بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = حضرت لوط | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قوم لوط در علوم قرآنی]]| پرسش مرتبط = }} | |||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
قوم لوط {{ع}} که در [[قرآن کریم]] {{متن قرآن|وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ}}<ref>«و عاد و فرعون و قوم لوط نیز» سوره ق، آیه ۱۳.</ref> {{متن قرآن|إِخْوَانُ لُوطٍ}} نیز نامیده شدهاند، در شهری به نام "[[سدوم]]" در [[سرزمین]] [[فلسطین]] و میان [[مدینه]] و [[شام]] میزیستند ولی در [[روایات]] و کلمات مورخان، از شهرهای دیگری نیز نام برده شده که متعلق به این [[قوم]] بوده است. | |||
این قوم از بدترین و منفورترین اقوامی است که [[خداوند]] در [[قرآن]] از آن نام برده است. این قوم علاوه بر آنکه به پیامبرشان [[ایمان]] نیاوردند، [[اعمال]] [[پلید]] و [[زشت]] بسیاری مانند عمل لواط نیز مرتکب شدند که بنا بر روایات، پیش از آن چنین عملی در [[دنیا]] سابقه نداشت و نخستین کسی که این عمل را به آنها یاد داد، [[شیطان]] بود. راهزنی و [[غارت]] مسافران و روا داشتن انواع آزارها در [[حق]] آنها، از کارهای خلاف قوم لوط {{ع}} بود. | این قوم از بدترین و منفورترین اقوامی است که [[خداوند]] در [[قرآن]] از آن نام برده است. این قوم علاوه بر آنکه به پیامبرشان [[ایمان]] نیاوردند، [[اعمال]] [[پلید]] و [[زشت]] بسیاری مانند عمل لواط نیز مرتکب شدند که بنا بر روایات، پیش از آن چنین عملی در [[دنیا]] سابقه نداشت و نخستین کسی که این عمل را به آنها یاد داد، [[شیطان]] بود. راهزنی و [[غارت]] مسافران و روا داشتن انواع آزارها در [[حق]] آنها، از کارهای خلاف قوم لوط {{ع}} بود. | ||
| خط ۹: | خط ۸: | ||
سرانجام [[فرشتگان الهی]] از طرف خداوند [[مأمور]] شدند بر آن قوم [[شکنجه]] و [[عذاب]] وارد آورند. این [[فرشتگان]] نخست به حضور [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} آمده و او را به [[تولد]] [[اسحاق]] {{ع}} [[بشارت]] داده، و به وی اطلاع دادند که [[خاندان]] لوط {{ع}} جز همسرش [[نجات]] خواهند یافت و مابقی نابود خواهند شد. فرشتگان از آنجا به [[شهر]] لوط {{ع}} رفتند و به رسم میهمانی به [[خانه]] [[حضرت لوط]] {{ع}} وارد شدند و خود را به او معرفی کردند و گفتند شبانه خود با خاندانت باید از این شهر بیرون شوید و به پشت سر ننگرید. [[تبهکاران]] شبانه دور خانه حضرت لوط {{ع}} را گرفتند و از او خواستند [[جوانان]] تازه وارد را [[تسلیم]] آنها کند. سرانجام حضرت لوط {{ع}} و خاندانش شهر را ترک کردند. پس از آن بود که شهر به امر حق واژگون شد و سنگهای سجّیل نشانهدار از [[آسمان]] فروریخت و آن قوم [[ستمکار]] را از بین برد<ref>خزائلی، محمد، اعلام القرآن، صفحه ۵۴۲؛ هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، صفحه ۷۷۱؛ رسولی، هاشم، قصص قرآن، جلد۱، صفحه ۲۰۱؛ قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، جلد۶، صفحه ۲۱۶؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، جلد۹، صفحه ۱۹۱.</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ج۱، ص ۳۸۸۰.</ref> | سرانجام [[فرشتگان الهی]] از طرف خداوند [[مأمور]] شدند بر آن قوم [[شکنجه]] و [[عذاب]] وارد آورند. این [[فرشتگان]] نخست به حضور [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} آمده و او را به [[تولد]] [[اسحاق]] {{ع}} [[بشارت]] داده، و به وی اطلاع دادند که [[خاندان]] لوط {{ع}} جز همسرش [[نجات]] خواهند یافت و مابقی نابود خواهند شد. فرشتگان از آنجا به [[شهر]] لوط {{ع}} رفتند و به رسم میهمانی به [[خانه]] [[حضرت لوط]] {{ع}} وارد شدند و خود را به او معرفی کردند و گفتند شبانه خود با خاندانت باید از این شهر بیرون شوید و به پشت سر ننگرید. [[تبهکاران]] شبانه دور خانه حضرت لوط {{ع}} را گرفتند و از او خواستند [[جوانان]] تازه وارد را [[تسلیم]] آنها کند. سرانجام حضرت لوط {{ع}} و خاندانش شهر را ترک کردند. پس از آن بود که شهر به امر حق واژگون شد و سنگهای سجّیل نشانهدار از [[آسمان]] فروریخت و آن قوم [[ستمکار]] را از بین برد<ref>خزائلی، محمد، اعلام القرآن، صفحه ۵۴۲؛ هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، صفحه ۷۷۱؛ رسولی، هاشم، قصص قرآن، جلد۱، صفحه ۲۰۱؛ قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، جلد۶، صفحه ۲۱۶؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، جلد۹، صفحه ۱۹۱.</ref>.<ref>[[فرهنگنامه علوم قرآنی (کتاب)|فرهنگ نامه علوم قرآنی]]، ج۱، ص ۳۸۸۰.</ref> | ||
==بزرگترین | ==بزرگترین انحراف اخلاقی قوم لوط== | ||
[[قرآن]] داستان این [[پیامبر بزرگ الهی]] و قومش را با این سخن آغاز میکند: «قوم لوط فرستادگان [[خدا]] را [[تکذیب]] کردند». | [[قرآن]] داستان این [[پیامبر بزرگ الهی]] و قومش را با این سخن آغاز میکند: «قوم لوط فرستادگان [[خدا]] را [[تکذیب]] کردند». | ||
اینکه قرآن میگوید «فرستادگان» به صورت جمع، یا به خاطر [[وحدت]] [[دعوت انبیا]] است که تکذیب یکی از آنها تکذیب همه آنها محسوب میشود، و یا اینکه واقعاً [[قوم]] او به هیچیک از [[پیامبران پیشین]] نیز [[ایمان]] نداشتند. | اینکه قرآن میگوید «فرستادگان» به صورت جمع، یا به خاطر [[وحدت]] [[دعوت انبیا]] است که تکذیب یکی از آنها تکذیب همه آنها محسوب میشود، و یا اینکه واقعاً [[قوم]] او به هیچیک از [[پیامبران پیشین]] نیز [[ایمان]] نداشتند. | ||
| خط ۵۰: | خط ۴۹: | ||
ابراهیم پرسید: پس از این بشارت چه مأموریتی دارید و برای چه کار آمدهاید؟ گفتند: ما مأمور عذاب قوم لوط هستیم که مردمانی [[فاسق]] و [[تبهکار]] هستند و آمدهایم تا سنگهای عذاب را بر ایشان فرو ریزیم و آن سنگهای نشان داری است که نزد پروردگارت برای اسرافگران آماده و مهیا گردیده است. | ابراهیم پرسید: پس از این بشارت چه مأموریتی دارید و برای چه کار آمدهاید؟ گفتند: ما مأمور عذاب قوم لوط هستیم که مردمانی [[فاسق]] و [[تبهکار]] هستند و آمدهایم تا سنگهای عذاب را بر ایشان فرو ریزیم و آن سنگهای نشان داری است که نزد پروردگارت برای اسرافگران آماده و مهیا گردیده است. | ||
در این جا دل ابراهیم به حال آن [[مردم]] تیره [[بخت]] سوخت و از روی [[مهربانی]] به آنها گفت: [[لوط]] میان آنهاست؟ و با بودن لوط که [[پیغمبر]] خداست چگونه آنها را [[عذاب]] میکنید؟ و با این [[پرسش]] خواست بداند آیا راهی برای [[رهایی]] آنها از عذاب وجود دارد یا نه؟ | در این جا دل ابراهیم به حال آن [[مردم]] تیره [[بخت]] سوخت و از روی [[مهربانی]] به آنها گفت: [[لوط]] میان آنهاست؟ و با بودن لوط که [[پیغمبر]] خداست چگونه آنها را [[عذاب]] میکنید؟ و با این [[پرسش]] خواست بداند آیا راهی برای [[رهایی]] آنها از عذاب وجود دارد یا نه؟ | ||
در بعضی از [[احادیث]] آمده که از [[جبرئیل]] | در بعضی از [[احادیث]] آمده که از [[جبرئیل]] - که سِمت [[ریاست]] آنان را داشت - پرسید: اگر در [[شهر]] ایشان صد نفر مرد با [[ایمان]] باشد، شما آنان را نیز هلاک میکنید؟ | ||
جبرئیل گفت: نه. | جبرئیل گفت: نه. | ||
[[ابراهیم]] پرسید: اگر پنجاه نفر باشند چطور؟ جبرئیل پاسخ داد: نه. | [[ابراهیم]] پرسید: اگر پنجاه نفر باشند چطور؟ جبرئیل پاسخ داد: نه. | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۳: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:حضرت لوط]] | ||