جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
(←پانویس) |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
#'''مغیرة بن حارث بن عبدالمطلب:'''فیکم وصی [[رسول الله]] قائدکم*******و صهره و کتاب الله قد نشرا<ref> شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج۱، ص ۱۵۰.</ref>. | #'''مغیرة بن حارث بن عبدالمطلب:'''فیکم وصی [[رسول الله]] قائدکم*******و صهره و کتاب الله قد نشرا<ref> شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید، ج۱، ص ۱۵۰.</ref>. | ||
#'''ابوذر غفاری:''' وی در دوران [[خلافت]] [[سه خلیفه اول]] [[حضرت علی]]{{ع}} را "[[امیرالمؤمنین]]" میخواند که در آن پیام بلکه پیامهای مهم و ظریفی نهفته است. وی در موسم حج در برابر حجاج سخنرانی میکرد و میگفت:"ای [[امت]] متحیر بعد از پیامبر! اگر شخصی را که [[خدا]] و [[رسول|رسولش]] مقدم داشته شماها مقدم میداشتید و اگر به عقب میراندید کسی را که [[خدا]] و [[رسول|رسولش]] به عقب رانده است [[ولی خدا]] "[[امام علی|علی]]{{ع}}" تنها و غریب نمیماند و فرایض الهی از میان نمیرفت و [[امت]] بعد از پیامبرش راه اختلاف را پیش نمیگرفتند"<ref>{{عربی|اندازه=150%|" أَيَّتُهَا الْأُمَّةُ الْمُتَحَيِّرَةُ بَعْدَ نَبِيِّهَا أَمَ وَ اللَّهِ لَوْ قَدَّمْتُمْ مَنْ قَدَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَخَّرْتُمْ مَنْ أَخَّرَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مَا عَالَ وَلِيُّ اللَّهِ وَ لَا طَاشَ سَهْمٌ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ وَ لَا تَنَازَعَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ فِي شَيْءٍ بَعْدَ نَبِيِّهَا "}}؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص ۱۲۰؛ و با ترجمه فارسی، ج۲، ص ۶۶؛ شرحالأخبار، ج۲، ص ۵۰۰؛ نثرالدرر، ج۲، ص ۱۷۷؛ کتاب سلیم، ص ۱۵۶؛ بحار، ج۲۷، صص ۳۱۹ و ۳۲۰.</ref>. وی سپس برای [[تأیید]] و اثبات مدعایش به [[احادیث نبوی]]؛مانند: [[حدیث اخوت]] و [[حدیث وزارت|وزارت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} استناد میکرد <ref>ر.ک: متقی، کنزالعمال، ج۷، ص۳۰۵، چاپ حیدرآباد و ج۱۳، ص ۱۱۹؛ شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، ج۹، ص ۱۶۹.</ref>. همو خطاب به [[قریش]] هنگام [[بیعت]] با [[ابوبکر]] گفت:{{عربی|اندازه=150%|" یا معشر قریش! ترکتم قرابة رسولالله و الله لیرتد جماعة من العرب و لتشکن فی هذا الدین ولو جعلتم الأمر فی اهلبیت نبیکم ما اختلف علیکم سیفان و الله لقد صارت لمن غلب و لتطمحنّ الیها عین من لیس بأهلها ان علیّا هو الصدیق الأکبر و هو الفاروق بعد رسولالله یفرق بین الحق و الباطل و هو یعسوب الدین "}} <ref>اسد الغابة، ج۵، ص ۲۸۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص ۱۲۰؛ کنزالعمال، ج۷، ص ۳۰۵؛ شرح نهجالبلاغه، ج۹، ص ۱۶۹.</ref> | #'''ابوذر غفاری:''' وی در دوران [[خلافت]] [[سه خلیفه اول]] [[حضرت علی]]{{ع}} را "[[امیرالمؤمنین]]" میخواند که در آن پیام بلکه پیامهای مهم و ظریفی نهفته است. وی در موسم حج در برابر حجاج سخنرانی میکرد و میگفت:"ای [[امت]] متحیر بعد از پیامبر! اگر شخصی را که [[خدا]] و [[رسول|رسولش]] مقدم داشته شماها مقدم میداشتید و اگر به عقب میراندید کسی را که [[خدا]] و [[رسول|رسولش]] به عقب رانده است [[ولی خدا]] "[[امام علی|علی]]{{ع}}" تنها و غریب نمیماند و فرایض الهی از میان نمیرفت و [[امت]] بعد از پیامبرش راه اختلاف را پیش نمیگرفتند"<ref>{{عربی|اندازه=150%|" أَيَّتُهَا الْأُمَّةُ الْمُتَحَيِّرَةُ بَعْدَ نَبِيِّهَا أَمَ وَ اللَّهِ لَوْ قَدَّمْتُمْ مَنْ قَدَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَخَّرْتُمْ مَنْ أَخَّرَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مَا عَالَ وَلِيُّ اللَّهِ وَ لَا طَاشَ سَهْمٌ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ وَ لَا تَنَازَعَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ فِي شَيْءٍ بَعْدَ نَبِيِّهَا "}}؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص ۱۲۰؛ و با ترجمه فارسی، ج۲، ص ۶۶؛ شرحالأخبار، ج۲، ص ۵۰۰؛ نثرالدرر، ج۲، ص ۱۷۷؛ کتاب سلیم، ص ۱۵۶؛ بحار، ج۲۷، صص ۳۱۹ و ۳۲۰.</ref>. وی سپس برای [[تأیید]] و اثبات مدعایش به [[احادیث نبوی]]؛مانند: [[حدیث اخوت]] و [[حدیث وزارت|وزارت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} استناد میکرد <ref>ر.ک: متقی، کنزالعمال، ج۷، ص۳۰۵، چاپ حیدرآباد و ج۱۳، ص ۱۱۹؛ شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، ج۹، ص ۱۶۹.</ref>. همو خطاب به [[قریش]] هنگام [[بیعت]] با [[ابوبکر]] گفت:{{عربی|اندازه=150%|" یا معشر قریش! ترکتم قرابة رسولالله و الله لیرتد جماعة من العرب و لتشکن فی هذا الدین ولو جعلتم الأمر فی اهلبیت نبیکم ما اختلف علیکم سیفان و الله لقد صارت لمن غلب و لتطمحنّ الیها عین من لیس بأهلها ان علیّا هو الصدیق الأکبر و هو الفاروق بعد رسولالله یفرق بین الحق و الباطل و هو یعسوب الدین "}} <ref>اسد الغابة، ج۵، ص ۲۸۷؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص ۱۲۰؛ کنزالعمال، ج۷، ص ۳۰۵؛ شرح نهجالبلاغه، ج۹، ص ۱۶۹.</ref> | ||
#'''مقداد:''' [[مقداد]] در روز [[سقیفه]] به [[امام علی|علی]]{{ع}} گفت:{{عربی|اندازه=150%|" إِنْ أَمَرْتَنِي لَأَضْرِبَنَّ بِسَيْفِي وَ إِنْ أَمَرْتَنِي كَفَفْتُ. فَقَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: كُفَّ "}} <ref>«اگر امر كنى با شمشيرم مىزنم و اگر امر كنى خوددارى مىكنم. على {{ع}} فرمود: خوددارى كن» کتاب سلیم بن قیس، ص ۱۵۶.</ref>. وی درباره [[خلافت]] [[عثمان]] گفت: اگر یار و [[انصاری]] داشتم با [[قریش]] برای [[خلافت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} به قتال برمی-خاستیم، چنانکه با آنان در زمان [[پیامبر]] جنگیدم <ref>«لو أجد علی [[قریش]] انصاراً لقاتلتُهم کقتالی ایاهم مع النبی یوم بدر»، (مروج الذهب، ج۱، ص ۳۱۰، باب الثورة علی عثمان).</ref>. وی در [[مناظره]] با [[عبدالرحمن بن عوف]] - که نقش کلیدی در [[خلافت]] [[عثمان]] ایفا نمود - ضمن اظهار تعجب خود از انتزاع [[حکومت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} از اهل بیتش با تمجید از [[اهل بیت]] به وی یادآور میشود که شما شخصیتی که به حق امر میکرد و با آن [[عدالت]] تجسم مییافت را ترک کردید؛ اگر من یارانی پیدا میکردم با [[قریش]] میجنگیدم، چنانکه با آنان در [[جنگ]] بدر در محضر [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} جنگیدم{{عربی|اندازه=150%|"اما و الله لقد ترکت رجلا من الذین یأمرون بالحق و به یعدلون، أمّا و أیم الله یا عبدالرحمن لواجد علی قریش انصاراً لقاتلتهم کقتالی ایاهم مع رسولالله یوم بدر"}}. [[عبدالرحمن]] در ادامه [[مناظره]] او را از [[فتنه]] و اختلاف [البته به زعم خود] بر حذر میدارد، لکن [[مقداد]] پاسخ میدهد که [[دعوت]] به حق والیان [[فتنه]] نیست <ref>شرح نهج البلاغه، ج۹، | #'''مقداد:''' [[مقداد]] در روز [[سقیفه]] به [[امام علی|علی]]{{ع}} گفت:{{عربی|اندازه=150%|" إِنْ أَمَرْتَنِي لَأَضْرِبَنَّ بِسَيْفِي وَ إِنْ أَمَرْتَنِي كَفَفْتُ. فَقَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: كُفَّ "}} <ref>«اگر امر كنى با شمشيرم مىزنم و اگر امر كنى خوددارى مىكنم. على {{ع}} فرمود: خوددارى كن» کتاب سلیم بن قیس، ص ۱۵۶.</ref>. وی درباره [[خلافت]] [[عثمان]] گفت: اگر یار و [[انصاری]] داشتم با [[قریش]] برای [[خلافت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} به قتال برمی-خاستیم، چنانکه با آنان در زمان [[پیامبر]] جنگیدم <ref>«لو أجد علی [[قریش]] انصاراً لقاتلتُهم کقتالی ایاهم مع النبی یوم بدر»، (مروج الذهب، ج۱، ص ۳۱۰، باب الثورة علی عثمان).</ref>. وی در [[مناظره]] با [[عبدالرحمن بن عوف]] - که نقش کلیدی در [[خلافت]] [[عثمان]] ایفا نمود - ضمن اظهار تعجب خود از انتزاع [[حکومت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} از اهل بیتش با تمجید از [[اهل بیت]] به وی یادآور میشود که شما شخصیتی که به حق امر میکرد و با آن [[عدالت]] تجسم مییافت را ترک کردید؛ اگر من یارانی پیدا میکردم با [[قریش]] میجنگیدم، چنانکه با آنان در [[جنگ]] بدر در محضر [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} جنگیدم{{عربی|اندازه=150%|"اما و الله لقد ترکت رجلا من الذین یأمرون بالحق و به یعدلون، أمّا و أیم الله یا عبدالرحمن لواجد علی قریش انصاراً لقاتلتهم کقتالی ایاهم مع رسولالله یوم بدر"}}. [[عبدالرحمن]] در ادامه [[مناظره]] او را از [[فتنه]] و اختلاف [البته به زعم خود] بر حذر میدارد، لکن [[مقداد]] پاسخ میدهد که [[دعوت]] به حق والیان [[فتنه]] نیست <ref>شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۵۷؛ مروج الذهب، ج۲، ص۳۶۱؛ تاریخ کامل، ج۳، ص۷۱.</ref>. | ||
#'''عمار یاسر:''' وی از پیشگامان [[صحابه]] خالص [[پیامبر]] بود که حضرت در وضعش مدح بسیار نموده از جمله قاتلان وی را "فئه باغیه" - که به جهنم واصل خواهد شد - توصیف نمود. عمار در [[جنگ]] جمل در لشکر [[حضرت علی]]{{ع}} توسط [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. وی در جریان [[تعیین]] [[خلیفه سوم]] توسط شورای [[برگزیده]] [[عمر]] گفت:"به کدام سوی [[حکومت]] را از [[اهل بیت]] پیامبرتان سوق میدهید؟ ! آن را از اهلش کنده به نااهلش سپردید"{{عربی|اندازه=150%|"يا معشر قريش أما اذ صرفتم هذا الامر من أهل بيت نبيكم هاهنا مرة و هاهنا مرة، فما أنا بآمن أن ينزعه اللّه منكم فيضعه في غيركم، كما نزعتموه من أهله و وضعتموه في غير أهله"}} <ref>«اى گروه قريش! حال كه اين خلافت را از خاندان پيامبرتان مىگيريد و گاه به اين و گاه به آن مىدهيد،من مطمئن نيستم كه خداوند،آن را از شما نگيرد و در اختيار غير شما نگذارد،همان گونه كه شما از شايستگانِ آن گرفتيد و در اختيار ناشايستگان نهاديد» مروج الذهب، ج۱، ص ۳۱۰، باب الثورة علی عثمان. </ref> | #'''عمار یاسر:''' وی از پیشگامان [[صحابه]] خالص [[پیامبر]] بود که حضرت در وضعش مدح بسیار نموده از جمله قاتلان وی را "فئه باغیه" - که به جهنم واصل خواهد شد - توصیف نمود. عمار در [[جنگ]] جمل در لشکر [[حضرت علی]]{{ع}} توسط [[معاویه]] به [[شهادت]] رسید. وی در جریان [[تعیین]] [[خلیفه سوم]] توسط شورای [[برگزیده]] [[عمر]] گفت:"به کدام سوی [[حکومت]] را از [[اهل بیت]] پیامبرتان سوق میدهید؟ ! آن را از اهلش کنده به نااهلش سپردید"{{عربی|اندازه=150%|"يا معشر قريش أما اذ صرفتم هذا الامر من أهل بيت نبيكم هاهنا مرة و هاهنا مرة، فما أنا بآمن أن ينزعه اللّه منكم فيضعه في غيركم، كما نزعتموه من أهله و وضعتموه في غير أهله"}} <ref>«اى گروه قريش! حال كه اين خلافت را از خاندان پيامبرتان مىگيريد و گاه به اين و گاه به آن مىدهيد،من مطمئن نيستم كه خداوند،آن را از شما نگيرد و در اختيار غير شما نگذارد،همان گونه كه شما از شايستگانِ آن گرفتيد و در اختيار ناشايستگان نهاديد» مروج الذهب، ج۱، ص ۳۱۰، باب الثورة علی عثمان. </ref> | ||
#'''ابوسیعد الخدری:''' [[ابو هارون عبدی]] میگوید من بر مذهب خوارج بودم تا اینکه از [[ابوسعید خدری]] شنیدم که میگفت: مردم به پنج امر مأمور شدند که چهار امر را انجام و یکی را ترک نمودند، شخصی پرسید آن چهار امر چیست؟ گفت: نماز، زکات، روزه و حج، من پرسیدم آن یکی چیست که مردم ترک کردند؟ گفت: [[ولایت]] علیابن ابیطالب، پرسیدم آیا آن در کنار چهار واجب فریضه واجب بود؟ گفت: نعم هی مفروضة معهنّ <ref>شواهد التنزیل، ج۱، ص ۲۵۷؛ ال[[شیعه]] فی المیزان، ج۱، ص ۶۳.</ref>. | #'''ابوسیعد الخدری:''' [[ابو هارون عبدی]] میگوید من بر مذهب خوارج بودم تا اینکه از [[ابوسعید خدری]] شنیدم که میگفت: مردم به پنج امر مأمور شدند که چهار امر را انجام و یکی را ترک نمودند، شخصی پرسید آن چهار امر چیست؟ گفت: نماز، زکات، روزه و حج، من پرسیدم آن یکی چیست که مردم ترک کردند؟ گفت: [[ولایت]] علیابن ابیطالب، پرسیدم آیا آن در کنار چهار واجب فریضه واجب بود؟ گفت: نعم هی مفروضة معهنّ <ref>شواهد التنزیل، ج۱، ص ۲۵۷؛ ال[[شیعه]] فی المیزان، ج۱، ص ۶۳.</ref>. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
'''۱۰. [[قرائت]] سکولار از [[نص]]:''' یک عامل دیگری که موجب دوری [[مردم]] از اصل [[نصب]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و روی آوردن آنان به [[خلافت]] [[ابوبکر]] شد، [[قرائت]] دنیوی و به اصطلاح سکولار از [[نصوص]] [[نبوی]] در حوزه دنیاست. آنان و به تعبیر دقیق بعض [[صحابه]] [[روایات]] و [[نصوص]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در حوزه [[دین]] را به عنوان [[وحی]] آسمانی پذیرا بودند، اما در قلمرو دنیا این اعتقاد را داشتند که خودشان در [[عمل]] به این [[نصوص]] آزاد و مختارند، از اینرو با وجود [[علم]] به [[نصوص امامت]] و [[خلافت]] [[حضرت علی]]{{ع}} به همین علت از التزام به آن اجتناب و گزینه دیگری را [[انتخاب]] کردند <ref>ر.ک: المراجعات، نامه ۱۷.</ref>. | '''۱۰. [[قرائت]] سکولار از [[نص]]:''' یک عامل دیگری که موجب دوری [[مردم]] از اصل [[نصب]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و روی آوردن آنان به [[خلافت]] [[ابوبکر]] شد، [[قرائت]] دنیوی و به اصطلاح سکولار از [[نصوص]] [[نبوی]] در حوزه دنیاست. آنان و به تعبیر دقیق بعض [[صحابه]] [[روایات]] و [[نصوص]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} در حوزه [[دین]] را به عنوان [[وحی]] آسمانی پذیرا بودند، اما در قلمرو دنیا این اعتقاد را داشتند که خودشان در [[عمل]] به این [[نصوص]] آزاد و مختارند، از اینرو با وجود [[علم]] به [[نصوص امامت]] و [[خلافت]] [[حضرت علی]]{{ع}} به همین علت از التزام به آن اجتناب و گزینه دیگری را [[انتخاب]] کردند <ref>ر.ک: المراجعات، نامه ۱۷.</ref>. | ||
'''۱۱. حذف [[امام علی|علی]]{{ع}} به بهانههای واهی:''' [[حضرت علی]]{{ع}} با وجود اینکه بعد از [[رحلت پیامبر اعظم]]{{صل}} در سنین جوانی "۳۳ ساله" بود، لکن بر حسب [[نصوص]] متعدد خود را سزاوار و یگانه فرد لایق و احق به [[حکومت]] میدانست، این نکته مورد اذعان [[مخالفان]] [[حکومت]] وی نیز قرار گرفته است. اینجا این سؤال مطرح میشود پس چرا [[مردم]] و به تعبیر دقیق سردمداران امور از [[انتخاب]] حضرت روی برگردانده و گزینه [[ابوبکر]] را [[تعیین]] نمودند؟ با نیم نگاهی به تاریخ روشن میشود که [[مخالفان]] حضرت و در رأس آنها [[عمر]] به بهانههای مختلفی دست زدند که مهمترین آنها عبارتند از: الف. جوانی ب. اهل مزاح بودن ج. عدم حمایت اعراب از حضرت د. حب قبیله خود. با تأمل در دلایل [[خلیفه دوم]] معلوم میشود هیچکدام از آنها نمیتواند توجیهکننده [[عمل]] وی در حذف [[حضرت علی]]{{ع}} با اعتراف به شخصیت بینظیر حضرت گردد، بلکه بر همه [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] اعم از مهاجر و [[انصار]] لازم بود که زمام [[حکومت]] را هم بنابر شخصیت منحصره حضرت و هم [[نصوص]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، به حضرت تحویل داده و در رکاب آن ضرت در پایداری [[اسلام]] قدم بر میداشتند. حاصل آنکه رویکرد یا رویگردانی [[مردم]] از [[حکومت]] یا [[حاکم|حاکمی]] هر چند میتواند بستر [[حکومت|حکومتی]] را فراهم یا آن را ساقط گرداند، اما بر صدق، قانونیت، [[حقانیت]] و [[مشروعیت الهی]] آن نفیاً و اثباتاً دلالت نمیکند و این گفتار قدما که:{{عربی|اندازه=150%|" الناس على دين ملوكهم "}} هر چند کلیت ندارد، اما به نظر میرسد که غلبه داشته باشد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، | '''۱۱. حذف [[امام علی|علی]]{{ع}} به بهانههای واهی:''' [[حضرت علی]]{{ع}} با وجود اینکه بعد از [[رحلت پیامبر اعظم]]{{صل}} در سنین جوانی "۳۳ ساله" بود، لکن بر حسب [[نصوص]] متعدد خود را سزاوار و یگانه فرد لایق و احق به [[حکومت]] میدانست، این نکته مورد اذعان [[مخالفان]] [[حکومت]] وی نیز قرار گرفته است. اینجا این سؤال مطرح میشود پس چرا [[مردم]] و به تعبیر دقیق سردمداران امور از [[انتخاب]] حضرت روی برگردانده و گزینه [[ابوبکر]] را [[تعیین]] نمودند؟ با نیم نگاهی به تاریخ روشن میشود که [[مخالفان]] حضرت و در رأس آنها [[عمر]] به بهانههای مختلفی دست زدند که مهمترین آنها عبارتند از: الف. جوانی ب. اهل مزاح بودن ج. عدم حمایت اعراب از حضرت د. حب قبیله خود. با تأمل در دلایل [[خلیفه دوم]] معلوم میشود هیچکدام از آنها نمیتواند توجیهکننده [[عمل]] وی در حذف [[حضرت علی]]{{ع}} با اعتراف به شخصیت بینظیر حضرت گردد، بلکه بر همه [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] اعم از مهاجر و [[انصار]] لازم بود که زمام [[حکومت]] را هم بنابر شخصیت منحصره حضرت و هم [[نصوص]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، به حضرت تحویل داده و در رکاب آن ضرت در پایداری [[اسلام]] قدم بر میداشتند. حاصل آنکه رویکرد یا رویگردانی [[مردم]] از [[حکومت]] یا [[حاکم|حاکمی]] هر چند میتواند بستر [[حکومت|حکومتی]] را فراهم یا آن را ساقط گرداند، اما بر صدق، قانونیت، [[حقانیت]] و [[مشروعیت الهی]] آن نفیاً و اثباتاً دلالت نمیکند و این گفتار قدما که:{{عربی|اندازه=150%|" الناس على دين ملوكهم "}} هر چند کلیت ندارد، اما به نظر میرسد که غلبه داشته باشد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۲۶۵ - ۲۸۳.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||