آیه اکمال دین در تفسیر و علوم قرآنی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آیه اکمال، بخشی از آیه ۳ سوره مائده است که به خاطر جمله ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ[۱] در آن، به نام آیه اکمال دین شهرت یافته است[۲]. به اجماع علمای شیعه و به عقیده برخی از مفسران اهل‌سنّت، این آیه در روز هجدهم ذی الحجة و در قضیه غدیرخم نازل شده است از این رو مراد از الیوم، روز غدیر و ولایت آن حضرت است. این آیه بر ولایت و امامت امیرالمومنین {(ع)، نصب الهی آن حضرت و اکمال دین به واسطه ولایت دلالت دارد. شواهد بسیاری از فریقین در تأیید و اثبات نزول این آیه در شأن امام امیرالمومنین (ع) وجود دارد. با این حال برخی از مفسران اهل سنت احتمالات دیگری همچون: روز عرفه، روز فتح مکه، ظهور و بعثت پیامبر (ص) وروزی است که احکام اسلامی درباره گوشت‌های حلال و حرام نازل شد نیز مطرح کرده‌اند.

متن آیه

﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۳].

شأن نزول آیه

شأن نزول آیه از منظر شیعه

از منظر شیعه این آیه بعد از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) در غدیر‌خم، نازل شده است. از ائمه اطهار(ع) روایاتی در این‌باره به ما رسیده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

  1. امام رضا(ع) فرمودند که خداوند در حجة الوداع آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ را نازل نمود.امر امامت از امور نهائی دین است. پیامبر(ص) مردم را ترک نکرد مگر بعد از اینکه نشانه‌های دین را بیان نمود و راه را برای مردم روشن نمود و علی(ع) را به عنوان نشانه و امام برای مردم تعیین نمود[۴].
  2. امام باقر(ع) فرمودند: فرائض الهی یکی بعد از دیگری نازل می‌شد. ولایت آخرین فریضه بود که خداوند آن را با آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ نازل نمود. خداوند با این آیه بیان می‌کند که فرائض را کامل نمودم و بعد از فریضه ولایت، فریضه‌ای نازل نمی‌کنم[۵].
  3. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: برای پیامبر(ص) شبه منبری درست کردند و ایشان بالای آن قرار گرفت و من را خواند و بازویم را گرفت و بلند کرد و فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی نیز مولای اوست.... خداوند نیز آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ را نازل نمود. پس ولایت من نهایت دین و رضایت پروردگار است[۶].
  4. پیامبر(ص) قبل از وفات خویش خبر ارتحال خود را به مردم داده بود و منافقین در نقشه تخریب دین بعد از رسول‌ خدا(ص) بودند (که خلافت را بدون دردسر به نام خود تمام کنند) اما بعد از واقعه غدیر‌خم گفتند که حیله و نقشه ما باطل شد که خداوند آیه ﴿الیوم یئس الذین کفروا من دینکم را نازل نمود[۷]. اما به فرموده امام صادق(ع) کفر پیشگان مایوس شدند ولی ظالمین طمع کردند[۸].
  5. بعد از اعلام ولایت امام علی(ع)شک کنندگان و منافقین و صاحبان دل‌های مریض از فرمایش پیامبر(ص) بیزاری جستند و به آن راضی نشدند و آن را حکم قطعی ندانستند که آیه نازل شد و پیامبر(ص) فرمود: قطعا نهایت دین و نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من به سبب ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب بعد از من است[۹].

شأن نزول آیه از منظر اهل سنت

اهل سنت در مورد شان نزول این آیه اختلاف دارند، برخی گفته‌اند: این آیه روز جمعه، بعد از ظهر روز عرفه در حجة الوداع سال دهم هجرت نازل شد و پیغمبر(ص) سوار بر ناقه عضباء (گوش شکافته) بود. جمع زیادی از علمای اهل سنت این آیه را در رابطه با اعلام ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) ذکر کرده‌اند که برخی از ایشان از قرن چهارم تا قرن دهم عبارت‌اند از: محمد بن جریر طبری؛ دارقطنی؛ حاکم نیشابوری؛ ابن مردویه اصفهانی؛ ابونعیم اصفهانی؛ بیهقی؛ خطیب بغدادی؛ ابوسعید سجستانی؛ حاکم حسکانی؛ ابن عساکر دمشقی؛ سبط ابن جوزی؛ حموینی جوینی؛ ابن کثیر دمشقی؛ جلال الدین سیوطی و...[۱۰].

علاوه بر اینها علامه امینی" در "الغدیر" و "میر حامد حسین" در "عبقات الانوار" با تتبع در کتاب‌های اهل سنت، شواهد بسیاری از آنان در تأیید و اثبات نزول این آیه در شأن علی ((ع)) آورده‌اند.

به عنوان نمونه:

  1. عبدالرحمن بن حمدان با اسناد از طارق بن شهاب روایت می‌کند که مردی یهودی نزد عمر آمد و گفت یا امیرالمؤمنین شما مسلمانان آیه‌ای در کتابتان می‌خوانید که اگر بر ما نازل شده بود آن روز را عید می‌گرفتیم. عمر پرسید آن آیه کدام است؟ گفت: ﴿الیوم اکملت لکم دینکم عمر پاسخ داد: به خدا من روز و ساعت نزول آن را هم می‌دانم. غروب روز عرفه بود، آن روز که عرفه به جمعه افتاد.
  2. حاکم ابو عبدالرحمن شادیاخی با اسناد از عباد بن عمار روایت می‌کند که ابن عباس آیه بالا را قرائت کرد، و یک یهودی که آنجا بود گفت: اگر این آیه بر ما نازل شده بود روز نزول آن را عید قرار می‌دادیم. ابن عباس پاسخ داد: اتفاقا این آیه در دو عید توامان نازل شد، جمعه و عرفه با هم[۱۱].
  3. اما در تفسیر درالمنثور از ابی هریره و ابی سعید خدری نقل شده که: وقتی رسول خدا(ص) علی(ع) را به امامت در روز غدیر نصب کرد و او را به ولایت خواند،جبرئیل با این آیه نازل شد[۱۲].
  4. همچنین در شواهد التنزیل نیز از ابی هریره و ابی سعید خدری و ابن عباس روایت شده که این آیه مربوط به علی(ع) می‌شود. چنانکه گفته شده وقتی این آیه نازل شد پیامبر(ص) فرمود: الله اکبر که دین کامل شد و نعمت به نهایت رسید و پروردگار به رسالت من و به ولایت علی(ع) بعد از من نعمت را به نهایت رضایت داد. سپس دست امیرالمؤمنین علی(ع) را بلند نمود و فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه». در این هنگام عمر گفت: آفرین بر تو‌ ای پسر ابی‌طالب، در حالی روز بر تو گذشت که مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمن هستی[۱۳].
  5. در مناقب خوارزمی به این مطلب تصریح شده و شرح آن را با واقعه غدیر آورده است[۱۴].

زمان و مکان نزول آیه

شیعیان معتقدند آیۀ اکمال دین در روز هجده ذی الحجه سال دهم هجری در محلی به نام غدیر خم نازل شده است، اما اهل سنت نزول این آیه را در نهم ذی الحجه (روز عرفه) سال ده هجری می‌دانند.

تمامی روایاتی که بیانگر نزول آیه در نهم ذی الحجه است به قولی از عمر ابن خطاب برمی گردد زیرا او تنها کسی بود که در زمان خودش معتقد بود آیه اکمال دین در روز عرفۀ نازل شده است، اما علامه امینی در کتاب الغدیر، ۱۶ نفر از بزرگان اهل سنت، مانند: محمد بن جریر طبری، حاکم نیشابوری، حاکم حسکانی، سبط ابن جوزی، ابن کثیر دمشقی، خطیب بغدادی، ابن عساکر و جلال‌الدین سیوطی یاد می‌کند که در کتاب‌هایشان، نزول آیۀ اکمال را در روز ۱۸ ذی‌الحجه می‌دانند و تمام روایات این عده به چهار نفر از صحابه که مورد تأیید اهل سنت است برمی گردد، صحابه‌ای مانند: ابوسعید خدری، ابوهریره، زید بن ارقم و جابر بن عبدالله انصاری[۱۵].

از طرفی مصداق الیوم در آیۀ اکمال هم به هیچ وجه نمی‌تواند روز عرفه باشد، چراکه این روز تناسب زیادی با اکمال دین ندارد، زیرا اگر منظور از اکمال دین در روز عرفه تعلیم مناسک حج و یا بیان تفصیل انواع محرمات گوشتی باشد، در بردارندۀ معنی اکمال دین نیست، چراکه کامل نمودن فرعی از فروع دین (مانند حج و بیان تفصیلی محرمات) نمی‌تواند به معنی اکمال دین باشد. همچنین با توجه به اینکه پس از نزول آیه هنوز پروندۀ تشریع باز بوده و احکام جدیدی از طرف پیامبر بیان می‌‌شد، اعتقاد به کامل شدن دین در روز عرفه منطقی نبوده است، چراکه پس از اکمال دین، بیان تشریع از طرف پیامبر اسلام معنایی ندارد[۱۶].

شرح مفردات آیه

یأس کفار

طبق آیه همه امید کفار و منافقین به روزی بود که رهبری اسلام ـ یعنی شخص رسول اکرم (ص) ـ در میان نباشد تا بتوانند با به دست گرفتن زمام امور، بر موج اسلام‌خواهی توده تازه مسلمان و سطحی‌نگر سوار شوند و حرکت اسلامی را به سمتی که با منافع آنان سازگار است هدایت کنند.

یأس و ناامیدی کامل کفار هنگامی محقق می‌شود که رهبریِ دینی از سوی پروردگار از فرد به نوع و مقام ولایت دینی از شخص به وصف منتقل شود؛ بدین ترتیب در ازمنه بعد، کسی نازل‌منزله رسول اکرم (ص) در هدایت امت و حفظ دین از خطر کفار است که متصف به اوصافی خاص باشد. تعیین چنین فردی، اکمال حقیقی دین، به معنای ضمانت بقای آن است.

بدین ترتیب باید گفت که آیه در مقام «تهدید و ارعاب» است و نه فقط ذکر واقع؛ یعنی: «ای مردم، اگر نعمت ولایت را، که اکمال دینتان و اتمام نعمت بر شماست، پاس داشتید، درباره دینتان ترسی از کفار خارجی و داخلی (یعنی منافقین) نداشته باشید و اگر پاسدار آن نباشید، بدانید که نعمت از دست می‌رود و کفار و منافقین بر شما مسلط می‌شوند[۱۷].

اکمال دین

مفسران شیعه و سنی درباره عبارت «أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ» (دینتان را برایتان کامل کردم) دیدگاه‌های متفاوتی دارند[۱۸]. مفسران شیعه با استناد به روایات اهل‌بیت، منظور از کامل‌شدن دین و نعمت را اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) پس از پیامبر(ص) می‌دانند[۱۹]. مفسرانی همچون علامه طباطبایی با رد دیدگاه‌های مختلف در تفسیر آیه، معتقدند بهترین تفسیر این است که ناامیدی کفار از نابودی اسلام پس از رحلت پیامبر(ص)، اکمال دین و اتمام نعمت به اعلام جانشینی و ولایت امام علی(ع) تفسیر شود[۲۰].

شیعیان باتوجه به آنکه در آیه، از ناامیدی کافران سخن گفته است، معتقدند احکام شرعی به تنهایی نمی‌تواند موجب حفظ دین و مأیوس‌شدن کافران از اسلام شود؛ زیرا ناامیدی کامل کافران زمانی رخ می‌دهد که خداوند برای سرپرستی، نگهبانی و تدبیر امور دین و ارشاد امت کسی را نصب کند که بتواند جانشین پیامبر بوده و دین را تداوم بخشد. در نتیجه آیه اکمال دین مرتبط به واقعه غدیر (۱۸ ذی‌الحجه سال ۱۰ق) و اعلام ولایت امام علی(ع) است[۲۱]. همچنین با اعلام احکام شرعی که در این آیه آمده، احکام اسلام کامل نگردید؛ زیرا پس از آن نیز آیاتی دیگر نازل شد که بیان‌گر احکامی از اسلام بود[۲۲].

نویسنده تفسیر روان جاوید براین باور است که مانعی نيست معتقد باشیم فراز نخستین آيه ۳ سوره مائده هم در همان روز ۱۸ ذی حجه نازل شده باشد و این جمله ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا در میان اول و پایان آیه که مربوط به فروع دین و احکام است مانند جمله معترضه است كه به سبب آن اثبات كمال دين در اصول و فروع می‌شود به گونه‌ای كه ديگر نسخ در آن راه ندارد و مزيدى بر آن متصور نيست و اين دين باقى است تا روز قیامت[۲۳].

مفسران اهل‌سنت به این دلیل که در آغاز و پایان آیه، احکام شرعی بیان شده است، می‌گویند مراد از کامل شدن دین، کامل شدن همه احکام شرعی اسلام با نزول این آیه است[۲۴].

تفاوت اکمال و اتمام

معنای اکمال و اتمام با یکدیگر نزدیک‌اند؛ برخی مانند فیروزآبادی کمال را به تمام معنا کرده و گفته است: الكمال: التمام الذي تجزأ منه أجزاءه؛ «کمال، تمامی است که اجزایش از آن جدا می‌شود»[۲۵]. راغب اصفهانی می‌گوید: كمال الشيء. حصول ما فيه الغرض منه و كمل ذلك: حصل ما هو الغرض منه؛ کمال شیء به معنای به دست آمدن آنچه در آن شیء [بوده و] غرض از آن است، می‌باشد و كمل ذلك، به این معناست: آنچه غرض از آن بوده به دست آمد»[۲۶].

﴿أَتْمَمْتُ: این کلمه از ماده «ت. م. م» است. تمام الشيء: رسیدن چیزی به حدی است که نیازی به چیزی دیگر از بیرون خود ندارد؛ اما ناقص نیاز به چیزی خارج از خود دارد»[۲۷]. علامه طباطبایی در این باره تحقیقی دارند که حاصل آن چنین است: «اگر چیزی دارای جزء باشد، گاهی اثری که بر آن بار می‌شود، با وجود همه اجزایش پدید می‌آید، به طوری که اگر یکی از اجزا و شرایطش نباشد، اثر بر آن مترتب نیست؛ مانند این آیه که می‌فرماید: ﴿ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ...[۲۸] که اگر روزه‌دار همه اجزای روز جز بخشی از آن را روزه بگیرد، اثر پاداش و اسقاط تکلیف بر آن بار نمی‌شود. اما گاهی اثر بر تک‌تک اجزا مترتب است، همان‌گونه که کل اجزا نیز اثر خاص خود را دارد؛ مانند روزه قضا که هر تعدادش را انجام دهد، به همان تعداد پاداش دارد و موجب اسقاط تکلیف خواهد شد. با یک روز روزه قضا، غرض از آن به اندازه خودش حاصل است.

بنابراین، می‌توان گفت: فراز ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي...[۲۹]. از نظر واژگان به این معناست: در آن روز بر تعداد اجزای دین که مجموع معارف و احکام است، یک چیز دیگر افزوده شد. این تکمیل دین نام گرفت. اما نعمت حق تعالی گویی تاکنون ناقص بوده و اثر دایمی بر آن مترتب نمی‌شده، ولی هم‌اکنون تمام گردید و اثری که از آن انتظار می‌رفت، بر آن بار شد؛ به عبارت دیگر، ولایت خدا یعنی تدبیر امور بندگان به وسیله دین تمام نمی‌شود مگر با ولایت رسول او و ولایت رسول او نیز جز با ولایت «اولی الامر» پس از رسول - یعنی تدبیر امور دینی مردم به اذن خدا - تمام نمی‌شود. خداوند می‌فرماید: امروز نعمت ولایت را بر شما که عبارت است از اداره و تدبیر الهی امور دینی، تمام کردم؛ زیرا تا امروز تنها ولایت خدا و رسول بود و این ولایت تا مادام که وحی نازل می‌شد، کافی بود، اما پس از آن، نعمت ولایت را با نصب ولی امر و قیم امور دین و امت، تمام کردم و اثر دایمی بر نعمت را فراهم آوردم»[۳۰].[۳۱]

مرتضی مطهری متفکر شیعی درباره فرق بین «اکمال» و «اتمام» که در این آیه آمده، می‌نویسد: «اتمام» در جایی گفته می‌شود که؛ سازه‌ای قبلا ناقص باشد؛ مانند ساختمان قبل از آنکه همه کارهایش تمام شود، آن را «ناتمام» می‌گویند. اما اکمال زمانی است که چیزی شاید پیکره‌اش درست و تمام باشد، ولی از باب اینکه روح ندارد و آن آثاری که انتظار است، بر آن مترتب نمی‌شود می‌گویند کامل نیست. در آیه اکمال، این دستور (یعنی نصب امام علی به امامت‏) به اعتبار اینکه دستوری از دستورهای دین و جزئی از اجزای آن است، موجب تمام شدن دین شد. باز همین دستور به اعتبار اینکه اگر نمی‌بود همه دستورهای دیگر ناکامل بود، کمال همه آنها به‌شمار می‌رود؛ زیرا روح دین ولایت و امامت است و اگر انسان ولایت و امامت نداشته باشد اعمالش حکم یک پیکر بدون روح را پیدا می‌کند[۳۲].

نقاط مشترک فریقین در تفسیر آیه

در آثار قرآن پژوهان شیعی و سنی، درباره تفسیر آیه اکمال خطوط کلی و نقاط مشترکی را می‌توان یافت که در درک درست معنای آیه مؤثر می‌باشند و عبارت‌اند از:

سوره مائده در زمره آخرین سوره‌های نازل شده:

سوره مائده سوره مدنی و به اجماع فریقین از آخرین سوره‌های قرآن است[۳۳]. برخی مانند زرکشی آن را آخرین سوره به حساب آورده‌اند[۳۴]. در برخی از روایات اهل سنت چنین آمده است: «در این سوره نسخی صورت نگرفته؛ بنابراین حلال آن را حلال و حرامش را حرام بدانید»[۳۵]. این مطلب نیز شاهدی بر نزول این سوره در اواخر بعثت می‌باشد. شاهد دیگر نیز خود آیه اکمال در این سوره است که بر این مطلب گواهی می‌دهد.

نزول آیه اکمال در حجة الوداع:

از نظر فریقین بدون شک و تردید آیه اکمال در حجة الوداع نازل شده و قولی دیگر در میان نیست.

عدم ارتباط آیه اکمال با فقرات قبل و بعد از آیه:

دو آیه تبلیغ و اکمال (۶۷ و ۳ مائده) مرتبط با یکدیگر هستند. در عین حال، هر دوی این آیات در سیاق آیات ماقبل و مابعد خود نیستند. ابتدای آیه سوم سوره مائده درباره حکم تحریم خوردنی‌هایی از قبیل خون و یا گوشت میته و خوک و غیره است: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ... ذَلِكُمْ فِسْقٌ[۳۶]

انتهای آیه نیز به احکام مضطر در أکل محرمات مربوط می‌شود: ﴿فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۳۷].

قسمت میانی آیه که به اکمال دین مربوط است، بنابر اجماع مفسرین شیعه و سنی، ربطی به قبل و بعد خود ندارد. مؤید این مطلب روایاتی است که در شأن نزول آیه اکمال دین وارد شده و در آنها هیچ اشاره‌ای به قبل و بعد آن و مرتبط بودن مطالب به یکدیگر نشده است؛ از جمله روایتی که سیوطی در تفسیر خود از عبد بن حمید از شعبی نقل کرده که گفته است: آیه شریفه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ... وقتی بر رسول خدا(ص) نازل شد که آن جناب در عرفه بود، و چون آن حضرت از هر آیه‌ای که خوشش می‌آمد دستور می‌داد در آغاز سوره‌اش جای دهند، این آیه را در اول سوره قرار داد. آن‌گاه شعبی اضافه کرده که جبرئیل به آن جناب تعلیم می‌داد که هر آیه را در کجا جای دهد[۳۸] و چون این دو آیه، یعنی آیه ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا... و آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ از نظر معنا نزدیک به هم بودند و مفهومی مرتبط به یکدیگر داشتند، در کنار یکدیگر قرار گرفتند.

مؤید دیگر آنکه: مفسرین قدیم و جدید، یعنی صحابه و تابعین و متأخرین تا عصر حاضر و همه کسانی که پیرامون این آیه سخن گفته‌اند، هر دو جمله را متصل به هم و در یک سیاق دانسته‌اند؛ به طوری که هر یک را متمم و مفسر دیگری گرفته‌اند[۳۹].

نتیجه این نظریه چنین می‌شود که جمله ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ و جمله دوم که می‌فرماید: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا دو جمله معترضه‌ای هستند که صرف نظر از ارتباط با قبل یا بعد خود، به یکدیگر مرتبط هستند و غرض واحدی را افاده می‌کنند که قائم به هر دو جمله است. لازم به ذکر است که از این گونه موارد در سایر آیات قرآن هم وجود دارد؛ از جمله:

  1. خداوند درباره نسخ احکام خود و جایگزینی حکم جدید می‌فرماید: ﴿وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ[۴۰]. در این آیه، جمله ﴿وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ معترضه است و ارتباط معنایی با قبل و بعد خود ندارد.
  2. در خطاب عزیز مصر به یوسف(ع) در ماجرای مکر زلیخا، صدر آیه اشاره به یوسف(ع) دارد و ذیل آیه خطاب به زلیخا است و ربطی به قبل آن ندارد: ﴿يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ[۴۱].

بر این اساس، این دو جمله در وسط آیه جمله معترضه و کلامی واحدند و یک غرض را می‌رسانند. به این ترتیب، کلمه ﴿الْيَوْمَ که دو بار در آیه آمده، اشاره به یک روز دارد و آن همان روزی است که از یک سو دین خدا به کمال مطلوب خود رسید و از سوی دیگر، کفار از نابود کردن دین مأیوس شدند.

بنابراین، همه سخن در شناخت آن روز مهم است که چه واقعه مهمی در عالم اسلام واقع شد که موجب تکمیل و تتمیم دین گردید[۴۲].

عدم ارتباط فقره ﴿الْيَوْمَ... دِينًا با اجزای آیه:

فقره ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا... وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا در آیه سوم سوره مائده از بقیه اجزای آیه که درباره حکم خوردنی‌هاست، جدا می‌باشد و به ماقبل و ما بعد خود ارتباطی ندارد. در این باره چه بگوییم تمام اجزای این آیه به همین صورت نازل شده یا این فقره به تنهایی نازل شده و به دستور پیامبر خدا(ص) یا حتی اجتهاد صحابه در بین اجزای آیه سوم قرار گرفته است؛ به همین دلیل همیشه فریقین این فقره را جداگانه بحث کرده‌اند. در روایات معصومان، صحابه و تابعین نیز این فراز به طور مستقل مطرح گردیده است. شاهد دیگر نیز آیه ۱۱۹ سوره انعام است که می‌فرماید: ﴿وَمَا لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُمْ مَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ...[۴۳]، در این آیه که پیش از سوره مائده نازل شده، می‌فرماید: آنچه از خوردنی‌ها برای شما حرام بود، به تفصیل بیان شده است، و همین‌گونه در آیه ۱۶۸ و ۱۷۲-۱۷۳ سوره بقره که خوراکی‌های حرام را بیان کرده است.

دلالت دو تعبیر ﴿الْيَوْمَ به یک روز مشخص:

از نظر فریقین، هر دو لفظ ﴿الْيَوْمَ در آیه اکمال که یکی از ناامیدی کفار در آن روز خبر می‌دهد و دیگری، از اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خداوند از آیین اسلام سخن می‌گوید، به یک روز مشخص یا دوره‌ای از زمان دلالت دارد و تفکیکی در آنها نیست. این نظریه افزون بر آنکه با ظاهر آیه سازگار است، شواهد روایی فریقین نیز آن را تأیید می‌کند. هیچ روایتی این دو روز را از یکدیگر جدا نکرده است؛ از این رو، مفسران از صحابه، تابعین و جملگی سلف و خلف تا به امروز همگی دو جمله‌ای که با «الیوم» آغاز شده، متصل به هم گرفته و یکی را متمم دیگری دانسته‌اند، بدون آنکه دو لفظ «الیوم» را به دو روز جداگانه معنا کنند که خواهید دید.

همسانی در ذکر علت نزول آیه در روایات فریقین:

در تمام روایات شیعی و سنی که به علت نزول آیه تصریح شده، اعم از روایاتی که بر نزول آیه در عرفه یا غدیر دلالت دارد، علت نزول آیه «ولایت امام علی(ع)» ذکر شده است که خواهد آمد. تنها در یک روایت از ابن عباس قولی دیگر افزون بر آن علت، نقل شده چنین است: فلما نزلت براءة فنفى المشركون عن بيت الله الحرام و حج المسلمون لا يشاركهم في البيت الحرام من المشركين فكان ذلك من تمام النعمة و هو قوله تعالى: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي...؛ چون سوره برائت نازل شد، مشرکان از خانه خدا رانده شدند و مسلمانان بدون شرکت مشرکان در بیت الحرام حج به جا آوردند و این از تمام شدن نعمت است که خداوند در این آیه فرموده: «امروز برای شما دینتان را کامل کردم و نعمتم را برای شما به اتمام رساندم»[۴۴].

این قول نقل شده از ابن عباس - چنان که خواهید دید- مخالف با قول دیگر نقل شده از او است که علت نزول آیه را ولایت امام علی(ع) می‌داند. افزون بر آن، احتمال دارد وی در مقام بیان تأویل آیه بوده یا تنها به بیان یکی از مصادیق اتمام نعمت اشاره کرده باشد، نه آنکه علت نزول آیه را بیان کند؛ زیرا این قول مخالف با ظاهر آیه است که نشان می‌دهد در آن روز حادثه‌ای اتفاق افتاده که موجب اکمال دین از یک‌سو و یأس کفار از دین، از سوی دیگر شده است. روشن است عدم شرکت مشرکان در اعمال حج موجب اکمال دین و یأس کفار از دین نخواهد بود. توضیح بیشتر در این باره خواهد آمد[۴۵].

دلالت آیه

دلالت بر امامت امام علی(ع)

قرآن پژوهان شیعی نزول آیه اکمال را درباره اعلان ولایت امام علی(ع) قطعی می‌دانند[۴۶] و حتی برخی از آنان این آیه را یکی از دلایل عصمت امام به حساب می‌آورند[۴۷]. آنان برای اثبات نزول آیه درباره ولایت، به دو دسته دلیل «تحلیل درون‌متنی از آیه اکمال» و «تحلیل برون‌متنی یا دلایل روایی» بدین شرح، استناد کرده‌اند:

تحلیل درون‌متنی از آیه

در بررسی مفاد آیه اکمال (با توجه به آیات دیگر قرآن) به چند نکته اساسی پی می‌بریم:

یک) مراد از واژه «الیوم» در این آیه دوره زمانی نیست (مانند اینکه گفته می‌شود:كنت شاباً بالأمس وعدت اليوم شيخا آن‌گونه که فخر رازی و دیگران می‌پندارند[۴۸]، بلکه بنا به ظاهر آیه و شواهد روایی که خواهد آمد، یک روز خاص است. این واژه که در این آیه دوبار تکرار شده، هر دو اشاره به یک روز دارد نه آنکه دو روز مدنظر آیه شریفه باشد. قرآن درباره این روز خاص اوصافی را بیان می‌کند که عبارت‌اند از: ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ، ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ﴿أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ﴿رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا و چون همه این اوصاف مربوط به یک روز مشخص است، باید با یکدیگر پیوند داشته باشند؛ از جمله اکمال دین و اتمام نعمت، موجب یأس کفار و خشنودی خداوند برای گزینش دین اسلام برای جامعه مسلمانان باشد. این روز با این ویژگی‌های منحصر به فرد باید روز بسیار حساس و نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار آید.

دو) در این آیه یأس کفار از دین مطرح شده نه یأس از مسلمانان. چون دین بود که برخواسته‌های نفسانی و طغیان‌های آنان لگام می‌زد و به بهره‌برداری‌های بی‌قید و شرط آنان پایان می‌داد. اگر آنان اهل دین را هم دشمن می‌داشتند، به همین دلیل بود. آنان قصد نداشتند مسلمانان را هلاک کنند و جمعشان را بپراکنند، بلکه می‌خواستند نور خدا را خاموش سازند و ارکان شرک را که بر اثر این نور مضطرب و متزلزل شده بود، دوباره محکم سازند و مؤمنان را با خود همسو کنند و به کفر برگردانند؛ همان‌گونه که قرآن می‌فرماید: ﴿وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ...[۴۹] این دشمنی به اهل کتاب اختصاص ندارد، و یا در این آیه که می‌فرماید: ﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ[۵۰]. تلاش بی‌وقفه مشرکان، کافران و سپس اهل کتاب با انواع و اقسام دسیسه‌ها و نقشه‌ها، برای از بین بردن دین و خاموش کردن نور خدا در طول بعثت پیامبر اکرم(ص) برای همگان آشکار است. اکنون باید دید در شرایط آخر بعثت چه کسانی به این امر و به چه چیزی امید بسته و طمع داشته‌اند؟ آنان جز منافقان که در ظاهر، اسلام را پذیرفته و در باطن کافر بودند و در صفوف مسلمانان حضور داشتند، کسی دیگر نیست؛ پس باید این یأس با توجه به محاسبات منافقان کافر معنا شود. لابد آنان تا پیش از نزول این آیه باز هم امیدی برای رخنه در دین و نابودی آن داشته‌اند و این طمع آنان اسلام را هر روز تهدید می‌کرده و دین از سوی آنان در معرض خطر بوده، در غیر این صورت، قرآن از یأس آنان سخن نمی‌گفت. در واقع، ایجاد یأس برای کافران تحقق وعده خدا بود که در آیه تبلیغ از آن یاد کرد و درباره همین کافران منافق فرمود: ﴿وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ؛ خداوند نقشه کافران را خنثی و از توطئه آنان پیشگیری می‌کند تا از شکست اسلام ناامید شوند.

سه) بی‌تردید باید در این روز اتفاقی خاص افتاده باشد (علت نزول) تا موجب ویژگی‌های چهارگانه «یأس کفار»، «اکمال دین» و... شود؛ پس باید این روز و آن حادثه را به گونه‌ای تبیین کرد که با موقعیت آن روز و عناصر چهارگانه آن تناسب و انسجام یابد.

فریقین به پیروی از روایات درباره زمان نزول این آیه، تنها دو قول را مطرح کرده‌اند: نزول آن در عرفه و نزول آن در غدیرخم؛ پس باید حوادثی که در این دو روز امکان داشت اتفاق بیفتد و یا اتفاق افتاده، بررسی شود تا بتوان آن روز و علت نزول آیه را مشخص کرد.

از نظر شیعه تمام وجوهی که برای علت نزول این آیه و روز نزول آن احتمال داده و یا ذکر شده است، به جز علت نزول آیه درباره ولایت امام علی(ع) و روز نزول آن در غدیر، مخدوش است. شرح اجمالی این مطلب با الهام از تفسیر المیزان در ذیل این آیه بدین شرح است: تمام ناامیدی کفار در شرایط نزول آیه هنگامی تحقق می‌یابد که خدا برای این دین کسی را منصوب کند که در پاسداری و تدبیر امر دین و ارشاد و هدایتگری امت، قائم مقام پیامبر خدا(ص) باشد. در این صورت، ناامیدی کفار از اضمحلال دین مسلمانان صورت می‌پذیرد؛ زیرا مشاهده می‌کنند دین از این مرحله که قائم به شخص باشد، به مرحله قائم به نوع رسیده و به حیات خود ادامه می‌دهد؛ بنابراین، خداوند با کامل نمودن دین و تمام کردن نعمت خود، دین را از حالت حدوث و زوال‌پذیری به حالت دوام و بقا تبدیل نمود و در پی همین امر، کفار را ناامید و دین و نعمتش را کامل و تمام کرد. آنگاه مؤمنان را از ترس درباره دین از ناحیه کفار نهی فرمود و به جای آن چنین دستور داد: ﴿وَاخْشَوْنِ[۵۱]، بدین معنا که خطر از ناحیه خود شماست؛ اگر شما مؤمنان این نعمت تمام شده را کفران و دین کامل و آیین مورد پسند خداوند را فروگذاشتید، خداوند نعمتش را از شما سلب خواهد کرد؛ همان‌گونه که در یک قاعده کلی فرمود: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[۵۲]. علامه طباطبایی در پی این تهدید از ناحیه خداوند می‌گوید: «البته مسلمانان کفران نعمت کردند و خداوند هم نعمتش را به نقمت تغییر داد. هر که می‌خواهد اندازه صدق و راستی این پیش‌بینی آیه را به دست آورد، در حال و روز عالم اسلام تأمل کند و حوادث تاریخی اسلام را [از این زاویه] مورد مطالعه قرار دهد»[۵۳].

حاصل آنکه از نظر شیعه، دو فقره آیه اکمال به این معناست: امروز مجموع معارف دینی را که بر شما نازل کردم، به واسطه واجب کردن امر «ولایت»، کامل کردم و نعمتم را که همان ولایت یعنی، اداره و تدبیر الهی امور دینی شماست، تمام نمودم؛ زیرا تا پیش از نزول این آیه تنها ولایت خدا و رسول بود و این ولایت تا مادام که وحی نازل می‌شد، کفایت می‌کرد، ولی پس از انقطاع وحی با وفات رسول اکرم(ص) لازم بود خداوند کسی را نصب کند تا بدین امر قیام نماید و قیم امور دین و امت باشد. اکنون با این نصب، نعمت «ولایت» که ناقص بود، تمام شد و در پی آن خداوند اسلام را برای امت پسندید که دین توحید است و در آن به جز خدا کسی دیگر پرستش نمی‌شود و از غیر خدا و رسول و «ولی» منصوب از جانب خدا، از کسی اطاعت نمی‌شود. بنابراین، بر مؤمنان است که این دین توحید مورد رضای خدا را گردن نهند و با فرمانبرداری از غیر خدا، یا کسی که خدا به پیروی از او دستور نداده، فردی را شریک خدا در اطاعت قرار ندهند[۵۴].[۵۵]

تحلیل برون‌متنی (استناد به روایات)

دلیل دوم شیعه کاوش و تحلیل روایات درباره علت و زمان نزول این آیه است. در متن روایاتی که از شاهدان نزول این آیه یعنی صحابه پیامبر اکرم(ص) به ما رسیده، درباره علت نزول این آیه تنها در امر ذکر گردیده است که یکی قول ابن عباس می‌باشد: فلما نزلت براءة فنفى المشركون عن بيت الحرام و حج المسلمون لا يشاركهم في البيت الحرام من المشركين فكان ذلك من تمام النعمة و هو قوله تعالی: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي[۵۶]؛ هنگامی که سوره برائت نازل شد و مشرکان از بیت الحرام رانده شدند، مسلمانان بدون شرکت مشرکان حج گزاردند. این از اتمام نعمت می‌باشد که خداوند در این آیه فرموده است: «امروز برای شما دینتان را کامل کردم و نعمتم را به اتمام رساندم».

قول دوم با صراحت می‌گوید علت نزول این آیه به خاطر «نصب ولایت امام علی(ع)» است. این قول از امام علی(ع)[۵۷]، ابوسعید خدری[۵۸] و ابوهریره[۵۹] نقل شده که در آن می‌گوید: لما نصب رسول الله(ص) علياً يوم غدير خم فنادى له بالولاية هبط جبريل عليه بهذه الآية: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ؛ «چون رسول خدا(ص) علی(ع) را در غدیرخم نصب کرد و مردم را به ولایت او فراخواند، جبرئیل برایشان این آیه را فرود آورد: «امروز دین‌تان را برای شما کامل کردم».

از ابن عباس[۶۰] و زید بن ارقم[۶۱] و جابر بن عبدالله انصاری[۶۲] نیز این قول نقل شده که به زودی خواهد آمد.

قول اول که تنها از ابن عباس نقل شده، افزون بر آنکه احتمال دارد در مقام بیان یکی از مصادیق اتمام نعمت باشد نه آنکه علت نزول این آیه را بیان کند، مخالف با قول دیگر ابن عباس است که علت نزول را ولایت امام علی(ع) می‌داند[۶۳] و نیز مخالف با ظاهر آیه است که نشان می‌دهد در آن روز حادثه‌ای اتفاق افتاده که موجب اکمال دین (از یک سو) و یأس کفار از دین (از سوی دیگر) شده است، و حال آنکه عدم شرکت مشرکان در اعمال حج، موجب اکمال دین و یأس کفار از دین نخواهد بود؛ همان‌گونه که به تفصیل در بررسی دیدگاه اهل سنت مشاهده خواهید کرد. این احتمال نیز وجود دارد که حدیث ابن عباس مدرج باشد؛ یعنی این آیه را به عنوان شاهد در حدیث درج کرده‌اند، بدون آنکه به ناسازگاری آن با رویداد نزول سوره برائت و حذف مشرکان از بیت الحرام توجه داشته باشند.

روایاتی که درباره زمان و مکان نزول این آیه نیز نقل شده، دو دسته‌اند؛ یک دسته زمان نزول را در عرفه می‌دانند و دسته دیگر در غدیرخم و هر دو دسته در مصادر فریقین یافت می‌شود، با این تفاوت که تمام روایات شیعی اعم از روایاتی که بر نزول آیه در عرفه و یا غدیر دلالت دارد، جملگی آنها، علت نزول آیه را «اعلان ولایت امام علی(ع)» می‌دانند. اما روایات اهل سنت مختلف است؛ در برخی این علت بیان نشده و در یک روایت علت نزول «نفی مشرکان از خانه خدا» در حجة الوداع گفته شده است و در برخی از آنها نیز علت نزول آیه، اعلان ولایت امام علی(ع) است. در مصادر اهل سنت بنا به گفته آنان با سند صحیح و با چند طریق، نزول آیه در روز عرفه (در حجة الوداع) بوده است. ابن کثیر در این باره می‌گوید: فإن هذا (أي نزول الآية في عرفة) أمر معلوم مقطوع به... و قد وردت في ذلك احاديث متواترة لا يشك في صحتها... والصواب الذي لا يشك فيه و لا مرية أنها أنزلت يوم عرفة و كان يوم جمعة[۶۴]؛ نزول آیه در عرفه امری معلوم و مقطوع است. در این باره احادیثی متواتر که در صحت آنها شکی نیست، وارد شده‌اند. قول درستی که شک و تردیدی در آن نیست، این است که آیه در روز جمعه در عرفه نازل شده است».

البته چنان که خواهید دید، این احادیث متواتر نیستند؛ زیرا حداکثر چهار نفر این حدیث را نقل کرده‌اند، هر چند سند برخی از آنها بنا به نظر اهل سنت صحیح است. در مصادر شیعی نیز در تفسیر العیاشی از امام صادق(ع) چنین نقل شده است: «لَمَّا نَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ عَرَفَاتٍ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ(ع) فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ قُلْ لِأُمَّتِكَ ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ﴿وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا وَ لَسْتُ أُنْزِلُ عَلَيْكُمْ بَعْدَ هَذَا...»[۶۵]؛ هنگامی که رسول خدا(ص) در عرفات در روز جمعه اقامت کردند، جبرئیل نزد ایشان آمد و عرض کرد: ای محمد، خداوند به شما سلام می‌رساند و می‌گوید: به امت خود بگو: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ، امروز برای شما دینتان را به وسیله ولایت علی بن ابی طالب کامل کردم ﴿وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا... و نعمتم را بر شما تمام نمودم و برای شما اسلام را به عنوان دین پسندیدم و پس از این بر شما چیزی نازل نخواهم کرد».

مرحوم کلینی نیز با سند خود از ابی الجارود از امام باقر(ع) چنین نقل می‌کند: «سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْعِبَادِ خَمْساً أَخَذُوا أَرْبَعاً وَ تَرَكُوا وَاحِداً قُلْتُ أَ تُسَمِّيهِنَّ لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ الصَّلَاةُ... ثُمَّ نَزَلَتِ الزَّكَاةُ... ثُمَّ نَزَلَ الصَّوْمُ... ثُمَّ نَزَلَ الْحَجُّ... ثُمَّ نَزَلَتِ الْوَلَايَةُ وَ إِنَّمَا أَتَاهُ ذَلِكَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ بِعَرَفَةَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي... وَ كَانَ كَمَالُ الدِّينِ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع)...»[۶۶]؛ «از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود: خداوند بر بندگانش پنج چیز را واجب کرد؛ آنان چهار چیز را گرفته و یکی را رها کردند. گفتم: آیا آنها را برای من نام می‌برید؟ فرمود: نماز... سپس زکات نازل شد... آنگاه روزه نازل شد... سپس حج نازل شد... و آنگاه ولایت نازل شد؛ همانا امر ولایت در روز جمعه در عرفه بر پیامبر آمد و خداوند چنین نازل کرد ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي... پس کمال دین به ولایت علی بن ابی طالب(ع) است».

در تفسیر العیاشی این حدیث از جعفر بن محمد الخزاعی نقل شده است. وی (مانند سه حدیثی دیگر که عیاشی از او نقل می‌کند)[۶۷] تنها از پدرش از امام صادق(ع) حدیث نقل می‌کند و فردی مجهول است؛ یعنی توثیق و تضعیفی درباره او نیست[۶۸]. هر دو سند روایت کلینی نیز ضعیف[۶۹] و متن آن نیز مشوش می‌باشد.

دسته دوم این روایات درباره زمان و مکان نزول آیه، بر نزول آن در روز غدیر یا اندکی پس از آن دلالت دارد. این روایات در مصادر شیعی با سند صحیح و طرق متعدد[۷۰] و در مصادر اهل سنت نیز از صحابه‌ای که شاهد نزول آیه بوده‌اند، نقل شده‌اند، هر چند برخی از اهل سنت سند آنها را ضعیف می‌دانند[۷۱] که به زودی بررسی خواهد شد. از جمله احادیث شیعی، حدیث صحیح السند مرحوم محمد بن یعقوب کلینی می‌باشد که از طریق علی بن ابراهیم از پدرش از ابن ابی عمیر از عمر بن اذینه از چند نفر حدیث را نقل کرده و آن چند نفر از امام باقر(ع) نقل کرده‌اند که در آن آمده است: «... وَ كَانَتِ الْفَرِيضَةُ تَنْزِلُ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ الْأُخْرَى وَ كَانَتِ الْوَلَايَةُ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي... قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَيْكُمْ بَعْدَ هَذِهِ فَرِيضَةً قَدْ أَكْمَلْتُ لَكُمُ الْفَرَائِضَ»؛ فرایض یکی پس از دیگری نازل می‌شد و ولایت آخرین آنها بود که نازل شد و در پی آن خداوند - عزوجل - فرمود: «امروز برای شما دینتان را کامل و نعمتم را برای شما تمام کردم» آنگاه امام [در تبیین آیه] فرمود: خداوند می‌فرماید: پس از این فریضه، واجب دیگری برای شما نازل نخواهم کرد؛ زیرا [با امر ولایت] فرایض کامل شد»[۷۲].

این مضمون که امر ولایت را آخرین فریضه نازل شده از جانب خدا می‌داند، در چندین روایت شیعی به چشم می‌خورد[۷۳]. در مصادر شیعی حدیث نزول آیه اکمال درباره ولایت امام علی(ع) از رسول مکرم اسلام(ص)[۷۴]، امام علی(ع)[۷۵]، امام باقر(ع)[۷۶]، امام صادق(ع)[۷۷]، امام رضا(ع)[۷۸]، امام حسن عسکری(ع)[۷۹]، عبدالله بن عباس[۸۰]، ابوهریره[۸۱] و زید بن ارقم[۸۲] نقل شده است.

شاید بتوان بین دو دسته روایتی که درباره زمان و مکان نزول آیه اکمال است (نزول در عرفه، نزول در غدیر) جمع کرد تا تهافت بین آنها از میان برود. از جمله وجوه جمع این است که بگوییم: آیه اکمال دو بار نازل شده است، یکبار در عرفه و بار دیگر در غدیر و هر دو مربوط به اعلان ولایت امام علی(ع) است. شاهد بر این وجه جمع، حدیثی است که ابن طاووس از احمد بن محمد الطبری ـ معروف به خلیلی ـ نقل کرده است. وی در این روایت از امام باقر(ع) این‌گونه نقل کرده است: «چون پیامبر خدا(ص) در عرفه وقوف کردند، جبرئیل این آیه را نازل کرد و گفت: ای محمد(ص)، علی(ع) را بر پا کن و بر ولایت او بیعت بگیر...؛ پس حضرت از توطئه اهل نفاق و شقاوت که مبادا در بین امت تفرقه بسازند یا آنان را به جاهلیت برگردانند، بیمناک شد؛ چراکه از دشمنی و کینه‌توزی عده‌ای نسبت به امام علی(ع) با خبر بودند. از این رو، از جبرائیل تضمین خواستند... تا به غدیرخم رسیدند...»[۸۳].

برخی از بزرگان شیعه و برخی از اهل سنت نیز این احتمال را داده‌اند[۸۴]. توضیح اجمالی این مطلب بدین صورت است: چون در عرفه این آیه نازل شد، پیامبر خدا(ص) از توطئه جریان نفاق و تفرقه امت و ارتداد آنان بیمناک شدند و اعلان رسمی آن را به تأخیر انداختند و از خداوند تضمین خواستند که در پی آن آیه ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ[۸۵] نازل شد و در آن تضمین خداوند با جمله ﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ[۸۶] اعلان گردید. آنگاه حضرت در غدیر به طور رسمی ولایت امام علی(ع) را اعلان کردند و پس از آن دوباره آیه اکمال نازل شد. شاهد دیگر نیز روایتی از زید بن ارقم صحابی است که خود شاهد ماجرا بوده و در این باره می‌گوید: «إِنَّ جَبْرَئِيلَ الرُّوحَ الْأَمِينَ نَزَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ فَضَاقَ بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَخَافَةَ تَكْذِيبِ أَهْلِ الْإِفْكِ وَ النِّفَاقِ- فَدَعَا قَوْماً أَنَا فِيهِمْ- فَاسْتَشَارَهُمْ فِي ذَلِكَ لِيَقُومَ بِهِ فِي الْمَوْسِمِ فَلَمْ نَدْرِ مَا نَقُولُ لَهُ...»[۸۷]؛ «همانا جبرئیل روح الامین بر رسول خدا(ص) که در عصر روز عرفه ولایت علی بن ابی طالب(ع) را فرود آورد، رسول خدا(ص) دلتنگ شدند؛ زیرا از تکذیب اهل نفاق و افک بیمناک بودند؛ به همین رو حضرت گروهی را که من نیز در میان آنان بودم، فرا خواند و در این باره با آنان مشورت کرد تا آن را در موسم اعلان فرماید، ولی ما نمی‌دانستیم در این باره چه بگوییم».

در این احتمال، آیه دو بار نازل شده و هر دو بار پیامبر اکرم(ص) آن را ابلاغ کرده‌اند؛ یکبار در عرفه برای برخی صحابه که برای استشاره جمع شدند، و یکبار در غدیر به طور رسمی برای عموم مردم.

احتمال دیگر آن است که آیه تنها در عرفه نازل شده و پیامبر خدا(ص) نیز در عرفه آن را ابلاغ کرده باشند و بار دیگر در غدیر نیز ابلاغ شده باشد؛ زیرا علت نزول آیه با مسئله غدیر و آیه عصمت ارتباط وثیق دارد[۸۸].

باز احتمالی دیگر نیز می‌توان وجه جمع ارائه کرد و آن اینکه پیامبر خدا(ص) در حجة الوداع در مکان‌های اجتماع عمومی مردم، از جمله در مسجد خیف[۸۹]، در روز عرفه[۹۰] و در غدیر[۹۱]، حدیث ثقلین و در حجة الوداع در خطبه عرفات، حدیث «اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً»[۹۲] را اعلان کرده باشند. این مطلب ضمن آنکه نشان می‌دهد یکی از رسالت‌های پیامبر اکرم(ص) در حجة الوداع ـ افزون بر آموزش مناسک حج به مردم ـ اتمام حجت بر مردم درباره ثقلین بوده است، که از آن می‌توان چنین استفاده کرد: با اعلان رسمی حدیث ثقلین توسط پیامبر خدا(ص) در اجتماع مردم، یأس کفار، اکمال دین، اتمام نعمت، و خشنودی خدا از اسلام به وجود آمد و آیه اکمال به همین علت نازل شد و حضرت رسول(ص) نیز آن را در همان جا اعلان فرمود و حادثه غدیر در واقع شرح و توضیح پیامبر معظم اسلام(ص) درباره حدیث ثقلین بوده است.

این احتمال‌ها برای جمع بین دو دسته روایت است، ولی اگر نتوان آنها را جمع کرد، احادیثی که از نزول آیه در عرفه حکایت می‌کنند (به ویژه آن دسته احادیث که علت نزول را غیر از ولایت امام علی(ع) می‌داند) به دلیل ضعف‌های متعدد درون‌متنی و برون‌متنی ساقط خواهند بود که به تفصیل در بحث «ارزیابی و نقد دیدگاهای اهل سنت» خواهد آمد.

پس از اثبات این امر که آیه اکمال درباره ولایت امام علی(ع) نازل شده، می‌توان به چند نکته اساسی پی برد: اولاً: این نزول تأثیری عمیق در معنای «مولی» در حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ‌» خواهد داشت؛ زیرا آنچه موجب اکمال دین، اتمام نعمت، یأس کفار از دین می‌شود، تنها اعلان دوستی و وفاداری به امام علی(ع) نیست، بلکه رخدادی بزرگ در اعلان امامت و پیشوایی ایشان خواهد بود[۹۳].

ثانیاً: اسلامی که مورد رضایت خداست، مرتبط با ولایت امام علی(ع) است؛ زیرا در این آیه می‌فرماید: ﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا...؛ بنابراین، آنان که از این ولایت سرباز می‌زنند، در متن دینی که مرضّی خداست، اخلال می‌کنند و اسلام آنان از دایره اسلام مرضی خدا بیرون خواهد بود. به نظر می‌رسد این بخش از خطبه غدیریه پیامبر اکرم(ص) به همین مطلب اشاره دارد: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ عَلَيَّ إِنَّ الْإِمَامَةَ لِعَلِيٍّ وَلِيِّكَ عِنْدَ تَبْيِينِ ذَلِكَ بِتَفْضِيلِكَ إِيَّاهُ بِمَا أَكْمَلْتَ لِعِبَادِكَ مِنْ دِينِهِمْ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِكَ وَ رَضِيتَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِيناً فَقُلْتَ ﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ[۹۴] اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ»؛ خداوندا، همانا تو بر من چنین نازل کردی که امامت برای علی ولی تو است؛ در آن هنگام که وی را برتری بخشیدی و با امامت او، دین بندگانت را کامل و نعمت را بر آنان تمام کردی و برای آنان اسلام را به عنوان دین، پسندیدی و فرمود: «هر کسی غیر از اسلام دینی جستجو کند، از او پذیرفتنی نیست و در آخرت از زیانکاران خواهد بود». خدایا، تو شاهد باش که من پیام تو را رساندم»[۹۵].

ثالثاً: آیه اکمال با آیه تبلیغ[۹۶]، آیات ولایت[۹۷]، آیه اولی الامر[۹۸] و سایر آیات ولایت اهل بیت، ارتباط وثیق می‌یابد و در این زمینه مفسِّر یکدیگر می‌شوند و معنای هر کدام در جای خود آشکار می‌گردد؛ همان‌گونه که احادیث صحیح السند از مصادر روایی شیعی بر این مطلب دلالت می‌کند[۹۹].[۱۰۰]

دلالت بر کامل شدن دین به واسطه ولایت

بر اساس نص آیه مذکور در شریفه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ، و با عنایت به اینکه این آیه بنا به روایات صحیحه فراوان از شیعه و سنی، در روز غدیر یعنی روز معرفی امام امیرالمؤمنین(ع) توسط پیامبر اکرم(ص) به خلافت، ولایت و جانشینی آن حضرت نازل شده و با توجه به شواهد فراوان مبنی بر اینکه پیامبراکرم(ص) تا آن روز همه احکام اسلام را بیان نکرده و برخی احکام پس از آن روز نازل شدند[۱۰۱] می‌توان به طور قطع دریافت که دین مبین اسلام به واسطه ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع) کامل شد و به تعبیر دیگر ولایت به منزله اکمال دینی است که خدای متعال از ابتدای خلقت آن را به تدریج و با برانگیختن انبیای خود بر مردم نازل نمود.

دلالت بر الهی بودن نصب امام و حضور دائمی او در جامعه

با عنایت به نزول آیه اکمال در روز غدیر می‌گوییم: نصب مقام امامت (در روز غدیر) موجب اکمال و اتمام دین است و اکمال و اتمام دین نیز منحصراً از طریق خداوند ممکن است؛ در نتیجه: نصب مقام امامت منحصرا از جانب خداوند است.

به تعبیر دیگر می‌توان با استفاده از نتیجه حاصل از قیاس فوق و نیز ذیل آیه شریفه ﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا با قیاس دیگری گفت: اگر دین مرضی الهی با تولی به ولایت امام حاضر تحصیل می‌گردد، بنابراین همیشه باید مقام امامت در جامعه حضور داشته باشد. حال با توجه به ذیل آیه اکمال، مقدمل قضیه ذکر شده ثابت می‌گردد؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که همیشه باید امام منصوب خداوند در جامعه حضور داشته باشد[۱۰۲].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. «امروز دینتان را کامل کردم» سوره مائده، آیه ۳.
  2. الغدیر، ج۱، ص۲۳۴. تتمة المراجعات، ص۵۴. نهج الحق، ص۱۹۲.
  3. «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.
  4. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۵ ه ش، ج۱، ص۱۹۹.
  5. کلینی، کافی، ج۱، ص۲۸۹.
  6. کلینی، کافی، ج۸، ص۲۷.
  7. کوفی، محمد بن سلیمان، مناقب أمیر‌المؤمنین، ج۲، ص۲۴۱.
  8. ابن طاوس، سید رضی الدین علی، الاقبال، ج۲، ص۲۴۸..
  9. صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۳۵۶، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ش.
  10. میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۸.
  11. واحدی، علی بن احمد، اسباب النزول، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۱ه ق، ص۱۹۲.
  12. حاکم حسکانی، عبید الله بن احمد، شواهد‌التنزیل، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، اول، ۱۴۱۱ه ق، ج۱، ص۲۰۰ الی ص۲۰۸.
  13. خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، قم، مؤسسه النشرالاسلامی، ص۱۳۵.
  14. میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۷-۳۵۶.
  15. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۲۴.
  16. ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۱۴۶-۱۴۸.
  17. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۳۲۳.
  18. برای نمونه نگاه کنید به طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۴۵ ـ ۲۴۶؛ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۳۳ ـ ۲۳۴.
  19. برای نمونه نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۷۴-۱۸۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۴۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش،‌ ج۴، ص۲۶۳-۲۶۵.
  20. برای نمونه نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۱۷۴-۱۸۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش،‌ ج۴، ص۲۶۳-۲۶۵.
  21. نگاه کنید به طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۱۷۶.
  22. نگاه کنید به طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۱۷۴.
  23. ثقفی، روان جاوید، ۱۳۹۸ق، ج۲، ص۱۸۴.
  24. برای نمونه نگاه کنید به آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۳۳ ـ ۲۳۴؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.
  25. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۷۲۶.
  26. فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز، ج۴، ص۳۸۸.
  27. فیروزآبادی، بصائر ذوی التمییز، ج۴، ص۱۶۸.
  28. «آمیزش با زنانتان در شب روزه‌داری برای شما حلال شده است. آنها جامه شما و شما جامه آنهایید. خداوند معلوم داشت که شما با خود نادرستی می‌ورزیدید، بنابراین، از شما در گذشت و شما را بخشود؛ اکنون (می‌توانید) با آنان آمیزش کنید و آنچه خداوند برای شما مقرّر داشته است باز جویید، و تا سپیدی سپیده‌دم از سیاهی (شب) برای شما آشکار شود (می‌توانید) بخورید و بیاشامید؛ سپس روزه را تا شب به پایان رسانید و در حالی که در مسجدها اعتکاف کرده‌اید از آنان کام مجویید، اینها حدود خداوند است، به آنها نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیاتش را برای مردم روشن می‌گرداند باشد که آنان پرهیزگاری ورزند» سوره بقره، آیه ۱۸۷.
  29. «امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم» سوره مائده، آیه ۳.
  30. ر.ک: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۷۹-۱۸۲.
  31. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۷۷.
  32. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج‏۲۵، ص۱۸۸-۱۸۹.
  33. ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج۴ ص۲۳۱؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۹؛ قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۲۰؛ ابن قتیبة، کتاب المسائل والاجوبة، ص۱۶۲.
  34. زرکشی، البرهان، ج۱، ص۱۶۴.
  35. قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۳۱؛ زرکشی، البرهان، ج۱، ص۱۶۴؛ ابن قتیبه، کتاب المسائل والأجوبة، ص۱۶۷.
  36. «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.
  37. «پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.
  38. الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (ط، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۲، ص۲۵۸.
  39. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۶۸.
  40. «و چون آیه‌ای را به جای آیه‌ای دیگر آوریم ـ و خداوند به آنچه فرو می‌فرستد داناتر است ـ می‌گویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.
  41. «ای یوسف! از این (رویداد) روی بگردان (و در گذر) و (ای زن!) تو نیز برای گناهت آمرزش بخواه که تو بی‌گمان از خطاکاران بوده‌ای» سوره یوسف، آیه ۲۹.
  42. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۳۰۹.
  43. «شما را چه می‌شود که از آنچه (در ذبح) نام خداوند بر آن برده شده است نمی‌خورید در حالی که (خداوند) آنچه را بر شما حرام کرده- جز آنچه از (خوردن) آن، ناگزیر شده باشید- برایتان روشن ساخته است؛ و بی‌گمان بسیاری با هوا و هوس‌هایشان به نادانی (مردم را) گمراه ...» سوره انعام، آیه ۱۱۹.
  44. طبری، جامع البیان، ج۴، ص۸۱؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۶-۱۷.
  45. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۷۹.
  46. برای نمونه ر.ک: شریف مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ج۴، ص۱۳۰؛ رازی، ابوالفتوح، روح الجنان، ج۲، ص۹۷-۹۹؛ طبرسی، جوامع الجامع، ج۱، ص۳۱۲؛ حلی، منهاج الکرامة، ص۱۱۸؛ قمی مشهدی، کنز الدقائق، ج۴، ص۳۲-۳۶؛ مؤلفان، الامامة و الولایة فی القرآن الکریم، ص۹۷؛ شرف الدین، المراجعات (ط، جدید)، ص۳۷۹؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۶۷-۱۸۲ و... .
  47. ر.ک: حلی، الألفین فی إمامة امیرالمؤمنین، ص۳۵۵.
  48. ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۱، ص۱۳۷؛ بیضاوی، انوارالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵، و درباره نقد آن، ر.ک: رشید رضا، المنار، ج۲، ص۱۲۸.
  49. «بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.
  50. «بر آنند که نور خداوند را با دهانهاشان خاموش کنند و خداوند کامل‌کننده نور خویش است هر چند کافران نپسندند» سوره صف، آیه ۸.
  51. «از من بهراسید» سوره بقره، آیه ۱۵۰.
  52. «آن، از این روست که خداوند نعمتی را که به گروهی بخشیده است نمی‌گرداند تا آنان آنچه در خود دارند بگردانند و بی‌گمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۵۳.
  53. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۷۳.
  54. برای توضیح بیشتر، ر.ک: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۶۹ به بعد.
  55. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۸۱.
  56. طبری، جامع البیان، ج۴، ص۸۱؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۶-۱۷.
  57. کلینی، روضة الکافی، ص۲۷، ح۴؛ محمودی، ترتیب الامالی، ج۸، ص۱۱۹، ح۴۵۰۹.
  58. خوارزمی، مناقب، ص۱۳۵، ح۱۵۲؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ترجمة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ج۲، ص۷۵، ح۵۷۵ - ۵۷۸ و ۵۸۵؛ ابن مغازلی، مناقب، ص۱۹، ح۲۴؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۸، ح۲۱۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۶-۱۷؛ واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص۱۳۵. علامه امینی این روایات را تا حدودی استقصا کرده است. ر.ک: امینی، الغدیر (ط، جدید)، ج۱، ص۴۴۷- ۴۵۸ و ج۱، ص۲۳۰- ۲۳۹ (ط. قدیم).
  59. خوارزمی، مناقب، ص۱۳۵، ح۱۵۲؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ترجمة الامام علی بن ابی طالب(ع)، ج۲، ص۷۵، ح۵۷۵ - ۵۷۸ و ۵۸۵؛ ابن مغازلی، مناقب، ص۱۹، ح۲۴؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۳۸، ح۲۱۴؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۶-۱۷؛ واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص۱۳۵. علامه امینی این روایات را تا حدودی استقصا کرده است. ر.ک: امینی، الغدیر (ط، جدید)، ج۱، ص۴۴۷- ۴۵۸ و ج۱، ص۲۳۰- ۲۳۹ (ط. قدیم).
  60. ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۶، ح۲۱۷.
  61. ر.ک: ابن طاووس، التحصین، ملحق به کتاب الیقین، ص۵۸۴، باب ۲۹.
  62. ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب (ط، جدید)، ج۳، ص۳۱، به نقل از ابوالفتح نطنزی در کتاب الخصائص العلویة.
  63. ر.ک: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۶، ح۲۱۷.
  64. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۲-۱۳. ابن کثیر در کتاب البدایة و النهایة می‌نویسد: و الله ما نزلت الآية إلا يوم عرفة قبل غدير خم بأيام و الله تعالى أعلم؛ (ج ۵، اواخر سنة عشرة من الهجرة، ص۱۵۵) محققان مسند احمد نیز پس از دیگر روایات نزول این حدیث در روز عرفه، اسناد آن را بنا بر شرط بخاری و مسلم صحیح می‌دانند (ر.ک: ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۳۲۰، ح۱۸۸ و ص۳۷۶، ح۲۷۳).
  65. تفسیر العیاشی، ج۲، ص۹، ح۱۱۰۸.
  66. کلینی، الکافی، ج۱، کتاب الحجة، باب ما نص الله - عز وجل - و رسوله علی الائمة(ع) واحداً فواحداً}}، ص۲۹۰-۲۹۱، ح۶.
  67. ر.ک: تفسیر العیاشی، ج۳، ص۲۷۷.
  68. ر.ک: خوبی، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۲۶، رقم ۲۲۹۶.
  69. ر.ک: مجلسی، مرآة العقول، ج۳، ص۲۵۹.
  70. ر.ک: مجلسی، مرآة العقول، ج۳، ص۲۶۱. مرحوم بحرانی این احادیث را یک‌جا آورده است. ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۳۴-۴۴۷؛ و نیز ر.ک: قمی مشهدی، کنز الدقائق، ج۴، ص۳۲-۳۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷، ص۵۲.
  71. ر.ک: ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴ و سیوطی، الدرالمنثور. ج۳، ص۱۹.
  72. کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸۹، ح۴.
  73. ر.ک: بحرانی، البرهان، ج۱، ص۴۳۵-۴۴۶. وی از تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم، احتجاج طبرسی، مناقب سید رضی، تفسیر العیاشی و بصائر الدرجات این معنا را ذکر کرده است.
  74. ر.ک: محمودی، ترتیب الامالی (از امالی طوسی، مجلس ۱۸، ح۴۲)، ج۹، ص۱۴۹-۱۵۰؛ (از امالی صدوق)، ج۹، ص۱۳۸ - ۱۳۹، ح۵۲۷۵.
  75. کلینی، روضة الکافی، ص۲۷، ح۴؛ محمودی، ترتیب الامالی، ج۸، ص۱۱۹-۱۲۰، ح۴۵۰۹ و ج۹، ص۱۷-۱۸، ح۵۱۱۳.
  76. تفسیر العیاشی، ج۱، ص۹، ح۱۱۷۸.
  77. طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۴۵، ح۳۱۷.
  78. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی صدوق)، ج۳، ص۲۵-۲۶، ح۱۰۹۱.
  79. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی طوسی)، ج۳، ص۳۱۹، ح۱۳۹۰ و نیز ر.ک: صدوق، علل الشرایع، ص۲۴۹، باب ۱۸۲، ح۶.
  80. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی صدوق)، ج۴، ص۱۴۱-۱۴۳، ح۱۶۹۹.
  81. محمودی، ترتیب الامالی (از امالی صدوق)، ج۴، ص۱۳۶، ح۱۶۹۳؛ ج۹، ص۱۳۸، ح۵۳۷۴.
  82. ابن طاووس، التحصین (ملحق به کتاب الیقین)، ص۵۸۴، باب ۲۹.
  83. ر.ک: ابن طاووس، الیقین، باب ۱۲۷، ص۳۴۴؛ و نیز، همو، التحصین، الباب ۲۹، القسم الأول.
  84. ر.ک: مجلسی، مرآة العقول، ج۳، ص۲۶۰؛ ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۳۰.
  85. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷.
  86. «و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.
  87. تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۰۱، ح۱۹۹۶ و به نقل از وی: حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۵۶، ح۳۶۸، فتال نیشابوری نیز همین مضمون را به صورت مرسل از امام باقر(ع) نقل می‌کند. ر.ک: روضة الواعظین، ج۱، ص۲۱۶، ح۲۰۹.
  88. علامه طباطبایی احتمال می‌دهد روز نزول آیه، عرفه و روز ابلاغ آن در غدیر باشد (ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۹۶).
  89. ر.ک: هیثمی، الصواعق المحرقة، ص۱۵۰.
  90. ر.ک: سنن الترمذی، ج۵، ص۶۲۱، ح۳۷۸۶؛ سمهودی، جواهر العقدین، ص۲۳۴؛ تاریخ الیعقوبی، ج۲ (حجة الوداع)، ص۱۱۲.
  91. ر.ک: ابن ابی عاصم، کتاب السنة، ص۶۲۹، ح۱۵۵۱ - ۱۵۵۵؛ ابن مغازلی، مناقب، ص۱۶، ص۲۳، برای تفصیل بیشتر درباره مکان‌ها و زمان‌های صدور حدیث ثقلین ر.ک: لجنة التحقیق، کتاب الله و اهل البیت فی حدیث التقلین.
  92. ابن حنبل، مسند، ج۷، ص۴۰۵، ح۲۰۸۴۰ و ص۴۲۹، ح۲۰۹۹ و... .
  93. برای توضیح بیشتر، ر.ک: بررسی تطبیقی تفسیر آیه عصمت، بحث «بررسی و نقد شبهات پیرامون دیدگاه شیعه».
  94. «و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.
  95. فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۲۵؛ ابن طاووس، التحصین، باب ۲۹، ص۵۸۴.
  96. یا آیه عصمت: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  97. ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ * وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند * و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بی‌گمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۵-۵۶.
  98. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.
  99. ر.ک: کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۸۹-۲۹۰، ح۴ و نیز ر.ک: ابن عقده، کتاب الولایة، ص۱۹۹.
  100. نجارزادگان، فتح‌الله، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۱۸۴.
  101. ن.ک: طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۱۷۴.
  102. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص ۳۴۴.