مساوات در تقسیم بیت‌المال در معارف و سیره علوی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

رسول خدا(ص) درآمد بیت‌المال را بین مجاهدان به‌طور مساوی تقسیم می‌کرد[۱]. هر کس از آنان سهمی مانند دیگران از بیت‌المال داشت. این روش را ابوبکر نیز پی گرفت[۲]. در زمان عمر بن خطاب که دیوان سپاه ایجاد شد، اولین تقسیم را وی بر اساس خویشاوندی، امتیازات و سابقه افراد قرار داد[۳]. او برای خویشاوندان پیامبر(ص) امتیاز قایل شد. او از عباس بن عبدالمطلب شروع کرد و برای وی، ۲۵ یا ۱۲ هزار درهم مقرر کرد. برای اهل بدر، پنج‌هزار درهم مقرر کرد و در اهل بدر به نقلی حسن، حسین، ابوذر و سلمان را وارد کرد. برای بعد از بدریان تا صلح حدیبیه، چهارهزار درهم قرار داد و برای بعد از صلح تا زمان ردّه سه‌هزار درهم تعیین کرد[۴]. سهم همسران پیامبر(ص) نیز شش‌هزار درهم مقرر شد. برای عایشه و حفصه هر یک دوازده‌هزار درهم و برای صفیه و جویریه پنج‌هزار درهم تعیین کرد[۵]. به همین صورت خلیفه دوم برای افراد دیگر سهم‌ها‌ی متفاوتی قرار داد.

خلیفه سوم که به حکومت رسید مانند خلیفه دوم عمل کرد. البته با این تفاوت که آن‌گونه که می‌خواست به افراد از بیت‌المال می‌بخشید و به اشخاص سهم‌ها‌ی زیادی می‌داد. ابن‌ابی‌الحدید[۶]، علامه امینی[۷] و دیگران بخشی از دریافتی‌ها‌ی افراد مختلف در زمان عثمان را برشمرده‌اند[۸]. او به طلحه دوهزار دینار داد[۹] و به اقوام خود کمک می‌کرد. خمس آفریقا را به مروان داد و دلیل کمک‌ها‌ی مالی را صله ارحام می‌دانست که خداوند به آن دستور داده است[۱۰]. این بخشش‌های بی‌حد و حصر و تفاوت قایل‌شدن بین افراد خاص و خویشان با عموم مردم، باعث ناراحتی و نارضایتی عموم مردم گردید؛ ولی برای افرادی هم توقع ایجاد کرد و به یک فرهنگ پذیرفته‌شده تبدیل شد.

وقتی امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) به خلافت رسید، در مدینه برای مردم سخنرانی کرد و فرمود: ای گروه مهاجر و انصار، ای گروه قریش، بدانید به خدا سوگند من چیزی از فیء شما برای خود قرار نمی‌دهم تا زمانی که نخل خرمایی در مدینه داشته باشم. آیا تصور می‌کنید که خودم و فرزندانم را از بیت‌المال باز می‌دارم و به شما می‌دهم؟ من در تقسیم بیت‌المال بین سیاه و سفید مساوات برقرار می‌کنم. عقیل بن ابی‌طالب حرکت کرد و گفت: مرا و مرد سیاه سودانی را یکی قرار می‌دهی؟ حضرت فرمود: بنشین؛ خداوند تو را رحمت کند، آیا کسی جز تو نبود که سخن بگوید؟ برتری بر آنان جز به سابقه در اسلام و تقوا نیست[۱۱]. اعتراض عقیل نشان می‌دهد که تقسیم بیت‌المال بر اساس امتیازات یک فرهنگ مقبول در جامعه بوده که اکنون مورد اعتراض برادر خلیفه قرار گرفته است.

حضرت بعد دستور داد آنچه در بیت‌المال وجود دارد به‌طور مساوی بین افراد تقسیم شود[۱۲]. خود حضرت در خطبه‌ای بیان می‌کند دیوان‌های عطا را که بر اساس امتیازات بود از بین بردم و آن‌گونه عمل کردم که رسول خدا(ص) عمل می‌کرد تا اموال در میان ثروتمندان در گردش نباشد[۱۳]. عاصم بن ضمره گوید: امیرالمؤمنین(ع) عطاء را به‌طور مساوی بین افراد تقسیم می‌کرد[۱۴]. امیرالمؤمنین(ع) در روز سوم خلافتش به عمار یاسر، ابو‌الهیثم بن تیهان و عبیدالله بن ابی‌رافع دستور داد به هر شخصی از افراد مسلمان که سهمی از بیت‌المال داشتند، سه دینار که معادل سی درهم بود بدهند و خود حضرت به مزرعه‌اش در بیرون مدینه رفت. نامبردگان فوق، طبق دستور حضرت عمل کردند و به هر شخص سی درهم دادند. این تقسیم مورد مخالفت طلحه، زبیر و مروان قرار گرفت و آنان زمزمه‌هایی از مخالفت را در مسجد آغاز کردند. مسئولان بیت‌المال حضرت نزد ایشان رفتند و موضوع را با حضرت در میان گذاشتند. معترضان در گفتگو با حضرت خواستار توجه به سابقه خود در دریافت بیت‌المال شدند[۱۵]. حضرت به طلحه و زبیر فرمود: شما در اسلام بیشتر سابقه دارید یا من؟ گفتند: تو. پرسید: شما بیشتر با رسول خدا(ص) خویشاوندی دارید یا من؟ گفتند: تو. پرسید سابقه جهاد شما بیشتر است یا من؟ گفتند: تو. فرمود: سهم من مانند سهم این کارگر اجیری است که برای من کار می‌کند[۱۶]. آنان مدعی بودند عمر، خلیفه دوم، به آنان سهم بیشتری می‌داده است. حضرت پرسید: رسول خدا(ص) چگونه سهم می‌داد؟ ساکت ماندند. پرسید: آیا پیروی از سنت پیامبر(ص) شایسته‌تر است یا سنت عمر؟ گفتند: سنت رسول خدا(ص)...[۱۷]. امیرالمؤمنین(ع) به شبهات آنان در این زمینه پاسخ داد؛ ولی آنان باز هم انتظار سهم بیشتری داشتند و به بهانه سفر عمره، مدینه را ترک کردند[۱۸]. همین روش عادلانه حضرت مخالفت‌های جدی در پی داشت و باعث گرایش دنیاطلبان به معاویه بود که اشاره خواهد شد[۱۹].

عملکرد امام علی در تقسیم بیت المال

حضرت علی (ع) همان‌گونه که در ابتدا اعلام فرمود، هدفش احیای سنت پیامبر و از بین بردن بدعت‌ها بود؛ از این رو، در تقسیم بیت المال نیز به پیامبر اقتدا و صدقات را صرف اصناف خاصی که در قرآن ذکر شده، و فیء را به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌کرد. در روز دوم خلافت خود، ضمن خطبه‌ای که خواند، فرمود: آگاه باشید! هر مردی از مهاجران و انصار از اصحاب رسول خدا (ص) که خود را به سبب همراهی‌اش با پیامبر برتر از دیگران می‌بیند، بداند که برتری روشن در روز آخرت نزد خدا و ثواب و پاداش آن بر عهده او است. هر مردی که دعوت خدا و رسولش را پذیرفته و روش ما را تصدیق و به دین ما وارد شده و به قبله ما رو کرده است، همانا حقوق و حدود الهی بر او واجب می‌شود؛ بنابراین، شما بندگان خدایید و این دارایی‌ها نیز از آن خدا است که بین شما به طور مساوی تقسیم می‌شود. هیچ کس را بر دیگری برتری نیست. تقوا پیشه‌گان نزد خداوند، بهترین پاداش و برترین ثواب را دارند. خداوند دنیا را پاداش و ثواب پرهیزگاران قرار نداده است و آن‌چه نزد خدا است، برای نیکوکاران بهتر است. فردا صبح بیایید تا مالی را که نزد ما قرار دارد، بین شما تقسیم کنیم و هیچ کس غایب نشود. مسلمان حر، چه عرب باشد و چه عجم، چه قبلاً مشمول عطای خلیفه بوده و چه نبوده است، حاضر شود...[۲۰].

فردای آن روز همه حاضر شدند و به هر فرد سه دینار رسید[۲۱]. بسیاری از اصحاب مانند سهل بن حنیف، طلحه، زبیر، عبدالله بن عمر، سعد بن عاص، مروان بن حکم و دیگران که در زمان عمر و عثمان از بخشش‌های ویژه برخوردار بودند، به روش حضرت اعتراض کردند. او در پاسخ فرمود: «اما در این فیء هیچ کس را بر دیگری ترجیحی نیست، و خداوند پیش از این، آن را تقسیم کرده است»[۲۲]؛ پس فیء مال خداست و شما بندگان مسلمان خدایید و این کتاب خدا است که به آن اقرار کرده و تسلیم شده‌اید[۲۳]، و سیره پیامبر نیز بین ما روشن است؛ پس هر کس راضی نیست، هر چه می‌خواهد بکند. همانا کسی که به دستورهای خداوند عمل، و به حکم خدا حکم می‌کند، از چیزی نمی‌هراسد[۲۴].

حضرت علی (ع) به دنبال طلحه و زبیر فرستاد و از آنها پرسید: چرا از کار من کراهت دارید و بر خلاف آن رأی می‌دهید؟ آن دو در پاسخ گفتند: برای اینکه خلاف عمر بن خطاب در تقسیم بیت المال عمل می‌کنی. تو حق ما را مانند دیگران قرار دادی و اموال و زمین‌هایی را که خداوند متعال به وسیله شمشیرها، نیزه‌ها و تاخت و تاز ما با اسب‌ها و پاهایمان نصیب مسلمانان کرد و تبلیغات ما در آنجا واقع شد و آنها را به زور و فشار از کسانی که اسلام را فقط با زور پذیرفتند گرفتیم، ستاندی و بین ما و کسانی که با ما برابر نیستند، به طور مساوی تقسیم کردی.

حضرت در پاسخ فرمود: پیش از این قومی به اسلام پیشی گرفته، آن را با شمشیرها و نیزه‌های خود یاری کردند؛ ولی رسول خدا(صر) سهم بیش‌تری به آنها نداد و آنها را به سبب سبقت در اسلام برتری نداد. خداوند سبحان پاداش پیشی گیرندگان و مجاهدان را در روز قیامت خواهد داد[۲۵].

امام در گفت‌وگوی دیگری در پاسخ این دو می‌فرماید: من نمی‌توانم در بیت المال تصرف کنم. بیت المال متعلق به مسلمانان است و من نگاهبان و امین آنها هستم. اگر می‌خواهید به منبر روم و آن‌چه را از بیت المال می‌خواهید، از مردم درخواست کنم. اگر اجازه دادند، به شما می‌دهم[۲۶].

وی به والیان خود نیز دستور می‌داد تا بیت المال را به طور مساوی بین مردم تقسیم کنند[۲۷]. در احتجاجات حضرت دو نکته مهم به چشم می‌خورد. او با کسانی رو به رو بود که دنیا را هدف قرار داده، پیشی گرفتن در دین و مجاهدت در راه خدا را ملاک سهم‌بری از بیت المال می‌دانستند و حضرت که بر اساس بینش قرآنی، آخرت را هدف، و دنیا را وسیله می‌دانست می‌فرمود: خداوند پاداش این امتیازها را در آخرت خواهد داد؛ اما این امتیازها ملاک سهم‌بری از بیت المال نیست. ملاک سهم‌بری به بعد مادی و دنیایی انسان‌ها مربوط است که در این بعد، همه برابرند.

دیگر آن‌که حضرت، حق برابر در برخورداری از بیت المال را جزو ثابتات اسلام می‌داند که تغییر وضعیت، موجب تغییر آن نمی‌شود. در مقابل، کسانی بودند که گمان می‌کردند خلیفه در تقسیم بیت المال مختار است و هر گونه تشخیص داد می‌تواند رفتار کند. حضرت علی (ع) برای رد این مدعا و اثبات غیر قابل تغییر بودن روش تقسیم بیت المال به کتاب و سنت حضرت رسول (ص) استناد فرمود. این مطلب برای ما بسیار مهم است؛ از آن جهت که اگر تساوی حق مردم از بیت المال، جزو ثابتات اسلام باشد، دولت امروز نیز در سیاست‌های مالی و بودجه‌ریزی باید این اصل را در نظر بگیرد، البته همان‌گونه که گذشت، این درباره اموال فیء و غنیمت است که به تمام مسلمانان تعلق دارد و وجوهی مانند خمس، زکات و... در زمان ما - درآمد حاصل از فروش نفت که جزو انفال است را دربرنمی‌گیرد؛ زیرا بخشی از این وجوه در عناوین خاص مانند فقیران، مسکینان، در راه ماندگان، بدهکاران و... باید به کار رود و برخی دیگر متعلق به امام است که باید در مصالح اسلام و مسلمانان صرف شود و حاکم اسلامی می‌تواند به نیابت از امام معصوم (ع) آن را در اموری مانند راه‌ها، پل‌ها، بیمارستان‌ها، بهداشت، آموزش و... که به مصلحت مسلمانان است، صرف کند. با این همه، اگر حاکم اسلامی صلاح بداند که درآمد انفال را بین مردم تقسیم کند، این عمل باید به طور مساوی انجام شود[۲۸].

منابع

پانویس

  1. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۶۰: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُعْطِي بِالسَّوِيَّةِ».
  2. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۵۳؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل‌الرسول، ج۲۶، ص۳۴۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۸، ص۳۲۶.
  3. ابن‌عبدالبر، الإستیعاب، ج۳، ص‌۱۱۴۵: و هو دوّن الدواوين في العطاء، و رتّب الناس فيه على سوابقهم.
  4. ابن‌جوزی، المنتظم، ج۴، ص۱۹۴.
  5. احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۵۳.
  6. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص‌۱۹۹و ج۳، ص۳۵.
  7. علامه عبدالحسین امینی، الغدیر، ج۸، صص‌۲۴۱، ۲۵۷-۲۶۰، ص‌۲۶۷-۲۶۹، ۲۷۱، ۲۷۶-۲۷۹ و ۲۹۲.
  8. ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ص‌۲۹۰.
  9. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من أنساب الأشراف، ج۶، ص۱۰۸.
  10. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من أنساب الأشراف، ج۶، ص‌۱۳۱: و كتب لمروان بن الحكم بخمس إفريقية و أعطى أقاربه المال و تأوّل في ذلك الصلة التي أمر الله بها.
  11. شیخ مفید، الإختصاص، ص۱۵۱.
  12. شیخ مفید، الإختصاص، ص۱۵۱.
  13. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۶۰: «وَ مَحَوْتُ دَوَاوِينَ الْعَطَايَا وَ أَعْطَيْتُ كَمَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُعْطِي بِالسَّوِيَّةِ وَ لَمْ أَجْعَلْهَا دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ».
  14. ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات (یک‌جلدی)، ص۴۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۷: «أَنَّ عَلِيّاً(ع) قَسَمَ قَسْماً فَسَوَّى بَيْنَ النَّاسِ».
  15. شیخ مفید، الإختصاص، ص۱۵۱.
  16. قاضی نعمان، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار(ع)، ج۱، ص‌۳۷۴.
  17. قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۸۴.
  18. قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۱، ص۳۸۴.
  19. ذاکری، علی اکبر، سیره اقتصادی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۲۸۶.
  20. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۷؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۲، ص۱۷، ح۷؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۲۷، ح۱۵۳۰.
  21. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۷.
  22. اشاره به سوره حشر، آیه ۷: ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ «آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است».
  23. اشاره به سوره حجرات، آیه ۱۳: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است».
  24. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۷؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۲، ص۱۷، ح۷؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۷۲۷، ح۱۵۳۰.
  25. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۷.
  26. شیخ مفید، الجمل، ص۸۸.
  27. نهج البلاغه، ترجمه آیتی، ج۲، نامه ۴۳، ص۳۱۳.
  28. میرمعزی، سید حسین، مقاله «اصلاحات اقتصادی»، دانشنامه امام علی ج۷، ص ۴۸۳.