تربیت اخلاقی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۹: خط ۴۹:
# '''پرهیز دادن متربی از محیط‌های ناسالم:''' انسان برای ادامه [[حیات]] خود و تأمین نیازمندی‌های ضروری خود به ارتباط با محیط نیازمند است. ولی محیط نیز مواهب خود را رایگان در [[اختیار انسان]] قرار نمی‌دهد و در مقابل مواهب خود، بر [[شخصیت]] و [[رفتار]] و گفتار وی تأثیر می‌گذارد. اگر محیط [[صالح]] باشد، معمولاً رفتار او نیز صالح خواهد بود و به عکس. بنابراین، محیط فاسد معمولاً به تدریج انسان را [[فاسد]] کرده و او را به سوی رفتارهای ناشایست سوق می‌دهد. به همین سبب، می‌‌توان گفت در بیشتر موارد، تربیت اخلاقی بدون محیط سالم امکان‌پذیر نخواهد بود. شاید به همین سبب، [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} خود از محیط‌های ناسالم دوری می‌کردند و [[پیروان]] خود را از ورود به محیط‌های ناسالم باز می‌داشتند [[هارون بن جهم]] می‌گوید: «هنگامی که [[امام صادق]]{{ع}} در [[حیره]] بر منصور وارد شد با او بودیم. یکی از [[کارگزاران]] منصور مجلس جشنی گرفته و [[مردم]] را [[دعوت]] کرده بود. [[امام]]{{ع}} نیز از جمله مدعوین بود. آن حضرت بر سر سفره بود و غذا می‌خورد و گروهی نیز همراه او بر سر سفره نشسته بودند که یکی از آنها آبی خواست و برایش کاسه‌ای شراب آوردند همین که شراب به دست مرد رسید، امام{{ع}} برخاست. از او درباره علت برخاستنش پرسیدند و فرمود: پیامبر{{صل}} فرمود: [[ملعون]] است کسی که بر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب می‌خورند»<ref>{{متن حدیث|كُنَّا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} بِالْحِيرَةِ حِينَ قَدِمَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ الْمَنْصُورِ فَخَتَنَ بَعْضُ الْقُوَّادِ ابْناً لَهُ وَ صَنَعَ طَعَاماً وَ دَعَا النَّاسَ وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِيمَنْ دُعِيَ فَبَيْنَا هُوَ عَلَى الْمَائِدَةِ يَأْكُلُ وَ مَعَهُ عِدَّةٌ عَلَى الْمَائِدَةِ فَاسْتَسْقَى رَجُلٌ مِنْهُمْ مَاءً فَأُتِيَ بِقَدَحٍ فِيهِ شَرَابٌ لَهُمْ فَلَمَّا أَنْ‌ صَارَ الْقَدَحُ‌ فِي‌ يَدِ الرَّجُلِ‌ قَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنِ الْمَائِدَةِ فَسُئِلَ عَنْ قِيَامِهِ فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَلْعُونٌ مَنْ جَلَسَ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ جَلَسَ طَائِعاً عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ}}؛ کلینی، کافی، ج ۶، ص۲۶۸.</ref>.
# '''پرهیز دادن متربی از محیط‌های ناسالم:''' انسان برای ادامه [[حیات]] خود و تأمین نیازمندی‌های ضروری خود به ارتباط با محیط نیازمند است. ولی محیط نیز مواهب خود را رایگان در [[اختیار انسان]] قرار نمی‌دهد و در مقابل مواهب خود، بر [[شخصیت]] و [[رفتار]] و گفتار وی تأثیر می‌گذارد. اگر محیط [[صالح]] باشد، معمولاً رفتار او نیز صالح خواهد بود و به عکس. بنابراین، محیط فاسد معمولاً به تدریج انسان را [[فاسد]] کرده و او را به سوی رفتارهای ناشایست سوق می‌دهد. به همین سبب، می‌‌توان گفت در بیشتر موارد، تربیت اخلاقی بدون محیط سالم امکان‌پذیر نخواهد بود. شاید به همین سبب، [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} خود از محیط‌های ناسالم دوری می‌کردند و [[پیروان]] خود را از ورود به محیط‌های ناسالم باز می‌داشتند [[هارون بن جهم]] می‌گوید: «هنگامی که [[امام صادق]]{{ع}} در [[حیره]] بر منصور وارد شد با او بودیم. یکی از [[کارگزاران]] منصور مجلس جشنی گرفته و [[مردم]] را [[دعوت]] کرده بود. [[امام]]{{ع}} نیز از جمله مدعوین بود. آن حضرت بر سر سفره بود و غذا می‌خورد و گروهی نیز همراه او بر سر سفره نشسته بودند که یکی از آنها آبی خواست و برایش کاسه‌ای شراب آوردند همین که شراب به دست مرد رسید، امام{{ع}} برخاست. از او درباره علت برخاستنش پرسیدند و فرمود: پیامبر{{صل}} فرمود: [[ملعون]] است کسی که بر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب می‌خورند»<ref>{{متن حدیث|كُنَّا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} بِالْحِيرَةِ حِينَ قَدِمَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ الْمَنْصُورِ فَخَتَنَ بَعْضُ الْقُوَّادِ ابْناً لَهُ وَ صَنَعَ طَعَاماً وَ دَعَا النَّاسَ وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِيمَنْ دُعِيَ فَبَيْنَا هُوَ عَلَى الْمَائِدَةِ يَأْكُلُ وَ مَعَهُ عِدَّةٌ عَلَى الْمَائِدَةِ فَاسْتَسْقَى رَجُلٌ مِنْهُمْ مَاءً فَأُتِيَ بِقَدَحٍ فِيهِ شَرَابٌ لَهُمْ فَلَمَّا أَنْ‌ صَارَ الْقَدَحُ‌ فِي‌ يَدِ الرَّجُلِ‌ قَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنِ الْمَائِدَةِ فَسُئِلَ عَنْ قِيَامِهِ فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَلْعُونٌ مَنْ جَلَسَ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ جَلَسَ طَائِعاً عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ}}؛ کلینی، کافی، ج ۶، ص۲۶۸.</ref>.
# '''پرهیز از [[معاشرت]] با صاحبان [[رذائل]]:''' تأثیر [[دوست]] و همنشین بر [[خلق و خوی]] انسان امری انکارناپذیر است و به همین سبب، در متون [[اسلامی]] از [[همنشینی]] با بدان [[نهی]] و به همنشینی با نیکان توصیه شده است. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است: «با [[بدعت‌گذاران]] معاشرت و همنشینی نکنید، که از نظر [[مردم]] یکی از آنها به شمار می‌‌آیید. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: انسان تابع [[دین]] دوست و همنشین خویش است»<ref>{{متن حدیث|لَا تَصْحَبُوا أَهْلَ‌ الْبِدَعِ‌ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ‌ فَتَصِيرُوا عِنْدَ النَّاسِ كَوَاحِدٍ مِنْهُمْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ}}؛ کلینی، کافی، ج ۲، ص۳۷۶.</ref> و در روایتی دیگر می‌‌فرماید: «سزاوار نیست [[مسلمان]] با [[فاجر]] و احمق و [[دروغ‌گو]] [[دوستی]] داشته باشد»<ref>{{متن حدیث|لَا يَنْبَغِي‌ لِلْمُسْلِمِ‌ أَنْ‌ يُوَاخِيَ‌ الْفَاجِرَ وَ لَا الْأَحْمَقَ وَ لَا الْكَذَّابَ}}؛ کلینی، کافی، ج ۲، ص۳۷۶.</ref>.
# '''پرهیز از [[معاشرت]] با صاحبان [[رذائل]]:''' تأثیر [[دوست]] و همنشین بر [[خلق و خوی]] انسان امری انکارناپذیر است و به همین سبب، در متون [[اسلامی]] از [[همنشینی]] با بدان [[نهی]] و به همنشینی با نیکان توصیه شده است. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است: «با [[بدعت‌گذاران]] معاشرت و همنشینی نکنید، که از نظر [[مردم]] یکی از آنها به شمار می‌‌آیید. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: انسان تابع [[دین]] دوست و همنشین خویش است»<ref>{{متن حدیث|لَا تَصْحَبُوا أَهْلَ‌ الْبِدَعِ‌ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ‌ فَتَصِيرُوا عِنْدَ النَّاسِ كَوَاحِدٍ مِنْهُمْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ}}؛ کلینی، کافی، ج ۲، ص۳۷۶.</ref> و در روایتی دیگر می‌‌فرماید: «سزاوار نیست [[مسلمان]] با [[فاجر]] و احمق و [[دروغ‌گو]] [[دوستی]] داشته باشد»<ref>{{متن حدیث|لَا يَنْبَغِي‌ لِلْمُسْلِمِ‌ أَنْ‌ يُوَاخِيَ‌ الْفَاجِرَ وَ لَا الْأَحْمَقَ وَ لَا الْكَذَّابَ}}؛ کلینی، کافی، ج ۲، ص۳۷۶.</ref>.
# '''ایجاد فضای [[اخلاقی]] در [[جامعه]]:''' یکی از روش‌های بسیار مؤثر در ایجاد زمینه مناسب برای تربیت اخلاقی که در [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} مورد توجه قرار گرفته، حاکم کردن فضای اخلاقی در جامعه است. مراد از فضای اخلاقی آن است که [[ارزش‌های اخلاقی]] در جامعه جایگاهی [[برتر]] بیابند و همه، خود را موظف و [[متعهد]] به رعایت آنها بدانند. به سخن دیگر، ایجاد فضای اخلاقی به معنای حاکم شدن ارزش‌های اخلاقی [[اسلام]] است. اما [[حاکمیت]] ارزش‌های اخلاقی نه به معنای حاکمیت از طریق [[اعمال]] فشار و [[زور]]، بلکه بدین معناست که افراد از صمیم [[قلب]] برای آنها [[ارزش]] قائل شده، آنها را پذیرفته و به آنها پای‌بند باشند. دقت در [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} نشان می‌دهد که آنان همه کوشش خود را صرف حاکم کردن [[ارزش‌های اخلاقی]] [[اسلام]] و ایجاد فضای [[اخلاقی]] در [[جامعه]] می‌کردند. [[پیامبر]]{{صل}} در طول اقامت خود در [[مدینه]] با اتخاذ تدابیری خاص به بهترین وجه ارزش‌های اخلاقی [[اسلامی]] را در جامعه مدینه حاکم کردند، به گونه‌ای که کسی جرئت [[تخلف]] از آنها را به خود نمی‌داد.
# '''ایجاد فضای [[اخلاقی]] در [[جامعه]]:''' یکی از روش‌های بسیار مؤثر در ایجاد زمینه مناسب برای تربیت اخلاقی که در [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} مورد توجه قرار گرفته، حاکم کردن فضای اخلاقی در جامعه است. مراد از فضای اخلاقی آن است که [[ارزش‌های اخلاقی]] در جامعه جایگاهی [[برتر]] بیابند و همه، خود را موظف و [[متعهد]] به رعایت آنها بدانند. به سخن دیگر، ایجاد فضای اخلاقی به معنای حاکم شدن ارزش‌های اخلاقی [[اسلام]] است. اما [[حاکمیت]] ارزش‌های اخلاقی نه به معنای حاکمیت از طریق [[اعمال]] فشار و [[زور]]، بلکه بدین معناست که افراد از صمیم [[قلب]] برای آنها [[ارزش]] قائل شده، آنها را پذیرفته و به آنها پای‌بند باشند. دقت در [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} نشان می‌دهد که آنان همه کوشش خود را صرف حاکم کردن [[ارزش‌های اخلاقی]] [[اسلام]] و ایجاد فضای [[اخلاقی]] در [[جامعه]] می‌کردند. [[پیامبر]]{{صل}} در طول اقامت خود در [[مدینه]] با اتخاذ تدابیری خاص به بهترین وجه ارزش‌های اخلاقی [[اسلامی]] را در جامعه مدینه حاکم کردند، به گونه‌ای که کسی جرئت تخلف از آنها را به خود نمی‌داد.
# '''[[محبت]] و [[احسان]]:''' در [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} احسان و محبت به دیگران جایگاه والایی یافته است. در اینجا چند نمونه از این سیره‌ها را نقل می‌کنیم: در [[فتح مکه]]، هنگامی که [[مسلمانان]] وارد [[مکه]] شدند، همه [[انتظار]] داشتند [[پیامبر]]{{صل}} از مشرکان قریش [[انتقام]] همه [[ستم‌ها]] و نامردمی‌هایی را که در [[حق]] او و یارانش کرده بودند بگیرد و دستور [[قتل]] و [[غارت]] و [[اسارت]] آنها را صادر کند. با این حال، پیامبر{{صل}} در پاسخ برخی مسلمانان که فریاد می‌زدند: امروز [[روز]] [[کشتار]] است، فرمود: امروز روز محبت و [[مهربانی]] است و اعلام کرد همه اهالی مکه جز شماری اندک [[آزاد]] هستند. [[امامان]]{{عم}} نیز همین روش را داشتند. در سیره امام زین العابدین{{ع}} آمده است: «کسی [[امام زین العابدین]]{{ع}} را [[دشنام]] داد. خادم‌های امام قصد او را کردند. امام{{ع}} فرمود: او را واگذارید، که آنچه از ما بر او پوشیده است بیش از آن است که می‌گویند. سپس فرمود: آیا حاجتی داری، ای مرد؟ مرد شرمنده شد و امام{{ع}} لباسش را به او بخشید و دستور داد هزار درهم به او بدهند. مرد فریادزنان بازگشت و می‌گفت: [[شهادت]] می‌دهم که تو فرزند [[رسول]] خدایی»<ref>{{متن حدیث|شَتَمَ بَعْضُهُمْ زَيْنَ الْعَابِدِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَقَصَدَهُ غِلْمَانُهُ فَقَالَ دَعُوهُ فَإِنَّ مَا خَفِيَ مِنَّا أَكْثَرُ مِمَّا قَالُوا ثُمَّ قَالَ لَهُ أَ لَكَ حَاجَةٌ يَا رَجُلُ فَخَجِلَ الرَّجُلُ فَأَعْطَاهُ ثَوْبَهُ وَ أَمَرَ لَهُ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ فَانْصَرَفَ‌ الرَّجُلُ‌ صَارِخاً يَقُولُ أَشْهَدُ أَنَّكَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ‌}}؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۶، ص۹۵.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده]] و [[محمد داوودی|داوودی]]، [[سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت]]، ص۲۳۶ ـ ۲۴۰.</ref>
# '''[[محبت]] و [[احسان]]:''' در [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} احسان و محبت به دیگران جایگاه والایی یافته است. در اینجا چند نمونه از این سیره‌ها را نقل می‌کنیم: در [[فتح مکه]]، هنگامی که [[مسلمانان]] وارد [[مکه]] شدند، همه [[انتظار]] داشتند [[پیامبر]]{{صل}} از مشرکان قریش [[انتقام]] همه [[ستم‌ها]] و نامردمی‌هایی را که در [[حق]] او و یارانش کرده بودند بگیرد و دستور [[قتل]] و [[غارت]] و [[اسارت]] آنها را صادر کند. با این حال، پیامبر{{صل}} در پاسخ برخی مسلمانان که فریاد می‌زدند: امروز [[روز]] [[کشتار]] است، فرمود: امروز روز محبت و [[مهربانی]] است و اعلام کرد همه اهالی مکه جز شماری اندک [[آزاد]] هستند. [[امامان]]{{عم}} نیز همین روش را داشتند. در سیره امام زین العابدین{{ع}} آمده است: «کسی [[امام زین العابدین]]{{ع}} را [[دشنام]] داد. خادم‌های امام قصد او را کردند. امام{{ع}} فرمود: او را واگذارید، که آنچه از ما بر او پوشیده است بیش از آن است که می‌گویند. سپس فرمود: آیا حاجتی داری، ای مرد؟ مرد شرمنده شد و امام{{ع}} لباسش را به او بخشید و دستور داد هزار درهم به او بدهند. مرد فریادزنان بازگشت و می‌گفت: [[شهادت]] می‌دهم که تو فرزند [[رسول]] خدایی»<ref>{{متن حدیث|شَتَمَ بَعْضُهُمْ زَيْنَ الْعَابِدِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَقَصَدَهُ غِلْمَانُهُ فَقَالَ دَعُوهُ فَإِنَّ مَا خَفِيَ مِنَّا أَكْثَرُ مِمَّا قَالُوا ثُمَّ قَالَ لَهُ أَ لَكَ حَاجَةٌ يَا رَجُلُ فَخَجِلَ الرَّجُلُ فَأَعْطَاهُ ثَوْبَهُ وَ أَمَرَ لَهُ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ فَانْصَرَفَ‌ الرَّجُلُ‌ صَارِخاً يَقُولُ أَشْهَدُ أَنَّكَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ‌}}؛ مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۶، ص۹۵.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده]] و [[محمد داوودی|داوودی]]، [[سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت]]، ص۲۳۶ ـ ۲۴۰.</ref>


۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش