←هدفمندى
(←حدوث) |
|||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
*البته برخى این زوجیت را اعم از این دو گرفته، آن را به دو نوع یا دو صنف یا دو شىء متقابل [[تفسیر]] کردهاند و مواردى مانند تلخى و شیرینى، تاریکى و روشنایى، [[خورشید و ماه]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، هموارىها و ناهموارىها، [[جن]] وانس و [[خیر و شر]] را نیز بر آن افزودهاند<ref>جامع البيان، ج ۱۲، ص ۵۵؛ مجمع البيان، ج ۹، ص ۲۶۷؛ تفسير قرطبى، ج ۱۷، ص ۳۶.</ref>. | *البته برخى این زوجیت را اعم از این دو گرفته، آن را به دو نوع یا دو صنف یا دو شىء متقابل [[تفسیر]] کردهاند و مواردى مانند تلخى و شیرینى، تاریکى و روشنایى، [[خورشید و ماه]]، [[آسمان]] و [[زمین]]، هموارىها و ناهموارىها، [[جن]] وانس و [[خیر و شر]] را نیز بر آن افزودهاند<ref>جامع البيان، ج ۱۲، ص ۵۵؛ مجمع البيان، ج ۹، ص ۲۶۷؛ تفسير قرطبى، ج ۱۷، ص ۳۶.</ref>. | ||
*در تفسیرى دیگر، مراد از زوجیت، همانند یا ضد هر چیزى قلمداد شده است<ref>توحيد الالوهيه، ج ۲، ص ۳۵.</ref>. برخى از [[مفسران]] بر این باورند که زوجیت از ویژگىهاى ممکنات است و این گونه [[آفرینش]] براى آن است که [[بندگان]] بدانند، [[خالق]] زوجها، فرد است و هیچ یک از ویژگىهاى موجودات زوج مانند حرکت و سکون، [[قیام]] و [[قعود]] و ابتدا و انتها درباره او معنا ندارد<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[جهان (مقاله)|جهان]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۰.</ref> | *در تفسیرى دیگر، مراد از زوجیت، همانند یا ضد هر چیزى قلمداد شده است<ref>توحيد الالوهيه، ج ۲، ص ۳۵.</ref>. برخى از [[مفسران]] بر این باورند که زوجیت از ویژگىهاى ممکنات است و این گونه [[آفرینش]] براى آن است که [[بندگان]] بدانند، [[خالق]] زوجها، فرد است و هیچ یک از ویژگىهاى موجودات زوج مانند حرکت و سکون، [[قیام]] و [[قعود]] و ابتدا و انتها درباره او معنا ندارد<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[جهان (مقاله)|جهان]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۰.</ref> | ||
===هدفمندى=== | ===[[هدفمندی جهان|هدفمندى]]=== | ||
*از بسیارى از [[آیات قرآن]] بر مىآید که [[خداوند]] [[جهان]] را [[بیهوده]] و [[عبث]] نیافریده، بلکه داراى هدفى خاص است:{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریدهایم ما آن دو را جز به حقّ نیافریدهایم ولی بیشتر آنان نمیدانند» سوره دخان، آیه ۳۸ -۳۹.</ref>. | *از بسیارى از [[آیات قرآن]] بر مىآید که [[خداوند]] [[جهان]] را [[بیهوده]] و [[عبث]] نیافریده، بلکه داراى هدفى خاص است:{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریدهایم ما آن دو را جز به حقّ نیافریدهایم ولی بیشتر آنان نمیدانند» سوره دخان، آیه ۳۸ -۳۹.</ref>. | ||
*در برخى [[آیات]] نیز [[باطل]] بودن [[جهان]] یا بطلان [[آفرینش]] آن [[انکار]] شده است: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ}}<ref>«و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این پندار کافران است پس وای از آتش (دوزخ) بر کافران!» سوره ص، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ}}<ref>«آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟» سوره مؤمنون، آیه۱۱۵.</ref>. | *در برخى [[آیات]] نیز [[باطل]] بودن [[جهان]] یا بطلان [[آفرینش]] آن [[انکار]] شده است: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ}}<ref>«و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این پندار کافران است پس وای از آتش (دوزخ) بر کافران!» سوره ص، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ}}<ref>«آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟» سوره مؤمنون، آیه۱۱۵.</ref>. | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
*بگفته برخى، [[خداوند]]، [[جهان]] را [[آفریده]] تا مخلوقات را بیازماید و از [[ثواب]] خود برخوردار یا به [[کیفر]] خویش [[مبتلا]] کند<ref>جامع البيان، ج ۲۵، ص ۱۶۶ ـ ۱۶۷؛ مجمع البيان، ج ۹، ص ۱۰۱.</ref>. | *بگفته برخى، [[خداوند]]، [[جهان]] را [[آفریده]] تا مخلوقات را بیازماید و از [[ثواب]] خود برخوردار یا به [[کیفر]] خویش [[مبتلا]] کند<ref>جامع البيان، ج ۲۵، ص ۱۶۶ ـ ۱۶۷؛ مجمع البيان، ج ۹، ص ۱۰۱.</ref>. | ||
*برخى دیگر از [[آیات]] نیز هدفهاى خاصى براى [[آفرینش]] برخى از موجودات [[جهان]] بیان کردهاند: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه۵۶.</ref>؛ اما با وجود هدفمند بودن [[آفرینش جهان]]، همه [[بندگان]] بر این مسئله آگاهى ندارند، بلکه تنها گروهى ویژه به آن دست مىیابند؛ در [[قرآن کریم]] [[درک]] هدفمندى [[جهان آفرینش]] به صاحبان [[عقل]] صاف و [[خالص]] از شوائب {{متن قرآن|أُوْلُوا الأَلْبَابِ}} نسبت داده شده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانههایی برای خردمندان است» سوره آل عمران، آیه۱۹۰.</ref>، آنان که در همه حال به یاد خدایند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریدهای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه۱۹۱.</ref> و از [[عبادت]] [[طاغوتها]] بیزار و اهل [[انابه]] به درگاه الهى و [[هدایت]] یافتگاناند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ}}<ref>«و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیدهاند و به درگاه خداوند بازگشتهاند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[جهان (مقاله)|جهان]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۰.</ref> | *برخى دیگر از [[آیات]] نیز هدفهاى خاصى براى [[آفرینش]] برخى از موجودات [[جهان]] بیان کردهاند: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه۵۶.</ref>؛ اما با وجود هدفمند بودن [[آفرینش جهان]]، همه [[بندگان]] بر این مسئله آگاهى ندارند، بلکه تنها گروهى ویژه به آن دست مىیابند؛ در [[قرآن کریم]] [[درک]] هدفمندى [[جهان آفرینش]] به صاحبان [[عقل]] صاف و [[خالص]] از شوائب {{متن قرآن|أُوْلُوا الأَلْبَابِ}} نسبت داده شده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانههایی برای خردمندان است» سوره آل عمران، آیه۱۹۰.</ref>، آنان که در همه حال به یاد خدایند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}}<ref>«(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریدهای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه۱۹۱.</ref> و از [[عبادت]] [[طاغوتها]] بیزار و اهل [[انابه]] به درگاه الهى و [[هدایت]] یافتگاناند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ}}<ref>«و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیدهاند و به درگاه خداوند بازگشتهاند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.</ref><ref>[[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[جهان (مقاله)|جهان]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۰.</ref> | ||
===پایانپذیرى=== | ===پایانپذیرى=== | ||
*متناهى یا ابدى بودن [[جهان]]، از پرسشهاى اساسى براى [[فیلسوفان]]، [[متکلمان]] و حتى عموم [[مردم]] در طول دورههاى تاریخى بوده است<ref>ملا صدرا هستىشناسى، ج ۶، ص ۳۶۸.</ref>. برخى بر اثر نبود آگاهى کاملى از [[پایان جهان]]، به نامحدود بودن آن [[معتقد]] شدهاند<ref> نهاية الاقدام، ص ۶ - ۸.</ref>؛ اما عموم [[فیلسوفان]] و به ویژه [[متکلمان]] با توجه به مادى و زوال پذیر بودن [[جهان]] بر زمانمند و مکانمند بودن آن، تأکید کردهاند <ref>مفاتيح الغيب، ج ۲، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۷.</ref>. | *متناهى یا ابدى بودن [[جهان]]، از پرسشهاى اساسى براى [[فیلسوفان]]، [[متکلمان]] و حتى عموم [[مردم]] در طول دورههاى تاریخى بوده است<ref>ملا صدرا هستىشناسى، ج ۶، ص ۳۶۸.</ref>. برخى بر اثر نبود آگاهى کاملى از [[پایان جهان]]، به نامحدود بودن آن [[معتقد]] شدهاند<ref> نهاية الاقدام، ص ۶ - ۸.</ref>؛ اما عموم [[فیلسوفان]] و به ویژه [[متکلمان]] با توجه به مادى و زوال پذیر بودن [[جهان]] بر زمانمند و مکانمند بودن آن، تأکید کردهاند <ref>مفاتيح الغيب، ج ۲، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۷.</ref>. | ||