بحث:تسلیم در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «==اهمیت و ارزش تسلیم در برابر خدا== واژه تسلیم و اسلام از ریشه سلم است. از همین ریشه می‌‌توان به واژه سلام نیز توجه داشت که یکی از نام‌های خدا سلام است.<ref>حشر، آیه ۲۳</ref> چنان که یکی از نام‌های بهشت نیز دارالسلام است.<ref>انعام، آ...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۴: خط ۳۴:
#'''رهای از [[خوف]]''': از دیگر آثار و [[برکات]] تسلیم آن است که [[انسان]] را از خوف و [[ترس]] [[رهایی]] می‌‌بخشد و به [[آرامش]] و [[امنیت]] می‌‌رساند.<ref>یونس، آیات ۸۳ و ۸۴</ref>
#'''رهای از [[خوف]]''': از دیگر آثار و [[برکات]] تسلیم آن است که [[انسان]] را از خوف و [[ترس]] [[رهایی]] می‌‌بخشد و به [[آرامش]] و [[امنیت]] می‌‌رساند.<ref>یونس، آیات ۸۳ و ۸۴</ref>
#'''بهره‌مندی از خیر''': از نظر [[قرآن]] تسلیم در برابر خدا و [[پیامبر]]{{صل}} به معنای بهره‌مندی از خیر است که مصداق اتم و اکمل آن [[بهشت]] و [[رضایت الهی]] است.<ref>نساء، آیه ۶۶؛ اعلی، آیه ۱۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن (مقاله)|نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن]].</ref>
#'''بهره‌مندی از خیر''': از نظر [[قرآن]] تسلیم در برابر خدا و [[پیامبر]]{{صل}} به معنای بهره‌مندی از خیر است که مصداق اتم و اکمل آن [[بهشت]] و [[رضایت الهی]] است.<ref>نساء، آیه ۶۶؛ اعلی، آیه ۱۷</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن (مقاله)|نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن]].</ref>
==[[اسلام]] و [[تسلیم]]==
اسلام از واژه [[سلم]] به معنای [[صلح]] و [[سلام]] و تسلیم گرفته شده است. البته واژه تسلیم به معنای [[سلام کردن]] و اعطای چیزی به دیگران نیز آمده است.
در اسلام [[تسلیم خدا بودن]] به معنای [[اطاعت]] و [[انقیاد]] همراه با [[ایمان]] و کشش [[باطنی]] و میل [[قلبی]]، به عنوان یک اصل و [[وظیفه]] ضروری برعهده همگان نهاده شده است.<ref>بقره آیه ۱۳۶ و آل‌عمران آیه ۸۴</ref> و به [[مؤمنان]] سفارش اکید شده تا [[لحظه مرگ]] تسلیم [[خدا]] و فرمان‌های وی باشند و از آن، کوچک‌ترین تخطی و تجاوزی نکنند.
<ref>آل عمران آیه ۱۰۲</ref> این تسلیم بودن نیز باید همراه با کارهای [[شایسته]] باشد و از [[مقام]] [[قلب]] و [[باطن]]، در [[اعمال]] و [[رفتار]] [[انسانی]] خود را نشان دهد تا آنچه که به شکل [[ایمان قلبی]] است به صورت عمل در [[انسان]] و [[جامعه]] بروز کند. این‌گونه‌ست که اسلام می‌تواند به عنوان ایمان قلبی و [[آیین]] [[زندگی]] ارتباط دوسویه‌ای نخست میان انسان و خدا و سپس میان انسان و انسان و یا انسان و [[طبیعت]] پدید آورد.<ref>نساء آیه ۱۲۵</ref>
از آنجا که در تحلیل [[قرآنی]] اسلام و تسلیم در حوزه‌های مختلف خود را نشان می‌دهد و بیانگر ایمان درون و آیین عمل است، بر ایمان صرف مقدم و [[برتری]] دارد.<ref>یونس آیه ۸۴</ref>
تسلیم در [[آیات قرآن]] به گونه‌ای بیان می‌شود که شامل دو دسته تسلیم [[تشریعی]] و [[تکوینی]] می‌گردد. تسلیم تکوینی همه موجودات در برابر خدا، امری ثابت است. به این معنا که همه موجودات چه آنهایی که در مقام مختار می‌توانند از تسلیم سر باز زنند و چه آنانی که از این امکان برخوردار نمی‌باشند، در عمل تسلیم تکوینی [[خداوند]] هستند. خداوند در [[آیه]] ۸۳ [[آل عمران]] این تسلیم را به [[اختیار]] و یا [[اجبار]] نسبت می‌دهد به گونه‌ای که کسی از دایره تسلیم بیرون نخواهد بود.
این تسلیم، اختصاصی به [[آخرت]] ندارد، بلکه حتی در این [[دنیا]] نیز آنان تسلیم هستند و در [[آخرت]] این [[تسلیم]] به صورت [[اعلان]] رسمی حتی از سوی مشرکانی که به ظاهر از تسلیم در [[دنیا]] سرباز زده‌اند، نمودار می‌شود.<ref>نحل آیه ۸۶ و ۸۷</ref> و [[ستمگران]] در برابر [[خداوند]] اظهار تسلیم می‌کنند.<ref>صافات آیات ۲۲ تا ۲۶</ref>
[[قرآن]] از همگان می‌خواهد تا به [[اختیار]] خویش تسلیم [[حق]] باشند و فرمان‌های وی را که به شکل [[تشریع]] و [[قانون]] فرو فرستاده شده پیرو کنند.<ref>بقره آیه ۱۳۶ و آل عمران آیه ۸۴</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|تسلیم خدا بودن و آثار آن]].</ref>
==چرایی تسلیم==
قرآن به مسئله چرایی تسلیم به اشکال مختلف اشاره می‌کند. در تحلیل [[قرآنی]]، از آنجا که خداوند [[آفریدگار]] و [[پروردگار]] و مالک [[انسان]] است، از [[حق ولایت]] برخوردار می‌باشد و انسان به این دلیل می‌بایست از فرمان‌های او [[پیروی]] کند. در این تحلیل [[خالقیت]] این [[ولایت]] را به [[خدا]] می‌بخشد تا [[حاکم]] بر [[جان]] و [[مال]] و امور دیگر انسان باشد و پروردگاری و [[ربوبیت خدا]] نیز به او این امکان را می‌بخشد تا برای تعالی و [[تکامل انسان]] به او [[فرمان]] دهد و از وی بخواهد به [[قوانین]] و فرمان‌هایش عمل کند.
به عبارت دیگر انسان برای آنکه از [[هدایت]] تکاملی خداوند بهره‌مند شود می‌بایست در برابر خداوند تسلیم شود؛ زیرا فرمان‌های او که بر پایه [[حکمت]] است موجب می‌شود تا انسان بتواند خود را به کمال [[شایسته]] خویش برساند. این‌گونه است که تسلیم در برابر خداوند به معنای دستیابی به هدایت کمالی مورد تاکید قرار می‌گیرد و در تحلیل چرایی تسلیم بودن انسان، افزون بر [[مالکیت خداوند]] بر جان و هستی وی، به مسئله مهم دستیابی او به کمال اشاره می‌شود. از این رو در [[آیه]] ۱۳۶ و ۱۳۷ [[سوره بقره]] از تسلیم برای بهره‌مندی از هدایت یاد شده و در آیه ۲۰ [[سوره آل عمران]] به روشنی توضیح داده می‌شود که [[اسلام]] آورید و تسلیم حق گردید تا هدایت شوید.
این هدایت همان هدایت به کمال و کمالیات است که انسان همواره در جست‌وجوی آن است و دمی از رسیدن به آن و [[رهایی]] از [[نقص]] از پا نمی‌نشیند.
از ویژگی‌های [[تسلیم]] در برابر [[خداوند]] برای دستیابی به [[هدایت]] کمالی آن است که در این صورت [[انسان]] به کوتاه‌ترین و آسان‌ترین راه دستیابی به کمال می‌رسد.<ref>نساء آیات ۶۶ و ۶۸ و نیز نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۱</ref> این راه کوتاه همان است که از آن به [[هدایت قرآن]] یاد می‌شود.<ref>نحل آیه ۱۰۲</ref>
در [[آیات]] دیگر [[قرآن]] در هنگام تبیین و تحلیل چرایی تسلیم در برابر [[خدا]] و فرمان‌های او به مسئله بصیرت‌ و دستیابی انسان به آن اشاره می‌شود.<ref>نساء آیه ۶۶</ref> به نظر می‌رسد که تسلیم که [[فرمانبرداری]] محض است با [[بصیرت]] و [[آگاهی]] در تضاد باشد ولی [[آیات قرآن]] تبیین می‌کند که چگونه تسلیم در برابر خداوند و فرمان‌های او برخلاف تصور می‌تواند انسان را به بصیرت و آگاهی ویژه‌ای برساند که هرگز از راه‌های دیگر امکان‌پذیر نخواهد بود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|تسلیم خدا بودن و آثار آن]].</ref>
==[[آثار تسلیم]]==
===رسیدن به [[آرامش]]===
قرآن در بیان چرایی تسلیم و تبیین [[فلسفه]] آن، به آثاری اشاره می‌کند که [[تسلیم در برابر حق]] و خداوند و فرمان‌های او برای انسان به دنبال خواهد داشت. از جمله آثاری که قرآن برای تسلیم در برابر خدا برمی‌شمارد، آرامش است. انسان به طور طبیعی هنگامی که با خدایی روبه‌رو می‌شود که مالک و [[مقتدر]] و [[آفریدگار]] و جان‌ستان اوست و او را با هر خطایی مواخذه و [[عقاب]] می‌کند به [[هراس]] می‌افتد و درباره آینده‌اش هراسناک خواهد شد. این گونه است که تسلیم در برابر خداوند و عمل به فرمان‌هایش او را به آرامشی می‌رساند که در آن [[ایمنی]] از مواخذه و عقاب است.
وقتی انسان را در برابر چنین موجودی تسلیم کند، از آنچه از دست داده محزون نمی‌شود و به آنچه در [[آینده]] با آن روبه‌رو خواهد شد، هراسناک نمی‌شود. این‌گونه است که به آرامشی خاص دست می‌یابد که از هیچ راه دیگری نمی‌توان به آن دست یافت. بنابراین می‌توان گفت مهم‌ترین اثر تسلیم در برابر [[خداوند]] و فرمان‌هایش، [[آرامش]] است که در [[آیه]] ۱۱۲ [[سوره بقره]] به آن اشاره شده است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|تسلیم خدا بودن و آثار آن]].</ref>
===ورود به جرگه [[نیکوکاران]]===
[[قرآن]] [[اهل]] [[تسلیم]] را اهل [[نیکوکاری]] می‌شمارد؛ زیرا به همه آموزه‌های [[دستوری]] خداوند عمل می‌کند و فرمان‌بر [[حق]] است و چون حق جز به [[زیبایی]] و [[نیکی]] سفارش نمی‌کند، اهل تسلیم، از [[صالحان]] و نیکوکاران خواهد بود. از این رو تسلیم در برابر خداوند به معنای تسلیم در برابر نیکوکاری‌هاست. در آیه ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره بقره افزون بر بیان اثر تسلیم در برابر [[خدا]] به چرایی آن نیز اشاره می‌‌شود. به این معنا که هر کس که در برابر حق تسلیم می‌باشد در [[حقیقت]] در برابر نیکی و نیکوکاری و امور [[شایسته]] تسلیم است و این خود می‌توند مهمترین عامل برای چرایی تسلیم در برابر خداوند و فرمان‌های او باشد. افزون بر اینکه از این راه شخص به [[مقام]] نیکوکاران و صالحان دست می‌یابد که مقام [[ارزشمند]] و بزرگی است.<ref>یوسف آیه ۱۰۱ و نیز نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|تسلیم خدا بودن و آثار آن]].</ref>
===بهره‌مندی از [[رحمت]] و [[نعمت]] و [[رهایی]] از [[ترس]]===
از دیگر آثاری که قرآن برای تسلیم در برابر خداوند و فرمان‌های او یاد می‌کند، بهره‌مندی از [[رحمت الهی]]<ref>نحل آیه ۸۹</ref> و بهره‌مندی از نعمت‌های خاص خداوند در [[دنیا]] و رحمت ویژه<ref>نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۲</ref> رهایی از ترس از مواخذه و [[عقاب]] در [[آخرت]] و ترس‌های [[دنیوی]] از [[دشمنان]] و مخالفان<ref>یونس آیات ۸۳ و ۸۴</ref> و [[موفقیت]] و [[پیروزی]] در آزمون‌ها و [[امتحانات]]<ref>صافات آیات ۱۰۳ و ۱۰۶</ref> و بهره‌مندی از [[مقام توکل]] است.<ref>یونس آیه ۸۴</ref>
این‌گونه است که قرآن افزون بر تحلیل و تبیین چرایی تسلیم، به آثار مهم و بسیاری اشاره می‌کند تا شخص را برخلاف [[گرایش]] و [[میل باطنی]] و طبیعی‌اش به تسلیم بودن و [[انقیاد]] در برابر خداوند و فرمان‌هایش وادارد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|تسلیم خدا بودن و آثار آن]].</ref>
===[[بسترسازی]] برای انقیاد در برابر خدا===
قرآن با بیان چرایی و [[فلسفه]] تسلیم و انقیاد و نیز آثار آن می‌کوشد تا بستری برای پذیرش امری که به ظاهر مخالف طبع و [[طبیعت]] و [[فطرت]] است فراهم آورد. با توجه به شیوه‌های [[آموزشی]] و [[ترغیبی]] [[قرآن]] می‌توان گفت که [[خداوند]] برای پذیرش هر امر [[دشواری]] تنها به فرمان‌های محض و تعبدی بسنده نکرده است.
حتی در مواردی که به نظر می‌رسد که [[حکم]] او تعبدی است و چرایی بردار نیست، با اشاره به [[حکمت‌ها]] و [[بسترسازی]] مناسب می‌کوشد تا زمینه پذیرش [[احکام]] تعبدی نیز فراهم آید.
به این معنا که با بیان اصل [[فلسفه احکام]] تعبدی خود که برخاسته از [[حکمت]] و [[رهایی]] [[انسان]] و دست‌یابی به کمال و مانند آن است می‌کوشد تا انسان خود در برابر احکام تعبدی [[تسلیم]] شود و چون و چرا نکند. به سخن دیگر به وی یادآور می‌شود که برخی از احکام به جهاتی به گونه‌ای است که در حال حاضر امکان آن نیست تا علت و [[فلسفه]] و حکمت آن بیان شود و شرایط [[فهم]] و [[درک]] آن فراهم نیست ولی با عمل به آن می‌توان به علت و حکمت و فلسفه آن دست یافت؛ زیرا [[بصیرت]] و [[آگاهی]] خاص به دست می‌آید که خود نشان می‌دهد که چه حکمت و فلسفه‌ای برای آن حکم تعبدی وجود داشته است.
خداوند با اشاره به [[عزت]] و حکمت خود می‌کوشد تا زمینه تسلیم در برابر خود و فرمان‌هایش را فراهم آورد. از این رو در [[آیات]] ۲۰۸ و ۲۰۹ [[سوره بقره]] بر [[عزیز]] و [[حکیم]] بودن خود تاکید می‌ورزد تا [[پیروی]] و [[انقیاد]] از خود و فرمان‌هایش برای [[مردم]] آسان شود.
به هر حال انسان، با [[ایمان به خدا]] و [[شناخت]] درست از هستی و جایگاه خود و [[خدا]] به [[سادگی]] در برابر خدا و فرمان‌هایش تسلیم می‌شود و این مسأله‌ای است که در آیاتی چون [[آیه]] ۸۱ [[سوره نحل]] و ۲۸۵ بقره به آن اشاره شده است.
توجه انسان به بازگشت همه امور به خدا<ref>بقره آیات ۲۰۸ تا ۲۱۰</ref> توجه به نعمت‌های او<ref>نحل آیه ۸۱</ref> [[عقیده]] به [[توحید]] محض<ref>حج آیه ۳۴</ref> و [[ربوبیت]] و پروردگاری [[خدا]]<ref>بقره آیه ۱۳۱ و انعام آیه ۷۱</ref> و داشتن [[تقوای الهی]]<ref>آل عمران آیه ۱۰۲</ref> بستری مناسب برای [[تسلیم]] در برابر خدا و فرمان‌های اوست.
[[قرآن]] [[شیطان]] و [[پیروی]] از گام‌هایش<ref>بقره آیه ۲۰۸ و انعام آیه ۷۱</ref> و [[لجاجت]] و [[عناد]] با [[حق]] و [[حقیقت]] را دو عامل اصلی [[مخالفت]] از تسلیم در برابر خدا و حق برمی‌شمارد و به [[مردم]] هشدار می‌دهد که در دام شیطان و لجاجت نیفتند؛ زیرا این دو موجب می‌شود تا از حق و حقیقت دور شده و از [[نیکی]] و [[نیکوکاری]] به [[زشتی]] و [[زشتکاری]] و در نهایت از کمال به [[تباهی]] و [[نقص]] افتند.
بی‌گمان مهمترین نشانه‌ای که می‌توان برای [[اهل]] تسلیم برشمرد، [[اخلاص]] در [[مقام]] [[قلب]] و عمل است.<ref>انعام آیه ۱۶۲ و ۱۶۳</ref> که به شکل عمل به آموزه‌های [[عبادی]] چون [[نماز]]<ref>انعام آیه ۷۱ و ۷۲</ref> و [[تقوا]] پیشگی‌ و دوری از [[شرک]] و نشانه‌های آن<ref>بقره آیه ۱۳۳ و نحل آیه ۱۲۰</ref> خود را نشان می‌دهد.
تسلیم بودن چنانکه بیان شد به معنای عدم [[پرسشگری]] و چون و چرا کردن نیست بلکه اهل تسلیم کسی است که پس از [[شناخت کامل]] از خود و هستی و خدا در برابر او و فرمان‌هایش تسلیم می‌شود.
این تسلیم از روی [[ترس]] و یا [[طمع]] نیست بلکه از روی [[شناخت]] و [[آگاهی]] و [[ایمان]] است.
از این روست که [[اسلام]] به معنای تسلیم عالمانه و خردمندانه و از روی شناخت و ایمان است نه تسلیم برخاسته از ترس و [[قدرت]] و یا [[تقلید کورکورانه]].
این گونه است که اسلام با هر گونه تسلیم بدون بررسی و تحقیق در [[اصول دین]] و شناخت از خود و هستی و خدا مخالفت می‌کند و از [[تقلید]] و تسلیم [[کورکورانه]] باز می‌دارد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|تسلیم خدا بودن و آثار آن]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن (مقاله)|'''نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن (مقاله)|'''نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|'''تسلیم خدا بودن و آثار آن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ ‏۱۹ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۱۸

اهمیت و ارزش تسلیم در برابر خدا

واژه تسلیم و اسلام از ریشه سلم است. از همین ریشه می‌‌توان به واژه سلام نیز توجه داشت که یکی از نام‌های خدا سلام است.[۱] چنان که یکی از نام‌های بهشت نیز دارالسلام است.[۲] همچنین از نظر قرآن، سلام برای اهل هدایت است[۳] و کسی که در سه منزل به سلامت باشد، در همه حال به سلامت خواهد بود.[۴] البته در آموزه‌های دستوری قرآن، سلام به عنوان آغاز ارتباط در معاشرت‌های اجتماعی مطرح شده است.[۵] اما واژه تسلیم به معنای سلام کردن[۶]، سالم نگه داشتن[۷]، واگذاری چیزی به دیگری، انقیاد، اطاعت، فرمانبرداری و سرسپردگی آمده است.[۸]

از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، اسلام دینی الهی است که انسان را با خدای سلام هماهنگ می‌‌کند و سلامت را برایش تضمین می‌‌کند. البته اسلام زمانی این تاثیر را خواهد گذاشت که شخص به عنوان مسلمان سر تعظیم و تسلیم در برابر خدا و آموزه‌های دستوری او فرود آورد؛ زیرا ایمانی موجب امنیت می‌‌شود که همراه بهره‌مندی از اسلام به عنوان هدایت تشریعی الهی و تسلیم در مقام عمل و اطاعت باشد.[۹] از نظر قرآن، تسلیم در برابر خدا به معنای تسلیم در برابر پیامبران و اطاعت از ایشان بدون جداسازی و تفرقه نسبت به آنان است؛ زیرا آنان همان دینی الهی و هدایت تشریعی را بیان می‌‌کنند و مردم را به اطاعت از خدا می‌‌خوانند تا ایشان به عبودیت حقیقی و آثار و پیامدهای نیک آن در دنیا و آخرت دست یابند.[۱۰]

خدا در قرآن بیان می‌‌کند همه هستی به شکل تکوینی تسلیم خدا هستند[۱۱]؛ زیرا منظور از اسلام یعنی همان «أسلم» در آیه شریفه، اسلام تکوینی است که تمام موجودات در مقام آفرینش نسبت به امر الهی دارند.[۱۲] با این همه این انسان و جن است که به سبب داشتن اراده حق انتخاب آزاد دارند که اسلام آورده و تسلیم شوند، یا بر خلاف آن عمل کنند که البته هر انتخابی تبعات و پیامدهایی دارد که شخص می‌‌بایست در هنگام انتخاب به آن توجه کند؛ زیرا تسلیم در برابر اسلام به معنای سعادت دین و دنیا و مخالفت به معنای شقاوت ابدی و افتادن در دوزخ آتشین و عذاب‌های آن است.[۱۳] به سبب همین حق انتخاب و پیامدهای اجتناب ناپذیر آن است که پیامبران وصیت و سفارش می‌‌کردند که تسلیم خدا شده و به اسلام ایمان آورده و عمل کنند[۱۴] و از خدا نیز بخواهند تا اسلام را برای آنان رقم زند و با اسلام و تسلیم در برابر خدا بمیرند.[۱۵].[۱۶]

نشانه‌های تسلیم در برابر خدا

تسلیم به معنای انقیاد و اطاعت امری درونی و باطنی است که با نشانه‌هایی در عمل و خارج همراه است و این گونه انسان می‌‌فهمد که شخصی در برابر خدا تسلیم است یا مدعی تسلیم یا حتی مخالف آن. از جمله مهم‌ترین نشانه‌های تسلیم در برابر خدا می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. بیان کلامی تسلیم: شخص اگر مدعی اسلام و تسلیم در برابر خداست، نمی‌بایست از این که در برابر خدا تسلیم است، باک و بیمی داشته باشد، بلکه باید آن را اعلان کند. البته در بیان تسلیم خویش حتی جزئیاتی از اموری را بیان کند که خود گواه روشنی در تسلیم در برابر خدا است. در قرآن آمده است: قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ؛ بگو: در حقیقت نماز من و سایر عبادات من و زندگی و مرگ من برای خدا پروردگار جهانیان است که او را شریکی نیست و بر این کار دستور یافته‏ ام و من نخستین مسلمانم.[۱۷] در این آیه به صراحت به پیامبر دستور داده می‌‌شود تا تسلیم خویش را علنی کند و به دیگران اعلان نماید. البته این که خود را اول مسلمان می‌‌نامد در حالی که پیامبران و مؤمنان از آدم(ع) مسلمان بودند، می‌‌تواند ناظر به عالم ذر باشد که در این صورت مراد اول رتبی است نه اول زمانی؛ چنان که در روایات به دست می‌‌آید که حتی فرشتگان از ایشان دین را آموختند: «الْمُفَضَّلِ قَالَ قُلْتُ لِمَوْلَانَا الصَّادِقِ عليه‌السّلام مَا كُنْتُمْ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرْضَ قَالَ كُنَّا اَنْوَاراً نُسَبِّحُ اللَّهَ تَعَالَي وَ نُقَدِّسُهُ حَتَّي خَلَقَ اللَّهُ الْمَلَائِكَةَ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سَبِّحُوا فَقَالَتْ اَيْ رَبَّنَا لَا عِلْمَ لَنَا فَقَالَ لَنَا سَبِّحُوا فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ بِتَسْبِيحِنَا اَلَا اِنَّا خُلِقْنَا اَنْوَاراً وَ خُلِقَتْ شِيعَتُنَا مِنْ شُعَاعِ ذَلِكَ النُّورِ فَلِذَلِكَ سُمِّيَتْ شِيعَة»؛ مفضل گفت: به مولایمان حضرت صادق عرض کردم: شما قبل از خلقت آسمان‌ها و زمین چه بودید؟ فرمود: ما انواری بودیم که تسبیح می‌کردیم و تقدیس می‌نمودیم تا خداوند ملائکه را آفرید و به آنها فرمود: تسبیح کنید! گفتند: خدایا ما نمی‌دانیم! آن گاه خداوند به ما[۱۸] فرمود: تسبیح کنید! ما تسبیح نمودیم و ملائکه از تسبیح ما[۱۹]تسبیح نمودند. ما نور آفریده شدیم و شیعیان ما از شعاع این نور خلق شده‌اند. و به همین جهت شیعه نام گرفته‌اند.[۲۰]
  2. اقامه نماز: شاید هیچ عمل عبادی در اسلام هم چون نماز نباشد که بیانگر تسلیم محض در برابرخدا باشد.[۲۱] بنابراین، کسی که اهل تسلیم در برابر خداست، اهل اقامه نماز است؛ چراکه نماز مرز اسلام و کفر است. بر همین اساس همه پیامبران و در همه شرایع نماز به عنوان نشانه تسلیم مطرح بوده است.
  3. ایمان: ایمان از نظر آموزه‌های وحیانی، از مصادیق عمل است؛ زیرا زمانی ایمان شکل می‌‌گیرد که قول و فعل به هم آمیخته باشد و شخص با اعلان زبانی به شهادتین و عمل رفتاری به تصدیق امری می‌‌پردازد که در دل دارد. از همین روست که یکی از نشانه‌های تسلیم در برابر خدا، ایمان دانسته شده است.[۲۲] از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، ایمان به هر چیزی که خدا بر بشر نازل کرده و اصل نبوت و رسالت و امور دیگر غیبی نیز از مصادیق تسلیم است.[۲۳]
  4. تقوای الهی: هر کسی که در برابر خدا تسلیم است، اهل تقوای الهی نیز است؛ زیرا تقوای الهی به معنای هر آن چیزی است که انسان را به خدا نزدیک و از خشم و انتقام او در امان نگه می‌‌دارد. پس از نشانه‌های تسلیم در برابر خدا، تقوای الهی است[۲۴]؛ زیرا تسلیم، حالتی درونی و تمکینی نفسانی است. بنابراین امر به تقوا و اقامه نماز در پی دستور به تسیم و اسلام می‌تواند به جلوه‌های بیرونی این حالت درونی و نفسانی اشاره داشته باشد.
  5. اجتناب از شرک: مقتضای تسلیم در برابر خدا، تبری از غیر خدا و به ویژه شرک و انواع و اقسام آن است. بر این اساس، اهل تسلیم هرگز شرک نمی‌ورزند.[۲۵] از جمله مصادیق شرک آن است که شخص به اسباب به شکل مستقل نگاه کند و برای آن تاثیر مستقل یا در عرض خدا قایل شود؛ مانند این که پزشک و دارو مرا درمان کرد.[۲۶]
  6. توکل: اهل تسلیم، اهل توکل به خدا نیز هستند؛ زیرا می‌‌دانند که همه هستی تحت مشیت حکیمانه او اداره و تدبیر می‌‌شود، بنابراین می‌‌بایست در هر کاری و امری به خدای یکتا و یگانه توکل جسته و اعتماد نمایند.[۲۷]
  7. تسلیم در برابر پیامبر(ص): کسی که اهل تسلیم در برابر خداست، در برابر پیامبر(ص) و احکام و حکومت او نیز تسلیم است؛ زیرا این امر یکی از نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن است؛ زیرا اطاعت از خدا و تسلیم در برابر او در اطاعت و تسلیم در برابر پیامبر(ص) معنا و مفهوم عینی می‌‌یابد.[۲۸]
  8. رضایت به قضا و قدر الهی: این که خدا به پیامبرش دستور می‌‌دهد تا بگوید که حیات و ممات من دست اوست[۲۹] به این معناست که اهل تسلیم و اسلام در برابر قضا و قدر الهی تسلیم بوده و بدان رضایت می‌‌دهند. جابر بن عبداللّه انصاری، این پیرمرد که از اصحاب رسول اللّه بوده و توفیق ادراک امام معصوم(ع) را داشته است، در محضر امام محمدباقر(ع) نشسته بود. حضرت از او پرسیدند: «کیف اصبحت یا جابر؟» عرض می‌‌کند: أصبحت والموت أحب الي من الحياة والفقر أحب الي من الغني و المرض أحب الي من الصحة؛ ای پسر رسول اللّه، من به جایی رسیدم که دیگر مرض را بیشتر از صحت دوست دارم؛ فقر را بیشتر از غنا دوست دارم. حضرت به جابر فرمودند: «ان قدرت لي الحياة فهي أحب الي و حين يقدر الموت فالموت احب الي و ان قدر لي الفقر فالفقر احب الي و ان قدر لي الغني فهو احب الي و ان قدر لي المرض فو أحب الي و ان قدرت الصحة فهي أحب الي»؛ ولی ما اهل بیت این طور نیستیم؛ ما هر چه را که خدا دوست دارد، آن را دوست داریم؛ اگر به ما فقر بدهد، فقر را دوست داریم و اگر هم غنا بدهد، آن را دوست می‌‌داریم».[۳۰] به قول باباطاهر: یکی درد و یکی درمان پسندد. یکی وصل و یکی هجران پسندد. من از درمان و درد و وصل و هجران. پسندم آن چه را جانان پسندد. اهل تسلیم این گونه در برابر حوادث روزگار تسلیم محض است؛ بنابراین یکی از مصادیق تسلیم در برابر خداوند، همان رضایت در برابر قضا و قدر الهی. حضرت اباعبداللّه الحسین(ع) با آن همه ناراحتی و حوادث تلخ، وقتی زبان به سخن می‌‌گشاید، و در مقام رضا و تسلیم به قضا و قدر الهی عرضه می‌‌دارد: «إلهِى رضاً بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ»؛ الهی به قضای تو راضی و در برابر امرک تسلیم هستم جز تو مرا معبوی نیست ای فریاد رس فریادرسان!»[۳۱].[۳۲]

آثار تسلیم در برابر خدا

هر چند که در بحث اهمیت و ارزش تسلیم در برابر خدا به گوشه ای از آثار آن پرداخته شده است؛ اما در این جا برای بهتر روشن شدن ارزش و اهمیت تسلیم در برابر خدا، دیگر آثار تسلیم بیان می‌‌شود تا این گونه گرایش انسان به تسلیم ارادی و آزاد در قالب اطاعت مطیعانه دانسته و معلوم شود. برخی از مهم‌ترین آثار تسلیم در برابر خدا عبارتند از:

  1. آرامش و امنیت: کسی که در برابر خدا فرمانبردار و تسلیم است، به آرامش مطلقی دست می‌‌یابد که نه از گذشته اندوهگین می‌‌شود و نه نسبت به آینده در بیم و هراس است.[۳۳] شکی نیست که کسب چنین آرامشی یکی از دو عنصر و مولفه سعادت است که آسایش عنصر دوم آن را تشکیل می‌‌دهد.
  2. اجر و پاداش خاص الهی: اهل تسلیم از اجر و پاداش خاص الهی در دنیا و آخرت بهره مند می‌‌شوند. این پاداش افزون بر رحمت رحمانی است که بر همگان جاری و ساری است، بلکه از مصادیق رحمت رحیمی و خاص است که تنها اهل تسلیم از آن بهره مند می‌‌شوند، از همین روست که خدا به صراحت از «اجر» برای این افراد سخن به میان می‌‌آورد تا نشان دهد که این پاداش برای اهل تسلیم، پاداشی خاص است.[۳۴] البته خدا در آیات دیگر از اجر عظیم برای اهل تسلیم نیز سخن به میان آورده است.[۳۵]
  3. صالحان: کسی که اهل تسلیم است، امید که به مقام صالحان دست یابد[۳۶] و از آثار و برکات آن بهره مند شود که از جمله آنها وراثت در زمین[۳۷] و بهشت الهی در آخرت است.
  4. بشارت الهی: خدا در قرآن به اهل تسلیم و اسلام بشارت داده تا از نعمت‌های خاص الهی در دنیا و به ویژه آخرت بهره مند شوند.[۳۸] از نظر علامه طباطبایی، «مسلمین» کسانی‌اند که تسلیم حکم خداوندند و اعتراض و چون و چرایی ندارند.[۳۹]
  5. رحمت خاص الهی: همان طوری که گفته شد رحمت الهی به دو شکل عام و خاص مطرح است، ولی مؤمنان اهل تسلیم از رحمت خاص الهی نیز بهره مند می‌‌شوند که دیگران فاقد بهره‌مندی از آن هستند.[۴۰]
  6. بهره مند از حسنات الهی: همچنین اهل تسلیم از حسنات خاص الهی در دنیا و آخرت بهره مند می‌‌شوند که دیگران بهره مند نخواهند شد.[۴۱]
  7. مغفرت: مغفرت الهی که به معنای پوشش و بخشش است برای کسانی از جمله اهل اسلام و تسلیم ثابت است و خدا در قرآن به این اثر تسلیم اشاره دارد.[۴۲] به ویژه که آنان همه جانبه در برابر خدا و احکامش تسلیم هستند[۴۳]؛ چون مقصود از موصول «ما یوعظون» اوامر الهی است.[۴۴]
  8. هدایت خاص پاداشی: همه موجودات از جمله انسان از هدایت عام تکوینی و فطری بهره مند هستند[۴۵] اما از نظر قرآن، اهل تسلیم از هدایت خاص پاداشی بهره مند می‌‌شوند و خدا در قالب تشریعی و وحی و الهام آنان را به راه راست هدایت و رهنمون می‌‌سازد.[۴۶]
  9. تثبیت ایمان با هدایت خاص قرآنی: اهل تسلیم همچنین با هدایت خاص از جمله هدایت قرآنی به تثیبت می‌‌رسند و ثبات وجودی در راه حق می‌‌یابند.[۴۷]
  10. توفیق الهی: اهل تسلیم و اسلام به سبب همین فرمانبرداری محض و سرسپردگی به خدا، به توفیق الهی از آزمون‌ها و ابتلائات الهی سر بلند بیرون می‌‌آیند و از مواهب و پاداش‌های خاص بهره مند می‌‌شوند.[۴۸]
  11. رهای از خوف: از دیگر آثار و برکات تسلیم آن است که انسان را از خوف و ترس رهایی می‌‌بخشد و به آرامش و امنیت می‌‌رساند.[۴۹]
  12. بهره‌مندی از خیر: از نظر قرآن تسلیم در برابر خدا و پیامبر(ص) به معنای بهره‌مندی از خیر است که مصداق اتم و اکمل آن بهشت و رضایت الهی است.[۵۰].[۵۱]

اسلام و تسلیم

اسلام از واژه سلم به معنای صلح و سلام و تسلیم گرفته شده است. البته واژه تسلیم به معنای سلام کردن و اعطای چیزی به دیگران نیز آمده است. در اسلام تسلیم خدا بودن به معنای اطاعت و انقیاد همراه با ایمان و کشش باطنی و میل قلبی، به عنوان یک اصل و وظیفه ضروری برعهده همگان نهاده شده است.[۵۲] و به مؤمنان سفارش اکید شده تا لحظه مرگ تسلیم خدا و فرمان‌های وی باشند و از آن، کوچک‌ترین تخطی و تجاوزی نکنند. [۵۳] این تسلیم بودن نیز باید همراه با کارهای شایسته باشد و از مقام قلب و باطن، در اعمال و رفتار انسانی خود را نشان دهد تا آنچه که به شکل ایمان قلبی است به صورت عمل در انسان و جامعه بروز کند. این‌گونه‌ست که اسلام می‌تواند به عنوان ایمان قلبی و آیین زندگی ارتباط دوسویه‌ای نخست میان انسان و خدا و سپس میان انسان و انسان و یا انسان و طبیعت پدید آورد.[۵۴]

از آنجا که در تحلیل قرآنی اسلام و تسلیم در حوزه‌های مختلف خود را نشان می‌دهد و بیانگر ایمان درون و آیین عمل است، بر ایمان صرف مقدم و برتری دارد.[۵۵] تسلیم در آیات قرآن به گونه‌ای بیان می‌شود که شامل دو دسته تسلیم تشریعی و تکوینی می‌گردد. تسلیم تکوینی همه موجودات در برابر خدا، امری ثابت است. به این معنا که همه موجودات چه آنهایی که در مقام مختار می‌توانند از تسلیم سر باز زنند و چه آنانی که از این امکان برخوردار نمی‌باشند، در عمل تسلیم تکوینی خداوند هستند. خداوند در آیه ۸۳ آل عمران این تسلیم را به اختیار و یا اجبار نسبت می‌دهد به گونه‌ای که کسی از دایره تسلیم بیرون نخواهد بود. این تسلیم، اختصاصی به آخرت ندارد، بلکه حتی در این دنیا نیز آنان تسلیم هستند و در آخرت این تسلیم به صورت اعلان رسمی حتی از سوی مشرکانی که به ظاهر از تسلیم در دنیا سرباز زده‌اند، نمودار می‌شود.[۵۶] و ستمگران در برابر خداوند اظهار تسلیم می‌کنند.[۵۷] قرآن از همگان می‌خواهد تا به اختیار خویش تسلیم حق باشند و فرمان‌های وی را که به شکل تشریع و قانون فرو فرستاده شده پیرو کنند.[۵۸].[۵۹]

چرایی تسلیم

قرآن به مسئله چرایی تسلیم به اشکال مختلف اشاره می‌کند. در تحلیل قرآنی، از آنجا که خداوند آفریدگار و پروردگار و مالک انسان است، از حق ولایت برخوردار می‌باشد و انسان به این دلیل می‌بایست از فرمان‌های او پیروی کند. در این تحلیل خالقیت این ولایت را به خدا می‌بخشد تا حاکم بر جان و مال و امور دیگر انسان باشد و پروردگاری و ربوبیت خدا نیز به او این امکان را می‌بخشد تا برای تعالی و تکامل انسان به او فرمان دهد و از وی بخواهد به قوانین و فرمان‌هایش عمل کند. به عبارت دیگر انسان برای آنکه از هدایت تکاملی خداوند بهره‌مند شود می‌بایست در برابر خداوند تسلیم شود؛ زیرا فرمان‌های او که بر پایه حکمت است موجب می‌شود تا انسان بتواند خود را به کمال شایسته خویش برساند. این‌گونه است که تسلیم در برابر خداوند به معنای دستیابی به هدایت کمالی مورد تاکید قرار می‌گیرد و در تحلیل چرایی تسلیم بودن انسان، افزون بر مالکیت خداوند بر جان و هستی وی، به مسئله مهم دستیابی او به کمال اشاره می‌شود. از این رو در آیه ۱۳۶ و ۱۳۷ سوره بقره از تسلیم برای بهره‌مندی از هدایت یاد شده و در آیه ۲۰ سوره آل عمران به روشنی توضیح داده می‌شود که اسلام آورید و تسلیم حق گردید تا هدایت شوید.

این هدایت همان هدایت به کمال و کمالیات است که انسان همواره در جست‌وجوی آن است و دمی از رسیدن به آن و رهایی از نقص از پا نمی‌نشیند. از ویژگی‌های تسلیم در برابر خداوند برای دستیابی به هدایت کمالی آن است که در این صورت انسان به کوتاه‌ترین و آسان‌ترین راه دستیابی به کمال می‌رسد.[۶۰] این راه کوتاه همان است که از آن به هدایت قرآن یاد می‌شود.[۶۱] در آیات دیگر قرآن در هنگام تبیین و تحلیل چرایی تسلیم در برابر خدا و فرمان‌های او به مسئله بصیرت‌ و دستیابی انسان به آن اشاره می‌شود.[۶۲] به نظر می‌رسد که تسلیم که فرمانبرداری محض است با بصیرت و آگاهی در تضاد باشد ولی آیات قرآن تبیین می‌کند که چگونه تسلیم در برابر خداوند و فرمان‌های او برخلاف تصور می‌تواند انسان را به بصیرت و آگاهی ویژه‌ای برساند که هرگز از راه‌های دیگر امکان‌پذیر نخواهد بود.[۶۳]

آثار تسلیم

رسیدن به آرامش

قرآن در بیان چرایی تسلیم و تبیین فلسفه آن، به آثاری اشاره می‌کند که تسلیم در برابر حق و خداوند و فرمان‌های او برای انسان به دنبال خواهد داشت. از جمله آثاری که قرآن برای تسلیم در برابر خدا برمی‌شمارد، آرامش است. انسان به طور طبیعی هنگامی که با خدایی روبه‌رو می‌شود که مالک و مقتدر و آفریدگار و جان‌ستان اوست و او را با هر خطایی مواخذه و عقاب می‌کند به هراس می‌افتد و درباره آینده‌اش هراسناک خواهد شد. این گونه است که تسلیم در برابر خداوند و عمل به فرمان‌هایش او را به آرامشی می‌رساند که در آن ایمنی از مواخذه و عقاب است. وقتی انسان را در برابر چنین موجودی تسلیم کند، از آنچه از دست داده محزون نمی‌شود و به آنچه در آینده با آن روبه‌رو خواهد شد، هراسناک نمی‌شود. این‌گونه است که به آرامشی خاص دست می‌یابد که از هیچ راه دیگری نمی‌توان به آن دست یافت. بنابراین می‌توان گفت مهم‌ترین اثر تسلیم در برابر خداوند و فرمان‌هایش، آرامش است که در آیه ۱۱۲ سوره بقره به آن اشاره شده است.[۶۴]

ورود به جرگه نیکوکاران

قرآن اهل تسلیم را اهل نیکوکاری می‌شمارد؛ زیرا به همه آموزه‌های دستوری خداوند عمل می‌کند و فرمان‌بر حق است و چون حق جز به زیبایی و نیکی سفارش نمی‌کند، اهل تسلیم، از صالحان و نیکوکاران خواهد بود. از این رو تسلیم در برابر خداوند به معنای تسلیم در برابر نیکوکاری‌هاست. در آیه ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره بقره افزون بر بیان اثر تسلیم در برابر خدا به چرایی آن نیز اشاره می‌‌شود. به این معنا که هر کس که در برابر حق تسلیم می‌باشد در حقیقت در برابر نیکی و نیکوکاری و امور شایسته تسلیم است و این خود می‌توند مهمترین عامل برای چرایی تسلیم در برابر خداوند و فرمان‌های او باشد. افزون بر اینکه از این راه شخص به مقام نیکوکاران و صالحان دست می‌یابد که مقام ارزشمند و بزرگی است.[۶۵].[۶۶]

بهره‌مندی از رحمت و نعمت و رهایی از ترس

از دیگر آثاری که قرآن برای تسلیم در برابر خداوند و فرمان‌های او یاد می‌کند، بهره‌مندی از رحمت الهی[۶۷] و بهره‌مندی از نعمت‌های خاص خداوند در دنیا و رحمت ویژه[۶۸] رهایی از ترس از مواخذه و عقاب در آخرت و ترس‌های دنیوی از دشمنان و مخالفان[۶۹] و موفقیت و پیروزی در آزمون‌ها و امتحانات[۷۰] و بهره‌مندی از مقام توکل است.[۷۱] این‌گونه است که قرآن افزون بر تحلیل و تبیین چرایی تسلیم، به آثار مهم و بسیاری اشاره می‌کند تا شخص را برخلاف گرایش و میل باطنی و طبیعی‌اش به تسلیم بودن و انقیاد در برابر خداوند و فرمان‌هایش وادارد.[۷۲]

بسترسازی برای انقیاد در برابر خدا

قرآن با بیان چرایی و فلسفه تسلیم و انقیاد و نیز آثار آن می‌کوشد تا بستری برای پذیرش امری که به ظاهر مخالف طبع و طبیعت و فطرت است فراهم آورد. با توجه به شیوه‌های آموزشی و ترغیبی قرآن می‌توان گفت که خداوند برای پذیرش هر امر دشواری تنها به فرمان‌های محض و تعبدی بسنده نکرده است. حتی در مواردی که به نظر می‌رسد که حکم او تعبدی است و چرایی بردار نیست، با اشاره به حکمت‌ها و بسترسازی مناسب می‌کوشد تا زمینه پذیرش احکام تعبدی نیز فراهم آید. به این معنا که با بیان اصل فلسفه احکام تعبدی خود که برخاسته از حکمت و رهایی انسان و دست‌یابی به کمال و مانند آن است می‌کوشد تا انسان خود در برابر احکام تعبدی تسلیم شود و چون و چرا نکند. به سخن دیگر به وی یادآور می‌شود که برخی از احکام به جهاتی به گونه‌ای است که در حال حاضر امکان آن نیست تا علت و فلسفه و حکمت آن بیان شود و شرایط فهم و درک آن فراهم نیست ولی با عمل به آن می‌توان به علت و حکمت و فلسفه آن دست یافت؛ زیرا بصیرت و آگاهی خاص به دست می‌آید که خود نشان می‌دهد که چه حکمت و فلسفه‌ای برای آن حکم تعبدی وجود داشته است.

خداوند با اشاره به عزت و حکمت خود می‌کوشد تا زمینه تسلیم در برابر خود و فرمان‌هایش را فراهم آورد. از این رو در آیات ۲۰۸ و ۲۰۹ سوره بقره بر عزیز و حکیم بودن خود تاکید می‌ورزد تا پیروی و انقیاد از خود و فرمان‌هایش برای مردم آسان شود. به هر حال انسان، با ایمان به خدا و شناخت درست از هستی و جایگاه خود و خدا به سادگی در برابر خدا و فرمان‌هایش تسلیم می‌شود و این مسأله‌ای است که در آیاتی چون آیه ۸۱ سوره نحل و ۲۸۵ بقره به آن اشاره شده است. توجه انسان به بازگشت همه امور به خدا[۷۳] توجه به نعمت‌های او[۷۴] عقیده به توحید محض[۷۵] و ربوبیت و پروردگاری خدا[۷۶] و داشتن تقوای الهی[۷۷] بستری مناسب برای تسلیم در برابر خدا و فرمان‌های اوست. قرآن شیطان و پیروی از گام‌هایش[۷۸] و لجاجت و عناد با حق و حقیقت را دو عامل اصلی مخالفت از تسلیم در برابر خدا و حق برمی‌شمارد و به مردم هشدار می‌دهد که در دام شیطان و لجاجت نیفتند؛ زیرا این دو موجب می‌شود تا از حق و حقیقت دور شده و از نیکی و نیکوکاری به زشتی و زشتکاری و در نهایت از کمال به تباهی و نقص افتند.

بی‌گمان مهمترین نشانه‌ای که می‌توان برای اهل تسلیم برشمرد، اخلاص در مقام قلب و عمل است.[۷۹] که به شکل عمل به آموزه‌های عبادی چون نماز[۸۰] و تقوا پیشگی‌ و دوری از شرک و نشانه‌های آن[۸۱] خود را نشان می‌دهد. تسلیم بودن چنانکه بیان شد به معنای عدم پرسشگری و چون و چرا کردن نیست بلکه اهل تسلیم کسی است که پس از شناخت کامل از خود و هستی و خدا در برابر او و فرمان‌هایش تسلیم می‌شود. این تسلیم از روی ترس و یا طمع نیست بلکه از روی شناخت و آگاهی و ایمان است. از این روست که اسلام به معنای تسلیم عالمانه و خردمندانه و از روی شناخت و ایمان است نه تسلیم برخاسته از ترس و قدرت و یا تقلید کورکورانه. این گونه است که اسلام با هر گونه تسلیم بدون بررسی و تحقیق در اصول دین و شناخت از خود و هستی و خدا مخالفت می‌کند و از تقلید و تسلیم کورکورانه باز می‌دارد.[۸۲]

منابع

پانویس

  1. حشر، آیه ۲۳
  2. انعام، آیه ۲۷
  3. طه، آیه ۴۷
  4. مریم، آیه ۳۳
  5. هود، آیه ۶۹؛ فرقان، آیه ۶۳
  6. احزاب، آیه ۵۶
  7. انفال، آیه ۴۳
  8. نساء، آیه ۶۵؛ احزاب، آیه ۲۲
  9. آل عمران، آیه ۱۰۲؛ نساء، آیه ۱۲۵؛ یونس، آیه ۸۴
  10. آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۴ و ۸۵؛ بقره، آیه ۱۳۶
  11. آل عمران، آیه ۸۳
  12. المیزان، ج‌۳، ص‌۳۳۶
  13. بقره، آیات ۲۰۸ تا ۲۱۰ و ۲۵۶؛ حاقه، آیات ۳۰ تا ۳۲؛
  14. بقره، آیات ۱۳۰ و ۱۳۲؛ مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۳۹۸‌-‌۳۹۹
  15. بقره، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸؛ یوسف، آیه ۹۹؛ اعراف، آیه ۱۲۶
  16. منصوری، خلیل، نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن.
  17. انعام، آیات ۱۶۲و ۱۶۳
  18. اهل‌بیت
  19. اهل‌بیت
  20. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص۱۵۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۵، ص۲۱، ح۲۴، باب بدء خلقهم.
  21. انعام، آیات ۷۱ و ۷۲
  22. مائده، آیه ۱۱۱
  23. بقره، آیه ۱۳۶؛ آل عمران، آیه ۸۴
  24. انعام، آیات ۷۱ و ۷۲
  25. بقره، آیه ۱۳۳؛ انعام، آیات ۱۶۱ و ۱۶۳؛ نحل، آیه ۱۲۰
  26. یوسف، آیه ۱۰۶؛ روایات تفسیری ذیل آیه
  27. آل عمران، آیه ۱۰۲
  28. نساء، آیات ۶۵ و ۶۶
  29. انعام، آیات ۱۶۲ و ۱۶۳
  30. خواجه نصیر الدین طوسی، اخلاق محتشمی، باب ۱۱، ص۱۱۲، ح ۲۳
  31. مقتل مقرم، ص۳۵۷
  32. منصوری، خلیل، نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن.
  33. بقره، آیه ۱۱۲
  34. بقره، آیه ۱۱۲
  35. نساء، آیات ۶۶ و ۶۷؛ احزاب، آیه ۳۵
  36. بقره، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ یوسف، آیه ۱۰۱
  37. انبیاء، آیه ۱۰۵
  38. نحل، آیات ۸۹ و ۱۰۲
  39. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۴۷
  40. نحل، آیه ۸۹
  41. نحل، آیات ۱۰۲ و ۱۲۲
  42. احزاب، آیه ۳۵
  43. نساء، آیات ۶۶ و ۶۷
  44. مجمع‌البیان، ج‌۳‌-‌۴، ص‌۱۰۹
  45. طه، آیه ۵۰۹
  46. نحل، آیات ۱۲۰ و ۱۲۱؛ بقره، آیه ۱۳۶ و ۱۳۷؛ آل عمران، آیه ۲۰؛ نساء، آیات ۶۶ و ۶۸
  47. نحل، آیه ۱۰۲
  48. صافات، آیات ۱۰۱ تا ۱۰۶
  49. یونس، آیات ۸۳ و ۸۴
  50. نساء، آیه ۶۶؛ اعلی، آیه ۱۷
  51. منصوری، خلیل، نشانه‌های اهل تسلیم از نظر قرآن.
  52. بقره آیه ۱۳۶ و آل‌عمران آیه ۸۴
  53. آل عمران آیه ۱۰۲
  54. نساء آیه ۱۲۵
  55. یونس آیه ۸۴
  56. نحل آیه ۸۶ و ۸۷
  57. صافات آیات ۲۲ تا ۲۶
  58. بقره آیه ۱۳۶ و آل عمران آیه ۸۴
  59. منصوری، خلیل، تسلیم خدا بودن و آثار آن.
  60. نساء آیات ۶۶ و ۶۸ و نیز نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۱
  61. نحل آیه ۱۰۲
  62. نساء آیه ۶۶
  63. منصوری، خلیل، تسلیم خدا بودن و آثار آن.
  64. منصوری، خلیل، تسلیم خدا بودن و آثار آن.
  65. یوسف آیه ۱۰۱ و نیز نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۲
  66. منصوری، خلیل، تسلیم خدا بودن و آثار آن.
  67. نحل آیه ۸۹
  68. نحل آیات ۱۲۰ و ۱۲۲
  69. یونس آیات ۸۳ و ۸۴
  70. صافات آیات ۱۰۳ و ۱۰۶
  71. یونس آیه ۸۴
  72. منصوری، خلیل، تسلیم خدا بودن و آثار آن.
  73. بقره آیات ۲۰۸ تا ۲۱۰
  74. نحل آیه ۸۱
  75. حج آیه ۳۴
  76. بقره آیه ۱۳۱ و انعام آیه ۷۱
  77. آل عمران آیه ۱۰۲
  78. بقره آیه ۲۰۸ و انعام آیه ۷۱
  79. انعام آیه ۱۶۲ و ۱۶۳
  80. انعام آیه ۷۱ و ۷۲
  81. بقره آیه ۱۳۳ و نحل آیه ۱۲۰
  82. منصوری، خلیل، تسلیم خدا بودن و آثار آن.