آیه اکمال دین در حدیث

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط فرقانی (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۸ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۲۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

آیه اکمال دین،﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱] بخشی از آیه سوم سوره مائده است. این آیه یکی از دلایل شیعه برای اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) است. در این آیه از روزی سخن به میان آمده که چهار امر مهم در آن رخ داده است که عبارت‌اند از: مأیوس شدن کافران، کامل شدن دین، تکمیل نعمت الهی و پذیرش دین اسلام به عنوان آیین نهایی انسان‌ها. شیعیان بر اساس احادیث اهل‌بیت(ع) معتقدند، با اعلام جانشینی امیرالمؤمنین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) در این روز، این امور محقق گردید. شیعیان معتقدند آیۀ اکمال دین در روز هجده ذی الحجه سال دهم هجری در محلی به نام غدیر خم نازل شده است، اما اهل سنت نزول آیه را در نهم ذی الحجه (روز عرفه) سال دهم هجری می‌دانند. تمامی روایاتی که بیانگر نزول آیه در نهم ذی الحجه است به قولی از خلیفه دوم برمی گردد زیرا او تنها کسی بود که در زمان خودش معتقد بود آیه اکمال دین در روز عرفه نازل شده است.

شان نزول آیه در روایات

روایات شیعه

از منظر شیعه این آیه بعد از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) در غدیر‌خم، نازل شده است. از ائمه اطهار(ع) روایاتی در این‌باره به ما رسیده است. در مصادر شیعی حدیث نزول آیه اکمال درباره ولایت امام علی (ع) از رسول مکرم اسلام (ص)[۲]، امام علی (ع)[۳]، امام باقر (ع)[۴]، امام صادق (ع)[۵]، امام رضا (ع)[۶]، امام حسن عسکری (ع)[۷]، عبدالله بن عباس[۸]، ابوهریره[۹] و زید بن ارقم[۱۰] نقل شده است.[۱۱]

چند نمونه:

  1. امام رضا(ع) فرمودند که خداوند در حجة الوداع آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ را نازل نمود.امر امامت از امور نهائی دین است. پیامبر(ص) مردم را ترک نکرد مگر بعد از اینکه نشانه‌های دین را بیان نمود و راه را برای مردم روشن نمود و علی(ع) را به عنوان نشانه و امام برای مردم تعیین نمود[۱۲].
  2. امام باقر(ع) فرمودند: فرائض الهی یکی بعد از دیگری نازل می‌شد. ولایت آخرین فریضه بود که خداوند آن را با آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ نازل نمود. خداوند با این آیه بیان می‌کند که فرائض را کامل نمودم و بعد از فریضه ولایت، فریضه‌ای نازل نمی‌کنم[۱۳].[۱۴].
  3. کلینی در حدیثی صحیح السند از طریق علی بن ابراهیم از پدرش از ابن ابی عمیر از عمر بن اذینه از چند نفر و آنها از امام باقر (ع) چنین نقل کرده‌اند که: فرایض یکی پس از دیگری نازل می‌شد و ولایت آخرین آنها بود که نازل شد و در پی آن خداوند ـ عزوجل ـ فرمود: «امروز برای شما دینتان را کامل و نعمتم را برای شما تمام کردم» آنگاه امام [در تبیین آیه] فرمود: خداوند می‌فرماید: پس از این فریضه، واجب دیگری برای شما نازل نخواهم کرد؛ زیرا [با امر ولایت] فرایض کامل شد»[۱۵].این مضمون که امر ولایت را آخرین فریضه نازل شده از جانب خدا می‌داند، در چندین روایت شیعی به چشم می‌خورد[۱۶].[۱۷]
  4. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: برای پیامبر(ص) شبه منبری درست کردند و ایشان بالای آن قرار گرفت و من را خواند و بازویم را گرفت و بلند کرد و فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی نیز مولای اوست.... خداوند نیز آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ را نازل نمود. پس ولایت من نهایت دین و رضایت پروردگار است[۱۸].
  5. پیامبر(ص) قبل از وفات خویش خبر ارتحال خود را به مردم داده بود و منافقین در نقشه تخریب دین بعد از رسول‌ خدا(ص) بودند (که خلافت را بدون دردسر به نام خود تمام کنند) اما بعد از واقعه غدیر‌خم گفتند که حیله و نقشه ما باطل شد که خداوند آیه ﴿الیوم یئس الذین کفروا من دینکم را نازل نمود[۱۹]. اما به فرموده امام صادق(ع) کفر پیشگان مایوس شدند ولی ظالمین طمع کردند[۲۰].
  6. بعد از اعلام ولایت امام علی(ع)شک کنندگان و منافقین و صاحبان دل‌های مریض از فرمایش پیامبر(ص) بیزاری جستند و به آن راضی نشدند و آن را حکم قطعی ندانستند که آیه نازل شد و پیامبر(ص) فرمود: قطعا نهایت دین و نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من به سبب ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب بعد از من است[۲۱].[۲۲].

روایات اهل سنت

اهل سنت در مورد شان نزول این آیه اختلاف دارند، برخی گفته‌اند: این آیه روز جمعه، بعد از ظهر روز عرفه در حجة الوداع سال دهم هجرت نازل شد و پیغمبر(ص) سوار بر ناقه عضباء (گوش شکافته) بود. جمع زیادی از علمای اهل سنت این آیه را در رابطه با اعلام ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) ذکر کرده‌اند که برخی از ایشان از قرن چهارم تا قرن دهم عبارت‌اند از: محمد بن جریر طبری؛ دارقطنی؛ حاکم نیشابوری؛ ابن مردویه اصفهانی؛ ابونعیم اصفهانی؛ بیهقی؛ خطیب بغدادی؛ ابوسعید سجستانی؛ حاکم حسکانی؛ ابن عساکر دمشقی؛ سبط ابن جوزی؛ حموینی جوینی؛ ابن کثیر دمشقی؛ جلال الدین سیوطی و...[۲۳].

علاوه بر اینها علامه امینی" در "الغدیر" و "میر حامد حسین" در "عبقات الانوار" با تتبع در کتاب‌های اهل سنت، شواهد بسیاری از آنان در تأیید و اثبات نزول این آیه در شأن علی ((ع)) آورده‌اند.

به عنوان نمونه:

  1. عبدالرحمن بن حمدان با اسناد از طارق بن شهاب روایت می‌کند که مردی یهودی نزد عمر آمد و گفت یا امیرالمؤمنین شما مسلمانان آیه‌ای در کتابتان می‌خوانید که اگر بر ما نازل شده بود آن روز را عید می‌گرفتیم. عمر پرسید آن آیه کدام است؟ گفت: ﴿الیوم اکملت لکم دینکم عمر پاسخ داد: به خدا من روز و ساعت نزول آن را هم می‌دانم. غروب روز عرفه بود، آن روز که عرفه به جمعه افتاد.
  2. حاکم ابو عبدالرحمن شادیاخی با اسناد از عباد بن عمار روایت می‌کند که ابن عباس آیه بالا را قرائت کرد، و یک یهودی که آنجا بود گفت: اگر این آیه بر ما نازل شده بود روز نزول آن را عید قرار می‌دادیم. ابن عباس پاسخ داد: اتفاقا این آیه در دو عید توامان نازل شد، جمعه و عرفه با هم[۲۴].
  3. اما در تفسیر درالمنثور از ابی هریره و ابی سعید خدری نقل شده که: وقتی رسول خدا(ص) علی(ع) را به امامت در روز غدیر نصب کرد و او را به ولایت خواند،جبرئیل با این آیه نازل شد[۲۵].
  4. همچنین در شواهد التنزیل نیز از ابی هریره و ابی سعید خدری و ابن عباس روایت شده که این آیه مربوط به علی(ع) می‌شود. چنانکه گفته شده وقتی این آیه نازل شد پیامبر(ص) فرمود: الله اکبر که دین کامل شد و نعمت به نهایت رسید و پروردگار به رسالت من و به ولایت علی(ع) بعد از من نعمت را به نهایت رضایت داد. سپس دست امیرالمؤمنین علی(ع) را بلند نمود و فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه». در این هنگام عمر گفت: آفرین بر تو‌ ای پسر ابی‌طالب، در حالی روز بر تو گذشت که مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمن هستی[۲۶].
  5. در مناقب خوارزمی به این مطلب تصریح شده و شرح آن را با واقعه غدیر آورده است[۲۷].

بیان علت نزول آیه در روایات

در متن روایاتی که از شاهدان نزول این آیه یعنی صحابه پیامبر اکرم (ص) به ما رسیده، درباره علت نزول این آیه تنها دو قول ذکر گردیده است:

  1. قول نخست از ابن عباس است که می‌گوید: هنگامی که سوره برائت نازل شد و مشرکان از بیت الحرام رانده شدند، مسلمانان بدون شرکت مشرکان، حج گزاردند. این از اتمام نعمت است که خداوند در این آیه فرموده است: «امروز برای شما دینتان را کامل کردم و نعمتم را به اتمام رساندم»[۲۸].
  2. قول دوم با صراحت می‌گوید علت نزول این آیه به خاطر «نصب ولایت امام علی (ع)» است. این قول از امام علی (ع)[۲۹]، ابوسعید خدری[۳۰] و ابوهریره[۳۱] نقل شده که در آن می‌گوید: چون رسول خدا (ص) علی (ع) را در غدیرخم نصب کرد و مردم را به ولایت او فراخواند، جبرئیل برایشان این آیه را فرود آورد: «امروز دین‌تان را برای شما کامل کردم»[۳۲]. این قول ابن عباس[۳۳] و زید بن ارقم[۳۴] و جابر بن عبدالله انصاری[۳۵] نیز نقل شده است.

بررسی احتمالات در علت نزول آیه

با بررسی احتمالات مختلف و نظر به روایاتی که نزول آیه را در روز غدیر می‌دانند می‌توان به این نتیجه دست یافت که علت نزول این آیه نصب امیرالمؤمنین (ع) به مقام ولایت و امامت استت؛ چراکه قول نخست که تنها از ابن عباس نقل شده، افزون بر آنکه احتمال دارد در مقام بیان یکی از مصادیق اتمام نعمت باشد نه آنکه علت نزول این آیه را بیان کند، مخالف با قول دیگر ابن عباس است که علت نزول را ولایت امام علی (ع) می‌داند[۳۶] و نیز مخالف با ظاهر آیه است که نشان می‌دهد در آن روز حادثه‌ای اتفاق افتاده که موجب اکمال دین (از یک سو) و یأس کفار از دین (از سوی دیگر) شده است و حال آنکه عدم شرکت مشرکان در اعمال حج، موجب اکمال دین و یأس کفار از دین نخواهد بود. این احتمال نیز وجود دارد که حدیث ابن عباس مدرّج باشد؛ یعنی این آیه را به عنوان شاهد در حدیث درج کرده‌اند، بدون آنکه به ناسازگاری آن با رویداد نزول سوره برائت و حذف مشرکان از بیت الحرام توجه داشته باشند.[۳۷]

زمان و مکان نزول آیه

زمان و مکان نزول آیه در روایات

روایاتی که درباره زمان و مکان نزول این آیه نیز نقل شده، دو دسته‌اند: یک دسته زمان نزول را در عرفه می‌دانند و دسته دیگر در غدیرخم و هر دو دسته در مصادر فریقین یافت می‌شود، با این تفاوت که تمام روایات شیعی اعم از روایاتی که بر نزول آیه در عرفه و یا غدیر دلالت دارد، جملگی آنها، علت نزول آیه را «اعلان ولایت امام علی (ع)» می‌دانند. اما روایات اهل سنت مختلف است؛ در برخی این علت بیان نشده و در یک روایت علت نزول «نفی مشرکان از خانه خدا» در حجة الوداع گفته شده است و در برخی از آنها نیز علت نزول آیه، اعلان ولایت امام علی (ع) است. در مصادر اهل سنت بنا به گفته آنان با سند صحیح و با چند طریق، نزول آیه در روز عرفه (در حجة الوداع) بوده است.

ابن کثیر در این باره می‌گوید: نزول آیه در عرفه امری معلوم و مقطوع است. در این باره احادیثی متواتر که در صحت آنها شکی نیست، وارد شده‌اند. قول درستی که شک و تردیدی در آن نیست، این است که آیه در روز جمعه در عرفه نازل شده است»[۳۸]؛

البته این احادیث متواتر نیستند؛ زیرا حداکثر چهار نفر این حدیث را نقل کرده‌اند، هر چند سند برخی از آنها بنا به نظر اهل سنت صحیح است. در مصادر شیعی نیز در تفسیر العیاشی از امام صادق (ع) چنین نقل شده است: هنگامی که رسول خدا (ص) در عرفات در روز جمعه اقامت کردند، جبرئیل نزد ایشان آمد و عرض کرد: ای محمد، خداوند به شما سلام می‌رساند و می‌گوید: به امت خود بگو: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ، امروز برای شما دینتان را به وسیله ولایت علی بن ابی طالب کامل کردم ﴿وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا... و نعمتم را بر شما تمام نمودم و برای شما اسلام را به عنوان دین پسندیدم و پس از این بر شما چیزی نازل نخواهم کرد[۳۹].

کلینی نیز با سند خود از ابی الجارود از امام باقر (ع) چنین نقل می‌کند: «از امام باقر (ع) شنیدم که فرمود: خداوند بر بندگانش پنج چیز را واجب کرد؛ آنان چهار چیز را گرفته و یکی را رها کردند. گفتم: آیا آنها را برای من نام می‌برید؟ فرمود: نماز... سپس زکات نازل شد... آنگاه روزه نازل شد... سپس حج نازل شد... و آنگاه ولایت نازل شد؛ همانا امر ولایت در روز جمعه در عرفه بر پیامبر آمد و خداوند چنین نازل کرد ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي... پس کمال دین به ولایت علی بن ابی طالب (ع) است»[۴۰].

در تفسیر العیاشی این حدیث از جعفر بن محمد الخزاعی نقل شده است. وی (مانند سه حدیثی دیگر که عیاشی از او نقل می‌کند)[۴۱] تنها از پدرش از امام صادق (ع) حدیث نقل می‌کند و فردی مجهول است؛ یعنی توثیق و تضعیفی درباره او نیست[۴۲]. هر دو سند روایت کلینی نیز ضعیف[۴۳] و متن آن نیز مشوش می‌باشد.

دسته دوم این روایات درباره زمان و مکان نزول آیه، بر نزول آن در روز غدیر یا اندکی پس از آن دلالت دارد. این روایات در مصادر شیعی با سند صحیح و طرق متعدد[۴۴] و در مصادر اهل سنت نیز از صحابه‌ای که شاهد نزول آیه بوده‌اند، نقل شده‌اند، هر چند برخی از اهل سنت سند آنها را ضعیف می‌دانند[۴۵].[۴۶]

دیدگاه فریقین در زمان نزول آیه

شیعیان معتقدند آیۀ اکمال دین در روز هجده ذی الحجه سال دهم هجری در محلی به نام غدیر خم نازل شده است، اما اهل سنت نزول آیه را در نهم ذی الحجه (روز عرفه) سال دهم هجری می‌دانند. تمامی روایاتی که بیانگر نزول آیه در نهم ذی الحجه است به قولی از عمر ابن خطاب برمی گردد زیرا او تنها کسی بود که در زمان خودش معتقد بود آیه اکمال دین در روز عرفه نازل شده است، اما علامۀ امینی در کتاب الغدیر، ۱۶ نفر از بزرگان اهل سنت، مانند: محمد بن جریر، طبری، حاکم نیشابوری، حاکم حسکانی، سبط ابن جوزی، ابن کثیر دمشقی، خطیب بغدادی، ابن عساکر و جلال‌الدین سیوطی یاد می‌کند که در کتاب‌هایشان، نزول آیۀ اکمال را در روز ۱۸ ذی‌الحجه می‌دانند و تمام روایات این عده به چهار نفر از صحابه که مورد تأیید اهل سنت است برمی گردد، صحابه‌ای مانند: ابوسعید خدری، ابوهریره، زید بن ارقم و جابر بن عبدالله انصاری.

یکی از افرادی که دربارۀ نزول آیه از این چهار تن روایت نقل کرده ابونعیم اصفهانی است، ایشان از ابوسعید خدری نقل می‌‌کند که پیامبر در غدیر خم، مردم را به سوی امام علی(ع) دعوت کرد و دستور داد تا خارهای زیر درختان را جمع کنند. این جریان در روز پنجشنبه بود. پیامبر(ص)، علی(ع) را صدا زد و دو دستش را گرفت و بالا برد تا اینکه مردم سفیدی زیر بغل رسول خدا(ص) را دیدند. هنوز مردم پراکنده نشده بودند که این آیه نازل شد: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا، سپس رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند بزرگ‌تر است، همان خدایی که دین خود را کامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد و از رسالت من و ولایت علی پس از من، راضی و خشنود گشت»[۴۷].[۴۸]

مؤید اعتقاد شیعه، باور اهل سنت به رحلت رسول خداست. اهل سنت بر این باورند که پیامبر(ص) پس از نزول این آیه، ۸۱ یا ۸۲ روز بیشتر زنده نبوده است، از این‌رو اگر این آیه، روز ۹ ذی‌الحجه نازل شده باشد، ۸۱ یا ۸۲ روز با زمانی که اهل سنت وفات پیامبر را پذیرفتند (۱۲ ربیع‌الاول) هم‌خوانی ندارد؛ چراکه با این حساب مدت زمانِ فاصله رحلت پیامبر، ۹۰ تا ۹۳ روز می‌‌شود، ولی اگر نزول آیه را ۱۸ ذی‌الحجه بدانیم، محاسبه تا ۱۲ ربیع، همان ۸۱ یا ۸۲ روز می‌شود. این مؤید، شاهدی است بر این مطلب که آیۀ اکمال در روز ۱۸ ذی‌الحجه نازل شده است. البته این مؤید، بر اساس دیدگاه شیعیان پذیرفته نیست؛ چراکه بیشتر دانشمندان شیعه معتقدند تاریخ رحلت پیامبر ۲۸ ماه صفر است.

از طرفی مصداق الیوم در آیه اکمال هم به هیچ وجه نمی‌تواند روز عرفه باشد؛ چراکه این روز بر اساس سه احتمال تناسبی با اکمال دین ندارد:

  1. منظور از اکمال دین در روز عرفه، تعلیم مناسک حج باشد، بدین صورت که تا آن زمان مردم حجاز مناسک حج را به صورت تحریف شده انجام می‌دادند، ولی در این سال رسول خدا(ص) خودشان عازم سفر حج شدند و مناسک را به صورت حج ابراهیمی به مردم تعلیم دادند؛ به همین دلیل، تعلیم کامل حج همان اکمال دین خواهد بود؛ اما این احتمال قابل پذیرش نیست؛ زیرا کامل نمودن فرعی از فروع دین، اکمال دین به شمار نمی‌آید.
  2. منظور از اکمال دین در روز عرفه، اجتماع پرشور مسلمانان در مراسم حج بدون حضور مشرکان باشد و از آنجا که مسلمانان بر مکه مسلط شدند، همین امر به معنای اکمال دین تلقی می‌‌شد. این احتمال نیز مردود است؛ زیرا غلبۀ مسلمانان بر مشرکین در سال نهم هجری و یک سال پیش از این واقعه، هنگام نزول آیات برائت اتفاق افتاد بود.
  3. منظور از اکمال دین، بیان تفصیلی تحریم گوشت‌ها باشد. توضیح آنکه میان مشرکان زمان جاهلیت بسیاری از گوشت‌ها حلال بود و خداوند در تحریم آنها بر پایۀ تدریجی بودن بیان احکام، مرحله به مرحله تحریم آنها را شدیدتر کرد که در ابتدا مردار و بعد گوشت خوک و قربانی‌هایی که به نام بت‌ها قربانی شده‌اند را تحریم نمود، بنابراین به اعتقاد این عده بیان تکمیلی و تفصیلی گوشت‌های حرام می‌‌تواند معنی اکمال دین در روز عرفه باشد. این احتمال نیز قابل پذیرش نیست؛ چراکه پس از نزول این آیه هنوز پرونده تشریع باز بوده و احکام جدیدی از طرف پیامبر بیان می‌‌شد، بنابراین اعتقاد به کامل شدن دین در روز عرفه بر این مبنا بی‌پایه و اساس است؛ چراکه پس از اکمال دین، بیان تشریع از طرف پیامبر اسلام(ص) معنایی ندارد[۴۹].[۵۰].

منابع

پانویس

  1. «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.
  2. ر.ک: محمودی، ترتیب الامالی (از امالی طوسی، مجلس ۱۸، ح۴۲)، ج۹، ص۱۴۹-۱۵۰ (از امالی صدوق)، ج۹، ص۱۳۸ - ۱۳۹، ح۵۲۷۵.
  3. کلینی، روضة الکافی، ص۲۷، ح۴؛ محمودی، ترتیب الامالی، ج۸، ص۱۱۹-۱۲۰، ح۴۵۰۹ و ج۹، ص۱۷-۱۸، ح۵۱۱۳.
  4. تفسیر العیاشی، ج۱، ص۹، ح۱۱۷۸.
  5. طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۴۵، ح۳۱۷.
  6. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی صدوق)، ج۳، ص۲۵-۲۶، ح۱۰۹۱.
  7. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی طوسی)، ج۳، ص۳۱۹، ح۱۳۹۰ و نیز ر.ک: صدوق، علل الشرایع، ص۲۴۹، باب ۱۸۲، ح۶.
  8. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی صدوق)، ج۴، ص۱۴۱-۱۴۳، ح۱۶۹۹.
  9. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی صدوق)، ج۴، ص۱۳۶، ح۱۶۹۳ و ج۹، ص۱۳۸، ح۵۳۷۴.
  10. ابن طاووس، التحصین (ملحق به کتاب الیقین)، ص۵۸۴، باب ۲۹.
  11. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۸۴.
  12. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۵ ه ش، ج۱، ص۱۹۹.
  13. کلینی، کافی، ج۱، ص۲۸۹.
  14. میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۷-۳۵۶.
  15. «... وَ كَانَتِ الْفَرِيضَةُ تَنْزِلُ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ الْأُخْرَى وَ كَانَتِ الْوَلَايَةُ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي... قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَيْكُمْ بَعْدَ هَذِهِ فَرِيضَةً قَدْ أَكْمَلْتُ لَكُمُ الْفَرَائِضَ»؛ کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸۹، ح۴.
  16. ر.ک: بحرانی، البرهان، ج۱، ص۴۳۵-۴۴۶. وی از تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم، احتجاج طبرسی، مناقب سید رضی، تفسیر العیاشی و بصائر الدرجات این معنا را ذکر کرده است.
  17. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۸۴.
  18. کلینی، کافی، ج۸، ص۲۷.
  19. کوفی، محمد بن سلیمان، مناقب أمیر‌المؤمنین، ج۲، ص۲۴۱.
  20. ابن طاوس، سید رضی الدین علی، الاقبال، ج۲، ص۲۴۸..
  21. صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۳۵۶، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ش.
  22. میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۷-۳۵۶.
  23. میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۸.
  24. واحدی، علی بن احمد، اسباب النزول، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۱ه ق، ص۱۹۲.
  25. حاکم حسکانی، عبید الله بن احمد، شواهد‌التنزیل، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، اول، ۱۴۱۱ه ق، ج۱، ص۲۰۰ الی ص۲۰۸.
  26. خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، قم، مؤسسه النشرالاسلامی، ص۱۳۵.
  27. میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۷-۳۵۶.
  28. فلما نزلت براءة فنفي المشركون عن بيت الحرام و حج المسلمون لا يشاركهم في البيت الحرام من المشركين فكان ذلك من تمام النعمة و هو قوله تعالى:﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي، طبری، جامع البیان، ج۴، ص۸۱؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۶-۱۷.
  29. کلینی، روضة الکافی، ص۲۷، ح۴؛ محمودی، ترتیب الامالی، ج۸، ص۱۱۹، ح۴۵۰۹.
  30. خوارزمی، مناقب، ص۱۳۵، ح۱۵۲؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ترجمة الامام علی بن ابی طالب (ع)، ج۲، ص۷۵، ح۵۷۵ - ۵۷۸ و ۵۸۵؛ ابن مغازلی، مناقب، ص۱۹، ح۲۴؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۸، ح۲۱۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۶-۱۷؛ واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص۱۳۵. علامه امینی این روایات را تا حدودی استقصا کرده است. ر.ک: امینی، الغدیر، ج۱، ص۴۴۷- ۴۵۸ و ج۱، ص۲۳۰- ۲۳۹ (ط. قدیم).
  31. خوارزمی، مناقب، ص۱۳۵، ح۱۵۲؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ترجمة الامام علی بن ابی طالب (ع)، ج۲، ص۷۵، ح۵۷۵ - ۵۷۸ و ۵۸۵؛ ابن مغازلی، مناقب، ص۱۹، ح۲۴؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۸، ح۲۱۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۶-۱۷؛ واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص۱۳۵. علامه امینی این روایات را تا حدودی استقصا کرده است. ر.ک: امینی، الغدیر، ج۱، ص۴۴۷- ۴۵۸ و ج۱، ص۲۳۰- ۲۳۹ (ط. قدیم).
  32. لما نصب رسول الله (ص) علياً يوم غدير خم فنادى له بالولاية هبط جبريل عليه بهذه الآية: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ.
  33. ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۶، ح۲۱۷.
  34. ر.ک: ابن طاووس، التحصین، ملحق به کتاب الیقین، ص۵۸۴، باب ۲۹.
  35. ر.ک: ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۱، به نقل از ابوالفتح نطنزی در کتاب الخصائص العلویة.
  36. ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۶، ح۲۱۷.
  37. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۸۴.
  38. فإن هذا (أي نزول الآية في عرفة) أمر معلوم مقطوع به... و قد وردت في ذلك احاديث متواترة لا يشك في صحتها... والصواب الذي لا يشك فيه و لا مرية أنها أنزلت يوم عرفة و كان يوم جمعة، ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۲-۱۳. ابن کثیر در کتاب البدایة و النهایة می‌نویسد: و الله ما نزلت الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بايام و الله تعالى أعلم؛ (ج ۵، اواخر سنة عشرة من الهجرة، ص۱۵۵) محققان مسند احمد نیز پس از دیگر روایات نزول این حدیث در روز عرفه، اسناد آن را بنا بر شرط بخاری و مسلم صحیح می‌دانند (ر.ک: ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۳۲۰، ح۱۸۸ و ص۳۷۶، ح۲۷۳).
  39. «لَمَّا نَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ عَرَفَاتٍ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ (ع) فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ قُلْ لِأُمَّتِكَ ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ﴿وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا وَ لَسْتُ أُنْزِلُ عَلَيْكُمْ بَعْدَ هَذَا...»، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۹، ح۱۱۰۸.
  40. «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْعِبَادِ خَمْساً أَخَذُوا أَرْبَعاً وَ تَرَكُوا وَاحِداً قُلْتُ أَ تُسَمِّيهِنَّ لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ الصَّلَاةُ... ثُمَّ نَزَلَتِ الزَّكَاةُ... ثُمَّ نَزَلَ الصَّوْمُ... ثُمَّ نَزَلَ الْحَجُّ... ثُمَّ نَزَلَتِ الْوَلَايَةُ وَ إِنَّمَا أَتَاهُ ذَلِكَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ بِعَرَفَةَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي... وَ كَانَ كَمَالُ الدِّينِ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع)...»، کلینی، الکافی، ج۱، کتاب الحجة، باب ما نص الله ـ عز وجل ـ و رسوله علی الائمة (ع) واحداً فواحداً، ص۲۹۰-۲۹۱، ح۶.
  41. ر.ک: تفسیر العیاشی، ج۳، ص۲۷۷.
  42. ر.ک: خوبی، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۲۶، رقم ۲۲۹۶.
  43. ر.ک: مجلسی، مرآة العقول، ج۳، ص۲۵۹.
  44. ر.ک: مجلسی، مرآة العقول، ج۳، ص۲۶۱. مرحوم بحرانی این احادیث را یک‌جا آورده است. ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۳۴-۴۴۷؛ و نیز ر.ک: قمی مشهدی، کنز الدقائق، ج۴، ص۳۲-۳۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷، ص۵۲.
  45. ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴ و سیوطی، الدر المنثور. ج۳، ص۱۹.
  46. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۸۴.
  47. «اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَی إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ، وَ رِضَا الرَّبِ بِرِسَالَتِی وَ وَلَایَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ مِنْ بَعْدِی»
  48. ر. ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۲۲-۱۲۳.
  49. ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۱۴۶-۱۴۸.
  50. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۳۰۱.