سند ندارد (محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۵، ص۱۸۵)، با اینکه آثار فراوانی برای وی گزارش کردهاند که ابنندیم ۲۳۹ اثر را از او دانسته است. او بدان جهت که بصری بوده، نباید از گرایشهای عثمانی که در آن زمان در بصره رواج داشت، بیبهره باشد؛ از اینرو وی راوی اخبار عوانة بن حکم است که به گفته یاقوت «عثمانی الهوی» بود. مدائنی از اندک مورخانی است که مورد اعتماد برخی منابع سنیان مانند بخاری، بلاذری، طبری و خطیب بغدادی به شمار آمده و این امر تردید ویژهای را درباره او موجب گشت (ر.ک: باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسن بن علی، ج۲، ص۴۴۶؛ رسول جعفریان، سیره رسول خدا{{صل}}، ص۹۲-۹۴).</ref> است و نقلهای مداننی (۱۳۵ق-) درباره [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} مخدوش است؛ زیرا از یک سو او پس از ۸۵ سال از شهادت امام متولد شده و نمیتوانسته این گزارشها را مستقیم نقل کند و نقلهای او گاهی بیسند است و گاهی نیز به ابن سیرین (۱۱۰ق) عثمانی میانجامد که مستند او نیز مشخص نیست، هرچند برخی گزارشهای [[ابنسیرین]] از [[ابوهریره]] است و او نیز در همان ردیف جای دارد. از سوی دیگر مدائنی تحت تأثیر [[تفکر]] [[خاندان]] [[عبدالرحمن بن سمرة بن حبیب بن عبدشمس اموی]] جای داشت<ref>ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۴، ص۳۸۶.</ref> که عبدالرحمن از والیان [[عثمان بن عفان]] و از [[دشمنان]] [[اهلبیت]]{{عم}} شمرده میشد<ref>ابناثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۴۵۳، ش۳۳۱۵.</ref>. از جانب سوم گزارشهای مدائنی؛ حتی نزد برخی [[رجالیان اهل سنت]] نزدیک به عصر وی [[ضعیف]] دانسته شده و نام او در شمار راویان ضعیف ثبت شده است؛ برای مثال [[عجلی]] (۲۶۱ق) در این باره مینویسد: کسی را ندیدم که به نقل از او چیزی بنویسد و بر دادههایش اعتماد کند<ref>احمد بن عبدالله عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۳۹۵.</ref>. ابنعدی (۳۶۵ق) هم میگوید: وی در حدیث قوی نیست<ref>عبدالله بن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۵، ص۲۱۳.</ref>.
# مدائنی در ردیف خبرسازان بر [[امام حسن]]{{ع}} در مورد تکثر [[ازدواج]] است<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، صص ۱۲ و ۲۱.</ref> و [[گواه]] همسرسازی مدائنی برای [[امام مجتبی]]{{ع}} این نکته است که وی علاوه بر ذکر نام امبشیر، به عنوان [[همسر]] آن حضرت نامهای دیگری نیز با تعبیر «امرأة من بنات عمرو»، «امرأة من ثقیف» و «امرأة من کلب» به عنوان [[همسران]] [[امام]] نقل کرده<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱.</ref>، بدون آنکه بیان کند این نامها نامهای متفاوت یک فرد است؛ درحالیکه «امرأة من بنات عمرو»، همان امبشیر دختر [[ابومسعود عقبة بن عمرو]] بوده که از بنات عمرو است. «امرأة من ثقیف» هم همان امبشیر است<ref>ر.ک: ذیل نام ام بشیر.</ref>؛ چنانکه «امرأة من کلب» نیز همان [[زینب]] یا سلمی دختر امرءالقیس از [[قبیله کلب]] است که قبلا آمد<ref>ر.ک: ذیل نام زینب.</ref>.
همین مدائنی فرد دیگری را با تعبیر «زنی از [[دختران]] [[علقمة بن زراره]]» به عنوان یکی از [[همسران امام حسن]]{{ع}} معرفی کرده<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ ({{عربی|... وَ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مِنْ بَنَاتِ عَلْقَمَةَ بْنِ زُرَارَةَ}}).</ref> و در این نقل تنهاست و احدی آن را گزارش نکرده است و این گواه دیگر همسرسازی مدائنی برای آن حضرت است؛ چراکه علقمة بن زراره از سران [[قبیله]] دارِم [[تمیم]] بوده که سالها پیش از ظهور اسلام در [[نزاع]] قبیلهای کشته شده بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۳-۳۴؛ عبدالکریم بن محمد سمعانی، الانساب، ج۱، ص۵۲.</ref> و امام مجتبی{{ع}} به لحاظ زمانی - که شانزده سال پس از ظهور اسلام متولد شد - نمیتوانست با دختر وی ازدواج کند. وانگهی [[اماسحاق]] دختر طلحة بن عبیدالله تیمی یکی از [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} است که گاهی تمیمی خوانده شده و [[تمیم]] از [[قبیله]] بنیزراره است<ref>ابن حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ص۹۴ ({{عربی|... تَمِيمِيَّةً مِنْ بَنِي زُرَارَةَ}}).</ref>. پس بر فرض صحت سخن مدائنی، باید گفت زنی از قبیله بنیزراره همان اماسحاق دختر [[طلحة بن عبیدالله تیمی]] است، نه زنی دیگر. مدائنی یا از این موضوع خبر داشت یا نداشت. اگر خوشبینانه گفته شود از آن بیخبر بود، باید گفت با [[قرب]] زمانی که با آن دوره داشت میتوانست به آسانی از آن [[آگاه]] شود.
با این پیشینه برای مداتنی آیا میتوان به گزارشهای بیپشتیبان او درباره آمار [[همسران]] [[امام]] مجتبی{{ع}} اعتماد کرد، آن هم در [[حاکمیت]] [[عباسیان]] که در سرکوب و تضعیف بنی حسن شهره بودند و این نقلهای مدائنی در آن جهت شمرده میشد؟
===[[دختر عمیر بن مأمون عطاردی]]===
===[[دختر عمیر بن مأمون عطاردی]]===
[[شیخ صدوق]] با نقل روایتی از [[عمیر بن مأمون عطاردی]]<ref>از عمیر بن مأمون عطاردی در رجال نامی ذکر نشده (علی نمازی شاهرودی، مستدرک علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۳۴، ش ۱۱۲۲۳). شیخ صدوق در دو کتاب الخصال (ج ۱، ص۶۱؛ ج۲، ص۴۱۰) و الامالی (ص ۵۷۶، مجلس ۸۵) از طریق عمیر بن مأمون از امام مجتبی{{ع}} روایت نقل کرده است. پس او در ردیف راویان از امام مجتبی{{ع}} است.</ref> مینویسد: دخترش [[همسر امام حسن]]{{ع}} بود<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۱ ({{متن حدیث|... عَنْ عُمَيْرِ بْنِ مَأْمُونٍ وَ كَانَتِ ابْنَتُهُ تَحْتَ الْحَسَنِ}}).</ref>؛ ولی نام این [[زن]] را نیاورده است. اما [[طبری]] زنی از [[خاندان]] عطارد به نام اسماء دختر [[عطارد بن حاجب تمیمی]] را در ردیف [[همسران امام حسن]]{{ع}} آورده<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۷ (دارالتراث).</ref> که پدر وی عطارد [[رئیس]] [[قوم]] [[بنیتمیم]] و [[خطیب]] آنان بوده است و در داستان مفاخره بنیتمیم که به [[اسلام]] آنها انجامید، [[مسلمان]] شده بود<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۳۱۳.</ref>؛ ولی [[بلاذری]] نام او را در ردیف [[همسران امام حسین]]{{ع}} ذکر کرده است<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۳.</ref>.
به نقل [[ابن عبدالبر]]، او نخست [[همسر]] [[عبیدالله بن عمر]] پسر [[خلیفه دوم]] بوده و عبیدالله او را با همسر دیگر خود، [[بحریه دختر هانی بن قصیبة شیبانی]]، در [[جنگ صفین]] به مصاف با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} برده بود تا [[پیکار]] او را مشاهده کنند؛ ولی عبیدالله در این [[جنگ]] به [[قتل]] رسید<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص١٠١١.</ref>.
دلیلی این امر را که این زن عطاردی دختر [[عمیر بن مأمون]] بوده یا دختر [[عطارد بن حاجب تمیمی]]، [[اثبات]] نمیکند؛ چنانکه [[ازدواج]] او با [[امام مجتبی]]{{ع}} نیز با دلیل محکمی اثباتشدنی نیست. به هر روی نقل [[طبری]] در این مورد متفرد و بیپشتیبان است؛ چنانکه نقل [[شیخ صدوق]] نیز چنین است. وانگهی به گفته نمازی، عمیر بن مأمون عطاردی همشیر [[امام حسن]] و [[امام حسین]] بود<ref>علی نمازی شاهرودی، مستدرک علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۳۴، ش۱۱۲۲۳.</ref>. اگر چنین باشد، دختر او برادرزاده رضاعی و [[محرم]] [[امام]] است و ازدواج امام با دختر او معنا ندارد. پس این ازدواج ثابت نیست.
===[[عایشه بنت عثمان بن عفان]]===
===[[عایشه بنت عثمان بن عفان]]===
به گفته برخی منابع، امام حسن{{ع}} از [[عایشه]] دختر [[عثمان بن عفان]] خواستگاری کرده بود؛ اما [[مروان]]<ref>داماد عثمان بود و در تصمیمگیریهای عثمان نفوذ داشت.</ref> مانع شد و او را به ازدواج [[عبدالله بن زبیر]] درآورد<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۴۱۵؛ محمد بن یزید مبرد، الکامل فی اللغة و الأدب، ج۲ ص۱۷۴؛ یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۰ ({{عربی|... خَطَبَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَائِشَةَ بِنْتَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ، وَ اجْتَمَعْنَا لِذَلِكَ، فَتَكَلَّمْتَ أَنْتَ وَ زَوَّجْتَهَا مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ}}). ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۵.</ref> و ازدواج با امام مجتبی{{ع}} پا نگرفت. هرچند در گزارش [[ابنشهرآشوب]] آمده که وی پس از عبدالله بن زبیر به ازدواج امام حسین{{ع}} درآمد<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۵.</ref>، خواهد آمد که این انتساب هم درست نیست<ref>ر.ک: «همسران امام حسین{{ع}}»، عنوان «انتسابهای غیر واقعی».</ref>.
===[[دختری از آل حزیم]]===
===دختری از آل حزیم===
به نقل [[ابنعساکر]] از [[محمد بن عمر واقدی]] (۲۰۷ق) از [[عبدالله بن حسن]]، امام با دو زن یکی دختر [[منظور بن سیار فزاری]] و زنی از [[بنیاسد]] از [[آل حزیم]] ازدواج کرد و سپس هر دو را [[طلاق]] داد و برای هر کدام ده هزار درهم و ظرفی از عسل فرستاد؛ ولی دختر آل حزیم گفت: {{عربی|مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ}}<ref>کالای کمی است از دوست جدا شده.</ref>. امام با شنیدن این گزارش، به او رجوع کرد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷ ({{عربی|... كَانَتْ عِندَهُ ابْنَةُ مَنْظُورِ بْنِ سَيَّارٍ الْفَزَارِيِّ، وَ عِندَهُ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي أَسَدٍ مِنْ آلِ حَزِيمٍ فَطَلَّقَهُمَا...}})؛ ولی در نقل ابن شهرآشوب نام این زنان تمیمیه و جعفیه ثبت شده (مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱).</ref>. ابنعساکر در مواردی نیز سند نقل را ذکر نکرده که ظاهراً به همین سند بازمیگردد.
اما این نقل ابنعساکر مخدوش است؛ زیرا دختر منظور بن سیار فزاری همان «[[خوله]]» مادر [[حسن مثنی]] است که شرح حالش قبلاً بیان شد و گزارشی درباره طلاق وی در دست نیست اما زنی از آل حزیم:
# نقل ابنعساکر درباره او تنهاست؛
# نام و نشان این زن مشخص نیست؛
# منبع نقل او [[محمد بن عمر واقدی قاضی]] [[خلیفه عباسی]] در [[بغداد]] است<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۳۱-۴۳۳.</ref> که از یک سو بیشتر گزارشهای او همسو با [[حاکمیت]] [[عباسیان]] بوده و از سوی دیگر [[فقیهان]] و رجالشناسان وی را «[[ضعیف]]» دانستهاند؛ برای نمونه، [[احمد حنبل]] (١۶۴-٢۴١ق) او را [[تکذیب]] کرده<ref>ابنحبان بستی، کتاب المجروحین، ج۲، ص۲۹۰.</ref>، [[بخاری]] (۲۵۶ق)<ref>محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج۶، ص۲۷۳-۲۷۶، ش ۷۹۹۹.</ref> او را متروکالحدیث و [[محمد بن حبان]] (-۳۵۴ق)<ref>محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج۶، ص۲۷۳-۲۷۶، ش ۷۹۹۹.</ref> وی را از «مجروحین» بهشمار آورده است. وانگهی او در این گزارش تنهاست؛
# قبلاً بیان شد که تعبیر «متاع قلیل من حبیب مفارق» درباره [[عایشه]] خثعمیه نقل شده که او پس از [[شهادت امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[امام]] مجتبی{{ع}} تبریک گفته بود و این اقدام به خوارجی بودن وی تلقی شد و به طلاقش انجامید<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۵۱، عائشة الخثعمیة.</ref>؛
# [[ابنشهرآشوب]]<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱.</ref> و جزائری<ref>نعمت الله بن عبدالله جزائری، ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، ج۱، ص۱۱۰، علی امرأة جعفیة.</ref> به نقل از [[حسن بن سعید]] نام وی را جُعفیه دانسته که چنین فردی مجهول است. وانگهی به احتمال این جُعفیه همان خثعمیه هست که نام وی به [[خطا]] جُعفیه ثبت شده است؛
# [[ابوحنیفه دینوری]] گوید: تعبیر «متاع قلیل من حبیب مفارق» درباره زنی از [[امام حسین]]{{ع}} پس از [[طلاق]] وی نقل شده<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۲۹۳، ح۱۱۰۴ ({{متن حدیث|عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ{{ع}} أَنَّهُ مَتَّعَ الْمَرْأَةَ طَلَّقَهَا بِعِشْرِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ زِقَاقٍ مِنْ عَسَلٍ فَقَالَتْ لَهُ الْمَرْأَةُ: مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ}}).</ref>؛ ولی [[محدث نوری]] این طلاق را از [[امام حسن]] گزارش کرده است<ref>نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۹۰، ح۱۷۶۲۷-۱۷۶۲۸ ({{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ{{ع}} أَنَّهُ مَتَّعَ امْرَأَةً طَلَّقَهَا بِعِشْرِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ زِقَاقٍ مِنْ عَسَلٍ فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ}}).</ref>؛ اما هیچکدام نام این [[زن]] را ثبت نکردهاند.
پس میتوان گفت این زن همان خثعمیه است که در نقلها به خطا گاهی جُعفیه و دیگر بار به جای [[همسر امام حسن]]، [[همسر امام حسین]] ثبت شده و اینگونه خطا در ثبت گزارشها کم نیست.
===[[امحبیب بنت عمرو بن اهتم تمیمی]]===
===[[امحبیب بنت عمرو بن اهتم تمیمی]]===
[[بلاذری]] به نقل از [[مدائنی]] نام [[امحبیب دختر عمرو بن اهتم تمیمی]] را به این صورت در ردیف [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} آورده است که [[امام]] به سبب [[زیبایی]] [[برادر]] این زن به نام نعیم خواهرش را بدون تحقیق به [[عقد]] خود درآورد و پس از آنکه دید این زن زشترو است، او را طلاق داد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۷۲.</ref>.
این نقل از چند جهت پذیرفتنی نیست:
# در منبع دیگری به دست نیامده است.
# مستند بلاذری نیز مداننی است و او متهم به موضوع همسرسازی و طلاق برای امام حسن{{ع}} بوده که قبلاً بیان شد. درباره خود بلاذری نیز بیان شده که از ندیمان [[عباسیان]] بوده و اگر در نقلی تنها باشد، گزارش او مخدوش است.
# محتوای این گزارش مبنی بر اقدام بدون تحقیق امام آن هم برای [[انتخاب]] شریک زندگی سخنی برخلاف عرف رایج به ویژه [[سیره اهلبیت]] است.
# اقدام به [[ازدواج]] و بلافاصله طلاق به سبب زشترویی زن حاکی از هوسرانی شخص اقدامکننده است و این از فرد [[عاقل]] معمولی به دور است، چه رسد از [[شخصیت]] بزرگ و شناختهشدهای مانند [[امام مجتبی]]{{ع}}.
پس اینگونه گزارشها جز برای تخریب چهره آن حضرت نیست.
===[[ام کلثوم بنت فضل بن عباس]]===
===[[ام کلثوم بنت فضل بن عباس]]===
منابعی مانند [[ابنسعد]]، [[بلاذری]]، [[ابنحبیب]] و [[ابنحزم]]، [[امکلثوم دختر فضل بن عباس]]<ref>فضل بن عباس عموزاده پیامبر{{صل}} بود و در غسل پیکر پیامبر{{صل}} حضور داشت. او در ۲۸ سالگی به بیماری طاعون در شام درگذشت و تنها یک فرزند به یادگار نهاد (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶).</ref> بن عبدالمطلب بن هاشم - که مادرش [[صفیه دختر محمیه مذحجی]] است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۱.</ref> - را یکی از [[همسران امام حسن]]{{ع}} دانسته و گفتهاند: او مادر چهار فرزند امام به نامهای جعفر، [[حمزه]]، محمداصغر و [[فاطمه]] است که اینان همگی در کودکی درگذشتند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۲۲۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶.</ref>؛ ولی در اکثر منابع سنیان، درباره وی به عنوان [[همسر]] امام گزارشی به دست نیامده؛ چنانکه در منابع [[شیعیان]] نیز چنین گزارشی به دست نیامده است.
[[بلاذُری]] که از ندیمان [[متوکل عباسی]] بوده<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۱، مقدمه محقق صج-ح.</ref>، - در نقلی با تعبیر «قال بعض الرواة» نخستین شوهر این زن را [[ابوموسی اشعری]] آورده<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ ({{عربی|قَالَ بَعْضُ الرُّوَاةِ: وَ كَانَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ بِنْتُ الْفَضْلِ عِندَ أَبِي مُوسَى، فَمَاتَ عَنْهَا وَ تَزَوَّجَهَا الْحَسَنُ، فَتُوُفِّيَ عَنْهَا فِي سَنَةِ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ أَوْ سَنَةِ خَمْسِينَ، فَتَزَوَّجَهَا عِمْرَانُ بْنُ طَلْحَةَ وَ لَا عَقِبَ لَهُ}}).</ref> و در نقلی دیگر با تعبیر «قالوا» این [[ازدواج]] را نخستین ازدواج [[امکلثوم]] و [[امام مجتبی]]{{ع}} دانسته و افزوده که پس از [[مرگ]] [[فرزندان]]، [[امام]] وی را [[طلاق]] داد و او با [[ابوموسی]] سپس با [[عمران بن طلحة بن عبیدالله]] ازدواج کرد<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ ({{عربی|... فَتَزَوَّجَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ أُمَّ كُلْثُومٍ، وَ كَانَ أَبَا عُذْرَهَا، وَ هِيَ أَوَّلُ مَنْ تَزَوَّجَ مِنَ النِّسَاءِ...}}).</ref>.
ابنحبیب نیز همین ترتیب در ازدواج و طلاق امکلثوم با [[همسران]] یادشده را نقل کرده است<ref>محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹ ({{عربی|وَ تَزَوَّجَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ... (الْحَسَنَ) بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَطَلَّقَهَا، فَخَلَفَ عَلَيْهَا (أَبُو مُوسَى) الْأَشْعَرِيُّ ثُمَّ (عِمْرَانُ) بْنُ طَلْحَةَ}}).</ref>.
با فرض اینکه این [[زن]] [[همسر]] امام بوده، شاید سبب طلاق وی از سوی امام - که برابر این دو نقل نخستین همسرش بوده - این باشد که چون [[فرزندان]] آن دو زنده نماندند و هر دو [[دوست]] میداشتند [[فرزندی]] به یادگار داشته باشند، امام او را طلاق داد تا شاید در ازدواج بعدی فرزندان او زنده بمانند؛ چراکه شاید علت زنده نماندن فرزندان زوجیت این زن و مرد باشد و در زوجیت دیگر چنین نباشد؛ چنانکه اکنون در علوم تجربی این نکته ثابت شده و در ازدواج با ابوموسی نیز وی از او فرزندی به نام موسی داشت که بعدها در ردیف یاران مختار ثقفی درآمد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۸۴، حوادث سنه ۶۵ (دار التراث) ({{عربی|... وَ كَانَ يَأْتِي الْمُخْتَارُ أَوَّلَ مَا جَاءَ وَ يَحُفُّ بِهِ...}}).</ref> یا سببش تندمزاجی این زن بوده که به گفته ابنحبیب از هر سه همسرش طلاق گرفته بود<ref>محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹.</ref>. [[ابن حزم]] - که گزارش او به [[ابنسعد]] میانجامد - نیز از او به ترتیب به عنوان همسر ابوموسی، [[امام مجتبی]]{{ع}} و عمران بن طلحه یاد کرده<ref>ابن حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ص١٨.</ref> و از گزارش او برمیآید که وی ابوموسی را همسر نخست او میداند.
اما [[محمد بن سعد]] معروف به کاتب الواقدی (۱۶٨-۲۳۰ق) که نخستین فرد این گزارش است، از قدیمیترین تراجمنگار دوره [[معصومان]]{{عم}} است. او درباره فرزندان امام مجتبی{{ع}} و مادران آنان ده [[روایت]] آورده که این نقل از جمله آنهاست. وی با اینکه در نقل سبک [[حدیثی]] داشت و نوع گزارشهایش با سندند، این گزارشها را بدون سند ثبت کرده و در اینها آمار [[همسران]] و کنیزان فرزنددار [[امام]] را ده تن و فرزندان امام را ۲۵ تن آورده که هفده نفر را از [[زنان]] [[آزاد]] و هشت نفر را از کنیزان دانسته و نام این فرزندان را با نام مادرانشان آورده است<ref>ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، ص۲۲۵-۲۲۶.</ref>. او بدین روش به [[باور]] خود زنانِ فرزنددار [[امام مجتبی]]{{ع}} را معرفی کرده و با این حال سیزده [[روایت]] دیگر درباره ازدواجهای امام نقل کرده است<ref>ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، صص ۲۸۹-۲۹۰، ۲۹۲، ۳۰۱-۳۰۴ و ۳۳۴.</ref>. حجم این [[روایات]] نشان میدهد موضوع ازدواجهای امام و برجسته کردن آن برای [[ابنسعد]] مهم بوده و وی در گردآوری گزارشهای آن نیروی بسیاری صرف کرده است<ref>ر.ک: نعمت الله صفری و معصومه اخلاقی، «امام حسن{{ع}} در طبقات ابنسعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی{{ع}}، ج۳، ص۲۸۰.</ref>. نکات درخور توجه درباره [[محمد بن سعد]] این است:
اولاً او کتاب [[طبقات الکبری]] را با نگارش [[سیره پیامبر]]{{صل}} آغاز کرده و با شرح حال [[صحابه]] و [[عالمان]] [[طائف]]، [[مکه]]، [[مدینه]]، [[یمن]]، یمامه، [[بحرین]]، [[کوفه]]، [[بصره]]، واسط، [[مدائن]]، [[انبار]]، [[بغداد]]، جزیره، اندلس، همدان، [[قم]]، [[ری]] و [[خراسان]] ادامه داده و جلد پایانی را به شرح حال زنان اختصاص داده<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref>و در این کار شرح حال افراد را با اتصال مصادر روایات آورده است که این از مزایای کتاب او شمرده میشود<ref>ر.ک: نعمتالله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، «امام حسن{{ع}} در طبقات ابنسعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی{{ع}} ج۳، ص۲۷۸.</ref>؛ ولی مواردی از جمله روایات مربوط به فرزندان و [[همسران امام مجتبی]]{{ع}} - که این نقل از آنهاست - را بدون مصادر و سند آورده و این نکته مایه تردید در این نقلهاست. افزون بر آن، [[ابنندیم]] کتابهای [[هشام کلبی]] (م. ۲۰۴ق)، [[واقدی]] (م. ۲۰۷ق)، [[هیثم بن عدی]] (م. ۲۰۷ق) و مدائنی (م. ۲۳۵ق) را از منابع مورد استفاده ابنسعد در این اثر دانسته<ref>ابن ندیم الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.</ref> و این امر از این حکایت میکند که خبرسازی مداننی درباره همسران امام مجتبی{{ع}} در گزارشهای ابنسعد نیز تأثیری عمیق داشته است.
ثانیاً وی از درباریان [[عباسیان]] بوده؛ چراکه [[مأمون]] در سال ۲۱۸ قمری تصمیم گرفت هفت نفر از فقهای مشهور و سرشناس در دربار او حاضر شوند و به خَلق [[قرآن]] [[شهادت]] دهند که ابنسعد نخستین آنان بود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۱۹۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۶، ص۴۲۳.</ref> و این را میتوان دلیلی بر [[شهرت]] [[علمی]] و [[فقهی]] ابنسعد در میان عالمان زمانش دانست. حضور وی در [[بغداد]] تا سال ۲۳۰ قمری و ارتباطش با دربار عباسیان و درگذشت او در همان [[شهر]]<ref>احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۱.</ref> نیز میتواند [[گواه]] دیگری بر گرایش عباسی او باشد که این [[گرایش]] در تخریب جایگاه اهلبیت{{عم}}؛ به ویژه [[امام مجتبی]]{{ع}} با رویکرد به فضاسازی ضد بنیحسن در آن دوره تأثیری بسیار داشت.
ثالثاً یحیی بن معین و [[احمد حنبل]] ابنسعد را [[تکذیب]] کردهاند<ref>رسول جعفریان، سیره رسول خدا{{صل}}، ج۱، ص۶۱.</ref>؛ چنانکه برخی رجالیان شیعه او را با استناد به بعضی مطالب کتاب [[طبقات الکبری]] [[ناصبی]] دانستهاند؛ از جمله ابنسعد مدعی شده [[پیامبر]]{{صل}} تمام درها جز در [[خانه]] [[ابوبکر]] را به سوی [[مسجدالنبی]] [[سد]] کرده است<ref>ابن سعد، طبقات الکبری، ج۲، ص۲۲۷.</ref>. وی با این ادعا تعبیر «در خانه [[امیرمؤمنان]]{{ع}}» را که در حدیث نبوی آمده بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۸؛ محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۹۹ ({{متن حدیث|خَطَبَ النَّبِيُّ فَقَالَ:... وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ}}). علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء، ج۱، جزء ۲، ص۴۷۴.</ref>، به «در خانه ابوبکر» [[تغییر]] داده<ref>محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۲۸۵.</ref> که این کار [[تحریف]] است.
نکات یاد شده درباره ابنسعد رویکرد [[انحرافی]] او از [[اهلبیت]]{{عم}} را نشان میدهد و حکایت میکند از اینکه وی در نقل گزارشهای بیاساس درباره همسران امام مجتبی{{ع}} نقشی اساسی داشته است.
نتیجه آنکه نام [[امکلثوم]] دختر [[فضل بن عباس]] به عنوان [[همسر]] امام مجتبی{{ع}} و نام [[فرزندان]] او به عنوان فرزندان امام در منابع دیگر به ویژه در منابع [[شیعی]] نیامده است. گزارش [[ابنسعد]] که مستند ابنحبیب هم هست، سندی ندارد. نقل [[بلاذری]] که با تعبیر «گفتهاند» ثبت شده، ظاهراً به ابنسعد میانجامد. گزارش [[ابنحزم]] نیز به همانها میانجامد. پس این گزارش قابل اعتماد نیست<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۱۱۲-۱۲۷.</ref>.
==زنان امام حسن{{ع}}==
شمار [[زنان]] و [[فرزندان امام حسن]]{{ع}} متفاوت ذکر شده است. در پارهای به کثرت ازدواجها و طلاقهای وی اشاره و گاه بر آن تأکید شده است. حتی در شمار آنها هم [[اختلاف]] است؛ موضوعی که براساس [[روایات]] متفاوت، پذیرش یا رد آن نه ممکن است و نه کاهنده یا فزاینده ارزشی [[تاریخی]] است. در واقع به نظر میرسد طرح این مبحث بیشتر دارای جنبههای فرقهای و تقابلهای [[سیاسی]] است؛ اگرچه بسیاری از [[پژوهشگران]] و [[عالمان]] هم در نقد خود بر این روایات نشانههای برخی [[خطاها]] در سند و محتوای آنها را یاد کردهاند. این مطلب در برخی منابع متقدم و نیز در منابع سده اخیر مورد نقد تاریخی و سندی و محتوایی قرار گرفتهاند<ref>برای نمونه: ر.ک: چهارده نور پاک، ج۴، ص۵۲۳ به بعد؛ حیاة الامام الحسن بن علی{{ع}}، ج۲، ص۴۴۳ به بعد؛ مادلونگ، ص۳۸۰-۳۸۷.</ref>.
قرشی ضمن برشمردن [[دلایل]] [[اثبات]] کننده و [[نفی]] کننده این مطلب به نقل و [[نقد سندی روایات]] ناظر به آن پرداخته و در آخر [[حکم]] به جعلی بودن آنها کرده و احتمال داده است که اینگونه [[احادیث]] برساخته [[عباسیان]] در مواجهه با [[سادات حسنی]] باشد<ref>ر.ک: حیاة الامام الحسن بن علی{{ع}}، ج۲، ص۴۴۳-۴۵۲.</ref>. به ویژه اینکه باید پذیرفت که اطلاعات داده شده در منابع، بسیار مبهم و حتی بدون یادکرد نام [[همسران]] آن [[معصوم]] است. در این میان تنها نام [[جعده دختر اشعث بن قیس]] که طبق روایات اسباب [[مسموم]] شدن حضرت را فراهم کرد مشخص است.
از دیگر نقدهای معاصران [[نقد سندی]] [[علیاکبر غفاری]] و نقد محتوایی [[ویلفرد مادلونگ]] بر [[اخبار]] راجع به این موضوع است. به گفته [[مادلونگ]] نخستین کسی که شایع کرد [[امام حسن]]{{ع}} بالغ بر نود [[همسر]] داشته [[محمد بن کلبی]] بوده و رقم نود [[زن]] را هم مداینی ساخته، اما محمد بن کلبی از بیش از یازده زن نام نبرده که [[ازدواج]] پنج تن از آنان با امام حسن{{ع}} مشکوک است. مادلونگ سپس ترتیب [[تاریخی]] [[ازدواجهای امام حسن]]{{ع}} را بر پایه گزارشهای تاریخی و قرائن دیگر ارائه کرده است. طبق این بررسی [[ازدواج امام]] با شش [[زن]] [[اماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان تمیمی]]، [[امبشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بن ثعلبه خزرجی]]، [[جعده دختر اشعث بن قیس کندی]]، [[حفصه نواده ابوبکر]]، [[خوله دختر منظور بن زبان بن سیار فزاری]] و [[هند دختر سهیل بن عمرو]] قابل [[اثبات]] است<ref>ر.ک: مادلونگ، ص۳۸۰-۳۸۵، ۵۱۰.</ref>.
[[امام]] همچنین کنیزانی داشت که از برخی از آنان صاحب فرزند شد<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج۳، ص٧٣؛ تاریخ، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰.</ref>.
بهرغم ابهام در نام [[همسران]] در منابع بهطور تقریبی، درباره [[فرزندان امام]] [[هماهنگی]] و [[همسانی]] نسبی وجود دارد و بر همین اساس میتوان نام [[مادران]] آنها را نیز [[شناسایی]] نمود؛ از جمله: [[خوله دختر منظور بن زبان فزاری]]، [[امبشیر دختر عقبة بن عمرو خزرجی]]، [[ام اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله تمیمی]]، [[حفصه نوه ابوبکر]] و [[هند دختر سهیل بن عمرو]]<ref>ر.ک: تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹؛ سر السلسلة العلویه، ص۵؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۹۲؛ عمدة الطالب، ص۶۸.</ref>.
بنا به نقل [[محمد بن سعد]] صاحب طبقات (م۲۳۰ق) [[همسران امام حسن]]{{ع}} عبارتند از: [[اماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان تمیمی]]، [[امبشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بن ثعلبه خزرجی]]، [[امکلثوم دختر فضل بن عباس بن عبدالمطلب]]، [[جعده دختر اشعث بن قیس کندی]]، [[خوله دختر منظور بن زبان بن سیار فزاری]]، [[ام عبدالله زینب دختر سبیع بن عبدالله]] و برادرزاده [[جریر بن عبدالله بجلی]] و کنیزانی به نامهای [[بقیله]] ([[رمله]]) [[ظمیا]] و [[صافیه]]<ref>الطبقات الکبری، ج۵، ص۱-۲ و نیز ر.ک: الارشاد، ج۲، ص۲۰.</ref>.
در بعضی کتب از [[همسر]] دیگری به نام «[[حفصه دختر عبدالرحمان بن ابیبکر|حفصه]]» یا «[[هند دختر عبدالرحمان بن ابیبکر]]» نیز نام برده شده است<ref>ر.ک: تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹؛ سر السلسلة العلویه، ص۵؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۹۲؛ عمدة الطالب، ص۶۸.</ref>.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۱۰۴.</ref>
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']]
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۲۵
این مدخل زیرشاخهٔ بحث امام حسن مجتبی است.مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
مقدمه
شمار زنان و فرزندان امام حسن(ع) متفاوت ذکر شده است. در پارهای به کثرت ازدواجها و طلاقهای وی اشاره و گاه بر آن تأکید شده است. حتی در شمار آنها هم اختلاف است؛ موضوعی که براساس روایات متفاوت، پذیرش یا رد آن نه ممکن است و نه کاهنده یا فزاینده ارزشی تاریخی است. در واقع به نظر میرسد طرح این مبحث بیشتر دارای جنبههای فرقهای و تقابلهای سیاسی است؛ اگرچه بسیاری از پژوهشگران و عالمان هم در نقد خود بر این روایات نشانههای برخی خطاها در سند و محتوای آنها را یاد کردهاند. این مطلب در برخی منابع متقدم و نیز در منابع سده اخیر مورد نقد تاریخی و سندی و محتوایی قرار گرفتهاند[۱].
قرشی ضمن برشمردن دلایلاثبات کننده و نفی کننده این مطلب به نقل و نقد سندی روایات ناظر به آن پرداخته و در آخر حکم به جعلی بودن آنها کرده و احتمال داده است که اینگونه احادیث برساخته عباسیان در مواجهه با سادات حسنی باشد[۲]. به ویژه اینکه باید پذیرفت که اطلاعات داده شده در منابع، بسیار مبهم و حتی بدون یادکرد نام همسران آن معصوم است. در این میان تنها نام جعده دختر اشعث بن قیس که طبق روایات اسباب مسموم شدن حضرت را فراهم کرد مشخص است.
از دیگر نقدهای معاصران نقد سندی علیاکبر غفاری و نقد محتوایی ویلفرد مادلونگ بر اخبار راجع به این موضوع است. به گفته مادلونگ نخستین کسی که شایع کرد امام حسن(ع) بالغ بر نود همسر داشته محمد بن کلبی بوده و رقم نود زن را هم مداینی ساخته، اما محمد بن کلبی از بیش از یازده زن نام نبرده که ازدواج پنج تن از آنان با امام حسن(ع) مشکوک است. مادلونگ سپس ترتیب تاریخیازدواجهای امام حسن(ع) را بر پایه گزارشهای تاریخی و قرائن دیگر ارائه کرده است. طبق این بررسی ازدواج امام با شش زناماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان تمیمی، امبشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بن ثعلبه خزرجی، جعده دختر اشعث بن قیس کندی، حفصه نواده ابوبکر، خوله دختر منظور بن زبان بن سیار فزاری و هند دختر سهیل بن عمرو قابل اثبات است[۳]. امام همچنین کنیزانی داشت که از برخی از آنان صاحب فرزند شد[۴].
جعده دختر اشعث[۱۵] بن قیس[۱۶] کِندی[۱۷] مادرش امفَروة خواهر ابوبکر بود. اشعث سومین شوهر امفروه بود و پسری از او به نام محمد و دخترانی به نامهای حُبابه و قُریبه داشت[۱۸]. در اینجا دو احتمال میتوان مطرح کرد: ۱. جعده نام دیگر یکی از این دخترهاست. ۲. جعده دختر سوم امفروه است.
در اینکه این ازدواج چگونه رخ داده است، برابر نقل بلاذری، امیرمؤمنان(ع) به سعید بن قیس همدانی ـ که پسرعموی اشعث بن قیس بود و در کوفه به سر میبرد ـ پیشنهاد کرد دخترش امعمران را به عقدامام مجتبی(ع) درآورد. اشعث که خبردار شد، ازدواج دختر سعید با پسرش محمد را پیشنهاد داد. سعید بن قیس نیز پذیرفت. اشعث در پی این اقدام حیلهورزانه، ازدواج دخترش جعده ـ که دختری زیبا بود[۱۹] ـ را به امام حسن(ع) توصیه کرد تا خود را تبرئه کند و امیرمؤمنان(ع) و امام حسن(ع) نیز این پیشنهاد را پذیرفتند[۲۰].
گفتنی است اشعث در گذر زمان با امیرمؤمنان(ع) کینهورزی کرد و جعده با متأثر بودن از این پیشینه پدرش[۲۳] و نیز با گرفتن پولی از معاویه و پذیرفتن وعده معاویه مبنی برازدواج با پسر او، یزید[۲۴]، امام را مسموم کرد[۲۵].[۲۶]
عایشه دختر خلیفة بن عبدالله جعفی یا خثعمی معروف به "خثعمیه" که در گزارش ابنعساکر، ابنمنظور و اربلی[۲۷] به عنوان همسر امام مجتبی(ع) یاد شده است و از نسب وی اطلاعی بیش از این در دست نیست. درباره این زن آمده که وی پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) و بیعت مردم با امام حسن(ع)، خلافت را به امام تبریک گفت و از این راه خارجی بودن خود را نشان داد. امام نیز وی را به سبب داشتن عقیدهخوارجطلاق داد و در پایان عده طلاق، با پرداختن مانده مهر مبلغ ده هزار درهم یا دینار برایش هدیه فرستاد و آن زن گفت: مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ؛ «کالایی کم از دوست جدا شده است»[۲۸]. همین نکته نیز مایه شهرت داستان طلاق او از امام است[۲۹].
اماسحاق در خانه امام حسن(ع) فرزندانی به نام حسین اُثرُم[۴۹]، طلحه[۵۰] و فاطمه داشت[۵۱]. رضایت امام مجتبی(ع) از این خانم و توصیه او به برادرش مبنی بر ازدواج با وی از ایمان، محبت به خاندان پیامبر(ص) و شایستگی این زن حکایت میکند؛ چنانکه از یمنی بودن و محب امیرمؤمنان(ع) بودن مادر او نیز همین مطلب برمیآید[۵۲].
زنی از بنی شیبان
به گزارش ابنابیالحدید، امام با زنی از قبیلهبنیشیبان از آلهمام بن مره ازدواج کرده بود؛ ولی پس از آگاهی از اینکه این خانم عقیدهخوارج را دارد، از وی جدا شد و فرمود: «دوست ندارم با آتشی از جهنمهمسر باشم»[۵۳]. اما به نقل محمد بن سعد و بلاذری، امام در حال خواستگاری از این زن، شنید او بر مرام خوارج است و بیدرنگ فرمود: «دوست ندارم با آتشی از جهنم همسر باشم»[۵۴]. پس ازدواج امام با این زن اصلاً پا نگرفت، نه اینکه بعد از ازدواج طلاقش داده باشد. به هر روی چه در حال خواستگاری و چه حتی پس از وقوع عقد، امام از وی جدا شد و زندگی مشترکی با این زن به جهت خارجی بودن او پا نگرفت[۵۵].
از میان زنان آزادی که ازدواج آنان با امام مجتبی(ع) مطرح شده است، ازدواج یکی از آنها اصلاً پا نگرفت. شش تن از آنها در فرصتهای متفاوت به عقد امام درآمده بودند و تنها یک نفر از آنان به جهت داشتن عقیدهخوارج پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) مطلقه شده است. زینب دختر امرءالقیس نخستین همسر او در جوانی درگذشت. چهار زن دیگر ادامه زندگی دادند؛ چنانکه در نقلهای تاریخی تصریح شده که تنها چهار زن در یک زمان با ایشان بودند[۶۲]. چنانکه پیشتر در «تبار همسران» گذشت، برابر با حکم فقهی قرآن[۶۳]، بیش از چهار زن نمیتوانستد در یک زمانهمسر ایشان باشند[۶۴].
گزارشهای تردیدی
در برخی منابع، گزارشهایی درباره شش زن دیگر آمده که اینان نیز از همسران امام مجتبی(ع) بودهاند؛ ولی این نقلها جای تردید دارند و قابل اعتماد نیستند:
↑ابنسعد، طبقات الکبری، ج۵، ص۱۶۵؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۴۹.
↑احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۴؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۷، ح۱۸۷.
↑علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، صص ۵۰ و ۷۳؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد ج۲، ص۱۵-۱۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۸۹؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۶، ص۵.
↑ابنسعد، ترجمة الامام الحسن، من قسم الغیر المطبوع من کتاب الطبقات الکبری، ص۸۴؛ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۲.
↑ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۹؛ ابنمنظور، مختصر تاریخ مدینة دمشق، ج۷، ص۲۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۵۱.
↑ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۹؛ ابنمنظور، مختصر تاریخ دمشق، ج۷، ص۲۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمه، ج۱، ص۵۵۱. ابنعساکر شیوه این طلاق را سهطلاقه در یک مجلس ذکر کرده و این سخن برابر مکتب اهل بیت(ع) درست نیست.
↑احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰.
↑طلحة بن عبیدالله تیمی صحابی معروف پیامبر(ص) است که با همدستی زبیر بن عوام جنگ جمل را به راه انداخت و در آن به قتل رسید (ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱۴-۲۲۵).
↑ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۳، ص۳۰؛ ابنحزم اندلسی، جمهرة أنساب العرب، ص۱۳۸.
↑﴿وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا﴾ «و اگر میهراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که میپسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیکتر است» سوره نساء، آیه ۳.