شهروندی در معارف و سیره نبوی

پیشینه و جایگاه شهروندی در حکومت پیامبر(ص)

پیامبر نه فقط یک پیامبر مصلح، یک قائد اجتماعی و رهبر سیاسی بود[۱] و در کنار تبلیغ رسالت خود، باید به حل مشکلات نیز می‌پرداخت و ضرورت داشت که به اقداماتی اساسی برای تحول اجتماعی مدینه دست بزند؛ بنابراین، حل مسائل ذیل ضروری بود:

  1. تعیین حقوق و وظایف شخص رسول اکرم(ص) و هم‌چنین حقوق و وظایف ساکنان محلی و شهروندان؛
  2. سامان دادن به وضع اسکان مهاجران مکی؛
  3. تفاهم با غیر مسلمانان شهر، به ویژه یهود؛
  4. تأمین غرامت خسارت‌های مالی و جانیِ مهاجران که به دست قریش مکه صورت گرفته بود[۲].

پیامبر در مدینه دولتی اسلامی و فدرال تشکیل داد و امتی واحد به وجود آورد[۳] و این امر با تدوین قانونی اساسی و جامع تحقق یافت. در این سند، پیامبر(ص) عالی‌ترین جهات قوای جزایی، حقوقی و اجرایی را تأمین فرمود[۴]. از میثاق مدینه[۵] که آن را اولین قانون نوشته شده می‌دانند، می‌توان این موارد را به عنوان وظایف و حقوق شهروندان کشف و بیان کرد:

حقوق شهروندان

  1. برخورداری از برابری (این برابری هم در حقوق است و هم در تعهدات): «یهودیان و مؤمنان (و هر کس که این سند را پذیرفته باشد) در حکم یک امت شناخته می‌شوند» و با هم برابرند[۶].
  2. برخورداری از حق مشورت: سعی پیامبر(ص) بر این بود که مردم در اداره کشور و در برنامه‌های مربوط به خود مشارکت کنند و در طریق تحقق نظام مداخله داشته باشند. بر این اساس، مردم را وارد امور سیاسی کردند و در تهیه نقشه برای اداره جامعه آنها را نیز شریک کردند و بر این اساس، نیرویی عظیم را به عضویت قوه اجرائیه خود درآوردند. در اداره جامعه، پیامبر به جوانان نیز توجه می‌کردند. هم‌چنین، در عین مشارکت اجتماعی، مسئله تقسیم کار اجتماعی نیز مطرح بود و هر کس مسئولیتی خاص بر عهده داشت و در برابر یکدیگر نیز موظف و مسئول بودند[۷].
  3. برخورداری از کمک و حمایت حکومت: برخورداری از امنیت برای تمام کسانی که این میثاق را بپذیرند؛ از جمله مسلمانان، یهودیان و حتی بردگان و پناهندگان به آنها. داخل شهر مدینه برای پیروان این سند «حرم» شناخته خواهد شد...[۸]. افرادی از جامعه یهود که به ما کمک کنند، حمایت و کمک ما را جلب خواهند کرد و با ما برابر خواهند بود و هیچ کس نخواهد توانست بر آنها تحمیلی روا دارد و بدیهی است به مخالفان آنها نیز کمکی نخواهد شد[۹]. یهودیان مدینه با مؤمنان در حکم یک امت شناخته می‌شوند، با این تفاوت که یهود مطابق دستور دین خود و مسلمانان مطابق اوامر دین خود عمل می‌کنند. موالی (هم‌پیمانان) یهود در حکم خود یهودند، مگر کسانی که ستم کنند و مرتکب گناه شوند و متجاوز باشند...[۱۰]... به طور مسلّم شعبه‌های فرعی یهود دارای حقوق اعضای اصلی‌شان خواهند بود...[۱۱]. پناهنده هر کس در حکم خود اوست و هیچ‌کس نباید به پناهنده‌اش زیانی برساند و یا نسبت به او مرتکب جرمی شود...[۱۲].
  4. کمک به محرومان: مؤمنان باید هر فردی را که در اثر فشار قرض از پا در آمده است [را] بدون کمکْ به حال خود و انگذارند...[۱۳].
  5. پاکسازی محیط اجتماعی از هرگونه فساد و مفسده[۱۴].[۱۵]

وظایف شهروندان

  1. پذیرش و تعهد درباره صلح و جنگ و برابریِ همگان در این تعهدها: به طور مسلّم، صلح مؤمنان یکی بیش نیست و نخواهد بود و اگر احیاناً در راه خدا جنگی پیش بیاید، هیچ مؤمنی حق ندارد با طرف مخاصمه صلح کند، مگر اینکه این صلح، مورد موافقت همه مؤمنان باشد که در آن صورت، پذیرش چنان صلحی که بر اساس عدالت و برابری استقرار یابد، برای همه الزام‌آور خواهد بود...[۱۶]. هر طایفه‌ای که همراه ما جنگ می‌کند گروه‌های آن طایفه باید به نوبت همراه ما بجنگند...[۱۷]. همه مؤمنان با یکدیگر برابرند...[۱۸].
  2. پذیرش این که در همه حال، مرجع داوری‌ها وحل اختلاف‌ها، پیامبر(ص) باشد: بر شما مؤمنان لازم است که در هر موردی که با یکدیگر اختلاف پیدا کردید، مرجع امر، خدا و پیغمبرش باشند[۱۹].
  3. پذیرش این که تصمیم جنگ با پیامبر(ص) باشد: تصمیم جنگ با محمد(ص) است. مسلماً هیچ یک از افراد یهود جز با اذن و اجازه محمد(ص) در جنگ شرکت نخواهند کرد[۲۰].
  4. ضرورت کمک مالی یهود و پرداخت هزینه جنگ: هرگاه در هنگام جنگ، یهودیان با مؤمنان همکاری نمایند، باید هزینه جنگ را خودشان بپردازند...[۲۱]. هنگام بروز جنگ، مخارج جنگی یهود بر عهده خودشان و مخارج جنگی مسلمانان بر عهده خودشان خواهد بود و به هر حال، هر دو طرف با یکدیگر بر ضد کسانی که علیه پیروان این دستور بجنگند همکاری خواهند کرد... و روابطشان با یکدیگر بر اساس خیرخواهی خواهد بود...[۲۲].
  5. لزوم دفاع از مدینه: پیروان این سند در برابر کسانی که به مدینه حمله کنند یکدیگر را یاری خواهند کرد...[۲۳].
  6. لزوم دفاع از طایفه خود: مهاجران قریش مسئول حفظ و حراست بخش خود خواهند بود... بنی عوف مسئول حفظ و حراست بخش خود خواهند بود.... و همین‌گونه از تک تک قبایل بنی ساعده، بنی جشم، بنی نجار، بنی عمرو بن عوف، بنی نبیت، بنی اوس نیز نام برده شده و هر گروه را مسئول حفظ بخش خود و حفظ جان افراد خود می‌داند[۲۴].
  7. وظایف مخصوص پناهندگان: پناهنده نمی‌تواند جز با اجازه شخص حمایت کننده، دیگری را در این حق اصلی شریک کند...[۲۵].
  8. لزوم همکاری مؤمنان در جلوگیری از تجاوز و تعدی و یاغی‌گری: مؤمنان پرهیزکار باید در برابر فردی از میان آنان که یاغی می‌شود یا می‌خواهد به دیگران تجاوز کند و ستمکاری نماید یا موجبات تعدی و جنایتی را فراهم سازد یا در میان مؤمنان فسادی ایجاد کند، همه با یکدیگر همکاری کنند و او را مغلوب سازند، هر چند قیام کننده و متجاوز فرزند یکی از مؤمنان باشد...[۲۶].
  9. لزوم یاری مؤمنان و یاری ندادن به کفار: هیچ مؤمنی نباید مؤمن دیگری را که کافری را کشته است بکشد و به هیچ کافری علیه مؤمنی کمک نماید[۲۷]. هیچ مشرکی نباید کسی از قریش را حمایت کند و یا مالی از او نگه‌داری کند. هیچ مانعی وجود ندارد که مؤمنی بر مشرک تسلط پیدا کند...[۲۸].
  10. اصل تضامن اجتماعی و مسئولیت همگانی: وجوب اجرای امر به معروف و نهی از منکر به عنوان اصل نظارت همگانی و تضامن اجتماعی، از اصول و پایه‌های اساسیِ جامعه اسلامی است[۲۹].

بنابراین، شاهدیم که در سنت رسول الله(ص) نه تنها به مبحث شهروندی توجه شده، بلکه این مهم جایگاهی والا نیز داشته است. امت اسلام مانند قبیله و طایفه بر مبنای خون و حسب و نسب بنا نشده و از سایر افراد بشر جدا نیست. همه می‌توانند وارد امت شوند و جزء جامعه اسلامی‌شوند و ریاست خداوند را بپذیرند، اما همین که فردی به امت وارد شد و جزء جامعه اسلامی شد، با یکایک افراد آن جامعه مساوی می‌شود. با این تعبیر و توجه پیامبر، چنان انقلابی در جهان اسلام رخ داد که تاکنون مانند آن در گذشته مشاهده نشده بود[۳۰].

برای درک عمیق‌تر اهمیت این منشور و میثاق سیاسی، باید در مورد وضعیت و نظام حاکم بر دنیای آن روز آگاهی یافت و میزان برخورداریِ اقوام و ملل گوناگون را از آزادی و حقوق مشروع و طبیعی انسانی زیر سلطه حکومت‌های جبار مورد ارزیابی و تحقیق قرار داد. در دنیایی که جز ظلم و فساد تجاوز و غارت، غصب و بردگی و استثمار و استعمار چیزی حاکم نبود، میثاق مدینه معرِّف عمق و عظمت انقلابی است که در عقب‌افتاده‌ترین سرزمین و جامعه آن روز بشری تکوین و گسترش می‌یافت[۳۱].

بنابراین، اگر خدمت به مردم و تلاش در راه آسایش، رفاه و احیای حقوق انسانی و عدالت اجتماعی را معیار حکومت صالح، شایسته و مردمی بدانیم، قطعاً دولت اسلامی به رهبریِ پیامبر(ص) از نمونه‌های اعلای این حکومت است که در مدینه تشکیل شده است. آنچه در حکومت اسلامی مطرح است، اصول و اهداف متعالی انسانی است، نه شکل و رنگ خاص. اما اگر بخواهیم برای شکل حکومت اسلامی نام بگذاریم، بجاست که آن را حکومت «خدایی - مردمی» بنامیم؛ زیرا پیامبر(ص) گرچه فرستاده خداوند است، اما در کارهای اجتماعی همواره از مشورت با مردم ابا نداشته و همیشه آنان را در اجرای امور و نظارت بر کارها دخالت می‌داده، حتی در بسیاری از اوقات نظر اکثریت را مقدم می‌داشته است[۳۲].[۳۳]

منابع

پانویس

  1. پیامبر(ص) برای ساختن جامعه اسلامی اصولی داشتند: ۱. اصل عزت و کرامت آدمی؛ ۲. اصل مدارا با مردم و سازش نداشتن بر سر حق؛ ۳. اصل ستم‌ناپذیری؛ ۴. اصل عدالت اجتماعی و برادری و برابری؛ ۵. اصل تعاون و مشارکت؛ ۶. اصل شورا؛ ۷. اصل اهتمام مستضعفان در مقابله با مستکبران (ر.ک: علی دارابی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۷۱).
  2. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۸۱.
  3. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۷۷.
  4. محمد حمید الله، اولین قانون اساسی مکتوب در جهان، ترجمه سید غلامرضا سعیدی، ص۲۰.
  5. متن این عهدنامه را سیره‌نگاران به طور کامل آورده‌اند. (ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۰۱-۵۰۴؛ ابن کثیر، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۲۰-۳۲۳؛ السیرة الحلیة، ج۲، ص۹۶؛ إعلام الوری، ص۴۵؛ عیون الأثر، ج۱، ص۲۶۰-۲۶۲؛ ابو عبید، الأموال (قاهره، ۱۳۵۳ق)، ص۲۰۲-۲۰۶؛ مجموعة الوثاق السیاسة فی العهد النبوی والخلافة الراشده، ص۱-۷ و نثر الدر، ج۱، ص۲۲۲-۲۲۳) استاد احمدی میانجی این متن را از منابع متعدد نقل کرده و سپس به شرح آن پرداخته است. (ر.ک: مکاتیب الرسول، ج۱، ص۲۴۱-۲۶۳)
  6. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۹.
  7. علی قائمی، مشی و سیاست محمد(ص)، ص۳۶-۳۷.
  8. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۰۱.
  9. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۷.
  10. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۹.
  11. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۰۰.
  12. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۰۱.
  13. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۶.
  14. علی قائمی، مشی و سیاست محمد(ص)، ص۳۵.
  15. عربی‌فر، مهدیه، مفهوم و حقوق شهروندی در نهج‌ البلاغه، ص ۴۴ ـ ۴۶.
  16. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۸.
  17. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۸.
  18. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۷.
  19. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۹.
  20. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۰۰.
  21. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۹.
  22. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۰۱.
  23. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۰۲.
  24. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۵-۹۶.
  25. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۰۱.
  26. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۷.
  27. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۷.
  28. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۹۸.
  29. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۶۴.
  30. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۸۴.
  31. برای آگاهی بیشتر در مورد اهمیت و نقاط قوت این سند نیز می‌توان به منبع زیر مراجعه کرد. (سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در مدینه، ص۱۰۵-۱۰۹)
  32. سید محمد ثقفی، ساختار اجتماعی و سیاسی نخستین حکومت اسلامی در دولت مدینه، ص۱۵۹.
  33. عربی‌فر، مهدیه، مفهوم و حقوق شهروندی در نهج‌ البلاغه، ص ۴۷ ـ ۵۰.