←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
پس از [[فتوحات اسلامی]]، علاوه بر مدینه، [[عراق]] و [[شهر]] بزرگ آن [[بغداد]]، [[مسکن]] و مأوای برخی فرزندان ساعده قرار گرفت که از جمله آنان میتوان به فرزندان [[ابودجانه انصاری]] و [[ابواسید ساعدی]] اشاره کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۰-۴۲۱.</ref>. برخی از ساعدیها هم به [[مصر]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۳۶.</ref>، و پس از آن، با [[فتح اندلس]] در [[سال ۹۰ هجری]]، جمعی از ایشان از جمله عدهای از فرزندان [[سعید بن سعد بن عباده]] به این منطقه کوچ کردند. فرزندان [[سعد بن عباده]]، نخست به سرقسطه وارد شدند و سپس از آنجا به قرطبه کوچ کردند. آنها همچنان به سکونت خود در قرطبه ادامه دادند تا این که بعد وقوع [[فتنه]] بربرها، مجبور به ترک این [[سرزمین]] و سکونت در بیره شدند<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۳؛ ج۴، ص۳۱۸.</ref>. از عمده مناطق محل اسکان این [[قوم]] در این سرزمین میتوان از روستای «قربلان» -از مناطق سرقسطه و شذونه- و شذونه یاد کرد. در قربلان، ساعدیها به [[رهبری]] [[زعیم]] خود [[حسین بن یحیی بن سعید بن سعد بن عباده]] [[سکونت]] داشتند و در شذونه جمعی از [[مردم]] بنی عرمرم بن جمیل بن عصام بن قتادة بن وتّاد بن قیس بن سعد بن عباده سکنی گزیده بودند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵-۳۶۵.</ref>. حضور [[فرزندان]] سعد در [[اندلس]] محدود به مناطق مذکور نشد و بعدها، جمع زیادی از آنان به مناطق دیگر این [[سرزمین]] از جمله: دانیه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۵، ص۲۵۸.</ref>، قرطبه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۲، ص۷۸؛ ج۴، ص۲۰۶.</ref>، بلنسیه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۲۸۹؛ ج۴، ص۳۵.</ref> و منطقه بنام آن شارقه و بهویژه قلعه معروف آن «الاشرف»<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۳۶، ۱۹۲، ۲۸۹؛ ج۴، ص۲۸۵.</ref>، مربیطر<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۲۸۹؛ ج۴، ص۳۵.</ref>، غرناطه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۳، ۲۲۸.</ref>، بیره<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۱۸.</ref> و طلیطله<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۵، ص۷۸.</ref> [[مهاجرت]] کردند و این مناطق را [[منزل]] و مأوای خود قرار دادند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | پس از [[فتوحات اسلامی]]، علاوه بر مدینه، [[عراق]] و [[شهر]] بزرگ آن [[بغداد]]، [[مسکن]] و مأوای برخی فرزندان ساعده قرار گرفت که از جمله آنان میتوان به فرزندان [[ابودجانه انصاری]] و [[ابواسید ساعدی]] اشاره کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۰-۴۲۱.</ref>. برخی از ساعدیها هم به [[مصر]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۳۶.</ref>، و پس از آن، با [[فتح اندلس]] در [[سال ۹۰ هجری]]، جمعی از ایشان از جمله عدهای از فرزندان [[سعید بن سعد بن عباده]] به این منطقه کوچ کردند. فرزندان [[سعد بن عباده]]، نخست به سرقسطه وارد شدند و سپس از آنجا به قرطبه کوچ کردند. آنها همچنان به سکونت خود در قرطبه ادامه دادند تا این که بعد وقوع [[فتنه]] بربرها، مجبور به ترک این [[سرزمین]] و سکونت در بیره شدند<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۳؛ ج۴، ص۳۱۸.</ref>. از عمده مناطق محل اسکان این [[قوم]] در این سرزمین میتوان از روستای «قربلان» -از مناطق سرقسطه و شذونه- و شذونه یاد کرد. در قربلان، ساعدیها به [[رهبری]] [[زعیم]] خود [[حسین بن یحیی بن سعید بن سعد بن عباده]] [[سکونت]] داشتند و در شذونه جمعی از [[مردم]] بنی عرمرم بن جمیل بن عصام بن قتادة بن وتّاد بن قیس بن سعد بن عباده سکنی گزیده بودند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵-۳۶۵.</ref>. حضور [[فرزندان]] سعد در [[اندلس]] محدود به مناطق مذکور نشد و بعدها، جمع زیادی از آنان به مناطق دیگر این [[سرزمین]] از جمله: دانیه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۵، ص۲۵۸.</ref>، قرطبه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۲، ص۷۸؛ ج۴، ص۲۰۶.</ref>، بلنسیه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۲۸۹؛ ج۴، ص۳۵.</ref> و منطقه بنام آن شارقه و بهویژه قلعه معروف آن «الاشرف»<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۳۶، ۱۹۲، ۲۸۹؛ ج۴، ص۲۸۵.</ref>، مربیطر<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۳، ص۲۸۹؛ ج۴، ص۳۵.</ref>، غرناطه<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۳، ۲۲۸.</ref>، بیره<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۴، ص۳۱۸.</ref> و طلیطله<ref>ابن بشکوال، الصله مع التکمله و صلة الصله، ج۵، ص۷۸.</ref> [[مهاجرت]] کردند و این مناطق را [[منزل]] و مأوای خود قرار دادند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==تاریخ جاهلی قوم== | |||
===بنی ساعده و ایام جاهلی=== | |||
از بنی ساعده و مشارکتشان در وقایع و حوادث این قوم در [[دوران جاهلی]] اطلاعی چندانی در دست نیست. از معدود [[اخبار]] بنی ساعده و افرادش در وقایع و رخدادهای جاهلی میتوان به مشارکت [[صامت بن نیار بن لوذان]] -پدر مخلّد بن صامت بن نیار صحابی- در [[یوم]] [[بُعاث]] و کشته شدنش در این [[جنگ]] اشاره کرد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۶.</ref>. همچنین وجود برخی خاندانهای [[سخاوت]] و [[کرم]] در این [[طایفه]]، از دیگر اخبار این قوم در [[دوران جاهلیت]] است که برخی منابع بدان پرداختهاند. [[بیت]] [[سعد بن عباده]] از جمله این [[خاندانها]] بودند که به گفته برخی چهار<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۵.</ref> و به نقل [[ابن کلبی]] (م. ۲۰۴ [[هجری]])، تا هفت پدر و جد او تا طریف بن [[خزرج]] بن ساعده به امر [[اطعام]] [[مردم]] [[اشتغال]] داشتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۱.</ref>. [[سعد بن عباده]] -که از کُمّلین [[دوران جاهلی]] به شمار میرفت-<ref>«کامل» در دوران جاهلی به کسی گفته میشد که هم از سواد خواندن و نوشتن بهرهمند بود و هم در شنا و تیراندازی مهارت داشت. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۰-۴۶۱)</ref> نیز از جمله این سخاوتمندان بود. وی و برخی دیگر، در ایام [[جاهلی]] بر فراز برجهای منطقه میرفتند و ندا در میدادند که هر کس گوشت و چربی میخواهد به کوشکهای [[دیلم بن حارثه]] ([[منزل]] سعد بن عباده) بیاید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۵۵.</ref>. [[قیس بن سعد]] نیز در [[سخاوت]] به سان پدر بود و همان کار پدر را انجام میداد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۵.</ref>. | |||
===ادیان جاهلی بنی ساعده=== | |||
====بت پرستی==== | |||
بنی ساعده نیز چونان دیگر [[مردمان]] [[اوس و خزرج]] در پیش از [[اسلام]] [[آیین]] وثنیت و [[بتپرستی]] برگزیده بودند. آنان بتهای زیادی را که از قدیمیترین آنها [[بت]] «[[منات]]» بود، به خدایی گرفته بودند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۵.</ref> و به [[ترویج]] [[پرستش]] آن در [[مدینه]] میپرداختند. از بزرگترین این مروجان در میان [[خزرج]] میتوان به نام عباده و [[دلیم]] -پدر و جد [[سعد بن عباده انصاری]]- و حتی خود سعد بن عباده تا پیش از [[مسلمانی]] اشاره کرد<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۵.</ref>. این بت در منطقه [[حجاز]] و تهامه و در [[ساحل]] [[دریای سرخ]] میان [[مکه]] و مدینه در هفت میلی مدینه در محلی به نام «[[مشلّل]]» [[نصب]] شده بود و [[معبود]] شعب گوناگون [[ازدی]] اعم از اوس و خزرج، [[خزاعه]]، [[غسان]] (نه [[غسانیان]] [[مسیحی]]) و [[ازد]] شنوءه به شمار میرفت<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴؛ محمد ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۹.</ref>. [[ازدیان]] این بت را که [[الهه]] [[قضا و قدر]] بود و [[حاجات]] آنان و به ویژه [[بارش باران]] را برآورده میکرد<ref>زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۴۲۳؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۲۵۰.</ref>، بزرگ میداشتند و برایش [[قربانی]] کرده، هدایایشان را نثارشان میکردند. آنان نزد این [[بت]] [[تهلیل]] ([[هلهله]] و فریاد کشیدن) میکردند و [[حج]] میگذاردند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۰۴.</ref>. [[ابن کلبی]] (م. ۲۰۴ [[هجری]]) در تشریح بیشتر این مطلب، در کتاب «الاصنام» مینویسد: «[[مناة]] بتی بود متعلق به [[قبیله]] [[هذیل]] و [[خزاعه]]، که در [[ساحل]] دریا در ناحیه [[مشلل]] در محلی موسوم به «قُدید» میان [[مکه]] و [[مدینه]] قرار داشت. این بت را همه [[عرب]]، بهویژه [[اوس و خزرج]] [[محترم]] میشمردند و برای آن قربانی انجام میدادند و [[هدیه]] نثارش میکردند. [[مردم]] قبیله اوس و خزرج چون به حج میرفتند، پس از بازگشت سر خود را در نزد [[منات]] میتراشیدند و آن را اتمام حج خود میپنداشتند»<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴.</ref>. بنا بر نقل برخی گزارشها، بنی ساعده علاوه بر [[پرستش]] بت منات، در خانههای خود در یثرب نیز بتهایی را برای پرستش نگهداری میکردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱.</ref>. | |||
ساعدیها همچنین، در کنار [[اقوام]] [[اوسی]] و [[خزرجی]] خود به انجام [[مناسک حج]] اهتمامی ویژه داشتند. آنان در ماه [[ذیحجه]] [[احرام]] میبستند و به مکه میرفتند و پس از [[طواف]] و وقوف در [[عرفه]] و [[منا]]، مکه را به قصد منطقه مُشَلَّل در ساحل [[دریای سرخ]] ترک میکردند. آنها پس از ذکر تلبیه منات، طواف و قربانی، سرهای خود را نزد این بت تراشیده، از احرام بیرون میآمدند<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۴؛ ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۳۶ و ۲۰۴.</ref>. آنها برای منات چنین تلبیه میگفتند: {{عربی|لبَّيك اللّهمّ لبَّيك، لبَّيك، لولا ان بكرا دونك}}<ref>ر.ک: ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۱۳؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۳۷۵.</ref>. | |||
====یهودیت==== | |||
ارتباط وثیق مردم اوس و خزرج با [[یهودیان]]، موجب شد تا اقلیتی از [[ازدیان]] ساکن در نواحی یثرب به [[دین یهود]] در آیند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref> که برخی از [[مردمان]] بنی ساعده نیز از جمله آنان بودند. نخستین و [[جامعترین]] سندی که از [[نفوذ]] قابل توجه [[آیین یهود]] در بین [[اوسیان]] و [[خزرجیان]] یثرب در دست است را باید [[عهدنامه]] [[پیامبر]]{{صل}} با تیرههای گوناگون [[یهودیان]] [[مدینه]] در بدو ورود خود به مدینه دانست. این عهدنامه صریحاً به یهودیان تیرههای مختلف [[خزرج]] همچون [[بنی عوف]]، [[بنی نجار]]، بنی ساعده، [[بنی حارث]] و بنی جُشَم و نیز یهودیان [[اوس]] اشاره شده که بیان از رواج گسترده آیین یهود در یثرب و طوایفی چونان بنی ساعده دارد. در این [[پیماننامه]] تأکید شده بود که تمامی یهودیان بنی نجار، بنی حارث، بنی ساعده، [[بنی جشم]]، بنی اوس و...، همانند یهودیان بنی عوف، در [[الزام]] به [[پایبندی]] مفاد این عهدنامه، در [[حکم]] یک امتند و [[ظلم]] و [[تعدی]] و [[پیمانشکنی]] و [[ارتکاب جرم]] و [[گناه]] هر یک از ایشان، موجب [[هلاکت]] خاندانشان است<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۰۳؛ ابی یعلی، مسند، ج۴، ص۲۶۷؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۲۷۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||