|
|
| (۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}} | | {{اعتقادات شیعه}} |
| {{نبوت}} | | {{مدخل مرتبط |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | موضوع مرتبط = توحید |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخههای '''[[توحید]]''' است. "'''[[توحید]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| | | عنوان مدخل = |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | مداخل مرتبط = [[توحید عبادی در قرآن]] - [[توحید عبادی در کلام اسلامی]] - [[توحید عبادی در اخلاق اسلامی]] - [[توحید عبادی در معارف و سیره علوی]] |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[توحید در قرآن]] | [[توحید در حدیث]] | [[توحید در کلام اسلامی]] | [[توحید در عرفان اسلامی]]</div>
| | | پرسش مرتبط = |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | }} |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[توحید (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| **توحید عبادی یا عملی، لازمه توحید ذات، صفات و افعال است و هرکس بپذیرد که جز خدا و نه موجودی که واجب الوجود بالذات و متصف به اوصاف کمال ذاتی و فعلی باشد، در دایره وجود نیست و هرچه جز اوست در همه جهات ممکن و محتاج است، به گونه فطری پرستش را ویژه او خواهد دانست و کسی جز ذات پاک لایزالش را لایق پرستش نمیداند. عبادت، که همان اظهار خضوع و خشوع و نهایت تواضع و تذلّل است، جز برای آفریدگار مدبّر مهربان روا نیست، بنابراین اعراض از پرستش خدا و پرستیدن غیر، زشت و قبیح است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۸۰.</ref>، از این رو [[قرآن کریم]] پس از آنکه بر وجود إله قادر، مختار، حکیم و رحیم اقامه حجت کرده، فساد قول مشرکان را روشن می سازد، اعلام میدارد که این است خدا، پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و از پرستش غیر اجتناب ورزید<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۲۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}﴾}}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>
| | '''توحید عبادی''' به معنای [[یکتاپرستی]] و انحصار [[پرستش]] و [[عبادت]] به [[خداوند]] است. [[توحید در عبادت]] عصاره [[دعوت]] تمام [[پیامبران]] و در رأس برنامههای آنان بوده است. توحید عبادی بر چند نوع است: توحید در عبادت؛ [[توحید در اطاعت]] و [[توحید]] در [[نیّت]]. |
| *[[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز پس از مشاهده افول کوکب، ماه و خورشید، از افول کنندگان روی برتافت: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}﴾}}<ref> هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> و گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نمیکرد، قطعا از گمراهان بودم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}}﴾}}<ref>و چون فرو شد گفت: اگر پروردگارم مرا رهنمایی نکند بیگمان از گروه گمراهان خواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۷۷.</ref> و به قوم خود گفت: من از آنچه او را شریک خداوند میدانید بیزارم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بیزارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۸.</ref> و روی "دل" خود را حقگرایانه به سوی حقیقتی کردم که آسمانها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref> .من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> با این همه، بیشتر لجاجتها، مخالفتها و انحرافها در همین قسم از توحید صورت گرفته و بسیاری کسان به معبودهای دروغین روی آوردهاند، از این رو<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۱۰، «توحید در قرآن».</ref> سرفصل دعوت پیامبران، مسئله توحید عبادی و درگیریهای آنان با طاغوتیان و مشرکان، بیشتر در این مسئله بوده است<ref>پیام قرآن، ج۳، ص ۲۷۸.</ref>، چنان که فرعون که میگفت: من جز خود برای شما خدایی نمیشناسم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ}}﴾}}<ref> و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمیشناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان میپندارم؛ سوره قصص، آیه:۳۸.</ref> یا من بلندمرتبهترین پروردگار شمایم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> مراد وی این بود که معبود مردم شود و به بهانه تدبیر امور مردم، آنان را زیر سلطه خویش نگاه دارد نه آنکه خویش را به واقع واجب الوجود و خالق جهان بشمارد<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| *سامری نیز که با اشاره به گوساله دستساز خود میگفت: این خدای شما و خدای موسی است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ}}﴾}}<ref> آنگاه گوسالهای برای آنان برآورد، پیکری (بیروح) که بانگ گاو داشت و گفتند: این خدای شما و خدای موسی است که از یاد برده است؛ سوره طه، آیه:۸۸.</ref> در پی آن بود که معبودی برای مردم بسازد نه آنکه به واقع گوساله را واجب الوجود یا خالق عالم بداند و نیز کسانی که بتان برساخته خود را "خدایان" مینامیدند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ}}﴾}}<ref> آیا (همه) خدایان را خدایی یگانه کرده است؟ بیگمان این چیزی شگفت است؛ سوره ص، آیه:۵.</ref> یا هوای خویش را خدای خود میگرفتند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلا }}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را خدای خویش گرفته است؟ و آیا تو بر او مراقب میتوانی بود؟؛ سوره فرقان، آیه: ۴۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه: ۲۳.</ref> باور نداشتند که بتان یا هوای نفس، خالق آسمانها و زمیناند، بلکه آنان نمیخواستند در برابر خدایی که او را "آفریدگار" میدانستند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ میگویند: خداوند، بگو: سپاس، خداوند راست اما بیشتر آنان نمیدانند؛ سوره لقمان، آیه:۲۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}﴾}}<ref> و چون از ایشان بپرسی: آسمانها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش میخوانید دیدهاید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من میگردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، میتوانند بخشایش او را باز دارند؟ بگو: خداوند مرا بس؛ توکّلکنندگان تنها بر او توکّل دارند؛ سوره زمر، آیه: ۳۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است خواهند گفت آنها را (خداوند) پیروزمند دانا آفریده است؛ سوره زخرف، آیه:۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}﴾}}<ref> و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند پس چگونه (از حق) بازگردانده میشوند؟؛ سوره زخرف، آیه:۸۷.</ref> سر تسلیم فرود آورند و به درگاه او سجده کنند، بنابراین، چنان که [[قرآن]] تصریح میکند، هدف اساسی بعثت، دعوت به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت است<ref>الالهیات، ج ۲، ص ۸۵.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}}<ref> و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید آنگاه برخی از آنان را خداوند راهنمایی کرد و بر برخی دیگر گمراهی سزاوار گشت پس، در زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغانگاران چگونه بوده است؛ سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref> پیش از [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]]{{صل}} هیچ رسولی نیامد مگر آنکه خدا بدو [[وحی]] کرد که معبودی جز من نیست که سزاوار پرستش باشد، پس همه مرا بپرستید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ}}﴾}}<ref> و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید؛ سوره انبیاء، آیه:۲۵.</ref>؛ چنان که سخن پیامبرانی چون [[حضرت نوح]]، [[حضرت هود]]، [[حضرت صالح]] و [[حضرت شعیب]]{{عم}} با قومشان این بود که "تنها" خدا را بپرستید که برای شما جز او معبودی نیست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ }}﴾}}<ref> همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما میهراسم؛ سوره اعراف، آیه: ۵۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| *آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}}<ref> و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید آنگاه برخی از آنان را خداوند راهنمایی کرد و بر برخی دیگر گمراهی سزاوار گشت پس، در زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغانگاران چگونه بوده است؛ سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref> در حقیقت پاسخ کسانی است که برای توجیه بت پرستی خود میگفتند: خدا خواسته است که ما بت بپرستیم و او به عمل ما راضی است. خداوند پاسخ میدهد: ما در هر امتی، رسولی برانگیختیم تا مردم را به عبادت خدای یگانه بخواند و از پرستش طاغوت نهی کند<ref>پیام قرآن، ج ۳، ص ۲۸۳.</ref> به گفته برخی مفسران با توجه به مضارع بودن فعل {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| نُوحِي }}﴾}} در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ}}﴾}}، که نشان استمرار است، توحید در عبادت پیوسته به هر پیامبری گوشزد میشده و همه پیامبران در طول دعوت خود مأمور ابلاغ آن بوده اند و به این ترتیب مسئله مزبور به عنوان یک اصل بنیادی در طول تاریخ [[انبیا]] پیوسته در میان بوده است<ref>پیام قرآن، ج ۳، ص ۲۸۴.</ref>. [[حضرت نوح]]{{ع}} نخستین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، با توجه به رواج پرستش بتهای متعدد میان مردم، از آغاز دعوت، پیامی جز توحید در عبادت و کنار نهادن بتان نداشت و چون اصرار بت پرستان را بر کار خود دید، آنان را از عذاب الهی ترساند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ }}﴾}}<ref> همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما میهراسم؛ سوره اعراف، آیه: ۵۹.</ref>
| |
| *پس از [[حضرت نوح]]{{ع}} دومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که قومش گرفتار انواع شرک در عبادت شده بودند و با تعصب بر آن اصرار میورزیدند، در برابر بت پرستی قیام و دعوت به توحید را ابتدا از آزر آغاز کرد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۶۲.</ref> و از روی ملاطفت به او گفت: پدر جان! چرا چیزی را میپرستی که نه میشنود و نه میبیند و نه نیازی را از تو برمی آورد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا}}﴾}}<ref> هنگامی که به پدر خویش گفت: ای پدر! چرا چیزی را میپرستی که نه میشنود و نه میبیند و نه هیچ به کار تو میآید؟؛ سوره مریم، آیه:۴۲.</ref> پدرم! به راستی مرا از دانش، حقایقی به دست آمده است که تو را از آن نصیبی نیست. از من پیروی کن تا تو را به راهی درست هدایت کنم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا}}﴾}}<ref> ای پدر! بیگمان من به چیزی از دانش دست یافتهام که تو بدان دست نیافتهای؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی درست رهنمون گردم؛ سوره مریم، آیه:۴۳.</ref> ای پدر! شیطان را مپرست که او در برابر خدای رحمن عصیانگر است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا }}﴾}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> پدر جان! میترسم از جانب خدای رحمان تو را عذابی در رسد و تو یار و دوست دار شیطان باشی: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا }}﴾}}<ref> ا ای پدر! من میهراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی؛ سوره مریم، آیه: ۴۵.</ref> [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به دیگر بتپرستان گفت: آیا جز خدا چیزی را میپرستید که هیچ سود و زیانی برایتان ندارد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلا يَضُرُّكُمْ }}﴾}}<ref> گفت: آیا به جای خداوند چیزی را میپرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟؛ سوره انبیاء، آیه: ۶۶.</ref> خدا را بپرستید و تنها از او پروا کنید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> و ابراهیم را (یاد کن) هنگامی که به قوم خود گفت: خداوند را بپرستید و از او پروا کنید.این، اگر بدانید برای شما بهتر است؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۶.</ref> آنچه جز خدا میپرستید، معبودهایی دروغیناند که اختیار روزی شما را ندارند. روزی را نزد خدا بجویید و فقط او را بپرستید و سپاسگزارش باشید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}﴾}}<ref> تنها بتهایی را به جای خداوند میپرستید و دروغی فرا میبافید؛ بیگمان کسانی که به جای خداوند میپرستید اختیار روزی شما را ندارند، روزی را نزد خداوند بجویید و او را بپرستید و او را سپاس گزارید که به سوی او باز گردانده میشوید؛ سوره عنکبوت، آیه:۱۷.</ref> آیا چیزی را که خود تراشیدهاید میپرستید، در حالی که خداوند شما را و نیز از مجرای اراده شما اعمالتان را آفریده است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۰.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref> ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود میتراشید میپرستید؟در حالی که خداوند، شما و چیزهایی را که میسازید آفریده است؛ سوره صافات، آیه: ۹۵- ۹۶.</ref> برخی مفسران در توضیح این آیه گفتهاند: بت پرستان و بتان در مخلوق بودن با هم شریکاند. حال چگونه رواست که مخلوقی خدای مخلوقی دیگر شود و چرا آنان بتان را بپرستند و بتان آنان را نپرستند؟<ref>قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۱۸۱.</ref> برخی دیگر گفتهاند: چوب و سنگ پیش از تراشیده شدن معبود انسان نیستند و پس از تراشیده شدن نیز تنها فرقشان پدیدار شدن آثار انسان در آنهاست؛ حال چگونه آثار عمل انسان، چوب و سنگ را معبود او میکند؟<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص ۱۴۹.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| *پس از [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} سومین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]] [[حضرت موسی]]{{ع}} مأموریت یافت تا در برابر فرعون قیام کند که دعوی خدایی داشت{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}﴾}}<ref> و گفت: من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه:۲۴.</ref> و بنی اسرائیل را بنده خود ساخته بود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}﴾}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت مینهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفتهای؟؛ سوره شعراء، آیه:۲۲.</ref> و به عنوان رسول پروردگار عالمیان آزادی بنی اسرائیل را از او بخواهد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ حَقِيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ }}﴾}}<ref> و موسی گفت: ای فرعون! بیگمان من پیامآوری از سوی پروردگار جهانیانم. در خور است که درباره خداوند جز حقّ نگویم؛ به راستی برای شما برهانی از پروردگارتان آوردهام، از این روی بنی اسرائیل را با من گسیل کن!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۰۴- ۱۰۵.</ref> او همچنین هنگامی که بنی اسرائیل پس از نجات از فرعون و لشکریانش و برخورد با قومی بت پرست، از او معبودی همانند بتان آن قوم از او خواستند، آنان را جاهل خواند و گفت: آیا معبودی جز خدا برایتان بخواهم، در حالی که او شما را بر عالمیان برتری داد و از فرعونیان نجات بخشید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ إِنَّ هَؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ قَالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بتهایی که داشتند رو آورده بودند، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید.بیگمان آنچه اینان میکنند از هم پاشیده است و آنچه میکردند باطل است. (نیز) گفت: آیا خدایی جز خداوند برایتان بجویم در حالی که او شما را بر جهانیان برتری داده است؟؛ سوره اعراف، آیه: ۱۳۸ - ۱۴۰.</ref> و نیز هنگامی که بنی اسرائیل در غیبت وی با نیرنگ سامری به گوساله پرستی روی آوردند، خشمناک و اندوهگین به سوی آنها بازگشت و گفت: برایم بد جانشینی بودید! آیا بر فرمان پروردگارتان پیشی گرفتید؟ آن گاه الواح را افکند و سر برادرش "هارون" را گرفت و او را به طرف خود کشید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و چون موسی به نزد قومش خشمگین اندوهناک بازگشت گفت: در نبودن من از من بد جانشینی کردید؛ آیا از فرمان پروردگارتان پیش افتادید؟! (این بگفت) و الواح را فرو افکند و سر برادرش را گرفت، به سوی خود میکشید. (برادرش) گفت: ای فرزند مادرم! این قوم مرا ناتوان شمردند و نزدیک بود مرا بکشند پس دشمنان را به سرزنش من برنیانگیز و مرا با گروه ستمبارگان مگمار!؛ سوره اعراف، آیه: ۱۵۰.</ref> و سرانجام به سامری گفت: به معبودت بنگر که پیوسته ملازمش بودی. او را قطعاً می سوزانیم و خاکسترش را به دریا فرو میپاشیم. معبود شما تنها آن خدایی است که جز او معبودی نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّنْ تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا}}﴾}}<ref> موسی) گفت: برو که تو را در زندگی (کیفر) این است که بگویی: (به من) دست نزنید! و تو را موعدی است که در آن با تو خلاف نمیورزند و (اینک) در خدایت که پیوسته در خدمتش بودی بنگر که آن را میسوزانیم سپس (خاکستر) آن را در دریا به هر سو میپاشیم.خدای شما تنها آن خداوند است که هیچ خدایی جز او نیست که به دانایی بر همه چیز چیرگی دارد؛ سوره طه، آیه: ۹۷- ۹۸.</ref>.
| |
| *[[قرآن کریم]] چون از [[حضرت عیسی]]{{ع}}، چهارمین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]] سخن میگوید، گفت و گوی او با خدا را در قیامت حکایت میکند که خداوند<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۱؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱۶۰؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص ۵۴۷.</ref> برای روشن شدن حقیقت برای دیگران<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۶.</ref>، به ویژه کسانی که آن حضرت و مادرش را می پرستیدند<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۴۶.</ref>، به ایشان میفرماید: آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را بپرستید؟ [[حضرت عیسی]]{{ع}} خداوند را تنزیه میکند و بیان میدارد که او را نرسد چنین سخن باطلی بر زبان آورَد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}﴾}}<ref> و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانستهای، تو آنچه در درون من است میدانی و من آنچه در ذات توست نمیدانم، بیگمان این تویی که بسیار داننده نهانهایی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۶.</ref>؛ آن گاه تأکید میکند که او همان را گفته است که خدا فرمانش داده است و آن جز پرستش پروردگار یکتا و یگانه همگان نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ}}﴾}}<ref> به آنان چیزی نگفتم جز آنچه مرا بدان فرمان دادی که: «خداوند- پروردگار من و پروردگار خود- را بپرستید» و تا در میان ایشان بهسر میبردم بر آنها گواه بودم و چون مرا (نزد خود) فرا بردی تو خود مراقب آنان بودی و تو بر هر چیزی گواهی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۷.</ref>؛ ولی با این همه، انحراف از توحید عبادی به نصارا و یهود راه یافت و نصارا راهبان و مسیح را و یهودیان أحبار را به عنوان "ارباب" برگزیدند، در حالی که همه آن ها مأمور بودند فقط خدای واحد را بپرستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> آنان دانشوران دینی و راهبان خود را به جای خداوند پروردگاران خویش برگزیدهاند و نیز مسیح پسر مریم را در حالی که جز این فرمان نیافتهاند که خدایی یگانه را بپرستند که خدایی جز او نیست؛ پاکا که اوست از شرکی که میورزند؛ سوره توبه، آیه:۳۱.</ref>. البته یهود و نصارا هیچگاه به گونه رسمی أحبار و راهبان را نپرستیدند؛ ولی بیقید و شرط از آنان فرمان میبردند<ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۵۵.</ref> و در برابر تحریفها و بدعتهایشان تسلیم بودند و [[قرآن کریم]] این گونه پیروی را گونهای "پرستش" میشمارد، چنان که در روایات سوگند یاد شده که آنان "یهود و نصارا" برای پیشوایان خود روزه نگرفتند و نماز نگزاردند؛ ولی آنها حرامی را بر پیروان خود حلال کردند و حلالی را حرام و آنان نیز پیروی کردند و بدون آنکه خود متوجه باشند آنها را پرستیدند<ref>نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۰۹؛ المنار، ج ۳، ص ۳۲۷؛ ج ۵، ص ۱۴۷ - ۱۴۸.</ref>.
| |
| *آخرین [[پیامبر]] [[اولواالعزم]]، [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]]{{صل}} نیز مأموریت یافت تا اعلام کند که من از پرستش غیر خدا نهی شدهام: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}﴾}}<ref> بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) میخوانید باز داشته شدهام؛ بگو: از خواستههای (نفسانی) شما پیروی نمیکنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیدهام و از رهیافتگان نخواهم بود؛ سوره انعام، آیه: ۵۶.</ref> و پای بفشارد که بتپرستی در هواهای نفسانی ریشه دارد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۱۵.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ}}﴾}}<ref> بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خداوند (به پرستش) میخوانید باز داشته شدهام؛ بگو: از خواستههای (نفسانی) شما پیروی نمیکنم که در آن صورت به راستی گمراه گردیدهام و از رهیافتگان نخواهم بود؛ سوره انعام، آیه:۵۶.</ref> در سوره کافرون نیز وظیفه مییابد به کافران بت پرست، با تأکید و پیوسته بگوید نه من بتان شما را میپرستم و نه شما خدای یگانه مرا؛ دین شما از آنِ شما و دین من، از آن من: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ وَلا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}}﴾}}<ref> بگو: ای کافران!آنچه شما میپرستید، نمیپرستم.و شما پرستشگران پرستیده من نیستید.و من (نیز) پرستشگر پرستیده شما نیستم.و شما (هم) پرستشگران پرستیده من نیستید.دین شما از شما و دین من از من.؛ سوره کافرون، آیه: ۱-۶.</ref> او اهل کتاب را به دستور خدا فرا خوانده تا به اصلی گردن نهند که میان وی و آنان مشترک است: جز خدای یکتا را نپرستند و چیزی را با او شریک نسازند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ }}﴾}}<ref> بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم؛ سوره آل عمران، آیه: ۶۴.</ref> این آیه مانند دیگر آیات مربوط گواه است بر اینکه توحید در عبادت مانند توحید ربوبی، اصلی است مقبول همه پیامبران و مکتبهای الهی<ref>المنار، ج ۳، ص ۳۲۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| *چنان که از آیه ۴۵ سوره زخرف برمیآید، خداوند عبودیت و پرستش غیر خود را هرگز در هیچ امّت و دینی روا نشمرده است، زیرا آیه فرمان میدهد تا [[پیامبر]]{{صل}} برای اطمینان خاطر کفار<ref>حجة التفاسیر، ج ۶، ص ۱۰۹.</ref> اخبار و احوال پیامبران پیشین را پیگیرد و بجوید که آیا در تعالیم آنها شاهدی هست بر اینکه خداوند پرستش غیر را روا دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ }}﴾}}<ref> و از پیامبران ما که پیش از تو فرستادهایم بپرس، آیا به جای (خداوند) بخشنده خدایانی را قرار دادهایم که پرستیده شوند؟؛ سوره زخرف، آیه:۴۵.</ref>. استفهام در این آیه، انکاری است؛ با این مفاد که همه انبیای الهی پرستش غیر خدا را قاطعانه محکوم کرده اند، چنان که آیه ای دیگر به صراحت حکم کرده است که کسی جز او مورد پرستش قرار نگیرد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا}}﴾}}<ref> و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید؛ اگر هر یک از آن دو یا هر دو، نزد تو به پیری رسند به آنان اف مگو و بر آنها بانگ مزن و با ایشان سخن به نکویی بگوی!؛ سوره اسراء، آیه: ۲۳.</ref>
| |
| *بدین سان، [[پیامبر خاتم|خاتم پیامبران]]{{صل در مخالفت با بتپرستی سنت ماندگار [[انبیا]] را احیا کرده است و بتپرستان و مشرکان بودند که راهی خلاف این سنت برگزیده بودند<ref>نمونه، ج ۲۱، ص ۷۴.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===جلوههای توحید عبادی=== | | == مقدمه == |
| *از منظر [[قرآن کریم]]، توحید عبادی تا در اعمال و رفتار ظهور نیابد و خود را در مرحله عمل به صورتها و جلوههای مناسب نشان ندهد نمیتوان ادعای آن را از کسی پذیرفت، از این رو برخی گفتهاند: توحید این گونه نیست که مانند معادلات ریاضی صِرف، در حدّ فکر خلاصه شود که موطنش عقل است، بلکه فکری است که در مشاعر، کردار و رفتار انسان تجلی مییابد و تمام زندگی او را میپوشاند<ref>من وحی القرآن، ج ۲۰، ص ۱۲۲.</ref> توحید کلمه پاکیزهای است که به سوی خدا بالا میرود؛ ولی عامل بالا برنده آن عمل صالح است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}﴾}}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه: ۱۰.</ref> مراد از "کلمات پاکیزه" در این آیه اعتقادات صحیح، از جمله توحید است که تا در عمل تجلّی نیابد به درجه قبولی نمیرسد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۳.</ref> مهمترین جلوههای توحید عبادی، که آیات [[قرآن]] بر آنها تأکید کردهاند، عبارتاند از<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>:
| | توحید عبادی عبارت است از اختصاص [[پرستش]] به [[خدای متعال]]. [[توحید]] در لغت از ماده «وحد» به معنای افراد است<ref>ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۹۰؛ فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۳، ص۲۸۱.</ref>. لفظ «[[عبادی]]» نیز منسوب به «[[عبادت]]» است که در مقام نسبت، «تاء تأنیث» حذف شده و «عبادی» خوانده میشود. بر این اساس معنای «[[توحید در عبادت]]» منفرد ساختن پرستش خواهد بود و چون موضوع سخن، [[خدا]]ست، معنای آن، انحصار پرستش و عبادت به خداوند است. |
| #'''اطاعت از دستورهای خدا:'''پیروی از دستورهای خدا در حقیقت عبادت پروردگار است، چنان که اطاعت از شیطان، عبادت اوست و پیروی از هوا و هوس، خودپرستی است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۲۲۳.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}﴾}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه:۲۳.</ref> اطاعت از دستورهای معبود، شعار عبودیت است که باید در شئون زندگی ظاهر شود<ref>انوار درخشان، ج ۱۸، ص ۲۳۵.</ref>، زیرا مراد از عبودیت اعتقاد به اصول توحید و قیام به ادای وظایف الهی است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۴۸۱.</ref>. به گفتهای، اطاعت عین عبادت است و چون پرستش غیر خدا صحیح نیست، اطاعت غیر او نیز روا نیست مگر به فرمان خدا<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲.</ref>. [[قرآن کریم]] در آیه ۵۹ سوره نساء به مؤمنان فرمان میدهد از خدا و رسول و صاحبان امر ولایت اطاعت کنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}﴾}}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه:۵۹.</ref>. از آنجا که اطاعت از [[رسول خدا]]{{صل}} و اولی الامر به دستور خداست، خود گونهای اطاعت از خداست:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}﴾}}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم؛ سوره نساء، آیه: ۸۰.</ref>. برخی مفسران توحید را به رهایی انسان از قید بندگی هرچه جز خداست معنا کرده و بر اساس آن اطاعت و خضوع مطلق را برای کسی جز خدا روا ندانسته و معتقدند که اطاعت از حاکمان و متصدیان امور در حقیقت اطاعت از شرع است، نه خصوص آن ها و از این رو اگر آنان بر اساس شریعت رفتار کنند، موحدان یاریشان میکنند و اگر از آن منحرف گردند، به یاری امّت آنان را به مسیر شریعت باز میگردانند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref>. این سخن گرچه به جای خود درست است، هیچ گاه موجب نمی شود که موحّدان از کسانی پیروی کنند که اصل تصدّی و حاکمیت آنان پایه شرعی و عقلی ندارد. مفسران ذیل آیه ۱۲۱ سوره انعام که اطاعت از اولیای شیطان "مشرکان" را شرک دانسته: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}﴾}}<ref> و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه:۱۲۱.</ref> آوردهاند که اطاعت به معنای قبول فرمان و به گردن نهادن قید عبودیت است<ref>انوار درخشان، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref> و هر کس در دین خود از غیر خدا پیروی کند، مشرک است<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۴۰۶؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ من هدی القرآن، ج ۳، ص ۱۷۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| #'''تنها برای خدا سجده کردن:''' کسانی که فقط خدا را معبود خویش میدانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابستهاند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمیکنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانههای او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را میپرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> مشرکان گمان میکردند که با سجده برای اینها نزد خدا قرب و منزلت مییابند و خدا برای تنبه میفرماید: اگر غرض شما از این سجده نزدیکی به حق و عبادت اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا سجده کنید که آفریننده و پروردگار آنهایم<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.</ref>. جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}} اشاره دارد که اگر میخواهید خدا را عبادت کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در عبادت او شریک نسازید، زیرا عبادت خدا با عبادت غیر جمع نمیشود<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.</ref>. برخی با توجه به تأویل و معنای باطنی، "شمس" و "قمر" را [[پیامبر]]{{صل}} و جانشین یا جانشینان او {{عم}} یا عقل و نفس اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی سجده بر همه آنها را از آیه مزبور استنباط کردهاند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| #'''شکرگزاری در برابر نعمتها:''' کسی که فقط خدا را عبادت میکند، نمیتواند نعمتهایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در به کارگیری آنها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر نعمتهای الهی شکر گزارده و از آنها در راهی بهره جوید که سزاوار است و رضای خدا در آن است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ }}﴾}}<ref> هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را میپرستید؛ سوره بقره، آیه:۱۷۲.</ref> بنابر روایتی، کمترین چیزی که خداوند در برابر نعمتها از بندگان خویش میخواهد این است که نعمت را در معصیت به کار نگیرند و این نکتهای است که باید مورد توجه صاحبان جاه و ثروت باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه کبر، طغیان و لذتهای نامشروع صرف نکنند<ref>الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.</ref> بنابر روایتی دیگر، شکر نعمت این است که از حرام اجتناب شود<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.</ref>. برخی مفسران نیز تأکید کردهاند که بندگی خدا جز به حقیقت شکر یعنی صرف نعمتها در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمیگردد<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.</ref> و تنها شکر زبانی کافی نیست<ref>تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>. برخی ذیل آیه ۱۱۴ سوره نحل که مانند آیه ۱۷۲ سوره بقره توحید عبادی را به شکرگزاری در برابر نعمت ها پیوند داده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}﴾}}<ref> پس، از آنچه خداوند روزی شما کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را میپرستید؛ سوره نحل، آیه: 114.</ref> عبادت را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه آدمی هنگام استفاده از نعمتها خدا را یاد کند و با شکر زبانی و این احساس که نعمتها از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن هدف بزرگی که در پس نعمت است، حق سپاسگزاری را به جای آورد. بدین سان، شکرگزاری با پرستش پیوند میخورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر نعمتها به کفرورزی ارتباط مییابد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| #'''دعا و مناجات:''' دعا و راز و نیاز و مناجات با خدای متعالی و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوههای مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: {{عربی|اندازه=150%|" الدُّعَاءُ مُخُ الْعِبَادَة"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}﴾}}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این تکلیف، که تجلیگاه توحید عبادی است، غفلت نمیورزد و با ترک دعا، یا دعا کردن به درگاه غیر خدا خود را به استکبار و شرک نمیآلاید، از این رو [[قرآن کریم]] در دستهای از آیات افزون بر تأکید بر اصل دعا به عنوان عبادت از دعا کردن به غیر پیشگاه حق و خواندن غیر خدا نهی کرده و آن را از مصادیق ظلم دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی میرساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بیگمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶.</ref> و کسانی را که به جای خدا موجوداتی را میخوانند که از دعایشان غافلاند و تا قیامت پاسخ آنان را نمیدهند، گمراهترین کسان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}﴾}}<ref> و گمراهتر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) میخواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بیخبرند؛ سوره احقاف، آیه:۵.</ref> و نیز تصریح میکند که در قیامت خوانده شدگان با این عبادت کنندگان دشمناند و عبادت آنان را انکار میکنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ}}﴾}}<ref> و چون (در رستخیز) مردم را گرد آورند؛ (آن خدایان دروغین) دشمنان آنان خواهند بود و پرستش آنان را (هم) انکار خواهند کرد؛ سوره احقاف، آیه:۶.</ref> در برخی آیات سرّ عدم استجابت دعا از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ }}﴾}}<ref> اگر بخواهد شما را میبرد و آفریدگان تازهای میآورد؛ سوره فاطر، آیه:۱۶.</ref> ـ اگر نشنیدن کنایه از اجابت نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آنها ساخته نیست، زیرا مالک چیزی نیستند<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۴، «توحید در قرآن».</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| #'''حمد و ستایش در برابر اوصاف کمال:''' کسانی که با هدایت الهی، همه موجودات را مخلوق خدا{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است؛ سوره زمر، آیه:۶۲.</ref> و همه نعمتها را از او میدانند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ }}﴾}}<ref> و هر نعمتی دارید از خداوند است سپس هنگامی که گزندی به شما میرسد به (درگاه) او لابه میکنید؛ سوره نحل، آیه:۵۳.</ref> و به ربوبیت مطلق خدا که شامل آسمانها، زمین و عالمیان است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان؛ سوره جاثیه، آیه:۳۶.</ref>اعتراف دارند، به طور فطری او را میستایند و ستایش را که بنابر برخی روایات برترین دعاست<ref>مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۶۳.</ref>، ویژه خداوند میدانند و کنار ستایش او، غیر را نمیستایند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان؛ سوره جاثیه، آیه: ۳۶.</ref> تقدیم {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلِلَّهِ }}﴾}} در این آیه بر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ }}﴾}} بر حصر دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۸۱.</ref> و گویای این است که فقط خدا سزاوار ستایش است، چنان که الف و لام {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ }}﴾}} در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}} از نوع جنس یا استغراق است و بر اینکه جنس حمد یا همه حمدها از آن خداست دلالت میکند<ref>المیزان، ج ۱، ص ۲۲.</ref>، بنابراین کسی جز او شایسته ستایش نیست<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص ۱۵؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱.</ref>. ممکن است از ظاهر برخی دعاها برآید که حمد غیر خدا رواست، ولی حمد خدا بهتر است: {{عربی|اندازه=150%|" فَرَبِّي أَحْمَدُ شَيْءٍ عِنْدِي وَ أَحَقُ بِحَمْدِي "}}<ref>مصباح المتهجّد، ص ۵۸۲.</ref>؛ لیکن با توجه به ادله توحید حمد، باید از ظاهر افعل تفضیل صرف نظر کرد و آن را افعل تعیین دانست، زیرا حمد سایر نیکوکاران در حقیقت ظهور حمد الهی است و خیر آنها مظهر فیض خدا و آیت احسان الهی است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۱؛ ر. ک: اطیب البیان، ج۱، ص ۹۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
| #'''تنها از خدا کمک خواستن:''' در آیه ۵ سوره حمد بندگان مؤمن با هدایت خدا و بر زبان آوردنِ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِيَّاكَ نَعْبُدُ}}﴾}} عبادت و بندگی خالصانه خویش را در پیشگاه الهی ابراز میدارند و بیدرنگ میگویند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}﴾}} و بر اینکه فقط از خدا یاری میجویند، پای میفشارند و بدینسان، استعانت از غیر را نفی میکنند. این خود گویای آن است که عبادت و استعانت ملازم یکدیگر، بلکه به اعتباری عین هماند<ref>مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.</ref>. بندگی و پرستش خالصانه و دور از شرک اقتضا دارد که مؤمنان در رفع نیازها و برآوردن حاجات زندگی و حیات طیبه انسانی فقط از معبود خویش یاری بخواهند که خالق همه چیز{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}﴾}}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref> و ربّ عالمیان است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}﴾}} و با رحمت فراگیر خویش همه موجودات را بهرهمند میسازد و با رحمت ویژه، بندگان خود را به کمال مطلوب میرساند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}} شرک در استعانت، در حقیقت، مستلزم شرک در عبادت است <ref>مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.</ref>؛ اما این سخن بدان معنا نیست که موحدان باید از تمسّک به اسباب ظاهری چشم پوشند، بلکه به این معناست که هیچ گاه از یاد نبرند که یاریگر راستین و آن که همه اسباب به تقدیر و خواست او سامان یافته و تأثیر آن ها به اذن اوست، خدای متعالی است<ref>رک نمونه، ج ۱، ص ۲۳.</ref> و بدانند که نصر و یاری همواره از جانب اوست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}﴾}}<ref> و خداوند آن را جز مژدهای (برایتان) قرار نداد و اینکه دلتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند نیست که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره انفال، آیه:۱۰.</ref> و به اذن خداست که گروهی کوچک بر گروهی بزرگ پیروز میشوند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}﴾}}<ref> و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه: ۲۴۹.</ref> [[قرآن کریم]] درباره پیروزی مسلمانان بر مشرکان در غزوه بدر به [[پیامبر]] یادآوری میکند که تو آنان را نکشتی، بلکه خدا کشت و چون به سوی آنان سنگ انداختی، تو نبودی، بلکه خدا بود:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }}﴾}}<ref> پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست؛ سوره انفال، آیه:۱۷.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} به [[فضل بن عباس]] فرمود: هرگاه خواستی از کسی یاری بجویی از خدا بجوی که اگر همه مخلوقات گرد هم آیند نمی توانند چیزی را که او برایت مقدر کرده از تو برگردانند، چنان که نخواهند توانست چیزی را که مقدّر نیست به تو برسد، به سویت گسیل دارند<ref>بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۷، ۱۳۶؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۶، ص ۸۸۱؛ مستدرک السفینه، ج ۶، ص ۱۵۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص:۷۲ - ۱۱۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع==
| | توحید در عبادت، والاترین [[هدف]] [[بعثت پیامبران]] [[الهی]] و اصل مشترک همه [[ادیان آسمانی]] بوده و همه [[مسلمانان]] در نمازهای روزانه خود به این اصل اعتراف میکنند {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>. بر این اساس، [[وجوب]] [[پرستش خدا]] و دوری از پرستش غیر او، امری مسلّم بوده و کسی در این قاعده کلی مخالفتی ندارد<ref>سبحانی، جعفر، سیمای عقائد شیعه، ص۶۲.</ref>؛ تنها [[اختلاف]] در معنای عبادت و مصادیق آن است<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۰۳.</ref>. |
| * [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']]؛
| |
|
| |
|
| ==پانویس== | | [[انسان]] [[موحد]] [[معتقد]] است همه امور تکوینی و [[تشریعی]] به عنایت خداوند انجام میگیرد و هیچ یک از این امور به آفریدههای او واگذار نشده است. به همین دلیل، خداوند را میپرستد. انسان [[مشرک]] معتقد است که ربها مخلوق حقند، ولی برخی یا تمام امور تکوینی و تشریعی، به آنها [[تفویض]] شده است. بر اساس همین اعتقاد، از ستارهها و [[بتها]]، طلب باران، [[شفاعت]]، [[یاری رساندن]] و پیروزی در جنگ میکند؛ زیرا این امور را [[تفویض]] شده به آنها میپندارد. |
| {{یادآوری پانویس}} | | |
| {{پانویس2}} | | با توجه به تعریف یاد شده، معیار اساسی [[توحید]] و شرک در عبادت آشکار میشود. اگر موجودی بر اساس [[اعتقاد]] به الوهیت یا [[ربوبیت]] یا به عنوان [[خالق]] [[جهان هستی]] که تمام امور در دست [[قدرت]] اوست پرستیده شود، [[عبادت]] است. در مقابل، اگر کرنش [[انسان]]، بدون قصد و اعتقاد باشد، این کرنش، عبادت نیست، بلکه [[تعظیم]] و [[بزرگداشت]] شمرده میشود. در این حالت، نه انسان [[خاضع]]، [[مشرک]] است و نه عمل او، [[شرک]] آمیز<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۷۱.</ref>. |
| | |
| | == معنای عبادت == |
| | [[عالمان]] لغت واژه عبادت را به نرمش و [[ذلت]]<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۲۰۵.</ref>، [[اطاعت]] کردن<ref>القاموس المحیط، ج۱، ص۵۹۶.</ref>، [[طاعت]] همراه با [[خضوع]]<ref>لسان العرب، ج۹، ص۱۲؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۳۱؛ اقرب الموارد، ج۲، ص۷۸۸.</ref>، [[انقیاد]] همراه با خضوع<ref>المصباح المنیر، ج۲، ص۴۲.</ref> و اظهار ذلت<ref>المفردات فی غریب القرآن، ص۳۱۹.</ref> تعریف کردهاند. میان [[تفسیر]] لغویان و مفهوم [[عبادت]] عموم و خصوص من وجه است. در رابطه با تفسیر عبادت به «[[خضوع]]» و «تذلل» نیز اشکال وارد است که مفهوم این دو واژه گستردهتر از مفهوم عبادت بوده و نسبت میان آن دو عموم و خصوص مطلق است؛ زیرا خضوع و تذلل [[انسان]] در برابر پدر و مادر، با توجه به [[دستور خداوند]] بر آن{{متن قرآن|وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ}}<ref>«و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن» سوره اسراء، آیه ۲۴.</ref> ارتباطی به «عبادت» به معنای [[پرستش]] ندارد<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۷.</ref>. |
| | |
| | با استفاده از [[آیات قرآن]] میتوان عبادت را چنین تعریف کرد: عبادت عبارت است از کرنش در برابر موجودی که او را [[اله]] و رب<ref>{{متن قرآن|يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}} «همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای [[قوم]] من! [[خداوند]] را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از [[عذاب]] روزی سترگ بر شما میهراسم» [[سوره اعراف]]، [[آیه]] ۵۹؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}} «بیگمان خداوند، [[پروردگار]] من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» [[سوره آل عمران]]، آیه ۵۱؛ [[آیات]] دیگری نیز به همین مضمون وجود دارد، مانند آیات ۴۳ [[یونس]]، ۹۹ [[حجر]]، ۶۵ و ۳۶ [[مریم]]، ۶۴ زخرف.</ref> عالم و [[خالق]] [[جهان هستی]]<ref>{{متن قرآن|...لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ}} «... خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید» سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref> میدانیم؛ کسی که تمام امور هستی چه امور [[تکوینی]] (مانند: [[خلق]]، [[رزق]] زنده کردن و میراندن) و چه امور تشریعی (مانند: [[قانونگذاری]]، [[شفاعت]] و [[مغفرت]]) همه به دست و عنایت اوست. بنابراین، اگر گفتار یا [[رفتاری]] برخاسته از این [[اعتقاد]] نباشد، عبادت به شمار نمیآید<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۷۱.</ref>. |
| | |
| | == توحید عبادی از دیدگاه [[عقل]] و نقل == |
| | از منظر [[خرد]]، همه ممکنات (ما سوی [[الله]]) [[فقیر]] و نیازمندند و فی نفسه فاقد هر نوع کمال و [[جمال]] و اگر در مرحله بعد، واجد کمالی میگردند به خاطر لطفی است که از جانب [[آفریدگار]] به آنان میشود<ref>سوره فاطر، آیه ۱۵.</ref>. بنابراین تنها مبدأ کمال است که سزاوار پرستش است چون همه [[کمالات]] از جانب او به [[جهان]] امکان افاضه میشود<ref> مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۸.</ref>. |
| | |
| | اما از منظر نقل، مهمترین [[آیه]] [[قرآن کریم]] که با صراحت به [[توحید در عبادت]] و [[نفی]] تمام معبودها میپردازد آیه پنجم از [[سوره حمد]] است: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>. این آیه به اتفاق همه [[مفسران]]، عبادت را منحصر در خداوند میداند<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۱؛ المیزان، ج۱، ص۲۵؛ الکشاف، ج۱، ص۱۳؛ مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۸؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. این آیه حتی [[یاری]] جستن را نیز منحصر در [[خداوند متعال]] میکند تا [[توحید در عبادت]] عملاً و لساناً تحقق یابد. آیه در واقع هم [[نفی]] است و هم [[اثبات]]، نفی عبادت هر چیزی غیر از [[خدا]] و اثبات [[عبادت الهی]]؛ در مورد [[استعانت]] نیز همین مطلب جاری است<ref> مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۱.</ref>. |
| | |
| | همچنین در آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}}<ref>«و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref> نیز بر [[عبادت خدا]] و پرهیز از [[طاغوت]] تأکید شده است. این آیه به روشنی [[گواهی]] میدهد که «توحید در عبادت» عصاره [[دعوت]] تمام [[پیامبران]] و در رأس برنامههای آنان بوده است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۲۴۲.</ref>. این مضمون در سایر [[آیات]] نیز مطرح شده است<ref>سوره انبیاء، آیه ۲۵؛ سوره فصلت، آیه ۱۴؛ سوره نساء، آیه ۳۶؛ سوره بقره، آیه ۸۳؛ سوره هود، آیه ۵۰؛ سوره هود، آیه ۸۴.</ref>. |
| | |
| | [[قرآن]] «[[توحید در عبادت]]» را یک اصل مسلم در تمام [[شرایع آسمانی]] شمرده و [[اهل کتاب]] را به [[حفظ]] این اصل [[دعوت]] کرده است<ref>سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. در آیهای، [[پرستش]] [[الهی]] همان [[راه مستقیم]] خوانده شده<ref>سوره یس، آیه ۶۱.</ref> و در برخی [[آیات]] کسانی که توحید در عبادت را پذیرفته و دیگر معبودها را رها کردهاند، از [[هدایت]] یافتگان و [[اهل]] [[خرد]] شمرده شدهاند<ref>سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. در برخی آیات نیز [[مشرکان]] را توبیخ کرده که چرا اجسام بیجان و ساخته دست خود را [[عبادت]] میکنند در حالی که آنها خود خالقی توانا دارند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۹۱.</ref> و یا چرا چیزی را میپرستید که برای شما ضرر و نفعی ندارد<ref>سوره رعد، آیه ۱۶.</ref>. |
| | |
| | گاهی واژه «[[عبادت]]» به صورت مجاز در یک معنای وسیعی به کار رفته که هرگز با عبادت به معنای «پرستش» مساوی نیست: {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>. به کار بردن پرستش درباره انسانهای [[گنهکار]] که از خواسته [[شیطان]] [[پیروی]] میکنند به طور مسلم یک نوع مجاز است و هرگز [[گمراهان]] [[اخلاقی]] در جرگه [[مشرکان]] قرار نمیگیرند. این کاربرد در [[روایات]] نیز دیده میشود<ref>الکافی، ج۶، ص۴۳۴.</ref>. |
| | |
| | [[قرآن کریم]] در مورد [[اعتقاد]] [[بتپرستان]] تصریح میکند که آنان [[اصنام]] مورد پرستش را (بر خلاف [[اندیشه]] [[وهابیان]]) تنها [[شفیعان]] درگاه الهی نمیدانستند<ref>سوره یونس، آیه ۱۸.</ref> بلکه گاهی آنها را «الهه»<ref>سوره ص، آیه ۵.</ref> و گاهی «ارباب»<ref>سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref> میخواندند، [[آیات قرآنی]] حاکی از آن است که انگیزه آنان برای [[پرستش]] [[اصنام]] این بوده که تصور میکردند بخشی از کارهای [[خدا]] به آنان واگذار شده و در [[حقیقت]] [[شفاعت]] و [[بخشش گناهان]] در دست آنان است و این دو مطلب از اصرار [[قرآن]] بر اینکه شفاعت بدون [[اذن خدا]] <ref>سوره نجم، آیه ۲۶.</ref> صورت نمیپذیرد و یا آمرزندهای جز خدا نیست<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.</ref> به دست میآید. در جای دیگر نقل میکند که آنان [[عزت]] را در دست [[بتها]] دانسته<ref>سوره مریم، آیه ۸۱.</ref> و از بتها میخواستند که آنان را در [[جنگها]] کمک کنند<ref>سوره یس، آیه ۷۴.</ref>. [[قرآن]] [[تذکر]] میدهد که این [[مشرکان]] در [[روز رستاخیز]] از [[عقیده]] واقعی خود درباره بتها برگشته و به [[گمراهی]] خود اعتراف میکنند<ref>سوره شعراء، آیه ۹۷-۹۸.</ref>. |
| | |
| | در [[روایات]] متعددی نیز به این مسأله اشاره شده و [[عبادت کنندگان]] غیر [[خدا]] را [[مشرک]] دانسته و بیان میکند که [[کفر]] مقدم بر [[شرک]] است؛ چراکه [[ابلیس]] اول [[کافر]] شد، سپس مشرک<ref>الکافی، ج۲، ص۳۸۶؛ حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص۴۸.</ref>. |
| | |
| | نکته پایانی اینکه «[[توسل]]» به [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و یا «[[تبرک]]» به آثار به جا مانده از آنان، ارتباطی به [[عبادت]] و [[پرستش]] آنان ندارد؛ زیرا هیچگاه متوسلان و تبرکجویان، کوچکترین [[اعتقادی]] به الوهیت و [[ربوبیت]] آنان نداشته و هرگز عقیده ندارند که کاری از عالم به آنان واگذار شده و آنان در تأثیر مستقل هستند<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۸.</ref>. |
| | |
| | == انواع توحید عبادی == |
| | توحید عبادی بر چند نوع است: |
| | # [[توحید در عبادت]]: به این معنی که [[انسان]] هیچگاه جز خداوند را به [[عبادت]] نگیرد: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>. |
| | # [[توحید در اطاعت]]: به این معنی که، [[انسان]] جز از [[خداوند]] و آنکس که طاعتش به [[طاعت]] [[حضرت حق]] باز میگردد، هیچکس را شایسته [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] نداند: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>. |
| | # [[توحید]] در [[نیّت]]: به این معنی که، [[هدف]] قلبی [[انسان]] از انجام امور که به آن "[[نیّت]]" گفته میشود فقط و فقط تحصیل [[رضایت]] خداوند باشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]]، ص۳۲۷-۳۲۹.</ref>. |
| | |
| | == اختلاف شیعه با وهابیت == |
| | اساسیترین تفاوت میان [[وهابیت]] و [[شیعیان]] و دیگر فرقههای اسلامی در مسئله توحید عبادی است؛ آنان در تعریف توحید عبادی میگویند: «توحید عبادت است از منحصر دانستن [[خداوند سبحان]] به عبادت»<ref>الجامع الفرید، ص۲۱۹.</ref>. آن گاه در تعریف عبادت میگویند: «عبادت نهایت [[خضوع]] و خاکساری است و این کلمه تنها در مورد خضوع برای [[خداوند]] به کار میرود»<ref>الجامع الفرید، ص۲۱۸.</ref>. |
| | |
| | مشکل اساسی وهابیت در این است که آنان عبادت را به معنای لغوی آن (مطلق خضوع و خاکساری) گرفتهاند. از این رو، با این معنا، دایره شرک خیلی گسترده میشود؛ زیرا بر اساس این تعریف (عبادت)، هرگونه کرنش و خاکساری در برابر موجودی غیر [[خدا]] نیز باعث شرک است، حال تفاوتی ندارد این خضوع و کرنش با اعتقاد به الوهیت مخضوع له باشد یا نباشد. بر اساس این تعریف نادرست، آنان هر گونه [[زیارت قبور]]، [[توسل]]، شفاعت از [[پیامبران]] و [[اولیا]] را شرک توصیف میکنند. |
| | |
| | باید توجه داشت (چنان که در تعریف عبادت گفته شد)، [[شیعه]] و دیگر فرقههای اسلامی با استفاده از [[آیات قرآن]]، عبادت خداوند را در صورتی عملی میدانند که انسان با اعتقاد به الوهیت او خضوع کند؛ زیرا [[اعمال انسان]] و عبادت او به نیتش بستگی دارد. از این رو، به [[اجماع]] تمام [[فقیهان]] [[اسلام]]، در [[اعمال عبادی]] مثل [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]] و [[نیت]]، شرط اساسی [[درستی]] [[عبادت]] و تحقق آن است. اگر کسی بدون نیت [[نماز]] بخواند یا [[روزه]] بگیرد یا [[اعمال]] [[حج]] را انجام دهد، [[باطل]] است. همچنین اگر نماز یا اعمال دیگر را برای [[ریا]] انجام دهد. باطل و حتی [[شرک]] است؛ لذا [[تکریم]] و [[احترام]] و اعمالی مانند بوسیدن [[قرآن کریم]] یا [[ضریح]] [[انبیا]] و [[توسل]]، [[زیارت]]، استشفا و [[تبرک]] به آثار [[انبیاء]] و [[اولیای الهی]] و چیزهایی که به گونهای به آنها مربوطند، در صورتی که با [[اعتقاد]] به الوهیت و [[ربوبیت]] یا [[تفویض]] همراه نباشد، عبادت آنها شمرده نمیشود<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۷۱.</ref>. |
| | |
| | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']] |
| | # [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']] |
| | # [[پرونده:1414.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] |
| | # [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] |
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
|
| |
|
| [[رده:مدخلهای درجه دو دانشنامه]]
| |
| [[رده:توحید]] | | [[رده:توحید]] |
| | [[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]] |
توحید عبادی به معنای یکتاپرستی و انحصار پرستش و عبادت به خداوند است. توحید در عبادت عصاره دعوت تمام پیامبران و در رأس برنامههای آنان بوده است. توحید عبادی بر چند نوع است: توحید در عبادت؛ توحید در اطاعت و توحید در نیّت.
مقدمه
توحید عبادی عبارت است از اختصاص پرستش به خدای متعال. توحید در لغت از ماده «وحد» به معنای افراد است[۱]. لفظ «عبادی» نیز منسوب به «عبادت» است که در مقام نسبت، «تاء تأنیث» حذف شده و «عبادی» خوانده میشود. بر این اساس معنای «توحید در عبادت» منفرد ساختن پرستش خواهد بود و چون موضوع سخن، خداست، معنای آن، انحصار پرستش و عبادت به خداوند است.
توحید در عبادت، والاترین هدف بعثت پیامبران الهی و اصل مشترک همه ادیان آسمانی بوده و همه مسلمانان در نمازهای روزانه خود به این اصل اعتراف میکنند ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ﴾[۲]. بر این اساس، وجوب پرستش خدا و دوری از پرستش غیر او، امری مسلّم بوده و کسی در این قاعده کلی مخالفتی ندارد[۳]؛ تنها اختلاف در معنای عبادت و مصادیق آن است[۴].
انسان موحد معتقد است همه امور تکوینی و تشریعی به عنایت خداوند انجام میگیرد و هیچ یک از این امور به آفریدههای او واگذار نشده است. به همین دلیل، خداوند را میپرستد. انسان مشرک معتقد است که ربها مخلوق حقند، ولی برخی یا تمام امور تکوینی و تشریعی، به آنها تفویض شده است. بر اساس همین اعتقاد، از ستارهها و بتها، طلب باران، شفاعت، یاری رساندن و پیروزی در جنگ میکند؛ زیرا این امور را تفویض شده به آنها میپندارد.
با توجه به تعریف یاد شده، معیار اساسی توحید و شرک در عبادت آشکار میشود. اگر موجودی بر اساس اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت یا به عنوان خالق جهان هستی که تمام امور در دست قدرت اوست پرستیده شود، عبادت است. در مقابل، اگر کرنش انسان، بدون قصد و اعتقاد باشد، این کرنش، عبادت نیست، بلکه تعظیم و بزرگداشت شمرده میشود. در این حالت، نه انسان خاضع، مشرک است و نه عمل او، شرک آمیز[۵].
معنای عبادت
عالمان لغت واژه عبادت را به نرمش و ذلت[۶]، اطاعت کردن[۷]، طاعت همراه با خضوع[۸]، انقیاد همراه با خضوع[۹] و اظهار ذلت[۱۰] تعریف کردهاند. میان تفسیر لغویان و مفهوم عبادت عموم و خصوص من وجه است. در رابطه با تفسیر عبادت به «خضوع» و «تذلل» نیز اشکال وارد است که مفهوم این دو واژه گستردهتر از مفهوم عبادت بوده و نسبت میان آن دو عموم و خصوص مطلق است؛ زیرا خضوع و تذلل انسان در برابر پدر و مادر، با توجه به دستور خداوند بر آن﴿وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ﴾[۱۱] ارتباطی به «عبادت» به معنای پرستش ندارد[۱۲].
با استفاده از آیات قرآن میتوان عبادت را چنین تعریف کرد: عبادت عبارت است از کرنش در برابر موجودی که او را اله و رب[۱۳] عالم و خالق جهان هستی[۱۴] میدانیم؛ کسی که تمام امور هستی چه امور تکوینی (مانند: خلق، رزق زنده کردن و میراندن) و چه امور تشریعی (مانند: قانونگذاری، شفاعت و مغفرت) همه به دست و عنایت اوست. بنابراین، اگر گفتار یا رفتاری برخاسته از این اعتقاد نباشد، عبادت به شمار نمیآید[۱۵].
توحید عبادی از دیدگاه عقل و نقل
از منظر خرد، همه ممکنات (ما سوی الله) فقیر و نیازمندند و فی نفسه فاقد هر نوع کمال و جمال و اگر در مرحله بعد، واجد کمالی میگردند به خاطر لطفی است که از جانب آفریدگار به آنان میشود[۱۶]. بنابراین تنها مبدأ کمال است که سزاوار پرستش است چون همه کمالات از جانب او به جهان امکان افاضه میشود[۱۷].
اما از منظر نقل، مهمترین آیه قرآن کریم که با صراحت به توحید در عبادت و نفی تمام معبودها میپردازد آیه پنجم از سوره حمد است: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾[۱۸]. این آیه به اتفاق همه مفسران، عبادت را منحصر در خداوند میداند[۱۹]. این آیه حتی یاری جستن را نیز منحصر در خداوند متعال میکند تا توحید در عبادت عملاً و لساناً تحقق یابد. آیه در واقع هم نفی است و هم اثبات، نفی عبادت هر چیزی غیر از خدا و اثبات عبادت الهی؛ در مورد استعانت نیز همین مطلب جاری است[۲۰].
همچنین در آیه ﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ﴾[۲۱] نیز بر عبادت خدا و پرهیز از طاغوت تأکید شده است. این آیه به روشنی گواهی میدهد که «توحید در عبادت» عصاره دعوت تمام پیامبران و در رأس برنامههای آنان بوده است[۲۲]. این مضمون در سایر آیات نیز مطرح شده است[۲۳].
قرآن «توحید در عبادت» را یک اصل مسلم در تمام شرایع آسمانی شمرده و اهل کتاب را به حفظ این اصل دعوت کرده است[۲۴]. در آیهای، پرستش الهی همان راه مستقیم خوانده شده[۲۵] و در برخی آیات کسانی که توحید در عبادت را پذیرفته و دیگر معبودها را رها کردهاند، از هدایت یافتگان و اهل خرد شمرده شدهاند[۲۶]. در برخی آیات نیز مشرکان را توبیخ کرده که چرا اجسام بیجان و ساخته دست خود را عبادت میکنند در حالی که آنها خود خالقی توانا دارند[۲۷] و یا چرا چیزی را میپرستید که برای شما ضرر و نفعی ندارد[۲۸].
گاهی واژه «عبادت» به صورت مجاز در یک معنای وسیعی به کار رفته که هرگز با عبادت به معنای «پرستش» مساوی نیست: ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[۲۹]. به کار بردن پرستش درباره انسانهای گنهکار که از خواسته شیطان پیروی میکنند به طور مسلم یک نوع مجاز است و هرگز گمراهان اخلاقی در جرگه مشرکان قرار نمیگیرند. این کاربرد در روایات نیز دیده میشود[۳۰].
قرآن کریم در مورد اعتقاد بتپرستان تصریح میکند که آنان اصنام مورد پرستش را (بر خلاف اندیشه وهابیان) تنها شفیعان درگاه الهی نمیدانستند[۳۱] بلکه گاهی آنها را «الهه»[۳۲] و گاهی «ارباب»[۳۳] میخواندند، آیات قرآنی حاکی از آن است که انگیزه آنان برای پرستش اصنام این بوده که تصور میکردند بخشی از کارهای خدا به آنان واگذار شده و در حقیقت شفاعت و بخشش گناهان در دست آنان است و این دو مطلب از اصرار قرآن بر اینکه شفاعت بدون اذن خدا [۳۴] صورت نمیپذیرد و یا آمرزندهای جز خدا نیست[۳۵] به دست میآید. در جای دیگر نقل میکند که آنان عزت را در دست بتها دانسته[۳۶] و از بتها میخواستند که آنان را در جنگها کمک کنند[۳۷]. قرآن تذکر میدهد که این مشرکان در روز رستاخیز از عقیده واقعی خود درباره بتها برگشته و به گمراهی خود اعتراف میکنند[۳۸].
در روایات متعددی نیز به این مسأله اشاره شده و عبادت کنندگان غیر خدا را مشرک دانسته و بیان میکند که کفر مقدم بر شرک است؛ چراکه ابلیس اول کافر شد، سپس مشرک[۳۹].
نکته پایانی اینکه «توسل» به انبیاء و اولیاء و یا «تبرک» به آثار به جا مانده از آنان، ارتباطی به عبادت و پرستش آنان ندارد؛ زیرا هیچگاه متوسلان و تبرکجویان، کوچکترین اعتقادی به الوهیت و ربوبیت آنان نداشته و هرگز عقیده ندارند که کاری از عالم به آنان واگذار شده و آنان در تأثیر مستقل هستند[۴۰].
انواع توحید عبادی
توحید عبادی بر چند نوع است:
- توحید در عبادت: به این معنی که انسان هیچگاه جز خداوند را به عبادت نگیرد: ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾[۴۱].
- توحید در اطاعت: به این معنی که، انسان جز از خداوند و آنکس که طاعتش به طاعت حضرت حق باز میگردد، هیچکس را شایسته اطاعت و فرمانبرداری نداند: ﴿مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ﴾[۴۲].
- توحید در نیّت: به این معنی که، هدف قلبی انسان از انجام امور که به آن "نیّت" گفته میشود فقط و فقط تحصیل رضایت خداوند باشد[۴۳].
اختلاف شیعه با وهابیت
اساسیترین تفاوت میان وهابیت و شیعیان و دیگر فرقههای اسلامی در مسئله توحید عبادی است؛ آنان در تعریف توحید عبادی میگویند: «توحید عبادت است از منحصر دانستن خداوند سبحان به عبادت»[۴۴]. آن گاه در تعریف عبادت میگویند: «عبادت نهایت خضوع و خاکساری است و این کلمه تنها در مورد خضوع برای خداوند به کار میرود»[۴۵].
مشکل اساسی وهابیت در این است که آنان عبادت را به معنای لغوی آن (مطلق خضوع و خاکساری) گرفتهاند. از این رو، با این معنا، دایره شرک خیلی گسترده میشود؛ زیرا بر اساس این تعریف (عبادت)، هرگونه کرنش و خاکساری در برابر موجودی غیر خدا نیز باعث شرک است، حال تفاوتی ندارد این خضوع و کرنش با اعتقاد به الوهیت مخضوع له باشد یا نباشد. بر اساس این تعریف نادرست، آنان هر گونه زیارت قبور، توسل، شفاعت از پیامبران و اولیا را شرک توصیف میکنند.
باید توجه داشت (چنان که در تعریف عبادت گفته شد)، شیعه و دیگر فرقههای اسلامی با استفاده از آیات قرآن، عبادت خداوند را در صورتی عملی میدانند که انسان با اعتقاد به الوهیت او خضوع کند؛ زیرا اعمال انسان و عبادت او به نیتش بستگی دارد. از این رو، به اجماع تمام فقیهان اسلام، در اعمال عبادی مثل نماز، روزه، حج و نیت، شرط اساسی درستی عبادت و تحقق آن است. اگر کسی بدون نیت نماز بخواند یا روزه بگیرد یا اعمال حج را انجام دهد، باطل است. همچنین اگر نماز یا اعمال دیگر را برای ریا انجام دهد. باطل و حتی شرک است؛ لذا تکریم و احترام و اعمالی مانند بوسیدن قرآن کریم یا ضریح انبیا و توسل، زیارت، استشفا و تبرک به آثار انبیاء و اولیای الهی و چیزهایی که به گونهای به آنها مربوطند، در صورتی که با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت یا تفویض همراه نباشد، عبادت آنها شمرده نمیشود[۴۶].
منابع
پانویس
- ↑ ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۹۰؛ فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج۳، ص۲۸۱.
- ↑ «تنها تو را میپرستیم» سوره فاتحه، آیه ۵.
- ↑ سبحانی، جعفر، سیمای عقائد شیعه، ص۶۲.
- ↑ سبحانی، جعفر، مقاله «توحید عبادی»، دانشنامه کلام اسلامی، ج۳، ص۸۷؛ فرهنگ شیعه، ص۲۰۳.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۷۱.
- ↑ معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۲۰۵.
- ↑ القاموس المحیط، ج۱، ص۵۹۶.
- ↑ لسان العرب، ج۹، ص۱۲؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۳۱؛ اقرب الموارد، ج۲، ص۷۸۸.
- ↑ المصباح المنیر، ج۲، ص۴۲.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص۳۱۹.
- ↑ «و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن» سوره اسراء، آیه ۲۴.
- ↑ سبحانی، جعفر، مقاله «توحید عبادی»، دانشنامه کلام اسلامی، ج۳، ص۸۷.
- ↑ ﴿يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ﴾ «همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، من از عذاب روزی سترگ بر شما میهراسم» سوره اعراف، آیه ۵۹؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾ «بیگمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره آل عمران، آیه ۵۱؛ آیات دیگری نیز به همین مضمون وجود دارد، مانند آیات ۴۳ یونس، ۹۹ حجر، ۶۵ و ۳۶ مریم، ۶۴ زخرف.
- ↑ ﴿...لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ﴾ «... خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید» سوره انعام، آیه ۱۰۲.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۷۱.
- ↑ سوره فاطر، آیه ۱۵.
- ↑ مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۸.
- ↑ «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.
- ↑ مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۱؛ المیزان، ج۱، ص۲۵؛ الکشاف، ج۱، ص۱۳؛ مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۸؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۵.
- ↑ مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۱.
- ↑ «و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.
- ↑ المیزان، ج۱۲، ص۲۴۲.
- ↑ سوره انبیاء، آیه ۲۵؛ سوره فصلت، آیه ۱۴؛ سوره نساء، آیه ۳۶؛ سوره بقره، آیه ۸۳؛ سوره هود، آیه ۵۰؛ سوره هود، آیه ۸۴.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۶۴.
- ↑ سوره یس، آیه ۶۱.
- ↑ سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۹۱.
- ↑ سوره رعد، آیه ۱۶.
- ↑ «آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.
- ↑ الکافی، ج۶، ص۴۳۴.
- ↑ سوره یونس، آیه ۱۸.
- ↑ سوره ص، آیه ۵.
- ↑ سوره یوسف، آیه ۳۹.
- ↑ سوره نجم، آیه ۲۶.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.
- ↑ سوره مریم، آیه ۸۱.
- ↑ سوره یس، آیه ۷۴.
- ↑ سوره شعراء، آیه ۹۷-۹۸.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۳۸۶؛ حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص۴۸.
- ↑ سبحانی، جعفر، مقاله «توحید عبادی»، دانشنامه کلام اسلامی، ج۳، ص۸۸.
- ↑ «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.
- ↑ «هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.
- ↑ مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۱، ص۳۲۷-۳۲۹.
- ↑ الجامع الفرید، ص۲۱۹.
- ↑ الجامع الفرید، ص۲۱۸.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۲۷۱.