خوش‌خلقی در معارف و سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
خط ۴۶: خط ۴۶:
آنگاه از پدر بزرگوارشان [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} نقل فرمودند: [[علما]] و دانشمندان [[امت]] من در ازای [[علمی]] که به دیگران می‌آموزند و به وسیله آن ایتام آل محمد و [[مردم]] را از [[نادانی]] و بی‌خبری [[نجات]] می‌دهند [[خداوند سبحان]] هزاران هزار [[پوشش]] و خلعت [[نورانی]] را بر اندامشان خواهد پوشانید... . سپس به آن [[زن]] پرسشگر فرمودند: «ای [[بنده خدا]]، بدون [[شک]] یک نخ از آن [[لباس]] نورانی بیش از هزار هزار برابر آنچه [[خورشید]] بر آن می‌تابد [[برتر]] و والاتر است...»<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ{{ع}}: حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ{{س}} فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‏ءٌ وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ{{س}} عَنْ ذَلِكَ فَثَنَّتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ ثَلَّثَتْ إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ! قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}}: هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِيَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بِحِمْلٍ ثَقِيلٍ وَ كِرَاهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ يَثْقُلُ عَلَيْهِ؟ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ{{س}}: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‏ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ سَمِعْتُ أَبِي{{صل}} يَقُولُ: إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ حَتَّى يُخْلَعُ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ أَلْفُ أَلْفِ حُلَّةٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامُ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ وَ تُضَعِّفُوهَا لَهُمْ فَيَتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ وَ كَذَلِكَ مَنْ يَلِيهِمْ مِمَّنْ خَلَعَ عَلَى مَنْ يَلِيهِمْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}}: يَا أَمَةَ اللَّهِ! إِنَّ سِلْكَةً مِنْ تِلْكَ الْخِلَعِ لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ وَ مَا فَضَلَ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ}} (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص٣۴٨؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۳).</ref>.
آنگاه از پدر بزرگوارشان [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} نقل فرمودند: [[علما]] و دانشمندان [[امت]] من در ازای [[علمی]] که به دیگران می‌آموزند و به وسیله آن ایتام آل محمد و [[مردم]] را از [[نادانی]] و بی‌خبری [[نجات]] می‌دهند [[خداوند سبحان]] هزاران هزار [[پوشش]] و خلعت [[نورانی]] را بر اندامشان خواهد پوشانید... . سپس به آن [[زن]] پرسشگر فرمودند: «ای [[بنده خدا]]، بدون [[شک]] یک نخ از آن [[لباس]] نورانی بیش از هزار هزار برابر آنچه [[خورشید]] بر آن می‌تابد [[برتر]] و والاتر است...»<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ{{ع}}: حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ{{س}} فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‏ءٌ وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ{{س}} عَنْ ذَلِكَ فَثَنَّتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ ثَلَّثَتْ إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ! قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}}: هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِيَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بِحِمْلٍ ثَقِيلٍ وَ كِرَاهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ يَثْقُلُ عَلَيْهِ؟ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ{{س}}: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‏ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ سَمِعْتُ أَبِي{{صل}} يَقُولُ: إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ حَتَّى يُخْلَعُ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ أَلْفُ أَلْفِ حُلَّةٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامُ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ وَ تُضَعِّفُوهَا لَهُمْ فَيَتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ وَ كَذَلِكَ مَنْ يَلِيهِمْ مِمَّنْ خَلَعَ عَلَى مَنْ يَلِيهِمْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ{{س}}: يَا أَمَةَ اللَّهِ! إِنَّ سِلْكَةً مِنْ تِلْكَ الْخِلَعِ لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ وَ مَا فَضَلَ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ}} (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص٣۴٨؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۳).</ref>.


حضرت با این روش و با [[خوش‌خلقی]] و [[رفتاری]] شایسته و همراه با [[محبت]] و [[عاطفه]]، [[پرسشگر]] را به [[پرسش]] بیشتر [[تشویق]] فرمودند. همه آنچه درباره خوش‌خلقی‌ها و خوش‌رفتاری‌های [[حضرت علی]] و [[فاطمه زهرا]]{{عم}} با همدیگر، [[فرزندان]]، [[خویشان]]، دیگر [[مسلمانان]] و حتی غیر مسلمانان بیان شد، به این [[هدف]] بود که روشن شود این دو [[بزرگوار]] نیز چون [[رسول گرامی اسلام]] و [[خدیجه کبری]]{{عم}} خلقی کریم و والا داشتند. بنابراین [[انتخاب]] هر یک از آن دو بزرگوار به همسری با توجه و دقت در این معیار بوده است که او خلقی‌ خوش ویژگی‌های [[نیک]] و پسندیده و رفتاری همراه با [[مهربانی]] داشته باشد<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۱۳۶.</ref>.
حضرت با این روش و با [[خوش‌خلقی]] و [[رفتاری]] شایسته و همراه با [[محبت]] و [[عاطفه]]، پرسشگر را به [[پرسش]] بیشتر [[تشویق]] فرمودند. همه آنچه درباره خوش‌خلقی‌ها و خوش‌رفتاری‌های [[حضرت علی]] و [[فاطمه زهرا]]{{عم}} با همدیگر، [[فرزندان]]، [[خویشان]]، دیگر [[مسلمانان]] و حتی غیر مسلمانان بیان شد، به این [[هدف]] بود که روشن شود این دو [[بزرگوار]] نیز چون [[رسول گرامی اسلام]] و [[خدیجه کبری]]{{عم}} خلقی کریم و والا داشتند. بنابراین [[انتخاب]] هر یک از آن دو بزرگوار به همسری با توجه و دقت در این معیار بوده است که او خلقی‌ خوش ویژگی‌های [[نیک]] و پسندیده و رفتاری همراه با [[مهربانی]] داشته باشد<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۱۳۶.</ref>.


== دیگر همسران امامان معصوم{{عم}} ==
== دیگر همسران امامان معصوم{{عم}} ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۴۹

مقدمه

نگاهی گذرا به زندگی پرافتخار رسول خدا و اهل‌بیت(ع) نشان‌دهنده اهمیت رعایت ملاک و معیار خوش‌خلقی در انتخاب همسر نزد ایشان است. به مواردی محدود در این زمینه اشاره می‌کنیم.

خدیجه کبری(س)، همسری شایسته برای رسول خدا(ص)

نخستین و باارزش‌ترین ازدواج با همسری خوش‌خلق و با فضایل و کمالات انسانی پیوند مقدس و مبارک پیامبر اسلام(ص) و خدیجه کبری(س) بوده است. عشق و دلدادگی خدیجه کبری به حضرت حتی پیش از ازدواج که بعدها رفته‌رفته بر حرارت آن افزوده شد، در کمالات انسانی و فضایل اخلاقی موجود در این بانو ریشه داشته است. هم‌سنخ بودن ایشان در این جنبه‌های معنوی با رسول خدا(ص) که به سبب آنها در آن عصر و در جزیرةالعرب، به خصوص شهر مکه زبانزد خاص و عام بود، موجب شد عشق ایشان در قلب پاک و بی‌آلایش خدیجه بنشیند. بدین ترتیب سنگ‌بنای خانواده‌ای بنیان نهاده شد که در طول عمر بشر بی‌مانند بوده است.

خوش‌خلقی، مهربانی و رفتار همراه با صفا و صمیمیت خدیجه کبری(س) با رسول خدا(ص) خانه به ظاهر کوچک و محقر ایشان را به آشیانه‌ای پرمهر و محبت تبدیل کرده بود. بانوی بزرگواری که روزگاری برای خود جایگاهی والا میان مردان و زنان و بزرگان قریش داشت و آوازه‌اش حتی از شبه جزیره عربستان نیز فراتر رفته بود حال باید فقر و نداری و سختی و مشقت تنهایی را به جان می‌خرید و خم به ابرو نمی‌آورد. در چنین فضایی سهمگین او خانه پربرکت رسول خدا را به کانون محبت و صفا و مهربانی تبدیل کرده بود و به وجود همسر گرامی‌اش، که از ظلم و جور مشرکان و منافقان خسته بود، جان تازه می‌بخشید.

این مسئله چندان برای رسول گرامی اسلام مهم بود که از دوران کوتاه زندگیشان با خدیجه کبری[۱]، همیشه خاطره‌های خوشی در ذهن مبارکشان تداعی می‌شد. سخنان شگفتی که رسول خدا(ص) و خدیجه کبری درباره یکدیگر به زبان آورده‌اند و از خود ایشان، اهل‌بیت(ع) و برخی از راویان حدیث نقل شده، بسیار مهم است. ما پیش از این، در جلد نخست و در مباحث پیشین در همین مجلد به آن اشاره‌هایی کردیم و به جهت اختصار دیگر به آن نمی‌پردازیم. تنها اشاره به این نکته اهمیت دارد که از وجود نازنین رسول خدا درباره همسر گرامیشان حضرت خدیجه کبری تعابیر بلند و پرمعنایی نقل شده است. یکی از زیباترین سخنان حضرت درباره او تعبیر عجیبی است که در پاسخ به همسر محترمشان جناب ام‌سلمه دارند. ام‌سلمه که حساسیت و تأثر شدید حضرت را درباره نبود حضرت خدیجه دریافته بود برای همدردی با ایشان عرض کرد: «ای رسول خدا هر زمان که ما از خدیجه یاد می‌کنیم شما متأثر می‌شوید حضرت فرمودند: "از خدیجه یاد کردی. کجا چون خدیجه‌ای پیدا خواهد شد؟..."»[۲].

و در سخنی دیگر در برخورد با واکنش تند و غضبناک عایشه درباره خدیجه کبری(س) این‌گونه او را مخاطب قرار دادند: «ای عایشه خداوند محبت به خدیجه را رزق و روزی من قرار داده است»[۳].

بیان سراسر عاشقانه خاتم انبیا درباره آن بانوی بزرگوار، نشان این مطلب است که رسول خدا در انتخاب خدیجه کبری(س) برای ازدواج به خلق‌وخوی استثنایی او توجهی ویژه داشته است وجود این ویژگی‌های برجسته اخلاقی در خدیجه کبری موجب شد تا حضرت، ایشان را هم‌سنخ خویش یابند و با وجود خواستگاران فراوان از زنان و دختران قریش، او نخستین انتخاب حضرت برای ازدواج باشد[۴].

امیرمؤمنان، همسری خوش‌اخلاق برای فاطمه زهرا(س)

امیرمؤمنان(ع) به حق وصی و جانشین رسول خدا(ص) بوده است. از جمله اموری که ایشان از رسول خدا بهره برده‌اند خلق‌وخوی کریمانه و برخورد همراه با مهر و عطوفت با دیگران بود. این واقعیت را با مطالعه زندگی و آشنایی با منش و رفتار ایشان می‌توان به دست آورد.

تعابیر بلندی که از زبان مبارک رسول گرامی اسلام درباره آن بزرگوار به ما رسیده و تعابیری که آن بزرگوار از قول خداوند و جبرئیل امین درباره امیرمؤمنان(ع) بیان فرموده‌اند گویای این حقیقت است.

رسول خدا(ص) در مناسبت‌های گوناگون امیرمؤمنان(ع) را بهترین خلق خدا دانسته‌اند[۵]. در برخی روایت‌ها آمده است که رسول خدا(ص) ایشان را با تعابیری مانند «أَقْدَمَهُمْ سِلْماً»، «أَعْظَمَهُمْ حِلْماً» و «أَكْثَرَهُمْ عِلْماً» توصیف فرمودند. همچنین برخی از ویژگی‌ها و شرافت‌هایی را که تنها در ایشان بوده است، یادآور شده‌اند[۶].

سیره امیرمؤمنان(ع) خود بهترین گواه بر خوش‌خلقی و رفتار کریمانه با اعضای خانواده، خویشان، دیگر مسلمانان و حتی غیر مسلمانان است. به اجمال نمونه‌هایی را برمی‌شماریم: آورده‌اند که حضرت امیرمؤمنان(ع) در زمان خلافت با کافری ذمی همسفر شد. مقصد حضرت کوفه و مقصد آن شخص جایی دیگر بود امام بر سر دوراهی از مسیر خود منصرف شدند و هم‌سفر خویش را همراهی کردند. وقتی آن کافر علت را از حضرت جویا شدند، حضرت فرمودند: «کمال همسفر بودن آن است که حق همسفر هنگام جدایی، با همراهی کردن وی مراعات شود. رسول خدا(ص) به ما چنین سفارش فرمودند».

همسفر کافر با شنیدن این سخن نخست از رسول خدا(ص) تجلیل کرد و سپس به همراه امیرمؤمنان به سوی کوفه بازگشت وقتی حضرت را شناخت و با موقعیت و جایگاه شخصیتی که برخوردی چنین کریمانه با او داشت آشنا شد، به دین مبین اسلام مشرف شد[۷].

همچنین از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است: امیرمؤمنان(ع) با اصحاب از خانه خارج شدند. حضرت در آن حال بر مرکبی سوار بودند و گروهی نیز در پی ایشان پیاده راه می‌پیمودند. وقتی حضرت متوجه آنها شدند به ایشان فرمودند: «آیا شما با من کاری دارید؟ عرض کردند خیر اما ما دوست داریم شما را همراهی کنیم». حضرت فرمودند: «برگردید؛ چراکه به راه افتادن عده‌ای چون شما در پی سواره‌ای، آثار بدی برای سواره در پی خواهد داشت و موجب ذلت و خواری پیاده‌ها خواهد بود».

باری دیگر حضرت علی(ع) سوار بر مرکب شدند و گروهی نیز در پی ایشان، پیاده ایشان را همراهی می‌کردند. حضرت خطاب به آنان فرمودند: «برگردید؛ چراکه صدای پای افراد از پشت سر موجب فساد و تباهی دل‌های عاجز و ناتوان خواهد شد»[۸].

حضرت با یتیمان نیز چنان برخورد پرمهر و محبتی داشت که آنان نزد حضرت هرگز احساس دلتنگی و غربت نمی‌کردند. مرحوم مجلسی در بحارالأنوار از زبان شخصی به نام ابوالطفیل چنین می‌گوید: «امیرمؤمنان علی(ع) را دیدم که یتیمان را جمع کرده بود و چنان به آنان عسل می‌خورانید که برخی اصحاب آرزو می‌کردند که کاش ما نیز چون این کودکان یتیم بودیم»[۹].

ماجراهای بسیاری درباره خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری حضرت امیرالمؤمنین(ع) با دیگران، از جمله کودکان، یتیمان، فقرا و بینوایان کفار و اسیران روایت شده است؛ رخدادهایی چون: تسلیم شدن در برابر حکم ناحق قاضی شریح علیه خویش و به سود یک شخص یهودی (قاضی شریح را حضرت خود نصب کرده بودند)[۱۰]؛ کمک به مادر فقیر و بی‌سرپرستی که حضرت را مقصر اوضاع نابسامان خویش می‌دانست و به ایشان ناسزا می‌گفت[۱۱]؛ حمایت از زن جوانی که تحت ستم و آزار همسر ظالمش بود[۱۲]؛ احترام و اکرام میهمان و شستن دستان آنان پس از غذا[۱۳]؛ اکرام تهیدست و نیازمند و تلاش برای حفظ حیثیت و آبروی وی[۱۴]؛ خشوع و فروتنی در برخورد با کودکان بی‌سرپرست و یتیمان (آورده‌اند که حضرت(ع) برای خوشحال کردن و خنداندن آنان خود را کوچک می‌کرد و متواضعانه مانند حیوانات راه می‌رفت و صدای حیوانات را درمی‌آورد...)؛ و پذیرش دعوت و میهمانی فرزندان، خویشان و دوستان و مزاح کردن با آنان، درحالی‌که ایشان مرد مزاح و بذله‌گویی نبود[۱۵]. شوخی‌های معمول و به جای حضرت(ع)، آن هم برای خوشحال کردن مؤمنان و یتیمان، متکبران و خودپسندان را خوش نمی‌آمد آنان حضرت را به سبب همین شوخ‌طبعی‌ها لایق خلافت نمی‌دانستند! زندگی اهل‌بیت از جمله زندگی پرافتخار امیرمؤمنان(ع) نمونه‌هایی بسیار از خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری با دیگران را در خود جای داده است[۱۶].

فاطمه زهرا(س)، همسری شایسته برای امیرمؤمنان(ع)

معیار و ملاک مهم خوش‌خلقی همسر در انتخاب همسر و ازدواج پربرکت امیرمؤمنان با همسرانشان نیز برجسته به نظر می‌آید. بارزترین نمونه آن بانوی بانوان دو جهان، حضرت فاطمه زهرا(س) است ام‌سلمه می‌گوید «فاطمه زهرا از جهت ظاهر و امور دیگر به پدر بزرگوارش رسول خدا(ع) از هر انسان دیگری شبیه‌تر بود»[۱۷]. این روایت گویای خلق عظیم فاطمی است که نمونه‌ای از سیرت نبوی(ص) به شمار می‌آید. در نقل دیگری امام صادق از پدران بزرگوارش(ع) و آنان از ابن‌عباس نقل می‌کنند: «وقتی رسول خدا پس از درگذشت خدیجه کبری(س) با ام‌سلمه ازدواج کردند، تربیت دخترشان فاطمه زهرا را به ایشان واگذار فرمودند». ام‌سلمه خود می‌گوید: «رسول خدا(ص) پس از ازدواج با من امور و مسائل مربوط به دخترشان را به من واگذار فرمودند من نیز بنا بر روال عادی در پی تربیت و تأدیب ایشان برآمدم اما سوگند به خداوند! با شگفتی دریافتم که این دختر به ظاهر خردسال، از من باادب‌تر و به همه مسائل از من عارف‌تر و آشناتر است»[۱۸].

درباره خوش‌اخلاقی و رفتار نیکوی این بانوی نمونه با دیگران در تاریخ و منابع روایی ما فراوان سخن گفته شده است؛ برای نمونه به این حادثه تاریخی که از زبان مبارک امام معصوم بیان شده است توجه فرمایید: از امام حسن عسکری نقل شده است زنی خدمت حضرت فاطمه زهرا رفت و درباره نماز از ایشان بسیار پرسش کرد. حضرت با عطوفت و مهربانی به همه پرسش‌های وی پاسخ دادند. پرسشگر از فراوانی پرسش‌هایش خجالت‌زده شد و پوزش خواست. فاطمه زهرا فرمودند: «هرگاه پرسشی داشتی به اینجا بیا و پاسخت را دریافت کن. آیا اگر کسی را برای حمل بار سنگینی به مکانی مرتفع اجیر کنند و در ازای آن صدهزار دینار به او بپردازند انجام این کار بر او گران است؟» آن زن پاسخ داد: «خیر». حضرت فرمودند: «من در قبال هر پاسخی که به پرسش‌های تو می‌دهم بیشتر از آنچه بین زمین تا عرش خداوندی وجود دارد به من مروارید داده خواهد شد. بنابراین، من سزاوارترم به اینکه پاسخ به این پرسش‌ها برایم دشوار نباشد...».

آنگاه از پدر بزرگوارشان رسول گرامی اسلام(ص) نقل فرمودند: علما و دانشمندان امت من در ازای علمی که به دیگران می‌آموزند و به وسیله آن ایتام آل محمد و مردم را از نادانی و بی‌خبری نجات می‌دهند خداوند سبحان هزاران هزار پوشش و خلعت نورانی را بر اندامشان خواهد پوشانید... . سپس به آن زن پرسشگر فرمودند: «ای بنده خدا، بدون شک یک نخ از آن لباس نورانی بیش از هزار هزار برابر آنچه خورشید بر آن می‌تابد برتر و والاتر است...»[۱۹].

حضرت با این روش و با خوش‌خلقی و رفتاری شایسته و همراه با محبت و عاطفه، پرسشگر را به پرسش بیشتر تشویق فرمودند. همه آنچه درباره خوش‌خلقی‌ها و خوش‌رفتاری‌های حضرت علی و فاطمه زهرا(ع) با همدیگر، فرزندان، خویشان، دیگر مسلمانان و حتی غیر مسلمانان بیان شد، به این هدف بود که روشن شود این دو بزرگوار نیز چون رسول گرامی اسلام و خدیجه کبری(ع) خلقی کریم و والا داشتند. بنابراین انتخاب هر یک از آن دو بزرگوار به همسری با توجه و دقت در این معیار بوده است که او خلقی‌ خوش ویژگی‌های نیک و پسندیده و رفتاری همراه با مهربانی داشته باشد[۲۰].

دیگر همسران امامان معصوم(ع)

امامان معصوم(ع) در انتخاب همسر به جنبه‌های گوناگون مانند توجه به ملاک و معیار خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری دقت فراوان داشتند اغلب ازدواج‌های ایشان نیز به همین ترتیب بوده است. نمونه‌هایی که پیش از این درباره همسران و مادران بزرگوار امامان بیان شد نیز گواه خوبی بر این ادعاست بانوان گرانقدری چون ام‌سلمه، أسماء بنت عمیس، فاطمه کلابیه (ام‌البنینشهربانو، رباب، فاطمه بنت الحسن(ع)، حمیده، نجمه خاتون، نرجس خاتون و... بزرگوارانی بودند که بعدها در خلال زندگی و همنشینی با امامان معصوم(ع) نشان دادند که لیاقت همسری اولیای الهی را دارند. خلق نیکو و رفتار همراه با دوستی و صمیمیت، از ویژگی‌های آن بانوان محترم بوده است که پیش از این در همین مجلد به گوشه‌هایی از آن اشاره شد[۲۱].[۲۲]

منابع

پانویس

  1. حضرت خدیجه کبری در سن چهل سالگی با رسول خدا که در آن هنگام جوانی ۲۵ ساله بودند ازدواج کرد او حدود ۲۵ سال با حضرت زندگی کرد و در سال دهم، بعثت در سن ۶۵ سالگی درگذشت.
  2. «قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَلَمَّا ذَكَرْنَا خَدِيجَةَ بَكَى رَسُولُ اللَّهِ(ص) ثُمَّ قَالَ: خَدِيجَةُ وَ أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ! صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ وَ وَازَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَبَ...» (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص٣۶٠؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٣٠).
  3. «عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: مَا غَرْتُ عَلَى امْرَأَةٍ مِنْ نِسَاءِ النَّبِيِّ(ص) إِلَّا عَلَى خَدِيجَةَ وَ إِنِّي لَمْ أُدْرِكْهَا، قَالَتْ: وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا ذَبَحَ الشَّاةَ فَيَقُولُ: أَرْسِلُوا بِهَا إِلَى أَصْدِقَاءِ خَدِيجَةَ. قَالَتْ: فَأَغْضَبْتُهُ يَوْماً فَقُلْتُ: خَدِيجَةَ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنِّي قَدْ رُزِقْتُ حُبَّهَا» (حسن بن یوسف الحلی، نهج الحق، ص٣۶٩).
  4. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۲۸.
  5. در جریان تزویج حضرت فاطمه زهرا به امیرمؤمنان(ع) چنین نقل شده است: «أَنَّ النَّبِيَّ قَالَ لِفَاطِمَةَ: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ مِمَّنْ قَدْ عَرَفْتِ قَرَابَتَهُ وَ فَضْلَهُ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ إِنِّي سَأَلْتُ رَبِّي أَنْ يُزَوِّجَكِ خَيْرَ خَلْقِهِ وَ أَحَبَّهُمْ إِلَيْهِ وَ قَدْ ذَكَرَ مِنْ أَمْرِكِ شَيْئاً فَمَا تَرَيْنَ فَسَكَتَتْ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُ أَكْبَرُ سُكُوتُهَا إِقْرَارُهَا» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۵۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۳، ص۱۱۲). همچنین در نقلی دیگر چنین آمده است: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(س)، دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ تَبْكِي فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟ فَوَ اللَّهِ لَوْ كَانَ فِي أَهْلِ بَيْتِي خَيْرٌ مِنْهُ زَوَّجْتُكِ...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۴٠؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴).
  6. «عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ(س) تَعُودُهُ... فَقَالَ النَّبِيُّ(ص) لَهَا: يَا فَاطِمَةُ! إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ اطَّلَعَ عَلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا... بَعْلَكِ فَأَوْحَى إِلَيَّ فَأَنْكَحْتُكِهِ أَ مَا عَلِمْتِ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ لِكَرَامَةِ اللَّهِ إِيَّاكِ زَوَّجَكِ أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْماً قَالَ فَسُرَّتْ بِذَلِكَ فَاطِمَةُ وَ اسْتَبْشَرَتْ بِمَا قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَأَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَنْ يَزِيدَهَا مَزِيدَ الْخَيْرِ كُلُّهُ مِنَ الَّذِي قَسَمَهُ اللَّهُ لَهُ وَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَقَالَ يَا فَاطِمَةُ لِعَلِيٍّ ثَمَانُ خِصَالٍ إِيمَانُهُ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ عِلْمُهُ وَ حِكْمَتُهُ وَ زَوْجَتُهُ وَ سِبْطَاهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ أَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهْيُهُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ قَضَاؤُهُ بِكِتَابِ اللَّهِ...» (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴۱۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٨).
  7. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ(ع): أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) صَاحَبَ رَجُلًا ذِمِّيّاً فَقَالَ لَهُ الذِّمِّيُّ: أَيْنَ تُرِيدُ يَا عَبْدَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: أُرِيدُ الْكُوفَةَ. فَلَمَّا عَدَلَ الطَّرِيقُ بِالذِّمِّيِّ عَدَلَ مَعَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) فَقَالَ لَهُ الذِّمِّيُّ: أَ لَسْتَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تُرِيدُ الْكُوفَةَ؟ فَقَالَ لَهُ: بَلَى. فَقَالَ لَهُ الذِّمِّيُّ: فَقَدْ تَرَكْتَ الطَّرِيقَ. فَقَالَ لَهُ: قَدْ عَلِمْتُ. قَالَ: فَلِمَ عَدَلْتَ مَعِي وَ قَدْ عَلِمْتَ ذَلِكَ؟ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): هَذَا مِنْ تَمَامِ حُسْنِ الصُّحْبَةِ أَنْ يُشَيِّعَ الرَّجُلُ صَاحِبَهُ هُنَيْئَةً إِذَا فَارَقَهُ وَ كَذَلِكَ أَمَرَنَا نَبِيُّنَا(ص). فَقَالَ لَهُ الذِّمِّيُّ: هَكَذَا قَالَ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ الذِّمِّيُّ: لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَبِعَهُ مَنْ تَبِعَهُ لِأَفْعَالِهِ الْكَرِيمَةِ فَأَنَا أُشْهِدُكَ أَنِّي عَلَى دِينِكَ وَ رَجَعَ الذِّمِّيُّ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) فَلَمَّا عَرَفَهُ أَسْلَمَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۶٧٠).
  8. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: خَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) عَلَى أَصْحَابِهِ وَ هُوَ رَاكِبٌ فَمَشَوْا خَلْفَهُ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ: لَكُمْ حَاجَةٌ؟ فَقَالُوا: لَا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! وَ لَكِنَّا نُحِبُّ أَنْ نَمْشِيَ مَعَكَ. فَقَالَ لَهُمُ انْصَرِفُوا فَإِنَّ مَشْيَ الْمَاشِي مَعَ الرَّاكِبِ مَفْسَدَةٌ لِلرَّاكِبِ وَ مَذَلَّةٌ لِلْمَاشِي. قَالَ: وَ رَكِبَ مَرَّةً أُخْرَى فَمَشَوْا خَلْفَهُ فَقَالَ: انْصَرِفُوا فَإِنَّ خَفْقَ النِّعَالِ خَلْفَ أَعْقَابِ الرِّجَالِ مَفْسَدَةٌ لِقُلُوبِ النَّوْكَى» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴١، ص۵۵).
  9. «أَبُو الطُّفَيْلِ: رَأَيْتُ عَلِيّاً يَدْعُو الْيَتَامَى فَيُطْعِمُهُمُ الْعَسَلَ حَتَّى قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: لَوَدِدْتُ أَنِّي كُنْتُ يَتِيماً» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴١، ص۳۰).
  10. «أَنَّهُ مَضَى(ع) فِي حُكُومَةٍ إِلَى شُرَيْحٍ مَعَ يَهُودِيٍّ. فَقَالَ: يَا يَهُودِيُّ! الدِّرْعُ دِرْعِي وَ لَمْ أَبِعْ وَ لَمْ أَهَبْ. فَقَالَ‏ الْيَهُودِيُّ: الدِّرْعُ لِي وَ فِي يَدِي فَسَأَلَهُ شُرَيْحٌ الْبَيِّنَةَ، فَقَالَ: هَذَا قَنْبَرٌ وَ الْحُسَيْنُ يَشْهَدَانِ لِي بِذَلِكَ، فَقَالَ شُرَيْحٌ: شَهَادَةُ الِابْنِ لَا تَجُوزُ لِأَبِيهِ وَ شَهَادَةُ الْعَبْدِ لَا تَجُوزُ لِسَيِّدِهِ وَ إِنَّهُمَا يَجُرَّانِ إِلَيْكَ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): وَيْلَكَ يَا شُرَيْحُ! أَخْطَأْتَ مِنْ وُجُوهٍ... فَلَمَّا سَمِعَ الْيَهُودِيُّ ذَلِكَ، قَالَ: هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ جَاءَ إِلَى الْحَاكِمِ وَ الْحَاكِمُ حَكَمَ عَلَيْهِ، فَأَسْلَمَ. ثُمَّ قَالَ: الدِّرْعُ دِرْعُكَ سَقَطَتْ يَوْمَ صِفِّينَ مِنْ جَمَلٍ أَوْرَقَ فَأَخَذْتُهَا» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۱۰۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴١، ص۵٧).
  11. «عَنْ حُرَيْثٍ قَالَ:... وَ نَظَرَ عَلِيٌّ(ع) إِلَى امْرَأَةٍ عَلَى كَتِفِهَا قِرْبَةُ مَاءٍ فَأَخَذَ مِنْهَا الْقِرْبَةَ فَحَمَلَهَا إِلَى مَوْضِعِهَا وَ سَأَلَهَا عَنْ حَالِهَا فَقَالَتْ بَعَثَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَاحِبِي إِلَى بَعْضِ الثُّغُورِ فَقُتِلَ وَ تَرَكَ عَلَيَّ صِبْيَاناً يَتَامَى وَ لَيْسَ عِنْدِي شَيْ‏ءٌ فَقَدْ أَلْجَأَتْنِي الضَّرُورَةُ إِلَى خِدْمَةِ النَّاسِ. فَانْصَرَفَ وَ بَاتَ لَيْلَتَهُ قَلِقاً فَلَمَّا أَصْبَحَ حَمَلَ زِنْبِيلًا فِيهِ طَعَامٌ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ: أَعْطِنِي أَحْمِلْهُ عَنْكَ فَقَالَ: مَنْ يَحْمِلُ وِزْرِي عَنِّي يَوْمَ الْقِيَامَةِ. فَأَتَى وَ قَرَعَ الْبَابَ. فَقَالَتْ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: أَنَا ذَلِكِ الْعَبْدُ الَّذِي حَمَلَ مَعَكِ الْقِرْبَةَ فَافْتَحِي فَإِنَّ مَعِي شَيْئاً لِلصِّبْيَانِ، فَقَالَتْ: رَضِيَ اللَّهُ عَنْكَ وَ حَكَمَ بَيْنِي وَ بَيْنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ. فَدَخَلَ وَ قَالَ: إِنِّي أَحْبَبْتُ اكْتِسَابَ الثَّوَابِ. فَاخْتَارِي بَيْنَ أَنْ تَعْجِنِينَ وَ تَخْبِزِينَ وَ بَيْنَ أَنْ تُعَلِّلِينَ الصِّبْيَانَ لِأَخْبِزَ أَنَا؟ فَقَالَتْ: أَنَا بِالْخَبْزِ أَبْصَرُ وَ عَلَيْهِ أَقْدَرُ وَ لَكِنْ شَأْنَكَ وَ الصِّبْيَانَ فَعَلِّلْهُمْ حَتَّى أَفْرُغَ مِنَ الْخَبْزِ. قَالَ: فَعَمَدَتْ إِلَى الدَّقِيقِ فَعَجَنَتْهُ وَ عَمَدَ عَلِيٌّ(ع) إِلَى اللَّحْمِ فَطَبَخَهُ وَ جَعَلَ يُلْقِمُ الصِّبْيَانَ مِنَ اللَّحْمِ وَ التَّمْرِ وَ غَيْرِهِ فَكُلَّمَا نَاوَلَ الصِّبْيَانَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً قَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! اجْعَلْ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فِي حِلٍّ مِمَّا أَمَرَ فِي أَمْرِكَ. فَلَمَّا اخْتَمَرَ الْعَجِينُ، قَالَتْ: يَا عَبْدَ اللَّهِ! اسْجِرِ التَّنُّورَ فَبَادَرَ لِسَجْرِهِ فَلَمَّا أَشْعَلَهُ وَ لَفَحَ فِي وَجْهِهِ جَعَلَ يَقُولُ: ذُقْ يَا عَلِيُّ! هَذَا جَزَاءُ مَنْ ضَيَّعَ الْأَرَامِلَ وَ الْيَتَامَى فَرَأَتْهُ امْرَأَةٌ تَعْرِفُهُ فَقَالَتْ: وَيْحَكِ! هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ! قَالَ: فَبَادَرَتِ الْمَرْأَةُ وَ هِيَ تَقُولُ: وَا حَيَائِي مِنْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! فَقَالَ: بَلْ وَا حَيَائِي مِنْكِ يَا أَمَةَ اللَّهِ فِيمَا قَصَرْتُ فِي أَمْرِكِ!» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴١، ص۵٢).
  12. امام محمد باقر(ع) می‌فرمایند: «رَجَعَ عَلِيٌّ(ع) إِلَى دَارِهِ فِي وَقْتِ الْقَيْظِ فَإِذَا امْرَأَةٌ قَائِمَةٌ تَقُولُ: إِنَّ زَوْجِي ظَلَمَنِي وَ أَخَافَنِي وَ تَعَدَّى عَلَيَّ وَ حَلَفَ لِيَضْرِبَنِي، فَقَالَ(ع): يَا أَمَةَ اللَّهِ! اصْبِرِي حَتَّى يَبْرُدَ النَّهَارُ ثُمَّ أَذْهَبُ مَعَكِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. فَقَالَتْ: يَشْتَدُّ غَضَبُهُ وَ حَرْدُهُ عَلَيَّ. فَطَأْطَأَ رَأْسَهُ ثُمَّ رَفَعَهُ وَ هُوَ يَقُولُ: لَا وَ اللَّهِ أَوْ يُؤْخَذَ لِلْمَظْلُومِ حَقُّهُ غَيْرَ مُتَعْتِعٍ أَيْنَ مَنْزِلُكِ؟ فَمَضَى إِلَى بَابِهِ فَوَقَفَ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ. فَخَرَجَ شَابٌّ، فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): يَا عَبْدَ اللَّهِ! اتَّقِ اللَّهَ فَإِنَّكَ قَدْ أَخَفْتَهَا وَ أَخْرَجْتَهَا، فَقَالَ الْفَتَى: وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ وَ اللَّهِ لَأُحْرِقَنَّهَا لِكَلَامِكَ. فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع): آمُرُكَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَاكَ عَنِ الْمُنْكَرِ تَسْتَقْبِلُنِي بِالْمُنْكَرِ وَ تُنْكِرُ الْمَعْرُوفَ؟ قَالَ: فَأَقْبَلَ النَّاسُ مِنَ الطُّرُقِ وَ يَقُولُونَ: سَلَامٌ عَلَيْكُمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! فَسَقَطَ الرَّجُلُ فِي يَدَيْهِ، فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! أَقِلْنِي فِي عَثْرَتِي فَوَ اللَّهِ لَأَكُونَنَّ لَهَا أَرْضاً تَطَؤُنِي. فَأَغْمَدَ عَلِيٌّ سَيْفَهُ فَقَالَ: يَا أَمَةَ اللَّهِ! ادْخُلِي مَنْزِلَكِ وَ لَا تُلْجِئِي زَوْجَكِ إِلَى مِثْلِ هَذَا وَ شِبْهِهِ» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۱۰۶؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴١، ص۵٨).
  13. «عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ(ع) أَنَّهُ قَالَ:... وَ لَقَدْ وَرَدَ عَلَى‏ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) أَخَوَانِ لَهُ مُؤْمِنَانِ أَبٌ وَ ابْنٌ فَقَامَ إِلَيْهِمَا وَ أَكْرَمَهُمَا وَ أَجْلَسَهُمَا فِي صَدْرِ مَجْلِسِهِ وَ جَلَسَ بَيْنَ أَيْدِيهِمَا ثُمَّ أَمَرَ بِطَعَامٍ فَأُحْضِرَ فَأَكَلَا مِنْهُ ثُمَّ جَاءَ قَنْبَرٌ بِطَسْتٍ وَ إِبْرِيقِ خَشَبٍ وَ مِنْدِيلٍ لِيَلْبَسَ وَ جَاءَ لِيَصُبَّ عَلَى يَدِ الرَّجُلِ فَوَثَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) وَ أَخَذَ الْإِبْرِيقَ لِيَصُبَّ عَلَى يَدِ الرَّجُلِ فَتَمَرَّغَ الرَّجُلُ فِي التُّرَابِ وَ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اللَّهُ يَرَانِي وَ أَنْتَ تَصُبُّ عَلَى يَدِي؟ قَالَ اقْعُدْ وَ اغْسِلْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَرَاكَ وَ أَخُوكَ الَّذِي لَا يَتَمَيَّزُ مِنْكَ وَ لَا يَنْفَصِلُ عَنْكَ يَخْدُمُكَ يُرِيدُ بِذَلِكَ فِي خِدْمَتِهِ فِي الْجَنَّةِ مِثْلَ عَشَرَةِ أَضْعَافِ عَدَدِ أَهْلِ الدُّنْيَا وَ عَلَى حَسَبِ ذَلِكَ فِي مَمَالِيكِهِ فِيهَا فَقَعَدَ الرَّجُلُ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ(ع) أَقْسَمْتُ بِعَظِيمِ حَقِّيَ الَّذِي عَرَفْتَهُ وَ نَحَلْتَهُ وَ تَوَاضُعِكَ لِلَّهِ حَتَّى جَازَاكَ عَنْهُ بِأَنْ تُدْنِيَنِي لِمَا شَرَّفَكَ بِهِ مِنْ خِدْمَتِي لَكَ لَمَّا غَسَلْتَ مُطْمَئِنّاً كَمَا كُنْتَ تَغْسِلُ لَوْ كَانَ الصَّابُّ عَلَيْكَ قَنْبَراً فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذَلِكَ فَلَمَّا فَرَغَ نَاوَلَ الْإِبْرِيقَ مُحَمَّدَ بْنَ الْحَنَفِيَّةِ وَ قَالَ يَا بُنَيَّ لَوْ كَانَ هَذَا الِابْنُ حَضَرَنِي دُونَ أَبِيهِ لَصَبَبْتُ عَلَى يَدِهِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْبَى أَنْ يُسَوِّيَ بَيْنَ ابْنٍ وَ أَبِيهِ إِذَا جَمَعَهُمَا مَكَانٌ لَكِنْ قَدْ صَبَّ الْأَبُ عَلَى الْأَبِ فَلْيَصُبَّ الِابْنُ عَلَى الِابْنِ فَصَبَّ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَنَفِيَّةِ عَلَى الِابْنِ. ثُمَّ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيُّ(ع): فَمَنِ اتَّبَعَ عَلِيّاً عَلَى ذَلِكَ فَهُوَ الشِّيعِيُّ حَقّاً» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴١، ص۵۶).
  14. «قَالَ السَّيِّدُ تَاجُ الدِّينِ بْنُ مَعِيَّةَ وَ رَفَعَ إِسْنَادَهُ إِلَى غَوْثٍ السِّنْبِسِيِّ قَالَ: مَرَّ بِنَا جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ فِي بَعْضِ أَخْطَارِهِ فَاسْتَنْزَلْنَاهُ فَنَزَلَ فَبَاتَ بِنَا وَ أَصْبَحَ فَلَمَّا عَلِمْتُ أَنَّهُ أَنِسَ الرَّاحَةَ قُلْتُ لَهُ يَا جَابِرُ هَلَّا أَخْبَرْتَنَا شَيْئاً مِنْ مَكَارِمِ أَخْلَاقِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع)؟ فَقَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ قَنْبَرُ وَ عَلِيٌّ(ع) فَبَيْنَا نَحْنُ قُعُودٌ إِذْ هَدَفَ إِلَيْنَا أَعْرَابِيٌّ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يَا أَخَا الْعَرَبِ! فَقَالَ الْأَعْرَابِيُّ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً قَدْ رَفَعْتُهَا إِلَى اللَّهِ قَبْلَ أَنْ أَرْفَعَهَا إِلَيْكَ فَإِنْ أَذِنْتَ بِقَضَائِهَا حَمِدْنَا اللَّهَ وَ شَكَرْنَاكَ وَ إِنْ لَمْ تَقْضِهَا شَكَرْنَا اللَّهَ وَ عَذَرْنَاكَ. فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): خُطَّ حَاجَتَكَ عَلَى الْأَرْضِ فَإِنِّي أَرَى أَثَرَ الْفَقْرِ عَلَيْكَ بَيِّناً فَكَتَبَ عَلَى الْأَرْضِ أَنَا فَقِيرٌ. فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): يَا قَنْبَرُ! أَعْطِهِ حُلَّتِي فَأَحْضَرَهَا وَ أَفْرَغَهَا عَلَيْهِ. فَأَنْشَدَهُ: كَسَوْتَنِي حُلَّةً تُبْلَى مَحَاسِنُهَا فَسَوْفَ أَكْسُوكَ مِنْ حُسْنِ الْغِنَا حُلَلًا، إِنْ نِلْتَ حُسْنَ ثَنَاءٍ نِلْتَ مَكْرُمَةً وَ لَسْتَ تَبْغِي بِمَا قَدْ نِلْتَهُ بَدَلًا، إِنَّ الثَّنَاءَ لِيُحْيِي ذِكْرَ صَاحِبِهِ كَالْغَيْثِ يُحْيِي نَدَاهُ السَّهْلَ وَ الْجَبَلَا. قَالَ: فَلَمَّا سَمِعَ كَلَامَ الْأَعْرَابِيِّ قَالَ: يَا أَخَا الْعَرَبِ! أَمَّا إِذَا كَانَ مَعَكَ هَذَا فَادْنُ إِلَى هَاهُنَا، فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ قَالَ: أَعْطِهِ يَا قَنْبَرُ مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ خَمْسِينَ دِينَاراً، قَالَ جَابِرُ: فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! أَمَرْتَهُ أَنْ يَخُطَّ بَيْنَ يَدَيْكَ فَكَتَبَ أَنَا فَقِيرٌ فَأَمَرْتَ لَهُ بِحُلَّتِكَ فَأَفْرَغْتَ عَلَيْهِ فَأَنْشَدَ أَبْيَاتاً فَرَفَعْتَ مَنْزِلَتَهُ إِلَيْكَ وَ أَمَرْتَ لَهُ بِخَمْسِينَ دِينَاراً؟ فَقَالَ عَلِيٌّ(ع): نَعَمْ، يَا جَابِرُ! سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ: انْزِلُوا النَّاسَ مَنَازِلَهُمْ» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷، ص١٧۶).
  15. «وَ قَدْ قَبِلَ عَلِيٌّ(ع) هَدَايَا جَمَاعَةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ دُعَاءَ بَعْضِ مَنْ كَانَ يَأْنَسُ إِلَيْهِ إِلَى حَلْوَاءٍ عَمَلَهَا يَوْمَ نَوْرُوزَ فَأَكَلَ وَ قَالَ: لِمَ عَمَلْتَ هَذَا؟ فَقَالَ: لِأَنَّهُ يَوْمُ نَوْرُوزَ. فَضَحِكَ وَ قَالَ: نَوْرُوزًا لَنَا فِي كُلِّ يَوْمٍ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ. وَ كَانَ(ع) مِنْ لَطَافَةِ الْأَخْلَاقِ وَ سَجَاحَةِ الشَّيْمِ عَلَى قَاعِدَةٍ عَجِيبَةٍ جَمِيلَةٍ...» (عز الدین بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج١١، ص٢۴٨).
  16. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۳۰.
  17. «عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ: كَانَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ(ص) أَشْبَهَ النَّاسِ وَجْهاً وَ شِبْهاً بِرَسُولِ اللَّهِ(ص)» (علی بن عیسی الإریلی، کشف الغمة، ج۱، ص۴٧١؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص۵۵).
  18. «عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:... ثُمَّ تَزَوَّجَ(ص) أُمَّ سَلَمَةَ فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: تَزَوَّجَنِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ فَوَّضَ أَمْرَ ابْنَتِهِ إِلَيَّ فَكُنْتُ أُؤَدِّبُهَا وَ كَانَتْ وَ اللَّهِ أَدْأَبَ مِنِّي وَ أَعْرَفَ بِالْأَشْيَاءِ كُلِّهَا» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩ و ١٢۴؛ محمد بن جریر الطبری، دلائل الإمامة، ص۴٣).
  19. «قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ(ع): حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ(س) فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‏ءٌ وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ(س) عَنْ ذَلِكَ فَثَنَّتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ ثَلَّثَتْ إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ! قَالَتْ فَاطِمَةُ(س): هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِيَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بِحِمْلٍ ثَقِيلٍ وَ كِرَاهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ يَثْقُلُ عَلَيْهِ؟ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ(س): اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‏ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ سَمِعْتُ أَبِي(ص) يَقُولُ: إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ حَتَّى يُخْلَعُ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ أَلْفُ أَلْفِ حُلَّةٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا أَيُّهَا الْكَافِلُونَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) النَّاعِشُونَ لَهُمْ عِنْدَ انْقِطَاعِهِمْ عَنْ آبَائِهِمُ الَّذِينَ هُمْ أَئِمَّتُهُمْ هَؤُلَاءِ تَلَامِذَتُكُمْ وَ الْأَيْتَامُ الَّذِينَ كَفَلْتُمُوهُمْ وَ نَعَشْتُمُوهُمْ فَاخْلَعُوا عَلَيْهِمْ خِلَعَ الْعُلُومِ فِي الدُّنْيَا فَيَخْلَعُونَ عَلَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْ أُولَئِكَ الْأَيْتَامِ عَلَى قَدْرِ مَا أَخَذُوا عَنْهُمْ مِنَ الْعُلُومِ حَتَّى إِنَّ فِيهِمْ يَعْنِي فِي الْأَيْتَامِ لَمَنْ يُخْلَعُ عَلَيْهِ مِائَةُ أَلْفِ خِلْعَةٍ وَ كَذَلِكَ يَخْلَعُ هَؤُلَاءِ الْأَيْتَامُ عَلَى مَنْ تَعَلَّمَ مِنْهُمْ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ أَعِيدُوا عَلَى هَؤُلَاءِ الْعُلَمَاءِ الْكَافِلِينَ لِلْأَيْتَامِ حَتَّى تُتِمُّوا لَهُمْ خِلَعَهُمْ وَ تُضَعِّفُوهَا لَهُمْ فَيَتِمُّ لَهُمْ مَا كَانَ لَهُمْ قَبْلَ أَنْ يَخْلَعُوا عَلَيْهِمْ وَ يُضَاعَفُ لَهُمْ وَ كَذَلِكَ مَنْ يَلِيهِمْ مِمَّنْ خَلَعَ عَلَى مَنْ يَلِيهِمْ وَ قَالَتْ فَاطِمَةُ(س): يَا أَمَةَ اللَّهِ! إِنَّ سِلْكَةً مِنْ تِلْكَ الْخِلَعِ لَأَفْضَلُ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ وَ مَا فَضَلَ فَإِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغِيصِ وَ الْكَدَرِ» (محمد بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص٣۴٨؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۳).
  20. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۳۶.
  21. در بحث «شاخص‌ها و معیارهای انتخاب همسر» بحثی با عنوان «ازدواج امامان معصوم(ع)» داشتیم که مطالب به نسبت مبسوطی درباره همسران و مادران آن بزرگواران و گوشه‌ای از خلق‌وخوی ایشان ارائه شده است.
  22. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۱۳۹.