روم

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۱۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

«روم» را از واژگان دخیل دانسته‌اند.[۱] آرتور جفری، ریشه اصلی آن را لاتینی و به صورت و در زبان یونانی دانسته و احتمال می‌دهد که این واژه، مستقیم از راه ارتباط عرب‌ها با امپراتوری روم شرقی از زبان یونانی یا از طریق زبان سریانی وارد زبان عربی شده باشد.[۲] بر این اساس، روم را به معنای گرگ دانسته‌اند که از افسانه شیردهی یک گرگ ماده به «رومولوس» و «رموس»، فرزندان «مارس»، خدای جنگ در زمان کودکی‌شان گرفته شده است. برپایه افسانه‌های رومیان، آن دو بنیانگذار روم بودند.[۳] برخی، رومی‌ها را از اولاد روم بن سماحیق و از نسل عیص بن اسحاق بن ابراهیم(ع) و عده‌ای هم از نسل روم بن یونان از نوادگان یافث بن نوح(ع) دانسته‌اند.[۴]

روم به سرزمین‌هایی در آسیای صغیر (تقریباً ترکیه کنونی) و اروپا اطلاق می‌شود. محدوده جغرافیایی روم در دوره‌های مختلف تاریخی متفاوت بوده است.[۵] نخست (نزدیک ۱۰۰۰ ق. م.) به شکل چکمه‌ای در نقشه بوده که نوک آن در جزیره سیسیل و پاشنه آن، مرز دریای آدریاتیک و دریای ایونی قرار داشت.[۶] از قرن سوم پیش از میلاد، رومی‌ها به تشکیل امپراتوری پرداختند.

حکومت امپراتوری روم که در سال ۲۷۰ پیش از میلاد آغاز شد تا پایان قرن دوم میلادی که با ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان همراه بود، بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، شمال آفریقا، دولت‌های آناتولی، سوریه و حمص، یهودیان اورشلیم و نبطی‌ها در حجاز را تحت کنترل خود درآورد.[۷] امپراتوری یاد شده به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. شبکه‌ای از راه‌ها سرزمین‌های امپراتوری را به پایتخت آن، رُم پیوند می‌داد. لژیونرها (نظامیان تعلیم دیده و بسیار ورزیده) از همه سرزمین‌های بحرانی در سراسر مرزهای روم دفاع می‌کردند. شهروندان رومی از یک قانون، فرهنگ و زبان مشترک (لاتین) بهره‌مند بودند.[۸] امپراتوری روم از سال ۳۰۵ میلادی همراه با رشد مسیحیت رو به ضعف نهاد. در سال ۳۹۵ میلادی به دو امپراتوری شرقی و غربی تجزیه شد.[۹] سرزمین‌های ایتالیا، اسپانیا، گال، بریتانیا، پانوینا و بخشی از آفریقا در قلمرو امپراتوری روم غربی قرار گرفتند. امپراتوری روم غربی در قرن ۵ میلادی، مورد تاخت و تاز بربرهای ژرمن قرار گرفت و در سال ۴۷۶ میلادی از هم فرو پاشید و بربرها حکومت‌های پادشاهی جدیدی در مستملکات آن بنیان نهادند.

دولت روم شرقی نیز که نماینده فرهنگ یونانی و کلیسای اورتودوکس بود، با مرکزیت بیزانس (قسطنطنیه یا استامبول کنونی) مناطق بالکان، آسیای صغیر و سرزمین‌های عربی سوریه، لبنان، فلسطین تا لیبی را فرا می‌گرفت. این امپراتوری در سال ۱۴۵۳ میلادی به دست سلطان محمد فاتح عثمانی نابود گردید.[۱۰] معمولاً در منابع عربی و اسلامی کهن، روم به سرزمین‌های روم شرقی و بیزانس گفته می‌شود. رومی نیز در سده‌های نخست اسلامی به مسیحیان، اعم از یونانی یا لاتینی گفته می‌شد.[۱۱] از نام‌های عربی دریای مدیترانه نیز که در جنوب آسیای صغیر قرار دارد، «بحرالروم» به معنای «دریای روم» است.[۱۲] روم شرقی در آغاز ظهور اسلام (سده ششم میلادی) شامل ترکیه کنونی، بیشتر سرزمین‌های سوریه، اردن، مصر و سرزمین‌های اروپای شرقی بوده است [۱۳].

دین روم باستان در آغاز نمودی از تُوتَم پرستی (اعتقاد به گیاهان و حیوانات مقدّس) و جان‌پرستی (اعتقاد به ارواح) بدوی بوده است، آنگاه ارواح به صورت خدا درآمدند و تثلیث رومی (ژوپیتر، مارس، کوایری نوس) در میان آنها رواج یافت. در ادامه، رومیان برای جلوگیری از نفوذ ادیان خارجی و با هدف انسجام دینی به تکریم امپراتور پرداخته و پرستش پادشاه را رواج دادند.[۱۴]

عقاید مردم روم، ریشه در ادیان بَدَوی و ترکیبی از ادیان شرقی و عقاید صادراتی هند، اروپا و یونان داشت. آنها به نیروهایی باور داشتند که فرآورده‌های دامی و کشاورزی‌شان را افزایش می‌دادند. رومیان برای هریک از شئون زندگی، خدایی مناسب با آن داشته و گاه به ضرورت از آنها کمک می‌خواسته‌اند. روی هم رفته، رومیان خدایان بیشماری داشته‌اند؛ به گونه‌ای که گاه عدد آنها به اندازه جمعیت روم یا بیشتر از آن یاد شده است. بعدها با گسترش قلمرو روم، خدایان یونان و شرقی نیز به فهرست خدایان رومی افزوده شدند و قرن‌ها برتری خدایان شرقی در میان رومیان مشهود بود.[۱۵] سرانجام، تمام این مذاهب و ادیان با ظهور مسیحیت محو و نابود گردیدند و مسیحیت در سراسر امپراتوری روم با تبلیغ رسولان، به ویژه پطرس و پولس، گسترش یافت [۱۶]. نامه پولس به مردم روم در عهد جدید آمده است.[۱۷] در اوایل قرن ۴ میلادی، کنستانتین، امپراتور وقت روم، مسیحیت را دین رسمی اعلام کرد[۱۸].[۱۹]

روم در قرآن کریم

واژه روم به عنوان نام کشور و سرزمین رومیان تنها یک بار به صراحت در قرآن کریم آمده است. ﴿غُلِبَتِ الرُّومُ[۲۰]

آیات ﴿غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ [۲۱] درباره جنگ ایران و روم هستند. شمار دیگری از آیات نیز در زمینه موضوعاتی مانند وعده پیروزی مسلمانان بر رومیان ﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۲۲]، ایمان و شرک گروهی از رومیان ﴿لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ[۲۳]، ﴿يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ[۲۴]، ﴿هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ[۲۵]، ﴿وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ[۲۶]، ﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۲۷]، نامه پیامبر اکرم(ص) به پادشاه روم ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ[۲۸]، جنگ مسلمانان با رومیان ﴿قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ[۲۹]، ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ[۳۰]،﴿وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ[۳۱] و جز آن تفسیر شده‌اند.

دسته دیگری از آیات نیز بر اساس برخی دیدگاه‌های تفسیری، درباره روم تفسیر شده‌اند. ﴿وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا[۳۲]، ﴿قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا[۳۳]، ﴿وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا[۳۴]، ﴿كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ[۳۵].[۳۶].[۳۷]

جنگ روم و ایران

آیات ﴿غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ [۳۸] پس از گزارش شکست روم در برابر ایران، از پیروزی حتمی رومیان در چند سال آینده و شاد شدن مؤمنان در آن روز خبر می‌دهند. مشهور مفسران گفته‌اند که این آیات آنگاه فرود آمدند که مسلمانان از شنیدن خبر پیروزی ایران بر روم شگفت زده و غمگین شدند؛ زیرا پیروزی ایرانیانِ مجوس (زرتشتیان) بر رومیان اهل کتاب (مسیحیان) آنها را ناخشنود می‌کرد. در مقابل، مشرکان خوشحال از این رخداد، به شماتت مسلمانان پرداخته و از آن برای کاستن از روحیه آنها بهره جستند.[۳۹]

برخی مفسران، ذیل این آیات به تفصیل درباره جنگ‌های دو ابر قدرت آن روز (ایران و روم) سخن گفته و نزول آنها را برای دلداری مسلمانان دانسته؛[۴۰] نیز این خبر غیبی را از روشن‌ترین ادله اعجاز و حقانیت قرآن و صداقت پیامبر(ص) در ادعای نبوت به شمار آورده‌اند.[۴۱]

مفسران در تفسیر ﴿بِضْعَ سِنِينَ فاصله زمانی میان شکست رومیان تا پیروزی آنان را کمتر از ۱۰ سال گفته‌اند [۴۲]. ﴿فِي أَدْنَى الْأَرْضِ نیز بر جایی به نام «أذرعات شام» تطبیق شده که سپاه روم در آنجا از ایرانیان شکست خوردند.[۴۳]

برپایه گزارش قتاده، با نزول آیات یاد شده، مسلمانان گفته پروردگار را تصدیق کردند، تا اینکه خبر شکست ایران در سال ۶ هجری در جریان صلح حدیبیه به مؤمنان رسید و آنان شادمان شدند [۴۴]. بر اساس گزارش‌های دیگری، مسلمانان در آغاز هجرت [۴۵] یا در سال دوم هجرت و روز بدر از این حادثه آگاه شدند.[۴۶] گویند: پیامبر(ص) پیروزی رومی‌ها بر ایرانیان را در مکه به مسلمانان نوید داد. [۴۷] آغاز جنگ‌های ایران و روم در روزگار ظهور اسلام را، بر اثر قتل امپراتوری روم (به دست ارتش روم و فوکاس) دانسته‌اند که حامی خسرو پرویز در دستیابی وی به سلطنت بود. او به این بهانه به روم حمله کرد.[۴۸] در این نبردها دو سردار ایرانی (شهر بُراز و فرّخان) با فتوحات [۴۹] بسیاری تقریباً همه متصرفات آسیا، بیزانس و مصر را فتح کردند؛ حتی قسطنطنیه پایتخت بیزانس در آستانه فروپاشی بود که دراز شدن جنگ و لجاجت خسرو پرویز بر ادامه آن، سپاه بیزانس را برای تلافی آماده کرد. آنان از سال ۶۲۲ میلادی حمله‌های خود را بر ضد ایرانیان آغاز کردند. در این حمله‌ها، آذربایجان و ارمنستان غارت شدند و سپاهیان روم بر بین النهرین سلطه یافتند[۵۰].[۵۱]

اسلام و روم

بر اساس گزارش‌های تفسیری، با ظهور اسلام، گروهی از مسیحیان روم به آن گرویدند که برخی از آیات قرآن به آن اشاره دارند. در آیه ﴿وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ[۵۲]، گروهی از اهل کتاب یاد می‌شوند که به خدا و آنچه که بر آنان و مسلمانان نازل شده است، ایمان دارند. در شأن نزول این آیه، گروه یاد شده را اشاره به شماری از مسیحیان نجران و حبشه و رومی دانسته‌اند که مسلمان شدند.[۵۳] در شأن نزول آیات ﴿لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ[۵۴]، ﴿يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ[۵۵] نیز گروهی از مسیحیان روم را مشمول آن دانسته‌اند. بر اساس این آیات، اهل کتاب یکسان نیستند و گروهی از آنان با ویژگی‌هایی مانند تلاوت آیات الهی در سجده و شبانگاهان، ایمان به خدا و روز واپسین، امر به معروف و نهی از منکر و پیشی گرفتن در کارهای خیر ستوده شده‌اند: ﴿لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ[۵۶]، ﴿يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ[۵۷].[۵۸]

قرآن کریم با تأکید بر یگانگی خدا معتقدان به تثلیث را کافر می‌خواند: ﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ[۵۹] مفسّران، آیه را اشاره به اعتقاد گروهی از مسیحیان به نام ملکائیه یا ملکانیه دانسته‌اند که معتقد به تثلیث در الوهیت‌اند و خدا را یکی از اقانیم سه‌گانه می‌دانند.[۶۰] برپایه برخی گزارش‌ها همه مردم روم، مسیحیان ملکانیه بوده‌اند.[۶۱] در آیه ﴿وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ[۶۲] از مسیحیانی یاد می‌شود که با وجود ادعای مسیحیت، در آن صادق نبوده و پیمان‌های الهی را فراموش کردند، بنابراین خدا سزای اعمالشان را دشمنی ابدی با یکدیگر نهاد. مفسران، مسیحیان یاد شده را سه فرقه یعقوبیه، نسطوریه و ملکائیه و فرقه اخیر را همان رومیان دانسته‌اند که تثلیث را باور داشتند.[۶۳] در مقابل، بعضی احتمال داده‌اند که مراد، دشمنی میان یهود و نصارا باشد؛ [۶۴] ولی این احتمال با ظاهر آیه سازگار نیست.[۶۵]

نامه پیامبر(ص) به پادشاه روم

گرچه اسلام در شبه جزیره عرب ظهور کرد، دینی جهانی است ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ[۶۶]، از این رو پیامبر(ص) پس از صلح حدیبیه و آرامش خاطر نسبی از خطر حمله قریش، در سال ۷ هجری، نامه‌هایی را به سران کشورهای مختلف، مانند هِرَقْل و پادشاه روم فرستاد. برخی مفسّران و مورّخان مسلمان، آیه ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ[۶۷] را مضمون نامه پیامبر(ص) به پادشاه روم دانسته‌اند؛ در این آیه اهل کتاب به اصول مشترک ادیان الهی فراخوانده شده‌اند که بر پرهیز از پرستش غیر خدا و شرک به وی، نیز اجتناب از اعتقاد به ربوبیت افراد بشری استوارند.[۶۸] بر اساس برخی روایات، قیصر هنگام دریافت نامه پیامبر(ص) خصوصی در برابر فرستاده آن حضرت ایمان آورد؛ حتی گرایش داشت که رومیان را به آیین توحید بخواند.[۶۹] از امام باقر(ع) نقل شده که پادشاه روم برخلاف پادشاه ایران، نامه و فرستاده پیامبر اسلام(ص) را احترام و اکرام کرد[۷۰].[۷۱]

جنگ روم و مسلمانان

برخی از گزارش‌های تفسیری [۷۲] و تاریخی [۷۳] در شأن نزول آیاتی از قرآن نشان می‌دهند که رومیان درگیری‌هایی با پیامبر(ص) و مسلمانان داشته‌اند. قرآن کریم از مسلمانان می‌خواهد با اهل کتاب که به رغم داشتن کتاب آسمانی به خدا و روز جزا، آن‌گونه که باید، ایمان ندارند و آنچه را خدا و پیامبرش حرام کرده، حرام ندانسته و آیین حق را نمی‌پذیرند، بجنگند تا با خضوع در برابر حکومت اسلامی به قانون جزیه تن دهند: ﴿قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ[۷۴] بر اساس تفسیر مجاهد، این آیه زمانی نازل شد که رسول خدا(ص) به نبرد با رومیان دستور داد و در پی آن به جنگ تبوک رفتند.

شماری از آیات سوره توبه را نیز درباره پیکار تبوک دانسته‌اند. در آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ[۷۵] خدا به سرزنش مؤمنانی می‌پردازد که در جهاد در راه خدا سستی ورزیده و زندگی دنیا را بر آخرت برمی‌گزینند. در شأن نزول آیه گفته‌اند: وقتی که رسول خدا(ص) به جنگ با رومیان (جنگ تبوک) دستور داد، فصل برداشت زراعت و میوه بود، از این رو مسلمانان از شرکت در جهاد ناخشنود و مایل بودند که در شهر مانده و محصولات خود را برداشت کنند. رسول خدا(ص) برای حفظ اسرار جنگی، بیشتر، مقصد حرکت را به صراحت اعلام نمی‌کرد؛ اما در جنگ تبوک به جهت دوری راه و فراوانی دشمن، مقصد خود را آشکارا گفت، تا مردم آمادگی بهتری یابند.[۷۶] هنگامی که پیامبر(ص) مسلمانان را برای جنگ تبوک آماده می‌کرد، گروهی از منافقان تخلف ورزیدند. مطابق نقل برخی مفسران [۷۷] و مورّخان،[۷۸] آیه ﴿وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ[۷۹]. زمانی نازل شد که یکی از منافقان به نام «جد بن قیس» نزد پیامبر(ص) آمد و از وی اجازه خواست در نبرد شرکت نکند؛ زیرا به زنان شدیدا علاقه دارد و اگر نگاهش به دختران رومی بیفتد، ممکن است فریفته آنها شده و از کارزار دست بکشد؛ آن‌گاه آیه نازل شد و عمل آن شخص را محکوم ساخت.

آیه ﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۸۰] خدا را مالک پادشاهی می‌خواند و اینکه وی آن را به هرکه بخواهد می‌دهد و از هر که اراده کند، بازمی‌ستاند. به گزارش برخی مفسران، رسول خدا(ص) پیروزی مسلمانان بر ایرانیان و روم را در غزوه خندق [۸۱] یا هنگام فتح مکه[۸۲] نوید داد. هنگامی که منافقان آن را بعید دانسته و گفتند: آیا مکه و مدینه برای محمد کافی نیست که در ملک فارس و روم طمع کرده است؟ آیه یاد شده نازل شد.[۸۳] مطابق روایتی دیگر، این آیه پس از آن نازل گشت که پیامبر(ص) از خدا خواست تا مُلک فارس و روم را برای امتش قرار دهد [۸۴].

مطابق نقلی از مفسران در ذیل آیه ﴿قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا[۸۵]، مراد از قومی نیرومند و جنگجو که بازماندگان از اعراب به پیکار با آنها فراخوانده شده‌اند تا اسلام بیاورند، رومیان هستند [۸۶]. اقوال دیگری نیز در این باره ذکر شده‌اند. طبرسی، تفسیر مناسب آیه را همه اقوامی می‌داند که رسول خدا(ص) در زمان حیاتشان با آنان جنگید.[۸۷] آیاتی، به برخی اماکن و افراد اشاره دارند که مفسران آنها را درباره روم دانسته‌اند؛ مثلاً در داستان حضرت موسی(ع) و خضر از «مجمع‌البحرین» (محل تلاقی دو دریا) یاد شده است که برخی از مفسران، آن را دو دریای روم (دریای مدیترانه) و فارس دانسته‌اند: ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا[۸۸].[۸۹] دو دریای یاد شده در آیه ﴿مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ[۹۰] و ﴿وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا[۹۱]. نیز که با وجود شوری یکی و شیرینی دیگری، کنار هم با یکدیگر تماس دارند، بر دریای فارس و روم تطبیق شده‌اند.[۹۲]

برخی از مفسران و مورّخان، ذیل آیه ﴿أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا[۹۳] محل پناهنده شدن (غار) اصحاب کهف را در شهر افسوس روم دانسته‌اند که نام کنونی آن طرسوس است.[۹۴] علامه طباطبایی، هرچند مشخصات غار یاد شده را با مفاد قرآن تطبیق‌پذیر نمی‌داند،[۹۵] معتقد است که غار اصحاب کهف هرجا که باشد، خارج از سیطره رومیان نبوده است؛[۹۶]همچنین شماری از مفسران و مورخان، ذوالقرنین یاد شده در قرآن را بر اسکندر رومی تطبیق کرده‌اند: ﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا[۹۷].[۹۸] این دیدگاه با چالش‌های جدی روبه روست. (ذوالقرنین) به گفته برخی مفسران، آیه ﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ[۹۹] به طیطوس رومی و پیروان مسیحی او اشاره دارد که در جنگ با بنی‌اسرائیل، تورات را آتش زدند و فرزندان آنها را به اسیری گرفته و بیت‌المقدس را ویران و آلوده کردند[۱۰۰].[۱۰۱]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. المعرب، ص۸۴؛ الاتقان، ج ۱، ص۴۰۰.
  2. واژه‌های دخیل، ص۲۲۷ ـ ۲۲۸، «روم».
  3. تاریخ تمدن، ج ۳، ص۱۳ ـ ۱۴؛ جمهوری روم، ص۱ ـ ۱۷.
  4. معجم البلدان، ج ۳، ص۹۷؛ دائرة المعارف بستانی، ج ۹، ص۵۰.
  5. نک: حدود العالم، ص۱۸۳؛ معجم البلدان، ج ۳، ص۹؛ لغت نامه، ج ۸، ص۱۲۴۰۱، «روم».
  6. اطلس تاریخی جهان، ص۷۰.
  7. معجم البلدان، ج ۳، ص۹۸ ـ ۹۹؛ نیز نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۵۳۴ ـ ۵۶۷.
  8. نک: تاریخ روم باستان، ص۸۰ ـ ۸۱؛ تاریخ تمدن، ج ۳، ص۸۴.
  9. تاریخ روم باستان، ص۱۴۲؛ دائره‌المعارف الکتابیه، ج ۴، ص۱۵۹؛ تاریخ رم، ص۳۵۰ ـ ۳۵۹.
  10. تاریخ رم، ص۳۵۰ ـ ۳۵۹؛ دائره‌المعارف بستانی، ج، ص۴۹ ـ ۵۷.
  11. جغرافیایی تاریخی، ص۱۳۶ ـ ۱۳۷.
  12. جغرافیایی تاریخی، ص۱۳۶.
  13. التحقیق، ج ۴، ص۲۴۶، «روم».
  14. تاریخ مختصر ادیان بزرگ، ص۳۸۸ ـ ۳۹۹؛ تاریخ جامع ادیان، ص۹۸ ـ ۱۱۰.
  15. تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۸ـ ۷۰؛ تاریخ رم، ص۲۶ ـ ۳۶.
  16. نک: تاریخ تمدن، ج ۳، ص۶۷۸ ـ ۶۹۳؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۳۶ ـ ۱۳۸.
  17. کتاب مقدس، رومیان.
  18. تاریخ جامع ادیان، ص۹۴.
  19. قانعی اردکانی، علی، مقاله «روم»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۴.
  20. «رومیان شکست خوردند» سوره روم، آیه ۲.
  21. «رومیان شکست خوردند در نزدیک‌ترین سرزمین و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز می‌گردند در چند سال؛ کار گذشته و آینده با خداوند است و در آن روز مؤمنان شاد می‌شوند به یاری خداوند که هر کس را بخواهد یاری می‌رساند و او پیروزمند بخشاینده است. بنابر وعده خداوند؛ خداوند در وعده خود خلاف نمی‌ورزد امّا بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۲-۶.
  22. «بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی می‌بخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز می‌ستانی و هر کس را بخواهی گرامی می‌داری و هر کس را بخواهی خوار می‌گردانی؛ نیکی در کف توست بی‌گمان تو بر هر کاری توانایی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.
  23. «آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.
  24. «به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.
  25. «هان! این شمایید که آنان را دوست می‌دارید و (آنان) شما را دوست نمی‌دارند و شما به تمام کتاب ایمان دارید (و آنان ندارند) و چون با شما روبه‌رو شوند می‌گویند: ما ایمان آورده‌ایم و چون به خلوت روند سرانگشتان را از خشم بر شما (به دندان) می‌گزند؛ بگو به خشم خود بمیرید؛ خداوند به اندیشه‌ها داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۱۹.
  26. «و از کسانی که می‌گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه می‌کردند آگاه کند» سوره مائده، آیه ۱۴.
  27. «به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و اگر از آنچه می‌گویند دست نکشند به یقین به کافران ایشان عذابی دردناک خواهد رسید» سوره مائده، آیه ۷۳.
  28. «بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.
  29. «با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.
  30. «ای مؤمنان! چگونه‌اید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی می‌ورزید ؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست» سوره توبه، آیه ۳۸.
  31. «و از ایشان، کسی است که می‌گوید: به من اجازه (کناره گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتاده‌اند و دوزخ فراگیرنده کافران است» سوره توبه، آیه ۴۹.
  32. «و زمین و خانه‌ها و دارایی‌هایشان را و سرزمینی را که بر آن گام ننهاده بودید به شما وانهاد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره احزاب، آیه ۲۷.
  33. «به جهادگریزان از تازی‌های بادیه‌نشین بگو: به زودی به سوی قومی سخت جنگجو فرا خوانده خواهید شد که با آنان کارزار کنید (تا کشته شوند) یا اسلام آورند آنگاه، اگر فرمان برید خداوند پاداشی نیکو به شما خواهد داد و اگر روی برتابید چنان که پیش‌تر روی برتافتید شما» سوره فتح، آیه ۱۶.
  34. «و خداوند به (غنیمت‌های) دیگری که هنوز به آنها دست نیافته‌اید چیرگی دارد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره فتح، آیه ۲۱.
  35. «خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بی‌گمان خداوند توانایی پیروزمند است» سوره مجادله، آیه ۲۱.
  36. مجمع البیان، ج ۸، ص۱۴۷ - ۱۴۸؛ ج ۹، ص۱۹۳، ۲۰۶، ۴۲۱ - ۴۲۲.
  37. قانعی اردکانی، علی، مقاله «روم»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۴.
  38. «رومیان شکست خوردند در نزدیک‌ترین سرزمین و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز می‌گردند در چند سال؛ کار گذشته و آینده با خداوند است و در آن روز مؤمنان شاد می‌شوند به یاری خداوند که هر کس را بخواهد یاری می‌رساند و او پیروزمند بخشاینده است. بنابر وعده خداوند؛ خداوند در وعده خود خلاف نمی‌ورزد امّا بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۲-۶.
  39. جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۲ـ ۲۳؛ التبیان، ج ۸، ص۲۲۸؛ کشف الاسرار، ج ۷، ص۴۲۶.
  40. التبیان، ج ۸، ص۲۲۸؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۴ ـ ۴۵.
  41. مجمع البیان، ج ۸، ص۴۳ ـ ۴۴؛ کشف الاسرار، ج ۷، ص۴۲۹.
  42. جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۵ـ ۲۶؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۳؛ Encyclopedia of the quran، V۱، P۲۶۵
  43. جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۲، ۲۷؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۳؛ الدر المنثور، ج ۵، ص۱۵۲.
  44. جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۴ـ ۲۵؛ التبیان، ج ۸، ص۲۲۸ ـ ۲۲۹.
  45. مؤلفات جرجی زیدان، ج ۱، ص۵۶، «تاریخ التمدن الاسلامی».
  46. جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۱ـ ۲۶؛ مجمع البیان، ج ۸، ص۴۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۴۳۶.
  47. جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۵ـ ۲۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۵.
  48. تاریخ طبری، ج ۱، ص۴۶۶؛ ایران در زمان ساسانیان، ص۵۸۲.
  49. جامع البیان، ج ۲۱، ص۲۳ـ ۲۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۴۳۳ـ ۴۳۴.
  50. ایران باستانی، ص۳۴۵ ـ ۳۵۹.
  51. قانعی اردکانی، علی، مقاله «روم»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۴.
  52. «و بی‌گمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی می‌ورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمی‌فروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بی‌گمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.
  53. مجمع البیان، ج ۲، ص۴۸۰.
  54. «آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.
  55. «به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.
  56. «آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳.
  57. «به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۴.
  58. مجمع البیان، ج ۲، ص۳۶۶؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۲۴۸.
  59. «به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و اگر از آنچه می‌گویند دست نکشند به یقین به کافران ایشان عذابی دردناک خواهد رسید» سوره مائده، آیه ۷۳.
  60. جامع البیان، ج ۶، ص۴۲۲؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص۲۹۹؛ الملل و النحل، ج ۱، ص۲۲۲.
  61. الملل والنحل، ج ۱، ص۲۲۲؛ مختصر کتاب البلدان، ص۱۲۹.
  62. «و از کسانی که می‌گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم آنگاه آنان بخشی از آنچه را که به ایشان یادآوری شده بود به فراموشی سپردند ما هم میان آنها تا روز رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم و زودا که خداوند آنان را از آنچه می‌کردند آگاه کند» سوره مائده، آیه ۱۴.
  63. التبیان، ج ۳، ص۴۷۱؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.
  64. جامع البیان، ج ۶، ص۲۱۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص۱۱۸.
  65. قانعی اردکانی، علی، مقاله «روم»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۴.
  66. «و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره سبأ، آیه ۲۸.
  67. «بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.
  68. تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۵۲؛ مسند احمد، ج ۱، ص۲۶۲ ـ ۲۶۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۷۷.
  69. مکاتیب الرسول، ج ۲، ص۴۰۴؛ المغازی النبویه، ص۶ ـ ۶۱؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۷۷ ـ ۷۸.
  70. تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۵۲؛ بحار الانوار، ج ۴، ص۱۰۰؛ نورالثقلین، ج ۴، ص۱۶۹.
  71. قانعی اردکانی، علی، مقاله «روم»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۴.
  72. جامع البیان، ج ۱۰، ص۱۴۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۴۰.
  73. المغازی، ج ۳، ص۹۹۰؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۱۰۰؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۲۵.
  74. «با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.
  75. «ای مؤمنان! چگونه‌اید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی می‌ورزید ؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شده‌اید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست» سوره توبه، آیه ۳۸.
  76. السیرة النبویه، ج ۴، ص۹۴۳؛ التبیان، ج ۵، ص۲۱۹؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۵۵.
  77. مجمع البیان، ج ۵، ص۶۶ ـ ۶۷.
  78. المغازی، ج ۳، ص۹۹۲؛ السیرة النبویه، ج ۴، ص۹۴۴.
  79. «و از ایشان، کسی است که می‌گوید: به من اجازه (کناره گیری از جهاد) بده و مرا در آشوب میفکن! آگاه باش که آنان در آشوب افتاده‌اند و دوزخ فراگیرنده کافران است» سوره توبه، آیه ۴۹.
  80. «بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی می‌بخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز می‌ستانی و هر کس را بخواهی گرامی می‌داری و هر کس را بخواهی خوار می‌گردانی؛ نیکی در کف توست بی‌گمان تو بر هر کاری توانایی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.
  81. اسباب النزول، ص۸۷ ـ ۸۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۴؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۷۱.
  82. اسباب النزول، ص۸۶؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۷۰ـ ۷۱.
  83. اسباب النزول، ص۸۶؛ کشف الاسرار، ج ۲، ص۷۱؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۲۶۹.
  84. اسباب النزول، ص۸۶ ـ ۸۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۴.
  85. «به جهادگریزان از تازی‌های بادیه‌نشین بگو: به زودی به سوی قومی سخت جنگجو فرا خوانده خواهید شد که با آنان کارزار کنید (تا کشته شوند) یا اسلام آورند آنگاه، اگر فرمان برید خداوند پاداشی نیکو به شما خواهد داد و اگر روی برتابید چنان که پیش‌تر روی برتافتید شما» سوره فتح، آیه ۱۶.
  86. جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۰۷ـ ۱۰۸؛ مجمع البیان، ج، ص۱۹۳؛ روض الجنان، ج ۱۷، ص۳۳۵.
  87. مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۳.
  88. «و (یاد کن) آنگاه را که موسی به شاگرد خود گفت: پا از رفتن باز نکشم تا به جای به هم پیوستن دو دریا برسم یا آنکه روزگاری دراز راه بپیمایم» سوره کهف، آیه ۶۰.
  89. کشف الاسرار، ج ۵، ص۷۱۵؛ ج ۹، ص۴۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۱، ص۱۴۵؛ مجمع‌البیان، ج ۶، ص۳۶.
  90. «دو دریای به هم رسیده را در هم آمیخت» سوره الرحمن، آیه ۱۹.
  91. «و اوست که دو دریا را در هم آمیخت، این خوش و گواراست و آن شور و تلخ و میان آن دو حائلی و پرده‌ای جداساز نهاد» سوره فرقان، آیه ۵۳.
  92. مجمع البیان، ج ۹، ص۳۳۶.
  93. «آیا پنداشته‌ای که اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌های ما (چیزی) شگرف بوده‌اند؟» سوره کهف، آیه ۹.
  94. مروج الذهب، ج ۱، ص۳۲۶ـ ۳۲۷؛ التنبیه و الاشراف، ص۱۲۲؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص۶۴۶.
  95. المیزان، ج ۱۳، ص۲۹۵.
  96. المیزان، ج ۱۳، ص۲۹۹.
  97. «و از تو درباره ذو القرنین می‌پرسند بگو: برایتان از او خبری را خواهم خواند» سوره کهف، آیه ۸۳.
  98. مروج الذهب، ج ۱، ص۲۹۹؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص۷۳۵.
  99. «و ستمکارتر از کسی که نمی‌گذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها می‌کوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.
  100. روح المعانی، ج ۱، ص۳۶۳.
  101. قانعی اردکانی، علی، مقاله «روم»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۱۴.