فرزندان امام کاظم: تفاوت میان نسخهها
(←پانویس) برچسب: واگردانی دستی |
(←زید) |
||
| (۲۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
== فرزندان پسر == | == فرزندان پسر == | ||
{{ | === امام رضا{{ع}} === | ||
{{اصلی|امام رضا علیهالسلام}} | |||
[[امام رضا]]{{ع}} دهمین نفر از [[چهارده معصوم]]{{ع}} و هشتمین [[پیشوای مسلمانان]] در ۱۱ [[ذی قعده]] سال ۱۴۸ﻫ.ق در [[مدینه]] به [[دنیا]] آمد<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۴۸۶؛ مفید، محمد بن محمد، ارشاد، ج۲، ص۵۹۱.</ref>. پدر ارجمندش [[موسی بن جعفر]]{{ع}} [[امام هفتم]] و مادر آن حضرت [[نجمه خاتون]] نامیده میشد<ref>سبط ابن جوزی، یوسف شمس الدین، تذکرة الخواص، ص۳۱۵؛ شیروانی، میرزاحیدرعلی، مناقب اهل بیت، ص۱۳.</ref>. مشهورترین [[لقب]] [[امام هشتم]]{{ع}}، [[رضا]] است. درباره [[همسر]] آن حضرت باید گفت، ایشان اُم ولد بوده و «[[سبیکه نوبیه]]» نام داشت. گفته شده است که وی از [[خاندان]] [[ماریه قبطیه]]، یعنی مادر [[ابراهیم]]، فرزند [[رسول اکرم]]{{صل}} بوده است<ref>کلینی، کافی، ج۲، ص۴۱۳.</ref>. | |||
در دوران [[امامت]] [[حضرت رضا]] مکتب [[اهل بیت]]{{عم}} از جهت [[علمی]] و [[اجتماعی]] به حدّی [[رشد]] کرده و گسترش یافته بود که میتوانست [[قدرت سیاسی]] را [[تجربه]] نماید. برخلاف شروع امامت پدرش، امامت آن جناب به طور علنی و با [[قدرت]] شروع شد و در پاسخ کسانی که میگفتند حضرت امامت خود را آشکار نکند و او را از [[هارون]] [[بیم]] میدادند، میفرمود: "[[بیهوده]] میکوشند، با من کاری نمیتوانند کنند"<ref>کافی، ج۱، ص۸۷.</ref>. | |||
[[خلفای عباسی]] معاصر آن [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} سه نفر بودند: [[هارون]]، محمد امین و [[عبدالله مأمون]]. واگذاری منصب [[ولایتعهدی]] به [[امام رضا]]{{ع}} از چارههایی بود که برای گریز از خطر [[شیعه]] یافتند. بدینسان، دوران [[امامت امام رضا]]{{ع}} را به دو دوره پیش و پس از ولایتعهدی تقسیم کرد. | |||
مأمون برای [[فریب]] [[مردم]] و در [[حقیقت]] [[نظارت]] بیشتر بر امام{{ع}}، ایشان را به پایتخت خویش آورد و واداشت تا منصب ولایتعهدی را بپذیرد<ref>مقاتل الطالبیین، ۵۶۳.</ref>. امام که تحت فشار و [[اجبار]] قرار گرفته بود و از طرفی در پذیرش این امر فوایدی را برای [[حفظ اسلام]] و [[مسلمانان]] ملاحظه میفرمود، آن را پذیرفت. [[مأمون]] که با ولایتعهدی امام رضا{{ع}} کار را بر خویش سخت کرده و به اهداف خویش نیز نرسیده بود، تصمیم بر [[قتل]] [[امام رضا]]{{ع}} گرفت و در آخر ماه صَفر سال ۲۰۳ ه. آن امام همام را در پنجاه و پنج سالگی به شهادت رساند<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا{{ع}}، ج۲، ص۴۰۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۸۶؛ مفید، محمد بن محمد، ارشاد، ص۲۴۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۱۵ ـ ۱۱۸؛ [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۲۷۶؛ [[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[امامت امام رضا (مقاله)|امامت امام رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۳۴.</ref> | |||
=== ابراهیم === | |||
{{اصلی|ابراهیم بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
آن زمان که [[امام رضا]] {{ع}} در مرو به سر میبردند، هر از چند گاهی نامههایی را برای [[خانواده]] خویش به سوی [[مدینه]] گسیل میداشتند که در یکی از این نامهها، از [[ظلم و ستم]] [[مأمون]] مطالبی را برای خانواده نوشتند و گویا از باب دلتنگی و استمداد از دیگر [[برادران]]، ایشان را به [[خراسان]] [[دعوت]] نمودند. | |||
به محض وصول نامه، ده الی دوازده هزار نفر از فرزندان [[بنی هاشم]] آماده حرکت شده و چون در جمع خود سرداری برای [[فرماندهی]] نداشتند قرار بر این شد که تعدادی به [[زیارت]] قبر مطهر [[حضرت رسول اکرم]] {{صل}} مشرف شوند و بر [[قبر]] حضرت [[سلام]] کنند و هر کس که جواب سلام شنید او، به عنوان سردار و فرمانده [[منصوب]] شود و چون تنها «آقا سید [[ابراهیم]]» جواب سلامش را شنید، ایشان به عنوان سردار [[لشکر]] [[انتخاب]] و رهسپار خراسان شدند و از این [[تاریخ]] به بعد به «[[ابراهیم]] ابو جواب» معروف شد. | |||
با رسیدن کاروان به [[شهر]] [[ری]]، سربازان [[مأمون]]، به کاروان حملهور شدند و برای اینکه مانع ورود آنها به [[خراسان]] شوند، عدهای را به [[شهادت]] رساند و گروهی از [[سادات]] نیز به مناطق مختلف متفرق شده، که باز مورد تعقیب مأموران قرار گرفتند. آقا [[سید]] ابراهیم در حالیکه به سمت شمال [[ایران]] در حرکت بودند، توسط مأموران مأمون به شهادت رسیدند و سر ایشان را از بدن جدا کردند. افراد محلی این سر [[مبارک]] را در محلی [[دفن]] کردند. و آن محل را به «[[مشهد]] سر» نامگذاری کردند که بعدها به دلیل وجود سر مبارک همین [[امامزاده]]، آنجا محل سکونت عاشقان و ارادتمندان به [[اهل بیت]] {{ع}} گردید و با توسعه شهر، به «بابلسر» معروف گردید و آستانه و مقبره آقا سید ابراهیم ابو جواب در قسمت جنوب شرقی بابلسر قرار گرفت<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۹۵.</ref>. | |||
=== احمد === | |||
{{اصلی|احمد بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
احمد بن موسی، مشهور به «[[شاهچراغ]]»، فرزند [[امام کاظم]] {{ع}} و برادر [[امام رضا]] {{ع}} جایگاه ویژهای در بین فرزندان امام کاظم {{ع}} داشته و دارای جلالت قدر و صاحب ورع و [[زهد]] بوده است. "ام احمد" مادر او نیز از داناترین، پرهیزگارترین و گرامیترین زنان امام موسی بن جعفر{{ع}} بود. پس از [[شهادت]] امام کاظم {{ع}} [[احمد بن موسی]] نقش مهمی در بیعت مردم با امام رضا {{ع}} داشت. پس از [[شهادت امام رضا]] {{ع}} احمد بن موسی به همراه عدهای از [[بنیهاشم]] به سوی مرو حرکت کرد، لکن در شیراز مورد هجوم [[حاکم]] آنجا قرار گرفته و به [[شهادت]] رسید و پس از چند قرن، جسد ایشان پیدا شده و قبهای بر روی آن ساخته شد<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۹۶.</ref>. | |||
=== [[اسحاق بن موسی بن جعفر الکاظم|اسحاق]] === | |||
=== سید جلال === | |||
{{اصلی|سید جلال الدین اشرف بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
[[سید جلال الدین اشرف بن موسی الکاظم]] در سال ۱۸۰ هجری قمری، در [[مدینه]] [[چشم]] به [[جهان]] گشود. پدر بزرگوارش [[حضرت موسی]] کاظم{{ع}} و مادر [[پاکدامن]] و والا مقامش [[نجمه]] است و ظاهرا کوچکترین فرزند از فرزندان امام هفتم{{ع}} به شمار میروند. [[لقب]] اشرف را از عموی جد پدرش عمر الاشرف ابن [[امام زین العابدین]]{{ع}} اتخاذ نموده است. اما در [[حقیقت]] اشرف، نشانه [[برتری]] و [[شایستگی]] او نسبت به سایر [[برادران]] و ملاک تمیز او از سایر جلال الدینها در میان [[علویان]] محسوب میشود. ایشان سه ساله بودند که پدر بزرگوارش را از دست داد و به مدد و [[همت]] برادرش [[حضرت رضا]]{{ع}} در زادگاهش پرورش یافت و در [[سایه]] [[تربیت]] او مراتب فضل و کمال را طی کرد. در سال ۲۰۳ قمری، خبر [[شهادت امام رضا]]{{ع}} به ایشان رسید و در این [[زمان]] سادات و بزرگان و [[شیعیان]] برای عرض تسلیت خدمت وی رسیدند و برای اولین بار در آن مجلس مسأله [[نهضت]] و مقابله با [[حاکم ستمگر]] زمان [[مأمون عباسی]] مطرح شد و لذا سید اشرف در سال ۲۰۴ قمری، وقتی که [[مأمون]] از مرو عازم بغداد شد، آن [[شهر]] را ترک کرد و به [[ایران]] [[مهاجرت]] نمود و همانند اغلب سادات و علویان به نقاط [[امن]] ایران پناهنده شد و به صورت مخفیانه مشغول ترویج و تبلیغ [[شریعت محمدی]] و [[علوی]] گردید و مقدمات کار [[نهضت]] و [[قیام]] را فراهم میساخت<ref>سادات متقدمه، گیلان، ص۲۳۹.</ref>. وی در سال ۲۰۶ هجری قمری، با جنگهایی مختلف وارد گیلان شد و در حدود ۲۰ سال در آن سامان [[حکومت]] داشته است. | |||
بنا به نقل مشهور، [[امامزاده]] [[سید]] جلال الدین اشرف{{ع}} در ۱۴ [[رمضان]] [[سال]] ۲۲۳ یا ۲۳۰ هجری قمری، به دست عاملان عباسی به [[شهادت]] رسید. «[[شیخ مفید]] الدین» که مردی [[پارسا]] بود، طبق [[وصیت]]، پیکر [[مبارک]] حضرت را [[غسل]] داده و آن را در [[تابوت]] گذارده و به کمک اهالی تا کنار رودخانه خروشان سفید رود [[تشیع]] و آنگاه تابوت را در آب سفید رود رها کرد. پیکر [[پاک]] آن [[رهبر]] [[مجاهد]] بعد از گذشت حدود ۱۰۰ کیلومتر در حوالی لاهیجان و در «[[قریه]] اکیم» به [[ساحل]] رسید و توسط عدهای از [[مردم]] از آب گرفته و در همان کنار ساحل بدون هیچ گونه تشریفاتی به خاک سپرده شد. بعدها رودخانه [[تغییر]] مسیر داده و هم اکنون فاصله [[حرم]] آن حضرت تا رودخانه سفید رود حدود ۴ کیلومتر است<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص۹۹.</ref>. | |||
=== حسین === | |||
{{اصلی|حسین بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
[[حسین بن موسی کاظم]]{{ع}} از جمله امام زادگانی است که مورخان او را از [[فرزندان]] بلافصل [[امام کاظم]]{{ع}} دانستهاند و به گفته ایشان، از [[مقام]] بلندی برخوردار بوده است. از [[امام جواد]]{{ع}} سؤال شد: «کدامیک از عموهایتان نسبت به شما بهتر [[رفتار]] کردند؟ فرمودند: عمویم حسین». در این باره حضرت [[امام رضا]]{{ع}} فرمودند: «به [[خدا]] [[سوگند]]، فرزندم جواد درست گفته است؛ زیرا حسین نسبت به او خوشرفتارترین افراد بود». | |||
از حالات و زندگینامه [[امامزاده]] حسین{{ع}} در کتابهای انساب و تراجم موجود ذکر چندانی نشده و اطلاعاتی کافی در دست نیست. ظاهرا ایشان از آخرین [[فرزندان موسی بن جعفر]]{{ع}} بوده و دوران کودکی و نوجوانی وی مصادف با ایام [[حکومت]] ننگین [[هارون الرشید]] و تاخت و تازهای او بوده است. | |||
براساس شواهد، [[سیاست]] تند و خصمانه [[امویان]] و بعد از آن [[عباسیان]] به گونهای بود که قلع و قمع و نابودی [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} و برانداختن نام و نشان و آثارشان را سرلوحه کارهای خود قرار داده بودند، امامزاده [[حسین بن موسی]] کاظم{{ع}} را به [[شهادت]] رساندند و پس از [[تدفین]] ایشان در طبس، سالیانی دراز، از [[عمران]] و آبادی بنای مقبره، جلوگیری کردند، ولی ارادتمندان آن حضرت مخفیانه به زیارتش میرفتند تا اینکه در اوایل قرن پنجم بنای اولیه بارگاه این امامزاده ساخته شد<ref>به نقل از: دائرة المعارف تشیع؛ ستاره پر فروغ آسمان کویر.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]]، ص۱۰۱.</ref> | |||
=== سید علاء الدین === | |||
{{اصلی|سید علاء الدین حسین بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
سید علاء الدین برادر [[امام رضا]]{{ع}} است و در برخی از کتب انساب و مشجرات آمده که او در ناحیه فارس مخفی بود، [[بنی عباس]] او را تعقیب میکردند و او از [[ظلم]] آنها دور از انظار [[زندگی]] میکرد، مأموران و [[حاکمان]] ناحیه فارس جای او را پیدا کردند و آن [[سید]] [[بزرگوار]] را به [[شهادت]] رسانیدند، او اکنون به سید علاء الدین حسین معروف است و در شیراز دارای قبه و بارگاه میباشد<ref>[[عزیزالله عطاردی قوچانی|عطاردی قوچانی، عزیزالله]]، [[راویان امام رضا در مسند الرضا (کتاب)|راویان امام رضا در مسند الرضا]]، ص۱۳۹-۱۴۰.</ref>. | |||
=== محمد === | |||
{{اصلی|محمد بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
محمد بن موسی الکاظم از جمله افرادی بودند که در کاروان خونخواهان [[امام رضا]] {{ع}}، به همراه سه هزار نفر از امامزادگان و فرزندانشان به [[سرپرستی]] [[احمد بن موسی]] {{ع}} (شاه چراغ)، و [[محمد بن موسی]] {{ع}} در سال ۲۰۲ هجری قمری، از [[مدینه]] و از راه شیراز به [[ایران]] آمدند و در استان [[فارس]] (شیراز) گرفتار [[جنگ]] با [[حاکم]] شیراز شدند<ref>ریاض الانساب، ج۲، ص۱۴۶؛ امامزادگان، ص۲۲.</ref>. شمس الدین به سمت [[اصفهان]] حرکت و به منطقه «[[عربستان]] اصفهان»<ref>عربستان اصفهان به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میشده است. عربستان شمالی تا گلپایگان و خوانسار امتداد داشت. عربستان جنوبی از اشن تا علویجه که و از آنجا تا گز و برخوار اصفهان امتداد داشت و این منطقه عرب نشین و محل سکونت سادات علوی در علویجه بود. این بخش در حال حاضر به نام بخش مهردشت معروف است. </ref> میرسد<ref>حیاة الامام موسی بن جعفر {{ع}}، ج۲، ص۴۳۷.</ref>. او وقتی مطمئن میشود که در این منطقه عشایر [[عرب]] ساکن هستند و [[سادات]] و [[شیعیان]] در «علویجه» مستقرند، [[تصمیم]] بر ماندن میگیرد و با معرفی خودش به یکی از شیعیان به نام «حاج [[طاهر]]»، میهمان او میشود. وی مدتی در آنجا [[زندگی]] میکند تا اینکه در کنار نهر [[شهر]]، توسط دشمنان اهل بیت {{عم}} [[شناسایی]] و به [[شهادت]] میرسد و به وسیله [[علویون]] و میزبانش، حاج طاهر در محل فعلی - بر فراز [[کوه]] کوچکی که مشرف به علویجه است - مدفون میشود. به مرور [[زمان]]، شیفتگان و شیعیان [[علوی]] - با توجه به کراماتی که با [[توسل]] به [[روح]] پر فتوح او میبینند - بر فراز مرقد مطهرش گنبد و بارگاه مجللی بنا میکنند<ref>الباب الانساب.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۱۰۳.</ref> | |||
=== سید محمد === | |||
{{اصلی|سید محمد بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
سید محمد بن موسی {{ع}}، از فرزندان امام کاظم {{ع}} میباشد که در خاور شهر تفرش در کوهی مدفون است که به مناسبت مزار همین امامزاده، آنجا [[مشهد]] نامیده میشود. | |||
مشهد امامزاده [[محمد]] {{ع}}، از بناهای عصر [[صفویه]] و آراسته به کاشیکاری، تزئیینات، گچبری و نقاشی همان دوره است. این مزار دارای بقعه، مرقد، صندوق منبت کاری شده، گنبد و چند ایوان و صحن است. به نظر میرسد که بنای گنبد به سال ۹۵۰ هجری قمری آغاز، و به سال ۹۵۶ هجری قمری به پایان رسیده باشد. ولی قسمتی از تزئینات، همزمان بنیان ایوان سر در ورودی صحن در سال ۱۰۵۰ هجری قمری انجام یافته است<ref>سیری کوتاه در تاریخ تفرش و آشتیان، ص۹۵ و ۹۶.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]]، ص ۱۰۴.</ref> | |||
=== سید ناصر و سید یاسر === | |||
{{اصلی|سید ناصر و سید یاسر بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
در روستای گلستان شهرستان [[مشهد مقدس]]، آرامگاه دو تن از [[فرزندان]] [[امام]] [[موسی بن جعفر]] {{ع}} قرار دارد که به نام امامزاده سید ناصر {{ع}} و سید یاسر {{ع}} مشهور است. تا چندی پیش، این مزار [[شهرت]] گستردهای نداشت و نامی از آنها در میان نبود، این بقعه [[مسجد]] محلی کوچکی به شمار میرفت و در آن دو ضریح چوبی سبز رنگ کوچک قرار داشت؛ اما با پی جویی برخی از [[مؤمنان]] و پژوهش در اسناد و مدارک، و [[پرسش]] از نسبشناسان و یافتن نام این دو [[برادر]] در کتاب کنز الانساب، و تحقیقات کافی از ادارات [[اوقاف]] و امور خیریه در این خصوص که آیا مزاری برای این دو تن در دیگر نقاط ثبت شده است یا خیر، آشکار شد که این بقعه تنها مزاری است که نام این دو برادر را بر خود دارد؛ بنابر این، برای متولیان بقعه تردیدی در [[درستی]] این امر باقی نماند. این گونه بود که این آرامگاه رونق یافت و جماعتی از خیر اندیشان محل، با معرفی مزار و اطلاع رسانی گسترده پیرامون آن، در ترمیم و نوسازی آن کوشیدند<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص ۱۰۴.</ref>. | |||
=== [[اسماعیل بن موسی بن جعفر الکاظم|اسماعیل]] === | |||
{{اصلی|اسماعیل بن موسی بن جعفر}} | |||
=== زید === | |||
{{اصلی|زید بن موسی بن جعفر الکاظم}} | |||
«زید بن موسی بن جعفر {{ع}}»، یکی از پسران [[امام]] [[موسی کاظم]] {{ع}} بود که در سال ۱۹۹ هجری قمری به [[حکومت]] [[شهر]] [[اهواز]] رسید. او با لشکری عظیم به [[بصره]] [[لشکر]] کشید و آنجا را در دست گرفت و بر علیه [[عباسیان]] [[شورش]] کرد و خانههای [[بنی عباس]] را به [[آتش]] کشید و در هر جایی که سیاه جامهای را میدید، میسوزاند. به خاطر این [[اعمال]] او را «زید النار» [[لقب]] دادند. وقتی زید را دستگیر و به نزد [[مأمون]] آوردند، مأمون به او گفت: «ای زید! در بصره خروج میکنی و به جای این که به خانههای [[دشمن]] ([[بنی امیه]]، [[بنی ثقیف]]، [[آل زیاد]]) حمله کنی، به خانههای پسر عموهایت و [[اولاد]] [[عباس]] حمله میکنی و آنها را به آتش میکشی؟» زید با شوخ طبعی که داشت، گفت: «[[اشتباه]] کردم، اگر باز گردم از آنها شروع خواهم نمود». مأمون خندید و او را به نزد برادرش [[امام رضا]] {{ع}} برد<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۵۸، ص۵۶۶-۵۶۷.</ref> و به امام {{ع}} به اعلام داشت: «اگر برادرت [[قیام]] کرده و اعمالی را انجام داده، در گذشته نیز [[زید بن علی]] قیام کرد و کشته شد. من برادرت را به خاطر شما میبخشم، و اگر در رابطه با من، [[مقام]] و موقعیت فعلی را نداشتید، او را میکشتم؛ زیرا کارهای او کوچک نبودن است». | |||
امام {{ع}} فرمودند: «برادرم زید را با [[زید بن علی]] مقایسه نکن؛ زیرا او از علمای [[آل محمّد]] {{صل}} بود و به خاطر [[خداوند]] [[غضب]] نمود و با [[دشمنان]] جنگید و در [[راه خدا]] کشته شد»<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۱، باب ۲۵، ص۵۱۶.</ref>. | |||
زید مدتی را در دربار [[منتصر]] بود و سرانجام در ایام [[خلافت]] [[مستعین بالله]]، در سال ۲۴۸ هجری درگذشت<ref>به نقل از: جمهرة أنساب العرب.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]]، ص ۳۶۳.</ref> | |||
=== [[حمزة بن موسی بن جعفر الکاظم|حمزه]] === | |||
=== [[عبدالله بن موسی بن جعفر الکاظم|عبدالله]] === | |||
=== [[علی بن موسی بن جعفر الکاظم|علی]] === | |||
=== [[قاسم بن موسی بن جعفر الکاظم|قاسم]] === | |||
=== [[جعفر بن موسی بن جعفر الکاظم|جعفر]] === | |||
=== [[حسن بن موسی بن جعفر الکاظم|حسن]] === | |||
=== [[عباس بن موسی بن جعفر الکاظم|عباس]] === | |||
=== [[عبیدالله بن موسی بن جعفر الکاظم|عبیدالله]] === | |||
=== [[هارون بن موسی بن جعفر الکاظم|هارون]] === | |||
=== [[سلیمان بن موسی بن جعفر الکاظم|سلیمان]] === | |||
=== [[عبدالرحمن بن موسی بن جعفر الکاظم|عبدالرحمن]] === | |||
=== [[عقیل بن موسی بن جعفر الکاظم|عقیل]] === | |||
=== [[فضل بن موسی بن جعفر الکاظم|فضل]] === | |||
=== [[یحیی بن موسی بن جعفر الکاظم|یحیی]] === | |||
=== [[داوود بن موسی بن جعفر الکاظم|داوود]] === | |||
== فرزندان دختر == | == فرزندان دختر == | ||
| خط ۹۸: | خط ۱۶۶: | ||
# [[قسیمه بنت موسی بن جعفر الکاظم|قسیمه]] | # [[قسیمه بنت موسی بن جعفر الکاظم|قسیمه]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۷۷: | خط ۱۷۱: | ||
# [[پرونده:13681348.jpg|22px]] [[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|'''رضانامه''']] | # [[پرونده:13681348.jpg|22px]] [[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|'''رضانامه''']] | ||
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']] | # [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']] | ||
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحمت الله ضیائی ارزگانی|ضیائی ارزگانی، رحمت الله]]، [[امامت امام رضا (مقاله)|امامت امام رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] | |||
# [[پرونده:1100516.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|'''درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه''']] | |||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۷۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{شجرهنامه امام موسی کاظم}} | |||
[[رده:فرزندان امام کاظم]] | [[رده:فرزندان امام کاظم]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۵۹
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 17 اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط کاربر:Bahmani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
مقدمه
به فرزندان و اولاد امامان دوازده گانه شیعیان، «امامزاده» اطلاق میگردد. در میان امامان معصوم (ع)، بعد از امام علی (ع)، امام موسی کاظم (ع) با ۳۷ فرزند بیشترین اولاد را داشتهاند. در باب کثرت فرزندان امام کاظم (ع) میتوان احتمال داد که پس از قتل و عام و کشتارهای فراوان سادات علوی و بنی الحسن در زمان بنی امیه به وسیله حاکمان، سیاست ازدیاد نسل نوادگان پیامبر (ص) و امامزادگان (ع)، از سوی امام کاظم (ع) دنبال شده باشد و کثرت فرزندان امام هفتم (ع) میتواند قرینهای بر این احتمال به شمار آید.
بسیاری از امامزادگان دانشورانی بزرگ و مجاهادانی سترگ و زاهد بودند، که رسالت تبلیغ دین و آموزش حقایق مکتب احیاگر اسلام را بر دوش داشتند. برخی از آنان برای رساندن پیام ایمان در روستاهای دور افتاده و بر فراز کوهها و در دل کویرها، زندگی را مخفیانه و مظلومانه سپری کردند.
یعقوبی مینویسد: برای موسی بن جعفر(ع)، هجده پسر و بیست و سه دختر بود. پسران عبارت بودند از: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، اسحاق، عباس، حمزه، قاسم، فضل و سلیمان[۱]. بنا به نقل ابن طلحه شافعی، امام کاظم(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشت که بیست تن از آنان پسر بودند: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفرالاصغر[۲]. شیخ مفید مینویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت: علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم که مادرشان کنیز بود. اسماعیل، جعفر، هارون و حسن مادر آنان کنیز دیگری بود، احمد، محمد، حمزه مادرشان کنیزی به نام اماحمد بود. عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، فضل، حسین، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، امابیها، رقیه صغری، امجعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، امسلمه، میمونه و امکلثوم که مادرشان کنیزهای مختلفی بوده است[۳]. سبط ابن جوزی مینویسد: سیرهنویسان میگویند: وی بیست پسر و بیست دختر داشت: امام علی بن موسی(ع)، زید (زید النار)، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، عبدالله، عبیدالله، اسماعیل، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفر اصغر، محمد[۴].
بنا به نقل طبرسی، حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشتند: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، احمد، محمد، حمزه، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، امابیها، رقیه صغری، کلثم، امجعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، امسلمه، میمونه و امکلثوم[۵]. ابونصر بخاری گوید: موسی بن جعفر(ع) هجده پسر و بیست و دو دختر داشت که گروهی از آنان اعقاب و اولاد دارند. احمد بن عیسی نسابه گفته است: پانزده تن از فرزندان آن حضرت دارای اعقاب هستند. عمری نسابه گوید: بدون شک سیزده تن از آنان دارای فرزند بودهاند. او گوید: از فرزندان موسی بن جعفر(ع) که دارای اولاد و احفاد هستند و همه علمای نسب در آن اتفاق دارند عبارتاند از: امام علی بن موسی(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله عبیدالله، جعفر، اسحاق و حمزه[۶].
ابنصباغ مالکی فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) را شصت تن میداند: سی و هفت دختر و بیست و سه پسر، اما نام همه آنها را ذکر نمیکند و مینویسد: پنج نفر آنها بدون اختلاف از دنیا رفتند و فرزندی نداشتند به نامهای عبدالرحمان، عقیل، قاسم، یحیی و داوود و سه نفر آنها دارای دختر شدند و فرزند پسر نداشتند: سلیمان، فضل و احمد پنج نفر در بازماندگان آنها اختلاف است: حسین، ابراهیم، اکبر، هارون، زید و حسن و ده نفر بدون اختلاف دارای فرزند پسر بودند: علی الرضا(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، اسحاق، حمزه، عبدالله، عبیدالله و جعفر[۷]. علی بن عیسی اربلی تعداد پسران را بیست نفر و دختران را هجده نفر میداند. پسران: علی(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، اسماعیل، جعفر، هارون، حسین، احمد محمد و حمزه، یحیی، عقیل، عبدالرحمان و عمر[۸].
ابن شهرآشوب اولاد موسی بن جعفر(ع) را سی نفر میداند، اگرچه مینویسد: بعضی سی و هفت نفر نیز گفتهاند. پسرانش هجده نفر به نامهای علی بن موسی الرضا(ع) امام هشتم، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید حسن، فضل، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، یحیی، عقیل و عبدالرحمان از کنیزان مختلف. ایشان همچنین مینویسد: کسانی که از خود نسلی باقی گذاردند، ده نفرند که عبارتاند از: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله، حسن، جعفر، اسحاق و حمزه[۹]. ابن شدقم گوید: موسی بن جعفر(ع) چهارده پسر داشت: حسن، حسین، زید (زید النار)، عبدالله، عبیدالله، عباس، حمزه، جعفر، هارون، اسحاق، اسماعیل، محمد عابد، ابراهیم و امام علی الرضا(ع) و همگان اولاد و اعقاب دارند[۱۰]. سید جعفر آل بحرالعلوم مینویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) دارای سی و هفت فرزند بود، اما بعضی سی و نه نفر نیز نوشتهاند: پسرانش عبارتاند از علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم و اسماعیل که دارای زیارتگاه بزرگی در تویسرکان ایران است، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل که قبرش در بهبهان معروف است و زیارت میشود معروف به شاه فضل، حسین، سلیمان از کنیزان مختلف[۱۱].[۱۲]
در این مقال با گوشهای از زندگانی برخی از فرزندان ذکور امام موسی بن جعفر (ع) آشنا میشویم.
فرزندان پسر
امام رضا(ع)
امام رضا(ع) دهمین نفر از چهارده معصوم(ع) و هشتمین پیشوای مسلمانان در ۱۱ ذی قعده سال ۱۴۸ﻫ.ق در مدینه به دنیا آمد[۱۳]. پدر ارجمندش موسی بن جعفر(ع) امام هفتم و مادر آن حضرت نجمه خاتون نامیده میشد[۱۴]. مشهورترین لقب امام هشتم(ع)، رضا است. درباره همسر آن حضرت باید گفت، ایشان اُم ولد بوده و «سبیکه نوبیه» نام داشت. گفته شده است که وی از خاندان ماریه قبطیه، یعنی مادر ابراهیم، فرزند رسول اکرم(ص) بوده است[۱۵].
در دوران امامت حضرت رضا مکتب اهل بیت(ع) از جهت علمی و اجتماعی به حدّی رشد کرده و گسترش یافته بود که میتوانست قدرت سیاسی را تجربه نماید. برخلاف شروع امامت پدرش، امامت آن جناب به طور علنی و با قدرت شروع شد و در پاسخ کسانی که میگفتند حضرت امامت خود را آشکار نکند و او را از هارون بیم میدادند، میفرمود: "بیهوده میکوشند، با من کاری نمیتوانند کنند"[۱۶].
خلفای عباسی معاصر آن امام معصوم(ع) سه نفر بودند: هارون، محمد امین و عبدالله مأمون. واگذاری منصب ولایتعهدی به امام رضا(ع) از چارههایی بود که برای گریز از خطر شیعه یافتند. بدینسان، دوران امامت امام رضا(ع) را به دو دوره پیش و پس از ولایتعهدی تقسیم کرد.
مأمون برای فریب مردم و در حقیقت نظارت بیشتر بر امام(ع)، ایشان را به پایتخت خویش آورد و واداشت تا منصب ولایتعهدی را بپذیرد[۱۷]. امام که تحت فشار و اجبار قرار گرفته بود و از طرفی در پذیرش این امر فوایدی را برای حفظ اسلام و مسلمانان ملاحظه میفرمود، آن را پذیرفت. مأمون که با ولایتعهدی امام رضا(ع) کار را بر خویش سخت کرده و به اهداف خویش نیز نرسیده بود، تصمیم بر قتل امام رضا(ع) گرفت و در آخر ماه صَفر سال ۲۰۳ ه. آن امام همام را در پنجاه و پنج سالگی به شهادت رساند[۱۸].[۱۹]
ابراهیم
آن زمان که امام رضا (ع) در مرو به سر میبردند، هر از چند گاهی نامههایی را برای خانواده خویش به سوی مدینه گسیل میداشتند که در یکی از این نامهها، از ظلم و ستم مأمون مطالبی را برای خانواده نوشتند و گویا از باب دلتنگی و استمداد از دیگر برادران، ایشان را به خراسان دعوت نمودند. به محض وصول نامه، ده الی دوازده هزار نفر از فرزندان بنی هاشم آماده حرکت شده و چون در جمع خود سرداری برای فرماندهی نداشتند قرار بر این شد که تعدادی به زیارت قبر مطهر حضرت رسول اکرم (ص) مشرف شوند و بر قبر حضرت سلام کنند و هر کس که جواب سلام شنید او، به عنوان سردار و فرمانده منصوب شود و چون تنها «آقا سید ابراهیم» جواب سلامش را شنید، ایشان به عنوان سردار لشکر انتخاب و رهسپار خراسان شدند و از این تاریخ به بعد به «ابراهیم ابو جواب» معروف شد.
با رسیدن کاروان به شهر ری، سربازان مأمون، به کاروان حملهور شدند و برای اینکه مانع ورود آنها به خراسان شوند، عدهای را به شهادت رساند و گروهی از سادات نیز به مناطق مختلف متفرق شده، که باز مورد تعقیب مأموران قرار گرفتند. آقا سید ابراهیم در حالیکه به سمت شمال ایران در حرکت بودند، توسط مأموران مأمون به شهادت رسیدند و سر ایشان را از بدن جدا کردند. افراد محلی این سر مبارک را در محلی دفن کردند. و آن محل را به «مشهد سر» نامگذاری کردند که بعدها به دلیل وجود سر مبارک همین امامزاده، آنجا محل سکونت عاشقان و ارادتمندان به اهل بیت (ع) گردید و با توسعه شهر، به «بابلسر» معروف گردید و آستانه و مقبره آقا سید ابراهیم ابو جواب در قسمت جنوب شرقی بابلسر قرار گرفت[۲۰].
احمد
احمد بن موسی، مشهور به «شاهچراغ»، فرزند امام کاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) جایگاه ویژهای در بین فرزندان امام کاظم (ع) داشته و دارای جلالت قدر و صاحب ورع و زهد بوده است. "ام احمد" مادر او نیز از داناترین، پرهیزگارترین و گرامیترین زنان امام موسی بن جعفر(ع) بود. پس از شهادت امام کاظم (ع) احمد بن موسی نقش مهمی در بیعت مردم با امام رضا (ع) داشت. پس از شهادت امام رضا (ع) احمد بن موسی به همراه عدهای از بنیهاشم به سوی مرو حرکت کرد، لکن در شیراز مورد هجوم حاکم آنجا قرار گرفته و به شهادت رسید و پس از چند قرن، جسد ایشان پیدا شده و قبهای بر روی آن ساخته شد[۲۱].
اسحاق
سید جلال
سید جلال الدین اشرف بن موسی الکاظم در سال ۱۸۰ هجری قمری، در مدینه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی کاظم(ع) و مادر پاکدامن و والا مقامش نجمه است و ظاهرا کوچکترین فرزند از فرزندان امام هفتم(ع) به شمار میروند. لقب اشرف را از عموی جد پدرش عمر الاشرف ابن امام زین العابدین(ع) اتخاذ نموده است. اما در حقیقت اشرف، نشانه برتری و شایستگی او نسبت به سایر برادران و ملاک تمیز او از سایر جلال الدینها در میان علویان محسوب میشود. ایشان سه ساله بودند که پدر بزرگوارش را از دست داد و به مدد و همت برادرش حضرت رضا(ع) در زادگاهش پرورش یافت و در سایه تربیت او مراتب فضل و کمال را طی کرد. در سال ۲۰۳ قمری، خبر شهادت امام رضا(ع) به ایشان رسید و در این زمان سادات و بزرگان و شیعیان برای عرض تسلیت خدمت وی رسیدند و برای اولین بار در آن مجلس مسأله نهضت و مقابله با حاکم ستمگر زمان مأمون عباسی مطرح شد و لذا سید اشرف در سال ۲۰۴ قمری، وقتی که مأمون از مرو عازم بغداد شد، آن شهر را ترک کرد و به ایران مهاجرت نمود و همانند اغلب سادات و علویان به نقاط امن ایران پناهنده شد و به صورت مخفیانه مشغول ترویج و تبلیغ شریعت محمدی و علوی گردید و مقدمات کار نهضت و قیام را فراهم میساخت[۲۲]. وی در سال ۲۰۶ هجری قمری، با جنگهایی مختلف وارد گیلان شد و در حدود ۲۰ سال در آن سامان حکومت داشته است.
بنا به نقل مشهور، امامزاده سید جلال الدین اشرف(ع) در ۱۴ رمضان سال ۲۲۳ یا ۲۳۰ هجری قمری، به دست عاملان عباسی به شهادت رسید. «شیخ مفید الدین» که مردی پارسا بود، طبق وصیت، پیکر مبارک حضرت را غسل داده و آن را در تابوت گذارده و به کمک اهالی تا کنار رودخانه خروشان سفید رود تشیع و آنگاه تابوت را در آب سفید رود رها کرد. پیکر پاک آن رهبر مجاهد بعد از گذشت حدود ۱۰۰ کیلومتر در حوالی لاهیجان و در «قریه اکیم» به ساحل رسید و توسط عدهای از مردم از آب گرفته و در همان کنار ساحل بدون هیچ گونه تشریفاتی به خاک سپرده شد. بعدها رودخانه تغییر مسیر داده و هم اکنون فاصله حرم آن حضرت تا رودخانه سفید رود حدود ۴ کیلومتر است[۲۳].
حسین
حسین بن موسی کاظم(ع) از جمله امام زادگانی است که مورخان او را از فرزندان بلافصل امام کاظم(ع) دانستهاند و به گفته ایشان، از مقام بلندی برخوردار بوده است. از امام جواد(ع) سؤال شد: «کدامیک از عموهایتان نسبت به شما بهتر رفتار کردند؟ فرمودند: عمویم حسین». در این باره حضرت امام رضا(ع) فرمودند: «به خدا سوگند، فرزندم جواد درست گفته است؛ زیرا حسین نسبت به او خوشرفتارترین افراد بود».
از حالات و زندگینامه امامزاده حسین(ع) در کتابهای انساب و تراجم موجود ذکر چندانی نشده و اطلاعاتی کافی در دست نیست. ظاهرا ایشان از آخرین فرزندان موسی بن جعفر(ع) بوده و دوران کودکی و نوجوانی وی مصادف با ایام حکومت ننگین هارون الرشید و تاخت و تازهای او بوده است.
براساس شواهد، سیاست تند و خصمانه امویان و بعد از آن عباسیان به گونهای بود که قلع و قمع و نابودی اهل بیت پیامبر(ص) و برانداختن نام و نشان و آثارشان را سرلوحه کارهای خود قرار داده بودند، امامزاده حسین بن موسی کاظم(ع) را به شهادت رساندند و پس از تدفین ایشان در طبس، سالیانی دراز، از عمران و آبادی بنای مقبره، جلوگیری کردند، ولی ارادتمندان آن حضرت مخفیانه به زیارتش میرفتند تا اینکه در اوایل قرن پنجم بنای اولیه بارگاه این امامزاده ساخته شد[۲۴].[۲۵]
سید علاء الدین
سید علاء الدین برادر امام رضا(ع) است و در برخی از کتب انساب و مشجرات آمده که او در ناحیه فارس مخفی بود، بنی عباس او را تعقیب میکردند و او از ظلم آنها دور از انظار زندگی میکرد، مأموران و حاکمان ناحیه فارس جای او را پیدا کردند و آن سید بزرگوار را به شهادت رسانیدند، او اکنون به سید علاء الدین حسین معروف است و در شیراز دارای قبه و بارگاه میباشد[۲۶].
محمد
محمد بن موسی الکاظم از جمله افرادی بودند که در کاروان خونخواهان امام رضا (ع)، به همراه سه هزار نفر از امامزادگان و فرزندانشان به سرپرستی احمد بن موسی (ع) (شاه چراغ)، و محمد بن موسی (ع) در سال ۲۰۲ هجری قمری، از مدینه و از راه شیراز به ایران آمدند و در استان فارس (شیراز) گرفتار جنگ با حاکم شیراز شدند[۲۷]. شمس الدین به سمت اصفهان حرکت و به منطقه «عربستان اصفهان»[۲۸] میرسد[۲۹]. او وقتی مطمئن میشود که در این منطقه عشایر عرب ساکن هستند و سادات و شیعیان در «علویجه» مستقرند، تصمیم بر ماندن میگیرد و با معرفی خودش به یکی از شیعیان به نام «حاج طاهر»، میهمان او میشود. وی مدتی در آنجا زندگی میکند تا اینکه در کنار نهر شهر، توسط دشمنان اهل بیت (ع) شناسایی و به شهادت میرسد و به وسیله علویون و میزبانش، حاج طاهر در محل فعلی - بر فراز کوه کوچکی که مشرف به علویجه است - مدفون میشود. به مرور زمان، شیفتگان و شیعیان علوی - با توجه به کراماتی که با توسل به روح پر فتوح او میبینند - بر فراز مرقد مطهرش گنبد و بارگاه مجللی بنا میکنند[۳۰].[۳۱]
سید محمد
سید محمد بن موسی (ع)، از فرزندان امام کاظم (ع) میباشد که در خاور شهر تفرش در کوهی مدفون است که به مناسبت مزار همین امامزاده، آنجا مشهد نامیده میشود. مشهد امامزاده محمد (ع)، از بناهای عصر صفویه و آراسته به کاشیکاری، تزئیینات، گچبری و نقاشی همان دوره است. این مزار دارای بقعه، مرقد، صندوق منبت کاری شده، گنبد و چند ایوان و صحن است. به نظر میرسد که بنای گنبد به سال ۹۵۰ هجری قمری آغاز، و به سال ۹۵۶ هجری قمری به پایان رسیده باشد. ولی قسمتی از تزئینات، همزمان بنیان ایوان سر در ورودی صحن در سال ۱۰۵۰ هجری قمری انجام یافته است[۳۲].[۳۳]
سید ناصر و سید یاسر
در روستای گلستان شهرستان مشهد مقدس، آرامگاه دو تن از فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) قرار دارد که به نام امامزاده سید ناصر (ع) و سید یاسر (ع) مشهور است. تا چندی پیش، این مزار شهرت گستردهای نداشت و نامی از آنها در میان نبود، این بقعه مسجد محلی کوچکی به شمار میرفت و در آن دو ضریح چوبی سبز رنگ کوچک قرار داشت؛ اما با پی جویی برخی از مؤمنان و پژوهش در اسناد و مدارک، و پرسش از نسبشناسان و یافتن نام این دو برادر در کتاب کنز الانساب، و تحقیقات کافی از ادارات اوقاف و امور خیریه در این خصوص که آیا مزاری برای این دو تن در دیگر نقاط ثبت شده است یا خیر، آشکار شد که این بقعه تنها مزاری است که نام این دو برادر را بر خود دارد؛ بنابر این، برای متولیان بقعه تردیدی در درستی این امر باقی نماند. این گونه بود که این آرامگاه رونق یافت و جماعتی از خیر اندیشان محل، با معرفی مزار و اطلاع رسانی گسترده پیرامون آن، در ترمیم و نوسازی آن کوشیدند[۳۴].
اسماعیل
زید
«زید بن موسی بن جعفر (ع)»، یکی از پسران امام موسی کاظم (ع) بود که در سال ۱۹۹ هجری قمری به حکومت شهر اهواز رسید. او با لشکری عظیم به بصره لشکر کشید و آنجا را در دست گرفت و بر علیه عباسیان شورش کرد و خانههای بنی عباس را به آتش کشید و در هر جایی که سیاه جامهای را میدید، میسوزاند. به خاطر این اعمال او را «زید النار» لقب دادند. وقتی زید را دستگیر و به نزد مأمون آوردند، مأمون به او گفت: «ای زید! در بصره خروج میکنی و به جای این که به خانههای دشمن (بنی امیه، بنی ثقیف، آل زیاد) حمله کنی، به خانههای پسر عموهایت و اولاد عباس حمله میکنی و آنها را به آتش میکشی؟» زید با شوخ طبعی که داشت، گفت: «اشتباه کردم، اگر باز گردم از آنها شروع خواهم نمود». مأمون خندید و او را به نزد برادرش امام رضا (ع) برد[۳۵] و به امام (ع) به اعلام داشت: «اگر برادرت قیام کرده و اعمالی را انجام داده، در گذشته نیز زید بن علی قیام کرد و کشته شد. من برادرت را به خاطر شما میبخشم، و اگر در رابطه با من، مقام و موقعیت فعلی را نداشتید، او را میکشتم؛ زیرا کارهای او کوچک نبودن است». امام (ع) فرمودند: «برادرم زید را با زید بن علی مقایسه نکن؛ زیرا او از علمای آل محمّد (ص) بود و به خاطر خداوند غضب نمود و با دشمنان جنگید و در راه خدا کشته شد»[۳۶]. زید مدتی را در دربار منتصر بود و سرانجام در ایام خلافت مستعین بالله، در سال ۲۴۸ هجری درگذشت[۳۷].[۳۸]
حمزه
عبدالله
علی
قاسم
جعفر
حسن
عباس
عبیدالله
هارون
سلیمان
عبدالرحمن
عقیل
فضل
یحیی
داوود
فرزندان دختر
- فاطمه کبری
- حکیمه
- آمنه
- خدیجه
- زینب
- عَلیِّه
- میمونه
- امامه
- امجعفر
- امسلمه
- امعبدالله
- امقاسم
- امکلثوم
- امفروه
- اسماء
- بُرَیهه
- بُرَیهه
- رقیه
- عایشه
- کلثوم
- لبابه
- محموده
- اسما کبری
- اسماء صغری
- امابیها
- امکلثوم صغری
- امکلثوم کبری
- امکلثوم وسطی
- امینة الصغری
- امینة الکبری
- حلیمه
- خدیجه کبری
- رمله
- زینب صغری
- زینب کبری
- عباسه
- عطفه
- فاطمه
- فاطمه اخری
- فاطمه وسطی
- قسیمه
منابع
پانویس
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۱۵.
- ↑ مطالب السؤول، ص۲۹۳.
- ↑ الارشاد، ج۲، ص۲۴۴.
- ↑ تذکرة الخواص، ص۳۱۴-۳۱۵.
- ↑ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۶.
- ↑ سر السلسلة العلویه، ص۳۶.
- ↑ عمدة الطالب، ص۱۸۵-۱۸۷.
- ↑ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۳، ص۴۱.
- ↑ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۴۳۸.
- ↑ زهرة القول، ص۵۸.
- ↑ ر.ک: تحفة العالم، فرزندان امام کاظم(ع).
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۰۵.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۴۸۶؛ مفید، محمد بن محمد، ارشاد، ج۲، ص۵۹۱.
- ↑ سبط ابن جوزی، یوسف شمس الدین، تذکرة الخواص، ص۳۱۵؛ شیروانی، میرزاحیدرعلی، مناقب اهل بیت، ص۱۳.
- ↑ کلینی، کافی، ج۲، ص۴۱۳.
- ↑ کافی، ج۱، ص۸۷.
- ↑ مقاتل الطالبیین، ۵۶۳.
- ↑ ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا(ع)، ج۲، ص۴۰۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۸۶؛ مفید، محمد بن محمد، ارشاد، ص۲۴۷.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۱۱۵ ـ ۱۱۸؛ اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه، ص۲۷۶؛ ضیائی ارزگانی، رحمت الله، امامت امام رضا، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص۴۳۴.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۹۵.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۹۶.
- ↑ سادات متقدمه، گیلان، ص۲۳۹.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص۹۹.
- ↑ به نقل از: دائرة المعارف تشیع؛ ستاره پر فروغ آسمان کویر.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص۱۰۱.
- ↑ عطاردی قوچانی، عزیزالله، راویان امام رضا در مسند الرضا، ص۱۳۹-۱۴۰.
- ↑ ریاض الانساب، ج۲، ص۱۴۶؛ امامزادگان، ص۲۲.
- ↑ عربستان اصفهان به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میشده است. عربستان شمالی تا گلپایگان و خوانسار امتداد داشت. عربستان جنوبی از اشن تا علویجه که و از آنجا تا گز و برخوار اصفهان امتداد داشت و این منطقه عرب نشین و محل سکونت سادات علوی در علویجه بود. این بخش در حال حاضر به نام بخش مهردشت معروف است.
- ↑ حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، ج۲، ص۴۳۷.
- ↑ الباب الانساب.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۳.
- ↑ سیری کوتاه در تاریخ تفرش و آشتیان، ص۹۵ و ۹۶.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص ۱۰۴.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه ص ۱۰۴.
- ↑ عیون اخبار الرضا (ع)، ج۲، باب ۵۸، ص۵۶۶-۵۶۷.
- ↑ عیون اخبار الرضا (ع)، ج۱، باب ۲۵، ص۵۱۶.
- ↑ به نقل از: جمهرة أنساب العرب.
- ↑ محمدی، حسین، رضانامه، ص ۳۶۳.
| شجرهنامه امام موسی کاظم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||