احیای غدیر خم: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}<ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۱۹، ح۸۷۱۳، عن زید بن أرقم.</ref>؛ بار خدایا! با [[دوست]] علی دوست باش و با [[دشمن]] او دشمن؛ هرکه او را [[دوست]] میدارد، دوستش بدار و هر که او را مبغوض میدارد، مبغوضش بدار و هر که او را [[یاری]] میکند، یاریاش کن و هر که او را وا میگذارد، او را واگذار! | {{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}<ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۱۹، ح۸۷۱۳، عن زید بن أرقم.</ref>؛ بار خدایا! با [[دوست]] علی دوست باش و با [[دشمن]] او دشمن؛ هرکه او را [[دوست]] میدارد، دوستش بدار و هر که او را مبغوض میدارد، مبغوضش بدار و هر که او را [[یاری]] میکند، یاریاش کن و هر که او را وا میگذارد، او را واگذار! | ||
این [[نفرین پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را جدی بگیرید. هم [[دعا]] فرمودند و هم [[نفرین]] کردند. فرمودند: {{متن حدیث|اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}. [[خذلان]] نه این است که فردی را چوب بزنی؛ خذلان یعنی اینکه کسی را رها کنی. خذلان یعنی دست از [[ولایت]] کشیدن. یعنی [[امیرالمؤمنین]] و یازده [[امام]] دیگر را رها کردن. یعنی اینکه ولایت را [[تبلیغ]] نکنی و بگویی به من چه ربطی دارد. باید سینه چاک کرد و با قلم و بیان از [[اهل بیت]]{{عم}} [[دفاع]] کرد. اگر اینگونه نبودیم، یعنی خذلان.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۷.</ref> | این [[نفرین پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را جدی بگیرید. هم [[دعا]] فرمودند و هم [[نفرین]] کردند. فرمودند: {{متن حدیث|اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}. [[خذلان]] نه این است که فردی را چوب بزنی؛ خذلان یعنی اینکه کسی را رها کنی. خذلان یعنی دست از [[ولایت]] کشیدن. یعنی [[امیرالمؤمنین]] و یازده [[امام]] دیگر را رها کردن. یعنی اینکه ولایت را [[تبلیغ]] نکنی و بگویی به من چه ربطی دارد. باید سینه چاک کرد و با قلم و بیان از [[اهل بیت]]{{عم}} [[دفاع]] کرد. اگر اینگونه نبودیم، یعنی خذلان.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۷.</ref> | ||
==[[عبادت]] بیولایت== | |||
اینکه [[امام صادق]]{{ع}} در [[روایت]] فوق فرمودند: «بهره آنان از [[دین]] فقط استقبال [[قبله]] است»، یعنی تمام عباداتشان باد هواست. [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: | |||
{{متن حدیث|اً أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ لَهُ عَلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ حَقٌّ فِي ثَوَابٍ وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۱۹.</ref>؛ [[آگاه]] باشید! اگر مردی همه شب به [[نماز]] برخیزد، و روزش را [[روزه]] بدارد، و همه [[مال]] خود را در [[راه خدا]] [[انفاق]] کند، و پیوسته به [[زیارت]] [[خانه خدا]] رود، و از [[ولایت ولی]] [[خدا]] آگاه نباشد تا از او [[پیروی]] کند و همه اعمالش به [[راهنمایی]] او باشد، چنین کسی را [[حق]] پاداشی از خدا به خاطر همه آنچه کرده است نیست، و نیز از [[اهل]] [[ایمان]] به شمار نمیرود.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۹.</ref> | |||
==درخت [[حسد]]== | |||
[[جایگاه ولایت]] به گونهای است که [[خدای تعالی]] درباره آن با هیچ کس، حتی انبیای خود [[تعارف]] ندارد. [[روایات]] فراوان داریم که اگر [[انبیا]] در اینجا ذرهای مکث میکردند، گرفتار میشدند. | |||
در کتاب «[[عیون اخبار الرضا]]{{ع}}»، از عبدالسلام هروی [[روایت]] شده است که گفت: به [[حضرت رضا]]{{ع}} عرضه داشتم: یا ابن [[رسول الله]]، از درختی که [[آدم]] و [[حوا]] از آن خوردند برایم بگو، تا ببینم چه درختی بود؟ چون [[مردم]] درباره آن [[اختلاف]] دارند، بعضی روایت میکنند که گندم بوده، و بعضی دیگر روایت میکنند که درخت [[حسد]] بوده است. [[حضرت]] فرمودند: هر دو درست است. | |||
عرضه داشتم: با اینکه دو معنای متفاوت دارد، چطور ممکن است هر دو درست باشد؟! فرمودند: ای [[ابا صلت]]، یک درخت [[بهشتی]] میتواند چند نوع میوه داشته باشد، یک درخت هم میتواند گندم داشته باشد و هم انگور؛ چون درخت [[بهشت]] مانند درختهای [[دنیا]] نیست. | |||
آدم بعد از آنکه [[خدای تعالی]] به او [[احترام]] کرد، و [[ملائکه]] را واداشت تا به او [[سجده]] کنند، و او را داخل بهشت کرد، در [[دل]] با خود گفت: آیا [[خدا]] بشری گرامیتر از من [[خلق]] کرده است؟ | |||
[[خدای عزوجل]] از آنچه در دل او گذشت، خبردار شد. پس به او ندا داد: که سر خود را بلند کن و به ساق [[عرش]] بنگر. آدم سر به سوی عرش بلند کرد، و به ساق عرش نگریست، دید در آن نوشته شده است: | |||
{{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ}}؛ [[لا اله الا الله]] محمد رسول الله، و [[علی بن ابی طالب]] [[امیرالمؤمنین]]، و همسرش [[فاطمه]]، [[سیده زنان عالمیان]]، و حسن و حسین دو [[سید]] [[جوانان]] [[اهل]] بهشتاند. | |||
آدم پرسید: پروردگارا، اینان چه کسانی هستند؟ خدای عزوجل فرمود: | |||
{{متن حدیث|هَؤُلَاءِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَ هُمْ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مِنْ جَمِيعِ خَلْقِي وَ لَوْ لَا هُمْ مَا خَلَقْتُكَ وَ لَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ فَإِيَّاكَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ فَأُخْرِجَكَ عَنْ جِوَارِي}}؛ ای آدم، اینان [[ذریه]] تو هستند و از تو بهترند، و از همه خلایق من بهترند، و اگر اینها نبودند، من تو را، و [[بهشت و دوزخ]] را، و [[آسمان]] و [[زمین]] را [[خلق]] نمیکردم، پس زنهار مبادا به چشم [[حسد]] بر اینان بنگری که از جوار من بیرون خواهی شد. | |||
پس [[آدم]] به چشم حسد بر آنان نظر افکند، و آرزوی [[مقام]] و [[منزلت]] آنان کرد، و [[خداوند]] [[شیطان]] را بر او مسلط ساخت، تا سرانجام از آن درخت که [[نهی]] شده بود خورد، و برحوا هم مسلطش کرد، او هم به [[مقام فاطمه]] به چشم حسد نگریست، تا آنکه از آن درخت بخورد، همچنان که آدم خورد. در نتیجه [[خدای تعالی]] هر دو را از [[بهشت]] بیرون کرد و به زمین فرستاد تا در جوار زمین باشند<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۰۶.</ref>. | |||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] میفرماید: این معنا در عدهای از [[روایات]] آمده است که بعضی از آنها، از روایات مورد بحث مفصلتر و طولانیتر است، و بعضی دیگر مجملتر، و کوتاهتر<ref>ترجمه المیزان، ج۱، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۳۹.</ref> | |||
==منطقه ممنوعه== | |||
بر اساس این [[روایت]]، این معنا مسلم گرفته شده است که درخت نامبرده هم گندم بوده<ref>واژه شجره به درخت و گیاه هر دو اطلاق میشود؛ چه آنکه در داستان یونس، به بوته کدو اطلاق شجره شده است.</ref>، و هم حسد و اینکه آن دو از گندم خوردند، ولی ثمرهاش حسد شد، و مقام و منزلت [[محمد و آل محمد]]{{عم}} را [[آرزو]] کردند. در [[زیارت جامعه کبیره]] میخوانیم: | |||
{{متن حدیث|فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِينَ حَيْثُ لَا يَلْحَقُهُ لَاحِقٌ وَ لَا يَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لَا يَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لَا يَطْمَعُ فِي إِدْرَاكِهِ طَامِعٌ}}<ref>زیارت جامع کبیره.</ref>؛ پس خداوند، شما را به شریفترین مرتبه گرامیان، و بالاترین جایگاههای [[مقربان]]، و [[برترین]] درجات فرستاده شدگان برساند؛ آن مقامی که جز آنان، هیچ کسی بدان نمیرسد و به بالاتر از آن، هیچ کسی راه نمییابد و هیچ پیشگامی بر آن، پیشی نمیگیرد و هیچ [[طمع]] کنندهای برای رسیدن به آن، [[طمع]] نمیکند. | |||
کسی [[حق]] طمع در این [[مقام]] را ندارد. تمام [[اسماء الهی]] در اینها تجلی پیدا کرده است. [[خداوند]] فرمود: اینجا منطقه ممنوعه خداست. [[آدم]] چون آرزوی این مقام ما را کرد، [[مبتلا]] شد و از آن درخت منهیه خورد. مشکل اصلی در طمع در [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} بود که همه [[پیامبران]] بر آن [[ولایت]] [[مبعوث]] شدهاند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: | |||
{{متن حدیث|وَلَايَتُنَا وَلَايَةُ اللَّهِ الَّتِي لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا بِهَا}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۳۷.</ref>؛ ولایت ما همان ولایت خداست که [[خدا]] هیچ [[پیغمبری]] را جز به آن مبعوث نساخت.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۱.</ref> | |||
==آثار ولایت== | |||
ولایت اهل بیت{{عم}} [[ولایت کلیه الهیه]] است. [[امام هادی]]{{ع}} فرمودند: ولایت اهل بیت{{عم}} باعث میشود که خداوند [[معالم دین]] ما را به ما [[تعلیم]] دهد. اگر به کتب [[صحاح]] [[اهل سنت]] بنگرید، میبینید که اینها قائل به این هستند که [[خدای تعالی]] مثل [[انسان]] [[جسم]] دارد. میگویند: خدا مانند یک انسان دیده میشود. خداوند در [[شب جمعه]] مانند [[جوانی]] سوار بر اسب میشود و به [[انسانها]] نگاه میکند. این [[توحید]] آنهاست! | |||
{{متن حدیث|وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا}}؛ اگر دنبال [[اهل بیت]]{{عم}} رفتید، همه [[مشکلات]] دنیایتان هم حل میشود. روی اهل بیت{{عم}} خیلی [[سرمایهگذاری]] کنید. | |||
در این میان [[وظیفه عالمان]] و [[دانشمندان]] بسی سنگینتر است. باید در بیان و نشر [[فضائل امیرالمؤمنین]] و اهل بیت{{عم}} سرمایهگذاری کنند، که کوتاهی در این امر گناهی نابخشودنی است. چنانکه [[رسول خدا]]{{صل}} فرمودند: | |||
{{متن حدیث|لَا يُعَذِّبُ اللَّهُ هَذَا الخَلْقَ إِلَّا بِذُنُوب العُلُمَاءِ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ الحَقَّ مِنْ فَضْلِ عَلِيٍّ{{ع}} وَ عِتْرَتِهِ}}<ref>القطره من مناقب النبی و العترة، ج۱، ص۱۶۵.</ref>؛ خداوند این [[مردم]] را [[عذاب]] نمیکند، مگر به خاطر [[گناهان]] [[علما]]، آنها که حق را [[کتمان]] میکنند و از بیان [[فضائل علی]]{{ع}} و [[عترت]] او خودداری میکنند.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۲.</ref> | |||
==منذر و [[هادی]]== | |||
خدای تعالی به پیامبرش میفرماید: | |||
{{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«تو، تنها بیمدهندهای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>. | |||
[[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: | |||
{{متن حدیث|الْمُنْذِرُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ الْهَادِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}}}<ref>بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۰.</ref>؛ منذر [[رسول خدا]]{{صل}} است و [[هادی]] علی{{ع}}است. | |||
در هجده [[روایت]] از [[اهل سنت]] هم آمده است که [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمودند: هادی این [[امت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. اما ما چهار یا پنج روایت در کتب [[شیعه]] در این باره داریم. یعنی آنها چهار برابر در این باره روایت دارند. | |||
چرا اینها را برای [[مردم]] نگوییم؟ امیرالمؤمنین{{ع}} [[خانهنشین]] شد؛ چون [[غدیر]] به [[فراموشی]] سپرده شد. باید غدیر را [[احیا]] کرد، باید [[اهل بیت]]{{عم}} را به [[جوانان]] بشناسانیم.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۳.</ref> | |||
==[[عامل وحدت]]== | |||
آیا [[قرآن]] میتواند عامل وحدت باشد؟ اگر قرآن عامل وحدت بود که تا کنون [[وحدت]] محقق شده بود؛ چون همه روی قرآن [[اتفاق نظر]] دارند. داعشیها قرآن را قبول دارند، اما [[مسلمانان]] را میکشند. آنها [[باطن قرآن]] را نگرفتهاند. [[باطن]] این [[آیه]] چیست؟ قرآن ما را به طریق امیرالمؤمنین{{ع}} [[هدایت]] میکند. | |||
{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>. | |||
این چیست که اگر نگویی تمام رسالتت هیچ میشود؟! [[حضرت زهرا]]{{س}} در خطبهای که ایراد کردند، فرمودند: | |||
{{متن حدیث|وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَةِ}}<ref>بحارالأنوار، ج۲۹، ص۲۲۳.</ref>؛ [[خداوند]] [[اطاعت]] ما را مایه [[نظام]] و [[نظم]] بخشیدن به [[امت و امامت]] ما را مایه [[امنیت]] از [[تفرقه]] و جدایی قرار داد. | |||
پس اهل بیت{{عم}} عامل وحدتاند. این عامل وحدت را جدی بگیریم. الآن امیرالمؤمنین{{ع}} و غدیر [[مظلوم]] و ناشناختهاند. | |||
[[مقام معظم رهبری]] فرمودند: غدیر فقط مسأله [[جانشینی]] نیست، توجه دادن به مسأله [[امامت]] است. [[ماجرای غدیر]] فقط [[نصب]] یک [[جانشین]] برای [[پیغمبر]] نبود؛ غدیر دو جنبه دارد: یکی جنبه نصب جانشین است، جنبه دیگر قضیه، توجه دادن به مسأله امامت است؛ امامت با همان معنایی که همه [[مسلمین]] از این کلمه و از این عنوان میفهمیدند<ref>آیتالله خامنهای، سخنرانی در جمع ۱۱۰ هزار بسیجی در روز عید غدیر ۰۴/۰۹/۱۳۸۹.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۴۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۱۱
شعائر دین
﴿ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ﴾[۱]. کسی که حقیقتاً تقوا در قلب و وجودش جای گرفته باشد، شعائر دینی را بزرگ میشمارد و احیا میکند. دین را باید در همه جامعه و همه اقشار ظهور و بروز داد. بسیاری از احکام را نمیتوان در خلوت به جا آورد. اعمال حج، نماز جمعه، و نماز جماعت باید علنی و در جمع باشد؛ چون این امور از احکام شعائری است و باید علنی برگزار کرد و در جامعه ظهور و بروز داشته باشد. یکی از مهمترین شعائر دینی برپا کردن جشن و سرور و مجالس شادی در روز عید غدیر است. باید با نام و یاد مولا امیرالمؤمنین(ع) شادیها را به بچهها و نسلهای بعدی انتقال داد. البته باید از شعارهای تفرقهانگیز و از شادیهای حرام پرهیز کرد.
اگر میخواهیم ایمان و تقوا در جامعه ما پررنگ شود، باید به احیا و بزرگداشت غدیر اهمیت داد. عید غدیر ریشه و هویت مکتب ماست؛ باید تثبیت شود و به برگزاری هرچه باشکوهتر آن توجه ویژهای داشت. مقام معظم رهبری درباره مسأله غدیر میفرمایند: «مسأله امامت و مسأله ولایت و زنده نگهداشتن غدیر، به یک معنا زنده نگهداشتن اسلام است. مسأله فقط مسأله شیعه و معتقدین به ولایت امیرالمؤمنین(ع) نیست. اگر ما مردم شیعه و مدعی پیروی از امیرالمؤمنین(ع) حقیقت غدیر را درست تبیین کنیم، هم خودمان درک کنیم، هم به دیگران معرفی کنیم، خود مسأله غدیر میتواند وحدتآفرین باشد»[۲].[۳]
اطلاعرسانی واقعه غدیر
پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) در خطبه غدیر فرمودند: «فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»[۴]؛ باید تا برپایی قیامت این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان برسانند. پیامبر خدا(ص) ابلاغ پیام غدیر را بر همه واجب کردند؛ حاضران باید آن را به غائبان و پدران آن را به فرزندان برسانند. یعنی بذر محبت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) را در دلها بیفشانند. باید هرچه توان داریم در طبق اخلاص بگذاریم و برای معرفی غدیر هزینه کنیم. همانگونه که به خواندن نماز اهمیت میدهیم، باید به بزرگداشت و معرفی غدیر هم اهمیت بدهیم. امر ولایت، اصل دین است. اصول دین از فروع دین مهمتر است. پیامبر خدا(ص) بدون امکانات سه روز مردم را در غدیر خم، زیر آفتاب نگه داشتند، حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کردند و فرمودند: افرادی که شاهد هستند واجب است به غائبین برسانند. پدرها وظیفه دارند جریان غدیر را به فرزندانشان برسانند. این تنها وظیفه شاهدان در غدیر خم نبود، بلکه وظیفه هر مسلمانی تا روز قیامت همین است. با برگزاری مسابقات و ترغیب و تشویق جوانان به خواندن و حفظ کردن و تحلیل و بررسی واقعه غدیر در سراسر کشور، میتوان گامی بلند در این جهت برداشت.[۵]
شادی، در شادی اهل بیت(ع)
در روایات ما برای شیعیان علائم و نشانههایی بیان شده است. یکی از نشانهها شاد بودن در ایام شادی اهل بیت(ع) است. امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا وَ اخْتَارَ لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا»[۶]؛ خداوند تبارک و تعالی، توجهی به زمین نمود. پس ما را برگزید و برای ما پیروانی انتخاب نمود که ما را یاری کنند، با شادی ما شاد باشند و در غم ما غمگین باشند. اگر ما دوست، یا فامیل، یا عزیزی داریم که در غم و شادی او هیچ مشارکتی نداریم، قطعاً دوست و آشنا و فامیل او نیستیم. اگر مدعی هستیم که شیعه و دوستدار اهل بیت(ع) هستیم، اما در غم و شادی آنها بیتفاوتیم، این ادعای دروغی است. علامت شیعیان و دوستان اهل بیت(ع) این است که در غم و شادی آنها شریک باشند و با آنان همراهی و همدلی کنند.[۷]
شادی در خور شأن
دین اسلام به شادی و نشاط اجتماعی در جای خودش، همچنین به سوگواری، آن هم در جای خودش تأکید دارد. در کشور ما به موضوع شادی و نشاط اجتماعی توجه کمتری میشود. باید نشاط و شادی را به دیگران انتقال دهیم. گسترش شادی و نشاط به دیگران از بالاترین عبادتهاست. شرط تشیع و شیعه بودن «يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا» است. تا حدودی برنامههای حزن و اندوه و روضهخوانی را اجرا کردهایم، نه اینکه حقش را ادا کرده باشیم. اگر برای اربعین، محرم، صفر، فاطمیه و ایام شهادت اهل بیت(ع) کاری کردیم، ذرهای از حق آنها را ادا کردهایم. اما در جهت شادی و جشن و سرور ولادت اهل بیت(ع) وعیدها واقعاً کم گذاشتهایم. جالب است که «يَفْرَحُونَ» بر «يَحْزَنُونَ» مقدم شده است! فرح و شادی در شادی اهل بیت را بر حزن و اندوه برای آنان مقدم کرده است. نباید به گونهای جلوه کند که دین ما فقط دین گریه است.
البته گریه و عزاداری برای مصائب اهل بیت(ع) در جای خودش بهترین ثواب و پاداشها را دارد. با اهل بیت(ع) پیوند محکم ایجاد میکند. اما نباید شادیها در عید غدیر و ایام تولد اهل بیت(ع) و جشنها و عیدها به حاشیه برود. باید آنها را هم پررنگ کرد. باید برای این جشنها و شادیها هم موقوفات و نذوراتی قرار داد. بعضیها فکر میکنند که اگر مثلاً برای عزا و روضه نذر و وقف کنند یا خرج کنند، ثوابش بیشتر است. در صورتی که این طور نیست. هزینه کردن برای جشنهای اهل بیت(ع) اگر ثوابش بیشتر از هزینه برای عزاداری آنان نباشد کمتر نیست. به خصوص که جامعه و جوانان و نوجوانان ما نیاز بیشتری به شادی و نشاط دارند. باید به موازات برنامههای روضه و عزاداری، برنامههای شادی را هم کماً و کیفاً بیشتر کنیم. البته شادیها باید حلال و در خور شأن اهل بیت(ع) باشد. هر کس هر توانی دارد برای مولا امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع) ارائه بدهد تا این مراسم احیا شود.[۸]
شادی عید غدیر
چون عید غدیر بزرگترین عید دینی ماست، بسیار بجاست که آن را تنها یک روز برگزار نکنیم، دستکم سه روز، و اگر شد یک دهه برگزار کنیم. همان طور که دو ماه محرم و صفر را در عزای امام حسین(ع) به سوگ مینشینیم، چند روزی هم جشن و شادی عید غدیر را برگزار کنیم. قطعاً جریان عید غدیر از همه حوادث دوران عمر پیغمبر و اهل بیت(ع) بالاتر است. ما درباره غدیر کوتاه آمدهایم؛ از اینرو مصائب سنگین بر حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) وارد شد. باید همان طور که عاشورا را پر شور و هیجان برگزار میکنیم، بر اساس دستور اهل بیت(ع) عید غدیر را هم هرچه با شکوهتر و با عظمتتر برگزار کنیم. غدیر را باید جهانی کنیم. روز غدیر خم روز اعلان رسمی امامت و رهبری و پیشوایی مولاامیرالمؤمنین علی(ع) و مهمترین عید ماست که از آن به «عید الله الاکبر»، یعنی عید بزرگ خدای متعال تعبیر شده است. بر اساس روایات همه انبیا مأمور بودند تا این روز بزرگ را عید بگیرند.
روزی بالاتر از عید غدیر خم در عالم نداریم. حتی از عید قربان و عید فطر و عید جمعه و ایام ولادت اهل بیت(ع) بالاتر است. در روایات بر تعظیم و بزرگداشت این عید بسیار تأکید شده است. امام رضا(ع) در بیان فضیلت روز غدیر فرمودند: «لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْيَوْمِ بِحَقِيقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ»[۹]؛ اگر مردم، فضیلت حقیقی این روز را میدانستند، فرشتگان در هر روز، ده بار با آنان مصافحه میکردند. این تعبیر برای هیچ عیدی نیامده است. غدیر یک عید جهانی و فراگیر است. همه انبیای گذشته نیز این روز را جشن میگرفتند. از زمان حضرت آدم(ع) تا زمان پیغمبر ما همه انبیا مأمور بودند تا این روز را جشن بگیرند.[۱۰]
ماه ولایت
مقام معظم رهبری در جایی فرموده بودند: ماه ذیحجه در رابطه با اهل بیت(ع) به خصوص علی بن ابی طالب(ع) این قدر مناسبت دارد که خوب است این ماه را ماه ولایت بنامیم. زمانی عدهای این ایام را به عنوان دهه مطرح کردند، گروهی آن را به عنوان پانزده روز شاد آسمانی مطرح کردند، اما ایشان فرمودند: همه ماه ذیحجه را باید گرامی داشت و آن را شهرالولایه، یعنی ماه ولایت نامید[۱۱]. چون آغاز این ماه با ازدواج امیرالمؤمنین(ع) آغاز شده و رخدادهای مهمی درباره اهل بیت(ع) در این ماه تحقق پیدا کرده است، باید این ماه را به عنوان سنتی حسنه احیا کرد. زمانی بود که اعتکاف با تعداد بسیار اندکی برگزار میشد. اما الآن با دهها هزار نفر برگزار میشود و سال به سال بر جمعیت معتکفین افزوده میشود. این ظرفیت به این مهمی در مملکت ما وجود دارد و ما کوتاهی میکنیم.
خداوند در قرآن فرموده است: ﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ﴾[۱۲]. از اول خلقت آن را دوازده ماه قرار دادیم. این مطلب خیلی مهم نیست. حقیقت این آیه چیز دیگری است. باطن این آیه دوازده امام(ع) هستند، نه یکی کمتر است و نه یکی بیشتر. هر ماهی به نام یک امام است؛ چنانکه امام باقر(ع) در روایتی در تأویل این آیه به این نکته تصریح فرمودهاند[۱۳].[۱۴]
بازخواست از ولایت
حضرت امام باقر(ع) فرمودند: «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَيْءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ»؛ اسلام بر پنج چیز بنا شده است: بر نماز و زکات و روزه و حج و ولایت، و به هیچ چیزی به اندازه ولایت، فرا خوانده نشده است. از هیچ چیز مانند ولایت بازخواست نمیشود. محل اختلاف و هجمه دشمن هم آنجاست. از اینرو از ولایت بیشتر بازخواست میشود. شیطان گفت: ﴿لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ﴾[۱۵].
امام کاظم(ع) فرمودند: «وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع)»[۱۶]: صراط مستقیم امیرالمؤمنین(ع) است. شیطان بر سر صراط مستقیم میایستد تا مردم را از آن باز دارد. میبینیم که چگونه وهابیها با اهل ولایت مقابله میکنند. میبینیم که صهیونیستها چگونه با فرهنگ شیعه دشمنی میکنند. اینها با شیاطین هم همدست هستند و با هم همکاری میکنند.[۱۷]
صراط ولایت
صراط مستقیمی که میتواند دنیا را اداره کند و مشکلات را حل کند، ولایت اهل بیت(ع) است. در زیارت جامعه میخوانیم: «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا»[۱۸]؛ خداوند، به ولایت شما، نشانههای روشن دین را به ما آموخت و آنچه را از دنیایمان تباه شده بود، اصلاح کرد. اگر ولایت اهل بیت(ع) را پذیرفتید، خدا معلم شما میشود. آیا از این بهتر میخواهید؟ چرا از این نکته مهم غافلیم؟! کسانی که دست از ولایت اهل بیت(ع) کشیدند و امیرالمؤمنین(ع) را رها کردند، در گمراهی به سر میبرند و راه را گم کردهاند. امام صادق(ع) فرمودند: «وَ اللَّهِ مَا بَقِيَ فِي أَيْدِيهِمْ شَيْءٌ مِنَ الْحَقِّ إِلَّا اسْتِقْبَالُ الْكَعْبَةِ فَقَطْ»[۱۹]؛ به خدا سوگند چیزی از حق برایشان باقی نمانده، جز رو کردن به سمت کعبه.
آنها بهرهای از دین به جز رو کردن به قبله ندارند. اینها مشمول نفرین پیامبر(ص) در غدیر واقع شدند، آنجا که فرمودند: «اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»[۲۰]؛ بار خدایا! با دوست علی دوست باش و با دشمن او دشمن؛ هرکه او را دوست میدارد، دوستش بدار و هر که او را مبغوض میدارد، مبغوضش بدار و هر که او را یاری میکند، یاریاش کن و هر که او را وا میگذارد، او را واگذار! این نفرین پیامبر اکرم(ص) را جدی بگیرید. هم دعا فرمودند و هم نفرین کردند. فرمودند: «اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ». خذلان نه این است که فردی را چوب بزنی؛ خذلان یعنی اینکه کسی را رها کنی. خذلان یعنی دست از ولایت کشیدن. یعنی امیرالمؤمنین و یازده امام دیگر را رها کردن. یعنی اینکه ولایت را تبلیغ نکنی و بگویی به من چه ربطی دارد. باید سینه چاک کرد و با قلم و بیان از اهل بیت(ع) دفاع کرد. اگر اینگونه نبودیم، یعنی خذلان.[۲۱]
عبادت بیولایت
اینکه امام صادق(ع) در روایت فوق فرمودند: «بهره آنان از دین فقط استقبال قبله است»، یعنی تمام عباداتشان باد هواست. امام باقر(ع) فرمودند: «اً أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ لَهُ عَلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ حَقٌّ فِي ثَوَابٍ وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ»[۲۲]؛ آگاه باشید! اگر مردی همه شب به نماز برخیزد، و روزش را روزه بدارد، و همه مال خود را در راه خدا انفاق کند، و پیوسته به زیارت خانه خدا رود، و از ولایت ولی خدا آگاه نباشد تا از او پیروی کند و همه اعمالش به راهنمایی او باشد، چنین کسی را حق پاداشی از خدا به خاطر همه آنچه کرده است نیست، و نیز از اهل ایمان به شمار نمیرود.[۲۳]
درخت حسد
جایگاه ولایت به گونهای است که خدای تعالی درباره آن با هیچ کس، حتی انبیای خود تعارف ندارد. روایات فراوان داریم که اگر انبیا در اینجا ذرهای مکث میکردند، گرفتار میشدند. در کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)»، از عبدالسلام هروی روایت شده است که گفت: به حضرت رضا(ع) عرضه داشتم: یا ابن رسول الله، از درختی که آدم و حوا از آن خوردند برایم بگو، تا ببینم چه درختی بود؟ چون مردم درباره آن اختلاف دارند، بعضی روایت میکنند که گندم بوده، و بعضی دیگر روایت میکنند که درخت حسد بوده است. حضرت فرمودند: هر دو درست است. عرضه داشتم: با اینکه دو معنای متفاوت دارد، چطور ممکن است هر دو درست باشد؟! فرمودند: ای ابا صلت، یک درخت بهشتی میتواند چند نوع میوه داشته باشد، یک درخت هم میتواند گندم داشته باشد و هم انگور؛ چون درخت بهشت مانند درختهای دنیا نیست. آدم بعد از آنکه خدای تعالی به او احترام کرد، و ملائکه را واداشت تا به او سجده کنند، و او را داخل بهشت کرد، در دل با خود گفت: آیا خدا بشری گرامیتر از من خلق کرده است؟
خدای عزوجل از آنچه در دل او گذشت، خبردار شد. پس به او ندا داد: که سر خود را بلند کن و به ساق عرش بنگر. آدم سر به سوی عرش بلند کرد، و به ساق عرش نگریست، دید در آن نوشته شده است: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع) أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»؛ لا اله الا الله محمد رسول الله، و علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین، و همسرش فاطمه، سیده زنان عالمیان، و حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشتاند. آدم پرسید: پروردگارا، اینان چه کسانی هستند؟ خدای عزوجل فرمود: «هَؤُلَاءِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ وَ هُمْ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مِنْ جَمِيعِ خَلْقِي وَ لَوْ لَا هُمْ مَا خَلَقْتُكَ وَ لَا خَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ فَإِيَّاكَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَيْهِمْ بِعَيْنِ الْحَسَدِ فَأُخْرِجَكَ عَنْ جِوَارِي»؛ ای آدم، اینان ذریه تو هستند و از تو بهترند، و از همه خلایق من بهترند، و اگر اینها نبودند، من تو را، و بهشت و دوزخ را، و آسمان و زمین را خلق نمیکردم، پس زنهار مبادا به چشم حسد بر اینان بنگری که از جوار من بیرون خواهی شد.
پس آدم به چشم حسد بر آنان نظر افکند، و آرزوی مقام و منزلت آنان کرد، و خداوند شیطان را بر او مسلط ساخت، تا سرانجام از آن درخت که نهی شده بود خورد، و برحوا هم مسلطش کرد، او هم به مقام فاطمه به چشم حسد نگریست، تا آنکه از آن درخت بخورد، همچنان که آدم خورد. در نتیجه خدای تعالی هر دو را از بهشت بیرون کرد و به زمین فرستاد تا در جوار زمین باشند[۲۴]. مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: این معنا در عدهای از روایات آمده است که بعضی از آنها، از روایات مورد بحث مفصلتر و طولانیتر است، و بعضی دیگر مجملتر، و کوتاهتر[۲۵].[۲۶]
منطقه ممنوعه
بر اساس این روایت، این معنا مسلم گرفته شده است که درخت نامبرده هم گندم بوده[۲۷]، و هم حسد و اینکه آن دو از گندم خوردند، ولی ثمرهاش حسد شد، و مقام و منزلت محمد و آل محمد(ع) را آرزو کردند. در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِينَ حَيْثُ لَا يَلْحَقُهُ لَاحِقٌ وَ لَا يَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لَا يَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لَا يَطْمَعُ فِي إِدْرَاكِهِ طَامِعٌ»[۲۸]؛ پس خداوند، شما را به شریفترین مرتبه گرامیان، و بالاترین جایگاههای مقربان، و برترین درجات فرستاده شدگان برساند؛ آن مقامی که جز آنان، هیچ کسی بدان نمیرسد و به بالاتر از آن، هیچ کسی راه نمییابد و هیچ پیشگامی بر آن، پیشی نمیگیرد و هیچ طمع کنندهای برای رسیدن به آن، طمع نمیکند.
کسی حق طمع در این مقام را ندارد. تمام اسماء الهی در اینها تجلی پیدا کرده است. خداوند فرمود: اینجا منطقه ممنوعه خداست. آدم چون آرزوی این مقام ما را کرد، مبتلا شد و از آن درخت منهیه خورد. مشکل اصلی در طمع در ولایت اهل بیت(ع) بود که همه پیامبران بر آن ولایت مبعوث شدهاند. امام صادق(ع) فرمودند: «وَلَايَتُنَا وَلَايَةُ اللَّهِ الَّتِي لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا بِهَا»[۲۹]؛ ولایت ما همان ولایت خداست که خدا هیچ پیغمبری را جز به آن مبعوث نساخت.[۳۰]
آثار ولایت
ولایت اهل بیت(ع) ولایت کلیه الهیه است. امام هادی(ع) فرمودند: ولایت اهل بیت(ع) باعث میشود که خداوند معالم دین ما را به ما تعلیم دهد. اگر به کتب صحاح اهل سنت بنگرید، میبینید که اینها قائل به این هستند که خدای تعالی مثل انسان جسم دارد. میگویند: خدا مانند یک انسان دیده میشود. خداوند در شب جمعه مانند جوانی سوار بر اسب میشود و به انسانها نگاه میکند. این توحید آنهاست! «وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا»؛ اگر دنبال اهل بیت(ع) رفتید، همه مشکلات دنیایتان هم حل میشود. روی اهل بیت(ع) خیلی سرمایهگذاری کنید. در این میان وظیفه عالمان و دانشمندان بسی سنگینتر است. باید در بیان و نشر فضائل امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع) سرمایهگذاری کنند، که کوتاهی در این امر گناهی نابخشودنی است. چنانکه رسول خدا(ص) فرمودند: «لَا يُعَذِّبُ اللَّهُ هَذَا الخَلْقَ إِلَّا بِذُنُوب العُلُمَاءِ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ الحَقَّ مِنْ فَضْلِ عَلِيٍّ(ع) وَ عِتْرَتِهِ»[۳۱]؛ خداوند این مردم را عذاب نمیکند، مگر به خاطر گناهان علما، آنها که حق را کتمان میکنند و از بیان فضائل علی(ع) و عترت او خودداری میکنند.[۳۲]
منذر و هادی
خدای تعالی به پیامبرش میفرماید: ﴿إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ﴾[۳۳]. امام باقر(ع) فرمودند: «الْمُنْذِرُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ الْهَادِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع)»[۳۴]؛ منذر رسول خدا(ص) است و هادی علی(ع)است. در هجده روایت از اهل سنت هم آمده است که پیامبر خدا(ص) فرمودند: هادی این امت امیرالمؤمنین(ع) است. اما ما چهار یا پنج روایت در کتب شیعه در این باره داریم. یعنی آنها چهار برابر در این باره روایت دارند. چرا اینها را برای مردم نگوییم؟ امیرالمؤمنین(ع) خانهنشین شد؛ چون غدیر به فراموشی سپرده شد. باید غدیر را احیا کرد، باید اهل بیت(ع) را به جوانان بشناسانیم.[۳۵]
عامل وحدت
آیا قرآن میتواند عامل وحدت باشد؟ اگر قرآن عامل وحدت بود که تا کنون وحدت محقق شده بود؛ چون همه روی قرآن اتفاق نظر دارند. داعشیها قرآن را قبول دارند، اما مسلمانان را میکشند. آنها باطن قرآن را نگرفتهاند. باطن این آیه چیست؟ قرآن ما را به طریق امیرالمؤمنین(ع) هدایت میکند. ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ﴾[۳۶]. این چیست که اگر نگویی تمام رسالتت هیچ میشود؟! حضرت زهرا(س) در خطبهای که ایراد کردند، فرمودند: «وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَةِ»[۳۷]؛ خداوند اطاعت ما را مایه نظام و نظم بخشیدن به امت و امامت ما را مایه امنیت از تفرقه و جدایی قرار داد.
پس اهل بیت(ع) عامل وحدتاند. این عامل وحدت را جدی بگیریم. الآن امیرالمؤمنین(ع) و غدیر مظلوم و ناشناختهاند. مقام معظم رهبری فرمودند: غدیر فقط مسأله جانشینی نیست، توجه دادن به مسأله امامت است. ماجرای غدیر فقط نصب یک جانشین برای پیغمبر نبود؛ غدیر دو جنبه دارد: یکی جنبه نصب جانشین است، جنبه دیگر قضیه، توجه دادن به مسأله امامت است؛ امامت با همان معنایی که همه مسلمین از این کلمه و از این عنوان میفهمیدند[۳۸].[۳۹]
منابع
پانویس
- ↑ «(حقیقت) این است؛ و هر کس نشانههای (بندگی) خداوند را سترگ دارد، بیگمان، این (کار) از پرهیزگاری دلهاست» سوره حج، آیه ۳۲.
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۰/۸/۱۳۹۱.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۱.
- ↑ الإحتجاج، ج۱، ص۶۲؛ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۱۱.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۲.
- ↑ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۸۸.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۳.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۳.
- ↑ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۴، ح۵۲؛ الإقبال، ج۲، ص۲۶۹.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۴.
- ↑ آیتالله خامنهای، سخنرانی در جمع عدهای از مردم ۴/۱۱/۱۳۶۸.
- ↑ «بیگمان شمار ماهها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمانها و زمین را آفرید دوازده ماه است» سوره توبه، آیه ۳۶.
- ↑ شیخ طوسی، الغیبة، ص۱۴۹.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۵.
- ↑ «بر سر راه راست تو، به کمین آنان مینشینم» سوره اعراف، آیه ۱۶.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۱۸، ح۳.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۶.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۴۳۳.
- ↑ الفصول المهمه، ج۱، ص۵۷۸.
- ↑ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۲۱۹، ح۸۷۱۳، عن زید بن أرقم.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۷.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۱۹.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۹.
- ↑ عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۳۰۶.
- ↑ ترجمه المیزان، ج۱، ص۲۱۷.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۳۹.
- ↑ واژه شجره به درخت و گیاه هر دو اطلاق میشود؛ چه آنکه در داستان یونس، به بوته کدو اطلاق شجره شده است.
- ↑ زیارت جامع کبیره.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۴۳۷.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۴۱.
- ↑ القطره من مناقب النبی و العترة، ج۱، ص۱۶۵.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۴۲.
- ↑ «تو، تنها بیمدهندهای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.
- ↑ بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۰.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۴۳.
- ↑ «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای» سوره مائده، آیه ۶۷.
- ↑ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۲۲۳.
- ↑ آیتالله خامنهای، سخنرانی در جمع ۱۱۰ هزار بسیجی در روز عید غدیر ۰۴/۰۹/۱۳۸۹.
- ↑ فرحزاد، حبیبالله، غدیر برترین پیام آسمانی، ص ۴۳.