صدقه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۷: خط ۱۷:


{{ارزش‌های اجتماعی}}
{{ارزش‌های اجتماعی}}
{{ماه رمضان}}


[[رده:صدقه]]
[[رده:صدقه]]

نسخهٔ ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۳

مقدمه

نیکی، انفاق، کمک مالی به نیازمندان به خاطر خدا. از ریشه صدق و راستی است، چون صدقه گواه صدق نیت و راستی انسان در ایمان و مسلمانی و نوع‌دوستی است. به زکاتِ واجب و به موقوفات هم "صدقه" گفته می‌شود و جمع آن صدقات است. صدقه دادن، ثواب بسیار دارد، موجب دفع بلا می‌شود و عامل برکت در زندگی و تقویت‌کننده حس نوع‌دوستیانسان است. بهتر است پنهانی و با حفظ آبرو و احترام فقیر داده شود. صدقه مخصوص مال نیست، هر نوع کمک و خیررسانی به دیگران به قصد قربت و برای رضای الهی صدقه است[۱].

درآمد مالی حکومت اسلامی

صدقات و اوقاف جاریه، نوعی از درآمد مالی، برای حاکم اسلامی می‌باشد. این اموال برخلاف زکات، خراج و خمس، نصاب و حدّ معینی ندارند، بلکه منبعی عام و فراگیر است. هم چنانکه مصرف آن نیز اختصاص به مورد مشخصی نداشته و جهت رفع همه احتیاجات جامعه، می‌توان از آن استفاده کرد[۲]. ویژگی عمده این نوع ثروت آن است که افراد با اختیار و رضایت باطنی خود و با امید به پاداش اخروی، بخشی از اموالشان را به صورت صدقه یا وقف، در خدمت جامعه قرار می‌دهند؛ چنانکه علی(ع) موقوفات بسیاری را در طول عمر مبارک خویش، به ویژه در طول ۲۵ سال برکناری از خلافت، با کار و زحمت، برای جامعه از خود بر جای نهاد؛ از جمله چاه قنات "ینبع" و وقف آن برای زائران خانه خدا و رهگذران. وقف مساجدی مانند مسجد "الفتح" مدینه، مسجدی در کنار قبر حضرت حمزه، مسجدی در میقات، کوفه و بصره. همچنین درآمد سالانه موقوفات علی(ع) که بالغ بر چهل هزار دینار می‌شد، به مصرف بینوایان می‌رسید[۳].[۴]

منابع

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۳۲.
  2. جامع الشتات، ج۴، ص۷۴.
  3. روضه کافی، ج۲، ص۱۸۱؛ فروع کافی، ج۵، ص۷۴؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۴۳؛ المناقب، ج۱، ص۳۲۳؛ وسایل الشیعه، ج۱۳، ص۳۰۳؛ کشف المحجّه، ص۱۲۴. راجع به صدقات رسول اکرم(ص) [هفت باغستان مخیریق، اراضی بنی نظیر، سه قلعه از قلاع خیبر، نیمی از فدک، یک سوم از زمین‌های وادی القری، و بازار مهروز مدینه]، ر.ک: ابویعلی، الاحکام السلطانیه، ص۱۹۹؛ شرح السیر الکبیر، ج۲، ص۶۱۱؛ وسایل الشیعه، ج۱۳، ص۳۰۳.
  4. فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص۱۳۰.