القاب امام علی در معارف و سیره علوی
موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
مقدمه
امیرالمؤمنین علی(ع) شخصیت بیمانندی است که چشم تاریخ هرگز چون او را ندیده است. سخنان وی راهنمای هدایت است و سیرهاش درسآموز و تنبهآفرین. نامها و لقبهای آن حضرت فراوان است و هر یک بعدی از شخصیت او را مینمایاند و نشانه چگونه زیستن و سیره وی است. مقاله حاضر عهدهدار پرداختن به نامها و لقبهای امام علی(ع) است و در آن با اتکا به منابع متعدد شیعه و اهل سنت، بسیاری از آنها استخراج شده است. پیشتر یادآور شویم که بنای این مقاله بر توصیف و گزارش است و امید میرود که تمهیدی برای مقالات تحلیلی در این باب شود.
نامهای امام علی(ع)
حَیْدر: «حیدر» به معنای شیر، از نامهای مشهور امیرالمؤمنین علی(ع) است که معمولاً با پسوند «کرار» به کار میرود[۱]. در رجزهای امام، در پاسخ به رجزخوانی مرحب خیبری و دیگران، آمده است: «أَنَا الَّذِي سَمَّتْنِي أُمِّي حَيْدَرَةً *** ضَرْغَامُ آجَامٍ وَ لَيْثٌ قَسْوَرَةٌ» اضافه «ه» به حیدر، برای رعایت تناسب با شعر و رجزِ مرحب یهودی است که در آغاز میگفت: إِنَّا أُنَاسٌ وَلَدَتْنَا عَبْهَرَةٌ *** لِبَاسُنَا الْوَشَى وَ رَيْطٌ حِبَرَةٌ أَبْنَاءُ حَرْبٍ لَيْسَ فِينَا غَدَرَةٌ[۲]
زید: روزی امام بر منبر بصره، خود را زید، فرزند عبدمناف، فرزند عامر بن عمرو بن مغیره، فرزند زید بن کلاب معرفی میکرد. ناگهان ابن کواء، از خوارج ماجراجو، برخاست و گفت: فلانی! ما برایت نَسَبی جز علی فرزند ابو طالب نمیشناسیم. حضرت فرمود: پدرم مرا به تناسب نام جدش، قُصی، زید نامید...[۳].
علی: علی، شناختهشدهترین نام امیرمؤمنان(ع) است که خداوند آن را برای ایشان برگزیده است. حضرت، بارها در رجزها و نامهها، خود را علی نامیده است[۴]. امام صادق(ع) از زبان فاطمه بنت اسد میفرماید: پس از میلاد فرزندم، از ندادهندهای شنیدم که میگفت: ای فاطمه، نام «علی» را بر او بِنِه؛ زیرا او علی است و من علیِ اعلا هستم، و او امام پس از حبیب من، محمد رسول الله است. و او ولیّ من است و نامش را از نامم برگرفتم[۵]. حماد عبدی، شاعر قرن چهارم، در وجه تسمیه حضرت چنین سروده است: يا سائلي عن «حيدر» أعييتني أنا لست في هذا الجواب خليقا الله سماه عليا باسمه فسما علوا في العلا و سموقا[۶]
«ای که از شناخت شخصیت حیدر میپرسی، مرا خستی و فرسودی؛ زیرا من شایسته پاسخگویی به این پرسش نیستم. خداوند طبق نام خودش، او را علی نامید، و او در بلندای اوج قرار گرفت». امام سجاد(ع) میفرماید: روزی پیامبر خدا(ص) نشسته بود و علی و فاطمه و حسن وحسین نیز نزد او بودند. پیامبر فرمود: سوگند به خدایی که مرا بشارت دهنده برانگیخت. بر روی زمین، آفریدهای محبوبتر و گرامیتر از ما نزد خدا نیست؛ زیرا خدای بلندمرتبه، نامی از نامهایش را برایم مشتق کرد. او محمود است و من محمدم، و برای تو ای علی، نامی از نامهای خود را مشتق کرد؛ او علی اعلا است و تو علی هستی...[۷]. ابن سنان از امام رضا(ع) نقل میکند: نخستین نامی که خدا برای خودش اختیار فرمود، «العلی العظیم» است؛ زیرا او عالی و برتر از همه چیز است[۸].[۹].
وجوه نامگذاری به علی(ع)
درباره نامگذاری علی چند وجه گفته شده که برخی حاکی از حوادث دوران زندگانی علی(ع) و صرفاً استحسان است[۱۰]. البته بعضی از این وجوه قابل نقد و بررسی است:
- در روایتی آمده است: «أَنَا اسْمِي فِي الْإِنْجِيلِ إِلْيَا»؛ «نام من در انجیل، به زبان عبری، الیا بوده است»[۱۱]. و گفتهاند الیا، به عربی همان علی است.
- جابر جعفی گفته است: اهل معرفت در وجه نامگذاری علی چند نظر دارند؛ گروهی گفتهاند: از زمان حضرت آدم تا پیش از حضرت امیر، هیچ فردی در عرب و عجم، علی نامیده نشده است، و اگر مردی در تازی میگفت این فرزندم علی است، منظورش برتری و عُلو فرزندش بود نه نام فرزند و بهرهگیری از این اسم در نامگذاریها از عصر امیرمؤمنان(ع) آغاز شد[۱۲].
- به این دلیل او را علی نامیدند که خانه بهشتیاش عالی و بلند و روبهروی منزلهای پیامبران است، و خانه هیچ پیامبری بالاتر از منزل علی نیست[۱۳].
- او علی نام گرفت؛ زیرا برای شکستن بتهای بالای کعبه و در راه اطاعت خدا، بر دوش پیامبر پا نهاد و بالا رفت، و جز او، هیچکس بر دوش پیامبر بالا نرفته است[۱۴].
- وجه تسمیه علی آن است که او در آسمان و عوالم غیب تزویج شد و چنین تزویجی نصیب هیچکس نشد[۱۵].
- برخی علت نامگذاری علی را آن دانستهاند که پس از پیامبر در دانش از همگان عالیتر بود[۱۶].
- آن حضرت، علی نام گرفت؛ زیرا هر که در مصاف با او به میدان جنگ آمد، شکست خورد و علی بر او برتری یافت[۱۷].
- علی در هر چیزی علو و برتری دارد و از نظر حَسَب و نَسَب، اسلام، زهد، سخا، جود و جهاد، بر خانواده، فرزند و فامیل، بلندی رتبه یافته است[۱۸].
اینک به ذکر نکاتی قابل تأمل درباره وجوه یادشده میپردازیم: در متن حدیث یکم، اضطراب یا بیدقتی در ضبط وجود دارد. در ادامه این حدیث نامها و لقبهای امام علی(ع) آمده است: «... أَلَا وَ إِنِّي مَخْصُوصٌ فِي الْقُرْآنِ بِأَسْمَاءٍ احْذَرُوا أَنْ تَغْلِبُوا عَلَيْهَا فَتَضِلُّوا فِي دِينِكُمْ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّادِقِينَ أَنَا ذَلِكَ الصَّادِقُ»؛ در حالی که در قرآن چنین تعبیری وجود ندارد، مگر اینگونه توجیه شود که اقتباسی از ﴿وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾[۱۹] است؛ یا بگوییم در متن اصلی، ﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾[۲۰]، و در ادامه أنا ذلك الصابر بوده و راوی یا ناسخ، آن را اشتباه ضبط کرده است. افزون بر این، بعضی از اینگونه نامها امروزه در کتابهای این فرقهها دیده نمیشود. بندهای دیگر نیز شامل فضایل امام میشود که مدتی پس از تولد و نامگذاری رخ داده است؛ زیرا یا اکتسابی است و یا مربوط به حوادث بعد؛ مانند ازدواج، خانههای بهشتی، بتشکنی، برتری در علم، اسلام، زهد، سخا، جود و جهاد. روشن است که وجه تسمیه، در زنجیره علتهای نامگذاری است نه در ردیف نتایج و معلولها که رتبهای پسینی دارند. از سوی دیگر، تعدد وجوه تسمیه، خود به خود نافی و ناقض یکدیگر است. به هر حال، این فضایل قطعی است؛ ولی به وجه تسمیه ربطی ندارد.[۲۱].
جایگاههای نام علی(ع)
- امام صادق(ع) از پدرانش نقل میکند که رسول خدا(ص) در وصیتی به امام علی(ع) فرمود: من نام تو را در چهار جا، نزدیک نام خود دیدم و دوست داشتم به آن بنگرم. آن هنگام که در معراج به بیت المقدس رسیدم، بر صخرهای نوشته شده بود: ««لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ» فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ وَ مَنْ وَزِيرِي فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ». پس از آن، هنگامی که به سدرة المنتهی رسیدم، دیدم بر آن نوشته است: «إِنِّي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِي مُحَمَّدٌ صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ(ع) مَنْ وَزِيرِي فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»[۲۲].
- در تفسیر آیه ﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ﴾[۲۳]، روایاتی چند به این مضمون آمده است: کلماتی که آدم(ع) از خدا دریافت کرد و خدا را به حق آنان سوگند داد تا توبهاش را پذیرفت، این بود: «يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَّ»؛ «پروردگارا، به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین، از تو میخواهم توبهام را بپذیری»[۲۴].
- رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: هنگامی که خدای بلندمرتبه آدم را آفرید و از روحش به او دمید و به او جان بخشید، بدو وحی کرد: بندهام، حمد و سپاس مرا به جای آوردی. به عزت و جلالم سوگند! اگر نبودند آن دو بندهای که میخواهم آنان را در دنیا بیافرینم، تو را نمیآفریدم. پرسید: پروردگارا آیا آن دو، از من هستند؟ خدا فرمود: آری، ای آدم، سر فرا دار و بنگر؛ پس آدم سر برداشت و نگریست و دید بر عرش خدا نوشته شده است: ««لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» مُحَمَّدٌ نَبِيُّ الرَّحْمَةِ وَ عَلِيٌ مُقِيمُ الْحُجَّةِ...». هر که حق علی را به رسمیت بشناسد، پاک و پاکیزه است، و هر که منکر حق او شود، ملعون و زیانبار است. به عزتم سوگند! هر کس را که پیرو او باشد، وارد بهشت میکنم؛ هر چند گناهی نیز کرده باشد؛ و به عزتم قسم! هر که در برابر او سرکشی کند، به آتش اندازم؛ گرچه برایم طاعتی نیز بیاورد[۲۵].
- در قیامت، علی بن ابیطالب(ع) را با هفت نام فرا میخوانند و میگویند: یا صدیق، یا دال، یا عابد، یا هادی، یا مهدی، یا فتی، یا علی، تو و شیعیانت بیدرنگ به بهشت درآیید[۲۶].
- جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا(ص) نقل میکند: دو هزار سال پیش از آنکه خدا آسمانها و زمین را بیافریند، بر دروازه بهشت نوشته شده بود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ»[۲۷].
- ابن عباس از پیامبر روایت میکند که حضرت فرمود: حلقه دروازه بهشت از یاقوت سرخفام است که با کوبیدن حلقه بر صفحه طلایی، صدای «یا علی» طنینانداز میشود[۲۸].[۲۹].
کنیههای امام علی(ع)
مشهورترین کنیه امام، «ابوالحسن» و محبوبترین آنها نزد امام «ابوتراب» است. برخی کنیههای امام را به همین دو منحصر دانستهاند[۳۰]؛ ولی کنیههای دیگری نیز برای حضرت نقل شده که به ترتیب الفبا ذکر میشوند.
- ابوالائمه: ابوالائمه، یعنی پدر امامان. جابر بن عبدالله انصاری میگوید: روزی در بستانهای مدینه میگشتیم و در حالی که که دست علی(ع) در دست پیامبر بود، از کنار نخلی گذشتیم. درخت فریاد کرد: «هَذَا مُحَمَّدٌ سَيِّدُ الْأَنْبِيَاءِ وَ هَذَا عَلِيٌ سَيِّدُ الْأَوْصِيَاءِ أَبُو الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ...»[۳۱]. در بسیاری از روایات آمده است که پیامبر به علی(ع) میفرمود: «... وَ أَنْتَ الْإِمَامُ، وَ أَبُو الْأَئِمَّةِ»[۳۲].
- ابوتراب: ابوتراب، محبوبترین کنیهها نزد امام علی(ع) بود. در شهرت، همتای ابوالحسن است. «اب» در این کنیه به معنای پدر حقیقی نیست[۳۳]. علی(ع) زاهد راستین، خاکسار و بیتجملات و تشریفات بود و پیامبر این نشان سادهزیستی را فقط به او داد[۳۴]. از طرفی، این نام، یادآور ملاطفت پیامبر به امام، و مایه افتخارش بود. مناسبتهای زیر را برای نامیده شدن حضرت به این کنیه نقل کردهاند:
- عمار یاسر، اینگونه نقل میکند: روزی من و علی بن ابیطالب در بین نخلهای کوچک، روی خاکهای نرم خوابیده بودیم که رسول خدا(ص) ما را بیدار کرد، و چون علی بن ابیطالب را خاکآلود دید، فرمود: «يَا أَبَا تُرَابٍ...»[۳۵].
- عبدالله عمر میگوید: روزی پیامبر در نخلستانهای مدینه به دنبال علی میگشت تا به بستانی رسید و علی(ع) را دید که کار میکرد و غبارآلوده بود؛ آنگاه فرمود: «مَا أَلُومُ النَّاسَ إِنْ يَكْنُوكَ أَبَا تُرَابٍ»[۳۶]؛ «مردم را سرزنش نمیکنم از اینکه تو را ابوتراب بخوانند».
- علاء الدین سکتواری روایت میکند: کنیه ابوتراب، نخستینبار به علی بن ابیطالب(ع) داده شد. پیامبر هنگامی او را به این کنیه نامید که وی را در خاک خفته دید و از روی ملاطفت به او فرمود: «قُمْ يَا أَبَا تُرَابٍ»؛ «ای ابوتراب برخیز». و به برکت نَفَس محمدی(ص) معجزهای برایش رخ داد که تراب درباره حوادث گذشته و آنچه تا قیامت رخ میدهد، برای او سخن میگفت.
- عَبایَة بن رِبعی میگوید: از عبدالله بن عباس پرسیدم: چرا رسول خدا(ص)، علی(ع) را ابوتراب نامید؟ در پاسخم گفت: «زیرا او پس از پیامبر صاحب زمین و حجت خدا بر اهل زمین، و بقای زمین به وسیله او است و آرامش زمین به او بستگی دارد. از رسول خدا(ص) شنیدم که میفرمود: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ وَ رَأَى الْكَافِرُ مَا أَعَدَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِشِيعَةِ عَلِيٍ مِنَ الثَّوَابِ وَ الزُّلْفَى وَ الْكَرَامَةِ قَالَ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَاباً أَيْ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا﴾[۳۷]»[۳۸]؛ هنگامی که قیامت به پا شود و کافر آن همه ثواب و تقرب و کرامتی را که خدای تبارک و تعالی برای پیروان علی فراهم کرده است ببیند، میگوید: ای کاش تراب میبودم؛ یعنی ای کاش از شیعیان علی بودم؛ و این است معنای سخن خدای بلند مرتبه که از زبان کافر میفرماید: ای کاش من خاک میبودم». علامه مجلسی در ذیل این حدیث مینویسد: شاید یادکرد این آیه، وجه تسمیه دیگری برای نامیدن علی(ع) به ابوتراب باشد؛ زیرا شیعیان او در برابر اوامرش، خود را بسیار ناچیز، مطیع و خاکی میگرفتند. از این رو، به آنان «تراب» گفته شده، و چون حضرت علی(ع) صاحب و مالک امور و رهبر آنان است، «ابوتراب» نامیده شده است[۳۹]. مجلسی، نسخهبدل و توجیههای دیگری را بیان میکند که به دلیل تعارض آنها با نص آیه، از نقل کردن آنها میپرهیزیم. برخی از این روایت استفاده میکنند که چون امام، حجت خدا در زمین و مالک آن است و بقای زمین و سکون آن به برکت او است، ابوترابش نامیدهاند و در این باره شرح و تفصیل فراوانی ارائه دادهاند[۴۰]. «تراب» در لغت به معنای زمین آمده، و ابوتراب به معنای «صاحب الارض» نیز درست است[۴۱].
- طبرسی در سبب نامگذاری مینویسد: وَ كَنَّاهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَبَا تُرَابٍ لَمَّا رَآهُ سَاجِداً مُعَفِّراً وَجْهَهُ فِي التُّرَابِ[۴۲]؛ «پیامبر خدا(ص) کنیه ابوتراب را هنگامی بر او نهاد که او را در حال سجده و چهره بر خاک ساییدن دید». چون سجدهاش بر خاک بود و در مسجد، خانهای برای عبادت داشت، ابوتراب نامیده شد که کنایه از فراوانی سجده و عبادت است[۴۳].
- در روایت دیگری آمده است که پیامبر، امام علی(ع) را خوابیده یافت؛ به گونهای که ردایش از دوشش افتاده و پشتش خاکآلود شده بود. حضرت خاکها را تکانید و فرمود: ای ابوتراب، بنشین[۴۴]. سهل بن سعد میگوید: به خدا سوگند! جز پیامبر او را ابوتراب ننامید، و نامی محبوبتر از این نداشت.
- ابوالحسن: مشهورترین کنیه امام علی(ع) ابوالحسن است[۴۵]. علی(ع) میفرماید: «كَانَ الْحَسَنُ يَدْعُونِي فِي حَيَاةِ النَّبِيِّ(ص) أَبَا حُسَيْنٍ وَ الْحُسَيْنُ يَدْعُونِي أَبَا حَسَنٍ وَ لَا يَرَيَانِ أَباً إِلَّا رَسُولَ اللَّهِ صفَلَمَّا مَاتَ دَعَوَانِي أَبَاهُمَا»[۴۶]؛ «در زمان حیات پیامبر، حسنْ مرا اباالحسین، و حسینْ مرا ابا الحسن میخواند و جز رسول خدا را پدر و اَبْ نمیدانستند. زمانی که پیامبر وفات یافت، مرا پدر صدا کردند». افزون بر امام اول، امام چهارم، هفتم، هشتم و دهم نیز ابوالحسن نامیده شدهاند. در اسناد روایی در بیشتر موارد، ابوالحسن وقتی مطلق یا با پسوند «الاول» ذکر شود، امام کاظم(ع) منظور است، و «ابوالحسن الثانی» امام رضا(ع)، و ابوالحسن الثالث، امام هادی(ع) است[۴۷].
- ابوالحَسَنین: به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) از باب تغلیب، حسنین گفته میشود. از این رو، ایشان را ابوالحسنین خواندهاند. ابوالحسنین به کنیه منعوت شبیهتر است تا کنیه منصوص و معروف. قهپایی گفته است: این کنیه، ویژه علی(ع) است[۴۸]. افزون بر این، شاید «ابوالحسن» بوده که در استنساخ یا چاپ، ابوالحسنین شده باشد.
- ابوالحسین: مستند این کنیه، روایت پیشگفته است[۴۹] که امام حسن مجتبی(ع) در زمان حیات حضرت رسول(ص)، پدر را «ابوالحسین» میخواند که متناسب با نام برادرش بود. برخی مورخان، ابوالحسین را از کنیههای حضرت شمردهاند[۵۰].
- ابوالریحانتین: جابر از رسول خدا(ص) نقل میکند که سه روز پیش از رحلتش به علی بن ابیطالب(ع) میفرمود: «سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْكَ يَا أَبَا الرَّيْحَانَتَيْنِ...»؛ «سلام خدا بر تو ای پدر دو ریحانه، در این دنیا درباره دو نوگل باغم به تو سفارش میکنم؛ زیرا به زودی دو رکن تو فرو میریزد و در نبود من، خدا یاورِ تو است». جابر میگوید: با رحلت پیامبر، علی(ع) فرمود: این یکی از دو رکنی است که حضرت به من فرموده بود، و با شهادت فاطمه(س) گفت: این دومین رکنِ من بود که پیامبر به من خبر داده بود[۵۱].
- ابوالسبطین: امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو سبط (نوه) رسول خدا(ص) هستند. خداوند در میهمانی معراج پیامبر افتخار این کنیه را به علی(ع) داد و فرمود: ای محمد، تو از میان آفریدگانم برگزیده منی، و پس از تو است صدیق اکبر، طاهر مطهر، و پدر دو سبط تو که هر دو سرورند، شهیدند، طاهر و مطهرند و سید جوانان بهشتند.»..[۵۲]. امام سجاد(ع) در سخنرانی معروف مسجد جامع اموی دمشق، در معرفی جدّ خویش فرمود: «أَبُو السِّبْطَيْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ...»[۵۳]. سید عبدالقادر حسینی مینویسد: پیامبر خدا(ص) او را ابوتراب لقب داد. وی ابو السبطین بود. همچنین محمود شلبی در کتاب حیاة الامام علی(ع) مینویسد: مردم، او را به ابوالحسن و ابوالسبطین میخواندند[۵۴]. انس بن مالک روایت میکند که پیامبر خدا(ص) در باره امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای مسلمانان، این برادر، عموزاده و داماد من است. گوشت و خون و موی من و پدر دو سبط من، حسن و حسین، سرور جوانان اهل بهشت است.... لعنت خدا و همه لعنت کنندگان بر کسانی باد که دشمنی و بغض او را به دل دارند که خدا و من از آنان بیزاریم؛ پس هر که میخواهد از خدا و من بیزار شود، از علی برائت بجوید[۵۵].
- ابوشبر: ابن شاذان این کنیه را نیز در شمار کنیهها آورده است[۵۶]. گویا این را به تناسب شبر، نام امام مجتبی(ع) گفته باشند.
- ابوالشهداء: از پیامبر روایت است: «عَلِيٌّ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ أَبُو الشُّهَدَاءِ الْغُرَبَاءِ»[۵۷]؛ «علی(ع) سرور شهیدان و پدر شهیدان غریب است».
- ابوالقاسم: برخی این کنیه را در شمار کنیههای امیرمؤمنان(ع) یاد کردهاند[۵۸]؛ ولی دلیلی محکم بر این امر وجود ندارد.
- ابوالقصم: قصم به کسی گفته میشود که با هر چه برخورد کند آن را در هم میکوبد[۵۹]. در این باره گفتهاند: در جنگ اُحُد، هنگامی که طلحة بن ابیطلحه رجز میخواند، خویش را «قاصم» میخواند و مبارز میطلبید، حضرت علی(ع) فریاد زد: «أَنَا أَبُو الْقُصَمِ». دوباره طلحه گفت: یا ابا القصم، آیا جرأت جنگ داری؟ فرمود: آری و به جنگش شتافت و ضربتی بر او نواخت و به زمینش انداخت. برخی دیگر، اشتهار این کنیه را از جنگ خندق و مبارزه با عمروبن عبدود دانستهاند[۶۰].
- ابوالعتره: امیرمؤمنان(ع) میفرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ! أَنَا إِمَامُ الْبَرِيَّةِ وَ وَصِيُّ خَيْرِ الْخَلِيقَةِ وَ أَبُو الْعِتْرَةِ الطَّاهِرَةِ الْهَادِيَةِ»[۶۱]؛ «مردم، من امام امت و جانشین بهترین آفریدگان خدا و پدر عترت پاک و هدایتگر هستم.»...
- ابو محمد: برخی ابومحمد را نیز جزء کنیههای امام آوردهاند که شاید به تناسب نام فرزند امام، محمد حنفیه باشد[۶۲].
- ابوالمؤمنین: ابوالمؤمنین را نیز از کنیههای حضرت شمردهاند[۶۳]، گویا برگرفته از حدیث معروف نبوی است: «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ»؛ «من و علی، دو پدر این امت هستیم»[۶۴].
- ابوالنورین: ابن شاذان، این را در شمار کنیهها قلمداد کرده است[۶۵]. گویا به این لحاظ که حسنین را «نورین» گفتهاند.[۶۶].
منابع
پانویس
- ↑ طبری، محب الدین، الریاض النضره، ج۳، ص۹۲، باب ۴، فصل ۲. جابر جعفی در معنای حیدر گفته است: هو الحازم النظار في دقائق الأشياء و قيل: هو الاسد.... (مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۶۰) ابن منظور در لسان العرب، ج۴، ص۱۷۴ ذیل واژه «حدر» میگوید: راویان در اینکه این اشعار از علی بن ابیطالب(ع) است، هیچ اختلاف نظری ندارند؛ سپس به رد نظر کسانی میپردازد که گفتهاند: نام علی(ع) اسد بود و به دلیل ضرورت شعری، حضرت معنای آن را که «حیدره» است به کار برد. وی اثبات میکند که «اسد» نیز با قافیه شعری منافاتی نداشته است.
- ↑ کیدری نیشابوری، قطب الدین بیهقی، دیوان امام علی(ع)، ص۲۸۴ - ۲۸۷؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۶۰.
- ↑ ر.ک: شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۱۲۰ - ۱۲۱؛ همو، الامالی، ص۷۰۰، ح۹۵۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۵۲؛ سیدرضی، خصائص امیر المؤمنین(ع)، ص۵۲ - ۵۳؛ جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین، ج۱، ص۴۲۴، ح۳۵۳؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۰، ح۱۴۵۸۴.
- ↑ ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۶۰؛ کیدری نیشابوری، قطب الدین بیهقی، دیوان امام علی(ع)، ص۵۵۸، ش۴۲۵ و ص۳۰۶، ش۲۲۸.
- ↑ راوندی، قطب الدین، القاب الرسول و عترته، ص۳۲؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ص۱۳۶، ح۳؛ همو، معانی الاخبار، ص۶۲، ح۱۰؛ همو، الامالی، ص۱۹۵، ح۲۰۶؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۰۷، ح۱۵۱۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۳۷، ح۳۷؛ ص۳۳ - ۳۴، ح۳۱.
- ↑ علامه امینی، الغدیر، ج۴، ص۲۰۷، غدیریه ابن حمادی.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۵۵ - ۵۶، ح۳؛ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ج۲، ص۳۰۵، ح۸۷۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۲، ص۱۷۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۳۳ – ۳۴، ح۳۱؛ تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج۵، ص۱۱ و ۷۵.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص٢، ح۲؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳، باب ۳۷.
- ↑ مختاری، علی، مقاله «نامها و لقبهای امام علی»، دانشنامه امام علی ج۱۰ ص ۳۳۱.
- ↑ ر.ک: ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابیطالب(ع)، ج۱، ص۷۷ – ۷۸؛ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ج۲، ص۳۰۵ و ۳۰۶، ح۸۷۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۷۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۱۸ – ۱۹، ح۱۴؛ گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب، ص۴۰۶؛ ناظم زاده، اصغر، مظهر ولایت، ص۳۱ - ۳۲؛ ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ج۱، ص۲۵؛ ابن مغازلی، مناقب الامام علی بن ابیطالب(ع)، ص۵۸، ح۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۳۰ – ۳۱.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۴۵ - ۴۷؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۶۱ – ۶۴.
- ↑ ر.ک: تستری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۵، ص۷؛ ج۲۱، ص۶۷۳.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۶۱ – ۶۴؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳، ص۴۸ – ۴۹.
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۴۹.
- ↑ ر.ک: ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابیطالب(ع)، ج۱، ص١٠١ - ١۰٨.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۴۸ – ۴۹.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۴۸.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۵۹؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۶۱ – ۶۴.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.
- ↑ «خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۱۵۳.
- ↑ مختاری، علی، مقاله «نامها و لقبهای امام علی»، دانشنامه امام علی ج۱۰ ص ۳۳۳.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۰۷، ح۲۶؛ همو، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۷۴، ح۵۷۶۲؛ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ج۲، ص۲۸۸، ح۸۲۲؛ متقی هندی، علی، کنز العمال، ج۱۳، ص۱۳۸، ح۳۶۴۳۵؛ تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج۱۵، ص۲۴۸.
- ↑ «آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت» سوره بقره، آیه ۳۷.
- ↑ ابن مغازلی، مناقب الامام علی بن أبیطالب، ص۱۰۵، ح۸۹؛ عروسی حویزی، عبدعلی، تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۶۷ – ۶۹، ح۱۴۸؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ص۱۹۰، ذیل آیه ۳۷ بقره، ح۱۳۱؛ سید ابن طاووس، علی، الیقین، ص۱۷۵؛ تستری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۵، ص۱۱.
- ↑ علامه حلی، کشف الیقین، ص۸؛ همو، نهج الحق، ص۲۳۲؛ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۳۱۹؛ مظفر، محمدحسین، دلائل الصدق، ج۲، ص۵۰۴؛ حسینی میلانی، علی، نفحات الازهار فی خلاصة عبقات الانوار، ج۵، ص۲۲۸، ۲۳۲، ۲۴۰.
- ↑ ابن شاذان، مأة منقبه، ص۱۵۰، ح۸۳؛ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۳۱۹، فصل ۱۹؛ تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج۴، ص۲۹۹؛ ج۷، ص۱۷۴؛ ج۸، ص۶۰۵.
- ↑ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۱۴۴، ح۱۶۸؛ علامه حلی، کشف الیقین، ص۹؛ علامه امینی، الغدیر، ج۲، ص۴۴۴؛ ابن مغازلی، مناقب الامام علی بن ابیطالب(ع)، ص۱۲۲ – ۱۲۳، ح۱۳۴؛ دیلمی، شیرویه، فردوس الاخبار، ج۴، ص۴۱۰، ح۶۷۱۰؛ اصفهانی، ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج۷، ص۲۵۶؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۷، ص۳۹۸، ح۳۹۱۹؛ حسینی میلانی، علی، نفحات الازهار، ج۵، ص۲۳۴ – ۲۳۹.
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، ح۹۴۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۹، ص۲۳۵، ح۱۸.
- ↑ مختاری، علی، مقاله «نامها و لقبهای امام علی»، دانشنامه امام علی ج۱۰ ص ۳۳۵.
- ↑ ابن بطریق، عمدة عیون صحاح الاخبار، ج۱، ص۶۷.
- ↑ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ج۱، ص۴۱۰؛ تستری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۴، ص۱۱۶، ۱۸۶، ۲۶۳؛ ج۱۳، ص۷۰؛ ج۱۵، ص۵۸۶ - ۵۸۷؛ ج۲۰، ص۵۳۰ و ۵۳۱؛ ج۲۳، ص۵۲۷.
- ↑ ر.ک: تستری، قاضی نورالله، ج۱۳، ص۷۰ - ۷۱؛ ج۴، ص۳۶۳.
- ↑ بسیاری از روایات، بر محبوبیت این کنیه نزد امام دلالت دارد؛ ر.ک: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۲۱۵؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، الادب المفرد، ص۴۵۲. شهرت این کنیه علل گوناگونی دارد؛ از جمله: سوء استفاده دشمنان امام از این لقب در نکوهشها و سب و لعنها. واژه «ابوتراب» حتی در نامه لوئی سوم به عمر بن عبدالعزیز آمده است. مجله علوم حدیث، سال پنجم، شمارۀ سوم، ص۴۹.
- ↑ همدمی با فقیران، افتخار امیرمؤمنان بود. در لغت ترب بعد ما اترب، یعنی پس از غنا فقیر شد. (زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۲، ص۶۳) در قرآن «متربه» در ﴿أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ﴾ [«یا به بینوایی زمینگیر» سوره بلد، آیه ۱۶] به همین معنا است. برای توضیح بیشتر ر.ک: یوسف محمد عمرو، ابوتراب، ص۱۵ به بعد.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۶۴ – ۶۵، ح۱۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۴۹؛ ریشهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابیطالب(ع)، ج۱، ص۸۱، ح۳۴؛ حاکم حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۴۱؛ علامه امینی، الغدیر، ج۶، ص۳۳۳.
- ↑ علامه امینی، الغدیر، ج۶، ص۴۷۶، به نقل از سکتواری، علاء الدین، محاضرة الاوائل، ص۱۱۳.
- ↑ «و کافر میگوید: ای کاش خاک بودم» سوره نبأ، آیه ۴۰.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۱۲۰؛ همو، علل الشرائع، باب ۱۲۵، ص۱۸۷ – ۱۸۸.
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۵۱.
- ↑ یوسف محمد عمرو، ابوتراب، ص۱۶ به بعد؛ صدر، سید محمدصادق، حیاة أمیر المؤمنین، ص۳۹.
- ↑ زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۲، ص۶۲؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج۱، ص۲۲۰ – ۲۲۱.
- ↑ طبرسی، ابو علی فضل بن حسن، اعلام الوری، ج۱، ص۳۰۷.
- ↑ صدر، سید محمدصادق، حیاة امیر المؤمنین، ص۳۹؛ یوسف محمد عمرو، ابوتراب، ص۱۶.
- ↑ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ص۲۳۱۶، ح۵۹۲۴؛ هیثمی، بغیة الرائد فی تحقیق مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۳، ح۱۴۵۹۳ - ۱۴۵۹۴؛ ابن حجر، فضائل الصحابه، ص۱۴۱؛ طبری، ابن جریر، تاریخ الامم والرسل والملوک، ج۲، ص۱۲۳؛ بخاری، الادب المفرد، ص۲۳۲، ح۸۷۶؛ مسلم، ابو الحسین، صحیح مسلم، ح۲۴۰۹؛ ابن حجر، فضائل الصحابه، ح۳۸؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، ح۴۳۰، ۳۵۰۰، ۵۸۵۱، ۵۹۲۴؛ تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج۶، ص۵۴۰؛ ابن بطریق، عمدة عیون صحاح الاخبار، ج۱، ص۶۸ – ۶۹؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ص۵ – ۶.
- ↑ طبرسی، ابو علی فضل بن حسن، اعلام الوری، ج۱، ص۳۰۷؛ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۳۸؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۶۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۱؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۵.
- ↑ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۱، ص۶۶؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۱۳؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۱.
- ↑ مازندرانی، ابو علی، منتهی المقال فی أحوال الرجال، ج۱، ص۲۵؛ قهپایی، عنایة الله، مجمع الرجال، ج۷، ص۱۹۳.
- ↑ قهپایی، عنایة الله، مجمع الرجال، ج۷، ص۱۹۳ - ۱۹۴؛ ابوالبرکات باعونی، محمد، جواهر المطالب فی مناقب الامام ابی الحسنین علی بن ابیطالب؛ تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج۳۰، ص۱۴۸ - ۱۵۰.
- ↑ ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۱؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۱۳؛ اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۶۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۶۶.
- ↑ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۳۸؛ همو، مقتل الحسین(ع)، ج۱، ب ۶، ص۵۹ - ۱۶۰.
- ↑ تستری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۴، ص۲۳۲ و ۳۶۷؛ ج۱۰، ص۶۲۳ - ۶۲۶؛ ج۱۱، ص۳۷۷؛ ج۱۵، ص۵۹۹ - ۶۰۰؛ ج۲۰، ص۴۳۸ – ۴۳۹؛ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۱۴۱، فصل ۱۴، ح۱۶۰؛ ابن حنبل، احمد، فضائل الصحابه، ج۲، ص۶۲۳؛ همو، المسند، ج۲، ص۸۵؛ ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الأولیاء، ج۳، ص٢٠١؛ جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین، ج۱، ص۳۸۲، ح۳۱۴؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۱، ص۹۱؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۴۰۳، ح۶۹؛ همو، الامالی، ص۱۹۸، ح۲۱۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۱۶۶، ح۳۵۰۳؛ ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الأولیاء، ج۳، ص۲۰۱؛ متقی هندی، علی، کنز العمال، ج۱۳، ص۶۶۴، ح۳۷۶۸۸.
- ↑ علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۲، ص۴۴۲ – ۴۴۳، ح۴.
- ↑ خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۷۸؛ تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج۴، ص۲۲۴ - ۲۲۵؛ ج۲۰، ص۲۵۰؛ ج۲۲، ص۲۸۰؛ ج۳۱، ص۴۴۸.
- ↑ مرعشی نجفی، سید شهاب الدین، ملحقات الاحقاق، ج۳۰، ص۱۴۳ - ۱۴۵، به نقل از: حسینی، سید عبدالقادر، عیون المسائل، ص۸۲؛ شلبی، محمود، حیاة الامام علی(ع)، ص۷۸.
- ↑ طبری، محب الدین، ذخائر العقبی، ص۱۰۲.
- ↑ ابن شاذان، کتاب الفضائل، ص۱۷۲.
- ↑ مرعشی نجفی، سید شهاب الدین، ملحقات الاحقاق، ج۲۰، ص۵۵۳، به نقل از: شجری، یحیی، الامالی، ج۱، ص۱۵۴.
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۵۰؛ ناظم زاده، اصغر، الفصول المائه، ح۱، ص۳۹ - ۴۰.
- ↑ ابراهیم انیس و دیگران، المعجم الوسیط، واژه «قسم»، ص۷۴۱.
- ↑ مرعشی نجفی، سید شهاب الدین، ملحقات الاحقاق، ج۳۰، ص۱۴۸ - ۱۵۰، به نقل از: ابوالبرکات باعونی، محمد، جواهر المطالب، ص۹۸؛ ابن منظور، مختصر تاریخ دمشق، ج۱۷، ص۳۰۰.
- ↑ قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، ج۱، ص۲۴۱، باب ۱۵، ح۱۵؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۴۸۴؛ تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق، ج۴، ص۱۱۴، ۳۶۳، ۳۸۶؛ ج۲۳، ص۵۲۷؛ ج۱۳، ص۷۰.
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۵۰؛ خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص۳۸، فصل ۱؛ ناظم زاده، اصغر، الفصول المائه، ج۱، ص۳۹ - ۴۰.
- ↑ طبری، محمد بن جریر، فضائل علی بن ابیطالب و کتاب الولایه، ص۷۵. ضمن مجموعه میراث اسلامی ایران، ج۳، ص۱۸۶ – ۱۸۷.
- ↑ ابن شاذان، کتاب الفضائل، ص۱۷۲.
- ↑ ابن شاذان، کتاب الفضائل، ص۱۷۲.
- ↑ مختاری، علی، مقاله «نامها و لقبهای امام علی»، دانشنامه امام علی ج۱۰ ص ۳۳۷.