اشراط الساعة: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۰ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اشراط الساعة در قرآن]] - [[اشراط الساعة در حدیث]] - [[اشراط الساعة در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }}
{{مهدویت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون [[امام مهدی]]{{ع}} است. "'''[[امام مهدی]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امام مهدی در قرآن]] | [[امام مهدی در حدیث]] | [[امام مهدی در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[امام مهدی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
'''اشراط الساعة''' به معنای نشانه‌های برپایی قیامت.
==مقدمه==
*برخی عنوان‌ها و مفاهیم به جهت شباهت‌ها و اشتراک‌هایی در کنار [[نشانه‌های ظهور|علائم ظهور]]، پُرکاربرد هستند. از این رو باید آنها هم مفهوم‌یابی و شناسایی شوند و به این ترتیب، حسابشان از [[نشانه‌های ظهور|علائم ظهور]]، مجزّا شود<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۳ ، ص ۱۰۲.</ref>
*حوادث طبیعی و دگرگونی‌‏های کیهانی در [[عصر ظهور]] و آستانه قیامت‏<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۴۲ -۴۸.</ref>.


==واژه‌شناسی لغوی ==
'''اشراط الساعه'''، به معنای [[نشانه‌های قیامت]] زنجیره‌ای از پدیده‌های [[انسانی]] و طبیعی است که از زمان [[بعثت رسول اکرم]] {{صل}} آغاز و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه می‌یابد. برخی از این نشانه‌ها عبارت‌اند از: [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}}؛ [[قیام قائم]]{{ع}}؛ خروج [[دابّة الأرض]]؛ [[طلوع خورشید از مغرب]]؛ [[خروج دجال]]؛ [[نزول عیسی]]{{ع}} و ... .
*أشراط جمع "شَرَط" به معنای نشانه <ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۹۴۲.</ref> یا سرآغاز یک چیز است و "الساعة" به جزئی از اجزای شبانه روز گفته می‌شود. مقصود از آن اینجا [[قیامت]] است؛ به جهت اینکه وقوع آن ناگهانی است یا اینکه طول آن نزد [[خداوند]]، مانند ساعتی از ساعات [[بندگان]] است<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۹۰۷.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۳ ، ص ۱۰۶.</ref>
*أشراط جمع "شرط" به معنای نشانه یا ابتدای چیز است و "الساعة" به جزئی از اجزای شبانه‌‏روز گفته می‌‏شود و مقصود از آن در این‏جا [[قیامت]] است؛ بنابراین، مراد از اشراط الساعه، نشانه‌‏هایی است که پیش از [[قیامت]] یا در آستانه آن، واقع می‌‏شود<ref>  خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۶، ص ۲۳۵؛ طریحی، مجمع البحرین، ج ۴، ص ۲۵۷</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۴۲ -۴۸.</ref>.
*بنابراین، مراد از "اشراط الساعة"، نشانه‌هایی است که پیش از [[قیامت]] یا در آستانۀ آن، واقع می‌شود<ref> العین، ج ۶، ص ۲۳۵.</ref> یکی از پژوهشگران قرآنی معارصر دربارۀ «اشراط الساعة» می‌نویسد: «فأشراط الساعة: وقائع حادثة قبل الساعة یتوقّف مجیء الساعة [[علی]] حدوثها<ref>التحقیق فی کلمات القرآن کریم، ج۶، ص ۳۹.</ref>؛ اشراط الساعه وقایعی است که پیش از [[قیامت]] پدید خواهد آمد که به وجود آمدن [[قیامت]] متوقف بر آن است». وی در واقع یک نوع معنای شرطیتی برای نشانه قایل شده است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۰۶.</ref>.


==اشراط در [[قرآن]]==
== معناشناسی ==  
*واژه "اشراط" در [[قرآن]]، فقط یک بار و به صورت اضافه به ضمیر "هاء" که به "الساعة" بر می‌گردد{{متن قرآن|فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}}<ref> پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا می‌رسد؟ و به راستی نشانه‌های آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یاد کردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟؛ سوره محمد، آیه ۱۸.</ref>، به کار رفته است[[مفسران]]، برخی از تحولات اجتماعی، فروپاشی [[نظام]] طبیعت و درهم پیچیده شدن و تبدیل [[آسمان]] و [[زمین]] [[پیش از ظهور]] [[قیامت]] را که در [[آیات]] گوناگون به آنها اشاره شده است از [[نشانه‌های قیامت]] دانسته‌اند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۰۶.</ref>.
"اشراط" جمع "شرط" به معنای نشانه و سرآغاز<ref>العین، ص۴۱۱؛ معجم مقائیس اللغة، ج۳، ص۲۶۰.</ref> است و "[[الساعه]]" به بخشی از بخش‌های شبانه [[روز]] گفته می‌شود و مقصود از آن در اینجا [[قیامت]] است.


==اشراط الساعه در روایات==
[[اشراط الساعة]] یعنی [[نشانه‌های قیامت]]. پس از سپری شدن عصر ظهور، فرجام [[تاریخ]] فرامی‌رسد و بساط [[دنیا]] درهم ریخته و قیامت برپا می‌گردد و پیش از حادث شدن قیامت، رویدادها و نشانه‌هایی ظاهر می‌شود که از بروز قیامت خبر می‌دهد، این [[نشانه‌ها]] در فرهنگ اسلامی [[اشراط الساعه]] نامیده شده‌اند. [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا}}<ref>«پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا می‌رسد؟ و به راستی نشانه‌های آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یادکردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟» سوره محمد، آیه ۱۸.</ref>.
*در [[روایات]] <ref> با توجه به جایگاه و اهمیت این بحث برخی از بزرگان بخش مستقلی از کتاب خود را با این عنوان یاد کرده‌اند: روضة الواعظین، ج۲، ص۴۸۴، با عنوان «مجلس فی ذکر اشراط الساعة»؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۶۶، با عنوان "الباب السادس عشر فی اشراط الساعة"؛ بحار الانوار، ج۶، ص۲۹۵، با عنوان «باب اشراط الساعة و قصة یأجوج و مأجوج».</ref> به‌ویژه [[احادیث]] [[اهل سنت]] بر تحولات اجتماعی و دگرگونی‌های کیهانی که پیش از [[قیامت]] واقع می‌شود، "اشراط الساعه" اطلاق شده است<ref>المصنف، ج ۱۱، ص ۲۷۴؛ مسند، ص ۲۴۸؛ المصنف، ج ۸، ص ۲۶۷؛ کتاب الاوائل، ص ۱۱۴؛ السنن الکبری، ج ۱، ص۲۵۵؛ المعجم الکبیر، ج ۹، ص ۲۹۶.</ref>. بنابراین برخی از [[نشانه‌ها]]، به [[ظهور]]<ref>مانند: ندای آسمانی، خروج یمانی و قتل نفس زکیه.</ref> و برخی به [[قیامت]] <ref>مانند: پیدا شدن دود و خروج جنبده از زمین.</ref>، اختصاص دارند و برخی نیز در هر دو مشترک‌اند<ref>مانند: سفیانی.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۰۷.</ref>.
*در [[روایات]] "اشراط الساعة"، زنجیره‌ای از پدیده‌های انسانی و طبیعی شمرده شده که از زمان [[بعثت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} آغاز و تا فروپاشی کامل [[نظام]] طبیعت ادامه ‌می‌یابد و البته همۀ آنها را می‌توان نشانه‌هایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۳۷.</ref>
*علاوه بر واژه "اشراط" از واژه‌هایی چون "علامات" نیز برای [[نشانه‌های قیامت]] استفاده شده است <ref>وسایل الشیعة، ج ۱۵، ص ۵۶.</ref>.
*در منابع [[اهل سنت]] [[روایات]] فراوانی دربارۀ [[نشانه‌های قیامت]] [[نقل]] شده است<ref>جایگاه این بحث در میان [[اهل سنت]] سبب شده تا شمار قابل توجهی از آثار روایی آنان با همین عنوان و عنوان‌های مشابقه آن نام‌گذاری شود. نک: اشراط الساعة اثر مجدی سید ابراهیم، اشراط الساعة نوشته خالد الغامدی، اشراط الساعةالکبری تألیف البنکانی، اشراط الساعة و امور الآخرة نگاشته محمد بن احمد کنعان، الموسوعه فی اللفتن و الملاحم و اشراط الساعة، نوشته محمد احمد مبیض، صحیح الفتن و اشراط الساعة، اثر ابو انس صدیق، علامات القیامة و اشراطها اثر الجمیلی و نهایة العالم و اشراط الساعة نوشته منصور عبدالحکیم فقط بخشی از آثار با این عنوان است.</ref>. [[بخاری]] در صحیح خود از [[حذیفه]] [[نقل]] کرده است: ما در حال گفت و گو بودیم که [[رسول خدا]]{{صل}} حاضر شد و فرمود: از چه [[سخن]] می‌گویید؟ گفتیم از [[قیامت]]؛ فرمود: "[[قیامت]] [[آشکار]] نمی‌شود، مگر اینکه ده نشانه پیش از آن ببینید: [[دود]]، [[دجال]]، جنبنده، طلوع [[خورشید]] از سمت [[مغرب]]، [[نزول]] [[حضرت عیسی]]{{ع}}، [[یأجوج و مأجوج]]، لرزش [[زمین]] در [[مشرق]] و [[مغرب]] و در جزیزة العرب و آخرین نشانه آتشی است که از سوی [[یمن]] [[آشکار]] شود و [[مردم]] را به سوی [[محشر]] سوق دهد"<ref>{{عربی|"إِنَّهَا لَنْ تَقُومَ حَتَّى تَرَوْنَ قَبْلَهَا عَشْرَ آيَات‏ فَذَكَرَ الدُّخَانَ، وَ الدَّجَّالَ، وَ الدَّابَّةَ، وَ طُلُوعَ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا، وَ نُزُولَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ {{ع}}، وَ يَأَجُوجَ وَ مَأْجُوجَ. وَ ثَلَاثَةَ خُسُوفٍ: خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ، وَ خَسْفٌ بِالْمَغْرِبِ، وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ الْعَرَبِ. وَ آخِرُ ذَلِكَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ الْيَمَنِ، تَطْرُدُ النَّاسَ إِلَى مَحْشَرِهِم‏"}}؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص ۶۶۶.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۳۷.</ref>
*آن حضرت در [[روایت]] دیگری دربارۀ [[نشانه‌های قیامت]] می‌فرماید:"به ناگزیر ده چیز، پیش از برپایی [[قیامت]]، رخ خواهد داد: [[خروج سفیانی]]، [[دجال]]، پیدا شدن [[دود]]، جنبنده، [[خروج قائم]]{{ع}}، [[طلوع خورشید از مغرب]] آن، [[فرود آمدن عیسی]]{{ع}}، فرو رفتن در [[زمین]] در ناحیۀ [[مشرق]] و فرو رفتن در منطقه جزیرة العرب و آتشی که از انتهای عدن بر‌می‌خیزد و مردمان را به سوی صحرای [[محشر]] [[راهنمایی]] می‌کند"<ref>{{عربی|"عَشْرٌ قَبْلَ السَّاعَةِ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفْيَانِيُّ وَ الدَّجَّالُ وَ الدُّخَانُ وَ الدَّابَّةُ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ نُزُولُ عِيسَى{{ع}} وَ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنَ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَى الْمَحْشَر‏"}}؛ الغیبة للطوسی، ص ۴۳۶، ح ۲۶؛ ابن حبان، الصحیح، ج۱۵، ص ۵۷.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]،  ج۳ ، ص ۱۳۸.</ref>.
*در [[روایات]] - به ویژه [[روایات]] [[اهل سنت]] - نیز بر تحولات اجتماعی و دگرگونی‏‌های کیهانی که پیش از [[قیامت]] واقع می‏‌شود "اشراط الساعة" اطلاق شده است<ref>  ر.ک: صنعانی، المصنف، ج ۱۱، ص ۲۷۴؛ علی بن جعد، مسند، ص ۲۴۸؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص ۲۶۷؛ ابن ابی عاصم، کتاب الاوائل، ص ۱۱۴؛ نسائی، السنن الکبری، ج ۱، ص ۲۵۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج ۹، ص ۲۹۶</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۴۲ -۴۸.</ref>.
*[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} درباره نشانه‏‌های [[قیامت]] می‏‌فرماید: به ناگزیر ده چیز، پیش از برپایی [[قیامت]]، رخ خواهد داد: [[خروج سفیانی]]، [[دجال]]، [[دود در آسمان|پیدا شدن دود]]، [[جنبنده‌ای از زمین|جنبنده]]، [[خروج قائم]]، [[طلوع خورشید از مغرب|طلوع خورشید از مغرب آن]]، [[فرود آمدن حضرت عیسی]]، فرو رفتن در زمین‏ در [[ناحیه]] [[مشرق]] و [[فرو رفتن زمین در جزیرة العرب|فرو رفتن در منطقه جزیرة العرب]] و [[آتشی از عدن|آتشی که از انتهای عدن برمی‌‏خیزد]] و مردمان را به سوی صحرای [[محشر]] [[راهنمایی]] می‏‌کند<ref> {{عربی|" عَشْرٌ قَبْلَ‏ السَّاعَةِ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفْيَانِيُ‏ وَ الدَّجَّالُ‏ وَ الدُّخَانُ وَ الدَّابَّةُ وَ خُرُوجُ الْقَائِمِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ نُزُولُ عِيسَى {{ع}} وَ خَسْفٌ بِالْمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِجَزِيرَةِ الْعَرَبِ وَ نَارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنَ تَسُوقُ النَّاسَ إِلَى الْمَحْشَرِ‏ ‏‏"}}؛ کتاب الغیبة، ص ۴۳۶، ح ۴۲۶؛ ر. ک: ابن حبان، الصحیح، ج ۱۵، ص ۲۵۷</ref>.
*بر این اساس می‏‌توانیم "اشراط الساعة" را سلسله‌‏ای از حوادث اجتماعی و طبیعی بدانیم که از زمان [[بعثت]] [[رسول اکرم]]{{صل}} آغاز، و تا فروپاشی کامل [[نظام]] طبیعت ادامه می‌‏یابد و همه آن‏ها را می‌‏توان نشانه‏‌هایی از نزدیک شدن رستاخیز بزرگ دانست<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۴۲ -۴۸.</ref>.
*البته در برخی [[روایات]]، افزون بر موارد یاد شده، از پاره‌‏ای پدیده‏‌های اجتماعی نادرست و [[گناهان]] [[آشکار]] و عمومی نیز به عنوان اشراط الساعة نام برده شده که مشروح‏‌ترین و جامع‌‏ترین [[حدیث]] در این زمینه حدیثی است که [[ابن عباس]] از [[پیغمبر گرامی اسلام]]{{صل}} در داستان حجة البلاغ [[نقل]] کرده که بسیاری از مسائل را به ما می‏‌آموزد و حاوی نکات فراوانی است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۴۲ -۴۸.</ref>.
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] [[المیزان]] این [[روایت]] را به [[نقل]] از [[تفسیر قمی]]، از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} این‏ گونه [[نقل]] کرده است: "قمی در [[تفسیر]] خود از پدرش از [[سلیمان بن مسلم خشاب]] از [[عبد اللّه بن جریح مکی]] از [[عطاء بن ابی ریاح]] از [[عبد اللّه بن عباس]] [[نقل]] کرده که گفت: با [[رسول خدا]] به [[زیارت]] [[حج]] رفتیم، همان حجی که بعد از آن [[رسول خدا]]{{صل}} از [[دنیا]] رفت، [[رسول خدا]]{{صل}} در [[کعبه]] را گرفت و سپس روی نازنین خود را به طرف ما کرد و فرمود: می‏‌خواهید شما را خبر دهم از علامات [[قیامت]]؟ و در آن روز [[سلمان]] از هرکس دیگر به آن جناب نزدیک‏تر بود، لذا او در پاسخ [[رسول خدا]]{{صل}} گفت: بله یا [[رسول اللّه]]، حضرت فرمود: یکی از نشانه‌‏های [[قیامت]] این است که [[نماز]] ضایع می‌‏شود - یعنی از میان [[مسلمین]] می‏‌رود. و از شهوات [[پیروی]] می‏‌شود و [[مردم]] به سوی هواها میل می‌‏کنند، [[ثروت]]، مقامی عظیم پیدا می‏‌کند و [[مردم]] آن را [[تعظیم]] می‏‌کنند، [[دین]] به [[دنیا]] فروخته می‌‏شود، در آن زمان است که [[دل]] افراد با [[ایمان]] درونشان، برای [[منکرات]] بسیاری که می‏‌بینند و نمی‌‏توانند آن را تغییر دهند [[آب]] می‌‏شود آن‏چنان که نمک در [[آب]] حل می‌‏گردد. [[سلمان]] با تعجب گفت: یا [[رسول اللّه]]! به [[راستی]] چنین روزی خواهد رسید فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است، ای [[سلمان]] در آن هنگام سرپرستی و [[ولایت]] [[مسلمانان]] را امرای [[جور]] به دست می‌‏گیرند امرایی که وزرایی [[فاسق]] و سرشناسانی [[ستمگر]] و امنایی خائن دارند. [[سلمان]] پرسید: به [[راستی]] چنین وضعی پیش خواهد آمد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]]. در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر می‌‏شود، خائن [[امین]] قلمداد می‏‌گردد و [[امین]] [[خیانت]] می‌‏کند، [[دروغگو]] [[تصدیق]] می‏‌شود و راستگو [[تکذیب]] می‏‌گردد. [[سلمان]] با حالت تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] به [[راستی]] چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]] در آن روزگار زنان به [[امارت]] می‌‏رسند و کنیزان طرف [[مشورت]] قرار می‌‏گیرند و کودکان بر فراز [[منبر]] می‌‏روند و [[دروغ]] نوعی زرنگی و [[زکات]] خسارت، و خوردن [[بیت المال]] نوعی غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش [[نیکی]] می‏‌نماید و ستاره دنباله‌‏دار طلوع می‌‏کند. [[سلمان]] باز پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]]! در این موقع [[زن]] با شوهرش در [[تجارت]] شرکت کند و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می‌‏بارد و افراد کریم سخت خشمگین می‌‏گردند، مرد [[فقیر]] تحقیر می‌‏شود، در این هنگام بازارها به هم نزدیک می‌‏شوند وقتی یکی می‌‏گوید:" من چیزی نفروختم" و آن دیگری می‏‌گوید:" من سودی نبرده‌‏ام" طوری می‌‏گویند که هر شنونده می‌‏فهمد دارد به [[خدا]] بد و بیراه می‌‏گوید. [[سلمان]] پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا [[رسول اللّه]]؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای [[سلمان]] در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می‌‏شوند که اگر لب بجنبانند کشته می‌‏شوند و اگر چیزی نگویند [[دشمنان]] همه چیزشان را مباح و برای خود [[حلال]] می‌‏کنند تا با بیت المالشان کیسه‏‌های خود را پر کنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بریزند و دل‏هاشان را پر از [[وحشت]] و [[رعب]] کنند و در آن روز [[مؤمنین]] را جز در حال [[ترس]] و [[وحشت]] و [[رعب]] و رهبت نمی‌‏بینی. [[سلمان]] گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزگاری بر [[مؤمنین]] خواهد گذشت؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]] در این هنگام چیزی از [[مشرق]] می‌‏آورند و چیزی از [[مغرب]] تا [[امت]] [[اسلام]] را سرپرستی کنند، در آن روز وای به حال ناتوانان [[امت]] من، از شر شرقی و غربی‏‌ها و وای به حال آن شرقیان و غربیان از [[عذاب]] [[خدا]]، آری نه کوچکی را رحم می‌‏کنند و نه پاس [[حرمت]] بزرگی را دارند و نه از هیچ مقصری عفو می‏‌کنند، اخبارشان همه فحش و [[ناسزا]] است، جثه آنان جثه و [[بدن]] [[آدمیان]] است ولی دلهاشان دل‏های شیاطین. [[سلمان]] عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین روزی خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]]، در این هنگام مردان به مردان اکتفاء می‌‏کنند و زنان به زنان و همان‏طوری که پدر و اهل [[خانواده]] نسبت به دختر غیرت به خرج می‌‏دهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج می‏‌دهند، مردان به زنان شبیه می‏شوند و زنان به مردان و زنان بر مرکب‏ها سوار می‏شوند که از طرف [[امت]] من [[لعنت خدا]] بر آنان باد. [[سلمان]] از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش می‌‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]]، در این هنگام مساجد طلاکاری و زینت می‏شود آن‏چنان که کلیساها و معبد [[یهودیان]] زینت می‏شود، قرآن‏ها به زیورآلات آرایش و مغازه‏ها بلند و صف‏ها طولانی می‏شود اما با دل‏هایی که نسبت به هم خشمگین است و زبان‏هایی که هریک برای خود منطقی دارد. [[سلمان]] پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا این وضع پیش می‏‌آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، در آن روز مردان و پسران [[امت]] من با طلا خود را می‌‏آرایند و حریر و دیبا می‏پوشند و پوست پلنگ کالای خریدوفروش می‏گردد. [[سلمان]] پرسید: یا [[رسول اللّه ]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای [[سلمان]] در آن روز [[ربا]] همه جا را می‌‏گیرد و یک عمل [[آشکار]] می‌‏شود و معاملات با [[غیبت]] و [[رشوه]] انجام می‏شود و [[دین]] خوار و [[دنیا]] بلند مرتبه می‏‌شود. [[سلمان]] گفت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]] در این هنگام طلاق زیاد می‏شود و هیچ حدی جاری نمی‏گردد و البته [[خدای تعالی]] از این بابت هرگز متضرر نمی‏شود. [[سلمان]] عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا این نیز واقع خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]] در این زمان کنیزان آوازه‏خوان و نوازنده پیدا می‏شوند و اشرار [[امت]] من بر [[امت]]، [[ولایت]] و [[حکومت]] می‏کند. [[سلمان]] پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]] در این موقع اغنیای [[امت]] من صرفا به منظور گردش و تفریح به [[حج]] می‏روند و طبقه متوسط برای [[تجارت]] و فقرا به‏ منظور خودنمایی و ریا [[حج]] می‏روند، در این هنگام است که اقوامی [[قرآن]] را برای غیر [[خدا]] می‌‏آموزند و آن را نوعی مزمار و آلت موسیقی اتخاذ می‌‏کنند، اقوامی دیگر به [[تعلم]] [[فقه]] اسلامی می‌‏پردازند اما برای غیر [[خدا]] در آن روزگار زنازادگان زیاد می‏شوند با [[قرآن]] آوازه‌‏خوانی می‏کنند و بر سر [[دنیا]] سر و دست می‌‏شکنند. [[سلمان]] عرضه داشت: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی خواهد شد؟ فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای [[سلمان]] این وقتی است که حرمت‏ها و قرق‏ها شکسته شود و [[مردم]] از روی [[آگاهی]] و عمد در پی [[ارتکاب گناه]] باشند و اشرار بر [[اخیار]] مسلط شوند، [[دروغ]] فاش و بی‏پرده و لجاجت‏ها ظاهر گردد و فقرا [[فقر]] خود را علنی کنند، [[مردم]] در [[لباس]] به یکدیگر مباهات کنند و باران در غیر فصل ببارد و [[مردم]] شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند و در مقابل [[امر به معروف و نهی از منکر]] را عملی نکوهیده بدانند تا آن‏جا که یک فرد باایمان ذلیل‏ترین و منفورترین فرد [[امت]] شود و قاریان عابدان را ملامت کنند و عابدان قاریان را این مردمند که در [[ملکوت]] آسمان‏ها رجس و نجس نامیده می‏شوند. [[سلمان]] از در تعجب پرسید: یا [[رسول اللّه]] آیا چنین وضعی پیش می‏آید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای [[سلمان]] در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز [[فقیر]] شدن ندارد، حتی یک گدا در طول یک هفته یعنی بین دو [[جمعه]] درخواست می‏کند و کسی نیست که چیزی در دست او بگذارد. [[سلمان]] باز پرسید: یا [[رسول اللّه ]]آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای [[سلمان]] در این زمان [[رویبضه]] تکلم می‏کنند، پرسید: یا [[رسول اللّه]] پدر و مادرم فدای تو، [[رویبضه]] چیست؟ فرمود: چیزی و کسی به [[سخن]] درمی‏آید و در امور [[عامه]] [[سخن]] می‏گوید که هرگز [[سخن]] نمی‏گفت، در این هنگام است که [[مردم]]، دیگر زیاد زنده نمی‏مانند ناگهان [[زمین]] نعره‏ای می‏کشد و هر قومی چنین می‏پندارد که [[زمین]] تنها در [[ناحیه]] او نعره کشید بعد تا هر زمانی که [[خدا]] بخواهد هم‏چنان می‏مانند و سپس واژگونه می‏شوند و [[زمین]] هرچه در [[دل]] دارد بیرون‏ می‏ریزد- و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آن‏گاه با دست خود به ستون‏هایی که در آن‏جا بود اشاره نموده و فرمود مثل این، ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقره‏ای، این است معنای [[آیه]]: {{متن قرآن|فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا}}؛ علامت‌‏هایش بیامد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۵، ص ۶۴۹- ۵۵۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۴۲ -۴۸.</ref>.


==اشراط الساعه در موعودنامه==
در [[روایات]]<ref>وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۵۶.</ref> "اشراط الساعه"، زنجیره‌ای از پدیده‌های [[انسانی]] و طبیعی شمرده شده که از [[زمان]] [[بعثت رسول اکرم]]{{صل}} آغاز و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه می‌یابد<ref>ر.ک: [[مهدی علی‌زاده|علی‌زاده، مهدی]]، [[نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار (کتاب)|نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار]]، ص۲۱؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۱۰۶؛ [[مصطفی صادقی|صادقی، مصطفی]]، [[تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور (کتاب)|تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور]]، ص۹۱ ـ ۹۳؛ [[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[اشراط‍‌ الساعه (مقاله)|مقاله «اشراط‍‌ الساعه»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۲۸۱-۲۸۵.</ref>.
*به‌معناى "نشانه‌هاى برپایى [[قیامت]]" است. در منابع روایى، از برخى نشانه‌هاى [[ظهور]]، به عنوان نشانه‌هاى برپایى [[قیامت]] یاد شده است. مانند: [[خروج]] [[دجّال]]، اشکار شدن [[خورشید]] در [[ناحیه]] [[مغرب]]، [[نزول]] عیسى {{ع}} از [[آسمان]] و... [[پیامبر]] {{صل}} مى‌فرمایند: "ده چیز، پیش از برپایى [[قیامت]]، ناگزیر رخ خواهد داد: [[خروج سفیانى]] و [[دجال]]، پیدا شدن [[دود]] و چهارپا، [[خروج قائم]]، [[طلوع خورشید از مغرب]] و فرود آمدن [[عیسى]] {{ع}} از [[آسمان]]، فرورفتن (در [[زمین]]) در [[ناحیه]] [[مشرق]] و فرورفتن در منطقه جزیرة العرب، اتشى که از انتهاى عدن برمى‌خیزد و مردمان را به سوى صحراى [[محشر]] مى‌کشاند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۹. </ref>. برابر این [[حدیث]]، [[خروج سفیانى]] و [[دجال]]، [[طلوع خورشید از مغرب]] و... از نشانه‌هاى [[قیامت]] است و حال آن‌که در [[روایات]] دیگر، آن‌ها به روشنى از نشانه‌هاى [[ظهور]] معرفى شده‌اند. البته همه این رخدادها که از وقوع آن‌ها خبر داده شده، چه به‌عنوان نشانه‌هاى [[ظهور]] و چه به‌عنوان نشانه‌هاى [[قیامت]]، پیش از برپایى [[قیامت]] -هرچند با فاصله زیاد- واقع خواهند شد. با این حساب، آن‌چه در طول دوره [[غیبت کبرى]] واقع شود، به‌طور طبیعى پیش از برپایى [[قیامت]] واقع شده و در نتیجه از نشانه‌هاى [[قیامت]] است<ref>تاریخ الغیبة الکبرى، ج ۲، ص ۲۴۸. </ref>. بر این اساس، همه نشانه‌هاى [[ظهور]]، به‌گونه‌اى نشانه‌هاى [[قیامت]] هم هستند، ولى همه نشانه‌هاى [[قیامت]]، نشانه‌هاى [[ظهور]] نمى‌توانند باشند، زیرا ممکن است برخى از آن‌ها [[پس از ظهور]] [[حضرت مهدى]] {{ع}} واقع شوند<ref>برترین‌هاى فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۱۹۸. </ref>.
*البته یکى از نشانه‌هاى حتمى [[قیامت]]، [[ظهور]] [[حضرت مهدى]] {{ع}} است. و اما اشراط‍‌ ساعت در [[احادیث]] [[اهل سنت]] ده چیز است: [[خروج دابة الارض]]، [[طلوع خورشید از مغرب]]، [[نزول]] [[حضرت عیسى]] {{ع}}، [[خروج دجال]]، [[فتح یأجوج و مأجوج]]، اتشى که از قعر عدن خارج مى‌شود، دخان، [[طوفان]] یا گردباد، خسفى در [[مشرق]]، خسفى در [[مغرب]] و خسفى در جزیرة العرب<ref>عقد الدرر، ص ۳۲۷؛ صحیح مسلم، ج ۴، ص ۲۲۲۶. </ref>.
*در [[قرآن کریم]]، تعبیر "اشراط‍‌ السّاعه" فقط‍‌ یک بار آمده است: {{متن قرآن|فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}}‌<ref>سوره محمد، ۱۸</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۰۴.</ref>.
==پرسش‌های وابسته==
* [[مفهوم لغوی اشراط الساعه چیست؟ (پرسش)]]
* [[آیا اشراط الساعه از نشانه‌های ظهور است؟ (پرسش)]]


== جستارهای وابسته ==
== نشانه‌های قیامت ==
{{:فرهنگنامه مهدویت (نمایه)}}
# '''[[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}}:''' به [[عقیده]] عده‌ای، نخستین علامت قیامت، بعثت پیامبر اکرم{{صل}} بوده است که به وقوع پیوسته است<ref>فتح الباری، ج۱۱، ص۳۵۰.</ref> و بعضی، نزول [[آخرین کتاب آسمانی]] را هم جزء نشانه‌های قیامت دانسته‌اند که آن هم به وقوع پیوسته است<ref>مجمع البیان ج۹، ص۱۸۳.</ref>.
# '''[[قیام قائم]]{{ع}}:''' در نظر بعضی قیام قائم{{ع}} از نشانه‌های قیامت است<ref>کمال الدین وتمام النعمه، ص۴۰۳.</ref>.
# '''پدید آمدن دخان:''' [[خدای سبحان]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ}}<ref>«پس به روزی چشم بدوز که آسمان دودی آشکار برمی‌آورد» سوره دخان، آیه ۱۰.</ref>؛ اینکه مراد از دخان در [[آیه شریفه]] چیست؟ بین [[مفسران]] [[اختلاف]] است. گروهی می‌‌گویند مراد [[آیه]]، همان عذابی است که [[خداوند]] بعد از نفرین پیامبر{{صل}} بر بعضی از [[کفار]] که بر کفرشان اصرار بودند، نازل کرده است، به این صورت که هرکدام از شدت [[گرسنگی]] بین خود و [[آسمان]]، دخانی را مشاهده کرده است. طبق این [[تفسیر]]، آیه بیان کننده نشانه قیامت نیست<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۳۷، تفسیر کبیر، ج۲۷، ص۲۴۲.</ref>. گروهی نیز، از جمله [[ابن عباس]]، دخان مذکور در آیه را نشانه قیامت می‌‌دانند که هنوز به وقوع نپیوسته است، بلکه قبل از برپا شدن [[قیامت]] به مدت چهل [[روز]] برپا خواهد شد<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۳۷، حق الیقین، ص۱۲۹.</ref>.
# '''خروج دابّة الأرض:''' طبق [[روایات]] دابّة الأرض موجودی است که چهره او مانند [[انسان]] بوده و سایر اعضای بدن او شبیه پرندگان است<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۰.</ref> [[دابة الأرض]] موجودی است که در [[آخرالزمان]] خروج می‌‌کند، آنگاه که [[مردم]] [[فساد]] به راه انداخته و [[اوامر الهی]] را ترک کرده و [[دین الهی]] را دگرگون ساخته‌اند<ref>اصول الدین، ص۲۰۳.</ref>. در مورد مکان خروج دابة الأرض در روایات آمده است که بین [[صفا و مروه]] شب هنگام در [[شب جمعه]] خروج می‌‌کند<ref>الکافی فی الأُصول والروضة، ج۲، ص۲۲۷.</ref> و کارش این است که به [[ایمان]] هر [[مؤمن]] و به [[کفر]] هر [[کافر]] خبر می‌‌دهد و در این هنگام است که [[تکلیف]] برداشته شده و باب [[توبه]] بسته می‌‌شود<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۰.</ref>.
# '''[[طلوع خورشید از مغرب]]:''' در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است: زمانی که [[خورشید]] از [[مغرب]] طلوع می‌‌کند همه [[انسان‌ها]] آن روز ایمان می‌‌آورند، لکن این ایمان سودی به حال ایشان ندارد<ref>بحارالانوار، ج۶،ص ۳۰۰.</ref>؛ چراکه طبق [[روایت شریف]] از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پس از ظهور [[نشانه‌های قیامت]] باب توبه بسته می‌‌شود<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۳۱۲.</ref>.
# '''[[خروج یأجوج و مأجوج]]:''' [[یأجوج و مأجوج]] هر کدام قومی بودند که در [[قرآن]] داستان آنها آمده است و قرآن ایشان را به عنوان مُفسد فی الأرض معرفی می‌‌کند<ref>سوره کهف، آیه ۹۳-۹۹.</ref>؛ چراکه طبق [[روایات]] ایشان خروج می‌‌کردند و [[مردم]] را قتل عام می‌‌کردند، چهارپایان را نابود می‌‌ساختند. شخصیتی که طبق نقل [[قرآن کریم]] در مقابل ایشان [[ایستادگی]] کرده است به نام [[ذوالقرنین]] معرفی شده است که با ایجاد [[سدّی]] عظیم [[شرّ]] آنها را دفع کرد. لکن قبل از [[قیامت]] این [[سد]] منهدم گشته و [[یأجوج و مأجوج]] از ورای آن خروج می‌‌کنند<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۳۱۳.</ref>. [[خروج یأجوج و مأجوج]] چند [[روز]] بعد از قتل دجال واقع می‌‌شود<ref>شرح العقیدة الطحاویّه، ج۲، ص۷۵۷.</ref>.
# '''[[خروج دجال]]:''' در مورد [[دجال]] و شکل ظاهری وی آنچه در روایات اشاره شده آن است که چشم راست او کور بوده و بین دو چشم او کلمه [[کافر]] نوشته شده است<ref>البعث والنشور، ص۲۶.</ref>، همراه او آب و آتشی است که [[آتش]] او آب سرد است و آب او آتش است<ref>اصول الدین، ص۲۰۱.</ref>. او مدّت چهل روز در [[زمین]] درنگ می‌‌کند که روز آن همانند یک سال و یک روز آن همانند یک ماه و یک روز دیگر آن همانند یک هفته بوده و روزهای دیگر همانند روزهای دی است<ref>اصول الدین، ص۲۰۱، شعب الایمان، ج۱، ص۳۰۸.</ref>. بسیاری از افراد سست ایمان به دجال [[گرایش]] پیدا می‌‌کنند و این به خاطر کارهای خارق‌العاده‌ای است که انجام می‌‌دهد<ref>اصول الدین، ص۲۰۲.</ref> و سرانجام به دست [[حضرت عیسی]]{{ع}} که از [[آسمان]] نزول کرده کشته خواهد شد<ref>الملاحم والفتن، ص۹۷.</ref>.
# '''[[نزول عیسی]]{{ع}}:''' [[نزول حضرت عیسی]]{{ع}} از آسمان از [[نشانه‌های قیامت]] است<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۱.</ref> و در بعضی از روایات تصریح شده که نزول حضرت از آسمان بعد از [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} رخ می‌‌دهد و وی پشت سر [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[نماز]] می‌‌گزارد<ref>مشارق انوار الیقین، ص۷۴.</ref>.
# '''رخ دادن سه [[خسوف]]:''' در روایات آمده است که یکی از خسوف‌ها در [[مشرق]] و دیگری در [[مغرب]] و سومی در [[جزیرة العرب]] رخ می‌‌دهد<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۳.</ref>.
# '''خروج آتش از [[یمن]]:''' در بعضی از [[روایات]] این علامت به عنوان نخستین نشانه قیامت معرفی شده است<ref>علل الشرایع، ج۷۱، ص۱۱۸.</ref>. در روایات چنین توضیح داده شده است که این [[آتش]] [[انسان‌ها]] را به سوی [[محشر]] سوق می‌‌دهد<ref>بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۴.</ref>.
# '''ظهور فسادهای بزرگ در [[دنیا]]:''' روایاتی در دست است که به صورت مصادیق به این [[فسادها]] اشاره کرده‌اند، از جمله: ظهور [[تبعیض]]، عدم [[پرداخت زکات]] [[مال]]، [[اطاعت]] مرد از [[همسر]] خویش، [[ظلم]] فرزند به پدر، قرار گرفتن افراد نالایق در مسند [[جامعه]]، پوشیدن لباس‌های حریر و...<ref>بحارالانوار، ج۶،ص ۳۰۴ـ ۳۱۱، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۰۷.</ref>.
# '''دمیده شدن در صور:''' در روایات آمده است زمانی که [[خداوند]] از [[خلقت]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] فارغ شد، صور را [[خلق]] کرد و آن را به [[اسرافیل]] یکی از [[ملائکه]] داد و اسرافیل آن را نزدیک دهان خود قرار داده و همواره به [[عرش]] می‌‌نگرد تا دستور دمیدن در آن از جانب خداوند صادر شود<ref>التذکره فی احوال الموتی وامور الآخره، ص۱۷۲.</ref>، پس هرگاه خداوند دستور داد، سه مرتبه در آن می‌‌دمد که با دمیدن اول همه موجودات به [[اذن الهی]] می‌‌میرند و با دمیدن دوم همه موجودات به [[اذن خداوند]] زنده می‌‌شوند و در دمیدن سوم همه به سمت خداوند و در پیشگاه [[الهی]] [[محشور]] می‌‌شوند<ref>التذکره فی احوال الموتی وامور الآخره، ص۱۷۵.</ref>.


==منابع==
یک سلسله از وقایع دیگر که مقارن با [[قیامت]] روی می‌‌دهد و در [[قرآن]] به آنها اشاره شده عبارت‌اند از: به هم ریختگی در [[نظام]] عالَم وجود که با انقراض عالم [[انسانی]] ملازمت دارد، همچون شکافته شدن [[آسمان]]<ref>سوره انشقاق، آیه ۱؛ سوره حاقه، آیه ۱۶؛ سوره فرقان، آیه ۲۵؛ سوره انفطار، آیه ۱؛ سوره تکویر، آیه ۱۱؛ سوره مرسلات، آیه ۹؛ سوره نبأ، آیه ۱۹؛ سوره طور، آیه ۹؛ سوره معارج، آیه ۸؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۴.</ref>. [[خورشید]] و [[ستارگان]] بی‌فروغ می‌‌شوند<ref>سوره تکویر، آیه ۱و ۲.</ref>، [[زمین]] منبسط و شکسته می‌‌شود و هر چه در درون دارد، بیرون می‌‌افکند<ref>سوره ابراهیم، آیه ۴۸؛ سوره ق، آیه ۴۴؛ سوره مزمل، آیه ۱۴؛ سوره انشقاق، آیه ۳؛ سوره فجر، آیه ۲۱.</ref>، وقوع زلزله‌های عظیم و ویرانگر<ref>سوره زلزال، آیه ۱و ۲.</ref>. دریاها به هم می‌‌پیوندند<ref>سوره انفطار، آیه ۳؛ سوره طور، آیه ۶؛ سوره تکویر، آیه ۶؛ سوره حاقه، آیه ۱۴؛ سوره طور، آیه ۱۰؛ سوره مزمل، آیه ۱۴؛ سوره واقعه، آیه ۶۵؛ سوره قارعة، آیه ۵؛ سوره نبأ، آیه ۲۰؛ سوره طه، آیه ۱۰۶.</ref>.<ref>[[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[اشراط‍‌ الساعه (مقاله)|مقاله «اشراط‍‌ الساعه»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۲۸۱-۲۸۵.</ref>
* [[پرونده:136865.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|'''درسنامه مهدویت ج۳''']].
* [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مهدویت''']].
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']].


==پانویس==
در مجموع رویدادهای پیش از [[قیامت]]، یکسان نیستند و تنوع دارند و می‌توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد:
{{یادآوری پانویس}}
# '''دگرگونی‌های [[رفتاری]] و [[اخلاقی]] [[مردم]]:''' بنابر [[روایات]]، [[جامعۀ انسانی]] پیش از [[رستاخیز]] رو به افول می‌نهد. [[احکام الهی]] تباه می‌شوند، [[تبهکاران]] بر [[جهان]] [[حکومت]] می‌کنند، [[ستم]] و [[فساد]] و [[گناه]] بسیار می‌شود، مردم از [[هوا و هوس]] خویش [[پیروی]] می‌کنند و [[دنیاپرستان]] را بزرگ می‌دارند، [[آخرت]] را به [[دنیا]] می‌فروشند، [[انصاف]] از میان مردم رخت برمی‌بندد، به زیردستان و تنگدستان کمک نمی‌کنند، بزرگان را [[حرمت]] نمی‌نهند، مردانْ، خویش را همانند [[زنان]] می‌آرایند و زنان، خودشان را شبیه مردان می‌کنند، بنیان [[خانواده]] [[سست]] می‌شود و [[طلاق]] میان [[همسران]] فراوان می‌شود.
{{پانویس2}}
# '''پیشامدهای مهم [[اجتماعی]]:'''[[بعثت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و نزول [[قرآن کریم]]، شکافته شدن ماه که از [[معجزات پیامبر]] اکرم{{صل}} بود، از پیشامدهای قبل از قیامت است. [[ظهور حضرت مهدی]] و [[رجعت]] [[آل محمد]]{{صل}} و نیز [[نزول حضرت عیسی]]{{ع}} و ظهور [[دابة الارض]] (موجودی که از [[زمین]] برمی‌خیزد و با مردم[[سخن]] می‌گوید و [[مؤمن]] را از [[کافر]] جدا می‌سازد)، [[دجال]]، [[سفیانی]] و طایفه [[یأجوج و مأجوج]] از نشانه‌های‌ دیگر، قیامت است.
# '''پیشامدهای نظام خلقت:''' در بسیاری از [[آیات قرآنی]]، از دگرگونی‌ها و تحولات ژرف در نظام خلقت سخن به میان است که پیش از قیامت رخ می‌دهند، مانند: لرزیدن [[کوه‌ها]] و زمین <ref>سوره مزمل، آیه ۱۴.</ref> و از جا کنده شدن، درهم کوفته شدن و فروریختن [[کوه‌ها]]<ref>سوره حاقه، آیه ۱۴.</ref>، شکافته شدن دریاها<ref>سوره انفطار، آیه ۳.</ref>، [[خاموشی]] [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]]<ref>سوره تکویر، آیه ۱۴.</ref> و...<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۸۳.</ref>.


{{امام مهدی}}
== خلط میان [[علائم ظهور]] و [[اشراط الساعه]] ==
یکی از مطالبی که با موضوع علائم ظهور ارتباط نزدیک دارد، روایاتی است که دربارۀ [[نشانه‌های قیامت]] [[سخن]] می‌گوید. در بسیاری از منابع روایی اهل سنت و برخی [[جوامع حدیثی شیعه]]، [[نشانه‌های ظهور]] [[مهدی]]{{ع}} با علامت‌های نزدیک شدن و برپایی قیامت آمیخته و برخی نشانه‌هایی که به علائم ظهور مشهورند نشانه قیامت دانسته شده است. اما باید توجه داشت میان علائم ظهور و نشانه‌های قیامت تفاوت وجود دارد و مراد از علائم ظهور آن دسته از حوادثی است که براساس بیان [[پیشوایان معصوم]]{{ع}}، قبل و یا در آستانۀ ظهور واقع خواهد شد و تحقق هر کدام نوید نزدیک شدن یا وقوع [[قیام امام مهدی]]{{ع}} را می‌دهد<ref>ر.ک: [[مصطفی صادقی|صادقی، مصطفی]]، [[تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور (کتاب)|تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور]]، ص۹۱ ـ ۹۳؛ [[سید محمد صدر|صدر، سید محمد]]، [[غیبت کبری (کتاب)|غیبت کبری]]، ص۵۴۹ـ ۵۵۲؛ [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص۲۵۱ـ ۲۵۲.</ref>.
 
دلیل [[اشتباه]] میان علائم ظهور و اشراط الساعه می‌تواند چند امر باشد مانند:
# واژۀ [[الساعه]] در برخی [[روایات]] به [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} [[تأویل]] شده لذا راه برای [[احادیث]] اشراط الساعه هم باز شده است.
# تعبیرات برخی احادیث که [[زمان ظهور]] نزدیک [[قیامت]] است، زمینۀ اشتباه میان دو علامت شده است مانند: «اگر یک [[روز]] از [[دنیا]] هم باقی نمانده باشد مهدی خواهد آمد»<ref>{{متن حدیث|لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یُخْرِجَ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَیْتِی}}؛ الغیبة، نعمانی، ص۱۴۹.</ref> و حال آنکه مراد این روایات [[قطعی]] بودن ظهور است.
# نزدیک بودن و تشابه الفاظ [[قیام]] و قیامت و [[قائم]] با همدیگر دلیلی دیگر بر خلط علائم ظهور با نشانه‌های قیامت است<ref>ر.ک: [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامهٔ امام مهدی]]، ص۴۲۷ـ ۴۲۹.</ref>.
 
بنابراین ماهیت [[علایم ظهور]] با اشراط الساعة متفاوت است؛ زیرا علایم ظهور، نشانه‌هایی برای [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} است، ولی اشراط الساعة نشانه‌هایی برای [[قیامت]] است. البته باید توجه کرد تمام [[نشانه‌های ظهور]] پیش از برپایی قیامت واقع خواهد شد؛ لذا آنچه در طول [[غیبت کبری]] واقع می‌شود به طور طبیعی پیش از برپایی قیامت واقع شده و در نتیجه از [[نشانه‌های قیامت]] است. بر این اساس، همه نشانه‌های ظهور، به گونه‌ای نشانه‌های قیامت هم هستند، ولی همۀ نشانه‌های قیامت، نشانه‌های ظهور نمی‌توانند باشند<ref>ر.ک: [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۰۴.</ref>.
 
== پرسش مستقیم ==
* [[فرق بین علایم ظهور با اشراط الساعة چیست؟ (پرسش)]]
 
== پرسش‌های وابسته ==
{{پرسمان نشانه‌های آخرالزمان}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:137289.jpg|22px]] [[سید محمد صدر|صدر، سید محمد]]، [[تاریخ غیبت کبری (کتاب)|'''تاریخ غیبت کبری''']]
# [[پرونده:10119015.jpg|22px]] [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامهٔ امام مهدی''']]
# [[پرونده:13681080.jpg|22px]] [[مهدی علی‌زاده|علی‌زاده، مهدی]]، [[نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار (کتاب)|'''نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار''']]
# [[پرونده:151908.jpg|22px]] [[مصطفی صادقی|صادقی، مصطفی]]، [[تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور (کتاب)|'''تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[اشراط‍‌ الساعه (مقاله)|مقاله «اشراط‍‌ الساعه»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:136865.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۳ (کتاب)|'''درسنامه مهدویت''']]
# [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
{{قیامت}}


[[رده:اشراط الساعة]]
[[رده:مدخل فرهنگ‌نامه مهدویت]]
[[رده:مدخل فرهنگ‌نامه مهدویت]]
[[رده:اتمام لینک داخلی]]
[[رده:نشانه‌های ظهور]]
[[رده:نشانه‌های قیامت]]
[[رده:اصطلاحات قرآنی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۲۶

اشراط الساعه، به معنای نشانه‌های قیامت زنجیره‌ای از پدیده‌های انسانی و طبیعی است که از زمان بعثت رسول اکرم (ص) آغاز و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه می‌یابد. برخی از این نشانه‌ها عبارت‌اند از: بعثت پیامبر اکرم(ص)؛ قیام قائم(ع)؛ خروج دابّة الأرض؛ طلوع خورشید از مغرب؛ خروج دجال؛ نزول عیسی(ع) و ... .

معناشناسی

"اشراط" جمع "شرط" به معنای نشانه و سرآغاز[۱] است و "الساعه" به بخشی از بخش‌های شبانه روز گفته می‌شود و مقصود از آن در اینجا قیامت است.

اشراط الساعة یعنی نشانه‌های قیامت. پس از سپری شدن عصر ظهور، فرجام تاریخ فرامی‌رسد و بساط دنیا درهم ریخته و قیامت برپا می‌گردد و پیش از حادث شدن قیامت، رویدادها و نشانه‌هایی ظاهر می‌شود که از بروز قیامت خبر می‌دهد، این نشانه‌ها در فرهنگ اسلامی اشراط الساعه نامیده شده‌اند. خداوند می‌فرماید: ﴿فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا[۲].

در روایات[۳] "اشراط الساعه"، زنجیره‌ای از پدیده‌های انسانی و طبیعی شمرده شده که از زمان بعثت رسول اکرم(ص) آغاز و تا فروپاشی کامل نظام طبیعت ادامه می‌یابد[۴].

نشانه‌های قیامت

  1. بعثت پیامبر اکرم(ص): به عقیده عده‌ای، نخستین علامت قیامت، بعثت پیامبر اکرم(ص) بوده است که به وقوع پیوسته است[۵] و بعضی، نزول آخرین کتاب آسمانی را هم جزء نشانه‌های قیامت دانسته‌اند که آن هم به وقوع پیوسته است[۶].
  2. قیام قائم(ع): در نظر بعضی قیام قائم(ع) از نشانه‌های قیامت است[۷].
  3. پدید آمدن دخان: خدای سبحان می‌‌فرماید: ﴿فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ[۸]؛ اینکه مراد از دخان در آیه شریفه چیست؟ بین مفسران اختلاف است. گروهی می‌‌گویند مراد آیه، همان عذابی است که خداوند بعد از نفرین پیامبر(ص) بر بعضی از کفار که بر کفرشان اصرار بودند، نازل کرده است، به این صورت که هرکدام از شدت گرسنگی بین خود و آسمان، دخانی را مشاهده کرده است. طبق این تفسیر، آیه بیان کننده نشانه قیامت نیست[۹]. گروهی نیز، از جمله ابن عباس، دخان مذکور در آیه را نشانه قیامت می‌‌دانند که هنوز به وقوع نپیوسته است، بلکه قبل از برپا شدن قیامت به مدت چهل روز برپا خواهد شد[۱۰].
  4. خروج دابّة الأرض: طبق روایات دابّة الأرض موجودی است که چهره او مانند انسان بوده و سایر اعضای بدن او شبیه پرندگان است[۱۱] دابة الأرض موجودی است که در آخرالزمان خروج می‌‌کند، آنگاه که مردم فساد به راه انداخته و اوامر الهی را ترک کرده و دین الهی را دگرگون ساخته‌اند[۱۲]. در مورد مکان خروج دابة الأرض در روایات آمده است که بین صفا و مروه شب هنگام در شب جمعه خروج می‌‌کند[۱۳] و کارش این است که به ایمان هر مؤمن و به کفر هر کافر خبر می‌‌دهد و در این هنگام است که تکلیف برداشته شده و باب توبه بسته می‌‌شود[۱۴].
  5. طلوع خورشید از مغرب: در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: زمانی که خورشید از مغرب طلوع می‌‌کند همه انسان‌ها آن روز ایمان می‌‌آورند، لکن این ایمان سودی به حال ایشان ندارد[۱۵]؛ چراکه طبق روایت شریف از پیامبر اسلام(ص) پس از ظهور نشانه‌های قیامت باب توبه بسته می‌‌شود[۱۶].
  6. خروج یأجوج و مأجوج: یأجوج و مأجوج هر کدام قومی بودند که در قرآن داستان آنها آمده است و قرآن ایشان را به عنوان مُفسد فی الأرض معرفی می‌‌کند[۱۷]؛ چراکه طبق روایات ایشان خروج می‌‌کردند و مردم را قتل عام می‌‌کردند، چهارپایان را نابود می‌‌ساختند. شخصیتی که طبق نقل قرآن کریم در مقابل ایشان ایستادگی کرده است به نام ذوالقرنین معرفی شده است که با ایجاد سدّی عظیم شرّ آنها را دفع کرد. لکن قبل از قیامت این سد منهدم گشته و یأجوج و مأجوج از ورای آن خروج می‌‌کنند[۱۸]. خروج یأجوج و مأجوج چند روز بعد از قتل دجال واقع می‌‌شود[۱۹].
  7. خروج دجال: در مورد دجال و شکل ظاهری وی آنچه در روایات اشاره شده آن است که چشم راست او کور بوده و بین دو چشم او کلمه کافر نوشته شده است[۲۰]، همراه او آب و آتشی است که آتش او آب سرد است و آب او آتش است[۲۱]. او مدّت چهل روز در زمین درنگ می‌‌کند که روز آن همانند یک سال و یک روز آن همانند یک ماه و یک روز دیگر آن همانند یک هفته بوده و روزهای دیگر همانند روزهای دی است[۲۲]. بسیاری از افراد سست ایمان به دجال گرایش پیدا می‌‌کنند و این به خاطر کارهای خارق‌العاده‌ای است که انجام می‌‌دهد[۲۳] و سرانجام به دست حضرت عیسی(ع) که از آسمان نزول کرده کشته خواهد شد[۲۴].
  8. نزول عیسی(ع): نزول حضرت عیسی(ع) از آسمان از نشانه‌های قیامت است[۲۵] و در بعضی از روایات تصریح شده که نزول حضرت از آسمان بعد از ظهور حضرت مهدی(ع) رخ می‌‌دهد و وی پشت سر حضرت مهدی(ع) نماز می‌‌گزارد[۲۶].
  9. رخ دادن سه خسوف: در روایات آمده است که یکی از خسوف‌ها در مشرق و دیگری در مغرب و سومی در جزیرة العرب رخ می‌‌دهد[۲۷].
  10. خروج آتش از یمن: در بعضی از روایات این علامت به عنوان نخستین نشانه قیامت معرفی شده است[۲۸]. در روایات چنین توضیح داده شده است که این آتش انسان‌ها را به سوی محشر سوق می‌‌دهد[۲۹].
  11. ظهور فسادهای بزرگ در دنیا: روایاتی در دست است که به صورت مصادیق به این فسادها اشاره کرده‌اند، از جمله: ظهور تبعیض، عدم پرداخت زکات مال، اطاعت مرد از همسر خویش، ظلم فرزند به پدر، قرار گرفتن افراد نالایق در مسند جامعه، پوشیدن لباس‌های حریر و...[۳۰].
  12. دمیده شدن در صور: در روایات آمده است زمانی که خداوند از خلقت آسمان‌ها و زمین فارغ شد، صور را خلق کرد و آن را به اسرافیل یکی از ملائکه داد و اسرافیل آن را نزدیک دهان خود قرار داده و همواره به عرش می‌‌نگرد تا دستور دمیدن در آن از جانب خداوند صادر شود[۳۱]، پس هرگاه خداوند دستور داد، سه مرتبه در آن می‌‌دمد که با دمیدن اول همه موجودات به اذن الهی می‌‌میرند و با دمیدن دوم همه موجودات به اذن خداوند زنده می‌‌شوند و در دمیدن سوم همه به سمت خداوند و در پیشگاه الهی محشور می‌‌شوند[۳۲].

یک سلسله از وقایع دیگر که مقارن با قیامت روی می‌‌دهد و در قرآن به آنها اشاره شده عبارت‌اند از: به هم ریختگی در نظام عالَم وجود که با انقراض عالم انسانی ملازمت دارد، همچون شکافته شدن آسمان[۳۳]. خورشید و ستارگان بی‌فروغ می‌‌شوند[۳۴]، زمین منبسط و شکسته می‌‌شود و هر چه در درون دارد، بیرون می‌‌افکند[۳۵]، وقوع زلزله‌های عظیم و ویرانگر[۳۶]. دریاها به هم می‌‌پیوندند[۳۷].[۳۸]

در مجموع رویدادهای پیش از قیامت، یکسان نیستند و تنوع دارند و می‌توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد:

  1. دگرگونی‌های رفتاری و اخلاقی مردم: بنابر روایات، جامعۀ انسانی پیش از رستاخیز رو به افول می‌نهد. احکام الهی تباه می‌شوند، تبهکاران بر جهان حکومت می‌کنند، ستم و فساد و گناه بسیار می‌شود، مردم از هوا و هوس خویش پیروی می‌کنند و دنیاپرستان را بزرگ می‌دارند، آخرت را به دنیا می‌فروشند، انصاف از میان مردم رخت برمی‌بندد، به زیردستان و تنگدستان کمک نمی‌کنند، بزرگان را حرمت نمی‌نهند، مردانْ، خویش را همانند زنان می‌آرایند و زنان، خودشان را شبیه مردان می‌کنند، بنیان خانواده سست می‌شود و طلاق میان همسران فراوان می‌شود.
  2. پیشامدهای مهم اجتماعی:بعثت پیامبر اسلام(ص) و نزول قرآن کریم، شکافته شدن ماه که از معجزات پیامبر اکرم(ص) بود، از پیشامدهای قبل از قیامت است. ظهور حضرت مهدی و رجعت آل محمد(ص) و نیز نزول حضرت عیسی(ع) و ظهور دابة الارض (موجودی که از زمین برمی‌خیزد و با مردمسخن می‌گوید و مؤمن را از کافر جدا می‌سازد)، دجال، سفیانی و طایفه یأجوج و مأجوج از نشانه‌های‌ دیگر، قیامت است.
  3. پیشامدهای نظام خلقت: در بسیاری از آیات قرآنی، از دگرگونی‌ها و تحولات ژرف در نظام خلقت سخن به میان است که پیش از قیامت رخ می‌دهند، مانند: لرزیدن کوه‌ها و زمین [۳۹] و از جا کنده شدن، درهم کوفته شدن و فروریختن کوه‌ها[۴۰]، شکافته شدن دریاها[۴۱]، خاموشی خورشید و ماه و ستارگان[۴۲] و...[۴۳].

خلط میان علائم ظهور و اشراط الساعه

یکی از مطالبی که با موضوع علائم ظهور ارتباط نزدیک دارد، روایاتی است که دربارۀ نشانه‌های قیامت سخن می‌گوید. در بسیاری از منابع روایی اهل سنت و برخی جوامع حدیثی شیعه، نشانه‌های ظهور مهدی(ع) با علامت‌های نزدیک شدن و برپایی قیامت آمیخته و برخی نشانه‌هایی که به علائم ظهور مشهورند نشانه قیامت دانسته شده است. اما باید توجه داشت میان علائم ظهور و نشانه‌های قیامت تفاوت وجود دارد و مراد از علائم ظهور آن دسته از حوادثی است که براساس بیان پیشوایان معصوم(ع)، قبل و یا در آستانۀ ظهور واقع خواهد شد و تحقق هر کدام نوید نزدیک شدن یا وقوع قیام امام مهدی(ع) را می‌دهد[۴۴].

دلیل اشتباه میان علائم ظهور و اشراط الساعه می‌تواند چند امر باشد مانند:

  1. واژۀ الساعه در برخی روایات به ظهور امام مهدی(ع) تأویل شده لذا راه برای احادیث اشراط الساعه هم باز شده است.
  2. تعبیرات برخی احادیث که زمان ظهور نزدیک قیامت است، زمینۀ اشتباه میان دو علامت شده است مانند: «اگر یک روز از دنیا هم باقی نمانده باشد مهدی خواهد آمد»[۴۵] و حال آنکه مراد این روایات قطعی بودن ظهور است.
  3. نزدیک بودن و تشابه الفاظ قیام و قیامت و قائم با همدیگر دلیلی دیگر بر خلط علائم ظهور با نشانه‌های قیامت است[۴۶].

بنابراین ماهیت علایم ظهور با اشراط الساعة متفاوت است؛ زیرا علایم ظهور، نشانه‌هایی برای ظهور امام مهدی(ع) است، ولی اشراط الساعة نشانه‌هایی برای قیامت است. البته باید توجه کرد تمام نشانه‌های ظهور پیش از برپایی قیامت واقع خواهد شد؛ لذا آنچه در طول غیبت کبری واقع می‌شود به طور طبیعی پیش از برپایی قیامت واقع شده و در نتیجه از نشانه‌های قیامت است. بر این اساس، همه نشانه‌های ظهور، به گونه‌ای نشانه‌های قیامت هم هستند، ولی همۀ نشانه‌های قیامت، نشانه‌های ظهور نمی‌توانند باشند[۴۷].

پرسش مستقیم

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. العین، ص۴۱۱؛ معجم مقائیس اللغة، ج۳، ص۲۶۰.
  2. «پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا می‌رسد؟ و به راستی نشانه‌های آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یادکردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟» سوره محمد، آیه ۱۸.
  3. وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۵۶.
  4. ر.ک: علی‌زاده، مهدی، نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار، ص۲۱؛ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت، ص۱۰۶؛ صادقی، مصطفی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص۹۱ ـ ۹۳؛ اصغری، محمد جواد، مقاله «اشراط‍‌ الساعه»، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۲۸۱-۲۸۵.
  5. فتح الباری، ج۱۱، ص۳۵۰.
  6. مجمع البیان ج۹، ص۱۸۳.
  7. کمال الدین وتمام النعمه، ص۴۰۳.
  8. «پس به روزی چشم بدوز که آسمان دودی آشکار برمی‌آورد» سوره دخان، آیه ۱۰.
  9. المیزان، ج۱۸، ص۱۳۷، تفسیر کبیر، ج۲۷، ص۲۴۲.
  10. المیزان، ج۱۸، ص۱۳۷، حق الیقین، ص۱۲۹.
  11. بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۰.
  12. اصول الدین، ص۲۰۳.
  13. الکافی فی الأُصول والروضة، ج۲، ص۲۲۷.
  14. بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۰.
  15. بحارالانوار، ج۶،ص ۳۰۰.
  16. بحارالانوار، ج۶، ص۳۱۲.
  17. سوره کهف، آیه ۹۳-۹۹.
  18. بحارالانوار، ج۶، ص۳۱۳.
  19. شرح العقیدة الطحاویّه، ج۲، ص۷۵۷.
  20. البعث والنشور، ص۲۶.
  21. اصول الدین، ص۲۰۱.
  22. اصول الدین، ص۲۰۱، شعب الایمان، ج۱، ص۳۰۸.
  23. اصول الدین، ص۲۰۲.
  24. الملاحم والفتن، ص۹۷.
  25. بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۱.
  26. مشارق انوار الیقین، ص۷۴.
  27. بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۳.
  28. علل الشرایع، ج۷۱، ص۱۱۸.
  29. بحارالانوار، ج۶، ص۳۰۴.
  30. بحارالانوار، ج۶،ص ۳۰۴ـ ۳۱۱، تفسیر قمی، ج۲، ص۳۰۷.
  31. التذکره فی احوال الموتی وامور الآخره، ص۱۷۲.
  32. التذکره فی احوال الموتی وامور الآخره، ص۱۷۵.
  33. سوره انشقاق، آیه ۱؛ سوره حاقه، آیه ۱۶؛ سوره فرقان، آیه ۲۵؛ سوره انفطار، آیه ۱؛ سوره تکویر، آیه ۱۱؛ سوره مرسلات، آیه ۹؛ سوره نبأ، آیه ۱۹؛ سوره طور، آیه ۹؛ سوره معارج، آیه ۸؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۴.
  34. سوره تکویر، آیه ۱و ۲.
  35. سوره ابراهیم، آیه ۴۸؛ سوره ق، آیه ۴۴؛ سوره مزمل، آیه ۱۴؛ سوره انشقاق، آیه ۳؛ سوره فجر، آیه ۲۱.
  36. سوره زلزال، آیه ۱و ۲.
  37. سوره انفطار، آیه ۳؛ سوره طور، آیه ۶؛ سوره تکویر، آیه ۶؛ سوره حاقه، آیه ۱۴؛ سوره طور، آیه ۱۰؛ سوره مزمل، آیه ۱۴؛ سوره واقعه، آیه ۶۵؛ سوره قارعة، آیه ۵؛ سوره نبأ، آیه ۲۰؛ سوره طه، آیه ۱۰۶.
  38. اصغری، محمد جواد، مقاله «اشراط‍‌ الساعه»، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۲۸۱-۲۸۵.
  39. سوره مزمل، آیه ۱۴.
  40. سوره حاقه، آیه ۱۴.
  41. سوره انفطار، آیه ۳.
  42. سوره تکویر، آیه ۱۴.
  43. ر.ک: فرهنگ شیعه، ص۸۳.
  44. ر.ک: صادقی، مصطفی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص۹۱ ـ ۹۳؛ صدر، سید محمد، غیبت کبری، ص۵۴۹ـ ۵۵۲؛ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید، ص۲۵۱ـ ۲۵۲.
  45. «لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یُخْرِجَ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَیْتِی»؛ الغیبة، نعمانی، ص۱۴۹.
  46. ر.ک: م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی، ص۴۲۷ـ ۴۲۹.
  47. ر.ک: تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۰۴.