جامعه‌شناسی در معارف و سیره علوی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۳۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

جامعه‌شناسی[۱]

در بحث جامعه‌شناسی دو مطلب اهمیت ویژه‌ای دارد و آثار فراوانی از لحاظ ساختار نظام اقتصادی به دنبال دارد که عبارتند از: الف. مسئله اصالت فرد یا اصالت جامعه؛ ب. مسئله سنت‌های الهی حاکم بر جوامع و انسان‌ها. این که آیا جامعه اصیل است یا فرد و افراد، یا اینکه باید دیدگاه سومی را پذیرفت، چنان دقیق و پیچیده است که پرداختن به آن و پیامدهایش مجال دیگری می‌طلبد. همچنین آیا می‌توان با کلمات امام علی(ع) یکی از دو دیدگاه معروف - اصالت فرد یا جامعه - را تأیید کرد یا با استناد به کلمات آن حضرت آیا می‌توان به دیدگاه سومی دست یافت، کاری مشکل‌تر از اصل بحث است. به هر حال ما ابتدا به نحو اختصار به تبیین نظریه اصالت فرد و جامعه پرداخته، به پیامدهای اقتصادی هر یک اشاره‌ای مختصر می‌کنیم؛ آن‌گاه به جست‌و‌جو در کلمات امیرمؤمنان(ع) می‌پردازیم.[۲]

جامعه

اگر افراد انسان با پذیرش قوانین و سنن خاصی، به همدیگر پیوند خورند و زندگی دسته جمعی داشته باشند، جامعه را تشکیل می‌دهند. شهید مطهری (ره) در تعریف جامعه می‌نویسند: جامعه عبارت است از مجموعه‌ای از انسان‌ها که در جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسله عقیده‌ها و ایده‌ها و آرمان‌ها در یکدیگر ادغام شده‌اند و در یک زندگی مشترک غوطه‌ورند[۳]. چه دیدگاه اصالت فرد پذیرفته شود یا اصالت جامعه و یا دیدگاه سومی مقبول افتد، جامعه‌ای وجود خارجی دارد که ترکیبی از افراد باشد.[۴]

نظریه اصالت فرد و آثار اقتصادی آن

نظریة اصالت فرد، یکی از اساسی‌ترین نظریه‌های لیبرالیسم است. بر اساس این نظریه، آن‌چه در اجتماع وجود حقیقی دارد، افرادند که در هویت و اثر، مستقل از یکدیگرند. وجود حقیقی و اصیل از آن افراد است و جامعه تنها وجود اعتباری دارد که افراد آن، اهداف و راه‌های دسترسی به آن را مستقل از دیگران تعیین کرده، شخصیت خود را می‌سازند و همین هویت‌های مستقل افراد، هویت اعتباری جامعه را می‌سازد. نتیجه چنین دیدگاهی، آن است که هویت حقیقی و اصیل فرد همیشه بر هویت اعتباری و غیراصیل جامعه مقدم است و هنگام تعارض بین منافع فرد و جامعه، باید منافع فرد مقدم شود؛ بلکه میان امر اصیل و حقیقی، و امر غیراصیل و اعتباری، بر اساس نظریه«دست نامرئی اسمیت»، هیچ‌گاه تعارضی به وقوع نمی‌پیوندد. بدین ترتیب افراد ملزم به اطاعت از هیچ نهاد دینی یا غیردینی به نام دولت نیستند و دنبال کردن منافع فردی، تضمین کننده منافع افراد اجتماع است. همچنین در بعد معرفت‌شناسی بر اساس نظریه اصالت فرد به این نتیجه می‌رسند که پدیده‌های اجتماعی، چیزی جز مجموعه‌ای از افراد که با هم نسبت‌های گوناگون دارند، نیست. در اقتصاد، الگوی مصرف کل، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کل، عرضه و تقاضای کل در بازار کالا و خدمات و همچنین در بازار کار و... از همین روش ساخته می‌شود؛ یعنی ابتدا الگویی که توضیح دهنده رفتار مصرفی یا سرمایه‌گذاری و... فرد نمونه است به دست می‌آید، سپس الگوی کلان از جمع افقی الگوهای فردی.[۵]

نظریه اصالت جامعه و آثار اقتصادی آن

شهید مطهری در تبیین این نظریه می‌نویسند: جامعه، مرکب حقیقی است... افراد انسان در مرحله قبل از وجود اجتماعی هیچ هویت انسانی ندارند؛ ظرف خالی می‌باشند که فقط استعداد پذیرش روح جمعی را دارند. انسان‌ها قطع نظر از وجود اجتماعی، حیوان محض می‌باشند که تنها استعداد انسانیت دارند و انسانیت انسان - یعنی احساس «من» انسانی، تفکر و اندیشه انسانی، عواطف انسانی و بالاخره آن‌چه از احساس‌ها، تمایلات، گرایش‌ها، اندیشه‌ها و عواطف که به انسانیت مربوط می‌شود- در پرتو روح جمعی پیدا می‌شود، و این روح جمعی است که این ظرف خالی را پر می‌کند و این شخص را به صورت شخصیت در می‌آورد. روح جمعی همواره با انسان بوده [است] و با آثار و تجلیات خود از اخلاق، مذهب، علم، فلسفه و هنر همیشه خواهد بود. تأثیر و تأثرها و فعل و انفعال‌های روحی و فرهنگی افراد در یکدیگر، به واسطه روح جمعی و در پرتو روح جمعی پیدا می‌شود؛ نه مقدم بر آن و در مرحله پیش از آن، و در حقیقت، جامعه‌شناسی انسان مقدم بر روان‌شناسی او است[۶].

بر اساس نظریه اصالت جامعه، مفاهیم اجتماعی، بدون تمسک به مفاهیم ناظر بر افراد و روابطشان تفسیر می‌شود و تبیین پدیده‌های اجتماعی را با قوانین علی حاکم بر آنها ممکن می‌داند. بنابراین، از جنبه ارزشی اصالت جامعه می‌توان به تقدم منافع جامعه بر منافع فرد حکم کرد. نظریه اصالت فرد و جامعه[۷] و دیدگاه امام علی(ع) بر اساس این نظریه، افراد در جامعه، هویت و شخصیت مستقل دارند. افراد انسان هر یک با سرمایه فطری و همچنین سرمایه‌ای اکتسابی از طبیعت، وارد زندگی اجتماعی می‌شوند و از نظر روحی در یکدیگر ادغام شده، هویت روحی جدیدی که از آن به «روح جمعی» تعبیر می‌شود، حاصل می‌گردد. این روح جمعی، از تأثیر و تأثر حقیقی افراد حاصل می‌شود و شبیه و نظیر ندارد. این روح، می‌تواند بر هویت برخی افراد اثر گذارد؛ همان‌گونه که برخی افراد چنان قدرتی دارند که می‌توانند بر این روح جمعی اثر گذاشته، اندیشه‌ها، عواطف و به طور کلی فرهنگ جامعه را عوض کنند.

به عقیده شهید مطهری اسلام نظریه اصالت فرد و جامعه را تأیید می‌کند و می‌پذیرد: قرآن برای امت‌ها (جامعه‌ها) سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قایل است. بدیهی است که «امت» اگر وجود عینی نداشته باشد، سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصیان معنا ندارد. اینها دلیل است که قرآن به نوعی حیات قایل است که حیات جمعی و اجتماعی است[۸]. آن‌گاه برای اثبات سخن خود به آیاتی تمسک می‌کند که جامعه را مخاطب قرار داده است؛ همانند: ﴿لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ[۹]؛ ﴿كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا[۱۰]؛ ﴿زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ[۱۱][۱۲]. شایان توجه است که این آیات، بعد اصیل بودن جامعه را اثبات می‌کند؛ اما اصالت فرد، از نظر اسلام امری مسلم و بی‌نیاز از تفصیل است.

شهید مطهری فرمایشی را از امام علی(ع) نقل کرده، از آن استفاده می‌کند که کلام حضرت نیز مانند برخی از آیات قرآن دلالت بر یک نوع روح جمعی، غیر از افراد و روح فردی آنها دارد: ای مردم، همه افراد جامعه در خشنودی و خشم شریکند؛ چنان که شتر ماده ثمود را یک نفر، پی کرد، اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت؛ زیرا همگی آن را پسندیدند. خداوند سبحان می‌فرماید: «ماده شتر را پی کردند و سرانجام پشیمان شدند»[۱۳]. سرزمین آنان همچون آهن گداخته‌ای که در زمین نرم فرو رود، فریادی زد و فرو ریخت[۱۴].

این بیان، پی کردن شتر صالح را که یک فرد مرتکب شده بود، به همه آن قوم نسبت داده، همه را مرتکب جرم می‌شمارد؛ همچنان که همه آنان را مستحق مجازات می‌داند. این امر بدان دلیل است که این مردم یک تفکر اجتماعی و به اصطلاح یک روح جمعی داشتند[۱۵]. شهید مطهری در توضیح سخن امام علی(ع) می‌نویسند: اینجا نکته‌ای است که خوب است یادآوری شود و آن اینکه خشنودی به گناهی، مادام که صرفاً خشنودی می‌باشد و عملاً شرکت در آن گناه تلقی نشود، گناه شمرده نمی‌شود؛ مثلاً فردی گناه می‌کند و دیگری پیش از گناه یا بعد از آن، از آن آگاه می‌شود و از آن خشنود می‌گردد. حتی اگر به مرحله تصمیم برسد و به مرحله عمل نرسد، باز هم گناه تلقی نمی‌شود؛ مثل این که خود فرد تصمیم به یک گناه می‌گیرد؛ ولی عملاً به انجام نمی‌رسد. خشنودی، آن‌گاه گناه تلقی می‌شود که نوعی شرکت در تصمیم گناه یک فرد و به نوعی مؤثر در تصمیم او و عمل او تلقی شود. گناهان اجتماعی از این قبیل است. جو اجتماعی و روح جمعی به وقوع گناهی خشنود می‌گردد و آهنگ آن گناه را می‌نماید و یک فرد از افراد اجتماع که خشنودی‌اش جزئی از خشنودی جمع و تصمیمش جزئی از تصمیم جمع است، مرتکب آن گناه می‌شود، و در این جا است که گناه فرد، گناه جمع است. سخن نهج‌البلاغه... ناظر به چنین حقیقتی است نه به خشنودی و خشم محض که به هیچ وجه شرکت در تصمیم و عمل شخص مباشر گناه محسوب نشود[۱۶].

از تحلیل‌های پیشین چنین بر می‌آید که در عباراتی که امام علی(ع) جامعه و امت را خطاب می‌کند، گویی مخاطبش یا مدلول کلامش «روح جمعی» است. از این رو شاید بتوان نظریه اصالت جامعه را از آنها استنباط کرد. یک نمونه آن گذشت؛ نمونه دیگر آنجا است که می‌فرماید: «إن ید الله مع الجماعة»[۱۷]؛ «به درستی که دست خدا با جماعت است». جامعه اسلامی، «روح و هویت جمعی» اسلامی، کانون نزول برکات الهی است. در گفتار دیگری می‌فرماید: «عرب‌ها امروز اگرچه به شمار اندکند، با وجود اسلام بسیارند و به سبب اجتماع عزیز و پیروزند»[۱۸]. حضرت به اندک بودن افراد عرب، تصریح می‌فرمایند؛ اما در همین کلام به کثرت آنان به سبب وجود اسلام و در نتیجه پیروزی ایشان نیز اشاره دارند. به یقین این کثرت و پیروزی ناظر به افراد نیست؛ بلکه به «روح و هویت جمعی» بر می‌گردد که حقیقتی انکارناپذیر است. ایشان کثرت و پیروزی را به افراد عرب نسبت نمی‌دهد؛ بلکه به امری دیگر به نام جامعه اسلامی منسوب می‌دارد. آری؛ تأکید امیرمؤمنان(ع) بر توانایی افراد برای حرکت در مسیری بر خلاف روح جمعی حاکم بر جامعه، فراوان است و سیره ایشان و برخی از اصحابشان مانند سلمان و ابوذر، دلالت روشنی بر آن دارد؛ مثلاً: «هر که عملش او را واپس دارد، نسبش سبب نشود که پیش افتد. هر که شرافت و حسب خود را از دست بدهد، شرافت و حسب نیاکان، سودش ندهد»[۱۹]. این سخن دلالت دارد که هویت و شخصیت افراد در گرو اعمالشان است و منسوب بودن به افراد بزرگ، احزاب، گروه‌ها و... در حقیقت و ماهیت او تغییر ایجاد نمی‌کند؛ زیرا ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ[۲۰]. بنابراین امام علی(ع) نه نظریه رایج اصالت فرد را، و نه اصالت جامعه را به بدان نحو که گفتیم - می‌پذیرند؛ بلکه از مجموع سخنان گوناگون آن حضرت و سیره ایشان بر می‌آید که دیدگاه سوم (نظریه اصالت فرد و جامعه) را قبول دارند.[۲۱]

برخی نتایج دیدگاه امام علی(ع)

بر اساس نظریه اصالت فرد، در مقام ارزش‌گذاری به این نتیجه می‌رسیم که باید منافع فرد بر منافع جامعه مقدم باشد؛ زیرا منافع جامعه امری موهوم است و تنها منافع فرد اصالت و حقیقت دارد. از سوی دیگر، بر اساس نظریه اصالت جامعه، مطلب برعکس است و در مقام تعارض، باید منافع جامعه مقدم گردد. اما بر اساس دیدگاه امیرالمؤمنین علی(ع) نمی‌توان یک حکم قاطع به نفع افراد یا جامعه صادر کرد؛ بلکه در مقام ارزش‌گذاری، هر جا باید سهم فرد یا افراد و جامعه را سنجید و بر اساس مقدار وزن و میزان سهم هر یک از فرد یا جامعه، ضرر یا منفعتی فرد یا جامعه را لحاظ کرد. البته بر اساس تفسیری که از «سود» در دیدگاه امام علی(ع) ارائه شد، تعارض بین منافع افراد و جامعه کم‌تر اتفاق می‌افتد و اگر در مواردی بین منافع افراد و جامعه تزاحمی پیش آمد، باید به حسب سهم هر یک از آن دو (فرد و جامعه) در برابر سود و ضرر، منفعت و خسارت تقسیم شود. در بحث روش‌شناسی بر اساس دیدگاه امام علی(ع) نمی‌توان پذیرفت که پدیده‌های اجتماعی صرفاً مجموعه‌ای از افرادند که با هم نسبت‌های گوناگون دارند و الگوهای کلان، جمع افقی الگوهای فردی است؛ بلکه افراد یک جامعه در رفتار و اندیشه یکدیگر تأثیر دارند و هویت و شخصیت افراد، تحت تأثیر هم واقع می‌شود. در نتیجه نمی‌توان گفت که الگوهای اقتصادی کلان، صرفاً جمع جبری افقی اثرهای افرادند؛ بلکه تأثیر و تأثر افراد بر همدیگر می‌باید کانون توجه قرار گیرد.[۲۲]

سنت‌های الهی حاکم بر جوامع انسانی در نگاه علی(ع)

مقصود از سنت‌های الهی، سلسله‌ای از قضایای شرطی است که در صورت وجود شرط یا سبب، جزا و مسبب نیز حاصل خواهد شد. این قضایای شرطی از طبیعت زندگی انسان و رفتار او در جهان پیرامونش استخراج می‌شود. به طور کلی بازگشت سنت‌های الهی، به این اصل کلی است که جامعه و افراد آن هنگامی صعود می‌کنند و قابلیت بقا می‌یابند که امکانات و توانایی‌های خود را در مسیری قرار دهند که خداوند به وسیله پیامبران تعیین کرده است، و خود را با عالم هستی که خواه ناخواه در برابر خدا خضوع دارد، منطبق سازند و بین خود و اراده الهی رابطه ایجابی برقرار کنند و مسئولیت خود را در برابر حق بشناسند؛ در مقابل، اگر جامعه‌ای یا افراد آن با اراده الهی رابطه سلبی داشته باشند و امکانات خود را در راه رسیدن به تکامل انسانی مصرف نکنند، دچار سرنوشتی شوم خواهند شد. با کشف این سنت‌ها و رعایت آنها، انسان می‌تواند خود را اصلاح کرده، سرنوشتی مطلوب و پسندیده‌ای برای خود و جامعه‌اش رقم زند.

امیرالمؤمنین علی(ع) در برخی نامه‌ها، خطبه‌ها و کلمات حکمت‌آمیز خود، سنت‌های الهی را که حاکم بر تاریخ است، یادآور می‌شود و از مردم می‌خواهد که از سرنوشت امت‌های گذشته عبرت گیرند و پند بیاموزند؛ زیرا همان سنت‌ها و قوانین و نوامیسی که بر پیشینیان جاری بود، در تمام جوامع بشری جریان خواهد داشت. هرچند جریان‌های تاریخی، قضایای منحصر به فردند و قابلیت بازیابی مجدد ندارند، قوانین منتزع از آنها همیشه و همه جا حاکمیت دارد و غفلت از آنها خسارات عظیمی به بار می‌آورد[۲۳]. امام علی(ع) می‌فرماید: ای بندگان خدا، روزگار بر باقی‌ماندگان چنان گذرد که بر گذشتگان گذشته است. آن‌چه رفته، بازنگردد و آن‌چه بر جای مانده، جاودانه نخواهد ماند. کردارش در پایان، همان است که در آغاز بود. حوادثش، بر یکدیگر پیشی گرفته، در می‌رسند و نشانه‌های آن همراه یکدیگرند[۲۴]. امام علی(ع) در این گفتار و مشابه آن، یک حقیقت مهم را به همه انسان‌ها خاطرنشان می‌سازد: آن‌چه در تمام جریان‌های اجتماعی و سقوط یا اوج‌گیری تمدن‌ها حاکمیت مطلق دارد، اراده الهی است که در قالب سنت‌ها بروز می‌کند. به بیان قرآن، این سنت‌ها ثابت و تغییرناپذیرند: ﴿فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا[۲۵]. امام علی(ع) علاوه بر بیان سنت‌ها، به نحو کلی و عام، نمونه‌های فراوانی از آنها را برمی‌شمارد تا مردم و جوامع بشری با درک درست موضوع و موارد آنها، راه سعادت و شقاوت خود را بیابند و بدانند که سنت‌های الهی اموری تصادفی و بدون برنامه نیست و منافاتی با اختیار و آزادی انسان‌ها ندارد؛ بلکه بشر می‌تواند با شناخت سنت‌های الهی، به آینده بهتری امیدوار باشد و نیز خود را در معرض هلاکت و نابودی قرار ندهد.[۲۶]

منابع

پانویس

  1. برای تحقیق بیشتر در این باره. ر.ک: مطهری، مرتضی، ج۲، مجموعه آثار، ج۲، ص۳۳۲، ۳۴۹؛ لیتل، دانیل، تبیین در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالکریم سروش؛ میر معزی، سید حسین، نظام اقتصادی اسلام، ص۴۹-۵۵؛ ۹۲-۱۰۱.
  2. یوسفی، احمد علی، مقاله «مبانی فلسفی نظام اقتصادی»، دانشنامه امام علی ج۷ ص ۴۶.
  3. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۳۳۲.
  4. یوسفی، احمد علی، مقاله «مبانی فلسفی نظام اقتصادی»، دانشنامه امام علی ج۷ ص ۴۶.
  5. یوسفی، احمد علی، مقاله «مبانی فلسفی نظام اقتصادی»، دانشنامه امام علی ج۷ ص ۴۶.
  6. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۳۳۷ - ۳۳۸.
  7. برای تحقیق بیش‌تر در این باره، ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ص۳۳۹.
  8. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ص۳۳۹.
  9. «و هر امّتی را زمانه‌ای است و چون زمانه آنان سر آید نه ساعتی واپس می‌روند و نه پیش می‌افتند» سوره اعراف، آیه ۳۴.
  10. «و هر گروهی را می‌بینی که به زانو درآمده است، هر گروهی به سوی کارنامه‌اش فرا خوانده می‌شود، امروز برابر با آنچه می‌کرده‌اید پاداش می‌بینید» سوره جاثیه، آیه ۲۸.
  11. «بدینسان ما کردار هر امتی را (در دیدشان) آراسته‌ایم» سوره انعام، آیه ۱۰۸.
  12. ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۳۴۰.
  13. ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ «پس، آن را پی کردند و پشیمان شدند» سوره شعراء، آیه ۱۵۷.
  14. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۲۰۱، ص۴۲۲.
  15. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۳۴۱-۳۴۲.
  16. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۳۴۲.
  17. نهج البلاغه، خطبه ۱۲۷.
  18. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶.
  19. نهج البلاغه، حکمت ۳۷۸.
  20. «هر کس در گرو کاری است که انجام داده است» سوره مدثر، آیه ۳۸.
  21. یوسفی، احمد علی، مقاله «مبانی فلسفی نظام اقتصادی»، دانشنامه امام علی ج۷ ص ۴۶.
  22. یوسفی، احمد علی، مقاله «مبانی فلسفی نظام اقتصادی»، دانشنامه امام علی ج۷ ص ۵۱.
  23. برای آشنایی بیش‌تر رجوع شود به: جعفری، یعقوب، بینش تاریخی نهج البلاغه، ص۱۱۰-۱۱۳.
  24. نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.
  25. «هرگز برای سنت خداوند دگرگونی نخواهی یافت و هرگز برای سنّت خداوند جابه‌جایی نخواهی یافت» سوره فاطر، آیه ۴۳.
  26. یوسفی، احمد علی، مقاله «مبانی فلسفی نظام اقتصادی»، دانشنامه امام علی ج۷ ص ۵۲.