سخنان امام علی
مقدمه
امیر بیان علی(ع)، در روزگاری سخن میگفت که مردمان شیفته سخنان زیبا بودند و چه بسیار از متون بلند و زیبای عربی، مانند معلقات سبع، که در گذر زمان همچنان محفوظ مانده و امروز در دسترس ماست. سخنان امام که به تعبیر استاد طباطبایی[۱]، دارای دو ویژگی نیک سخن گفتن و سخن نیک گفتن است، از همان آغاز مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسین و تمجید واداشت[۲]. چندان که عبیدالله بن زیاد، حادثهساز جریان کربلا و دشمن سرسخت اهل بیت(ع)، در تحسین زینب(س)، سخن به مدح او گشود و گفت: «سخن به سجع میگوید؛ پدرش نیز سخنان مسجع میگفت»[۳].
رویکرد به سخنان علی(ع)، نهجالبلاغه (راه رسا سخن گفتن) را در قرن چهارم به ارمغان آورد. این اثر ماندگار، که سید رضی آن را تدوین کرد، تا به امروز پابرجاست و آثار بسیار گرانبهایی پیرامون آن جمعآوری و تدوین شده است. اما پرسشی که فرا روی ماست این است که چرا نهجالبلاغه با فاصلهای بیش از سیصد سال از زمان امام علی(ع) تدوین شده و مصادر و منابعی که سید رضی از آنها بهره برده است کداماند؟ در پاسخ باید بگوییم نهجالبلاغه اولین کتاب پیرامون سخنان علی(ع) نیست و نگاشتههای بسیاری بوده است که سخنان آن حضرت را فراهم آوردهاند و اکنون برخی از آنها موجود است و نام بسیاری از کتابهای دیگر در مراجع کتابشناختی ما به چشم میخورد. در این فصل به دو موضوع میپردازیم:
- کتابهایی که پیش از نهجالبلاغه تنها سخنان امیرالمؤمنین(ع) را جمعآوری کردهاند؛
- کتابهایی که پیش از نهجالبلاغه در بردارنده سخنان آن حضرت و دیگران بودهاند[۴].
کتابهایی که پیش از نهجالبلاغه تنها سخنان علی(ع) را جمعآوری کردهاند
امیرالمؤمنین(ع) در سال ۳۵ هجری به خلافت رسید و پذیرش منصب رسمی خلافت، زمینه بیان سخنان و انتشار نگاشتههایی شد که پیش از آن ممکن نبود. میتوان گفت که تمامی آثار حدیثی آن حضرت به جز اندکی[۵]، رهاورد دوران خلافت ایشان است. اکنون به معرفی برخی از آثاری که تا زمان تدوین نهجالبلاغه (سال ۴۰۰ هجری) سخنان امام(ع) را جمعآوری کردهاند میپردازیم[۶]. مبنای ما در تقسیمبندی قرنها، سال درگذشت مؤلفان آن است نه سال تدوین کتابها[۷].
قرن اول
در سده اول و از همان آغازین ایام حکومت امام(ع) برخی را شوق نوشتن در سر بود و هر چند از نگاشتههای آنان به عنوان کتاب یاد نشده است، به هر حال نوشتهای داشتهاند که در آن سخنان امام را گرد آوردهاند.
حارث همدانی
کتابی به حارث همدانی منسوب نیست؛ اما او را نخستین کسی میدانند که کلمات علی(ع) را تدوین کرد[۸]. حارث بن عبدالله همدانی (م ۶۵ ه) از یاران امام(ع) و از شیعیان نخستین به شمار میرود. وی دانش فراوانی داشت و از فقیهترین مردم و آشناترین افراد به احکام ارث بود و این دانش را از امام(ع) آموخته بود[۹]. حسنین(ع) کلمات امام را از وی سؤال میکردند و مردمان را به او ارجاع میدادند[۱۰]. روزی امیرالمؤمنین(ع) برای مردم سخنرانی کرد و فرمود: «چه کسی دانشی را با یک درهم میخرد؟» حارث اعور (یک چشم)، کاغذهایی را به یک درهم خرید و آنها را نزد آن حضرت آورد. ایشان هم دانش فراوانی در آنها نگاشت. بعدها که برای مردم سخنرانی میکرد فرمود: «ای اهل کوفه، نیمه مردی[۱۱] بر همه شما پیشی گرفت»[۱۲].
توجه حارث به سخنان امام(ع) سبب شد مردمان به وی مراجعه کنند. ابواسحاق سبیعی میگوید: امام(ع) خطبهای خواند که مردم از زیبایی و اوج کلام وی در عظمت خداوند، شگفتزده شدند. به حارث گفتم: آن را به خاطر سپردهای؟ گفت: نگاشتهام؛ پس بر ما املا کرد[۱۳].[۱۴]
اصبغ بن نباته
أصبغ بن نباته تمیمی از یاران ویژه امیرالمؤمنین و از معتمدان آن حضرت است[۱۵] و در نقل حدیث او را به کثرت نقل، استواری در نقل و وثاقت ستودهاند. أصبغ میگوید: «از مواعظ علی بن ابی طالب صد فصل به خاطر سپردم و از خطابههایش گنجهایی که بازگویی آنها جز فزونی و گستردگی نیاورد»[۱۶]. نامه امام(ع) به مالک اشتر، که منشور کارگزاران است، و نیز وصیت وی به محمد حنفیه[۱۷] را، که منشور تربیت اسلامی است، وی گزارش کرده است[۱۸].[۱۹]
خطب امیرالمؤمنین علی المنابر فی الجمع و الأعیاد
این کتاب تألیف ابو سلیمان زید بن وهب جهنی کوفی (م ۹۶ ه) است. وی از بزرگان تابعین، راویان معتمد و موثق سنی و از رجال صحاح سته بوده است. زید بن وهب، ساکن کوفه بود و در سپاهی که برای نبرد با خوارج اعزام شد، همراهی امام(ع) را برگزید[۲۰].[۲۱]
قرن دوم
کتاب الخطب
این کتاب، تألیف أبواسحاق ابراهیم بن حکم فزاری، از اصحاب ویژه ائمه(ع) در اواخر قرن دوم هجری است[۲۲]. نجاشی از وی یاد کرده و نوشته است: لَهُ كُتُبٌ مِنْهَا... كِتَابُ الْخُطَبِ. شیخ طوسی در یاد کرد وی نام کتاب او را کتاب خطب علی(ع) میداند[۲۳].[۲۴]
خطب امیرالمؤمنین(ع)
این کتاب تألیف أبومحمد مسعدة بن صدقة عبدی از شاگردان امام صادق و امام کاظم(ع) است. او را از راویان سنی میدانند که برخی رجالیان شیعه وی را از ثقات اصحاب دانستهاند[۲۵]. سید هاشم بحرانی (م ۱۱۰۷) بارها در البرهان فی تفسیر القرآن از کتاب خطب امیرالمؤمنین روایت نقل کرده است و همین نشان میدهد که این کتاب تا زمان وی موجود بوده است[۲۶]. کتاب دیگری نیز با نام خطب امیرالمؤمنین المرویة عن الإمام الصادق(ع) از آن مسعدة بن صدقه وجود داشته که ابوروح فرج بن فروه آن را روایت میکند.
در قرن دوم کتابی به نام خطبة الزهراء (خطبه تابناک) اثر لوط بن یحیی، معروف به أبو مخنف (م ۱۵۷ ه)، نیز گزارش شده است. این کتاب نیز، بنا بر آنچه در پایان آن آمده است، خطبه امام علی(ع) است که به «الزهراء» شهرت داشته و ابن عبدربه در العقد الفرید هم آن را نقل کرده است[۲۷].[۲۸]
قرن سوم
خطب علی(ع)
این اثر تألیف أبوالحسن علی بن محمد بغدادی (م ۲۲۵ ه)، مشهور به مدائنی، از تاریخنگاران پرآوازه جهان اسلام است. ابن ندیم از کتاب خطب علی وی یاد کرده است و در عنوان دیگری کتاب خطب علی و کتبه إلی عماله را نیز به وی نسبت داده است که نامههای حضرت را هم دربر میگیرد[۲۹].[۳۰]
خطب امیرالمؤمنین(ع)
این کتاب تألیف أبوالخیر صالح بن أبی حماد رازی از یاران امام جواد، امام هادی و امام عسکری(ع) است. نجاشی در شمارش نگاشتههای وی مینویسد: كِتَابُ خَطَبِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع)[۳۱].[۳۲]
خطب امیرالمؤمنین(ع)
اسماعیل بن مهران کوفی از راویان معتمد و موثق امام رضا(ع) است که کتاب خطب امیرالمؤمنین(ع) را تألیف کرده است[۳۳].[۳۴]
خطب امیرالمؤمنین(ع)
یکی دیگر از تدوینکنندگان خطبههای امام علی(ع) در قرن سوم، عبدالعظیم بن عبدالله علوی حسنی (م ۲۵۰ ه) است. وی از محدثان و راویان ارزشمند و بلندآوازه شیعی است که از امام جواد و امام هادی(ع) روایت نقل میکند و نقل روایت او را از امام رضا(ع)[۳۵] صحیح نمیدانند[۳۶]. حضرت عبدالعظیم از ستم حاکمان عباسی گریخت و پنهانی در شهر ری زندگی کرد و با برخی از شیعیان ارتباط داشت و سرانجام در همان مکان درگذشت. نجاشی آثار وی را برشمرده که از آن جمله کتاب خطب امیرالمؤمنین(ع) است[۳۷].[۳۸]
مأة کلمة
این کتاب از کتابهای مشهوری است که دانشمند سنی أبوعثمان عمرو بن بحر، معروف به جاحظ (م ۲۵۵ ه)، تألیف کرده است. وی که معتزلی بود و گرایش عثمانی داشت و در قرن سوم در ادبیات و کلام پرآوازه بود، با شگفتی تمام صد سخن از کلمات امام علی(ع) را برگزید و همواره از آن سخنان، یاد میکرد و به شاگرد خود أحمد بن طاهر میگفت: «امیرالمؤمنین علی(ع) را صد کلمهای است که هرکدام از آنها با هزار کلمه از کلمات ادیبان عرب برابری میکند»[۳۹]. کتاب مأة کلمة بارها ترجمه و شرح شده است. مطلوب کل طالب عنوان ترجمه و شرحی است که رشید وطواط در قرن ششم بر کتاب جاحظ نگاشت و تمامی آن را با رباعیهای خود به نظم درآورد[۴۰].
رسائل امیرالمؤمنین و أخباره و حروبه
این کتاب تألیف أبوإسحاق إبراهیم بن محمد ثقفی کوفی (م ۲۸۳ ه) است. وی ابتدا زیدی بود و پس از آن به مذهب امامیه گروید و از کوفه به اصفهان، که در آن روزگار مردمش از شیعه به دور بودند، هجرت کرد و به نشر فرهنگ شیعی و علوی پرداخت. نجاشی، آثار بسیاری برای وی برمیشمرد که رسائل امیرالمؤمنین و أخباره از آن جمله است[۴۱]. شیخ طوسی در الفهرست خود از کتاب او با نام رسائل امیرالمؤمنین و أخباره و حروبه یاد میکند[۴۲].[۴۳]
قرن چهارم
مجموعة حکم
این کتاب به ابوبکر محمد بن حسن بن درید أزدی، معروف به ابن درید (م ۳۲۱ ه)، منسوب است که با عنوان شیخ الأدب او را ستودهاند و کتاب الجمهرة فی اللغة او از مهمترین و کارآمدترین متون لغوی است[۴۴]. کارل بروکلمان از مجموعهای یاد میکند که ابن درید کلمات علی(ع) را در آن گرد آورده است. او نام این کتاب را چنین مینگارد: مجموعة حکم جمعها ابن درید، و نسخهای از آن را در کتابخانه ملی پاریس نشان داده است[۴۵].
آثار جلودی
عبدالعزیز یحیی أزدی بصری معروف به جلودی (م ۳۳۲ ه) از راویان و مورخان بزرگ شیعی و از ثقات اصحاب امام جواد(ع) است. جلودی آثار بسیاری از خود بر جای نهاد که شماری از آنها درباره خطبهها و نامههای امام علی(ع) است. از آن جمله کتاب مسند امیرالمؤمنین(ع)، کتاب خطبة علی(ع)، کتاب شعره(ع)، کتاب ما کان بین علی(ع) و عثمان من الکلام، کتاب مواعظه(ع)، کتاب رسائل علی(ع)، کتاب ذکر کلامه(ع) فی الملاحم و کتاب الدعاء عنه(ع) قابل ذکر است[۴۶].[۴۷]
شرح خطب امیرالمؤمنین(ع)
أبوحنیفه نعمان بن محمد مغربی تمیمی مصری، معروف به قاضی نعمان (م ۳۶۳ ه)، از فقیهان و قاضیان مصر در روزگار حکومت فاطمیان است. او در ابتدا مالکی بود و سپس به تشیع گروید و کتابهای متعددی نگاشت که کتاب دعائم الاسلام از آن میان شهرت بسیاری دارد. وی بر تعدادی از خطبههای امام(ع) شرح نوشت که از آن به شرح خطب امیرالمؤمنین(ع) یاد شده است[۴۸]. متأسفانه باید گفت که امروز بنا به بررسیهای انجام شده اثری از کتابهای یاد شده باقی نمانده است و تنها کتاب مأة کلمة جاحظ و شاید کتاب ابن درید، آن هم در کتابخانه پاریس، در اختیار ماست.
به نظر شما چرا آثار یاد شده از بین رفتهاند و امروزه تنها مأة کلمة جاحظ و نهجالبلاغه سید رضی باقی است؟ پاسخ به این پرسش راز ماندگاری نهجالبلاغه را آشکار میسازد و پاسخ آن نیز چندان مشکل نیست. آیا ذوق سرشار سید رضی در گزینش کلمات امام و [رعایت نکات هنری را نمیتوان راز ماندگاری آن دانست؛ همچنان که مأة کلمة جاحظ نیز پابرجاست. دقت در این باره اسراری را نیز آشکار خواهد کرد[۴۹].
کتابهایی که پیش از نهجالبلاغه در بردارنده سخنان علی(ع) و دیگران بودهاند
در این قسمت به معرفی برخی از آثاری میپردازیم که پیش از سید رضی تألیف شده و افزون بر کلمات امام، سخنان دیگران را نیز آوردهاند. در این آثار تنها به جمعآوری سخنان حضرت پرداخته نشده، بلکه در موضوعات گوناگونی، مانند ادبیات، تاریخ، کلام، مواعظ و...، از کلمات امام(ع) بهره بردهاند و خوشبختانه بسیاری از کتابهای این مجموعه دستیافتنی است. نام و مشخصات برخی از این آثار چنین است:
قرن سوم
وقعة صفین
این کتاب تألیف نصر بن مزاحم منقری (م ۲۱۲ ه)، تاریخنگار امامی و عربتبار، است. این کتاب که درباره پیکار صفین است با ورود امام علی(ع) به کوفه در رجب سال ۳۶ و خطبه امام آغاز میشود و سرانجام به داستان حکمیت و نیرنگ عمروعاص میپردازد. نامهها و خطبههای حضرت در بخشهای گوناگون این کتاب دیده میشود. نصر بن مزاحم، نامه امام علی(ع) را به عبدالله بن عباس در وقعة صفین با اندکی تفاوت آورده است. امام علی(ع) در این نامه مینویسد: «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْإِنْسَانَ قَدْ يَسُرُّهُ دَرْكُ مَا لَمْ يَكُنْ لِيَفُوتَهُ وَ يَسُوؤُهُ فَوْتُ مَا لَمْ يَكُنْ لِيُدْرِكَهُ»[۵۰]؛ «اما بعد، انسان را شاد میکند دست یافتن بر آنچه از دست او رفتنی نبود و ناخشنودش میسازد از دست شدن آنچه او را به دست آمدنی نبود»[۵۱].
اصلاح المنطق
این کتاب از معروفترین آثار ابویوسف یعقوب بن إسحاق مشهور به ابن سکیت (م ۲۴۴ ه) است. وی لغوی، نحوی و راوی ایرانیتبار شیعی است که در ادبیات عرب شهره بود. او معلم فرزندان متوکل عباسی بود و به خاطر محبت شدید به امیرالمؤمنین(ع) به قتل رسید[۵۲]. ابن سکیت در کتابهای مختلف خود از سخنان امام علی(ع) بهره برده است. وی خطبهای را که امام پس از بیعت مردم خواندهاند در إصلاح المنطق آورده است. این خطبه شانزدهمین خطبه نهجالبلاغه است[۵۳].
البیان و التبیین
این کتاب از کتابهای اصلی در زمینه ادبیات عرب است که جاحظ آن را تألیف کرده است. (سرگذشت جاحظ پیش از این گذشت). او در این کتاب از خطبههای امام علی(ع)، امام حسن و امام حسین(ع) استفاده کرده است. خطبه ۱۶، ۳۱ و ۳۲ نهجالبلاغه را میتوان در البیان و التبیین دید. جاحظ خطبه ۳۱ نهجالبلاغه را گستردهتر از آنچه سید رضی آورده است ذکر میکند و با آنکه عثمانی مذهب است، درباره خطبه ۳۲ که برخی آن را به معاویه نسبت دادهاند، قضاوت کرده میگوید: «معاویه را که دیده است که در گفتار خود چون زاهدان و عابدان سخنی براند؟»[۵۴].[۵۵]
عیون الأخبار
این کتاب تألیف أبومحمد عبدالله بن مسلم دینوری، معروف به ابن قتیبة (م ۲۷۶ ه)، نویسنده، ادیب و اندیشمند عصر عباسی است. وی از نزدیکان متوکل عباسی بود که بسیار شیفته افکار احمد بن حنبل و متمایل به نوعی جبرگرایی بود. آراء ابن قتیبة را گروهی از سنیان نقد کردهاند[۵۶]. شخصیت وی نزد شیعیان هم محبوب نیست. با این همه کتابهای وی مشهور است و کتاب عیون الأخبار وی شهرت خاصی دارد. کتاب الإمامة و السیاسة اثر دیگری است که به وی منسوب است. در این دو کتاب خطبهها و نامههایی از امام علی(ع) آمده است که از آن میان خطبههای ۱۳، ۱۴، ۲۷، ۲۸، ۲۹، نامه اول و...[۵۷] را میتوان نام برد[۵۸].
أنساب الأشراف
این اثر کتابی تاریخی است که تاریخ دوران اسلامی را به گونه تبارشناسی بررسی میکند. این کتاب اثر أبوالحسن أحمد بن یحیی معروف به بلاذری (م ۲۷۹ ه) است. بلاذری از دانشمندان سنی است که در تاریخنگاری شهرت ویژهای دارد. وی خطبه ۳۰ و نامه ۲۲ نهجالبلاغه را در أنساب الأشراف روایت کرده است[۵۹]. در این سده باید از آثار گرانبهایی همچون الغارات تألیف أبو هلال ثقفی (م ۲۸۳ ه)، المحاسن تألیف أحمد بن محمد بن أبی خالد برقی و یا الاخبار الطوال دینوری (م ۲۸۳ ه) و... نام برد که از گنجایش این بحث خارج است. کتاب مصادر نهجالبلاغة و أسانیده، تألیف سید عبد الزهراء حسینی خطیب، مصادر بسیاری را نام برده است[۶۰].
قرن چهارم
تاریخ الأمم و الرسل والملوک
این کتاب مشهور به تاریخ طبری، تألیف دانشمند سنی، محمد بن جریر طبری (م ۳۱۰ ه) است که در آن، تاریخ پیامبران و پادشاهان بررسی شده و بخش وسیعی از آن به وقایع و حوادث تاریخ اسلام از زندگانی پیامبر تا رویدادهای سال ۳۰۲ میپردازد. طبری در حوادث سال سیوپنج تا چهل هجری، بسیاری از کلمات و نامههای امام علی(ع) را ذکر میکند که برخی از آنها در نهجالبلاغه نیست[۶۱].
العقد الفرید
این کتاب زیبا و معروف را احمد بن عبدربه، مشهور به ابن عبدربه (م ۳۲۸ ه)، در موضوعات گوناگون نگاشته است. ابن عبدربه، ادیب و شاعر مالکی مذهب و ساکن اندلس بوده است. وی نیز کلمات علی(ع) را در موضوعات گوناگون کتاب خود، آورده است. خطبههای ۱۶، ۲۳، ۲۵، ۳۱ و نامههای ۲۳ و ۳۱ نهجالبلاغه از جمله مواردی است که پیش از سید رضی مورد توجه ابن عبدربه قرار گرفته است. وی به خطبه سوم نهجالبلاغه، مشهور به خطبه شقشقیه، اشاراتی دارد[۶۲].[۶۳]
المسترشد فی الإمامة
این کتاب اثر أبوجعفر محمد بن جریر بن رستم طبری آملی (م حدود ۳۲۹ ه) است. نجاشی از این دانشمند شیعی به بزرگی یاد کرده و مینویسد: جَلِيلٌ، مِنْ أَصْحَابِنَا كَثِيرُ الْعِلْمِ، حَسَنُ الْكَلَامِ، ثِقَةٌ فِي الْحَدِيثِ[۶۴]. او از معاصران کلینی است؛ ولی تاریخ دقیق وفات وی مشخص نیست. وی در کتاب المسترشد خود، دلایل نقلی، عقلی و تاریخی خلافت امیرالمؤمنین(ع) را بیان میکند و بسیاری از روایات مناقب آن حضرت را میآورد. در این اثر خطبهها و کلمات امام(ع) به فراوانی دیده میشود[۶۵].
مروج الذهب
مؤلف این کتاب أبوالحسن علی بن حسین مسعودی (م ۳۴۶ ه) است. وی از دانشمندان و مورخان بنام شیعی در سده سوم و چهارم و از فرزندان عبدالله بن مسعود، صحابی بزرگ پیامبر(ص) است. او در این کتاب و اثر دیگرش اثبات الوصیة بارها از امام(ع) نقل سخن کرده است و هموست که میگوید: «مردم چهارصد و اندی خطبه را از حضرت به خاطر سپردهاند»[۶۶]. خطبه ۱۵ نهجالبلاغه در اثبات الوصیة[۶۷] و خطبه ۲۵ با تفاوتی در متن در مروج الذهب وجود دارد[۶۸].
تحف العقول
این اثر تألیف أبو محمد حسن بن علی بن حسین معروف به ابن شعبه حرانی از فقها و محدثین علمای امامیه در سده چهارم در بغداد است. وی در کتاب ارزشمند تحف العقول عن آل الرسول، مواعظ، حکمتها و آداب پیامبر(ص) و ائمه(ع) را جمعآوری کرده است. بخش وسیعی از این اثر به سخنان امام علی(ع) اختصاص دارد[۶۹]. نامه امام(ع) به مالک اشتر و نیز نامه امام حسین(ع) در تحف العقول آمده است. مقایسه متن نامه ۵۳ نهجالبلاغه با همین نامه در تحف العقول[۷۰] بر دقت و امان ت ابن شعبه حرانی دلالت میکند. وی در همین کتاب اعتراف میکند که اگر خطبههای توحیدی حضرت را جمعآوری میکرد برابر تمامی کتاب وی میشده است[۷۱]؛ در حالی که حجم تحف العقول دو برابر نهجالبلاغه است!
دو کتاب از چهار کتاب اصلی شیعه، یعنی الکافی تألیف أبوجعفر کلینی (م ۳۲۹ ه) و من لا یحضره الفقیه تألیف شیخ صدوق (م ۳۸۱ ه)، نیز در همین قرن تدوین شده و بسیاری از خطبهها و نامههای حضرت را آوردهاند. دیگر آثار شیخ صدوق، مانند عیون أخبار الرضا(ع)، خصال، کمال الدین و تمام النعمة، معانی الأخبار، امالی و...، آکنده از کلمات امام(ع) است. آثار شیخ مفید (م ۴۱۳ ه) و به خصوص کتاب الجمل وی منبع مهمی برای بازشناسی سخنان آن حضرت پیش از تدوین نهجالبلاغه است. در این میان کتاب الأغانی أبوالفرج اصفهانی و الکامل مبرد را، که مؤلفان آنها از اهل سنت هستند، نباید از نظر دور داشت. مراجعه به کتاب ارزشمند مصادر نهجالبلاغه و اسانیده و نیز مستدرک نهجالبلاغه آقای محمودی راهگشاست. دانشمندان بسیاری در معرفی مصادر نهجالبلاغه کوشیدهاند و برخی نیز در این راه به خطا رفته و آثار پس از سید رضی را نیز در زمره مصادر نهجالبلاغه آوردهاند[۷۲]؛ اما با این همه، تنها میتوان گفت که دانشمندان فراوانی پیش از شریف رضی به جمعآوری سخنان امام(ع) همت گماردند و البته نمیتوان حکم کرد که سید رضی از کدامین آثار بهره برده است[۷۳].
منابع
پانویس
- ↑ دانشنامه امام علی(ع)، اسناد نهجالبلاغه، سید کاظم طباطبایی، ج۱۲، ص۹۶.
- ↑ نهجالبلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، مقدمه مترجم، ص«یط».
- ↑ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۱۱۶.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۲۷.
- ↑ ر.ک: نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، محمد باقر محمودی، ج۱، ص۱۷-۳۲.
- ↑ این قسمت با استفاده از مقاله «تدوین نهجالبلاغه و پیشینه آن» اثر استاد مهدویراد در کتاب آشنایی با نهجالبلاغه و نیز «شناخت مؤلفان کلام علی(ع)» اثر استاد دلشاد تهرانی در کتاب چشمه خورشید تهیه شد.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۲۸.
- ↑ بهج الصباغة فی شرح نهجالبلاغه، محمد تقی بن محمد کاظم تستری، ج۱، ص۲۳.
- ↑ تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، یونس بن عبدالرحمان مزی، ج۵، ص۲۵۲، ش ۱۰۲۵.
- ↑ به نقل از: آشنایی با نهجالبلاغه، جمعی از نویسندگان، ص۱۷؛ الطبقات الکبری، کاتب الواقدی، ج۶، ص۱۶۹.
- ↑ چون حارث یک چشم سالم داشت امام علی(ع) این تعبیر را درباره وی به کار برده است.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۶۸.
- ↑ الکافی، کلینی رازی، ج۱، ص۱۴۱، ح۷.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۲۹.
- ↑ کشف المحجة لثمرة المهجة، ابن طاووس، ص۲۳۶.
- ↑ بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ج۴۱، ص۱۴۶، به نقل از آشنایی با نهجالبلاغه، جمعی از نویسندگان، ص۱۸.
- ↑ در برخی منابع نامه ۳۱ نهجالبلاغه - نامه امام علی به امام حسن(ع) - را همان نامه امام به محمد حنفیه دانستهاند. (بنگرید به: شرح نهجالبلاغه، ابن میثم، ج۵، ص۲؛ نهج السعادة، ج۴، ص۲۷۲).
- ↑ رجال النجاشی، أحمد بن علی نجاشی، ج۱، ص۸.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۰.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۰۲-۱۰۳، به نقل از چشمه خورشید، ص۹۴.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۰.
- ↑ چشمه خورشید، ص۹۷.
- ↑ الفهرست، ابن ندیم، ص۳۵، به نقل از: آشنایی با نهجالبلاغه، ص۱۹.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۱.
- ↑ رجال الطوسی، محمد بن حسن طوسی، ص۱۴۶.
- ↑ الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج۷، ص۱۹۱، به نقل از: چشمه خورشید، ص۹۴.
- ↑ مصادر نهجالبلاغه و أسانیده، عبد الزهراء حسینی خطیب، ج۱، ص۵۳.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۱.
- ↑ آشنایی با نهجالبلاغه، ص۲۱.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۲.
- ↑ رجال النجاشی، ص۱۹۸.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۲.
- ↑ رجال النجاشی، ص۲۶.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۲.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۸۰.
- ↑ قاموس الرجال فی تحقیق رواة الشیعة و محدثیهم، محمد تقی تستری، ج۵، ص۳۷۴؛ معجم رجال الحدیث، سید ابو القاسم موسوی خویی، ج۱۰، ص۴۹.
- ↑ رجال النجاشی، ص۲۷۴.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۲.
- ↑ المناقب، خوارزمی، ص۲۷۰، به نقل از دانشنامه امام علی(ع)، مأة کلمة، علی صدرایی خویی، ج۱۲، ص۴۷۲.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۳.
- ↑ رجال النجاشی، ص۱۷.
- ↑ الفهرست، ص۳۷.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۳.
- ↑ آشنایی با نهجالبلاغه، ص۲۶.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۴.
- ↑ رجال النجاشی، ص۲۴۱.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۴.
- ↑ الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ج۱۳، ص۲۱۷.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۴.
- ↑ وقعة صفین، ص۱۰۷؛ نهجالبلاغه، نامه ۲۲.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۶.
- ↑ ر.ک: وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۶، ص۴۰۰-۴۰۱، به نقل از: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۳، ص۶۹۶.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۶.
- ↑ البیان و التبیین، جاحظ، ج۱، ص۲۴۲.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۶.
- ↑ ر.ک: سیر اعلام النبلاء، محمد بن أحمد ذهبی، ج۱۳، ص۲۹۹، به نقل از: دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۴، ص۴۵۲؛ لسان المیزان، ابن حجر، ج۳، ص۳۵۷.
- ↑ مصادر نهج البلاغة و أسانیده، ج۱، ص۳۴۴، ۳۴۵، ۳۴۹، ۳۹۰، ۳۹۷ و ۴۰۵؛ ج۳، ص۱۹۴.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۷.
- ↑ مصادر نهج البلاغة و أسانیده، ج۱، ص۴۰۹؛ ج۳، ص۲۴۵.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۷.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۸.
- ↑ مصادر نهج البلاغة و أسانیده، ج۱، ص۳۱۱.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۸.
- ↑ رجال النجاشی، ج۲، ص۲۸۹.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۹.
- ↑ مروج الذهب و معادن الجوهر، علی بن حسین مسعودی، ج۲، ص۴۱۹.
- ↑ مصادر نهج البلاغة و أسانیده، ج۱، ص۳۵۰.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۹.
- ↑ تحف العقول عن آل الرسول، ابن شعبة، ص۶۱-۲۲۵.
- ↑ تحف العقول عن آل الرسول، ابن شعبة، ص۱۲۶.
- ↑ تحف العقول عن آل الرسول، ابن شعبة، ص۶۱.
- ↑ ر.ک: مصادر نهجالبلاغه، محمد دشتی.
- ↑ غلامعلی، احمد، شناختنامه نهج البلاغه، ص ۳۹ ـ ۴۱.