آیه اکمال دین در کلام اسلامی
آیه اکمال دین ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ﴾ بخشی از آیه سوم سوره مائده است، که خداوند در آن از مأیوس شدن کافران، کامل شدن دین، تکمیل نعمت الهی و پذیرش دین اسلام بهعنوان آئین نهایی انسانها سخن گفته است. شیعیان بر اساس روایات رسیده از اهلبیت پیامبر(ع) معتقدند، این آیه درباره واقعه غدیر نازل شد و منظور از کامل شدن دین و نعمت، اعلام ولایت و جانشینی امام امیرالمؤمنین(ع) برای پیامبر اکرم(ص) است. در مقابل، اهلسنت نزول آیه را در روز عرفه دانسته و معتقدند منظور از کاملشدن دین، بیان همه احکام اسلام است. از منظر متکلمان شیعه این آیه علاوه بر دلالت بر امامت امیرالمؤمنین(ع) و اثبات خلافت و جانشینی آن حضرت، بر اکمال دین به واسطه ولایت و نیز نصب الهی امام، حضور دائمی او در جامعه و اصل بودن مساله امامت در دایره نظام اعتقادی اسلام دلالت دارد.
شأن نزول آیه
از منظر شیعه این آیه بعد از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) در غدیرخم، نازل شده است. چنانچه امیرالمؤمنین علی(ع) در روایتی فرمودهاند: برای پیامبر(ص) شبه منبری درست کردند و ایشان بالای آن قرار گرفت و من را خواند و بازویم را گرفت و بلند کرد و فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی نیز مولای اوست... خداوند نیز آیه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ﴾ را نازل نمود. پس ولایت من نهایت دین و رضایت پروردگار است[۱].[۲]
با این حال اهل سنت در مورد شان نزول این آیه اختلاف دارند، برخی گفتهاند: این آیه روز جمعه، بعد از ظهر روز عرفه در حجة الوداع سال دهم هجرت نازل شد و پیغمبر(ص) سوار بر ناقه عضباء (گوش شکافته) بود[۳]. در مقابل، جمع زیادی از علمای اهل سنت این آیه را در رابطه با اعلام ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) ذکر کردهاند که برخی از ایشان از قرن چهارم تا قرن دهم عبارتاند از: ابوجعفر محمد بن جریر الطبری، ابوالحسن علی بن عمر الدارقطنی، ابوحفص ابن شاهین، ابوعبدالله الحاکم النیسابوری، ابوبکر ابن مردویه الاصفهانی و ...[۴].
زمان و مکان نزول آیه
شیعیان معتقدند آیۀ اکمال دین در روز هجده ذی الحجه سال دهم هجری در محلی به نام غدیر خم نازل شده است، اما اهل سنت نزول این آیه را در نهم ذی الحجه (روز عرفه) سال ده هجری میدانند.
تمامی روایاتی که بیانگر نزول آیه در نهم ذی الحجه است به قولی از عمر ابن خطاب برمی گردد زیرا او تنها کسی بود که در زمان خودش معتقد بود آیه اکمال دین در روز عرفۀ نازل شده است، اما علامه امینی در کتاب الغدیر، ۱۶ نفر از بزرگان اهل سنت، مانند: محمد بن جریر طبری، حاکم نیشابوری، حاکم حسکانی، سبط ابن جوزی، ابن کثیر دمشقی، خطیب بغدادی، ابن عساکر و جلالالدین سیوطی یاد میکند که در کتابهایشان، نزول آیۀ اکمال را در روز ۱۸ ذیالحجه میدانند و تمام روایات این عده به چهار نفر از صحابه که مورد تأیید اهل سنت است برمی گردد، صحابهای مانند: ابوسعید خدری، ابوهریره، زید بن ارقم و جابر بن عبدالله انصاری[۵].
از طرفی مصداق الیوم در آیۀ اکمال هم به هیچ وجه نمیتواند روز عرفه باشد، چراکه این روز تناسب زیادی با اکمال دین ندارد، زیرا اگر منظور از اکمال دین در روز عرفه تعلیم مناسک حج و یا بیان تفصیل انواع محرمات گوشتی باشد، در بردارندۀ معنی اکمال دین نیست، چراکه کامل نمودن فرعی از فروع دین (مانند حج و بیان تفصیلی محرمات) نمیتواند به معنی اکمال دین باشد. همچنین با توجه به اینکه پس از نزول آیه هنوز پروندۀ تشریع باز بوده و احکام جدیدی از طرف پیامبر بیان میشد، اعتقاد به کامل شدن دین در روز عرفه منطقی نبوده است، چراکه پس از اکمال دین، بیان تشریع از طرف پیامبر اسلام معنایی ندارد[۶].
دلالت آیه
قبل از پرداختن به دلالت آیه اکمال باید معنی یأس و ناامیدی کافرین از اکمال دین در آیه مشخص شود. در این آیه یأس به دین ربط داده شده است؛ یعنی کافران از دین مأیوس شدهاند، نه از مسلمانان. عموم مفسران اهل سنت یأس را مربوط به مسلمانان میدانند، در حالی که یأس به تصریح خود آیه بازگشتش به دین اسلام است. با این وجود باید دید کافرین در دین اسلام چه ضعفی را دیدند که نسبت به آن ضعف امیدوار بودند. شواهد تاریخی نشان میدهد کافرین امیدوار بودند با رفتن رسول خدا(ص) میتوانند دینش را نابود کنند؛ چراکه پیامبر به خاطر نداشتن فرزند پسر جانشینی بعد از خودش نداشت و این امر سبب شد کافرینی که لباس نفاق به تن داشتند نسبت به این اتفاق امیدوار و خوشحال باشند.
دلالت بر امامت امام علی(ع)
با ذکر این مقدمه میتوان دریافت دلالت آیه نمیتواند چیزی غیر از اثبات امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) باشد چراکه توصیف آیه از پیام ابلاغی به یأس کفار، اکمال دین و اتمام نعمت با حمل پیام غدیر، اثبات کنندۀ چیزی غیر از امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) نخواهد بود. همچنین از آنجا که هر مکتب، هر اندازه اندیشههای قوی و الهی داشته باشد، به تنهایی نمیتواند خودش را حفظ کند، بلکه باید یک پاسدار حقیقی به نام رهبر در آن جامعه وجود داشته باشد که با معرفت و ایمان والای خود، حافظ و بیان کنندۀ احکام دین باشد و بعد از رسول خدا(ص) در صورتی که حضرت جانشینی بعد از خودش مشخص نکند نه تنها بیان احکان به صورت تام و کامل بیان نمیشود، بلکه تمام دین به سمت نابودی پیش خواهد رفت. باید رهبر و امامی وجود داشته باشد که نگذارد جریان دینی به سمت انحطاط و تباهی کشیده شود. در واقع نقش رهبری در دین، مانند نقش ستون فقرات در بدن است که بدون آن، جز پوستهای از دین ظاهر نخواهد شد. بنابراین این صفات عظیمی که در آیه وجود دارد، قطعاً بر اساس امر کلیدی و مهمی بنا شده که تنها فرضیۀ موجود در روزهای آخر عمر پیامبر(ص) همان مسئلۀ امامت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) بوده است[۷].
این دلالت از نگاه روایات هم تأیید شده است چنانکه امام صادق(ع) دربارۀ نزول آیه اکمال دین فرمودند: «کمال دین به ولایت علی بن ابی طالب(ع) بود». رسول خدا(ص) دربارۀ روز غدیر خم فرمود: «غدیر خم برترین عیدهای امّت من است، روزی است که خداوند به من فرمان داد برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان علم و نشانهای برای امّتم نصب کنم تا به وسیلۀ او پس از من هدایت شوند و این روزی است که خداوند، دین را در آن کامل ساخت و نعمت را بر امّتم به اتمام رسانید و اسلام را به عنوان دینی برتر برای آنان پسندید»[۸].[۹]
از تحلیل آیه با دقت در معانی و مفاهیم لغوی آن متوجه میشویم تأکید آیه بر خشیت پروردگار، تأکید بر حفظ حریم ولایت الهی است. همچنین با تدبر در آیه شریفه، مسلمانان به این بصیرت دینی میرسند که ولایت الهی منحصر در وجود مبارک پیامبر(ص) نیست؛ بلکه امر مستمری است که هر روز در ولیّی از اولیاء الهی(ع) متجلی میشود. چنین ولی خدا میباید مانند پیامبر اکرم(ص) معصوم به عصمت الهی و به تعلیم الهی، عالم برعلوم ربانی و معارف غیبی باشد؛ قطعاً چنین مقامی مانند رسول خدا(ص) نه با انتخاب مردم، بلکه از سوی پروردگار تعیین میگردد و اطاعت از او، اطاعت از رسول اکرم(ص) و پروردگار است. بدین ترتیب، ساختار رسالت در روز غدیر خم به نحو کامل تبیین گردید؛ تا مؤمنان دریابند که اصل مهم، پذیرش ولایت الهی است، که به تناسب زمان، در هریک از اولیاء الهی(ع) متجلی میگردد؛ در زمان حیات نبی مکرم اسلام(ص) در شخص ایشان و در ازمنه بعد، در امامان معصوم(ع) که به تنصیص الهی معرفی میشوند، ظاهر میگردد[۱۰].
دلالت بر کامل شدن دین به واسطه ولایت
بر اساس نص آیه مذکور در شریفه ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ﴾ و با عنایت به اینکه این آیه بنا به روایات صحیحه فراوان از شیعه و سنی، در روز غدیر یعنی روز معرفی امام امیرالمؤمنین(ع) توسط پیامبر اکرم(ص) به خلافت، ولایت و جانشینی آن حضرت نازل شده و با توجه به شواهد فراوان مبنی بر اینکه پیامبراکرم(ص) تا آن روز همه احکام اسلام را بیان نکرده و برخی احکام پس از آن روز نازل شدند[۱۱] میتوان به طور قطع دریافت که دین مبین اسلام به واسطه ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع) کامل شد و به تعبیر دیگر ولایت به منزله اکمال دینی است که خدای متعال از ابتدای خلقت آن را به تدریج و با برانگیختن انبیای خود بر مردم نازل نمود.
دلالت بر الهی بودن نصب امام و حضور دائمی او در جامعه
با عنایت به نزول آیه اکمال در روز غدیر میگوییم: نصب مقام امامت (در روز غدیر) موجب اکمال و اتمام دین است و اکمال و اتمام دین نیز منحصراً از طریق خداوند ممکن است؛ در نتیجه: نصب مقام امامت منحصرا از جانب خداوند است.
به تعبیر دیگر میتوان با استفاده از نتیجه حاصل از قیاس فوق و نیز ذیل آیه شریفه ﴿وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا﴾ با قیاس دیگری گفت: اگر دین مرضی الهی با تولی به ولایت امام حاضر تحصیل میگردد، بنابراین همیشه باید مقام امامت در جامعه حضور داشته باشد. حال با توجه به ذیل آیه اکمال، مقدمل قضیه ذکر شده ثابت میگردد؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که همیشه باید امام منصوب خداوند در جامعه حضور داشته باشد[۱۲].
دلالت بر اصل بودن امامت در نظام اعتقادی
بر اساس این آیه خدای متعال میفرماید: امروز به واسطه ولایت و امامت دین شما را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد. روشن است که تا قبل از نزول آیه مذکور، خدای متعال هنوز دین خود را که به واسطه انبیای قبل به تدریج بر مردم نازل کرده بود، کامل نکرده و نعمت را نیز بر ایشان تمام ننموده بود و اگر چه دین اسلام نسخه کامل شده ادیان قبل و به عنوان ناسخ آنها به شمار میرفت اما هنوز هم دین مورد رضایت خدای متعال نبود تا اینکه به دستور الهی در روز غدیر امام امیرالمؤمنین(ع) به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر اسلام(ص) معرفی شده و بر ولایت و امامت آن حضرت بیعت گرفته شد. این در حالی است که بسیاری از احکام الهی تا زمان نزول آیه که آخرین سال حیات زندگی رسول خدا(ص) بود، بر مردم بیان شده بود.
حال اگر اکمال دین اسلام با آن هم جامعیت در احکام،اخلاق و عقائد، تنها به واسطه مسأله امامت و ولایت است و بدون آن خدای متعال از آن دین رضایت ندارد، میتوان به این نتیجه دست یافت که امامت اصلی از اصول آن دین است و مسألهای در این درجه از اهمیت نمیتواند از جمله فروع دین باش[۱۳].
جمع بندی و نتیجه گیری
- سوره مائده جزء آخرین سوری است که بر پیامبر(ص) نازل شد؛ بنابراین، زمان نزول آیه اکمال، سالهای آخر عمر پیامبر(ص) بود؛ چنانکه قویترین احتمالات ارائه شده از سوی اهل عامه در مصداق ﴿الْيَوْمَ﴾ نیز، روزهایی مثل عرفه یا اعلام برائت و یا فتح مکه میباشد که همگی در سالهای آخر عمر رسول اکرم(ص) قرار داشت.
- قویترین و صحیحترین احتمال درباره مراد از ﴿الْيَوْمَ﴾ در آیه روز غدیر است که پیامبر اکرم(ص) و طی آن، با اعلام جانشین خود از سوی پروردگار، دین را از خطر تحریف و انحراف و در نتیجه اضمحلال نجات دادند.
- در آن ایام، توطئههای حزب نفاق که بالاترین خطر برای اسلام محسوب میشد، به اوج خود رسیده بود؛ زیرا عده تازه مسلمانان روز به روز بیشتر میشد؛ کسانی که عمری را در فرهنگ جاهلی و قوانین و رسوم قبیلگی زندگی کرده بودند و جز تعصبات قومی و کینهورزی و غارت و جنگاوری به چیز دیگری نمیاندیشیدند و دستورات شیخ قبیله برای آنان خط قرمزی بود که تا پای جان در اجرای آن ایستادگی میکردند. در چنین شرایطی، آنها رسول اکرم(ص) را در قالب شخصیتی مثل شیخ قبیله خود میدیدند که در فکر تحکیم مبانی حکومت خود به نام دین و موروثی کردن آن در خانواده خود است.
- همه امید کفار و منافقین به روزی بود که رهبری اسلام ـ یعنی شخص رسول اکرم(ص) ـ در میان نباشد تا بتوانند با به دست گرفتن زمام امور، بر موج اسلامخواهی توده تازه مسلمان و سطحینگر سوار شوند و حرکت اسلامی را به سمتی که با منافع آنان سازگار است هدایت کنند.
- اگر رهبری الهی قائم به فرد باشد، دین همیشه در معرض خطر است. در این شرایط، هر مقدار که احکام و معارف دینی کاملتر شود، از خطر اصلی کم نمیکند؛ لذا مصداق اتم اکمال دین و اتمام نعمت الهی، خارج کردن قوام دین الهی از فرد به نوع و تعیین جانشینی الهی برای رهبری دین بعد از رسول خدا(ص) است.
- یأس و ناامیدی کامل کفار هنگامی محقق میشود که رهبریِ دینی از سوی پروردگار از فرد به نوع و مقام ولایت دینی از شخص به وصف منتقل شود؛ بدین ترتیب در ازمنه بعد، کسی نازلمنزله رسول اکرم(ص) در هدایت امت و حفظ دین از خطر کفار است که متصف به اوصافی خاص باشد. تعیین چنین فردی، اکمال حقیقی دین، به معنای ضمانت بقای آن است.
- با این توضیحات میتوان گفت تحلیل معنای بیان الهی در صدر آیه که میفرماید: ﴿الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ﴾ و همچنین ذیل آنکه میفرماید: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ...﴾، چنین میشود: «دینی که خداوند امروز تکمیل کرد، تا قبل از امروز مطمع نظر کفار بود و مؤمنین نگران از دست رفتن آن با رحلت پیامبر(ص) بودند؛ اما امروز، با تبیین کامل و صریح مقام وصایت بعد از رسول اکرم(ص) اولاً، دین تکمیل و نعمت تتمیم شد؛ ثانیاً، با آمدن این نعمت، زمینه نگرانی از تحریف و انحراف در دین و از دست رفتن نعمت توحید و اعتقادات صحیح از بین رفت. پس دیگر از کفار درباره دینتان نترسید؛ اما از من درباره این نعمت مهم بترسید؛ که مبادا به واسطه قدرناشناسی این نعمت، بر شما غضب کنم و آن را از شما بگیرم. مبادا با از دست رفتن نعمت ولایت، بلاهای گوناگون بر شما ببارد (چنانکه در طول تاریخ چنین شد)».
- بدین ترتیب باید گفت که آیه در مقام «تهدید و ارعاب» است و نه فقط ذکر واقع؛ یعنی: «ای مردم، اگر نعمت ولایت را، که اکمال دینتان و اتمام نعمت بر شماست، پاس داشتید، درباره دینتان ترسی از کفار خارجی و داخلی (یعنی منافقین) نداشته باشید و اگر پاسدار آن نباشید، بدانید که نعمت از دست میرود و کفار و منافقین بر شما مسلط میشوند[۱۴].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ کلینی، کافی، ج۸، ص۲۷.
- ↑ صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص۳۵۶، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ش.
- ↑ ر.ک: میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۷-۳۵۶.
- ↑ میلانی، سید علی، شرح منهاج الکرامة فی معرفة الامامة، ج۳، ص۳۵۸.
- ↑ ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امامشناسی، ص۱۲۴.
- ↑ ر.ک: مقامی، مهدی، ولایت و امامت در قرآن، ص۱۴۶-۱۴۸.
- ↑ ر.ک: قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص۲۱۳ - ۲۲۲.
- ↑ «یَوْمُ غَدِیرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْیَادِ أُمَّتِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَمَرَنِیَ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِیهِ بِنَصْبِ أَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَماً لِأُمَّتِی یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ فِیهِ الدِّینَ وَ أَتَمَّ عَلَی أُمَّتِی فِیهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِیَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً»؛ بحار الانوار، ج ۳۷ ص۱۰۹.
- ↑ ر.ک: علوی، مهوش السادات، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص۷۱ - ۷۲.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۳۰۱.
- ↑ ن.ک: طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۸ق، ج۵، ص۱۷۴.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص ۳۴۴.
- ↑ مکاتبه اختصاصی دانشنامه مجازی امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی.
- ↑ فیاضبخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴، ص۳۲۳.